دولت‌های آمریکا چقدر برای براندازی در ایران هزینه کرده‌اند؟

17 دی 1404 – 19:05

اخبار بین الملل

اخبار آمریکا

اسناد نشان می‌دهند دولت‌های متوالی آمریکا تاکنون میلیاردها دلار برای براندازی در ایران هزینه بی‌ثمر کرده‌اند.

گروه بین‌الملل خبرگزاری تسنیم – با وجود آنکه آمریکا در توافقنامه الجزایر، بعد از ماجرای تسخیر لانه جاسوسی تعهد داده که در امور داخلی ایران مداخله نکند مستندات مختلف کماکان گواه می‌دهند که تلاش برای براندازی سخت و نرم در ایران در دولت‌های مختلف ایالات متحده همواره در دستور کار سیاستمداران در واشنگتن قرار داشته است.

این موضوع البته در مقاطعی با رویکرد سخت نظامی و در مقاطعی با استفاده از الگوی براندازی نرم در پوشش برنامه‌هایی با نام‌هایی مانند «دموکراسی و حقوق بشر» پیگیری شده است.

اعتراف آشکار به مداخله در ایران

در روزهای گذشته دونالد ترامپ با صراحت بیشتری نسبت به همیشه قصد و نیت خودش برای حمایت از اغتشاشات و ناآرامی‌ها در ایران را آشکار کرده است. او چند روز پیش بر پایه ادعاهای اثبات‌نشده در حساب کاربری‌اش در تروث‌سوشال نوشت چنانچه تهران اقدام به «کشتن معترضان» کند ایالات متحده «دست به ماشه» آماده اقدام است.

هر چند این صراحت لهجه در اعتراف به تلاش برای دامن زدن به اغتشاش و براندازی کم‌سابقه است اما نگاهی به مستندات و واقعیت‌ها نشان می‌دهد که این تنها تفاوت ترامپ با اسلاف او است و  می‌توان گفت مهار و مدیریت ایران سیاستی است که از نخستین روزهای پیروزی انقلاب اسلامی در دستور کار قرار داشته و تا کنون میلیون‌ها دلار نیز صرف دستیابی به این هدف شده است.

«کنث کزمان»، تحلیلگر ارشد مسائل ایران در «مرکز تحقیقات کنگره آمریکا» در گزارش‌های متعددی که طی سال‌های گذشته درباره ایران به رشته نگارش درآورده بخشی از بودجه‌هایی را که بین سال‌های 2004 تا 2017 دولت‌های مختلف آمریکا برای براندازی نرم در ایران مصوب می‌کردند را مستند کرده است (به عنوان مثال گزارش سال 2017 را اینجا ببینید)؛ با این حال، او از سال 2017 به بعد این بخش را از گزارش‌های خود حذف کرده است.

منابع مالی تخصیص داده‌شده برای عملیات خارجی: 1.5 میلیون دلار برای «سازمان‌های آموزشی، انسانی و سازمان‌های غیردولتی و افراد داخل در ایران برای حمایت از پیشرفت دموکراسی و حقوق بشر در ایران.

دفتر دموکراسی و کار وزارت امور خارجه ایالات‌متحده نیز 1 میلیون دلار به واحدی در دانشگاه ییل و همچنین 500 هزار دلار به موقوفه ملی برای دموکراسی اختصاص داد.

3 میلیون دلار از تخصیص‌های بودجه‌ای کمک‌های خارجی برای ترویج دموکراسی در ایران اختصاص یافت. بخش‌های دارای اولویت در این زمینه شامل توسعه احزاب سیاسی، رسانه، حقوق کار، ارتقاء جامعه مدنی و حقوق بشر است.

11.15 میلیون دلار برای ترویج دموکراسی در ایران اختصاص یافت که در این میان 4.15 میلیون دلار به وزارت امور خارجه و برنامه حمایت از مبارزان حقوق اجتماعی تعلق گرفت و 7 میلیون دلار نیز به دفتر امور خاور نزدیک اختصاص یافت.

درمجموع 66.1 میلیون دلار از 75 میلیون دلار درخواستی توسط وزارت امور خارجه به برنامه ترویج دموکراسی تعلق گرفت. 20 میلیون به‌صورت مستقیم به برنامه ترویج دموکراسی تعلق گرفت، 5 میلیون دلار برای دیپلماسی عمومی بر روی جمعیت ایران تعلق گرفت و 5 میلیون دلار نیز برای تبادل فرهنگی اختصاص یافت. همچنین 36.1 میلیون دلار به تلویزیون صدای آمریکا و رادیو فردا اختصاص یافت.

در بودجه سال 2007 میلادی نیز 6.55 میلیون دلار برای ایران و سوریه اختصاص یافت که 3.04 میلیون دلار تنها برای ایران استفاده شد. البته منابع مالی بیشتری نیز مورد درخواست نبود.

در سال 2008 60 میلیون دلار از 75 میلیون دلار درخواستی به این برنامه اختصاص یافت که 21.6 میلیون دلار آن به برنامه ترویج دموکراسی در ایران اختصاص یافت. 7.9 میلیون دلار نیز برای حمایت از مبارزان حقوق اجتماعی اختصاص یافت. همچنین از طریق این بودجه 33.6 میلیون دلار دیگر نیز برای رسانه‌های مرتبط با ایران درخواست شده بود که بودجه تلویزیون صدای آمریکا دراین‌باره 20 میلیون دلار و رادیو فردا 8.1 میلیون دلار بود. 5. میلیون دلار دیگر نیز برای مبادلات با ایران اختصاص یافت.

میان مبلغ مورد درخواستی وزارت امور خارجه برای برنامه سال 2009، 65 میلیون دلار بود. این برنامه با این هدف شکل گرفت که «به حمایت از خواسته‌های مردم ایران برای جامعه‌ای دموکراتیک و باز با ترویج جامعه مدنی، مشارکت مدنی آزادی رسانه‌ها و آزادی اطلاعات بپردازد» از این میزان 25 میلیون دلار تنها به پروژه ایران تعلق گرفت.

40 میلیون دلار برای پیشبرد برنامه دموکراسی در خاور نزدیک از کنگره درخواست شد. طرح اصلی این برنامه ترویج حقوق بشر، جامعه مدنی، و دیپلماسی عمومی در ایران با استفاده از این بودجه بود که قرار بود برای کل منطقه مورداستفاده قرار بگیرد اما بیشتر آن در امور ایران مورداستفاده قرار گرفت.

40 میلیون دلار برای پیشبرد دموکراسی در کشورهای منطقه درخواست شد که میزان مورداستفاده از این بودجه برای ایران مشابه سال 2010 بود.

این بودجه بازهم در سال 2012 کاهش یافت و به 35 میلیون دلار برای کل منطقه رسید

در سال 2013 بودجه درخواستی به 30 میلیون دلار رسید و در مورد طریقه هزینه کرد آن در کشورهای منطقه اطلاع خاصی در دست نیست

30 میلیون دلار مانند سال قبل

30 میلیون دلار مانند سال قبل و البته در سال 2015 بیشتر این بودجه صرف مبارزه با سانسور و فیلتر اینترنت در ایران شد.

30 میلیون دلار از کنگره درخواست شده است که سهم ایران مانند سال‌های قبل خواهد بود.

30 میلیون دلار از کنگره درخواست شده است که سهم ایران مانند سال‌های قبل خواهد بود.

تامین بودجه ضدایران از چندنهاد

البته هزینه‌هایی که واشنگتن برای نفوذ و تغییر معادلات قدرت در ایران صرف می‌کند از ارقام ذکر شده در بالا نیز بسیار بسیار بالاتر است چرا که در واقع سازمان‌هایی که مجری این برنامه‌ها هستند علاوه بر بودجه دولتی از طرف نهادهای دیگری هم تأمین مالی می‌شوند.

به عنوان مثال، بنیاد موقوفه ملی دموکراسی، علاوه بر اعتبارات سالانه‌ای که از دولت آمریکا دریافت می‌کند در سال‌های گذشته از نهادهای متنوعی مانند «بنیاد ریچارسون»، «بنیاد جان الین»، «بنیاد بردلی» و برخی نهادهای دیگر نیز تأمین مالی شده و طبعاً ممکن است بخشی از آنها هم را درباره پروژه‌های مربوط به ایران هزینه کرده باشد.

ضمن اینکه این جدول به هزینه‌های مخفیانه‌ای که در دولت‌های مختلف آمریکا برای ناآرام کردن ایران صرف شده و معمولأ در سندهای سالانه بودجه‌ها آورده نمی‌شوند اشاره‌ای نمی‌کند.

در یکی از این موارد، سیمور هرش، روزنامه‌نگار تحقیقی سرشناس آمریکایی در گزارشی آشکار کرد که کنگره آمریکا در سال 2008 با درخواست بودجه 400 میلیون دلاری جورج دبلیو بوش برای پیشبرد طرحی مخفیانه که هدف آن تشدید تنش‌های قومی – مذهبی و براندازی نرم در ایران بوده موافقت کرده است (نیویورکر، 2008).

بوش این درخواست را با صدور یک سند بسیار محرمانه موسوم به «یافته ریاست‌جمهوری» که غیر از خودش برخی از سران کنگره از آن خبردار می‌شوند مطرح کرده بود و به همین سبب، طبیعی است که این رقم در بودجه سالانه گنجانده نشده است.

از جمله موارد دیگری که در جدول کزمن به آن اشاره نشده اختصاص بودجه 75 میلیون دلاری از سوی وزارت خارجه ایالات متحده آمریکا برای آنچه «پروژه‌های جامعه مدنی و حقوق بشر در ایران» خوانده شده بوده است. ( منبع ).

نکته دیگر اینکه بیشتر برنامه‌ها و بودجه‌های اختصاص یافته‌ای که «کزمن» به آنها اشاره کرده ممکن است در نگاه اول طرح‌هایی تنها برای ارتقاء دموکراسی، پیشبرد حقوق بشر و تحکیم نهادهای مدنی و سازمان‌های مردم‌نهاد به نظر برسند، اما اکنون دیگر طبق اسناد افشا شده بر همگان روشن شده که این برنامه‌ها در کشورهای مخالف آمریکا اعم از کوبا ابزارهای براندازی و بی‌ثبات کردن دولت‌ها بوده‌اند.

به عنوان مثال، «جرمی هاموند»، تحلیلگر سیاسی و سردبیر نشریه «فارن‌پالیسی‌‌ژورنال»، بنیاد «موقوفه ملی برای دموکراسی» را یکی از مهم‌ترین سازمان‌هایی می‌داند که در راستای تأمین مالی گروه‌های برانداز در ایران فعالیت می‌کند. ( منبع ) این سازمان، چنانکه در وب‌سایت خود اعلام کرده با بسیاری از مخالفان ایرانی از جمله هاله اسفندیاری، رامین جهانبگلو، سیامک نمازی، حسین بشیریه، شیرین عبادی و منوچهر محمدی ارتباط دارد. «موقوفه ملی برای دموکراسی» از طریق یکی از سازمان‌های تابعه خود به نام «موسسه بین‌المللی جمهوری‌خواهان» در سال‌های گذشته کارگاه‌هایی در دبی برای آموزش براندازی در ایران برگزار کرده است. ( نیویورک‌تایمز ، آوریل 2006)

بودجه‌ها و اقدامات جدید

در اولین دوره ریاست‌جمهوری ترامپ محور سیاست آمریکا «فشار حداکثری» علیه ایران بود، که شامل خروج از توافق هسته‌ای (برجام) در سال 2018 و اعمال تحریم‌های گسترده برای محروم کردن دولت ایران از منابع مالی شد.

دولت ترامپ نه تنها بودجه‌های مستقیم برای دخالت در ایران را افزایش داد، بلکه میلیاردها دلار را برای اجرای تحریم‌ها و حمایت از مخالفان اختصاص داد. کنگره در سال مالی 2018 بودجه‌ای حدود 2.8 میلیارد دلار برای آنچه «احیای ارزش‌های دموکراتیک» در سطح جهانی خوانده شد تصویب کرد که بخشی از آن به برنامه‌های مرتبط با ایران از جمله تقویت رسانه‌های مخالف اختصاص یافت. ( منبع )

سال 2018 پایگاه مدیوم  با انتشار مجموعه‌ای از اسناد افشا کرد که وزارت خارجه دولت ترامپ ده‌ها میلیون دلار برای ایجاد و تقویت ناآرامی‌ در ایران از جمله در دی‌ماه سال 1396 خرج کرده است.

بخش‌هایی از این گزارش در زیر آورده شده است:

«طیف گسترده‌ای از اسناد رسمی اخیر، از تحقیقات کنگره گرفته تا گزارش‌های بودجه کمک‌های خارجی ایالات متحده، ابعاد جدیدی از رویکرد دولت ترامپ را روشن می‌کنند. این اسناد نشان‌دهنده علاقه مداوم دولت آمریکا به تحریک تغییرات سیاسی عمده در ایران است تا این کشور را به مدار منافع آمریکا بکشاند. این شامل امکان بهره‌برداری از ناآرامی‌های سیاسی و سایر بحران‌ها — از جمله بحران رو به وخامت آب — برای برگرداندن افکار عمومی علیه رژیم است.

ناآرامی‌های ایران عمدتاً ناشی از تلاقی بحران‌های داخلی زیست‌محیطی، انرژی و اقتصادی بوده است. وزارت امور خارجه تلاش کرده است تا با تأمین مالی گروه‌های اپوزیسیون و همچنین پخش برنامه‌های ضد رژیم با هزینه‌ای بالغ بر ده‌ها میلیون دلار در سال، از این بحران‌ها برای تضعیف مشروعیت رژیم بهره‌برداری کند.

به عنوان مثال، یکی از اسناد بودجه وزارت امور خارجه به پروژه‌ای اشاره دارد که هدف آن استفاده از بحران فزاینده آب در ایران برای برانگیختن خشم عمومی علیه «سوءمدیریت» رژیم است. تا به امروز، سوابق دولتی آمریکا نشان می‌دهد که دولت ترامپ از سال 2016 تاکنون، دست‌کم بیش از 1 میلیون دلار برای تأمین مالی فعالیت‌های ضد رژیم در داخل ایران هزینه کرده است.

بر اساس اسناد کنگره، پروژه‌های «ترویج دموکراسی» دولت آمریکا در ایران به شدت بر نفوذ از طریق اطلاعات تمرکز کرده‌اند. این پروژه‌ها شامل «خدمات پخش رسانه‌ای ویژه ایران مانند رادیو فردا (فردا به زبان فارسی) است که تحت رادیو اروپای آزاد/رادیو آزادی (RFE/RL) و با مشارکت صدای آمریکا (VOA) در سال 2002 آغاز شد.

رادیو فردا مستقر در پراگ، 24 ساعته برنامه پخش می‌کند و 59 کارمند تمام‌وقت دارد. بودجه آن سالانه حدود 11 میلیون دلار است. این سند ارائه هرگونه کمک دولتی ایالات متحده به ایستگاه‌های رادیویی که توسط تبعیدیان ایرانی اداره می‌شوند را رد می‌کند.

گزارش‌های صدای آمریکا تأیید می‌کنند که بخش فارسی مجزای لینک ورودی آن، که پیش‌تر شبکه خبری فارسی (PNN) نامیده می‌شد، سالانه «حدود 20 میلیون دلار» هزینه دارد. این سرویس شامل اینترنت، یک ساعت رادیو در روز و شش ساعت بازپخش تلویزیونی در طول روز است.

دولت ایالات متحده در حال حاضر سالانه حداقل 33 میلیون دلار صرف تبلیغات نرم از طریق رادیو فردا و بخش فارسی صدای آمریکا می‌کند تا ایران را از درون تضعیف کند.

علاوه بر ده‌ها میلیون دلار در سال که از تلاش‌های نفوذ اطلاعاتی از طریق این رسانه‌های مختلف حمایت می‌کند، اسناد بودجه دولتی آمریکا اطلاعات بیشتری درباره تأمین مالی تلاش‌های «ترویج دموکراسی» در سال‌های اخیر ارائه می‌دهند.

سوابق USAID و وزارت امور خارجه فاش می‌کنند که دولت ترامپ از سال 2016 تا بخشی از سال 2017، حداقل 1,146,196 دلار به سازمان‌های غیردولتی (NGO) مختلف اپوزیسیون در ایران اختصاص داده است.

این بودجه‌ها توسط وزارت امور خارجه از طریق «موقوفه ملی برای دموکراسی» (NED) تأمین شده است. داده‌های کامل برای سال 2017 هنوز در دسترس نیست.»

در بودجه پیشنهادی ترامپ برای سال مالی 2021، تأکید بر کاهش بودجه کلی امور خارجی بود، اما دولت ترامپ بودجه‌ها و برنامه‌هایی که به ایران اختصاص داشت را کماکان حفظ کرد.  ( منبع )

کنگره همچنین بودجه‌هایی برای اجرای تحریم‌ها تصویب کرد که منجر به محروم کردن ایران از بیش از 70 میلیارد دلار درآمد شد. البته اقدامات عملی در این دوره فراتر از تصویب بودجه بود و مستقیماً به حمایت از براندازی کمک کرد. ترامپ دستور 17 دور تحریم جدید علیه 147 فرد و نهاد ایرانی صادر کرد، که هدف آن تضعیف برنامه هسته‌ای و حمایت از گروه‌های مخالف بود.

این تحریم‌ها شامل اقدامات قانونی و فشار اقتصادی برای تضعیف حکومت ایران و راه‌اندازی آشوب‌های داخلی بود. وزارت خارجه بودجه‌هایی برای بهره‌برداری از بحران‌های داخلی مانند کمبود آب اختصاص داد تا خشم عمومی علیه دولت ایران را افزایش دهد. ( منبع )

بعد از دور اول ترامپ، دولت بایدن هم رویکردی ترکیبی شامل پیگیری مذاکرات هسته‌ای و تحریم‌ها را اتخاذ کرد، اما در این دولت هم بودجه‌های مالی برای دخالت در امور داخلی ایران کماکان ادامه داشت. کنگره در سال‌های 2021-2025 بودجه‌هایی برای اجرای تحریم‌ها تصویب کرد که شامل بلوکه کردن دارایی‌های دولت ایران در ایالات متحده، ممنوعیت تقریباً تمام تجارت، و ممنوعیت کمک‌های خارجی و فروش تسلیحات بود ( منبع ).

اقدامات عملی در این دوره شامل تحریم‌های هدفمند برای حمایت از مخالفان بود. بایدن علی‌رغم سنگ‌تراشی برای ورود دارو و غذا به ایران معافیت‌هایی برای شرکت‌های فناوری صادر کرد تا استفاده از این فناوری‌ها برای ارتباطات میان مخالفان ادامه داشته باشد. ( منبع ).

در دور دوم دولت ترامپ هم مشخص است که سیاست‌های دولت آمریکا در حمایت از آشوب‌های داخلی ادامه دارند.

با این وجود، این تلاش‌ها علی‌رغم صرف بودجه‌های هنگفت تا کنون به طور کامل شکست خورده‌اند. کارشناسان دلایل اصلی این ناکامی را انعطاف‌پذیری و تاب‌آوری بالای نظام سیاسی ایران ، اثر «اتحاد دور پرچم» که اغلب نارضایتی داخلی را به خشم ملی‌گرایانه علیه دخالت آمریکا تبدیل کرده، عدم وجود شکاف جدی در نخبگان حاکم و ناکارآمدی تاریخی عملیات‌های براندازی در غرب آسیا می‌دانند.

انتهای پیام/

بازداشت 7 عنصر وابسته به گروهک‌های مستقر در آمریکا و اروپا

10 دی 1404 – 21:28

اخبار سیاسی

اخبار نظامی | دفاعی | امنیتی

یک منبع مطلع در وزارت اطلاعات از شناسایی و بازداشت 7 نفر از عناصر وابسته به گروهک‌های معاند خبر داد.

به گزارش خبرگزاری تسنیم ، یک منبع مطلع در وزارت اطلاعات از شناسایی و بازداشت 7 عنصر یک گروهک خبر داد و اظهار کرد: پنج نفر از بازداشت‌شدگان با سرپل سلطنت‌طلبان مستقر لایسنس نود 32 در آمریکا ارتباط داشته‌اند و دو نفر دیگر نیز وابسته به گروهک‌های مستقر در اروپا بوده‌اند.

وی همچنین از کشف 100 قبضه کلت کمری قاچاق خبر داد و افزود: این سلاح‌ها در پوشش کالای کوله‌بری وارد کشور شده بودند که عوامل ورود آن‌ها نیز شناسایی و بازداشت شدند.

به‌گفته این منبع مطلع، تحقیقات اولیه حاکی از آن است که مأموریت این عناصر، به خشونت کشاندن تجمعات اعتراضی در کشور بوده است.

این منبع در پایان تأکید کرد: اطلاعات تکمیلی این پرونده به‌زودی منتشر خواهد شد.

انتهای پیام/+

نامه نمایندگی ایران به گوترش درباره گزافه‌گویی‌های ترامپ

09 دی 1404 – 21:37

اخبار بین الملل

اخبار آسیای غربی

امیر سعید ایروانی، سفیر و نماینده دائم ایران نزد سازمان ملل متحد در نامه‌ای به دبیرکل سازمان ملل متحد، اظهارات ترامپ را تحریک‌آمیز و تشدیدکننده تنش که متضمن تهدید به توسل به زور بوده و علیه ایران ایراد شده است، دانست.

به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری تسنیم ، در پی اظهارات و تهدیدات اخیر دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا در خلال دیدار با بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر رژیم صهیونیستی، امیر سعید ایروانی، سفیر و نماینده دائم جمهوری اسلامی ایران نزد سازمان ملل متحد، به دبیر کل و رئیس شورای امنیت نامه نوشت.

نماینده ایران در سازمان ملل متحد به اشاره به تهدیدات علنی آمریکا علیه ایران در جریان کنفرانس مطبوعاتی مشترک با نخست‌وزیر رژیم اسرائیل، این اظهارات تحریک‌آمیز و تشدیدکننده تنش که متضمن تهدید به توسل به زور بوده و علیه جمهوری اسلامی ایران ایراد شده است، مصداق نقض آشکار و فاحش منشور ملل متحد، علی‌الخصوص بند 4 ماده 2 آن به‌شمار می‌رود؛ بندی که به‌صراحت هرگونه توسل به زور و نیز تهدید به زور علیه تمامیت ارضی یا استقلال سیاسی دولت‌ها را ممنوع می‌سازد.

متن کامل نماینده دائم کشورمان نزد سازمان ملل متحد، به گوترش بدین شرح بک لینک چیست است:

جناب آقای آنتونیو گوترش، دبیر کل سازمان ملل متحد
جناب آقای ساموئل زبوگار، رئیس دوره‌ای شورای امنیت

متعاقب دستور دولت متبوعم، مایلم توجه فوری جنابعالی را به نمونه‌ای دیگر از نقض جدی حقوق بین‌الملل، مشخصاً تهدیدات فاحش و صریح به توسل به زور از سوی رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران، را جلب نمایم. رئیس‌جمهور ایالات متحده در جریان کنفرانس مطبوعاتی مشترک با نخست‌وزیر رژیم اسرائیل در تاریخ 29 دسامبر 2025 اظهار داشت: «بله، اگه ایران برنامه موشکی‌ خودش رو ادامه بده، ]البته که[ از حمله حمایت می‌کنم. اگه ]ایرانی‌ها[ برنامه هسته‌ای خودشون رو ادامه بدن، فوراً حمله می‌کنیم.» وی به‌صراحت ایران را تهدید کرد و گفت: «]در این صورت[ مجبور می‌شیم بکوبیم‌شون؛ می‌کوبیم‌شون، حسابی می‌کوبیم‌شون.»

این اظهارات تحریک‌آمیز و تشدیدکننده تنش که متضمن تهدید به توسل به زور بوده و علیه جمهوری اسلامی ایران ایراد شده است، مصداق نقض آشکار و فاحش منشور ملل متحد، علی‌الخصوص بند 4 ماده 2 آن به‌شمار می‌رود؛ بندی که به‌صراحت هرگونه توسل به زور و نیز تهدید به زور علیه تمامیت ارضی یا استقلال سیاسی دولت‌ها را ممنوع می‌سازد. سابقه تجاوز ناموجه و غیرقانونیِ مشترکِ ایالات متحده آمریکا و رژیم اسرائیل علیه جمهوری اسلامی ایران در فاصله زمانی 13 لغایت 24 ژوئن 2025، ضرورت عتاب و رد قاطع اظهارات تهدیدآمیز اخیر رئیس‌جمهور آمریکا را دوچندان می‌سازد. در واقع، این اظهارات صرفاً جنبه لفاظی ندارد، بلکه تهدیدی تازه و صریح برای تداوم یک روند رفتاری غیرقانونی مبتنی بر قصدی است که به ایجاد مسئولیت بین‌المللی برای ایالات متحده آمریکا منجر خواهد شد.

رئیس‌جمهور آمریکا در تاریخ 6 نوامبر 2025 به‌طور علنی مسئولیت و مشارکت مستقیم ایالات متحده در تجاوز ژوئن 2025 را پذیرفت؛ تجاوزی که متضمن حملات عامدانه علیه غیرنظامیان، زیرساخت‌های حیاتی و تأسیسات هسته‌ای صلح‌آمیزِ مشمول پادمان‌های جامع پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای بود. همان‌گونه که در نامه وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران مورخ 12 نوامبر 2025 تصریح شده است، چنین اقراری مستلزم مسئولیت کیفریِ فردیِ رئیس‌جمهور ایالات متحده و سایر مقامات آمریکاییِ دخیل در ارتکاب نقض‌های فاحش حقوق بین‌الملل بشردوستانه، از جمله جنایت تجاوز، می‌باشد.

رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریکا در حالی که دوشادوش نخست‌وزیر رژیم اسرائیل که یک جنایتکار جنگیِ تحت تعقیب بین‌المللی است ایستاده بود، به‌نحوی ریاکارانه درصدد تهدید جمهوری اسلامی ایران و انکار حقوق ذاتی آن که در چارچوب پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای تصریح شده است، برآمده و همچنین حق حاکمیتی مشروع ایران برای برخورداری از ابزارها و امکانات ضروری جهت دفاع مشروع از خود را مورد نفی قرار می‌دهد.

عمیقاً مایه تأسف است که چنین تهدیدات صریحی از سوی دولتی دارای سلاح هسته‌ای که ]از قضا[ امین معاهده منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای است مطرح می‌شود؛ دولتی که دارای سابقه‌ای طولانی و مستمر از نقض‌های فاحش تعهدات معاهده‌ای خود از جمله حمله به تأسیسات هسته‌ای صلح‌آمیز یک دولت غیرهسته‌ای است. ایالات متحده آمریکا همچنین کماکان به حمایت بی‌قیدوشرط از رژیم اسرائیل به‌عنوان تنها دارنده سلاح‌های هسته‌ای در غرب آسیا ادامه داده و با آن همکاری می‌کند؛ رژیمی که با مصونیت کامل، سایر کشورهای منطقه را به استفاده از سلاح‌های کشتار جمعی تهدید کرده است. این وضعیت بیانگر معیار دوگانه‌ای مستمر و آشکار است که به‌شدت امنیت منطقه‌ای و بین‌المللی را تضعیف نموده و حمله‌ای مستقیم به تمامیت و یکپارچگی رژیم جهانی منع اشاعه به‌شمار می‌رود.

تداوم بی‌عملی و فلج‌شدگی شورای امنیت در برابر چنین تهدیدات صریح و اعمال تجاوزکارانه‌ای منجر به تثبیت فضایی خطرناک از بی‌کیفرمانی از مجازات گردیده است. این قصور، آمریکا و رژیم اسرائیل را که با پشتیبانی کامل سیاسی، نظامی و دیپلماتیک ایالات متحده عمل می‌کنند جسور ساخته تا به رفتارهای غیرقانونی خود ادامه دهند و بدین‌سان، تهدیدی جدی و مستقیم علیه صلح و امنیت منطقه‌ای و بین‌المللی ایجاد نمایند.

با عنایت به موارد پیش‌گفته، جمهوری اسلامی ایران از شورای امنیت و به‌ویژه اعضای مسئول آن درخواست می‌نماید تا: الف) تهدید صریح به توسل به زور علیه جمهوری اسلامی ایران از سوی ایالات متحده آمریکا را به‌طور قاطع و صریح به‌عنوان نقض آشکار و جدیِ اهداف و اصول منشور ملل متحد محکوم نماید؛ ب) از ایالات متحده بخواهد که فوراً به تعهدات خود ذیل منشور و حقوق بین‌الملل عمل نموده، به کلیه تهدیدها یا توسل به زور خاتمه دهد و مسئولیت‌های خود را به‌عنوان عضو دائم شورای امنیت به‌نحوی ایفا نماید که منطبق با مقاصد و اصول ملل متحد باشد؛ ج) بدون رویکرد دوگانه و با قاطعیت اقدام نماید تا از تشدید بیشتر اوضاع ناشی از تداوم بی‌کیفرمانی از مجازات و بی‌اعتنایی آشکار به حقوق بین‌الملل از سوی یکی از اعضای دائم شورا و دست‌نشانده منطقه‌ای آن یعنی رژیم اسرائیل، جلوگیری به‌عمل آید.

عدم اقدام در این خصوص نه‌تنها به تضعیف بیشتر صلح و امنیت بین‌المللی خواهد انجامید، بلکه به‌طور جدی اعتبار، اقتدار و مشروعیت خودِ شورای امنیت را نیز که مسئولیت اولیه حفظ صلح و امنیت بین‌المللی به آن واگذار شده است، مخدوش خواهد ساخت. ممنوعیت تهدید یا توسل به زور، تعهدی عام‌الشمول در قبال کل جامعه بین‌المللی به‌شمار می‌رود و نقض آن نمی‌تواند نادیده گرفته یا توجیه شود؛ چراکه چنین نقضی به‎‌طور اجتناب‌ناپذیر موجب لطمه‌ای جدی و پایدار به نظم حقوقی بین‌المللی‌ای می‌گردد که سازمان ملل متحد بر پایه آن بنا شده است.

جمهوری اسلامی ایران این تهدیدات بی‌پروا را صراحتاً محکوم نموده و حق ذاتی و غیرقابل سلب خود را برای دفاع مشروع، منطبق با ماده 51 منشور ملل متحد، در برابر هرگونه حمله مسلحانه یا عمل تجاوزکارانه مورد تأکید مجدد قرار می‌دهد. ایران در صورتی که حاکمیت، تمامیت ارضی، مردم یا منافع حیاتی ملی آن در معرض اقدامات تجاوزکارانه بیشتر قرار گیرد، این حق را به‌نحوی قاطع و متناسب اعمال خواهد کرد.

موجب امتنان خواهد بود چنانچه دستور فرمایید مکاتبه حاضر به‌عنوان سند رسمی شورای امنیت ثبت و توزیع گردد.

انتهای پیام/

ناهید2 و «پژوهش» آماده پرتاب؛ کپسول فضایی یک‌تنی ایران در 1405

07 دی 1404 – 18:38

اخبار اجتماعی

اخبار علم و تکنولوژی

رئیس سازمان فضایی ایران اعلام کرد: در بخش ماهواره، «ناهید 2» (نمونه دوم) و ماهواره‌های «پژوهش 1، 2، 3 و 4» در مراحل نهایی ساخت قرار دارند و به‌زودی با استفاده از ماهواره‌برهای ایرانی آماده پرتاب خواهند شد.

به گزارش خبرنگار فضا و نجوم خبرگزاری تسنیم ، مراسم پرتاب همزمان 3 ماهواره ایرانی به فضا، صبح امروز در محل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و با حضور سید ستار هاشمی، وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات و مسئولان سازمان فضایی ایران برگزار شد. در این مراسم که حاضران به صورت ویدیوکنفرانسی شاهد پرتاب ماهواره‌ها با پرتابگر سایوز روسی بودند، محرم غیاثوند به ایراد سخنرانی پرداخت.

حسن سالاریه، رئیس سازمان فضایی ایران با اشاره به آخرین وضعیت پرتاب‌های خرید لایسنس نود 32 فضایی کشور گفت: امسال چند پرتاب در دستور کار داشتیم که دو مورد آن به‌صورت پرتاب خارجی انجام شد و پرتاب‌های دیگری نیز تا پایان سال پیش‌بینی شده است. هدف اصلی ما در این پرتاب‌ها، تثبیت فناوری ماهواره و پرتابگر است.

وی افزود: مهم‌ترین موضوعی که در حال حاضر در حوزه پرتابگر دنبال می‌کنیم، آماده‌سازی پرتابگر برای پایگاه فضایی چابهار است. فاز اول این پایگاه به اتمام رسیده و بخش‌های بسیار محدودی باقی مانده است. در حال برنامه‌ریزی هستیم تا اولین پرتاب ماهواره از پایگاه چابهار انجام شود.

رئیس سازمان فضایی ایران با اشاره به برنامه‌های پیش رو اظهار کرد: برای ایام دهه فجر نیز پرتاب‌های دیگری پیش‌بینی شده که در زمان مقرر اطلاع‌رسانی خواهد شد. همچنین سایت سلماس تکمیل شده و اکنون در مرحله تست گرم قرار دارد و به‌زودی با حضور وزیر محترم افتتاح خواهد شد.

سالاریه با اشاره به وضعیت ماهواره ناهید 3 گفت: فاز طراحی اولیه ماهواره ناهید 3 به پایان رسیده و با تکمیل طراحی تفصیلی وارد مرحله ساخت نمونه‌های اولیه خواهد شد. علاوه بر این، برنامه داریم ماهواره‌های ایرانی متعددی را به مدار پرتاب کنیم.

وی ادامه داد: در حوزه پرتابگر، برنامه‌های متنوعی از جمله استفاده از پرتابگرهای سیمرغ، قائم 100 و قاصد در دستور کار تا پایان سال قرار دارد که زمان‌بندی دقیق آن‌ها به‌موقع اعلام می‌شود. در بخش ماهواره نیز، ماهواره ناهید 2 (نمونه دوم) و ماهواره‌های پژوهش 1 و 2 و 3 و 4 در مراحل نهایی ساخت قرار دارند و به‌زودی آماده پرتاب با ماهواره‌بر‌های ایرانی خواهند شد.

رئیس سازمان فضایی ایران خاطرنشان کرد: ما به‌صورت هم‌زمان پرتاب‌های داخلی و بین‌المللی را دنبال می‌کنیم. در کنار پرتاب‌های داخلی که با هدف تثبیت فناوری ماهواره و ماهواره‌بر انجام می‌شود، برای تسریع در تثبیت فرآیند ساخت ماهواره، از پرتاب‌های خارجی نیز استفاده خواهیم کرد.

وی در پاسخ به سوال تسنیم پیرامون پرتاب های ماهواره‌های ایرانی با ماهواره‌برهای روسی افزود: با توجه به افزایش تعداد ماهواره‌های آماده پرتاب، ضرورت دارد فرآیند آزمون و تست در مدار با سرعت بیشتری انجام شود. ظرفیت پرتاب داخلی کشور مناسب است و امسال تاکنون سه پرتاب آزمایشی انجام شده که با هدف تثبیت فرایند ماهواره‌بر بوده است و تا پایان سال نیز پرتاب‌های دیگری در برنامه داریم؛ به‌گونه‌ای که سالانه حدود پنج پرتاب داخلی خواهیم داشت، در کنار تعدادی پرتاب خارجی.

سالاریه با اشاره به مشارکت نهادهای مختلف گفت: امروز بخش‌های دولتی، خصوصی و دانشگاهی به‌صورت هم‌زمان این 3 ماهواره را ساختند و در برخی پرتاب‌ها شاهد حضور سه نهاد متفاوت بوده‌ایم. ماهواره‌هایی نظیر پژوهش 1، پژوهش 2، پژوهش 4 و نمونه دوم ناهید 2،  نمونه دوم بلوک انتقال مداری سامان 1  آماده پرتاب یا در شرف اتمام برای پرتاب هستند.

وی منظومه شهید سلیمانی را از پروژه‌های مهم کشور دانست و تصریح کرد: منظومه شهید سلیمانی اهمیت راهبردی بالایی دارد و پرتاب‌های آن از سال آینده آغاز خواهد شد. تمامی پرتابگرهای مورد استفاده در این منظومه، پرتابگرهای داخلی هستند و سال آینده پرتاب‌های آن آغاز می‌شود و ان‌شاءالله ظرف یکسال پرتاب می‌شود.

سالاریه گفت: ما پرتاب های داخلی با ترافیک بالا داریم و باتوجه به اینکه تعدد ساخت ماهواره داریم مشاهده کردید که این 3 ماهواره به فضا پرتاب شدند تا فرایند تثبیت ماهواره‌ها در فضا انجام شود.

رئیس سازمان فضایی ایران با تأکید بر اهمیت افزایش ظرفیت پرتاب گفت: برای رسیدن هرچه سریع‌تر به مرحله صنعتی و اقتصادی شدن صنعت فضایی، باید تست در مدار که یکی از مهم‌ترین مراحل توسعه فناوری ماهواره است، به‌درستی طی شود و این امر مستلزم افزایش ظرفیت پرتاب است. بر همین اساس، سال آینده بین پنج تا شش پرتاب داخلی و تعدادی پرتاب خارجی خواهیم داشت و سال آینده، سالی پرپرتاب برای صنعت فضایی کشور خواهد بود.

وی در پاسخ به سوال تسنیم در ادامه درباره پروژه‌های زیستی اظهار کرد: در حوزه فضایی زیستی، فاز طراحی کپسول کلاس یک تُن به پایان رسیده و پیش‌بینی می‌کنیم تا شهریور سال آینده آماده پرتاب شود. بسیاری از زیرسیستم‌های این کپسول ساخته و در حال تست است و تنها برخی زیرسیستم‌ها باقی مانده‌اند.

سالاریه افزود: بر اساس پیشرفت فعلی، پیش‌بینی ما این است که این کپسول در سال 1405 آماده پرتاب شود. البته در پروژه‌های فناورانه همواره چالش‌های فنی محتمل است که ممکن است زمان‌بندی را تغییر دهد، اما روند پیشرفت پروژه امیدوارکننده است.

انتهای پیام/

امام خامنه‌ای: تهاجم ارتش آمریکا مغلوب شجاعت و فداکاری جوانان ایران شد

06 دی 1404 – 11:21

اخبار سیاسی

اخبار سیاست ایران

رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی به نشست سالانه اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان در اروپا فرمودند: تهاجم ارتش آمریکا و زائده ننگین آن در منطقه، مغلوب ابتکار، شجاعت و فداکاری جوانان ایران اسلامی شد.

به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری تسنیم ، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در پیامی به پنجاه و نهمین نشست سالانه‌ی اتّحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان در اروپا با اشاره به شکست تهاجم سنگین ارتش آمریکا و زائده ننگین آن در منطقه، به‌دلیل ابتکار و شجاعت و فداکاری جوانان ایران اسلامی، تأکید کردند: علّت اصلی آشفتگی زورگویان فاسد و مفسد، نه بحث هسته‌ای، بلکه برافراشته شدن پرچم مقابله با نظم ناعادلانه و تحکّم نظام سلطه در جهان و روی آوردن به نظام عادلانه ملی و بین‌المللی از جانب ایران اسلامی است.

متن پیام رهبر انقلاب اسلامی به این شرح است:

بسم اللّه الرّحمن الرّحیم

جوانان عزیز!

امسال کشور شما، به‌برکت ایمان و اتّحاد و اعتماد به نفس، در دنیا اعتبار و وزانتی تازه یافت. تهاجم سنگین ارتش آمریکا و زائده‌ی ننگین آن در این منطقه، مغلوب ابتکار و شجاعت و فداکاری جوانان ایران اسلامی شد، ثابت شد که ملّت ایران با بهره‌گیری از توانایی‌های خود، در سایه‌ی ایمان و عمل صالح، و در رویارویی با مستکبران فاسد و ظالم، میتواند بایستد و دعوت به ارزش‌های اسلامی را با صدایی رساتر از همیشه به دنیا برساند.

اندوه عمیق به‌خاطر شهادت تعدادی از دانشمندان و سرداران و جمعی از مردم عزیزمان نتوانسته و نخواهد توانست جوانان باهمّت ایرانی را متوقف کند، خانواده‌های آن شهیدان، خود در شمار پیشروان حرکتند.

سخن از بحث هسته‌ای و چیزهائی از قبیل آن نیست، سخن از مقابله با نظم ناعادلانه و تحکّم نظام سلطه در جهان کنونی، و روی آوردن به نظام عادلانه‌ی ملّی و بین‌المللی اسلامی است، این است دعویِ بزرگی که ایران اسلامی پرچم آن را برافراشته و زورگویان فاسد و مفسد را برآشفته است.

شما دانشجویان به‌ویژه در خارج کشور سهمی از این وظیفه‌ی بزرگ بر دوش دارید، دل‌ها را به خدا بسپارید، توانایی‌های خود را شناسایی کنید، و انجمن‌ها را به این بک لینک چیست سمت حرکت دهید.

خدا با شما و پیروزی کامل در انتظار شما است، ان‌شاء‌الله.

سیّدعلی خامنه‌ای

انتهای پیام/+

مقدم‌فر: پیوند امام و امت، عنصر پیروزی پایدار ایران در جنگ‌ها و فتنه‌هاست

03 دی 1404 – 20:06

اخبار استانها

اخبار زنجان

مشاور رسانه‌ای فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی گفت: الگوی بی‌بدیل «امام و امت» عنصر اصلی و ماندگار پیروزی ملت‌های آزادی‌خواه است و تجربه انقلاب اسلامی نشان داده هر جا این الگو مبنا قرار گرفته، پیروزی قطعی بوده است.

به گزارش خبرگزاری تسنیم از زنجان، حمیدرضا مقدم‌فر، مشاور رسانه‌ای فرمانده کل سپاه، در نخستین یادواره شهدای جنگ 12 روزه استان زنجان با اشاره به جایگاه والای امام هادی(ع) اظهار کرد: این امام همام حق بزرگی بر گردن شیعیان دارد و آثار ارزشمندی از خود به یادگار گذاشته است؛ زیارت جامعه کبیره یک منظومه کامل امام‌شناسی است که مطالعه و تدبر در آن می‌تواند دستاوردهای معرفتی تعمیر مانیتور در تهران و هویتی عمیقی برای جامعه اسلامی به همراه داشته باشد.

وی با قدردانی از دفتر خبرگزاری تسنیم در زنجان، سپاه استان و اتاق بازرگانی زنجان به عنوان بانیات برگزاری این مراسم و با اشاره به تأکید مقام معظم رهبری بر اهمیت بزرگداشت شهدا افزود: بزرگداشت شهدا کمتر از مقام شهادت نیست، چرا که ادامه راه آنان و زنده نگه داشتن آرمان‌های شهدا، اصلی‌ترین پیام و محور انقلاب اسلامی به شمار می‌رود.

مشاور رسانه‌ای فرمانده کل سپاه پاسداران با بیان اینکه شهدا حق بزرگی بر گردن ملت ایران دارند، تصریح کرد: از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی همواره این حقیقت در گوش جان ما طنین‌انداز بوده که شهدا شمع محفل بشریت‌اند و امروز پس از گذشت 47 سال، به‌روشنی می‌بینیم که همین شهدا روشنی‌بخش مسیر حیات انقلاب بوده‌اند؛ همان‌گونه که امام راحل فرمودند، شهدا چشم و چراغ ملت هستند.

مقدم‌فر ادامه داد: شهدا در مقام «عند ربهم یرزقون» متنعم‌اند و با نور الهی خود، زمینه امنیت، آرامش و عزت جامعه اسلامی را فراهم کرده‌اند. آنان قطب‌نمای اصلی حرکت ملت و راهنمای مسیر فلاح و رستگاری‌اند و رهبر معظم انقلاب نیز در دیدارهای اخیر با خانواده‌های شهدا بر این حقیقت تأکید کردند که شهدا پرچم‌داران ایستادگی و نماد حیات یک ملت‌اند.

وی با اشاره به دو لایه ظاهری و باطنی شهادت گفت: در لایه ظاهری، شهادت به‌معنای از دست دادن انسان‌هایی است که در بستر ارزش‌های الهی رشد یافته و تمام سرمایه وجودی خود را در راه اسلام و وطن فدا کرده‌اند؛ اما در لایه باطنی، شهادت نماد سازش‌ناپذیری، عزت، مقاومت و سرافرازی یک ملت است. خون شهدا پرچمی را برافراشته که هرگز بر زمین نخواهد ماند.

مشاور فرهنگی و رسانه‌ای فرمانده سپاه پاسداران با اشاره به مصادیق عینی این حقیقت افزود: همان‌گونه که در هشت سال دفاع مقدس و پس از آن، به‌ویژه در شهادت چهره‌هایی چون سردار حاج قاسم سلیمانی، نشانه‌های روشنی از این استمرار را مشاهده کردیم. رهبر معظم انقلاب تصریح کردند که تأثیر و خدمات «شهید سلیمانی» حتی از «سردار سلیمانی» نیز فراتر بوده است؛ چرا که او در بستر انقلاب اسلامی رشد کرد، در مکتب امام خمینی(ره) بالید و با هدایت رهبر انقلاب به شکوفایی رسید و ثمرات آن در قالب خدمات بزرگ نمایان شد.

مقدم‌فر بزرگ‌ترین نقش‌آفرینی سردار سلیمانی را پایان دادن به پروژه داعش در جهان اسلام دانست و گفت: این شهید بزرگوار با شهادت خود مکتب و فرهنگی را بنیان نهاد که امروز الهام‌بخش جریان مقاومت است و بدون تردید این مکتب به تکثیر مجاهدانی در تراز شهید سلیمانی منجر خواهد شد.

وی افزود: شهادت چنین مردانی نسلی را پدید آورده که شور و شوق مقاومت در دل آنان زبانه می‌کشد و امروز بسیاری از ملت‌ها آرزو دارند در این مکتب، درس عشق به شهادت بیاموزند. این اثرگذاری، فراتر از احساسات سطحی است؛ شوق لقاءالله و احساس تکلیف الهی، جوهره حرکت شهداست و نمی‌توان این دستاورد عظیم را با نگاه صرفاً احساسی تحلیل کرد.

مشاور فرهنگی و رسانه‌ای فرمانده سپاه با اشاره به مسئولیت رسانه‌ها گفت: خبرگزاری تسنیم و دیگر رسانه‌ها وظیفه‌ای سنگین بر عهده دارند تا این حقیقت بزرگ را با زبان هنر و رسانه به نسل‌های آینده منتقل کنند.

مقدم‌فر با گرامیداشت یاد شهدای استان زنجان، این استان را نماد ایستادگی و خط‌شکنی توصیف کرد و افزود: زنجان که به پایتخت شور و شعور حسینی شهرت دارد، در همه مقاطع انقلاب اسلامی جلوه‌ای روشن از عزم، اراده و ولایتمداری را به نمایش گذاشته است و مردم این استان همواره در مسیر اهل‌بیت(ع) و عشق به امام حسین(ع) پیشگام بوده‌اند.

وی با یادکرد از شهید سید رضی موسوی به‌عنوان یکی از شهدای برجسته مدافع حرم گفت: این شهید والامقام با مجاهدتی خالصانه در دفاع از حریم اهل‌بیت(ع) به شهادت رسید؛ مرد بزرگی که شهید سیدحسن نصرالله همواره از وی به نیکی یاد می‌کرد.

مشاور فرهنگی و رسانه‌ای فرمانده سپاه پاسداران شهدای جنگ 12 روزه را شهدای مظلوم خواند و گفت: این شهدا در نبرد با رژیم صهیونیستی، آمریکا و متحدانشان، با عزت و ایستادگی تمام به شهادت رسیدند و مظلومیت آنان نشان داد که انقلاب اسلامی زنده و بالنده است. خانواده‌های این شهدا نیز ولی‌نعمتان ملت‌اند و صبر و استقامت آنان دشمن را ناامید می‌کند.

مقدم‌فر با گرامیداشت حماسه 9 دی تصریح کرد: در تاریخ اسلام و انقلاب اسلامی، هرگاه ملت‌ها به الگوی امام و امت پایبند بوده‌اند، فتنه‌ها خنثی و دشمن ناکام شده است. فتنه سال 88 نیز با بصیرت و ولایت‌پذیری ملت ایران ناکام ماند.

وی افزود: حتی در صدر اسلام و در دوران امیرالمؤمنین علی(ع)، بی‌توجهی به این الگو موجب خانه‌نشینی آن حضرت شد، اما در 47 سال گذشته هر جا ملت ایران با تبعیت از رهبری در صحنه حاضر شده، پیروزی رقم خورده است؛ چه در 9 دی و چه در جنگ 12 روزه که بصیرت ملت و درایت فرمانده کل قوا، توطئه دشمن را خنثی کرد.

مشاور فرهنگی و رسانه‌ای فرمانده سپاه در پایان گفت: دو عنصر امام و امتِ بصیر، عامل پیروزی حقیقی است و باید این الگو را جهانی کرد تا بر اساس بیانیه گام دوم انقلاب، مسیر تحقق تمدن نوین اسلامی هموار شود؛ مسیری که با ایثار شهدا تداوم یافته و به آینده‌ای روشن و وعده‌داده‌شده منتهی خواهد شد.

انتهای پیام/131

چگونه خبرنگار تسنیم در فلسطین بازجوی اسرائیلی را آچمز کرد

02 دی 1404 – 18:15

اخبار بین الملل

اخبار تولیدات دفاتر لایسنس نود32 خارجی

روزنامه عبری یدیعوت آحارونوت گزارشی از روند بازجویی خبرنگار تسنیم توسط شاباک منتشر کرده که نشان می‌دهد بازجوی شاباک در مواجه با پاسخ های خبرنگار ما مستاصل شده و امنیتی‌های رژیم چیزی علیه خبرگزاری تسنیم در دست ندارند.

به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم ، روزنامه صهیونیستی یدیعوت آحارونوت سرانجام در پاسخ به فشارهای افکار عمومی درخصوص بازداشت غیرقانونی خانم «فرح ابوعیاش» خبرنگار خبرگزاری تسنیم در کرانه باختری فسلطین وادار به واکنش شد.

چگونه خبرنگار تسنیم در فلسطین بازجوی اسرائیلی را آچمز کرد

این روزنامه عبری در پاسخ به پیگیری‌های خبرگزاری تسنیم و برخی رسانه‌های دیگر منطقه‌ گزارشی از روند بازجویی فرح ابوعیاش با تیتر «اینگونه روزنامه‌نگار تحت امر ایران را شکستم: نگاهی اجمالی به داخل اتاق بازجویی» منتشر کرد که مبتنی بر گفتگوی خبرنگار ما با بازجوی شاباک (سازمان امنیت داخلی رژیم صهیونیستی) است.

این تیتر فریبنده مخاطبان را به این سوق می دهد که شاباک رژیم به چه اطلاعاتی با ارزش و بی‌نظیری دست یافته و چه دستاورد امنیتی برای رژیم حاصل شده است! با این حال، نسبت این تیتر به متن گزارش و اظهارات فرح ابوعیاش مقابل بازجوی رژیم صهیونیستی بعد از 4 ماه بازداشت غیرقانونی، مصداق ضرب المثل «کوه موش می‌زاید» است.

چگونه خبرنگار تسنیم در فلسطین بازجوی اسرائیلی را آچمز کرد

براساس اذعان روزنامه صهیونیستی یدیعویت آحارونت، خبرنگار تسنیم در پاسخ به افسر اطلاعاتی رژیم که از او به عربی پرسیده «آیا می‌دانی که ایران کشور متخاصم با اسرائیل است؟»، پاسخ داد که «دشمن من کسی است که دو میلیون نفر از ساکنان و کودکان(غزه) را گرسنه نگه می‌دارد.»

خبرنگار ما درحالی این پاسخ شجاعانه را به افسر رژیم صهیونیستی داده که 4 ماه است در انفرادی محبوس شده و با ضرب و شتم، توهین و تحقیر و سرما و گرسنگی وی را شکنجه داده‌اند.

براساس گزارش یدیعوت آحارونت، پس از آنکه افسر اطلاعاتی رژیم با بررسی موبایل خبرنگار تسنیم متن چت های رد و بدل شده وی با تحریریه خبرگزاری را به عنوان مدرک جرم نشان می دهد، فرح ابوعیاش پاسخ می‌دهد: «من چیزی برای پنهان کردن ندارم. 15 روز است که غذا نخورده‌ام و به من می گویید تروریست درحالی که من تنها با دفتر رسانه‌ای خبرگزاری تسنیم در کرانه باختری همکاری کرده ام و در ازای گزارش رسانه‌ای حقوق دریافت کرده‌ام.»

روزنامه صهیونیستی براساس اطلاعاتی که از شاباک گرفته، در ادعایی مضحک نوشته است که خانم فرح ابوعیاش در ازای گزارش‌های که به تسنیم داده، پول هم دریافت کرده و همین را نشانه‌ای از غیررسانه ای بودن فعالیت خبرنگار ما دانسته است! امّا این رسانه عبری تعمداً درنظر نگرفته که اولاً تمام مطالبی که توسط  خانم فرح ابوعیاش برای خبرگزاری ارسال شده روی خروجی تسنیم قرار گرفته و اصلاً ادعای دست‌یابی به این اطلاعات، احمقانه است! چرا که روی وب قرار دارد و افراد عادی هم می‌توانند آن را ببینند.

لذا اینکه تشکیلات بزرگ امنیتی بعد از 4 ماه شکنجه یک دختر 24 ساله، مطالب منتشر شده از او روی خروجی یک سایت رسمی و عمومی را مصداق تخلیه اطلاعاتی این خبرنگار جلوه دهد، به روشنی احمقانه و خنده دار است.

ثانیاً آحارونوت و شاباک به اندازه‌ای مبتدیانه به بحث خبر ورود کرده‌اند که متوجه نبوده‌اند، مبالغ پرداختی نه صرفاً برای خبرنگار، بلکه برای کل تیم رسانه‌ای او اعم از فیلمبرداری و تدوین است.  اینها نشان می دهد که دست صهیونیست‌ها برای سناریوسازی خالی است و خبرنگاری بی گناه را دستگیر کرده‌اند که از ابتدا با لوگوی تسنیم، به صورت عمومی و نه مخفیانه، گزارش تهیه کرده و کار او نیز در محدود کرانه باختری بوده است که حتی از نظر حقوق خود این رژیم ربطی به صهیونیست‌ها ندارد.

بازجوی صهیونیستی «ناسیم هایک» درباره این پرونده به یدیعوت آحارونت گفته: این اولین پرونده از این نوع در کشور است. روزنامه‌نگار فلسطینی که برای ایران کار می‌کند و آژانس خبری ایرانی که در کرانه باختری تأسیس شده است! این رسانه صهیونیستی درباره فرح ابوعیاش نوشته، خبرنگار تسنیم دارای مدرک لیسانس ارتباطات و کارت رسمی خبرنگاری بین‌المللی از یک سازمان حقوق بشر دارد. او قبل از استخدام توسط ایرانی‌ها، به عنوان روزنامه‌نگار  شبکه خبری فلسطین(PNN) و الوطن خبرگزاری مستقل فلسطینی کار می‌کرده است.  همین اظهارات به روشنی غیرحقوقی بودن ادعاهای رژیم علیه خبرگزاری تسنیم و خبرنگار ما در کرانه باختری را تائید می کند چراکه وی فردی رسانه‌ای است که سالهاست در محدوده کرانه باختری فعالیت داشته است.  اساسا مسئولیت امور داخلی کرانه ربطی به رژیم صهیونیستی ندارد و نمی‌تواند براساس قوانین حاکم بر سرزمین های اشغالی در کرانه عمل نمایند. البته روشن است که از رژیم صهیونیستی که 70 هزار انسان را کشته و دو میلیون نفر را در غزه با سرما و گرسنگی شکنجه می دهد، چیزی به عنوان تعهد به حقوق و رفتار شرافتمندانه امری ناممکن است.

با این حال بحث اصلی این است که رژیم صهیونیستی که مدعی برتری اطلاعاتی و قدرت تکنولوژی و… است، هیچ بهانه محکمه پسندی ندارد و تنها با شکنه دختری جوان به سبک انسان‌های ماقبل تمدن به دنبال ترمیم اعتبار اطلاعاتی شکست خورده‌شان بعد از هفت اکتبر هستند.

انتهای پیام/

وقتی نظارت «ضد وفاق» خوانده می‌شود؛ روایت یک نطق و واکنش‌ها

01 دی 1404 – 17:19

اخبار سیاسی

اخبار سیاست ایران

با گذشت یک روز از نطق محمدباقر قالیباف درباره گرانی‌ها، رئیس مجلس با واکنش‌های متضاد روبه‌رو شده است؛ اصلاح‌طلبان سخنان او را «ضد وفاق» می‌دانند و برخی نمایندگان تندرو خواستار آغاز فوری استیضاح‌ها هستند.

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری تسنیم ، با گذشت یک روز از نطق محمدباقر قالیباف در صحن علنی مجلس درباره گرانی‌های اخیر، بخش قابل‌توجهی از رسانه‌ها و روزنامه‌های نزدیک به جریان اصلاح‌طلب، در خطی نسبتاً هماهنگ رئیس مجلس را مورد حمله قرار دادند.

روزنامه سازندگی با تیتر «دخالت قالیباف» به اظهارات وی حمله کرد و روزنامه اعتماد هم با تیتر «وفاق زیرضربه» به سخنان رئیس مجلس واکنش نشان داد؛ این در حالی است که همان نطق، هم‌زمان قالیباف را در معرض فشار طیفی از نمایندگان تندرو مجلس نیز قرار داد؛ نمایندگانی که نه‌تنها با فرصت دادن موافق نیستند، بلکه صریحاً خواستار به جریان افتادن فوری استیضاح‌ها شده‌اند.

1- قالیباف در نطق پیش از دستور جلسه علنی یکشنبه 30 آذر 1404 ، محور صحبت‌هایش را بر روی نگرانی‌های معیشتی مردم گذاشت و از گرانی افسارگسیخته کالاهای لایسنس نود 32 معیشتی به‌ویژه افزایش قیمت ارز و طلا گفت و تأکید کرد مجلس این موضوع را با جدیت پیگیری کرده و خواهد کرد.

وی از برگزاری جلسه نظارتی با حضور وزرای اقتصادی و مسئولان ذی‌ربط خبر داد و این‌طور بیان کرد: اگر اقدامات به نتیجه نرسد، برای رسیدن به کمترین زمان و کمترین تنش، اولویت با ترمیم کابینه توسط دولت است و اگر اصلاحات ضروری انجام نشود، نمایندگان مجبور به آغاز فرآیند استیضاح خواهند شد.

این صورت‌بندی، عملاً یک نقشه راه را نشان می‌داد: اول اصلاح و ترمیم از درون‌ دولت و اگر جواب نداد، ورود مجلس با ابزار نظارتی.

حمله اصلی برخی رسانه‌ها این است که چرا رئیس مجلس تهدید کرده و چرا از واژه‌هایی مثل ترمیم یا استیضاح استفاده می‌کند اما واقعیت در منطق حکمرانی کشور روشن است؛ استیضاح در نظام ما ابزار تنبیهی نیست؛ سازوکاری است برای وادار کردن دستگاه اجرایی به پاسخ‌گویی و اصلاح مسیر و از آن مهم‌تر، مهلت دادن به دولت آن‌هم در فضای پرالتهاب اقتصادی الزاماً نشانه مماشات نیست بلکه می‌تواند دقیقاً کمک به دولت برای حل مسئله با کمترین هزینه اجتماعی و کمترین تنش سیاسی باشد؛ همان عبارتی که قالیباف هم تصریح کرد: “کمترین زمان و کمترین تنش”.

به بیان دیگر، اگر مجلس از همان ابتدا به سمت استیضاح‌های پی‌درپی برود، دولت وارد وضعیت دفاع دائمی شده و انرژی اجرایی کشور از حل مسئله به جدل سیاسی منتقل می‌شود اما اگر مجلس فرصت کوتاه، شفاف و نتیجه‌محور بدهد، مسیر عقلانی‌تر است. اینکه دولت خودش کابینه را اصلاح کند و مجلس هم شاخص‌های سنجش را روی میز بگذارد.

2- رسانه‌های اصلاح طلب هربار دولت با نقدی از سمت روسای دیگر قوا روبه رو می شود، فوراً حرف از زیرپا گذاشته شدن وفاق می گویند اما اولاً، هیچ توافقی بین روسای قوا مبنی بر وفاق و نادیده گرفتن ضعف‌ها امضاء شده بلکه وفاق بصورت عام یعنی همکاری برای حل مشکل نه نادیده گرفتن بحران‌ها و در همه ادوار روسای مجلس کم و بیش تلاش می کردند با دولت ها سطحی از وفاق و همکاری را داشته باشند که در دولت فعلی به دلیل شرایط حساس و همچنین پشت سر گذاشتن جنگ 12 روزه، بیشتر به چشم می آید اما رادیکال‌های هر دو جریان سیاسی، تلاش می‌کنند وفاق را در مقابل نظارت قرار دهند؛ گویی که هر نوع فشار نظارتی، ضدوفاق است اما وفاق اگر به معنای سکوت در برابر کاهش ارزش پول ملی، تورم و فشار معیشتی تفسیر شود عملاً تبدیل به زد و بند سیاسی و همدستی می شود.

قالیباف در همان نطق، مسئله را از جنس دغدغه و نگرانی مردم معرفی کرد و گفت مجلس پیگیر است پس نقطه تعارض این نیست که آیا مشکل وجود دارد یا نه؛ تعارض اینجاست که راه مواجهه چیست. مجلس تا اینجا مسیر همکاری و جلسات نظارتی و مهلت برای ترمیم را انتخاب کرده است اما وقتی تورم و جهش‌های قیمتی تداوم پیدا کند، مجلس نمی‌تواند نقش تماشاچی بگیرد.

3-  قالیباف نه‌تنها از سوی رسانه‌های اصلاح طلب تحت فشار است، بلکه از داخل مجلس هم تحت انتقاد تندروهاست که اساساً با فرصت دادن به دولت مخالف‌اند؛ نمونه آن نماینده خمینی‌شهر است که در تذکر شفاهی، مستقیماً به قالیباف تاخت و گفت اولتیماتوم و فرصت دادن کافی است و خواست که رئیس مجلس بگوید همین هفته استیضاح‌ها به صحن می‌آید. از سوی دیگر، نماینده قم نیز در صحن نسبت به اعلام وصول نشدن استیضاح‌ها انتقاد کرد.

رئیس مجلس در وسط دوگانه ای است که از یک سو رسانه‌های اصلاح‌طلب می‌گویند این خط، فشار و تهدید است و از سوی بخشی از نمایندگان هم آن را ناکافی می‌دانند با این حال طبق بیانات رهبر انقلاب که معتقدند  بی سرپرست بودن یک زوارتخانه به مراتب بدتر از این است که یک آدمی باشد که برخی معیار‌ها را نداشته باشد و همچنین استیضاح را هم حق مجلس می‌دانند، بهترین اقدام همان کاری است که نسبت به دولت شهید رئیسی اعمال شد و در آن مقطع نیز قالیباف با مهلت دادن به وزرا و همچنین ترمیم از درون دولت، استیضاح ها را به تاخیر انداخت و همین رویه را نسبت به دولت پزشکیان در پیش گرفته است.

4- رسانه‌های منتقد استیضاح یا ترمیم دولت بهتر است به جای نمایندگی از حرف جناح سیاسی، حرف مردم را نمایندگی کنند و دولت را درباره عملکرد اقتصادی‌اش مطالبه‌گرانه زیر سؤال ببرند و هم مجلس را درباره کارآمدی ابزارهای نظارتی‌اش.

وفاق، همکاری، هم‌افزایی و … هیچ‌کدام نباید به رمز عبور برای چشم بستن بر خطاها تبدیل شود؛ وقتی مسئله سفره مردم است، نه مجلس می‌تواند از نظارت عقب بنشیند، نه دولت می‌تواند پاسخ‌گویی را با تعارفات رسانه‌ای جایگزین کند و نه رسانه مجاز است نقد را با “تبرئه‌” عوض کند.

انتهای پیام/

عملیات مجدد رادیکال‌های اصلاحات برای ربایش دولت پزشکیان

30 آذر 1404 – 15:56

اخبار سیاسی

اخبار سیاست ایران

در شرایطی که دولت بیش از همه نیاز به کمک دارد و قوای دیگر کشور هم تلاش می‌کنند تا رئیس جمهور را برای بهبود اوضاع همراهی کنند، اصلاح‌طلبان به‌جای کمک یا حتی نقد سازنده، به‌دنبال ربایش دولت هستند.

گروه سیاسی خبرگزاری تسنیم – محمدعلی سافلی:  مسعود پزشکیان رئیس جمهور روز چهارشنبه 26 آذر 1404، در نشستی سه‌ساعته با عنوان راهکارهای تحقق انسجام ملی و چگونگی عبور از چالش‌ها، میزبان جمعی از دبیران‌کل احزاب از جناح‌های مختلف سیاسی بود.

نکته قابل توجه از این نشست بازتاب‌های رسانه‌ای اخیر اصلاح‌طلبان درباره دیدار رئیس‌جمهور با احزاب سیاسی بود و مشخصاً تیتر روزنامه‌های اصلاح‌طلب در شماره امروز، نشان‌ از تغییر محسوس در نوع مواجهه این جریان با دولت دارد. تغییری که بیش از آن‌که نشانگر تداوم حمایت باشد، حاکی از ورود اصلاح‌طلبان به فاز مطالبه‌گری تند و فشار سیاسی سازمان‌یافته است.

مرور تیترها و طرح جلدهای برخی روزنامه‌های اصلاح‌طلب نشان می‌دهد این جریان پس از گذشت بیش از یک‌سال از آغازبه‌کار دولت، عملاً از موضع حمایت محتاطانه عبور کرده و در پی جهت‌دهی اجباری دولت به سمت مطالبات خاص هستند. در فضای جدید ساخته شده از سوی رادیکال‌های جریان اصلاحات، دولت دیگر یک بازیگر مستقل یا میانه‌رو تصویر نمی‌شود بلکه دولتی است که باید به انتظارات اصلاح‌طلبان پاسخ دهد و در چارچوب گفتمانی آن‌ها حرکت کند.

در این موج جدید انتقاد و یقه‌گیری از دولت، برخلاف گذشته که ادعای محدودیت‌های ساختاری و موانع فرادولتی مطرح می‌شد، با خطاب مستقیم به شخص رئیس‌جمهور تلاش می‌کنند پزشکیان را از تصمیمش برای نشان دادن چهره اهل وفاق و همکاری از  دولت چهارم دور کنند و به سمت مواضع تندتر سیاسی، اجتماعی و سیاست خارجی سوق دهند.

در شرایطی که دولت بیش از همه نیاز به کمک دارد و قوای دیگر کشور هم تلاش می‌کنند تا رئیس جمهور را برای بهبود اوضاع همراهی کنند، اصلاح‌طلبان به‌جای کمک یا حتی نقد سازنده، به‌دنبال ربایش دولت هستند.

ربودن دولت نه به معنای تصاحب رسمی قدرت آن بلکه به معنای تحمیل جهت‌گیری و سپس فاصله‌گرفتن از مسئولیت پیامدهاست؛ در چنین شرایطی، دولت چهاردهم باید در کنار دغدغه‌های فراوان ملی و بین‌المللی، دغدغه حفظ استقلال سیاسی و هویت خود را هم داشته باشد و به فشارهای حامیان سال گذشته خود پاسخ دهد.

تلاش برای مصادره دولت در وضعیتی است که آقای پزشکیان و تیم وی در بهبود وضعیت اقتصادی ناکام مانده و سرمایه اجتماعی دولت در حال ریزش است و اصلاح‌طلبان با تحمیل خواسته‌های خود و امتناع احتمالی رئیس‌جمهور، می‌خواهند خرید بکلینک ناکامی‌ها را به حساب اینکه وی اصلاح‌طلب کامل نبود بنویسند تا در انتخابات بعدی مرزبندی آن‌ها را پزشکیان شفاف و روشن باشد.

به عبارت دیگر، اصلاح‌طلبان با تشدید فشار رسانه‌ای به خیال خودشان نوعی بازی بدون باخت طراحی کرده‌اند؛ بازی‌ای که در آن یا دولت در مسیر خواسته‌های آنان حرکت می‌کند یا در صورت عدم تحقق مطالبات، هزینه سیاسی شکست‌ها متوجه شخص رئیس‌جمهور خواهد بود.

حال آنکه تجربه انتخابات 1400 و هم‌چنین سال 84 و 88 نشان داده که مردم حامیان یک رئیس جمهور را فراموش نمی‌کنند و بلاشک حساب عملکرد دولت پزشکیان به‌پای اصلاح‌طلبان هم نوشته می‌شود لذا به‌جای تکرار تجربه ناکام دولت خاتمی و تلاش برای رادیکالیزه‌کردن رئیس‌جمهور، سعی در بیان خواسته‌های معقول و مطالبات ملی داشته باشند تا در انتخابات بعدی لااقل بتوانند از عملکرد دولت متبوع‌شان حمایت کنند.

انتهای پیام/

پشت‌پرده نبود قطعه برای برخی خودروسازان و مونتاژکاران

29 آذر 1404 – 14:54

اخبار اقتصادی

اخبار صنعت و تجارت

خودروهایی که امروز در کف کارخانه‌‌ها خاک می‌خورند، قربانی کمبود ساده قطعه نیستند، آن‌ها قربانی ساختاری‌اند که در آن، انحصار ، تصمیم می‌گیرد چه خطی بچرخد و چه خطی بایستد. تا زمانی که این ساختار شفاف نشود، این سناریو تکرار خواهد شد.

به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری تسنیم ، در کف برخی کارخانه‌های خودروسازی و مونتاژکننده، خودروهایی پارک شده‌اند که نه معیوب‌اند، نه ناقص از سرِ بی‌برنامگی؛ بلکه خودروهای هستند که عامدانه بدون قطعه ماندند و به‌جای آنکه جایشان در خیابان‌ها باشد در محوطه کارخانه خاک می‌خورند. اکثر این خودروها به قطعه‌ای پیچیده و پیشرفته، نیاز ندارند بلکه چند قطعه مشخص، تکراری و به‌ظاهر در دسترس می‌تواند باعث تجاری‌سازی خودروهای خاکی شود، حال همین چند قطعه تبدیل شده‌اند به گلوگاهی که تولید خودروسازان و مونتاژکنندگان را خفه می‌کند، در این میان چند سؤال مطرح است؛ در صنعتی که دهه‌هاست قطعه‌سازی بومی دارد، چرا نبود چند قطعه، می‌تواند خط تولید را زمین‌گیر کند؟ و سؤال مهم‌ دیگر آن‌که؛ آیا واقعاً نبود قطعه در کار است؟

با این اوصاف روایت رسمی از گروه‌های مختلف چون خودروسازان، قطعه‌سازان، بانک مرکزی و وزارت صمت همیشه آماده است؛ خودروساز بدهکار است، قطعه‌ساز طلبکار. پول نیست، نقدینگی قفل شده است، بانک‌ها همراهی نمی‌کنند، این روایت‌ها آن‌قدر تکرار شده است که دیگر کسی برای شنیدنش مکث نمی‌کند.

اما همین روایت، وقتی کنار برخی واقعیت‌ها گذاشته می‌شود، رنگ‌وبوی دیگری به خود می‌گیرد، به‌عنوان مثال؛ چرا همان قطعه‌ای که برای یک خودروساز یا مونتاژکار قابل تحویل نیست، برای مجموعه‌ای دیگر، بدون وقفه و با اولویت تأمین می‌شود؟ چرا بدهی، فقط برای برخی شرکت‌ها “بهانه توقف” است و برای برخی دیگر، مسئله‌ای قابل مدیریت؟ اینجاست که پای واژه‌ای قدیمی اما بک لینک پرهزینه وسط می‌آید و آن انحصار است. این واژه مدت‌ها فقط برای صنعت خودرو استفاده می‌شود اما این روزها می‌بینیم که این انحصار توسط برخی از قطعه‌سازان دنبال می‌شود و هیچ نهادی هم حاضر نیست این چالش را بررسی کند.

رقبا چگونه حذف شدند؟

قاعدتاً انحصار همیشه با حذف ناگهانی رقبا شروع نمی‌شود، گاهی آن‌قدر آرام و خزنده پیش می‌رود که وقتی به خودت می‌آیی، می‌بینی گزینه‌ای جز همان تأمین‌کننده خاص باقی نمانده است. در سال‌های اخیر، بخشی از صنعت قطعه‌سازی به‌تدریج به‌سمت تمرکز رفته است؛ تمرکزی نه الزاماً حاصل بهره‌وری بالاتر یا فناوری برتر، بلکه نتیجه ترکیبی از سهم بالاتر سفارش، دسترسی بهتر به منابع و نفوذ عمیق‌تر در زنجیره تصمیم‌سازی، در این میان، قطعه‌سازان کوچک‌تر چه شدند؟ آن‌ها که سال‌ها تأمین‌کننده بودند، به‌تدریج با کاهش سفارش مواجه شدند. قراردادها تمدید نشد، تیراژها آب رفت، پرداخت‌ها به تعویق افتاد و در نهایت، ادامه فعالیت صرفه اقتصادی نداشت و حذف شدند. این قطعه‌سازان یا بی‌سروصدا و بدون اعلام رسمی از گردونه رقابت حذف شدند و یا مجبور شدند با شرکت خاص انحصارطلب همراه شوند و سفارش‌هایی را که آنها می‌دهند، انجام دهند.

نتیجه این روند، شکل‌گیری وضعیتی است که امروز نامش را “تک‌سورس” می‌گذارند؛ یعنی وابستگی کامل یک خودروساز یا مونتاژکار به یک مسیر خاص برای تأمین قطعه، مسیری که اگر بسته شود، هیچ راه جایگزینی وجود ندارد و روبه‌روی آن ایستادن سبب می‌شود که دیگر قطعه‌ای تزریق نشود. در این میان نکته قابل‌تأمل اینجاست که آیا این تک‌سورس شدن، انتخاب فنی بوده یا نتیجه حذف سیستماتیک رقبا؟

بعد از حذف رقبا، نوبت به ابزار قدرتمندتر می‌رسد که همان بحران‌سازی است. در این مرحله، دیگر نیازی به توقف تولید قطعه نیست، قطعه تولید می‌شود، در انبار هست، حتی گاهی روی کاغذ تحویل شده است؛ اما به خط تولید نمی‌رسد و مثل همیشه عنوان می‌شود که به‌دلیل بدهی، اختلاف حساب، اصلاح قرارداد، دستور توقف یا تسویه داده شده است.

بر این اساس باید پرسید؛ بحران دقیقاً کجا اثر می‌گذارد؟ به‌طورقطع در خط تولید، جایی که توقف هرروزه‌اش، زیان انباشته را بیشتر می‌کند، تعهدات را عقب می‌اندازد و فشار مردم و رسانه‌ای را افزایش می‌دهد و در عین حال باعث می‌شود عملکردها زیر‌ سؤال برود.

در شرکت‌های مونتاژکننده، این بحران کارکرد دیگری دارد. وقتی تولید می‌خوابد، مجموعه آسیب‌پذیر می‌شود؛ و درست در همین نقطه، بحث ورود بیشتر، مشارکت عمیق‌تر یا بازتعریف سهم مطرح می‌شود، سهم‌خواهی، این‌بار نه در قرارداد قطعه، بلکه در خود تولید است.

در خودروسازی‌ها، بازی سنگین‌تر است. توقف تولید، بهانه‌ای می‌شود برای زیر سؤال بردن مدیریت، تشدید زیان، افت ارزش برند و در نهایت، باز شدن مسیر برای نفوذ مالکیتی.قطعه، اینجا فقط قطعه نیست بلکه اهرم فشار است، سؤال دیگری که در دل این ماجرا شکل می‌گیرد، تفاوت سرنوشت خودروهاست؛ چرا خودرو برخی خودروسازان یا مونتاژکاران به‌راحتی تجاری می‌شود و برخی دیگر، ماه‌ها در کف کارخانه می‌ماند؟ پاسخ را باید در همان گلوگاه قطعه پیدا کرد. وقتی مسیر تأمین در اختیار یک بازیگر محدود باشد، اولویت‌بندی هم دیگر فنی نیست؛ استراتژیک است. آن‌که همسو و همراه است، جلو می‌افتد و دیگری منتظر می‌ماند.

حال پرسش دیگری در ذهن متبادر می‌شود و آن این‌که؛ چرا برخی مدیریت‌ها، با آگاهی از ریسک بالا، به‌سمت تک‌سورس شدن رفته‌اند؟ آیا واقعاً گزینه‌ای جز این وجود نداشت؟یا گزینه‌ها وجود داشتند اما کنار گذاشته شدند؟ همین رویه و خواب خودروها که این روزها مردم با آن درگیر هستند، حاصل رفتار و سودجویی مدیرانی است که از زمان‌های دور به توصیه‌ها و فشارها، تن دادند. اما وابستگی وقتی خطرناک می‌شود که از انتخاب خارج شود و به اجبار برسد، و این همان نقطه‌ای است که انحصار، از یک مسئله اقتصادی، به یک بحران حاکمیتی تبدیل می‌شود و این همان چیزی است که این روزها به‌وفور در برخی از خودروسازان و مونتاژکاران می‌بینیم.

نهادهای نظارتی غایب هستند

در این میان، جای یک سؤال اساسی خالی است و آن این‌که؛ نقش مجلس، وزارت صمت و نهادهای نظارتی کجاست؟ آیا بازوی نظارتی فعالی وجود دارد که بررسی کند چرا یک قطعه، برای یک خط تولید ناممکن و برای خط دیگر ممکن است؟ چرا تک‌سورس شدن، بدون هشدار و مداخله جدی پیش رفته است؟ و چرا صدای انحصار، هنوز آن‌طور که باید به شورای رقابت نرسیده یا اگر رسیده، پژواک نداشته است؟ آیا دولت نمی‌تواند تمهیدی داشته باشد که با تزریق منابع مالی به‌صورت موقت، از انحصار قطعه‌ساز بکاهد. به‌هرترتیب شواهد نشان می‌دهد که یا نظارت‌ها دیرهنگام است، یا آن‌قدر کلی که به ریشه‌ها نمی‌رسد.

نکته قابل‌تأمل، موضع خود قطعه‌سازان است. در محافل غیررسمی، بسیاری از آن‌ها این انحصار را تأیید می‌کنند، از فشارها می‌گویند، از حذف تدریجی، از بازی نابرابر، اما در فضای رسمی، سکوت حاکم است و یا جئات بیان مشکلات نیست، سکوتی که شاید از ترس حذف کامل باشد یا اینکه در بازی انحصار، اعتراض هزینه دارد. قطعه‌سازان (به‌خصوص آنهایی که کوچک‌تر هستند) زمانی می‌توانند ادامه حیات دهند که با مجموعه‌های انحصارگرا ارتباط داشته باشند و به‌واسطه آنها فروشی نصفه‌ونیمه و یا باواسطه با خودروسازان داشته باشند در غیر اینصورت له خواهند شد و باید اعلام تعطیلی کنند،

لذا خودروهایی که امروز در کف کارخانه خاک می‌خورند، قربانی کمبود ساده قطعه نیستند. آن‌ها قربانی ساختاری‌اند که در آن، انحصار، تصمیم می‌گیرد چه‌خطی بچرخد و چه‌خطی بایستد. تا زمانی که این ساختار شفاف نشود، تا وقتی تک‌سورس شدن به‌عنوان زنگ خطر جدی گرفته نشود، و تا وقتی نهادهای نظارتی به‌جای معلول، سراغ علت نروند، این سناریو تکرار خواهد شد.

انتهای پیام/+