دختری که رکورددار سفر است +تصاویر

دختری که رکورددار سفر است +تصاویر

ساعت ۲۴-  «کاسیس دوپکول» که در دهکده‌ای در شمال نیویورک زندگی می‌کند،‌ از همان کودکی شانس یک زندگی پرهیجان را داشته است. پدر و مادرش اجازه دادند که تا کلاس ششم را در خانه بخواند،‌ بعد دوباره به مدرسه برگشت تا بتواند به دانشگاه راه پیدا کند، در کالج، اقتصاد اجتماعی و اکوتوریسم خواند و بعد تصمیم گرفت خودش پیام «توریسم دوست‌دار محیط زیست» را به دنیا برساند و برنامه‌ریزی کند که به تمام دنیا سفر کند.

این فعال صلح و محیط زیست با شعار «کمک به صنعت توریسم پایدار» از راه استفاده از ظرفیت‌های اقتصادی محلی تصمیم گرفت رکورد گینس را در سریع‌ترین سفر دور دنیا بشکند، قبل از او «یلی لیو» توانسته بود در سه سال و ۳ ماه و شش روز به تمام کشورهای دنیا سفر کند.
او در گفت‌وگویی با یک نشریه نروژی در مورد سفر دور دنیایش گفته است: « یکی از مهم‌ترین چالش‌های زندگی‌ام سفر دور دنیا بود. وقتی ۲۵ ساله شدم از خودم پرسیدم می‌خواهم چه کاری در زندگی انجام دهم که سبب تغییر دنیا شود. تصمیم گرفتم کارم را رها کنم و یک کار متفاوت انجام دهم؛ از کتاب‌هایی که می‌خواندم الگو گرفتم،‌ با خودم فکر کردم اگر بخواهم کاری انجام دهم حالا وقتش است. با تعداد زیادی از شرکت‌ها مکاتبه کردم تا در مورد هدف سفرم به دور دنیا برایشان توضیح دهم و در نهایت توانستم به اندازه کافی حامی مالی برای سفرم پیدا کنم.»
« من باور دارم که فرزندان هزاره، این فرصت را دارند که دنیا را جای بهتری برای زندگی کنند. حالا بیشتر از هر زمان دیگری در تاریخ بشریت، ما این فرصت را داریم که از طریق فن‌آوری با هم در تماس باشیم، هیچ مرز سیاسی در واقع نمی‌تواند ما را از هم جدا کند. جنبش هزاره، همین است؛ اتحاد دنیا با محور صلح و پایداری. وقتی به خبرها نگاه می‌کنید،‌ اخبار بد در مورد همه کشورها وجود دارد؛ چیز هایی که باعث می‌شود مردم بترسند و نخواهند به کشور های خاصی سفر کنند؛ اما هدف سفر این بوده است که بگویم همه دنیا امن و خوب است، من به دنبال این بودم که زیبایی‌هایی همه دنیا را به مردم بشناسانم.»
کاسیس اما درباره سخت‌ترین بخش رکوردشکنی‌اش می‌گوید: « بیشترین مشکل این بود که باید همه کارها را با هم انجام می‌دادم،‌ در چنین سفری مدام باید برای گرفتن ویزا، هماهنگی تورهای مسافرتی و ارتباط با رسانه‌ها وقت گذاشت. به غیر از آن،‌ باید در رسانه‌های اجتماعی هم فعال می‌بودم و همه چیز را مدام به روز می‌کردم، همین طور سایتی را که در مورد سفرم راه انداخته بودم باید به روز می‌کردم،‌ علاوه بر این باید مدام به دنبال حامیان مالی تازه می گشتم و به این فکر می‌کردم که اگر حتی یک ای‌میل را نخوانده از دست بدهم ممکن است یک فرصت دیگر را از دست داده باشم. همه این‌ها استرسی علاوه بر استرس سفر به آدم وارد می‌کند. با این حال خوشحالم که همه چیز خوب پیش رفت.»
کاسیس در مورد این که چطور سفرکردن می‌تواند به گسترش صلح در دنیا کمک کند هم می‌گوید: « کاری که مردم می‌توانند انجام دهند این است:‌ با سفرکردن می‌شود به اقتصاد محلی کمک کرد، می‌شود درباره زندگی مردم دیگر، چیز یاد گرفت‌،‌ در طول سفر البته باید به محیط زیست و فرهنگ مردم دیگر هم احترام گذاشت،‌ اگر وقتی که از سفر برمی‌گردید برای دیگران تعریف کنید که چه چیزی تجربه کرده‌اید، به همین راحتی به  توسعه صلح در دنیا کمک کرده اید. همه کشورها  زیبایی‌هایی دارند که می‌شود آن‌ها را دید و با دیگران به اشتراک گذاشت. بهترین راه برای کمک‌ به صلح این است که با مردم محلی کشور های دیگر دوست شوید،‌ فرهنگ‌های مردم باقی دنیا را ببینید و این چیزهای خوب را در شبکه‌های اجتماعی برای دیگران تعریف کنید. فرزندان هزاره می توانند با توریسم پایدار، دنیا را متحد کنند، می‌توانند دنیا را از طریق شبکه‌های اجتماعی متحد کنند، ما می‌توانیم روابط صلح‌آمیز با تمام مردم از تمام فرهنگ‌ها داشته باشیم. امیدوارم بتوانیم از این راه دنیا بهتری برای نسل بعدی بسازیم.»

دختری که رکورددار سفر است +تصاویر

ساعت ۲۴-  «کاسیس دوپکول» که در دهکده‌ای در شمال نیویورک زندگی می‌کند،‌ از همان کودکی شانس یک زندگی پرهیجان را داشته است. پدر و مادرش اجازه دادند که تا کلاس ششم را در خانه بخواند،‌ بعد دوباره به مدرسه برگشت تا بتواند به دانشگاه راه پیدا کند، در کالج، اقتصاد اجتماعی و اکوتوریسم خواند و بعد تصمیم گرفت خودش پیام «توریسم دوست‌دار محیط زیست» را به دنیا برساند و برنامه‌ریزی کند که به تمام دنیا سفر کند.

این فعال صلح و محیط زیست با شعار «کمک به صنعت توریسم پایدار» از راه استفاده از ظرفیت‌های اقتصادی محلی تصمیم گرفت رکورد گینس را در سریع‌ترین سفر دور دنیا بشکند، قبل از او «یلی لیو» توانسته بود در سه سال و ۳ ماه و شش روز به تمام کشورهای دنیا سفر کند.
او در گفت‌وگویی با یک نشریه نروژی در مورد سفر دور دنیایش گفته است: « یکی از مهم‌ترین چالش‌های زندگی‌ام سفر دور دنیا بود. وقتی ۲۵ ساله شدم از خودم پرسیدم می‌خواهم چه کاری در زندگی انجام دهم که سبب تغییر دنیا شود. تصمیم گرفتم کارم را رها کنم و یک کار متفاوت انجام دهم؛ از کتاب‌هایی که می‌خواندم الگو گرفتم،‌ با خودم فکر کردم اگر بخواهم کاری انجام دهم حالا وقتش است. با تعداد زیادی از شرکت‌ها مکاتبه کردم تا در مورد هدف سفرم به دور دنیا برایشان توضیح دهم و در نهایت توانستم به اندازه کافی حامی مالی برای سفرم پیدا کنم.»
« من باور دارم که فرزندان هزاره، این فرصت را دارند که دنیا را جای بهتری برای زندگی کنند. حالا بیشتر از هر زمان دیگری در تاریخ بشریت، ما این فرصت را داریم که از طریق فن‌آوری با هم در تماس باشیم، هیچ مرز سیاسی در واقع نمی‌تواند ما را از هم جدا کند. جنبش هزاره، همین است؛ اتحاد دنیا با محور صلح و پایداری. وقتی به خبرها نگاه می‌کنید،‌ اخبار بد در مورد همه کشورها وجود دارد؛ چیز هایی که باعث می‌شود مردم بترسند و نخواهند به کشور های خاصی سفر کنند؛ اما هدف سفر این بوده است که بگویم همه دنیا امن و خوب است، من به دنبال این بودم که زیبایی‌هایی همه دنیا را به مردم بشناسانم.»
کاسیس اما درباره سخت‌ترین بخش رکوردشکنی‌اش می‌گوید: « بیشترین مشکل این بود که باید همه کارها را با هم انجام می‌دادم،‌ در چنین سفری مدام باید برای گرفتن ویزا، هماهنگی تورهای مسافرتی و ارتباط با رسانه‌ها وقت گذاشت. به غیر از آن،‌ باید در رسانه‌های اجتماعی هم فعال می‌بودم و همه چیز را مدام به روز می‌کردم، همین طور سایتی را که در مورد سفرم راه انداخته بودم باید به روز می‌کردم،‌ علاوه بر این باید مدام به دنبال حامیان مالی تازه می گشتم و به این فکر می‌کردم که اگر حتی یک ای‌میل را نخوانده از دست بدهم ممکن است یک فرصت دیگر را از دست داده باشم. همه این‌ها استرسی علاوه بر استرس سفر به آدم وارد می‌کند. با این حال خوشحالم که همه چیز خوب پیش رفت.»
کاسیس در مورد این که چطور سفرکردن می‌تواند به گسترش صلح در دنیا کمک کند هم می‌گوید: « کاری که مردم می‌توانند انجام دهند این است:‌ با سفرکردن می‌شود به اقتصاد محلی کمک کرد، می‌شود درباره زندگی مردم دیگر، چیز یاد گرفت‌،‌ در طول سفر البته باید به محیط زیست و فرهنگ مردم دیگر هم احترام گذاشت،‌ اگر وقتی که از سفر برمی‌گردید برای دیگران تعریف کنید که چه چیزی تجربه کرده‌اید، به همین راحتی به  توسعه صلح در دنیا کمک کرده اید. همه کشورها  زیبایی‌هایی دارند که می‌شود آن‌ها را دید و با دیگران به اشتراک گذاشت. بهترین راه برای کمک‌ به صلح این است که با مردم محلی کشور های دیگر دوست شوید،‌ فرهنگ‌های مردم باقی دنیا را ببینید و این چیزهای خوب را در شبکه‌های اجتماعی برای دیگران تعریف کنید. فرزندان هزاره می توانند با توریسم پایدار، دنیا را متحد کنند، می‌توانند دنیا را از طریق شبکه‌های اجتماعی متحد کنند، ما می‌توانیم روابط صلح‌آمیز با تمام مردم از تمام فرهنگ‌ها داشته باشیم. امیدوارم بتوانیم از این راه دنیا بهتری برای نسل بعدی بسازیم.»
(image)
(image)
(image)

دختری که رکورددار سفر است +تصاویر

گفت‌وگو با دختری که بازی پرسپولیس را در ورزشگاه دید و خبرساز شد

گفت‌وگو با دختری که بازی پرسپولیس را در ورزشگاه دید و خبرساز شد

آی اسپورت- دختر بیست و یک‌ساله‌ای که توانست آخرین بازی پرسپولیس را در استادیوم صدهزار نفری آزادی ببیند، سختی‌های زیادی را در این راه متحمل شد و حتی مجبور شد که ادای آدم‌های کر و لال را در بیاورد. شکیبا که بارها تهدید به اعدام در مقابل ورزشگاه آزادی و حتی سوختن در قفس فلزی شده، با اینکه عاشق پرسپولیس است اما ترجیح می‌دهد که از این پس از پای تلویزیون بازی‌های تیم محبوبش را تماشا کند. دختر خبرساز فوتبال ما که می‌گوید دنیای پسرها قشنگ نیست، اعتقاد دارد که اگر ورود خانم‌ها به استادیوم آزاد شود وضعیت ورزشگاه‌ها خیلی بهتر می‌شود.

چی شد که به استادیوم رفتید؟

از بچگی دوست داشتم که بروم استادیوم و بازی را ببینم. دوست داشتم که بروم و تیم مورد علاقه‌ام را تشویق کنم. خیلی ذوق داشتم.

اما قطعا یکسری تهدیدهایی هم در این مورد وجود داشت.

من آرزو داشتم که جشن قهرمانی را در استادیوم آزادی بگیریم. خیلی خوشحال بودم که همراه بقیه توی استادیوم هستم. به پدرم و دایی‌ام خیلی اصرار کردم که به استادیوم بروم و جالب اینکه آنها هم خیلی تحقیق کردند تا بالاخره به استادیوم رسیدیم.

چند ساله هستی؟

بیست و یک ساله. تقریبا بیست و یک سال.

برای رفتن به استادیوم استرس نداشتی؟

استرس که خیلی داشتم. همه‌اش می‌ترسیدم مرا بگیرند و بازداشت کنند. نمی‌دانستم کاری که انجام داده‌ام جرم است یا نه. یک جورایی بلاتکلیف بودم.

پس بالاخره وارد استادیوم شدی!

وارد شدم و دیدم که دنیای پسرها خیلی جالب نیست! دنیای پسرها خیلی قشنگ نبود!

چرا؟

چون نه آرایش داشتند و نه لباس. ما کلی لباس و آرایش داریم ولی پسرها نه!

فحش هم می‌دادند؟

فحش هم دادند. فحش‌هایی که توی کوچه و خیابان هم می‌شنوید. فحش‌هایی که به گوش همه رسیده! آنقدر توی دنیای مجازی و بیرون فحش هست که دیگر نمی‌شود در موردش صحبت کرد.

وقتی متوجه حضور شما شدند چی؟

وقتی فهمیدند که من دختر هستم رعایت کردند.

چطور چهره‌ات را عوض کردی؟

صورت من خیلی دخترانه است و به همین دلیل باید خیلی چیزها را رعایت می‌کردم. اولین کاری که کردم لاک‌هایم را پاک کردم و گوشواره‌هایم را در آوردم. اولش با گواش یک تکه‌هایی از صورتم را رنگ کردم و بعد کل صورتم را! وقتی دیدم باز هم جنسیتم معلوم است، کل صورتم را رنگ کردم. بعدش با زغال دستم را سیاه کردم. ابروهایم را دو برابر کردم و با همان زغال کمی سبیل برای خودم نقاشی کردم.

از لحاظ شرایط فیزیکی چه کار کردی؟

اولش لباس‌های پدرم را تست کردم و دیدم که برایم خیلی بزرگ‌تر است. بعدش لباس‌های دایی را پوشیدم و آنها هم سایز من نبود. چند دست لباس روی هم پوشیدم تا شرایطم بهتر شود و قبلش حتی دور خودم پارچه مبلی پیچیدم که نفهمند من دختر هستم.

در بازرسی بدنی چه اتفاقی افتاد؟

من دور خودم پارچه مبلی پیچیدم و کناره‌های تنم پر بود از این پارچه. توی بازرسی اول وقتی با من حرف زدند، ادای آدم‌های لال را در آوردم و… سرم را انداختم پایین ومسیرم را رفتم تا گیر نیفتم. اما توی بازرسی دوم وقتی طرف پرسید که چرا کنار تنم سفت است، صدایم را کلفت‌تر و پسرانه کردم و با لهجه لاتی گفتم: «تصادف کردم حاجی… بسته‌اس!»

نترسیدی؟

چرا… وقتی صدایم کردند، قلبم ریخت! آنقدر هول شدم که ادای کر و لال‌ها را درآوردم… خیلی ترسیدم.

در جریان بازی چه اتفاقی افتاد؟

وسط بازی بود که مامورها آمدند سراغ یکی از تماشاگران. از شانس بد من آن تماشاگر نزدیک من بود. وقتی مامورها به من نزدیک شدند قلبم ریخت. سرم را انداختم پایین و فقط می‌لرزیدم. آنها نزدیک من شدند ولی کسی که نزدیک من بود را بلند کردند و بردند.

در جریان بازی چه اتفاقی افتاد که لو رفتی؟

وسط بازی پرسپولیس حمله کرد و من یکهو حواسم پرت شد و جیغ زدم. کسی که جلوی ما بود، برگشت و نگاهی به من کرد. ماتش زده بود ودر گوشی با بغل‌دستی‌هایش صحبت کرد. وقتی متوجه شدند، قرار گذاشتند که صدایش را در نیاورند و مرا لو ندهند.

وضعیت فرقی کرد؟

آنهایی که فحش می‌دادند بیشتر رعایت کردند و دیگر حرف زشت نزدند. به من خیلی احترام گذاشتند و اوضاع خیلی بهتر شد.

پس عکس‌العمل‌ها بهتر شد؟

عالی شد. فرهنگ مردم ما خیلی خوب است و من فکر می‌کنم که اگر ورود خانم‌ها به استادیوم آزاد شود، اوضاع ورزشگاه‌ها خیلی بهتر هم می‌شود.

خیلی تهدید شدی و شنیدیم که گفتند شما را توی قفس می‌اندازند و می‌سوزانند!

بعضی‌ها آمدند و مرا تهدید کردند. یک چیزهایی نوشتند که عجیب بود. گفتند مرا جلوی ورزشگاه دار می‌زنند. نمی‌دانم کارم درست بود یا غلط ولی دیگر از این کارها نمی‌کنم. خوب نیست که یک دختر توی ورزشگاهی برود که پُر پسر است!

سید احسان هاشمی

گفت‌وگو با دختری که بازی پرسپولیس را در ورزشگاه دید و خبرساز شد

(image)

آی اسپورت- دختر بیست و یک‌ساله‌ای که توانست آخرین بازی پرسپولیس را در استادیوم صدهزار نفری آزادی ببیند، سختی‌های زیادی را در این راه متحمل شد و حتی مجبور شد که ادای آدم‌های کر و لال را در بیاورد. شکیبا که بارها تهدید به اعدام در مقابل ورزشگاه آزادی و حتی سوختن در قفس فلزی شده، با اینکه عاشق پرسپولیس است اما ترجیح می‌دهد که از این پس از پای تلویزیون بازی‌های تیم محبوبش را تماشا کند. دختر خبرساز فوتبال ما که می‌گوید دنیای پسرها قشنگ نیست، اعتقاد دارد که اگر ورود خانم‌ها به استادیوم آزاد شود وضعیت ورزشگاه‌ها خیلی بهتر می‌شود.

چی شد که به استادیوم رفتید؟

از بچگی دوست داشتم که بروم استادیوم و بازی را ببینم. دوست داشتم که بروم و تیم مورد علاقه‌ام را تشویق کنم. خیلی ذوق داشتم.

اما قطعا یکسری تهدیدهایی هم در این مورد وجود داشت.

من آرزو داشتم که جشن قهرمانی را در استادیوم آزادی بگیریم. خیلی خوشحال بودم که همراه بقیه توی استادیوم هستم. به پدرم و دایی‌ام خیلی اصرار کردم که به استادیوم بروم و جالب اینکه آنها هم خیلی تحقیق کردند تا بالاخره به استادیوم رسیدیم.

چند ساله هستی؟

بیست و یک ساله. تقریبا بیست و یک سال.

برای رفتن به استادیوم استرس نداشتی؟

استرس که خیلی داشتم. همه‌اش می‌ترسیدم مرا بگیرند و بازداشت کنند. نمی‌دانستم کاری که انجام داده‌ام جرم است یا نه. یک جورایی بلاتکلیف بودم.

پس بالاخره وارد استادیوم شدی!

وارد شدم و دیدم که دنیای پسرها خیلی جالب نیست! دنیای پسرها خیلی قشنگ نبود!

چرا؟

چون نه آرایش داشتند و نه لباس. ما کلی لباس و آرایش داریم ولی پسرها نه!

فحش هم می‌دادند؟

فحش هم دادند. فحش‌هایی که توی کوچه و خیابان هم می‌شنوید. فحش‌هایی که به گوش همه رسیده! آنقدر توی دنیای مجازی و بیرون فحش هست که دیگر نمی‌شود در موردش صحبت کرد.

وقتی متوجه حضور شما شدند چی؟

وقتی فهمیدند که من دختر هستم رعایت کردند.

چطور چهره‌ات را عوض کردی؟

صورت من خیلی دخترانه است و به همین دلیل باید خیلی چیزها را رعایت می‌کردم. اولین کاری که کردم لاک‌هایم را پاک کردم و گوشواره‌هایم را در آوردم. اولش با گواش یک تکه‌هایی از صورتم را رنگ کردم و بعد کل صورتم را! وقتی دیدم باز هم جنسیتم معلوم است، کل صورتم را رنگ کردم. بعدش با زغال دستم را سیاه کردم. ابروهایم را دو برابر کردم و با همان زغال کمی سبیل برای خودم نقاشی کردم.

از لحاظ شرایط فیزیکی چه کار کردی؟

اولش لباس‌های پدرم را تست کردم و دیدم که برایم خیلی بزرگ‌تر است. بعدش لباس‌های دایی را پوشیدم و آنها هم سایز من نبود. چند دست لباس روی هم پوشیدم تا شرایطم بهتر شود و قبلش حتی دور خودم پارچه مبلی پیچیدم که نفهمند من دختر هستم.

در بازرسی بدنی چه اتفاقی افتاد؟

من دور خودم پارچه مبلی پیچیدم و کناره‌های تنم پر بود از این پارچه. توی بازرسی اول وقتی با من حرف زدند، ادای آدم‌های لال را در آوردم و… سرم را انداختم پایین ومسیرم را رفتم تا گیر نیفتم. اما توی بازرسی دوم وقتی طرف پرسید که چرا کنار تنم سفت است، صدایم را کلفت‌تر و پسرانه کردم و با لهجه لاتی گفتم: «تصادف کردم حاجی… بسته‌اس!»

نترسیدی؟

چرا… وقتی صدایم کردند، قلبم ریخت! آنقدر هول شدم که ادای کر و لال‌ها را درآوردم… خیلی ترسیدم.

در جریان بازی چه اتفاقی افتاد؟

وسط بازی بود که مامورها آمدند سراغ یکی از تماشاگران. از شانس بد من آن تماشاگر نزدیک من بود. وقتی مامورها به من نزدیک شدند قلبم ریخت. سرم را انداختم پایین و فقط می‌لرزیدم. آنها نزدیک من شدند ولی کسی که نزدیک من بود را بلند کردند و بردند.

در جریان بازی چه اتفاقی افتاد که لو رفتی؟

وسط بازی پرسپولیس حمله کرد و من یکهو حواسم پرت شد و جیغ زدم. کسی که جلوی ما بود، برگشت و نگاهی به من کرد. ماتش زده بود ودر گوشی با بغل‌دستی‌هایش صحبت کرد. وقتی متوجه شدند، قرار گذاشتند که صدایش را در نیاورند و مرا لو ندهند.

وضعیت فرقی کرد؟

آنهایی که فحش می‌دادند بیشتر رعایت کردند و دیگر حرف زشت نزدند. به من خیلی احترام گذاشتند و اوضاع خیلی بهتر شد.

پس عکس‌العمل‌ها بهتر شد؟

عالی شد. فرهنگ مردم ما خیلی خوب است و من فکر می‌کنم که اگر ورود خانم‌ها به استادیوم آزاد شود، اوضاع ورزشگاه‌ها خیلی بهتر هم می‌شود.

خیلی تهدید شدی و شنیدیم که گفتند شما را توی قفس می‌اندازند و می‌سوزانند!

بعضی‌ها آمدند و مرا تهدید کردند. یک چیزهایی نوشتند که عجیب بود. گفتند مرا جلوی ورزشگاه دار می‌زنند. نمی‌دانم کارم درست بود یا غلط ولی دیگر از این کارها نمی‌کنم. خوب نیست که یک دختر توی ورزشگاهی برود که پُر پسر است!

سید احسان هاشمی

گفت‌وگو با دختری که بازی پرسپولیس را در ورزشگاه دید و خبرساز شد

پرس نیوز

نوه دختری امام (ره) تایید صلاحیت شد

به گزارش جهان به نقل از جماران، صلاحیت حجت‌الاسلام مرتضی اشراقی نوه  امام(ره) برای حضور در انتخابات مجلس دهم توسط شورای نگهبان تایید شد.
 
شورای نگهبان در مرحله تجدیدنظر و رسیدگی به شکایات کاندیداهای ردصلاحیت و عدم احراز صلاحیت شده، صلاحیت  اشراقی را تایید کرد.

اخبر جهان

ماشین های جدید