ورود ۵ هزار تروریست از ترکیه به سوریه

ورود ۵ هزار تروریست از ترکیه به سوریه

به گزارش جهان، مهر به نقل از روسیا الیوم خبرداد: «وائل الحلقی» نخست وزیر سوریه روز پنج شنبه اظهار داشت که طی هفته گذشته بیش از ۵ هزار تروریست از طریق مرزهای ترکیه وارد حلب و ادلب شده اند. وی همچنین تاکید کرد که دمشق مشغول مبارزه با تروریسم بین المللی در تمام اراضی خود و در درجه اول گروه تروریستی جبهه النصره و داعش است.
 
نخست وزیر سوریه تصریح کرد: عربستان، ترکیه، قطر و برخی کشورهای اروپایی مانند فرانسه و انگلیس در حقیقت تمایلی به پیشبرد حل و فصل سیاسی در سوریه ندارند بلکه برعکس تلاش می کنند تا به منظور آسیب زدن بیشتر به زیرساخت ها و توانمندی ها اقتصادی مردم سوریه و تبدیل آن به کشوری شکست خورده به فعالیت های تروریستی دامن بزنند.
 
الحلقی همچنین تاکید کرد که کشورهای مذکور موفق به تحقق نقشه های خود نشدند و این امر به ارتش، مردم و بشار اسد رئیس جمهور سوریه و همچنین دوستان دمشق و در درجه اول روسیه و ولادیمیر پوتین رئیس جمهور این کشور که اجازه ندادند سوریه طرفی بازنده در میدان باشد بازمی گردد.
 
نخست ‎وزیر سوریه در عین حال اعلام کرد که دمشق پس از تشکیل دولت جدید، درباره قانون اساسی این کشور همه پرسی برگزار خواهد کرد.
 
در همین حال «ولید المعلم» وزیر خارجه سوریه نیز در سخنانی اعلام کرد که دولت آنکارا همچنان به حمایت از گروه های تروریستی ـ تکفیری مستقر در این کشور ادامه می دهد. «ولید المعلم» در سخنانی با انتقاد شدید از سیاست های دولت آنکارا در قبال بحران سوریه اظهار داشت: باعث تأسف است که دولت آنکارا همچنان به حمایت های خود از تروریست های تکفیری مستقر در سوریه ادامه می دهد.
 

ورود ۵ هزار تروریست از ترکیه به سوریه

به گزارش جهان، مهر به نقل از روسیا الیوم خبرداد: «وائل الحلقی» نخست وزیر سوریه روز پنج شنبه اظهار داشت که طی هفته گذشته بیش از ۵ هزار تروریست از طریق مرزهای ترکیه وارد حلب و ادلب شده اند. وی همچنین تاکید کرد که دمشق مشغول مبارزه با تروریسم بین المللی در تمام اراضی خود و در درجه اول گروه تروریستی جبهه النصره و داعش است.
 
نخست وزیر سوریه تصریح کرد: عربستان، ترکیه، قطر و برخی کشورهای اروپایی مانند فرانسه و انگلیس در حقیقت تمایلی به پیشبرد حل و فصل سیاسی در سوریه ندارند بلکه برعکس تلاش می کنند تا به منظور آسیب زدن بیشتر به زیرساخت ها و توانمندی ها اقتصادی مردم سوریه و تبدیل آن به کشوری شکست خورده به فعالیت های تروریستی دامن بزنند.
 
الحلقی همچنین تاکید کرد که کشورهای مذکور موفق به تحقق نقشه های خود نشدند و این امر به ارتش، مردم و بشار اسد رئیس جمهور سوریه و همچنین دوستان دمشق و در درجه اول روسیه و ولادیمیر پوتین رئیس جمهور این کشور که اجازه ندادند سوریه طرفی بازنده در میدان باشد بازمی گردد.
 
نخست ‎وزیر سوریه در عین حال اعلام کرد که دمشق پس از تشکیل دولت جدید، درباره قانون اساسی این کشور همه پرسی برگزار خواهد کرد.
 
در همین حال «ولید المعلم» وزیر خارجه سوریه نیز در سخنانی اعلام کرد که دولت آنکارا همچنان به حمایت از گروه های تروریستی ـ تکفیری مستقر در این کشور ادامه می دهد. «ولید المعلم» در سخنانی با انتقاد شدید از سیاست های دولت آنکارا در قبال بحران سوریه اظهار داشت: باعث تأسف است که دولت آنکارا همچنان به حمایت های خود از تروریست های تکفیری مستقر در سوریه ادامه می دهد.
 

ورود ۵ هزار تروریست از ترکیه به سوریه

یوزرنیم و پسورد نود 32 ورژن 9

اخبار دنیای دیجیتال

آمریکا: نگرانی‌های ظریف را درک می‌کنیم!

آمریکا: نگرانی‌های ظریف را درک می‌کنیم!

به گزارش جهان به نقل از فارس، «جان کربی» سخنگوی وزارت خارجه آمریکا امشب در کنفرانس خبری روزانه، به محورهای نشست فردای وزرای خارجه ایران و آمریکا و موضع آمریکا در قبال تحولات پسابرجامی پرداخت.
 
«جان کری» وزیر خارجه آمریکا بناست فردا جمعه، دومین نشست خود با «محمدجواد ظریف» را در نیویورک برگزار کند؛ سخنگو گفت که نحوه کاهش تحریم‌های ایران به عنوان کشوری که به تعهدات برجامی خود پایبند مانده، در دستور کار این نشست خواهد بود.
 
خبرنگار آسوشیتدپرس واکنش کربی به موضع همتای ایرانی سخنگو یعنی «حسین جابری انصاری» به حکم دادگاه استیناف آمریکا برای برداشت 2 میلیارد دلار از اموال توقیف شده ایرانیان و دادن آنها به خانواده‌های قربانیان سال 1983 بیروت را جویا شد؛ جابری انصاری امروز گفته بود که این کار آمریکایی‌ها «دستبرد» است و عدالت و قانون را به سخره گرفته است.
 
جان کربی به بخش «دستبرد» موضع طرف ایرانی اشاره کرد و گفت: «با این دیدگاه موافق نیستیم.»
 
سخنگو ادامه داد: «این رأی برای ما غیرمنتظره نبود؛ ما از پرداخت غرامت به خانواده‌های قربانیان حملات تروریستی حمایت می‌کنیم. ما می‌دانیم که ایران از شبکه‌های تروریستی حمایت کرده و می‌کند.»
 
در ادامه جلسه باز هم سوالات به نشست فردای کری و ظریف معطوف شد.
 
جان کربی گفت: «نمی‌توانم بگویم که اقدامات عملی و پیشنهادات اجرایی از این جلسه بیرون می‌آید ولی ما از نگرانی وزیر ظریف و (مقامات) تهران نسبت به سرعت تخفیف تحریم‌ها و تعامل موسسات مالی بین‌المللی با ایران، آگاهی داریم و آن را درک می‌کنیم؛ البته ما تعهدات خودمان را تمام و کمال انجام داده‌ایم.»
 
سخنگوی وزارت خارجه آمریکا گفت که ایران هم همه تعهدات برجامی خود را تا امروز انجام داده «ولی شفاف می‌گوییم، آنها به الزامات قطعنامه‌های شورای امیت در خصوص پیگیری کار بر روی تکنولوژی موشک‌های بالستیک عمل نمی‌کنند.»
 
وزیر خارجه ایران چندی پیش به این درخواست غرب برای کنار گذاشتن فعالیت‌های موشکی پاسخ داده بود.
 
ظریف گفته بود که ایران در طی جنگ هشت ساله برای خرید یک موشک اسکاد به چندین کشور «التماس» کرده ولی کسی برای دفاع از ملت ایران در برابر موشک‌های صدام که قهرمان و عزیز آن روزهای غربی‌ها بود، حاضر به اجابت این خواسته نشده؛ وزیر خارجه جمهوری اسلامی ایران گفته بود که ایرانیان امنیت خود را با «چند دلار» معامله نمی‌کنند.

آمریکا: نگرانی‌های ظریف را درک می‌کنیم!

به گزارش جهان به نقل از فارس، «جان کربی» سخنگوی وزارت خارجه آمریکا امشب در کنفرانس خبری روزانه، به محورهای نشست فردای وزرای خارجه ایران و آمریکا و موضع آمریکا در قبال تحولات پسابرجامی پرداخت.
 
«جان کری» وزیر خارجه آمریکا بناست فردا جمعه، دومین نشست خود با «محمدجواد ظریف» را در نیویورک برگزار کند؛ سخنگو گفت که نحوه کاهش تحریم‌های ایران به عنوان کشوری که به تعهدات برجامی خود پایبند مانده، در دستور کار این نشست خواهد بود.
 
خبرنگار آسوشیتدپرس واکنش کربی به موضع همتای ایرانی سخنگو یعنی «حسین جابری انصاری» به حکم دادگاه استیناف آمریکا برای برداشت 2 میلیارد دلار از اموال توقیف شده ایرانیان و دادن آنها به خانواده‌های قربانیان سال 1983 بیروت را جویا شد؛ جابری انصاری امروز گفته بود که این کار آمریکایی‌ها «دستبرد» است و عدالت و قانون را به سخره گرفته است.
 
جان کربی به بخش «دستبرد» موضع طرف ایرانی اشاره کرد و گفت: «با این دیدگاه موافق نیستیم.»
 
سخنگو ادامه داد: «این رأی برای ما غیرمنتظره نبود؛ ما از پرداخت غرامت به خانواده‌های قربانیان حملات تروریستی حمایت می‌کنیم. ما می‌دانیم که ایران از شبکه‌های تروریستی حمایت کرده و می‌کند.»
 
در ادامه جلسه باز هم سوالات به نشست فردای کری و ظریف معطوف شد.
 
جان کربی گفت: «نمی‌توانم بگویم که اقدامات عملی و پیشنهادات اجرایی از این جلسه بیرون می‌آید ولی ما از نگرانی وزیر ظریف و (مقامات) تهران نسبت به سرعت تخفیف تحریم‌ها و تعامل موسسات مالی بین‌المللی با ایران، آگاهی داریم و آن را درک می‌کنیم؛ البته ما تعهدات خودمان را تمام و کمال انجام داده‌ایم.»
 
سخنگوی وزارت خارجه آمریکا گفت که ایران هم همه تعهدات برجامی خود را تا امروز انجام داده «ولی شفاف می‌گوییم، آنها به الزامات قطعنامه‌های شورای امیت در خصوص پیگیری کار بر روی تکنولوژی موشک‌های بالستیک عمل نمی‌کنند.»
 
وزیر خارجه ایران چندی پیش به این درخواست غرب برای کنار گذاشتن فعالیت‌های موشکی پاسخ داده بود.
 
ظریف گفته بود که ایران در طی جنگ هشت ساله برای خرید یک موشک اسکاد به چندین کشور «التماس» کرده ولی کسی برای دفاع از ملت ایران در برابر موشک‌های صدام که قهرمان و عزیز آن روزهای غربی‌ها بود، حاضر به اجابت این خواسته نشده؛ وزیر خارجه جمهوری اسلامی ایران گفته بود که ایرانیان امنیت خود را با «چند دلار» معامله نمی‌کنند.

آمریکا: نگرانی‌های ظریف را درک می‌کنیم!

آپدیت نود 32 ورژن 5

خرم خبر

عزیزجعفری:تهدیدات پس از برجام جدی‌تر شده

عزیزجعفری:تهدیدات پس از برجام جدی‌تر شده

به گزارش جهان به نقل از تسنیم، سردار سرلشکر محمدعلی جعفری فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در گفت‌وگویی متفاوت با بخش خبری 20:30 به‌مناسبت دوم اردیبهشت سالروز تأسیس سپاه اظهار داشت:‌ بنده در ابتدای جنگ به‌عنوان یک بسیجی وارد جبهه شدم و در سال 60 به عضویت سپاه پاسداران درآمدم.

وی در پاسخ به این سؤال “چه احساسی دارید که یک رسانه آمریکایی شما را جزو 500 قدرتمند جهان قرار داده است؟”، گفت: من هیچ احساس خاصی ندارم چون این تحلیل‌ها معمولاً غلط است و ما قدرت‌مان را از مردم، نظام اسلامی و رهبری انقلاب می‌‌‌گیریم.

سرلشکر جعفری همچنین در خصوص اینکه نام وی در میان کسانی است که مورد تحریم قرار گرفته و حساب‌های مالی آنها در کشورهای خارجی مسدود شده است، اظهار داشت: ما در بانک‌های داخلی هم هیچ حسابی نداریم چه برسد به خارج از کشور و این تحریم‌ها را بیشتر در راستای عملیاتی روانی دشمن می‌دانیم.

فرمانده کل سپاه در خصوص رابطه‌اش با سرلشکر سلیمانی و راز محبوبیت وی در میان جوانان گفت: رابطه ما با ایشان یک رابطه عاشقانه، دوستانه و صمیمی است و با توجه به اینکه در طول بیش از سه دهه بعد از جنگ ایشان همیشه در عرصه جهاد و دفاع از انقلاب و امنیت کشور و جبهه مقاومت عمل می‌کند طبیعی است که محبوب همه باشد و من همیشه به ایشان توصیه کردم که مراقب خودش باشد.

وی با بیان “امروز امنیت کشور ما وابسته به سلاح و تجهیزات نیست”، گفت: همه این تجهیزات را بیشتر و پیشرفته‌تر دشمن در اختیار دارد اما نگرانی‌ آنها از نیروی انسانی مؤمن، انقلابی و معتقد به نظام اسلامی است که این سلاح‌ها را در دست دارند.

سرلشکر جعفری در خصوص توانمندی موشکی ایران پس از شهادت شهید طهرانی‌مقدم گفت: خاصیت خون شهیدان این است که حرکتی که آنها شروع کرده‌اند پس از شهادت‌شان محکم‌تر، عمیق‌تر و سریع‌تر دنبال می‌شود چرا که همه سعی می‌کنند تا راهی که آن شهید شروع کرد به نتیجه برسد.

فرمانده کل سپاه در بخش دیگری از این گفت‌وگو در خصوص تهدیدات علیه انقلاب اسلامی اظهار داشت: این تهدیدات پس از موضوعاتی نظیر برجام جدی‌تر شده و باید بیشتر مراقبت کرد اما متأسفانه امروز برخی افراد در عرصه سیاسی نسبت به آرمان‌ها، خون شهیدان و دستاوردهای آنها بی‌توجه‌اند که امیدواریم این بی‌توجهی رفع شود.

وی در خصوص جنجال کشورهای غربی به‌خصوص آمریکا در زمینه توانمندی موشکی ایران گفت: آنها موشک‌های بسیار بیشتری حتی با سرجنگی‌های (کلاهک) اتمی دارند اما به آنها اشاره‌ای نمی‌شود. اینکه از توانمندی موشکی ما نگرانند برای آن است که این توانمندی را بازدارنده می‌دانند و نمی‌خواهند این قدرت افزایش یابد تا هرگاه که خواستند به ما فشار بیاورند.

به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان، سرلشکر جعفری گفت: متأسفانه برخی در داخل نیز آگاهانه یا ناآگاهانه با دشمن همراهی کرده و توجهی به اهداف آنها ندارند.

فرمانده کل سپاه در خصوص برخی جوسازی‌های اقتصادی علیه سپاه مأموریت این نهاد را حفاظت از انقلاب و دستاوردهای ایران دانست و گفت:‌ اقدامات سازندگی که سپاه انجام می‌دهد هیچ‌گاه با هدف اقتصادی نبوده و ما علی‌رغم اینکه میلیاردها تومان از دولت طلبکاریم با هدف انجام کار این اقدامات را صورت می‌دهیم اما متأسفانه فضاسازی‌های زیادی علیه سپاه صورت می‌گیرد که همه آنها اشتباه است.

وی در خصوص رابطه سپاه و دولت نیز گفت: ما همیشه خود را حامی دولت‌ها می‌دانیم چرا که آنها وظیفه سنگینی به‌عهده دارند و اگر از توانمندی سپاه و بسیج که یک انرژی و پتانسیل عظیم است استفاده کنند می‌توانند در حوزه اقتصاد مقاومتی مؤثر باشند.

فرمانده کل سپاه با ابراز “البته اختلاف سلیقه و اختلاف دیدگاه با دولت در برخی حوزه‌های اقتصادی، سیاسی و فرهنگی داریم”، افزود: هیچ‌کدام از اینها دلیل بر عدم همکاری و حمایت از دولت نیست.

سرلشکر جعفری مهم‌ترین چالش منطقه را در عرصه سیاسی دانست و گفت:‌ متأسفانه برخی کشورها نظیر عربستان با سیاست‌های اسرائیل هماهنگ هستند اما مطمئنیم بیداری و مقاومت مردم منطقه جدی است و همه اینها را خنثی می‌کند.

وی در خصوص عملکرد سپاه در حوزه محرومیت‌زدایی نیز اظهار داشت: بسیج در این حوزه توانمندی‌های بسیاری را از خود نشان داده و شاهد بودیم که سال قبل اعلام شد 12 هزار پروژه محرومیت‌زدایی صورت گرفته که امسال به این میزان نیز اضافه خواهد شد.

فرمانده کل سپاه خاطرنشان کرد:‌ اگر این اقدامات هماهنگ با دولت باشد و دولت از سپاه و بسیج درخواست همکاری کند این اقدامات اثر بیشتری خواهد داشت.

سرلشکر جعفری تصریح کرد:‌ از آنجا که سپاه در مقابل دشمنان ملت و انقلاب ایستاده جوسازی‌هایی علیه آن صورت می‌گیرد و متأسفانه برخی مسئولین نیز به‌دلیل اطلاعات غلط و مشاوره‌های اشتباه و یا تحت تأثیر تبلیغات و نفوذی‌ها مطالبی می‌گویند که اینها درست نیست و این جوسازی‌ها با هدف تخریب سپاه انجام می‌شود.

وی در بخش دیگری از این گفت‌وگوی متفاوت و صمیمی در پاسخ به “آیا شما جزو شبکه‌های اجتماعی در فضای مجازی هستید یا خیر؟”، گفت:‌ من عضو این شبکه‌ها نیستم اما آنها را نگاه می‌کنم و اگرچه برخی مطالبی از طرف فرمانده سپاه منتشر می‌کنند اما بنده در این گروه‌ها عضویت ندارم.

فرمانده کل سپاه در خصوص مفید بودن این شبکه‌ها نیز گفت: اگر از تبعات منفی آن دوری شود، می‌تواند خوب باشد.

سرلشکر جعفری اظهار داشت: اخیراً در یکی از همین برنامه‌های موبایلی دلقک‌‌بازی‌های مسئولین آمریکایی را دیدم که خنده‌ام گرفت.

فرمانده کل سپاه در پاسخ به سؤال مجری برنامه که پرسید وی اهل فوتبال است یا نه، بیان داشت: تا اندازه‌ای فوتبالی هستم اما در این سن خیلی نمی‌توانم بازی کنم.

وی در پاسخ به سؤال دیگری مبنی بر “شما طرفدار کدام تیم فوتبالی هستید؟”، اظهار داشت: چند روز قبل حتی بخش‌هایی از دربی را هم دیدم اما نمی‌توانم بگویم آبی هستم یا قرمز.

عزیزجعفری:تهدیدات پس از برجام جدی‌تر شده

به گزارش جهان به نقل از تسنیم، سردار سرلشکر محمدعلی جعفری فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در گفت‌وگویی متفاوت با بخش خبری 20:30 به‌مناسبت دوم اردیبهشت سالروز تأسیس سپاه اظهار داشت:‌ بنده در ابتدای جنگ به‌عنوان یک بسیجی وارد جبهه شدم و در سال 60 به عضویت سپاه پاسداران درآمدم.

وی در پاسخ به این سؤال “چه احساسی دارید که یک رسانه آمریکایی شما را جزو 500 قدرتمند جهان قرار داده است؟”، گفت: من هیچ احساس خاصی ندارم چون این تحلیل‌ها معمولاً غلط است و ما قدرت‌مان را از مردم، نظام اسلامی و رهبری انقلاب می‌‌‌گیریم.

سرلشکر جعفری همچنین در خصوص اینکه نام وی در میان کسانی است که مورد تحریم قرار گرفته و حساب‌های مالی آنها در کشورهای خارجی مسدود شده است، اظهار داشت: ما در بانک‌های داخلی هم هیچ حسابی نداریم چه برسد به خارج از کشور و این تحریم‌ها را بیشتر در راستای عملیاتی روانی دشمن می‌دانیم.

فرمانده کل سپاه در خصوص رابطه‌اش با سرلشکر سلیمانی و راز محبوبیت وی در میان جوانان گفت: رابطه ما با ایشان یک رابطه عاشقانه، دوستانه و صمیمی است و با توجه به اینکه در طول بیش از سه دهه بعد از جنگ ایشان همیشه در عرصه جهاد و دفاع از انقلاب و امنیت کشور و جبهه مقاومت عمل می‌کند طبیعی است که محبوب همه باشد و من همیشه به ایشان توصیه کردم که مراقب خودش باشد.

وی با بیان “امروز امنیت کشور ما وابسته به سلاح و تجهیزات نیست”، گفت: همه این تجهیزات را بیشتر و پیشرفته‌تر دشمن در اختیار دارد اما نگرانی‌ آنها از نیروی انسانی مؤمن، انقلابی و معتقد به نظام اسلامی است که این سلاح‌ها را در دست دارند.

سرلشکر جعفری در خصوص توانمندی موشکی ایران پس از شهادت شهید طهرانی‌مقدم گفت: خاصیت خون شهیدان این است که حرکتی که آنها شروع کرده‌اند پس از شهادت‌شان محکم‌تر، عمیق‌تر و سریع‌تر دنبال می‌شود چرا که همه سعی می‌کنند تا راهی که آن شهید شروع کرد به نتیجه برسد.

فرمانده کل سپاه در بخش دیگری از این گفت‌وگو در خصوص تهدیدات علیه انقلاب اسلامی اظهار داشت: این تهدیدات پس از موضوعاتی نظیر برجام جدی‌تر شده و باید بیشتر مراقبت کرد اما متأسفانه امروز برخی افراد در عرصه سیاسی نسبت به آرمان‌ها، خون شهیدان و دستاوردهای آنها بی‌توجه‌اند که امیدواریم این بی‌توجهی رفع شود.

وی در خصوص جنجال کشورهای غربی به‌خصوص آمریکا در زمینه توانمندی موشکی ایران گفت: آنها موشک‌های بسیار بیشتری حتی با سرجنگی‌های (کلاهک) اتمی دارند اما به آنها اشاره‌ای نمی‌شود. اینکه از توانمندی موشکی ما نگرانند برای آن است که این توانمندی را بازدارنده می‌دانند و نمی‌خواهند این قدرت افزایش یابد تا هرگاه که خواستند به ما فشار بیاورند.

به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان، سرلشکر جعفری گفت: متأسفانه برخی در داخل نیز آگاهانه یا ناآگاهانه با دشمن همراهی کرده و توجهی به اهداف آنها ندارند.

فرمانده کل سپاه در خصوص برخی جوسازی‌های اقتصادی علیه سپاه مأموریت این نهاد را حفاظت از انقلاب و دستاوردهای ایران دانست و گفت:‌ اقدامات سازندگی که سپاه انجام می‌دهد هیچ‌گاه با هدف اقتصادی نبوده و ما علی‌رغم اینکه میلیاردها تومان از دولت طلبکاریم با هدف انجام کار این اقدامات را صورت می‌دهیم اما متأسفانه فضاسازی‌های زیادی علیه سپاه صورت می‌گیرد که همه آنها اشتباه است.

وی در خصوص رابطه سپاه و دولت نیز گفت: ما همیشه خود را حامی دولت‌ها می‌دانیم چرا که آنها وظیفه سنگینی به‌عهده دارند و اگر از توانمندی سپاه و بسیج که یک انرژی و پتانسیل عظیم است استفاده کنند می‌توانند در حوزه اقتصاد مقاومتی مؤثر باشند.

فرمانده کل سپاه با ابراز “البته اختلاف سلیقه و اختلاف دیدگاه با دولت در برخی حوزه‌های اقتصادی، سیاسی و فرهنگی داریم”، افزود: هیچ‌کدام از اینها دلیل بر عدم همکاری و حمایت از دولت نیست.

سرلشکر جعفری مهم‌ترین چالش منطقه را در عرصه سیاسی دانست و گفت:‌ متأسفانه برخی کشورها نظیر عربستان با سیاست‌های اسرائیل هماهنگ هستند اما مطمئنیم بیداری و مقاومت مردم منطقه جدی است و همه اینها را خنثی می‌کند.

وی در خصوص عملکرد سپاه در حوزه محرومیت‌زدایی نیز اظهار داشت: بسیج در این حوزه توانمندی‌های بسیاری را از خود نشان داده و شاهد بودیم که سال قبل اعلام شد 12 هزار پروژه محرومیت‌زدایی صورت گرفته که امسال به این میزان نیز اضافه خواهد شد.

فرمانده کل سپاه خاطرنشان کرد:‌ اگر این اقدامات هماهنگ با دولت باشد و دولت از سپاه و بسیج درخواست همکاری کند این اقدامات اثر بیشتری خواهد داشت.

سرلشکر جعفری تصریح کرد:‌ از آنجا که سپاه در مقابل دشمنان ملت و انقلاب ایستاده جوسازی‌هایی علیه آن صورت می‌گیرد و متأسفانه برخی مسئولین نیز به‌دلیل اطلاعات غلط و مشاوره‌های اشتباه و یا تحت تأثیر تبلیغات و نفوذی‌ها مطالبی می‌گویند که اینها درست نیست و این جوسازی‌ها با هدف تخریب سپاه انجام می‌شود.

وی در بخش دیگری از این گفت‌وگوی متفاوت و صمیمی در پاسخ به “آیا شما جزو شبکه‌های اجتماعی در فضای مجازی هستید یا خیر؟”، گفت:‌ من عضو این شبکه‌ها نیستم اما آنها را نگاه می‌کنم و اگرچه برخی مطالبی از طرف فرمانده سپاه منتشر می‌کنند اما بنده در این گروه‌ها عضویت ندارم.

فرمانده کل سپاه در خصوص مفید بودن این شبکه‌ها نیز گفت: اگر از تبعات منفی آن دوری شود، می‌تواند خوب باشد.

سرلشکر جعفری اظهار داشت: اخیراً در یکی از همین برنامه‌های موبایلی دلقک‌‌بازی‌های مسئولین آمریکایی را دیدم که خنده‌ام گرفت.

فرمانده کل سپاه در پاسخ به سؤال مجری برنامه که پرسید وی اهل فوتبال است یا نه، بیان داشت: تا اندازه‌ای فوتبالی هستم اما در این سن خیلی نمی‌توانم بازی کنم.

وی در پاسخ به سؤال دیگری مبنی بر “شما طرفدار کدام تیم فوتبالی هستید؟”، اظهار داشت: چند روز قبل حتی بخش‌هایی از دربی را هم دیدم اما نمی‌توانم بگویم آبی هستم یا قرمز.

عزیزجعفری:تهدیدات پس از برجام جدی‌تر شده

آپدیت آفلاین نود 32 ورژن 8

پرس نیوز

سازمانی برای دزدیدن منابع طبیعی!

سازمانی برای دزدیدن منابع طبیعی!

به گزارش جهان به نقل از مهر، جنگ‌های مداوم ایالات متحده در آفریقا طبعا تحت نام کمک‌های بشردوستانه انجام می‌شود اما افریکام برای تصاحب منابع طبییعی به تربیت و مسلح کردن نیروهای شبه نظامی مسلح داخلی برای جنگ‌های نیابتی مشغول است و عملیات نظامی متعددی به صورت روزانه دارد.

رشد عظیم اروپا بر پایه عقب نگه داشتن و ویرانی آفریقا می‌سر شده است. این گزارش مربوط به کنگو DRC است. کشوری که ۵۰٪ کوبالت و ۱۰% مس جهان و ۳۰% الماس جهان را تولید می‌کند. کوبالت مهم‌ترین محصول کنگوست از انجا که برای صنایع نظامی و هوا وفضا ضروری است. مرزهای کنگو در سال ۱۸۸۴ در نشستی در اروپا که آفریقا را بدون حضور نماینده‌ای از آفریقا تقسیم کرد تعریف شد. و بعد از ان مورد تجاوز شاه لئوپولد دوم، شاه بلژیک قرار گرفت که دست به کشتار بیرحمانه‌ای در این کشور زد. مکانیسم کشتار این بود: کنگویی‌ها موظف بودند مقدار معینی ماده «مثلا کائوچو» به بلژیکی‌ها تحویل دهند. در می‌دانی سربازان بلژیکی جمع می‌شدند و مردم حاصل کار خود را تحویل می‌دادند و وقتی نمی‌توانستند و یا کافی نبود یا کشته می‌شدند یا دست و پایشان قطع می‌شد. ده میلیون کنگویی -نیمی از جمعیت کنگو – در طی این دوران به دهشتناک‌ترین وضعی به قتل رسیدند.

در سال ۱۹۸۲ کنگره آمریکا گزارشی منتشرکرد به نام «کوبالت – سیاستگذاری برای یک ماده معدنی استراتژیک» و در ان تاکید کرد که کمبود کوبالت امنیت ملی آمریکا را به خطر می‌اندازد.

کنگو تولید کننده اول کوبالت در دنیاست. هر باتری که ما استفاده می‌کنیم در ان کوبالت کنگو است. در دهه ی۷۰ در اثر شوروشی در کنگو تولید کوبالت کاهش یافت و این کمبود بیش از همه آمریکا را نگران کرد. چرا که کوبالت که یکی از مهم‌ترین منابع در صنایع نظامی و هوافضا است در ماهواره‌ها و پهباد‌ها و هواپیما‌ها و راکتورهای اتمی استفاده می‌شود.

آمریکا که خود روی کار اورنده و حامی موبوتو در کنگو بود نیاز به شرایطی داشت که تولید کوبالت و صدور ان به غرب تضمین شود. پس زمان موبوتو هم به سر رسید و غرب تصمیم به تعویض او از طریق یک کودتای نظامی به دست بیگانگان گرفت.

در دهه ٩٠ امریکا دو کشور متحد همسایه اوگاندا و رواندا را حمایت کرد تا برای براندازی موبوتو به کنگو به کنگو حمله نظامی کنند. در ۱۹۹۷ جنگ شروع شد. و کنگو باز به خون نشست. این جنگ جان ۶ میلیون نفر کنگویی را گرفت.

جزییات واقعه: این وقایع در دوران بیل کلینتون رخ داد. او هیئتی به عنوان مشاوره برای امنیت ملی تشکیل داد که ان سه تصمیم را برای آفریقا گرفتند. و هر سه بد‌ترین نتایج را به بار اوردند:

* نسل کشی در رواندا در ۱۹۹۴
* سومالی و عملیات Black Hawk Down
* کنگو

بیل کلینتون و سوزان رایس چیزی به نام «رنسانس آفریقا» تعریف کردند. در ۱۹۹۷ آمریکا برای براندازی موبوتو تجاوز اوگاندا و رواندا به کنگو را فراهم کرد و پدر رهبر فعلی کنگو یعنی لوران دزیره کابیلا را به قدرت رساند.

رییس هیئت مدیره «مواد معدنی آمریکا» مستقیمن شورشیان حامی کابیلا را علیه موبوتو حمایت مالی کرد و در ازای ان از کابیلا برای یک قرارداد یک بیلیون دلاری معدن در کنگو تضمین گرفت. این تجاوز به کنگو انقدر وحشتناک بود که بسیاری فرار کردند. ارتش خارجی مردم کنگو را قتل عام کردند و فاجعه کنگو که از دوران استعمار شروع شده بود باز ادامه یافت.

امروز ژوزف کابیلا دارد تلاش می‌کند تا بعد از دو دوره بر سر قدرت بماند. کنگو به انقلاب می‌اندیشد. سازمان‌های آمریکایی از جمله یو. اساید USAID و Leadership که توسط اوباما تشکیل شده است فعالیت‌های گسترده‌ای را برای تربیت نسل جوان کنگو از سال‌های پیش آغاز کرده‌اند. آن‌ها ۱۰۰ هزار جوان کنگویی را تحت تربیت خود گرفته‌اند. باید توجه کرد که نیمی از جمعیت کنگو زیر ۱۸ سال دارند و نیمی از ان‌ها زنان هستند. در این سیستم جوانان از درک معضل آفریقا باز می‌مانند و بر اساس منافع دولت آمریکا عمل می‌کنند و نه برای انچه ضروری است: مردم کنگو که کنترل منابع و سرنوشت خود را به دست بگیرند.

سازمانی برای دزدیدن منابع طبیعی!

به گزارش جهان به نقل از مهر، جنگ‌های مداوم ایالات متحده در آفریقا طبعا تحت نام کمک‌های بشردوستانه انجام می‌شود اما افریکام برای تصاحب منابع طبییعی به تربیت و مسلح کردن نیروهای شبه نظامی مسلح داخلی برای جنگ‌های نیابتی مشغول است و عملیات نظامی متعددی به صورت روزانه دارد.

رشد عظیم اروپا بر پایه عقب نگه داشتن و ویرانی آفریقا می‌سر شده است. این گزارش مربوط به کنگو DRC است. کشوری که ۵۰٪ کوبالت و ۱۰% مس جهان و ۳۰% الماس جهان را تولید می‌کند. کوبالت مهم‌ترین محصول کنگوست از انجا که برای صنایع نظامی و هوا وفضا ضروری است. مرزهای کنگو در سال ۱۸۸۴ در نشستی در اروپا که آفریقا را بدون حضور نماینده‌ای از آفریقا تقسیم کرد تعریف شد. و بعد از ان مورد تجاوز شاه لئوپولد دوم، شاه بلژیک قرار گرفت که دست به کشتار بیرحمانه‌ای در این کشور زد. مکانیسم کشتار این بود: کنگویی‌ها موظف بودند مقدار معینی ماده «مثلا کائوچو» به بلژیکی‌ها تحویل دهند. در می‌دانی سربازان بلژیکی جمع می‌شدند و مردم حاصل کار خود را تحویل می‌دادند و وقتی نمی‌توانستند و یا کافی نبود یا کشته می‌شدند یا دست و پایشان قطع می‌شد. ده میلیون کنگویی -نیمی از جمعیت کنگو – در طی این دوران به دهشتناک‌ترین وضعی به قتل رسیدند.

در سال ۱۹۸۲ کنگره آمریکا گزارشی منتشرکرد به نام «کوبالت – سیاستگذاری برای یک ماده معدنی استراتژیک» و در ان تاکید کرد که کمبود کوبالت امنیت ملی آمریکا را به خطر می‌اندازد.

کنگو تولید کننده اول کوبالت در دنیاست. هر باتری که ما استفاده می‌کنیم در ان کوبالت کنگو است. در دهه ی۷۰ در اثر شوروشی در کنگو تولید کوبالت کاهش یافت و این کمبود بیش از همه آمریکا را نگران کرد. چرا که کوبالت که یکی از مهم‌ترین منابع در صنایع نظامی و هوافضا است در ماهواره‌ها و پهباد‌ها و هواپیما‌ها و راکتورهای اتمی استفاده می‌شود.

آمریکا که خود روی کار اورنده و حامی موبوتو در کنگو بود نیاز به شرایطی داشت که تولید کوبالت و صدور ان به غرب تضمین شود. پس زمان موبوتو هم به سر رسید و غرب تصمیم به تعویض او از طریق یک کودتای نظامی به دست بیگانگان گرفت.

در دهه ٩٠ امریکا دو کشور متحد همسایه اوگاندا و رواندا را حمایت کرد تا برای براندازی موبوتو به کنگو به کنگو حمله نظامی کنند. در ۱۹۹۷ جنگ شروع شد. و کنگو باز به خون نشست. این جنگ جان ۶ میلیون نفر کنگویی را گرفت.

جزییات واقعه: این وقایع در دوران بیل کلینتون رخ داد. او هیئتی به عنوان مشاوره برای امنیت ملی تشکیل داد که ان سه تصمیم را برای آفریقا گرفتند. و هر سه بد‌ترین نتایج را به بار اوردند:

* نسل کشی در رواندا در ۱۹۹۴
* سومالی و عملیات Black Hawk Down
* کنگو

بیل کلینتون و سوزان رایس چیزی به نام «رنسانس آفریقا» تعریف کردند. در ۱۹۹۷ آمریکا برای براندازی موبوتو تجاوز اوگاندا و رواندا به کنگو را فراهم کرد و پدر رهبر فعلی کنگو یعنی لوران دزیره کابیلا را به قدرت رساند.

رییس هیئت مدیره «مواد معدنی آمریکا» مستقیمن شورشیان حامی کابیلا را علیه موبوتو حمایت مالی کرد و در ازای ان از کابیلا برای یک قرارداد یک بیلیون دلاری معدن در کنگو تضمین گرفت. این تجاوز به کنگو انقدر وحشتناک بود که بسیاری فرار کردند. ارتش خارجی مردم کنگو را قتل عام کردند و فاجعه کنگو که از دوران استعمار شروع شده بود باز ادامه یافت.

امروز ژوزف کابیلا دارد تلاش می‌کند تا بعد از دو دوره بر سر قدرت بماند. کنگو به انقلاب می‌اندیشد. سازمان‌های آمریکایی از جمله یو. اساید USAID و Leadership که توسط اوباما تشکیل شده است فعالیت‌های گسترده‌ای را برای تربیت نسل جوان کنگو از سال‌های پیش آغاز کرده‌اند. آن‌ها ۱۰۰ هزار جوان کنگویی را تحت تربیت خود گرفته‌اند. باید توجه کرد که نیمی از جمعیت کنگو زیر ۱۸ سال دارند و نیمی از ان‌ها زنان هستند. در این سیستم جوانان از درک معضل آفریقا باز می‌مانند و بر اساس منافع دولت آمریکا عمل می‌کنند و نه برای انچه ضروری است: مردم کنگو که کنترل منابع و سرنوشت خود را به دست بگیرند.

سازمانی برای دزدیدن منابع طبیعی!

لایسنس نود 32 ورژن 9

تلگرام

مژده ای برای بیماران سرطانی

مژده ای برای بیماران سرطانی

به گزارش جهان به نقل از تسنیم، مطالعات اخیر دانشمندان نشان می‌دهد که بیماران مبتلا به سرطان ممکن است با مصرف دوز پایینی از «آسپرین» (aspirin)، شانس بیشتری برای زنده ماندن داشته باشند.

بر اساس این گزارش، دانشمندان هشدار می‌دهند که در این رابطه و برای کشف اثرات آسپرین هنوز نیاز به کار و مطالعه بیشتری است‌ اما بیماران تحت درمان سرطان را تشویق کردند که برای استفاده از آسپرین حتما با دکتر مخصوص خود مشورت کنند و زیر نظر وی دارو را مصرف کنند.

بر اساس تحقیقاتی که در دانشگاه «کاردیف»(Cardiff)، صورت گرفته است، مصرف آسپرین شاید بتواند شانس بیماران مبتلا به سرطان را برای زنده‌ماندن به یک‌پنجم میزان قبل افزایش دهد.

دانشمندان این یافته را به دنبال مطالعاتی که در زمینه سرطان روده، پستان و پروستات داشتند کشف کردند.

طبق این مطالعه به نظر می‌رسد مصرف این دارو با دوز پایین در کنار درمان طبیعی،کاهش احتمال مرگ ناشی از سرطان را از 15 درصد به 20 درصد افزایش دهد.

پروفسور «پیتر الوود»(Peter Elwood)، از دانشگاه «کاردیف»(Cardiff)، که سرپرست این تحقیقات را برعهده دارد در رابطه با این تحقیق منتشر شده در «مجله کتابخانه عمومی علوم وان»(the journal Public Library of Science ONE)، گفت:” شواهد تاثیر مصرف آسپرین بر درمان سرطان در حالی رو به افزایش است که پیش از این مصرف این داروی پرمخاطب تاثیر قابل توجهی در کاهش برخی سرطان‌ها داشته است.

وی افزود:”در حالی که ما این نکته را می‌دانیم که استفاده از دوز پایینی آسپرین به کاهش بروز سرطان کمک می‌کند، نقش آن در درمان سرطان همچنان نامشخص است؛ در نتیجه، ما مجموعه‌ای را گردهم آوردیم که مطالعات علمی و سیستماتیکی روی این موضوع مهم انجام دهند”.

طبق این گزارش که در روزنامه ایندیپندنت منتشر شده است، این تیم مطالعاتی، داده‌های تصادفی از 42 مورد آزمایش را مورد بررسی و واکاوی بیشتر قرار دادند و مشاهدات آنها نشان می‌دهد که «آسپرین» برای کاهش خطر ابتلا به سرطان کمک‌کننده است.

گر چه عوارض شناخته‌شده‌ای همچون خونریزی روده و معده ناشی از مصرف دائم آسپرین وجود دارد با این حال محققان هیچ شواهدی مبنی بر اینکه مصرف این دارو خطرات جدی برای انسان داشته باشد و یا زندگی افراد را تهدید کند وجود ندارد.

«الوود» اضافه کرد:”در حالی که نیاز مبرمی به پژوهش‌های بیشتر در این رابطه وجود دارد، ما می‌خواهیم بیمارانی که مبتلا به سرطان هستند با پزشک خود در رابطه با مصرف آسپرین مشورت کنند و سر خود اقدام به مصرف این دارو نکنند”.

مطالعات روی 6 نوع سرطان‌ شایع نیز گویای مزایای مصرف آسپرین است؛ با این وجود کم‌بودن تعداد اطلاعات بیماران، مانع از ارائه تواًم با اعتماد به نفس این نظریه شده است.

مژده ای برای بیماران سرطانی

به گزارش جهان به نقل از تسنیم، مطالعات اخیر دانشمندان نشان می‌دهد که بیماران مبتلا به سرطان ممکن است با مصرف دوز پایینی از «آسپرین» (aspirin)، شانس بیشتری برای زنده ماندن داشته باشند.

بر اساس این گزارش، دانشمندان هشدار می‌دهند که در این رابطه و برای کشف اثرات آسپرین هنوز نیاز به کار و مطالعه بیشتری است‌ اما بیماران تحت درمان سرطان را تشویق کردند که برای استفاده از آسپرین حتما با دکتر مخصوص خود مشورت کنند و زیر نظر وی دارو را مصرف کنند.

بر اساس تحقیقاتی که در دانشگاه «کاردیف»(Cardiff)، صورت گرفته است، مصرف آسپرین شاید بتواند شانس بیماران مبتلا به سرطان را برای زنده‌ماندن به یک‌پنجم میزان قبل افزایش دهد.

دانشمندان این یافته را به دنبال مطالعاتی که در زمینه سرطان روده، پستان و پروستات داشتند کشف کردند.

طبق این مطالعه به نظر می‌رسد مصرف این دارو با دوز پایین در کنار درمان طبیعی،کاهش احتمال مرگ ناشی از سرطان را از 15 درصد به 20 درصد افزایش دهد.

پروفسور «پیتر الوود»(Peter Elwood)، از دانشگاه «کاردیف»(Cardiff)، که سرپرست این تحقیقات را برعهده دارد در رابطه با این تحقیق منتشر شده در «مجله کتابخانه عمومی علوم وان»(the journal Public Library of Science ONE)، گفت:” شواهد تاثیر مصرف آسپرین بر درمان سرطان در حالی رو به افزایش است که پیش از این مصرف این داروی پرمخاطب تاثیر قابل توجهی در کاهش برخی سرطان‌ها داشته است.

وی افزود:”در حالی که ما این نکته را می‌دانیم که استفاده از دوز پایینی آسپرین به کاهش بروز سرطان کمک می‌کند، نقش آن در درمان سرطان همچنان نامشخص است؛ در نتیجه، ما مجموعه‌ای را گردهم آوردیم که مطالعات علمی و سیستماتیکی روی این موضوع مهم انجام دهند”.

طبق این گزارش که در روزنامه ایندیپندنت منتشر شده است، این تیم مطالعاتی، داده‌های تصادفی از 42 مورد آزمایش را مورد بررسی و واکاوی بیشتر قرار دادند و مشاهدات آنها نشان می‌دهد که «آسپرین» برای کاهش خطر ابتلا به سرطان کمک‌کننده است.

گر چه عوارض شناخته‌شده‌ای همچون خونریزی روده و معده ناشی از مصرف دائم آسپرین وجود دارد با این حال محققان هیچ شواهدی مبنی بر اینکه مصرف این دارو خطرات جدی برای انسان داشته باشد و یا زندگی افراد را تهدید کند وجود ندارد.

«الوود» اضافه کرد:”در حالی که نیاز مبرمی به پژوهش‌های بیشتر در این رابطه وجود دارد، ما می‌خواهیم بیمارانی که مبتلا به سرطان هستند با پزشک خود در رابطه با مصرف آسپرین مشورت کنند و سر خود اقدام به مصرف این دارو نکنند”.

مطالعات روی 6 نوع سرطان‌ شایع نیز گویای مزایای مصرف آسپرین است؛ با این وجود کم‌بودن تعداد اطلاعات بیماران، مانع از ارائه تواًم با اعتماد به نفس این نظریه شده است.

مژده ای برای بیماران سرطانی

آپدیت نود 32 ورژن 6

خبر جدید

عذرخواهی متفاوت وزیر کار از کارگران

عذرخواهی متفاوت وزیر کار از کارگران

به گزارش جهان، علی ربیعی به مناسبت ۱۳ رجب ولادت حضرت امیر المومنین علی (ع) و روز پدر در نامه ای به فرزندان کارگران از آنان خواست پدرانشان را عاشقانه دوست بدارند چرا که کارگران قهرمان کسب روزی حلال هستند.

وزیر کار با تاکید بر اینکه کارگران قهرمانان کسب روزی حلال‌اند، اظهارداشت: برای هر کوتاهی‌ای که در حق پدرانتان کرده‌ام، عذرخواهی می‌کنم.

متن نامه علی ربیعی به این شرح است:

«برای فرزندان همه کارگران ایران زمین

فرزندان عزیزم، امروز سالروز تولد مولای متقیان و روز پدر، روز پدران شماست. این روز را به پدران‌تان تبریک می‌گویم، اما دوست دارم در کنار بزرگ داشتن مقام ایشان، با شما چند کلامی از پدران‌تان بگویم. شاید آنقدر دستانشان گرم کار و افکارشان مشغول دغدغه‌های زندگی بوده است که فرصت نکرده‌اند همه زحمت، صداقت و عطوفتی را که به پای شما ریخته‌اند برای‌تان بازگو نمایند.

من خود زمانی کارگری و دشواری‌های آن‌ را با همه وجود تجربه کرده‌ام. کارگری، دنیای سحرخیزی‌های تابستان و زمستان برای رسیدن به سرویس کارخانه، کار کردن با ابزارها و ماشین‌های سرد و سنگین، کنار آمدن با سرعت خطوط تولید و عرق ریختن کنار کوره‌های مواد مذاب است. کارگری، تجربه شیفت‌های متوالی کار سخت، شب‌بیداری و خطر کارهای دشوار را به جان خریدن است. کارگری، دغدغه حداقل دستمزد را داشتن، و گاه کنار آمدن با قراردادهای موقت یا زندگی با دغدغه به تعویق افتادن حقوق ماهیانه است. کارگری دغدغه از دست رفتن شغل‌هایی است که بر اثر واردات از دست می‌روند. تلخ است، اما کارگری، زندگی در سایه تجربه نگرانی از ناامنی شغلی نیز هست. کارگری انتظار ناخوشایند برای اعلام حداقل دستمزدهاست.

اما کارگری دنیای زیبایی‌های بسیار نیز هست. کارگران قهرمانان کسب روزی حلال‌اند، همان روزی‌ای که پیامبر اسلام کسب آن‌را همسان با جهاد در راه خدا دانست. کارگری دنیای عشق به خانواده است. باور کنید عشق پدران‌تان به شما پشتوانه تحمل همه سختی‌های کار بوده است. کارگری اوج غرور است. آن ملتی که کارگرانی سختکوش، خلاق و متعهد ندارد، در کار خویش می‌ماند و محتاج می‌شود. کارگری از جنس ایمان و اراده است.

زیباست که همه در کنار هم بایستیم و به احترام پدران کارگرتان تعظیم کرده، دستان سختکوش و ماهرشان را ببوسیم و استواری و ایمان‌شان را ستایش کنیم. پدران‌ شما جسم و جان خویش را به پای شما و عزت و اقتدار ایران ریخته‌اند و اکنون شایسته است من برای هر کوتاهی‌ای که در حق ایشان کرده‌ام، عذرخواهی کنم، و از شما بخواهم عاشقانه پدران کارگرتان را دوست بدارید که زندگی خویش را مدیون ایشان هستیم.»

عذرخواهی متفاوت وزیر کار از کارگران

به گزارش جهان، علی ربیعی به مناسبت ۱۳ رجب ولادت حضرت امیر المومنین علی (ع) و روز پدر در نامه ای به فرزندان کارگران از آنان خواست پدرانشان را عاشقانه دوست بدارند چرا که کارگران قهرمان کسب روزی حلال هستند.

وزیر کار با تاکید بر اینکه کارگران قهرمانان کسب روزی حلال‌اند، اظهارداشت: برای هر کوتاهی‌ای که در حق پدرانتان کرده‌ام، عذرخواهی می‌کنم.

متن نامه علی ربیعی به این شرح است:

«برای فرزندان همه کارگران ایران زمین

فرزندان عزیزم، امروز سالروز تولد مولای متقیان و روز پدر، روز پدران شماست. این روز را به پدران‌تان تبریک می‌گویم، اما دوست دارم در کنار بزرگ داشتن مقام ایشان، با شما چند کلامی از پدران‌تان بگویم. شاید آنقدر دستانشان گرم کار و افکارشان مشغول دغدغه‌های زندگی بوده است که فرصت نکرده‌اند همه زحمت، صداقت و عطوفتی را که به پای شما ریخته‌اند برای‌تان بازگو نمایند.

من خود زمانی کارگری و دشواری‌های آن‌ را با همه وجود تجربه کرده‌ام. کارگری، دنیای سحرخیزی‌های تابستان و زمستان برای رسیدن به سرویس کارخانه، کار کردن با ابزارها و ماشین‌های سرد و سنگین، کنار آمدن با سرعت خطوط تولید و عرق ریختن کنار کوره‌های مواد مذاب است. کارگری، تجربه شیفت‌های متوالی کار سخت، شب‌بیداری و خطر کارهای دشوار را به جان خریدن است. کارگری، دغدغه حداقل دستمزد را داشتن، و گاه کنار آمدن با قراردادهای موقت یا زندگی با دغدغه به تعویق افتادن حقوق ماهیانه است. کارگری دغدغه از دست رفتن شغل‌هایی است که بر اثر واردات از دست می‌روند. تلخ است، اما کارگری، زندگی در سایه تجربه نگرانی از ناامنی شغلی نیز هست. کارگری انتظار ناخوشایند برای اعلام حداقل دستمزدهاست.

اما کارگری دنیای زیبایی‌های بسیار نیز هست. کارگران قهرمانان کسب روزی حلال‌اند، همان روزی‌ای که پیامبر اسلام کسب آن‌را همسان با جهاد در راه خدا دانست. کارگری دنیای عشق به خانواده است. باور کنید عشق پدران‌تان به شما پشتوانه تحمل همه سختی‌های کار بوده است. کارگری اوج غرور است. آن ملتی که کارگرانی سختکوش، خلاق و متعهد ندارد، در کار خویش می‌ماند و محتاج می‌شود. کارگری از جنس ایمان و اراده است.

زیباست که همه در کنار هم بایستیم و به احترام پدران کارگرتان تعظیم کرده، دستان سختکوش و ماهرشان را ببوسیم و استواری و ایمان‌شان را ستایش کنیم. پدران‌ شما جسم و جان خویش را به پای شما و عزت و اقتدار ایران ریخته‌اند و اکنون شایسته است من برای هر کوتاهی‌ای که در حق ایشان کرده‌ام، عذرخواهی کنم، و از شما بخواهم عاشقانه پدران کارگرتان را دوست بدارید که زندگی خویش را مدیون ایشان هستیم.»

عذرخواهی متفاوت وزیر کار از کارگران

یوزرنیم و پسورد نود 32 ورژن 8

میهن دانلود

حجاب جنجالی هیفا وهبی و خشم هواداران +تصویر

حجاب جنجالی هیفا وهبی و خشم هواداران +تصویر

۶۹۳۰_۱۵۰“هیفا وهبی” خواننده زن لبنانی با انتشار عکسی از خود در پوشش حجاب به شکلی طنازانه و نیمه برهنه، خشم هواداران خود را برانگیخت.

شبکه خبری “العربیه” با اشاره به این رویداد نوشت:”این خواننده لبنانی عکس خود را در شبکه های اجتماعی مننتشر کرده است. او در این عکس روسری بر سر دارد اما بخش هایی از بدنش پیداست. این عکس بر روی فیس بوک قرار داده شده است. لباس وهبی در این عکس مشکی است. برخی از هواداران او گفته اند که وهبی با این کار به پوشش حجاب توهین کرده است”.

 

گفتنی است چند ماه پیش نیز این خواننده زن ناچار شد درباره رابطه اش با امیر بحرین دست به افشاگری زد.

روزنامه الدیار لبنان فاش کرد بعد از مشکلی که میان هیفاء وهبی و پادشاه بحرین بوجود آمد، هیفا با یکی از خبرگزاری‌های خارجی تماس گرفت و از تعرض پادشاه بحرین به وی زمانی که با او در کشتی تفریحی‌اش بود، خبر داد.

 

حجاب جنجالی هیفا وهبی و خشم هواداران +تصویر

(image) “هیفا وهبی” خواننده زن لبنانی با انتشار عکسی از خود در پوشش حجاب به شکلی طنازانه و نیمه برهنه، خشم هواداران خود را برانگیخت.

شبکه خبری “العربیه” با اشاره به این رویداد نوشت:”این خواننده لبنانی عکس خود را در شبکه های اجتماعی مننتشر کرده است. او در این عکس روسری بر سر دارد اما بخش هایی از بدنش پیداست. این عکس بر روی فیس بوک قرار داده شده است. لباس وهبی در این عکس مشکی است. برخی از هواداران او گفته اند که وهبی با این کار به پوشش حجاب توهین کرده است”.

 

گفتنی است چند ماه پیش نیز این خواننده زن ناچار شد درباره رابطه اش با امیر بحرین دست به افشاگری زد.

روزنامه الدیار لبنان فاش کرد بعد از مشکلی که میان هیفاء وهبی و پادشاه بحرین بوجود آمد، هیفا با یکی از خبرگزاری‌های خارجی تماس گرفت و از تعرض پادشاه بحرین به وی زمانی که با او در کشتی تفریحی‌اش بود، خبر داد.

 

حجاب جنجالی هیفا وهبی و خشم هواداران +تصویر

لایسنس نود 32 ورژن 5

بازی

قتل پدر توسط پسر با اسلحه شکاری

قتل پدر توسط پسر با اسلحه شکاری

به گزارش جهان به نقل از ایسنا،سرهنگ محسن صیفوری در تشریح جزییات این قتل گفت: روز گذشته در پی تماس تلفنی احدی از شهروندان با مرکز فوریتهای پلیسی 110 مبنی بر یک مورد قتل عمد با اسلحه شکاری ، بلافاصله ماموران انتظامی جهت بررسی و صحت و سقم موضوع به آدرس اعلامی اعزام شدند.

وی افزود: به محض حضور پلیس در صحنه مشاهده شد جسد مردی 55 ساله در داخل کوچه جلوی درب منزلش افتاده و از ناحیه سینه و پا مورد اصابت گلوله قرار گرفته و به علت خونریزی شدید فوت کرده است.

وی گفت: ضمن حفظ صحنه جرم توسط عوامل انتظامی،بلافاصله تحقیقات فنی و میدانی بصورت نامحسوس از افراد حاضر در محل و خانواده مقتول آغاز و معلوم شد متوفی با همسر و پسرش اختلاف داشته است.

این مقام ارشد انتظامی شهرستان گفت: در بازجویی از خانواده مقتول، پسر وی که جوانی 20 ساله بود به قتل پدرش معترف شد و در شرح واقعه گفت«به علت اختلافات خانوادگی با پدرم درگیر شدیم و از روی عصبانیت به سمت انباری رفتم و اسلحه شکاری پدرم را برداشتم که در همین حین پدرم از خانه بیرون رفته و می خواست سوار ماشین شود که دو تیر به سمت سینه و پاهایش شلیک کردم و پیکر بی جان او بر روی زمین افتاد.»

صیفوری خاطر نشان کرد: با هماهنگی قضائی دربازرسی از منزل مقتول یک اسلحه شکاری تک لول و تعداد دو پوکه کشف و مظنون به قتل نیز به اداره آگاهی منتقل شد.

فرمانده انتظامی کوهبنان نگهداری و وجود سلاح در دست افراد را تهدید جدی برای سلامت آحاد مردم و امنیت عمومی جامعه دانست و خاطر نشان کرد: متهم جهت سیر مراحل قانونی به همراه پرونده متشکله به مراجع قضائی معرفی و روانه زندان شد.

قتل پدر توسط پسر با اسلحه شکاری

به گزارش جهان به نقل از ایسنا،سرهنگ محسن صیفوری در تشریح جزییات این قتل گفت: روز گذشته در پی تماس تلفنی احدی از شهروندان با مرکز فوریتهای پلیسی 110 مبنی بر یک مورد قتل عمد با اسلحه شکاری ، بلافاصله ماموران انتظامی جهت بررسی و صحت و سقم موضوع به آدرس اعلامی اعزام شدند.

وی افزود: به محض حضور پلیس در صحنه مشاهده شد جسد مردی 55 ساله در داخل کوچه جلوی درب منزلش افتاده و از ناحیه سینه و پا مورد اصابت گلوله قرار گرفته و به علت خونریزی شدید فوت کرده است.

وی گفت: ضمن حفظ صحنه جرم توسط عوامل انتظامی،بلافاصله تحقیقات فنی و میدانی بصورت نامحسوس از افراد حاضر در محل و خانواده مقتول آغاز و معلوم شد متوفی با همسر و پسرش اختلاف داشته است.

این مقام ارشد انتظامی شهرستان گفت: در بازجویی از خانواده مقتول، پسر وی که جوانی 20 ساله بود به قتل پدرش معترف شد و در شرح واقعه گفت«به علت اختلافات خانوادگی با پدرم درگیر شدیم و از روی عصبانیت به سمت انباری رفتم و اسلحه شکاری پدرم را برداشتم که در همین حین پدرم از خانه بیرون رفته و می خواست سوار ماشین شود که دو تیر به سمت سینه و پاهایش شلیک کردم و پیکر بی جان او بر روی زمین افتاد.»

صیفوری خاطر نشان کرد: با هماهنگی قضائی دربازرسی از منزل مقتول یک اسلحه شکاری تک لول و تعداد دو پوکه کشف و مظنون به قتل نیز به اداره آگاهی منتقل شد.

فرمانده انتظامی کوهبنان نگهداری و وجود سلاح در دست افراد را تهدید جدی برای سلامت آحاد مردم و امنیت عمومی جامعه دانست و خاطر نشان کرد: متهم جهت سیر مراحل قانونی به همراه پرونده متشکله به مراجع قضائی معرفی و روانه زندان شد.

قتل پدر توسط پسر با اسلحه شکاری

پسورد نود 32

سپهر نیوز

روشن شدن مشعل المپیک تابستانی

روشن شدن مشعل المپیک تابستانی

روشن شدن مشعل المپیک تابستانی

روشن شدن مشعل المپیک تابستانی

آپدیت نود 32 ورژن 9

اس ام اس جدید

اعظم زنده است…

اعظم زنده است…

به گزارش جهان به نقل از ایسنا، اعظم هر شب که می‌خواهد بخوابد تمام ۲۱ روز شکنجه را در خاطراتش مرور می‌کند، مرور می‌کند که چگونه شوهرش توانسته او را با چاقو آزار دهد، مرور می‌کند که وقتی آب را به زور در دهانش می‌ریخته چقدر دیگر می‌توانسته نفس بکشد، او هر شب که می‌خوابد به یاد شب‌هایی می‌افتد که درون یک صندوق فلزی بدون اکسیژن و در بسته قرار می‌گرفته و پاهایش می‌سوخته به دلیل اینکه شوهرش زیر صندوق آتش روشن می‌کرده است.

اعظم می‌خواهد بخوابد، اما خیال دخترانش نمی‌گذارد؛ او حالا که می‌تواند بدون ترس از کسی به راحتی نفس بکشد، به یاد خفه شدن دخترش با دستان شوهرش می‌افتد، اعظم شب‌ها صدای گریه‌های هدیه را به یاد می‌آورد و فقط گریه می‌کند.

این روزها کمی که در سایت‌های خبری می‌چرخیم، اخباری را در خصوص خشونت‌های بسیار پیشرفته علیه زنان می‌بینیم؛ سمیه زنی بود در یکی از روستاهای بم که توسط شوهرش مورد اسیدپاشی قرار گرفت و بعد از یک سال درمان، درگذشت؛ ستایش دختر شش ساله‌ای بود که هنوز داغ نبودنش بر دل خانواده تازه باقی مانده و همین چند روز پیش بود که در ورامین توسط پسری ۱۷ ساله مورد تعرض قرار گرفت و به شکل وحشتناکی به قتل رسید و حالا اعظم زنی است که اگر نیروی انتظامی دیرتر به دادش می‌رسید، او نیز مرده بود، اعظم زنده است، اما زندگی‌اش به تصمیم دادگاه بستگی دارد به دلیل اینکه دادگاه اعلام کرده اگر حتی وثیقه ۲۰ میلیون تومانی برای شوهرش بیاورند، او از زندان آزاد می‌شود.

روایت «اعظم»…

اعظم یک زن ۳۰ ساله با دیپلم انسانی، یکی از مثال‌های تمام زنانی است که مورد خشونت‌های وحشتناک شوهر معتادش قرار گرفته و حالا منتظر است تا ببیند دادگاه در مورد شوهر او چه تصمیمی می‌گیرد.

او وقتی دارد با من صحبت می‌کند دستانش را با روسری بلندی که دارد، می‌پوشاند، نمی‌خواهد من برش‌های عمیق دستش را که شوهرش با لبه شکسته سینی فلزی به وجود آورده، ببینم، او نحیف و لاغر است و ترس عجیبی صدا و نگاه او را فراگرفته است؛ چهره‌اش مات و مبهوت مانده، چشمانش خیره به روبه‌رو و ذهنش در دنیای دیگری سیر می‌کند، به سختی می‌تواند با ما ارتباط برقرار کند.

صورت و گردنش پر است از علائم سوختگی که حالا بعد از ۱۰ روز فاصله از شکنجه ۲۱ روزه، هنوز نیز خوب نشده‌اند؛ اعظم سه و دخترانش یک شبانه‌روز به علت جراحات وارده در بیمارستان بستری بوده‌اند؛ در توصیف اینکه چگونه حرف می‌زند تنها کافیست بگویم حرف که می‌زند، بعید است «بغض» نکند.

اعظم و شوهرش ۱۲ سال است که با هم زندگی می‌کنند و در این مدت انواع خشونت‌ها را نسبت به اعظم انجام داده تا حدی که پیش از این اتفاق، اعظم سه بار مدرک پزشکی قانونی گرفته و اقدام به شکایت کرده است، اما بعد از آن به علت ترس از تهدیدات شوهرش و بی پدر شدن بچه‌هایش، شکایت‌های خود را پس گرفته است.

به گفته اعظم، شوهرش از ابتدای ازدواج مواد مصرف می‌کرده است، در اوایل تریاک و بعد از آن کریستال و شیشه.

روز دوم فروردین همین امسال بوده که پدرشوهر اعظم که با آنان زندگی می‌کرده است، برای سفر کوتاهی به قوچان رفته و بعد هم شوهر اعظم، زن و بچه‌های خود را به طبقه پایین خانه برده، پرده‌ها را کشیده و شروع به تهدید، آزار و اذیت آنان می‌کند، او زنش را به میله گازی در اتاق پشتی می‌بندد و دست و دهانش را نیز با دستمال می‌بندد تا صدایی از او به گوش همسایه‌ها نرسد.

در مدت ۲۱ روزی که اعظم و دخترانش در خانه محبوس بودند، هیچ غذایی نبوده که حتی دختران از آن بخورند، پدر بچه‌ها هم وقتی از خانه بیرون می‌رفته است، در را قفل می‌کرده تا کسی نتواند به خانه وارد یا از آن خارج شود.

به گفته خود اعظم شکنجه‌ها و آزارهایی که توسط شوهرش دیده است بسیار وحشتناک بوده و اصلا کار یک انسان با روان سالم نبوده است، شوهرش او را داخل صندوق فلزی می‌انداخته و درش را قفل می‌کرده تا از نبود اکسیژن خفه شود.

گاهی اوقات نیز زیر صندوق، اجاق گازی را روشن می‌کرده و پاهایش را می‌سوزانده، یکی دیگر از شکنجه‌هایش این بوده که پارچه‌ای را آتش می‌زده و بر روی بدن برهنه همسرش می‌انداخته است؛ با چاقو تمام بدن اعظم را برش می‌زده و بعد او را بر روی سیمان پشت‌بام خانه می‌کشیده تا حدی که لباسش پاره می‌شده و جراحت‌های بدی برمی‌داشته است.

در مجموع، این ۲۱ روز می‌گذرد و یک شب شوهرش مردی غریبه را به خانه می‌آورد، او که توهم خیانت داشته است به مرد غریبه می‌گوید که تو همسرم را می‌شناسی و با هم رابطه داشته‌اید، مرد که اوضاع زن و بچه‌ها را می‌بیند به بیرون رفته و به پلیس زنگ می‌زند؛ به هر حال بعد از پنهان شدن و فرار کردن شوهر اعظم، پلیس او را گرفته و به بازداشتگاه می‌برد، اعظم و دو دختر نیز توسط اورژانس اجتماعی به بهزیستی واگذار می‌شوند.

اعظم وقتی دارد از تهمت شوهرش به خود، حرف می‌زند، انگار درد بیشتری می‌کشد، انگار نمی‌تواند با این موضوع کنار بیاید و می‌گوید فقط خدا شاهد است که چه اتفاقاتی افتاده، می‌گوید:«از ابتدای ازدواج هر زمان که به بیرون می‌رفت در خانه را قفل می‌کرد، دیگر نمی‌دام چه بگویم».

«هانیه» و «هدیه»

هانیه دختر بزرگ‌تر اعظم تازه وارد هشت سال شده است و هدیه دختر کوچکترش پنج سال دارد، هانیه باید امسال کلاس اول خود را می‌گذراند، اما بعد از اینکه دو ماه به مدرسه رفته، پدرش دیگر به او اجازه مدرسه رفتن نداده است.

فک و سه دندان هانیه در مدت زندانی بودن در خانه، توسط کسی که شاید به تردید آن را پدر خود بداند، شکسته است، هدیه هم توسط پدرش کتک‌های زیادی خورده است؛ به گفته مادرشان، این دو دختر در زمان ۲۱ روز زندانی بودن، هیچ غذایی نخورده بودند، پس از دستگیر شدنشان توسط پلیس و مداخله اورژانس اجتماعی، به حمایت و موافقت سازمان بهزیستی خراسان رضوی، این دو دختر به یک مرکز خیریه نگهداری از کودکان بی‌سرپرست به نام«سراج رضوی توس» منتقل می‌شوند.

علی صدری، یکی از اعضاء هیات مدیره مرکز نگهداری سراج رضوی توس است، خوشبختانه او این خانواده را از قبل می‌شناخته و توسط او و حمایت‌های بهزیستی استان، کارهای اداری انتقال و نگهداری دختران و رسیدگی به اعظم سریع‌تر انجام شده است، به گفته صدری، دختران بعد از آزاد شدن از خانه به مرکز نگهداری رفته و تحت روان‌درمانی قرار گرفته‌اند.

او می‌گوید که حال دختران از نظر روحی بهتر شده، اما هنوز وقتی صدای در را می‌شنوند، از اینکه شاید پشت در کابوس پدر در انتظارشان باشد، می‌ترسند، هانیه و هدیه وقتی به پارک می‌روند، از اینکه ممکن است پدرشان را ببینند واهمه دارند.

این دو دختر قرار است مادران آینده سرزمین ما باشند، در مجموع روح دختران، به ظرافت و حساس بودن معروف است؛ زمانی که یک دختر در پنج یا هشت سالگی اینگونه صحنه‌ها را ببیند و با این اتفاقات مواجه شود، چقدر می‌تواند در آینده از نظر روحی سالم باشد؟ روح این دو دختر در مدت شکنجه با ترس و وحشت عجین شده بود و وقتی ذره‌ای امنیت از وجود پدر حس نکرده‌اند، چطور می‌توانند به همسر و زندگی آینده‌ فکر کنند؟

اگر برادرم بفهمد اعظم اینجاست، من و فرزندانم را می‌کُشد

«اگر برادرم بفهمد اعظم اینجاست و ما از او نگهداری می‌کنیم، حتما هم من و هم فرزندانم را می‌کُشد، او رحم ندارد، تنها کسی است در خانواده که موجب سرافکندگی ما شده است، آنقدر مادرم را کتک زد، که او را هم کشت؛ پدرم را هم می‌زند و همه را تهدید به قتل می‌کند، این‌ها سخنان نسرین، خواهرشوهر اعظم است، البته «نسرین» اسم مستعار است زیرا از اینکه حتی نام کوچکش در گزارش بیاید واهمه دارد، او تنها نفری است که حاضر شده به اعظم کمک کند و از او نگهداری کند.

نسرین اظهار می‌کند: «پدر و مادر اعظم فوت کرده‌اند؛ چند روز پیش به برادر اعظم زنگ زدم و گفتم اینچنین اتفاقی برایش افتاده است، برادرش در مقابل حرف‌های من نه اینکه کاری نکرد بلکه گفت فرض کنید من مرده‌ام و بعد گوشی تلفن را قطع کرد»، نسرین علاوه بر اینکه خواهرشوهر اعظم است، دخترعمه او نیز هست.

او می‌گوید: یک بار که اعظم برای قهر به خانه آنان آمده بود، شوهر اعظم برای آشتی کتابی را کادوپیچ کرده و فرستاده بود، اما زمانی که کتاب را بازکردیم در میانش چاقویی را به نشانه تهدید دیدیم.

نسرین معتقد است برادرش به خاطر موادی که مصرف می‌کند دچار توهم شده است، می‌گوید یک بار که با من تماس گرفته بود، اصرار داشت بگوید مردی غریبه پیش من است و با من ارتباط دارد، او در خصوص «وحشی‌گری‌های برادرش» می‌گوید که شوهر اعظم بینی او را شکسته و حتی مقعد او را با چاقو پاره کرده است، با اینکه در خانه قفل بوده، از هانیه دختر بزرگش می‌پرسیده وقتی من نبودم، چه کسی به خانه آمده، وقتی هم که جوابی از او دریافت نمی‌کرده گلوی او را تا حدی فشار می‌داده که به خفگی و کبودی می‌رسیده است.

نسرین ادامه می‌دهد: «وقتی می‌خواستیم اعظم را به بیمارستان ببریم، متوجه شدیم که شوهرش تمام مدارک شناسایی او را سوزانده، شوهر اعظم به دوستانش گفته است که شب آخر می‌خواستم هر سه‌شان را بکشم، در چاه بیندازم و آتش بزنم بعد هم بگویم که خودشان از خانه رفته‌اند و قهر کرده‌اند».

نسرین هنوز نگران است از اینکه برادرش چند روز آینده از بازداشت آزاد می‌شود زیرا در طی روزهای گذشته یکی از دوستانش برای آزادی او وثیقه‌ای را تهیه کرده بود، اما خوشبختانه دادگاه این وثیقه را نپذیرفته بود.

به گزارش ایسنا، اعظم و دخترانش سه وکیل برای دفاع از حق خویش دارند، این وکلا در تلاشند تا پرونده را از دادگاه کیفری به جنایی منتقل کنند تا در خصوص جرم او، مجازات سنگین‌تری تعلق بگیرد، در غیر این صورت، شوهر اعظم با یک وثیقه ۲۰ میلیون تومانی آزاد می‌شود.

علاوه بر خلاء قانونی در خصوص حقوق زنان، متاسفانه زنان ایرانی همیشه به دلیل دلسوزی‌های خود که گاه نا‌به‌جا است، موجب می‌شوند این خشونت‌ها روز به روز بیشتر و خطرناک‌تر شوند، در بسیاری از موارد ترس و بی‌پناهی زنان موجب خشونت بر علیه آنان می‌شود؛ علاوه بر ترس از خشونت‌های بعدی، ترس‌های بی‌جا و بی‌آبرویی نیز بر افزایش و گسترش خشونت علیه زنان، دامن می‌زند.

خشونت علیه زنان امری پنهان است زیرا بسیاری از زنان در جوامع مختلف به دلایلی نظیر مجازات سخت و عدم حمایت‌های قانونی از ابراز آن خودداری می‌کنند، خشونت علیه زنان مرز نمی‌شناسد، محدود به جوامع عقب‌مانده نیست و در همه جای دنیا زنان کم و بیش مورد انواع خشونت‌های جسمی، جنسی و کلامی واقع می‌شوند.

زنان و دختران هر جامعه از جمله قشرهای آسیب‌پذیری هستند که باید قوانین حمایتی برای زندگی و آرامش آنان وجود داشته باشد، باید قوانینی باشد تا هرکسی، حتی همسر، حق خشونت بر زنش را به خود ندهد، در صورتی که در حال حاضر اینگونه نیست و بسیار مردان، پدران، همسران و برادرانی هستند که حق خشونت بر جنس مونث را به خود می‌دهند، این زنان، جامعه ما و آینده جامعه ما را می‌سازند؛ ایجاد آرامش روحی و جسمی برای آنان یقینا سلامت جامعه آینده ما را تضمین می‌کند.

اعظم مانند تمام مادران این سرزمین، امید زندگی فرزندان خود بوده است، اما در مقابل همین فرزندان آرام آرام پرپر شده و سوخته؛ در دنیای امروز که شاید کمتر کسی حاضر شود حتی خستگی مادر خود را ببیند، دو دختر کوچک اعظم مجبور بوده‌اند سوختن مادرشان را نگاه کنند و دم نزنند…

او مانند تمام زنان این سرزمین، زیبایی خاص خود را داشته، اما حالا به دلیل خشونت‌های شوهرش باید صورت سوخته خود را تا آخر عمر به همراه داشته باشد…

اعظم مانند تمام خواهران این سرزمین، برادری داشته که امیدش بوده، اما همان برادر حاضر است خود را مرده فرض کند و به کمک خواهرش نیاید؛ اعظم بی‌پناه‌تر از همیشه است و تنها امیدش به تصمیم دادگاه بستگی دارد…

امیدواریم روزی برسد که هیچ اعظمی از ترس پدر بچه‌هایش، آن‌ها را به بهزیستی نسپارد… روزی برسد که هیچ خواهری آرزوی مرگ برادرش را نکند… روزی برسد که هیچ دختری از پدرش واهمه نداشته باشد بلکه مشتاق آمدنش به خانه باشد… روزی برسد که هیچ زنی به خاطر جنسیتش مجبور نباشد که دیگر رنگ آرامش را به فراموشی بسپارد… و امیدواریم روزی برسد که همه مردان، مامن زنان و دختران و مادران خود باشند نه موجودی برای ترسیدن…

اعظم زنده است…

به گزارش جهان به نقل از ایسنا، اعظم هر شب که می‌خواهد بخوابد تمام ۲۱ روز شکنجه را در خاطراتش مرور می‌کند، مرور می‌کند که چگونه شوهرش توانسته او را با چاقو آزار دهد، مرور می‌کند که وقتی آب را به زور در دهانش می‌ریخته چقدر دیگر می‌توانسته نفس بکشد، او هر شب که می‌خوابد به یاد شب‌هایی می‌افتد که درون یک صندوق فلزی بدون اکسیژن و در بسته قرار می‌گرفته و پاهایش می‌سوخته به دلیل اینکه شوهرش زیر صندوق آتش روشن می‌کرده است.

اعظم می‌خواهد بخوابد، اما خیال دخترانش نمی‌گذارد؛ او حالا که می‌تواند بدون ترس از کسی به راحتی نفس بکشد، به یاد خفه شدن دخترش با دستان شوهرش می‌افتد، اعظم شب‌ها صدای گریه‌های هدیه را به یاد می‌آورد و فقط گریه می‌کند.

این روزها کمی که در سایت‌های خبری می‌چرخیم، اخباری را در خصوص خشونت‌های بسیار پیشرفته علیه زنان می‌بینیم؛ سمیه زنی بود در یکی از روستاهای بم که توسط شوهرش مورد اسیدپاشی قرار گرفت و بعد از یک سال درمان، درگذشت؛ ستایش دختر شش ساله‌ای بود که هنوز داغ نبودنش بر دل خانواده تازه باقی مانده و همین چند روز پیش بود که در ورامین توسط پسری ۱۷ ساله مورد تعرض قرار گرفت و به شکل وحشتناکی به قتل رسید و حالا اعظم زنی است که اگر نیروی انتظامی دیرتر به دادش می‌رسید، او نیز مرده بود، اعظم زنده است، اما زندگی‌اش به تصمیم دادگاه بستگی دارد به دلیل اینکه دادگاه اعلام کرده اگر حتی وثیقه ۲۰ میلیون تومانی برای شوهرش بیاورند، او از زندان آزاد می‌شود.

روایت «اعظم»…

اعظم یک زن ۳۰ ساله با دیپلم انسانی، یکی از مثال‌های تمام زنانی است که مورد خشونت‌های وحشتناک شوهر معتادش قرار گرفته و حالا منتظر است تا ببیند دادگاه در مورد شوهر او چه تصمیمی می‌گیرد.

او وقتی دارد با من صحبت می‌کند دستانش را با روسری بلندی که دارد، می‌پوشاند، نمی‌خواهد من برش‌های عمیق دستش را که شوهرش با لبه شکسته سینی فلزی به وجود آورده، ببینم، او نحیف و لاغر است و ترس عجیبی صدا و نگاه او را فراگرفته است؛ چهره‌اش مات و مبهوت مانده، چشمانش خیره به روبه‌رو و ذهنش در دنیای دیگری سیر می‌کند، به سختی می‌تواند با ما ارتباط برقرار کند.

صورت و گردنش پر است از علائم سوختگی که حالا بعد از ۱۰ روز فاصله از شکنجه ۲۱ روزه، هنوز نیز خوب نشده‌اند؛ اعظم سه و دخترانش یک شبانه‌روز به علت جراحات وارده در بیمارستان بستری بوده‌اند؛ در توصیف اینکه چگونه حرف می‌زند تنها کافیست بگویم حرف که می‌زند، بعید است «بغض» نکند.

اعظم و شوهرش ۱۲ سال است که با هم زندگی می‌کنند و در این مدت انواع خشونت‌ها را نسبت به اعظم انجام داده تا حدی که پیش از این اتفاق، اعظم سه بار مدرک پزشکی قانونی گرفته و اقدام به شکایت کرده است، اما بعد از آن به علت ترس از تهدیدات شوهرش و بی پدر شدن بچه‌هایش، شکایت‌های خود را پس گرفته است.

به گفته اعظم، شوهرش از ابتدای ازدواج مواد مصرف می‌کرده است، در اوایل تریاک و بعد از آن کریستال و شیشه.

روز دوم فروردین همین امسال بوده که پدرشوهر اعظم که با آنان زندگی می‌کرده است، برای سفر کوتاهی به قوچان رفته و بعد هم شوهر اعظم، زن و بچه‌های خود را به طبقه پایین خانه برده، پرده‌ها را کشیده و شروع به تهدید، آزار و اذیت آنان می‌کند، او زنش را به میله گازی در اتاق پشتی می‌بندد و دست و دهانش را نیز با دستمال می‌بندد تا صدایی از او به گوش همسایه‌ها نرسد.

در مدت ۲۱ روزی که اعظم و دخترانش در خانه محبوس بودند، هیچ غذایی نبوده که حتی دختران از آن بخورند، پدر بچه‌ها هم وقتی از خانه بیرون می‌رفته است، در را قفل می‌کرده تا کسی نتواند به خانه وارد یا از آن خارج شود.

به گفته خود اعظم شکنجه‌ها و آزارهایی که توسط شوهرش دیده است بسیار وحشتناک بوده و اصلا کار یک انسان با روان سالم نبوده است، شوهرش او را داخل صندوق فلزی می‌انداخته و درش را قفل می‌کرده تا از نبود اکسیژن خفه شود.

گاهی اوقات نیز زیر صندوق، اجاق گازی را روشن می‌کرده و پاهایش را می‌سوزانده، یکی دیگر از شکنجه‌هایش این بوده که پارچه‌ای را آتش می‌زده و بر روی بدن برهنه همسرش می‌انداخته است؛ با چاقو تمام بدن اعظم را برش می‌زده و بعد او را بر روی سیمان پشت‌بام خانه می‌کشیده تا حدی که لباسش پاره می‌شده و جراحت‌های بدی برمی‌داشته است.

در مجموع، این ۲۱ روز می‌گذرد و یک شب شوهرش مردی غریبه را به خانه می‌آورد، او که توهم خیانت داشته است به مرد غریبه می‌گوید که تو همسرم را می‌شناسی و با هم رابطه داشته‌اید، مرد که اوضاع زن و بچه‌ها را می‌بیند به بیرون رفته و به پلیس زنگ می‌زند؛ به هر حال بعد از پنهان شدن و فرار کردن شوهر اعظم، پلیس او را گرفته و به بازداشتگاه می‌برد، اعظم و دو دختر نیز توسط اورژانس اجتماعی به بهزیستی واگذار می‌شوند.

اعظم وقتی دارد از تهمت شوهرش به خود، حرف می‌زند، انگار درد بیشتری می‌کشد، انگار نمی‌تواند با این موضوع کنار بیاید و می‌گوید فقط خدا شاهد است که چه اتفاقاتی افتاده، می‌گوید:«از ابتدای ازدواج هر زمان که به بیرون می‌رفت در خانه را قفل می‌کرد، دیگر نمی‌دام چه بگویم».

«هانیه» و «هدیه»

هانیه دختر بزرگ‌تر اعظم تازه وارد هشت سال شده است و هدیه دختر کوچکترش پنج سال دارد، هانیه باید امسال کلاس اول خود را می‌گذراند، اما بعد از اینکه دو ماه به مدرسه رفته، پدرش دیگر به او اجازه مدرسه رفتن نداده است.

فک و سه دندان هانیه در مدت زندانی بودن در خانه، توسط کسی که شاید به تردید آن را پدر خود بداند، شکسته است، هدیه هم توسط پدرش کتک‌های زیادی خورده است؛ به گفته مادرشان، این دو دختر در زمان ۲۱ روز زندانی بودن، هیچ غذایی نخورده بودند، پس از دستگیر شدنشان توسط پلیس و مداخله اورژانس اجتماعی، به حمایت و موافقت سازمان بهزیستی خراسان رضوی، این دو دختر به یک مرکز خیریه نگهداری از کودکان بی‌سرپرست به نام«سراج رضوی توس» منتقل می‌شوند.

علی صدری، یکی از اعضاء هیات مدیره مرکز نگهداری سراج رضوی توس است، خوشبختانه او این خانواده را از قبل می‌شناخته و توسط او و حمایت‌های بهزیستی استان، کارهای اداری انتقال و نگهداری دختران و رسیدگی به اعظم سریع‌تر انجام شده است، به گفته صدری، دختران بعد از آزاد شدن از خانه به مرکز نگهداری رفته و تحت روان‌درمانی قرار گرفته‌اند.

او می‌گوید که حال دختران از نظر روحی بهتر شده، اما هنوز وقتی صدای در را می‌شنوند، از اینکه شاید پشت در کابوس پدر در انتظارشان باشد، می‌ترسند، هانیه و هدیه وقتی به پارک می‌روند، از اینکه ممکن است پدرشان را ببینند واهمه دارند.

این دو دختر قرار است مادران آینده سرزمین ما باشند، در مجموع روح دختران، به ظرافت و حساس بودن معروف است؛ زمانی که یک دختر در پنج یا هشت سالگی اینگونه صحنه‌ها را ببیند و با این اتفاقات مواجه شود، چقدر می‌تواند در آینده از نظر روحی سالم باشد؟ روح این دو دختر در مدت شکنجه با ترس و وحشت عجین شده بود و وقتی ذره‌ای امنیت از وجود پدر حس نکرده‌اند، چطور می‌توانند به همسر و زندگی آینده‌ فکر کنند؟

اگر برادرم بفهمد اعظم اینجاست، من و فرزندانم را می‌کُشد

«اگر برادرم بفهمد اعظم اینجاست و ما از او نگهداری می‌کنیم، حتما هم من و هم فرزندانم را می‌کُشد، او رحم ندارد، تنها کسی است در خانواده که موجب سرافکندگی ما شده است، آنقدر مادرم را کتک زد، که او را هم کشت؛ پدرم را هم می‌زند و همه را تهدید به قتل می‌کند، این‌ها سخنان نسرین، خواهرشوهر اعظم است، البته «نسرین» اسم مستعار است زیرا از اینکه حتی نام کوچکش در گزارش بیاید واهمه دارد، او تنها نفری است که حاضر شده به اعظم کمک کند و از او نگهداری کند.

نسرین اظهار می‌کند: «پدر و مادر اعظم فوت کرده‌اند؛ چند روز پیش به برادر اعظم زنگ زدم و گفتم اینچنین اتفاقی برایش افتاده است، برادرش در مقابل حرف‌های من نه اینکه کاری نکرد بلکه گفت فرض کنید من مرده‌ام و بعد گوشی تلفن را قطع کرد»، نسرین علاوه بر اینکه خواهرشوهر اعظم است، دخترعمه او نیز هست.

او می‌گوید: یک بار که اعظم برای قهر به خانه آنان آمده بود، شوهر اعظم برای آشتی کتابی را کادوپیچ کرده و فرستاده بود، اما زمانی که کتاب را بازکردیم در میانش چاقویی را به نشانه تهدید دیدیم.

نسرین معتقد است برادرش به خاطر موادی که مصرف می‌کند دچار توهم شده است، می‌گوید یک بار که با من تماس گرفته بود، اصرار داشت بگوید مردی غریبه پیش من است و با من ارتباط دارد، او در خصوص «وحشی‌گری‌های برادرش» می‌گوید که شوهر اعظم بینی او را شکسته و حتی مقعد او را با چاقو پاره کرده است، با اینکه در خانه قفل بوده، از هانیه دختر بزرگش می‌پرسیده وقتی من نبودم، چه کسی به خانه آمده، وقتی هم که جوابی از او دریافت نمی‌کرده گلوی او را تا حدی فشار می‌داده که به خفگی و کبودی می‌رسیده است.

نسرین ادامه می‌دهد: «وقتی می‌خواستیم اعظم را به بیمارستان ببریم، متوجه شدیم که شوهرش تمام مدارک شناسایی او را سوزانده، شوهر اعظم به دوستانش گفته است که شب آخر می‌خواستم هر سه‌شان را بکشم، در چاه بیندازم و آتش بزنم بعد هم بگویم که خودشان از خانه رفته‌اند و قهر کرده‌اند».

نسرین هنوز نگران است از اینکه برادرش چند روز آینده از بازداشت آزاد می‌شود زیرا در طی روزهای گذشته یکی از دوستانش برای آزادی او وثیقه‌ای را تهیه کرده بود، اما خوشبختانه دادگاه این وثیقه را نپذیرفته بود.

به گزارش ایسنا، اعظم و دخترانش سه وکیل برای دفاع از حق خویش دارند، این وکلا در تلاشند تا پرونده را از دادگاه کیفری به جنایی منتقل کنند تا در خصوص جرم او، مجازات سنگین‌تری تعلق بگیرد، در غیر این صورت، شوهر اعظم با یک وثیقه ۲۰ میلیون تومانی آزاد می‌شود.

علاوه بر خلاء قانونی در خصوص حقوق زنان، متاسفانه زنان ایرانی همیشه به دلیل دلسوزی‌های خود که گاه نا‌به‌جا است، موجب می‌شوند این خشونت‌ها روز به روز بیشتر و خطرناک‌تر شوند، در بسیاری از موارد ترس و بی‌پناهی زنان موجب خشونت بر علیه آنان می‌شود؛ علاوه بر ترس از خشونت‌های بعدی، ترس‌های بی‌جا و بی‌آبرویی نیز بر افزایش و گسترش خشونت علیه زنان، دامن می‌زند.

خشونت علیه زنان امری پنهان است زیرا بسیاری از زنان در جوامع مختلف به دلایلی نظیر مجازات سخت و عدم حمایت‌های قانونی از ابراز آن خودداری می‌کنند، خشونت علیه زنان مرز نمی‌شناسد، محدود به جوامع عقب‌مانده نیست و در همه جای دنیا زنان کم و بیش مورد انواع خشونت‌های جسمی، جنسی و کلامی واقع می‌شوند.

زنان و دختران هر جامعه از جمله قشرهای آسیب‌پذیری هستند که باید قوانین حمایتی برای زندگی و آرامش آنان وجود داشته باشد، باید قوانینی باشد تا هرکسی، حتی همسر، حق خشونت بر زنش را به خود ندهد، در صورتی که در حال حاضر اینگونه نیست و بسیار مردان، پدران، همسران و برادرانی هستند که حق خشونت بر جنس مونث را به خود می‌دهند، این زنان، جامعه ما و آینده جامعه ما را می‌سازند؛ ایجاد آرامش روحی و جسمی برای آنان یقینا سلامت جامعه آینده ما را تضمین می‌کند.

اعظم مانند تمام مادران این سرزمین، امید زندگی فرزندان خود بوده است، اما در مقابل همین فرزندان آرام آرام پرپر شده و سوخته؛ در دنیای امروز که شاید کمتر کسی حاضر شود حتی خستگی مادر خود را ببیند، دو دختر کوچک اعظم مجبور بوده‌اند سوختن مادرشان را نگاه کنند و دم نزنند…

او مانند تمام زنان این سرزمین، زیبایی خاص خود را داشته، اما حالا به دلیل خشونت‌های شوهرش باید صورت سوخته خود را تا آخر عمر به همراه داشته باشد…

اعظم مانند تمام خواهران این سرزمین، برادری داشته که امیدش بوده، اما همان برادر حاضر است خود را مرده فرض کند و به کمک خواهرش نیاید؛ اعظم بی‌پناه‌تر از همیشه است و تنها امیدش به تصمیم دادگاه بستگی دارد…

امیدواریم روزی برسد که هیچ اعظمی از ترس پدر بچه‌هایش، آن‌ها را به بهزیستی نسپارد… روزی برسد که هیچ خواهری آرزوی مرگ برادرش را نکند… روزی برسد که هیچ دختری از پدرش واهمه نداشته باشد بلکه مشتاق آمدنش به خانه باشد… روزی برسد که هیچ زنی به خاطر جنسیتش مجبور نباشد که دیگر رنگ آرامش را به فراموشی بسپارد… و امیدواریم روزی برسد که همه مردان، مامن زنان و دختران و مادران خود باشند نه موجودی برای ترسیدن…

اعظم زنده است…

دانلود سرا