نهج‌البلاغه برای همیشه زنده است

نهج‌البلاغه برای همیشه زنده است

به گزارش جهان نیوز به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی اسراء، آیت‌الله عبدالله جوادی‌آملی در جلسه درس اخلاق با بیان اینکه نهج‌البلاغه برای همیشه زنده‌ است، اظهار کرد: حضرت علی (ع) برای روشن کردن مردم آن عصر از جریان جنگ صفین و نهروان و خوارج نامه‌ای مرقوم فرمودند و این نامه‌ها برای همیشه زنده است.

وی ادامه داد: الان آنچه در مباحث مربوط به داعشی، سلفی و تکفیری می‌گذرد مشمول خطاب نامه‌های وجود مبارک حضرت امیر است، آنجا که فرمودند «وَ کَانَ بَدْءُ أَمْرِنَا» ابتدای امر ما این بود که «أَنَّا الْتَقَیْنَا وَ الْقَوْمُ مِنْ أَهْلِ الشَّامِ» ما با مردم شام به حسب ظاهر مسلمان و برادر بودیم و هیچ مشکلی نداشتیم، تعبیر «به حسب ظاهر» آن طوری که خود ابن ابی الحدید هم استنباط کرد این است که حضرت نمی‌خواهند از واقعیت امر پرده بردارند. فرموند ما ظاهراً با هم مسلمان بودیم، چون باطناً دودمان اموی، اسلام نیاورده بودند، الان هم با این داعشی‌ها، تکفیری‌ها و سلفی‌ها، آدم می‌تواند این‌گونه حرف بزند، چراکه در حقیقت اینها همان اموی‌های شامی هستند که وجود مبارک حضرت علی (ع) فرمودند ظاهراً ما مشترکات فراوانی داریم.

آیت‌الله جوادی‌آملی در بخش دیگری از سخنان خود با تأکید بر تزکیه نفس بیان کرد: دل که صفحه آینه شفافی است، وقتی غبار بگیرد جایی را نشان نمی‌دهد، این ﴿فی‏ قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ﴾ بعد از چرک است، یک وقت غبار می‌آید انسان باید غبارروبی کند، اگر غبارروبی نکرد چرک می‌گیرد.

وی به مسئله تهذیب نفس و جهاد درونی اشاره کرد و افزود: کسانی که چشمِ باطنشان مستور است و پرده دارد، یادِ خدا را نمی‌بینند، یادِ خدا هم دیدنی، هم گفتنی و هم شنیدنی است، یاد خدا لفظ نیست، هر چه انسان را به یاد خدا متذکّر کند، این ذکر الله است.

این مرجع تقلید با بیان اینکه وعظ به معنای سخنرانی نیست، اظهار کرد: وعظ با سخنرانی، با گفتن و نوشتن فرق می‌کند، البته اینها یک سلسله زمینه‌ای است که ممکن است کمک کند. اما وعظ، آن جاذبه‌ای است که در شنونده ایجاد می‌شود و از خلق به حق گرایش پیدا می‌کند و واعظ کسی است که بتواند این جاذبه را ایجاد کند.
 

نهج‌البلاغه برای همیشه زنده است

به گزارش جهان نیوز به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی اسراء، آیت‌الله عبدالله جوادی‌آملی در جلسه درس اخلاق با بیان اینکه نهج‌البلاغه برای همیشه زنده‌ است، اظهار کرد: حضرت علی (ع) برای روشن کردن مردم آن عصر از جریان جنگ صفین و نهروان و خوارج نامه‌ای مرقوم فرمودند و این نامه‌ها برای همیشه زنده است.

وی ادامه داد: الان آنچه در مباحث مربوط به داعشی، سلفی و تکفیری می‌گذرد مشمول خطاب نامه‌های وجود مبارک حضرت امیر است، آنجا که فرمودند «وَ کَانَ بَدْءُ أَمْرِنَا» ابتدای امر ما این بود که «أَنَّا الْتَقَیْنَا وَ الْقَوْمُ مِنْ أَهْلِ الشَّامِ» ما با مردم شام به حسب ظاهر مسلمان و برادر بودیم و هیچ مشکلی نداشتیم، تعبیر «به حسب ظاهر» آن طوری که خود ابن ابی الحدید هم استنباط کرد این است که حضرت نمی‌خواهند از واقعیت امر پرده بردارند. فرموند ما ظاهراً با هم مسلمان بودیم، چون باطناً دودمان اموی، اسلام نیاورده بودند، الان هم با این داعشی‌ها، تکفیری‌ها و سلفی‌ها، آدم می‌تواند این‌گونه حرف بزند، چراکه در حقیقت اینها همان اموی‌های شامی هستند که وجود مبارک حضرت علی (ع) فرمودند ظاهراً ما مشترکات فراوانی داریم.

آیت‌الله جوادی‌آملی در بخش دیگری از سخنان خود با تأکید بر تزکیه نفس بیان کرد: دل که صفحه آینه شفافی است، وقتی غبار بگیرد جایی را نشان نمی‌دهد، این ﴿فی‏ قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ﴾ بعد از چرک است، یک وقت غبار می‌آید انسان باید غبارروبی کند، اگر غبارروبی نکرد چرک می‌گیرد.

وی به مسئله تهذیب نفس و جهاد درونی اشاره کرد و افزود: کسانی که چشمِ باطنشان مستور است و پرده دارد، یادِ خدا را نمی‌بینند، یادِ خدا هم دیدنی، هم گفتنی و هم شنیدنی است، یاد خدا لفظ نیست، هر چه انسان را به یاد خدا متذکّر کند، این ذکر الله است.

این مرجع تقلید با بیان اینکه وعظ به معنای سخنرانی نیست، اظهار کرد: وعظ با سخنرانی، با گفتن و نوشتن فرق می‌کند، البته اینها یک سلسله زمینه‌ای است که ممکن است کمک کند. اما وعظ، آن جاذبه‌ای است که در شنونده ایجاد می‌شود و از خلق به حق گرایش پیدا می‌کند و واعظ کسی است که بتواند این جاذبه را ایجاد کند.
 

نهج‌البلاغه برای همیشه زنده است