header

اس ام اس فلسفی و جملات بزرگان سری اردیبهشت ۹۱


اس ام اس فلسفی و جملات بزرگان سری اردیبهشت 91

بزرگان خود را گرامى شمار / تو را گر بود جان من این شعار

کنند از تو کوچک تران احترام‏ / به نیکىّ و خوبى برند از تو نام‏ . . .

.

.

.

“ریشه” گلی است که به شهرت پشت کرده است . . .

جبران خلیل جبران

.

.

.

چو با صدقه منّت گذارى به کَس / تو را این چنین بذل و انفاق بس‏

گناهش ز اجرش بود بیشتر / مزن بر دل بینوا نیشتر . . .

.

.

.

«عقلانیت باز» آن عقلانیتی است که فراموش نمی‌کند که

«یکی» در «چند» است و «چند» در «یکی» . . .

(ادگارمون )

.

.

.

کسى را بود عزّت و احترام / که باشد فروتن چو دارد مقام‏

کند پیشه افتادگى آن بلند / بپرهیزد از نخوت آن ارجمند . . .

.

.

.

نگاه به کار مفیدم، کَس نمی کند

هزار دیده منتظر یک اشتباه من است . . .

.

.

.

برو تکیه بر حکم تقدیر کن / نه چون جاهلان ترک تدبیر کن‏

چو کس را رضایت بود بر قضا / شود از غم و رنج گیتى رها . . .

.

.

.

در تله ی تعصبات دیگران گرفتار نشوید که این زندگی کردن با حاصل تفکرات آنهاست

استیو جابز

.

.

.

چو بر دوستان خرده گیرد کسى / سرانگشت حسرت بخارد بسى‏

گریزند از او دوستانش زیاد / برندش همه دوستى را ز یاد . . .

.

.

.

تو را گر نکوهیده باشد روش / کند دشمن و دوستت سرزنش‏

شوند از تو اطرافیان تو دور / کجا دوست بتوان گرفتن بزور . . .

.

.

.

مکن هیچ گه راز کس را تو فاش / بیا در امانت تو خائن مباش‏

که از آن نباشد خیانت بتر / بپا گردد از آن بسى شور و شرّ . . .

.

.

.

چو کس نفس خود را شناسد درست / نباشد ز تهذیب آن هیچ سست‏

ز پاکىّ و عفّت نگردد جدا / کند دورى از هر بد و ناروا . . .

.

.

.

دوست تو کسی است که هرگاه از تو سخن حق بشنود ، خشمگین نشود . . .

(فیثاغورث)

.

.

.

نباشد گریز از قضا و قدر / فراوان رسد بنده را، بی خبر

نگردى به تدبیر از آن رها / گناه است خشم از رضاى خدا . . .

.

.

.

هرگز در میان موجودات مخلوقی که برای کبوتر شدن آفریده شده کرکس نمیشود

این خصلت در میان هیچ یک از مخلوقات نیست جز آدمیان !

( ویکتورهوگو )

.

.

.

عاقلانه انتخاب کن تا عاشقانه زندگـی کنی

چون اگر عاشقانه انتخاب کنی عاجزانه زندگـی می کنی . . .

.

.

.

هر چیزی که نگهبان آن بیشتر باشد استوار تر گردد

مگر “راز” که نگهدار آن هرچه زیادتر باشد ، آشکار تر . . .

(افلاطون)

.

.

.

بی عوض دانی چه باشد در جهان ؟

عمر باشد ، عمر ، قدر آن را بدان . . .

.

.

.

بعضی ها آنقدر فقیر هستند ، که تنها چیزی که دارند

پول است . . .

.

.

.

در دنیا باشید ، ولی با دنیا نباشید

در دنیا زندگی کنید، ولی از دنیا بگذرید . . .

.

.

.

ذهن مثل چتر نجات است ، وقتی عمل می کند که باز شده باشد . . .

.

.

.

زمین خوردن چه زیباست اگر هدف بوسیدن خاک پای مادرت باشد . . .

.

.

.

زبانت ز عقلت حکایت کند / بیانت ز فضلت روایت کند

تو را نیست گر عقل و فضل و ادب / ز گفتار بیهوده بربند لب‏ . . .

.

.

.

استفاده به موقع از فنجانی آب ، مهیب ترین آتش سوزی را مهار می کند . . .

.

.

.

چو با ابلهان کَس شود همنشین / تو او را به چشم بزرگى مبین‏

سزد گر شود خوار و درمانده او / ز نزد همه دوستان رانده او . . .

.

.

.

عجیب است

که انسان نه می تواند برای تولدش شادی کند و نه برای مرگش عزا بگیرد . . .

.

.

.

سزد گر خردمند با بذل مال / کند خویش ممدوح اهل سؤال‏

بپرهیزد از خوارى خواهش او / کند با قناعت خود آرایش او . . .

.

.

.

هرگز از رودی که خشک شده است به خاطر گذشته اش سپاسگذاری نمیکنند . . .