توهین گستاخانه اصلاح طلب فراری به عارف

توهین گستاخانه اصلاح طلب فراری به عارف

به گزارش جهان، بهزاد نبوی از اصلاح طلبان فراری پس از شکست محمدرضا عارف در انتخابات ریاست مجلس طی یک اقدام گستاخانه با عبارات دور از شأن عارف به او حمله کرده و در صفحه شخصی اش در شبکه های اجتماعی نوشته:

“لاریجانی با 173 رای رئیس مجلس شد و عارف 108 رای آورد و انتخاب نشد. یعنی عارف فقط به درد واکس زدن کفش آقای خاتمی می خوره، همون اصلاح طلب های خرتندرویی که معین درب و داغون رو می خواستن رئیس جمهور کنند و گند زدند به جبهه اصلاحات الان هم عارف بی عرصه رو علم کردند. یعنی آدم اینقدر سبک و بی ارزش، عارف واقعا مثل چوب لباسی می مونه، فقط باید بهش کت و شلوار پوشوند. عینهو اون کروبی درب و داغون که به زور تپوندنش به اصلاح طلبا و جنبش سبز…. می دونم می خواین بگین کروبی خیلی شجاع بود … باشه، دفعه بعد برای بلند کردن یخچال و سنگ پرت کردن صداش کنید بیاد.”

جهان نیوز بابت انتشار این متن از مخاطبان و حتی حامیان دکتر عارف و اصلاح طلبان عذرخواهی می کند اما دلیل اصلی انتشار این پست، برداشتن نقاب از چهره افرادی است که روزگاری با برند اصلاح طلبی در این کشور می زیستند و امروز حتی به نزدیکترین دوستان خود نیز رحم نکرده و با ادبیات سخیف آنها را مورد حمله قرار می دهند.

توهین گستاخانه اصلاح طلب فراری به عارف

به گزارش جهان، بهزاد نبوی از اصلاح طلبان فراری پس از شکست محمدرضا عارف در انتخابات ریاست مجلس طی یک اقدام گستاخانه با عبارات دور از شأن عارف به او حمله کرده و در صفحه شخصی اش در شبکه های اجتماعی نوشته:

“لاریجانی با 173 رای رئیس مجلس شد و عارف 108 رای آورد و انتخاب نشد. یعنی عارف فقط به درد واکس زدن کفش آقای خاتمی می خوره، همون اصلاح طلب های خرتندرویی که معین درب و داغون رو می خواستن رئیس جمهور کنند و گند زدند به جبهه اصلاحات الان هم عارف بی عرصه رو علم کردند. یعنی آدم اینقدر سبک و بی ارزش، عارف واقعا مثل چوب لباسی می مونه، فقط باید بهش کت و شلوار پوشوند. عینهو اون کروبی درب و داغون که به زور تپوندنش به اصلاح طلبا و جنبش سبز…. می دونم می خواین بگین کروبی خیلی شجاع بود … باشه، دفعه بعد برای بلند کردن یخچال و سنگ پرت کردن صداش کنید بیاد.”

جهان نیوز بابت انتشار این متن از مخاطبان و حتی حامیان دکتر عارف و اصلاح طلبان عذرخواهی می کند اما دلیل اصلی انتشار این پست، برداشتن نقاب از چهره افرادی است که روزگاری با برند اصلاح طلبی در این کشور می زیستند و امروز حتی به نزدیکترین دوستان خود نیز رحم نکرده و با ادبیات سخیف آنها را مورد حمله قرار می دهند.

توهین گستاخانه اصلاح طلب فراری به عارف

اسکای نیوز

رابطه‌جالب ‌عدم تمایل بانک‌های‌اروپایی و برجام

رابطه‌جالب ‌عدم تمایل بانک‌های‌اروپایی و برجام

به گزارش جهان به نقل از فارس، در روزهای اخیر موضوع عدم تمایل بانک‌های اصلی اروپا برای همکاری با ایران بسیار مورد توجه بوده است.

اما کمتر تحلیلی به چرایی این پدیده پرداخته است.

بیشتر مطالب به مساله بدعهدی آمریکا اشاره کردند که هرچند درست است اما همه ماجرا نیست.

اجمالا می‌توان گفت وضعیت کنونی کاملا قابل پیش‌بینی بوده و خیلی دور از انتظار نبود و نباید از مواجه شدن با آن حیرت زده شد.

برای تبیین شرایط کنونی و فهم چرایی عدم تمایل بانک‌های اصلی اروپایی برای همکاری با ایران چند علت می‌توان بیان کرد.

این علل در طول هم بوده و در تقویت یکدیگر موثر هستند.

هرچند وزن تمامی آنها یکسان نبوده و علت فنی به نظر نویسنده علت مهم‌تر و اثرگذارتری است.

* علت اول: مارگزیده از ریسمان سیاه و سفید می‌ترسد!

کاملا طبیعی است وقتی بانک پاریباس فرانسه در سال 93 (در دوران پساتوافق ژنو) 8.9 میلیارد دلار به دلیل همکاری‌های گذشته خود با ایران، جریمه می‌شود ویا بانک کامرز آلمان در همان سال نزدیک 1 میلیارد دلار جریمه می‌شود و یا دو بانک انگلیسی و یا بانک ژاپنی میتسوبیشی و چندین بانک دیگر جریمه می‌شوند که در مجموع درآمدی معادل 16 میلیارد دلار برای آمریکا رقم می‌زند، هم بانک‌های جریمه شده و هم بانک‌هایی که آنها را درس عبرت خود قرار داده‌اند، به راحتی حاضر نباشند که با ایران همکاری کنند.

این همان چیزی است که در ادبیات فارسی گفته می‌شود «مارگزیده از ریسمان سیاه و سفید می‌ترسد!».

اگر فضا آرام باشد و همه تحولات پیام مثبت به این بانک‌ها مخابره کنند، احتمالا با گذر زمان این علت مرتفع خواهد شد. اما سوال این است که «اگرِ» مفروض رخ می‌دهد یا نه؟

* علت دوم: برجام تحریم‌ها را لغو نکرد!

علت دوم که تشدید کننده وضعیت تشریح شده در بالا است و زمان رسیدن به اطمینان لازم برای همکاری را طولانی‌تر از حد طبیعی می‌کند، این است که تحریم‌ها در برجام لغو (Terminate or Revoke) نشده‌اند بلکه یا تعلیق (Suspend) شده و یا توقف موقت اجرا (Cease the application) شامل حالشان شده است.

این وضعیت دارای پیام مشخصی برای بازیگران اقتصادی است و آن پیام این است: «امکان بازگشت فوری تحریم‌ها وجود دارد. با احتیاط حرکت کنید!» این همان چیزی است که آمریکایی‌ها از آن با عنوان «Snap-Back»  یاد می‌کنند.

به عبارت دیگر این وضعیت زمان رسیدن به تصمیم قاطع جهت همکاری با ایران را برای بانک‌های خارجی طولانی‌تر می‌کند.

چرا که ترس از بازگشت تحریم‌ها و مورد تنبیه قرارگرفتن با توجه به بازگشت پذیری سریع تحریم‌ها بیشتر از حالت طبیعی است.

زمانی هم که آمریکا در مسایل مختلف تعامل با ایران، دندان نشان می‌دهد و به صورت مستمر پیام‌های تهدیدآمیز مخابره می‌کند، طبیعی خواهد بود بازیگران اقتصادی از جمله بانک‌ها، احساس کنند که آینده روابط ایران و آمریکا روشن نبوده و بهتر است «سری که درد نمی‌کند را دستمال نبندند».

* علت سوم: تحریم‌های هوشمند و ترس از تنبیهات آمریکا!

از میان علت‌ها این علت جنس فنی دارد و نیازمند توضیح است.

واقعیت آن است که در برجام ساختار تحریم‌ها خصوصا تحریم‌های آمریکا دچار تغییر نشد و تنها از وضعیت «تحریم‌های فلج کننده» (Crippling Sanction) به وضعیت «تحریم‌های هوشمند» (Smart Sanction) تغییر کرد.

تحریم‌ها قبل از برجام گسترده بود و تمام بخش‌های اقتصادی ایران را هدف گرفته بود تا از این طریق اقتصاد ایران را فلج کند و ایران را وادار به پذیرش مذاکره و تغییر رفتار در حوزه هسته‌ای کند.

پس از برجام تحریم‌ها تنها بخش‌های مشخصی را هدف قرار داده و به دنبال ضربه زدن به آنها است که مهم‌ترین آن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است.

پس تفاوت تحریم‌های هوشمند و تحریم‌های فلج‌کننده تنها در مصادیق هدف قرار گرفته توسط ساختار تحریم‌ها است و نه بود یا نبود ساختار، به عبارت دیگر ساختار تحریم‌هابه طور کامل برقرار است.

به زبان دیگر وضعیت فعلی تحریم‌ها همچون طرح ترافیکی است که تنها چند خودرو با پلاک مشخص اجازه تردد در آن را گرفته‌اند و وضعیت عمومی طرح ترافیک تغییری نکرده است.

این عدم تغییر وضعیت را می‌توان در پی‌نوشت 14 از صفحه 74 قطعنامه 2231 مشاهده کرد.

در این پی‌نوشت تاکید شده است که برداشتن تحریم‌ها شامل تراکنش‌های مالی که برای افراد باقی مانده در لیست تحریم نمی‌شود.

تحریم‌های هوشمند برای به نتیجه رسیدن نیازمند همراهی تمامی بازیگران غیرآمریکایی است.

برای همین مقررات دقیقی از سوی وزارت خزانه‌داری (اداره کنترل دارایی‌های خارجی-OFAC) برای اجرایی شدن برجام ارایه شده است.

در این مقررات تاکید شده است که اگر بانک‌های خارجی با افراد باقی مانده در لیست تحریم تراکنش مالی انجام دهند با تحریم‌های آمریکا مواجه خواهند شد.

نکته جالب این است که آمریکا خود بانک‌ها را مسئول می‌داند و اگر تخلفی از تحریم‌های صورت گیرد، این بانک‌ها هستند که باید پاسخگو باشند و هزینه‌های آن را بپردازند.

به عبارت دیگر ریسک همکاری با ایران روی دوش بانک‌هاست.

با این وضعیت بانک‌های ترسیده و زخم خورده اروپایی در همکاری با ایران نگرانی بزرگی دارند و آن نگرانی این است که نکند در این همکاری از تحریم‌های آمریکا تخطی کنند و در نتیجه آن با تنبیهات میلیاردی آمریکا مواجه شوند.

حتی اگر بانک‌ها تمامی سخت‌گیری‌ها و مقررات نظارتی را اجرا کنند بازهم امکان دارد که از تحریم‌ها تخلف کند و به صورت ناخواسته خدماتی به افراد، نهادها و موسسات باقی مانده در تحریم ارایه دهد و در نتیجه مشمول تنبیهات آمریکا شود.

برای همین است که بانک ترجیح می‌دهد عطای همکاری با ایران را به لقایش ببخشد.

البته در این میان هشدارها و انذارهای آمریکا نیز وضعیت را تشدید می‌کند.

آمریکایی‌ها بارها و بارها و بارها اعلام کرده‌اند که تحریم‌های غیرهسته‌ای باقی مانده است و برجام هیچ تاثیری در آنها نداشته است.

در جلسات متعددی که تیم‌های اعزامی آمریکایی به کشورهای دیگر خصوصا اروپایی داشته‌اند این مساله کاملا شفاف شده است.

پس بانک‌ها ترس دارند که از تحریم‌های هوشمند آمریکا تخلف کنند و در نتیجه آن تنبیهات آمریکا که هزینه‌های چند میلیارد دلاری برای آنها ایجاد می‌کند، شامل حالشان شود.

در جمع‌بندی باید گفت عدم همکاری بانک‌های اروپایی با ایران نتیجه طبیعی هندسه برداشته شدن تحریم‌ها در برجام بوده است و آمریکا از این هندسه آمریکایی ساخته به خوبی استفاده می‌کند.

رابطه‌جالب ‌عدم تمایل بانک‌های‌اروپایی و برجام

به گزارش جهان به نقل از فارس، در روزهای اخیر موضوع عدم تمایل بانک‌های اصلی اروپا برای همکاری با ایران بسیار مورد توجه بوده است.

اما کمتر تحلیلی به چرایی این پدیده پرداخته است.

بیشتر مطالب به مساله بدعهدی آمریکا اشاره کردند که هرچند درست است اما همه ماجرا نیست.

اجمالا می‌توان گفت وضعیت کنونی کاملا قابل پیش‌بینی بوده و خیلی دور از انتظار نبود و نباید از مواجه شدن با آن حیرت زده شد.

برای تبیین شرایط کنونی و فهم چرایی عدم تمایل بانک‌های اصلی اروپایی برای همکاری با ایران چند علت می‌توان بیان کرد.

این علل در طول هم بوده و در تقویت یکدیگر موثر هستند.

هرچند وزن تمامی آنها یکسان نبوده و علت فنی به نظر نویسنده علت مهم‌تر و اثرگذارتری است.

* علت اول: مارگزیده از ریسمان سیاه و سفید می‌ترسد!

کاملا طبیعی است وقتی بانک پاریباس فرانسه در سال 93 (در دوران پساتوافق ژنو) 8.9 میلیارد دلار به دلیل همکاری‌های گذشته خود با ایران، جریمه می‌شود ویا بانک کامرز آلمان در همان سال نزدیک 1 میلیارد دلار جریمه می‌شود و یا دو بانک انگلیسی و یا بانک ژاپنی میتسوبیشی و چندین بانک دیگر جریمه می‌شوند که در مجموع درآمدی معادل 16 میلیارد دلار برای آمریکا رقم می‌زند، هم بانک‌های جریمه شده و هم بانک‌هایی که آنها را درس عبرت خود قرار داده‌اند، به راحتی حاضر نباشند که با ایران همکاری کنند.

این همان چیزی است که در ادبیات فارسی گفته می‌شود «مارگزیده از ریسمان سیاه و سفید می‌ترسد!».

اگر فضا آرام باشد و همه تحولات پیام مثبت به این بانک‌ها مخابره کنند، احتمالا با گذر زمان این علت مرتفع خواهد شد. اما سوال این است که «اگرِ» مفروض رخ می‌دهد یا نه؟

* علت دوم: برجام تحریم‌ها را لغو نکرد!

علت دوم که تشدید کننده وضعیت تشریح شده در بالا است و زمان رسیدن به اطمینان لازم برای همکاری را طولانی‌تر از حد طبیعی می‌کند، این است که تحریم‌ها در برجام لغو (Terminate or Revoke) نشده‌اند بلکه یا تعلیق (Suspend) شده و یا توقف موقت اجرا (Cease the application) شامل حالشان شده است.

این وضعیت دارای پیام مشخصی برای بازیگران اقتصادی است و آن پیام این است: «امکان بازگشت فوری تحریم‌ها وجود دارد. با احتیاط حرکت کنید!» این همان چیزی است که آمریکایی‌ها از آن با عنوان «Snap-Back»  یاد می‌کنند.

به عبارت دیگر این وضعیت زمان رسیدن به تصمیم قاطع جهت همکاری با ایران را برای بانک‌های خارجی طولانی‌تر می‌کند.

چرا که ترس از بازگشت تحریم‌ها و مورد تنبیه قرارگرفتن با توجه به بازگشت پذیری سریع تحریم‌ها بیشتر از حالت طبیعی است.

زمانی هم که آمریکا در مسایل مختلف تعامل با ایران، دندان نشان می‌دهد و به صورت مستمر پیام‌های تهدیدآمیز مخابره می‌کند، طبیعی خواهد بود بازیگران اقتصادی از جمله بانک‌ها، احساس کنند که آینده روابط ایران و آمریکا روشن نبوده و بهتر است «سری که درد نمی‌کند را دستمال نبندند».

* علت سوم: تحریم‌های هوشمند و ترس از تنبیهات آمریکا!

از میان علت‌ها این علت جنس فنی دارد و نیازمند توضیح است.

واقعیت آن است که در برجام ساختار تحریم‌ها خصوصا تحریم‌های آمریکا دچار تغییر نشد و تنها از وضعیت «تحریم‌های فلج کننده» (Crippling Sanction) به وضعیت «تحریم‌های هوشمند» (Smart Sanction) تغییر کرد.

تحریم‌ها قبل از برجام گسترده بود و تمام بخش‌های اقتصادی ایران را هدف گرفته بود تا از این طریق اقتصاد ایران را فلج کند و ایران را وادار به پذیرش مذاکره و تغییر رفتار در حوزه هسته‌ای کند.

پس از برجام تحریم‌ها تنها بخش‌های مشخصی را هدف قرار داده و به دنبال ضربه زدن به آنها است که مهم‌ترین آن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است.

پس تفاوت تحریم‌های هوشمند و تحریم‌های فلج‌کننده تنها در مصادیق هدف قرار گرفته توسط ساختار تحریم‌ها است و نه بود یا نبود ساختار، به عبارت دیگر ساختار تحریم‌هابه طور کامل برقرار است.

به زبان دیگر وضعیت فعلی تحریم‌ها همچون طرح ترافیکی است که تنها چند خودرو با پلاک مشخص اجازه تردد در آن را گرفته‌اند و وضعیت عمومی طرح ترافیک تغییری نکرده است.

این عدم تغییر وضعیت را می‌توان در پی‌نوشت 14 از صفحه 74 قطعنامه 2231 مشاهده کرد.

در این پی‌نوشت تاکید شده است که برداشتن تحریم‌ها شامل تراکنش‌های مالی که برای افراد باقی مانده در لیست تحریم نمی‌شود.

تحریم‌های هوشمند برای به نتیجه رسیدن نیازمند همراهی تمامی بازیگران غیرآمریکایی است.

برای همین مقررات دقیقی از سوی وزارت خزانه‌داری (اداره کنترل دارایی‌های خارجی-OFAC) برای اجرایی شدن برجام ارایه شده است.

در این مقررات تاکید شده است که اگر بانک‌های خارجی با افراد باقی مانده در لیست تحریم تراکنش مالی انجام دهند با تحریم‌های آمریکا مواجه خواهند شد.

نکته جالب این است که آمریکا خود بانک‌ها را مسئول می‌داند و اگر تخلفی از تحریم‌های صورت گیرد، این بانک‌ها هستند که باید پاسخگو باشند و هزینه‌های آن را بپردازند.

به عبارت دیگر ریسک همکاری با ایران روی دوش بانک‌هاست.

با این وضعیت بانک‌های ترسیده و زخم خورده اروپایی در همکاری با ایران نگرانی بزرگی دارند و آن نگرانی این است که نکند در این همکاری از تحریم‌های آمریکا تخطی کنند و در نتیجه آن با تنبیهات میلیاردی آمریکا مواجه شوند.

حتی اگر بانک‌ها تمامی سخت‌گیری‌ها و مقررات نظارتی را اجرا کنند بازهم امکان دارد که از تحریم‌ها تخلف کند و به صورت ناخواسته خدماتی به افراد، نهادها و موسسات باقی مانده در تحریم ارایه دهد و در نتیجه مشمول تنبیهات آمریکا شود.

برای همین است که بانک ترجیح می‌دهد عطای همکاری با ایران را به لقایش ببخشد.

البته در این میان هشدارها و انذارهای آمریکا نیز وضعیت را تشدید می‌کند.

آمریکایی‌ها بارها و بارها و بارها اعلام کرده‌اند که تحریم‌های غیرهسته‌ای باقی مانده است و برجام هیچ تاثیری در آنها نداشته است.

در جلسات متعددی که تیم‌های اعزامی آمریکایی به کشورهای دیگر خصوصا اروپایی داشته‌اند این مساله کاملا شفاف شده است.

پس بانک‌ها ترس دارند که از تحریم‌های هوشمند آمریکا تخلف کنند و در نتیجه آن تنبیهات آمریکا که هزینه‌های چند میلیارد دلاری برای آنها ایجاد می‌کند، شامل حالشان شود.

در جمع‌بندی باید گفت عدم همکاری بانک‌های اروپایی با ایران نتیجه طبیعی هندسه برداشته شدن تحریم‌ها در برجام بوده است و آمریکا از این هندسه آمریکایی ساخته به خوبی استفاده می‌کند.

رابطه‌جالب ‌عدم تمایل بانک‌های‌اروپایی و برجام

خرم خبر

تغییر از سرمربی و مدیر تا بازیکنان مسن/ سونامی در استقلال!

تغییر از سرمربی و مدیر تا بازیکنان مسن/ سونامی در استقلال!

استقلال روزهای سرگیجه آوری را می‌گذراند، روزهایی که در آن هیچ اتفاقی قطعی نیست و هیچکس نمی‌داند تا روزهای آینده در این باشگاه هست یا نه.

افشارزاده معادلات را به هم زد
دستور به ثبت نام در فدراسیون ژیمناستیک که برای افشارزاده از بالا صادر شد، همه گمانه زنی‌ها به هم ریخت. پس از این اتفاق بود که مربی، بازیکن، مدیران رده میانی و حتی اعضای هیات مدیره متوجه شدند هر حرفی، نظری و برنامه ریزی می‌تواند محکوم به شکست باشد و البته نتیجه این سردرگمی و کلاف پیچیده، از دست دادن قهرمانی در جام حذفی بود. دامنه تغییرات باشگاه استقلال با باخت به ذوب آهن بیشتر هم شده است و طبق اطلاعات ، شامل بعضی از مدیران باشگاه هم می‌شود.

تغییر رئیس هیات مدیره
پس از رد صلاحیت شدن مقداد نجف نژاد برای حضور در انتخابات مجلس، خیلی‌ها گفتند که در پایان این فصل نجف‌نژاد هم از استقلال کنار گذاشته می‌شود. این شایعه با طرح اسامی در راهروهای وزارت ورزش بیشتر قوت گرفت و حتی برخی به این باور رسیدند که رئیس هیات مدیره جدید خودش مدیر و اعضای دیگر هیات مدیره را خواهد چید.

این معادله البته اندکی با تیز هوشی نجف نژادی که حدس زده بود تیم جام نخواهد گرفت به هم ریخت چون نجف نژاد دست روی گزینه ای برای مربیگری گذاشت که هواداران او را تایید می‌کردند و البته این کار را نه به وقت «مردن سهراب» که پیش از این و زمانی که «نوش دارو» جواب می‌داد، انجام داد تا به این ترتیب به همه بگوید چند قدم از اعضای هیات مدیره ای که امسال مشکل تصمیم گیری داشتند جلوتر است. با این وجود اما به نظر می‌رسد نجف نژاد، افشارزاده و مظلومی قطعا رفتنی هستند.

مذاکرات منصوریان با معاون وزیر و دو شرط برای حضور در استقلال
تماس‌های  زیادی با منصوریان گرفته شده است. او نفر اول نیمکت اعضای هیات مدیره شده است اما با این حال جابه جایی احتمالی افشارزاده و البته اعضای هیات مدیره می‌تواند حتی این معادله را هم کاملا عوض کند. هر چند شایعه شده که منصوریان با یکی از معاونان وزیر تمام کرده است و حتی ایجاد تغییرات در هیات مدیره،  بعید است در حضور منصوریان تاثیری بگذارد. البته این مربی برای پذیرفتن هدایت استقلال دو شرط داشته است؛ اول عدم انتخاب یکی از مدیران لیگ برتری به عنوان مدیرعامل استقلال؛ دوم برکناری یکی از مدیران میانی باشگاه که خیلی ها او را عامل اصلی ناکامی استقلال می‌دانند.

کرانچار و اسکوچیچ در کنار مجیدی
با وجود آنکه منصوریان از هر مربی دیگری به نیمکت استقلال نزدیک است، باید تاکید کرد که گزینه های دیگری هم وجود دارند؛ به ویژه آنکه با وجود برانکو و نتیجه گرفتن این مربی در پرسپولیس برخی از مدیران و هواداران به دنبال مربی کارنامه‌دارتر هستند مثل زلاتکو کرانچار که قهرمان ایران و کرواسی شده است. همچنین صحبت‌هایی از دراگان اسکوچیچ به میان آمده است. البته در این مسیر فرهاد مجیدی هم گزینه دستیاری است که می‌تواند اندکی کفه ترازو را به سود مربی خارجی سنگین کند.

مهمترین بحث اما این است که آیا مدیر آینده باشگاه استقلال که به جای افشارزاده می‌آید قبول می‌کند که برایش مربی انتخاب کرده باشند؟

سونامی در استقلال و تماس یک بازیکن برای انتخاب سرمربی!
هر چه باشد به هر حال باید منتظر رفتن خیلی‌ها از استقلال باشیم، عنایت الله آتشی مدیر داخلی استقلال که همان دیروز از دفترش در باشگاه خارج شد و البته به خبرنگاران گفت : تا مدتی نمی‌آیم! دیگر مدیران میانی هم که با استفاده از محبوبیت فرهاد مجیدی در استقلال ماندگار شده بودند نیز با رفتن افشارزاده و آمدن مدیر تمام وقت جدید از باشگاه کنار گذاشته می‌شوند.

در میان بازیکنان هم برخی که دیگر پا به سن گذاشته اند و البته برخی دیگر که در کار مربی دخالت می‌کردند با آمدن مربی جدید به احتمال زیاد کنار گذاشته خواهند شد و استقلال به دنبال جوان گرایی خواهد رفت. البته برخی بازیکنان که مدعی العموم باشگاه شده اند چهار روز قبل از فینال به جای تمرکز روی این دیدار سعی داشتند با تماس‌های تلفنی با گزینه‌های مربیگری آینده  جای پای خود را سفت کنند اما با شرایط کنونی بعید است که برخی برای سال آینده هم در کنار استقلال بمانند.

در واقع احتمال می‌رود که استقلال طی روزهای آینده پوست اندازی کند و تغییرات زیادی را به خود ببیند از راس باشگاه تا ترکیب بازیکنان.

تغییر از سرمربی و مدیر تا بازیکنان مسن/ سونامی در استقلال!

استقلال روزهای سرگیجه آوری را می‌گذراند، روزهایی که در آن هیچ اتفاقی قطعی نیست و هیچکس نمی‌داند تا روزهای آینده در این باشگاه هست یا نه.

افشارزاده معادلات را به هم زد
دستور به ثبت نام در فدراسیون ژیمناستیک که برای افشارزاده از بالا صادر شد، همه گمانه زنی‌ها به هم ریخت. پس از این اتفاق بود که مربی، بازیکن، مدیران رده میانی و حتی اعضای هیات مدیره متوجه شدند هر حرفی، نظری و برنامه ریزی می‌تواند محکوم به شکست باشد و البته نتیجه این سردرگمی و کلاف پیچیده، از دست دادن قهرمانی در جام حذفی بود. دامنه تغییرات باشگاه استقلال با باخت به ذوب آهن بیشتر هم شده است و طبق اطلاعات ، شامل بعضی از مدیران باشگاه هم می‌شود.

تغییر رئیس هیات مدیره
پس از رد صلاحیت شدن مقداد نجف نژاد برای حضور در انتخابات مجلس، خیلی‌ها گفتند که در پایان این فصل نجف‌نژاد هم از استقلال کنار گذاشته می‌شود. این شایعه با طرح اسامی در راهروهای وزارت ورزش بیشتر قوت گرفت و حتی برخی به این باور رسیدند که رئیس هیات مدیره جدید خودش مدیر و اعضای دیگر هیات مدیره را خواهد چید.

این معادله البته اندکی با تیز هوشی نجف نژادی که حدس زده بود تیم جام نخواهد گرفت به هم ریخت چون نجف نژاد دست روی گزینه ای برای مربیگری گذاشت که هواداران او را تایید می‌کردند و البته این کار را نه به وقت «مردن سهراب» که پیش از این و زمانی که «نوش دارو» جواب می‌داد، انجام داد تا به این ترتیب به همه بگوید چند قدم از اعضای هیات مدیره ای که امسال مشکل تصمیم گیری داشتند جلوتر است. با این وجود اما به نظر می‌رسد نجف نژاد، افشارزاده و مظلومی قطعا رفتنی هستند.

مذاکرات منصوریان با معاون وزیر و دو شرط برای حضور در استقلال
تماس‌های  زیادی با منصوریان گرفته شده است. او نفر اول نیمکت اعضای هیات مدیره شده است اما با این حال جابه جایی احتمالی افشارزاده و البته اعضای هیات مدیره می‌تواند حتی این معادله را هم کاملا عوض کند. هر چند شایعه شده که منصوریان با یکی از معاونان وزیر تمام کرده است و حتی ایجاد تغییرات در هیات مدیره،  بعید است در حضور منصوریان تاثیری بگذارد. البته این مربی برای پذیرفتن هدایت استقلال دو شرط داشته است؛ اول عدم انتخاب یکی از مدیران لیگ برتری به عنوان مدیرعامل استقلال؛ دوم برکناری یکی از مدیران میانی باشگاه که خیلی ها او را عامل اصلی ناکامی استقلال می‌دانند.

کرانچار و اسکوچیچ در کنار مجیدی
با وجود آنکه منصوریان از هر مربی دیگری به نیمکت استقلال نزدیک است، باید تاکید کرد که گزینه های دیگری هم وجود دارند؛ به ویژه آنکه با وجود برانکو و نتیجه گرفتن این مربی در پرسپولیس برخی از مدیران و هواداران به دنبال مربی کارنامه‌دارتر هستند مثل زلاتکو کرانچار که قهرمان ایران و کرواسی شده است. همچنین صحبت‌هایی از دراگان اسکوچیچ به میان آمده است. البته در این مسیر فرهاد مجیدی هم گزینه دستیاری است که می‌تواند اندکی کفه ترازو را به سود مربی خارجی سنگین کند.

مهمترین بحث اما این است که آیا مدیر آینده باشگاه استقلال که به جای افشارزاده می‌آید قبول می‌کند که برایش مربی انتخاب کرده باشند؟

سونامی در استقلال و تماس یک بازیکن برای انتخاب سرمربی!
هر چه باشد به هر حال باید منتظر رفتن خیلی‌ها از استقلال باشیم، عنایت الله آتشی مدیر داخلی استقلال که همان دیروز از دفترش در باشگاه خارج شد و البته به خبرنگاران گفت : تا مدتی نمی‌آیم! دیگر مدیران میانی هم که با استفاده از محبوبیت فرهاد مجیدی در استقلال ماندگار شده بودند نیز با رفتن افشارزاده و آمدن مدیر تمام وقت جدید از باشگاه کنار گذاشته می‌شوند.

در میان بازیکنان هم برخی که دیگر پا به سن گذاشته اند و البته برخی دیگر که در کار مربی دخالت می‌کردند با آمدن مربی جدید به احتمال زیاد کنار گذاشته خواهند شد و استقلال به دنبال جوان گرایی خواهد رفت. البته برخی بازیکنان که مدعی العموم باشگاه شده اند چهار روز قبل از فینال به جای تمرکز روی این دیدار سعی داشتند با تماس‌های تلفنی با گزینه‌های مربیگری آینده  جای پای خود را سفت کنند اما با شرایط کنونی بعید است که برخی برای سال آینده هم در کنار استقلال بمانند.

در واقع احتمال می‌رود که استقلال طی روزهای آینده پوست اندازی کند و تغییرات زیادی را به خود ببیند از راس باشگاه تا ترکیب بازیکنان.

تغییر از سرمربی و مدیر تا بازیکنان مسن/ سونامی در استقلال!

مرکز فیلم

مصاحبه خاص دانشگاه آزاد برای دکتری!

مصاحبه خاص دانشگاه آزاد برای دکتری!

به گزارش جهان، یکی از افراد دعوت شده به این مصاحبه مسعود دانشجو فرزند خسرو دانشجو رئیس سابق واحد علوم و تحقیقات این دانشگاه است.

وی طی گفت‌وگو با فارس از نحوه مصاحبه دکتری با وی در این دانشگاه خبر داد و گفت: از دانشگاه آزاد با بنده تماس گرفتند و گفتند برای مصاحبه دکترا دعوت شده‌اید، گفتم که نتایج اولیه اعلام شده و من دعوت به مصاحبه نشدم، چطور حالا می‌گید بیایم برای مصاحبه؟

گفتند ما برای همه افرادی که کنکور دادند مصاحبه برگزار می‌کنیم، من هم پذیرفتم و ساعت و مکان مصاحبه را پرسیدم و ساعت 9 صبح طبق قرار رفتم سازمان مرکزی دانشگاه آزاد و از آنجا ساختمان فرهیختگان و در آنجا گفتم که آمدم برای مصاحبه، به من گفتند باید بروم حراست، تعجب کردم از اسم حراست اما چیزی نگفتم، فضای حراست خیلی امنیتی بود.

وارد بخش حراست که شدم دو نفر دیگر را هم دیدم که پشت سر من بودند، وقتی خودم را معرفی کردم آنها من را می‌شناختند، مصاحبه کننده من مشخص شده بود و می‌گشتند دنبال آقای دهقانی، کسی که قرار بود از من مصاحبه بگیرد.

من با آقای « د » وارد اتاق مصاحبه شدم، اتاقی که به نظرم مثل اتاق بازجویی بود، یک اتاق که فقط یک میز وسط آن قرار داشت با دو صندلی.

آقای «د» یک کاغذ و خودکار آورد و من را با اسم کوچک صدا کرد و گفت اجازه می‌دهید مصاحبه را شروع کنیم و بعد روی کاغذی نوشت بیوگرافی و گفت بیوگرافی خودتون را بنویسید.

من هم نوشتم، بعد پرسید فعالیت‌های سیاسی کردید؟ گفتم با آن اقا مسعودی که گفتید فکر کردم من را می‌شناسید، من از خانواده دانشجو هستم و همه عالم و آدم می‌دانند که ما کار سیاسی کردیم.

گفت پس بنویس. من هم نوشتم بله فعالیت سیاسی دارم.

بعد پرسید در چه حزبی هستید؟

گفتم من اصولگرا هستم. گفت در چه شاخه‌ای گفتم من سرباز ولایت هستم، بعد گفت خوب بریم سر اصل مطلب، شما پدرتون این طرف و آن طرف سمت داشته است، گفتم بله همه می دانند که ایشان سمت داشتند، گفت بله پدرتان رئیس همین جا بوده، زمانی که پدرتان رئیس علوم و تحقیقات بود به اینجا رفت و آمد می کردید؟

گفتم پدر و عموهای بنده معتقدند ماها در محیط کارشان به خاطر شائبه های مالی نزدیک نشویم که حرف و حدیثی نباشد.

گفت نه، شما رفت و آمد می‌کردید، گفتم شاید در طول مدت کار پدرم دو یا سه بار آمدم دانشگاه، آن هم بحث و حرفی اگر با پدرم داشتم، چون پدرم را شبها خیلی دیر می دیدم.

گفت نه شما از امکانات دانشگاه برای خودتان استفاده کردید، این را که گفت من مکث کردم و گفتم این چه حرفیه شما می زنید من این کار را نکردم، گفت نه، تو داری دروغ می گی، شما از امکانات دانشگاه آزاد برای انتخابات شورای شهر سال 92 پدرت استفاده کردی.

گفت مگر مسئول تبلیغات انتخابات پدرت نبودی، گفتم وقتی من پسرش هستم قطعا مسئول تبلیغات انتخابات پدرم هم می‌شوم، این طبیعی است، گفت نه شما از نیروهای دانشگاه استفاده کردید.

تأکید مجدد کردم که از امکانات استفاده نکردم و گفتم که این مطالب در بحث ما نمی گنجد، بحث ما مصاحبه علمی است.

گفت نه، ما باید تایید صلاحیتت کنیم، در این حین یک کاغذ گذاشت جلوی من و گفت بنویس کارهایی که کردی، بنویس استفاده هایی که کردی، گفتم چی را بنویسم، کارهایی که نکردم؟ و روی آن کاغذ نوشتم « من در زمانی که پدرم در دانشگاه آزاد سمت داشت، هیچ استفاده‌ای از اموال دانشگاه نکردم»

گفت این چیه نوشتی؟ گفتم من کاری که انجام دادم را نوشتم، رفت بیرون از تاق، من خیلی ناراحت شده بودم، وقتی آمد یک فرم دستش بود و گفت این فرم را هم باید پر کنی، فرم بیوگرافی بود که پر کردم.

گفت تو قرار است دکترا بخوانی و باید یادت بدهم که وقتی سمت گرفتی از امکانات استفاده شخصی نکنی، برگه را که تحویل دادم گفتم من نوشتم اما شما در مقام این موضوع نیستید که به من کار یاد بدهید، خانواده من سه سال است که سرکار نیستند، شما در محیط علمی و فرهنگی با من رفتار سیاسی می کنید.

گفت که ما از همه این سوال را می پرسیم، گفتم یعنی پدر همه افرادی که اینجا آمدند رئیس دانشگاه آزاد بوده.

از اتاق که بیرون آمدم حالم خیلی بد بود، در راهرو پرسیدم مسئول اینجا کیه؟ یکی دفتر مسئول را نشان داد، مسئول دفتر مدیر مربوطه تا من را دید شناخت، پرسیدم دنبال چه موضوع سیاسی هستید؟

اجازه ندادند با رئیس مربوطه حرف بزنم، یکی گفت مسئول منم و از خارج اینجا آمدم و گفت می‌خواهیم صلاحیت ها را بررسی کنیم و متن شورای عالی انقلاب فرهنگی است که ما می توانیم این کار را بکنیم، گفتم شما دارید در محیط علمی و دانشگاهی کار سیاسی می‌کنید.

گفت آدم‌هایی که اینجا آمدند، آدم‌های مورد دار هستند که در جریان فتنه بودند و داریم فیلتر می‌کنیم که دکترا نخوانند.

گفتم یعنی با چوبی که همه را می زنید من را هم می‌زنید یعنی من هم مشکل فتنه ای داشتم، وقتی در سالن 6 هزار نفره 4 نفر بودیم و کتک می‌خوردیم شما کجا بودید؟ کارنامه من در جریان فتنه پاک پاک است.

گفت منظورم شما نیستید، یک سری موضوعات حاشیه ای است که باید جواب بدید، گفتم من دانشجوی معماری هستم همه دانشجویان در خط امام را دارید فیلتر می‌کنید، عملکرد شما را دارم می‌بینم.

گفت شما که این جوری برخورد می‌کنید ما نمی‌توانیم مصاحبه کنیم.

از ساختمان آمدم بیرون در حالی که هنوز به افرادی که در حال مصاحبه پنهانی در این دانشگاه بودند فکر می‌کردم.

مصاحبه خاص دانشگاه آزاد برای دکتری!

به گزارش جهان، یکی از افراد دعوت شده به این مصاحبه مسعود دانشجو فرزند خسرو دانشجو رئیس سابق واحد علوم و تحقیقات این دانشگاه است.

وی طی گفت‌وگو با فارس از نحوه مصاحبه دکتری با وی در این دانشگاه خبر داد و گفت: از دانشگاه آزاد با بنده تماس گرفتند و گفتند برای مصاحبه دکترا دعوت شده‌اید، گفتم که نتایج اولیه اعلام شده و من دعوت به مصاحبه نشدم، چطور حالا می‌گید بیایم برای مصاحبه؟

گفتند ما برای همه افرادی که کنکور دادند مصاحبه برگزار می‌کنیم، من هم پذیرفتم و ساعت و مکان مصاحبه را پرسیدم و ساعت 9 صبح طبق قرار رفتم سازمان مرکزی دانشگاه آزاد و از آنجا ساختمان فرهیختگان و در آنجا گفتم که آمدم برای مصاحبه، به من گفتند باید بروم حراست، تعجب کردم از اسم حراست اما چیزی نگفتم، فضای حراست خیلی امنیتی بود.

وارد بخش حراست که شدم دو نفر دیگر را هم دیدم که پشت سر من بودند، وقتی خودم را معرفی کردم آنها من را می‌شناختند، مصاحبه کننده من مشخص شده بود و می‌گشتند دنبال آقای دهقانی، کسی که قرار بود از من مصاحبه بگیرد.

من با آقای « د » وارد اتاق مصاحبه شدم، اتاقی که به نظرم مثل اتاق بازجویی بود، یک اتاق که فقط یک میز وسط آن قرار داشت با دو صندلی.

آقای «د» یک کاغذ و خودکار آورد و من را با اسم کوچک صدا کرد و گفت اجازه می‌دهید مصاحبه را شروع کنیم و بعد روی کاغذی نوشت بیوگرافی و گفت بیوگرافی خودتون را بنویسید.

من هم نوشتم، بعد پرسید فعالیت‌های سیاسی کردید؟ گفتم با آن اقا مسعودی که گفتید فکر کردم من را می‌شناسید، من از خانواده دانشجو هستم و همه عالم و آدم می‌دانند که ما کار سیاسی کردیم.

گفت پس بنویس. من هم نوشتم بله فعالیت سیاسی دارم.

بعد پرسید در چه حزبی هستید؟

گفتم من اصولگرا هستم. گفت در چه شاخه‌ای گفتم من سرباز ولایت هستم، بعد گفت خوب بریم سر اصل مطلب، شما پدرتون این طرف و آن طرف سمت داشته است، گفتم بله همه می دانند که ایشان سمت داشتند، گفت بله پدرتان رئیس همین جا بوده، زمانی که پدرتان رئیس علوم و تحقیقات بود به اینجا رفت و آمد می کردید؟

گفتم پدر و عموهای بنده معتقدند ماها در محیط کارشان به خاطر شائبه های مالی نزدیک نشویم که حرف و حدیثی نباشد.

گفت نه، شما رفت و آمد می‌کردید، گفتم شاید در طول مدت کار پدرم دو یا سه بار آمدم دانشگاه، آن هم بحث و حرفی اگر با پدرم داشتم، چون پدرم را شبها خیلی دیر می دیدم.

گفت نه شما از امکانات دانشگاه برای خودتان استفاده کردید، این را که گفت من مکث کردم و گفتم این چه حرفیه شما می زنید من این کار را نکردم، گفت نه، تو داری دروغ می گی، شما از امکانات دانشگاه آزاد برای انتخابات شورای شهر سال 92 پدرت استفاده کردی.

گفت مگر مسئول تبلیغات انتخابات پدرت نبودی، گفتم وقتی من پسرش هستم قطعا مسئول تبلیغات انتخابات پدرم هم می‌شوم، این طبیعی است، گفت نه شما از نیروهای دانشگاه استفاده کردید.

تأکید مجدد کردم که از امکانات استفاده نکردم و گفتم که این مطالب در بحث ما نمی گنجد، بحث ما مصاحبه علمی است.

گفت نه، ما باید تایید صلاحیتت کنیم، در این حین یک کاغذ گذاشت جلوی من و گفت بنویس کارهایی که کردی، بنویس استفاده هایی که کردی، گفتم چی را بنویسم، کارهایی که نکردم؟ و روی آن کاغذ نوشتم « من در زمانی که پدرم در دانشگاه آزاد سمت داشت، هیچ استفاده‌ای از اموال دانشگاه نکردم»

گفت این چیه نوشتی؟ گفتم من کاری که انجام دادم را نوشتم، رفت بیرون از تاق، من خیلی ناراحت شده بودم، وقتی آمد یک فرم دستش بود و گفت این فرم را هم باید پر کنی، فرم بیوگرافی بود که پر کردم.

گفت تو قرار است دکترا بخوانی و باید یادت بدهم که وقتی سمت گرفتی از امکانات استفاده شخصی نکنی، برگه را که تحویل دادم گفتم من نوشتم اما شما در مقام این موضوع نیستید که به من کار یاد بدهید، خانواده من سه سال است که سرکار نیستند، شما در محیط علمی و فرهنگی با من رفتار سیاسی می کنید.

گفت که ما از همه این سوال را می پرسیم، گفتم یعنی پدر همه افرادی که اینجا آمدند رئیس دانشگاه آزاد بوده.

از اتاق که بیرون آمدم حالم خیلی بد بود، در راهرو پرسیدم مسئول اینجا کیه؟ یکی دفتر مسئول را نشان داد، مسئول دفتر مدیر مربوطه تا من را دید شناخت، پرسیدم دنبال چه موضوع سیاسی هستید؟

اجازه ندادند با رئیس مربوطه حرف بزنم، یکی گفت مسئول منم و از خارج اینجا آمدم و گفت می‌خواهیم صلاحیت ها را بررسی کنیم و متن شورای عالی انقلاب فرهنگی است که ما می توانیم این کار را بکنیم، گفتم شما دارید در محیط علمی و دانشگاهی کار سیاسی می‌کنید.

گفت آدم‌هایی که اینجا آمدند، آدم‌های مورد دار هستند که در جریان فتنه بودند و داریم فیلتر می‌کنیم که دکترا نخوانند.

گفتم یعنی با چوبی که همه را می زنید من را هم می‌زنید یعنی من هم مشکل فتنه ای داشتم، وقتی در سالن 6 هزار نفره 4 نفر بودیم و کتک می‌خوردیم شما کجا بودید؟ کارنامه من در جریان فتنه پاک پاک است.

گفت منظورم شما نیستید، یک سری موضوعات حاشیه ای است که باید جواب بدید، گفتم من دانشجوی معماری هستم همه دانشجویان در خط امام را دارید فیلتر می‌کنید، عملکرد شما را دارم می‌بینم.

گفت شما که این جوری برخورد می‌کنید ما نمی‌توانیم مصاحبه کنیم.

از ساختمان آمدم بیرون در حالی که هنوز به افرادی که در حال مصاحبه پنهانی در این دانشگاه بودند فکر می‌کردم.

مصاحبه خاص دانشگاه آزاد برای دکتری!

اخبار دنیای موبایل و تکنولوژی

اثبات رابطه احتمالی موبایل و ابتلا به سرطان

اثبات رابطه احتمالی موبایل و ابتلا به سرطان

به گزارش جهان، فارس به نقل از سی نت خبر داد، نتایج یک مطالعه چندین ساله که توسط دولت آمریکا انجام شده، نشان می دهد که احتمالا میان استفاده از گوشی های هوشمند و ابتلا به بیماری سرطان رابطه وجود دارد.

در این پژوهش نحوه تاثیرگذاری تشعشع فرکانس های رادیویی مورد استفاده در شبکه‌های مخابراتی بر موش‌ها مورد بررسی قرار گرفته و تلاش شده مشخص شود گوشی‌های همراه تا چه حد عامل ابتلای انسان‌ها به بیماری‌های مختلف بوده اند.

گروه‌های مختلف موش‌های مورد استفاده در این مطالعه در معرض تشعشعات مختلف رادیویی قرار گرفتند و مشخص شد برخی نمونه های مذکر این موش ها به دو نوع مختلف تومور در مغز و قلب مبتلا شده اند. همچنین هر چقدر میزان قرارگیری موش ها در معرض تشعشعات بیشتر بود احتمال ابتلای آنها به تومورهای سرطانی نیز بیشتر می‌شد.

البته این امر هنوز به معنای قطعی بودن نقش تلفن همراه در ابتلای مردم به سرطان نیست. فرضیه اصلی که این گمانه زنی را تقویت می کند این است که گوشی های هوشمند امواج رادیویی ساطع می کنند که توسط آنتن های تلفن همراه جذب می شوند و این فرایند جذب انرژی موجب شکل گیری سلول های سرطانی می شود. اما برای نتیجه گیری قطعی در این مورد هنوز باید بررسی های گسترده تری صورت بگیرد.

اثبات رابطه احتمالی موبایل و ابتلا به سرطان

به گزارش جهان، فارس به نقل از سی نت خبر داد، نتایج یک مطالعه چندین ساله که توسط دولت آمریکا انجام شده، نشان می دهد که احتمالا میان استفاده از گوشی های هوشمند و ابتلا به بیماری سرطان رابطه وجود دارد.

در این پژوهش نحوه تاثیرگذاری تشعشع فرکانس های رادیویی مورد استفاده در شبکه‌های مخابراتی بر موش‌ها مورد بررسی قرار گرفته و تلاش شده مشخص شود گوشی‌های همراه تا چه حد عامل ابتلای انسان‌ها به بیماری‌های مختلف بوده اند.

گروه‌های مختلف موش‌های مورد استفاده در این مطالعه در معرض تشعشعات مختلف رادیویی قرار گرفتند و مشخص شد برخی نمونه های مذکر این موش ها به دو نوع مختلف تومور در مغز و قلب مبتلا شده اند. همچنین هر چقدر میزان قرارگیری موش ها در معرض تشعشعات بیشتر بود احتمال ابتلای آنها به تومورهای سرطانی نیز بیشتر می‌شد.

البته این امر هنوز به معنای قطعی بودن نقش تلفن همراه در ابتلای مردم به سرطان نیست. فرضیه اصلی که این گمانه زنی را تقویت می کند این است که گوشی های هوشمند امواج رادیویی ساطع می کنند که توسط آنتن های تلفن همراه جذب می شوند و این فرایند جذب انرژی موجب شکل گیری سلول های سرطانی می شود. اما برای نتیجه گیری قطعی در این مورد هنوز باید بررسی های گسترده تری صورت بگیرد.

اثبات رابطه احتمالی موبایل و ابتلا به سرطان

عکس

اگر لیگ برتر چهار هفته طولانى تر بود، استقلال سوم هم نمی شد / ۳ سال است ضعف مدیریت داریم

اگر لیگ برتر چهار هفته طولانى تر بود، استقلال سوم هم نمی شد / ۳ سال است ضعف مدیریت داریم

داریوش یزدانی درباره عملکرد استقلال در فینال جام حذفی اظهار داشت: «استقلال نمایش بهتر و یا ضعیف‌ترى نسبت به مسابقات لیگ برتر نداشت و نهایتا در انتهاى فصل به جمع بندى قابل قبولى براى پیشرفت انفرادى و یا تیمى نمى‌ببینیم بلکه به مرور شاهد افت بازیکنانى نظیر رحمتى، شهباززاده و جابر انصارى نیز بودیم و بازیکن تاثیرگذارى مانند خسرو حیدرى هرگز به آمادگى مطلوب نرسید.»

وی ادامه داد: «استقلال از نظر ذهنى تیم پیروز نبود و قابلیت به دست گرفتن ابتکار بازى را هرگز از خود نشان نداد و عدم خودباورى این مجموعه باعث شد تا هفته‌ها صدرنشینى با عنوان سومى جایگزین شود و اگر لیگ برتر چهار هفته طولانى‌تر بود، قطعا عنوان سومى نیز از دست مى‌رفت. کمتر از ۷ روز پیش العین چگونگى غلبه بر ذوب‌آهن و راه‌هاى شکست این تیم را به خوبى نشان داد که کادر فنى استقلال مى‌توانست بهره لازم را از آنالیز خوب تیم العین ببرد که چنین نشد.»

پیشکسوت استقلال تصریح کرد: «چنانچه استقلال سه هافبک مرکزى خود را با صبر و حوصله بیشترى در مرکز زمین مامور کنترل بازى و پیروز شدن در نبردهاى میانه میدان مى‌کرد و بلافاصله پس از به دست آوردن مجدد توپ، فضاهایى که در دو جناح قاسم حدادى‌فر و پشت مدافعین کنارى ذوب‌آهن به وجود مى‌آمد را هدف قرار مى‌دادند، مى‌توانستند نتیجه بهترى کسب کنند و همچنین استراتژى مالکیت توپ و توسعه و گسترش آن در عرض و طول زمین قطعا با توجه به خستگى تیم ذوب آهن مى‌توانست کارگشا باشد.»

یزدانی ادامه داد: «در مجموع زمانی‌که چهار عنصر تکنیک، تاکتیک، آمادگى جسمانى و آمادگى ذهنى را مورد ارزیابى قرار مى‌دهیم از نظر انفرادى و تیمى پیشرفت قابل قبولى در مجموعه استقلال نمى‌بینیم. یکى دیگر از ضعف‌هاى استقلال در سه فصل گذشته ضعف مدیریت این تیم است و امیدواریم که وزارت ورزش نگاه ویژه‌اى نسبت به مدیریت تیم پرطرفدار استقلال داشته باشد.»

وی خاطر نشان کرد: «به سعید آذرى و یحیى گل‌محمدى عزیز و تیم خوب ذوب آهن تبریک می‌گویم و آرزوى موفقیت براى این تیم در رقابت‌هاى جام باشگاه‌هاى آسیا دارم. همچنین آرزوى روزهاى بهتر براى تیم استقلال و هواداران تیم دارم.»

اگر لیگ برتر چهار هفته طولانى تر بود، استقلال سوم هم نمی شد / ۳ سال است ضعف مدیریت داریم

داریوش یزدانی درباره عملکرد استقلال در فینال جام حذفی اظهار داشت: «استقلال نمایش بهتر و یا ضعیف‌ترى نسبت به مسابقات لیگ برتر نداشت و نهایتا در انتهاى فصل به جمع بندى قابل قبولى براى پیشرفت انفرادى و یا تیمى نمى‌ببینیم بلکه به مرور شاهد افت بازیکنانى نظیر رحمتى، شهباززاده و جابر انصارى نیز بودیم و بازیکن تاثیرگذارى مانند خسرو حیدرى هرگز به آمادگى مطلوب نرسید.»

وی ادامه داد: «استقلال از نظر ذهنى تیم پیروز نبود و قابلیت به دست گرفتن ابتکار بازى را هرگز از خود نشان نداد و عدم خودباورى این مجموعه باعث شد تا هفته‌ها صدرنشینى با عنوان سومى جایگزین شود و اگر لیگ برتر چهار هفته طولانى‌تر بود، قطعا عنوان سومى نیز از دست مى‌رفت. کمتر از ۷ روز پیش العین چگونگى غلبه بر ذوب‌آهن و راه‌هاى شکست این تیم را به خوبى نشان داد که کادر فنى استقلال مى‌توانست بهره لازم را از آنالیز خوب تیم العین ببرد که چنین نشد.»

پیشکسوت استقلال تصریح کرد: «چنانچه استقلال سه هافبک مرکزى خود را با صبر و حوصله بیشترى در مرکز زمین مامور کنترل بازى و پیروز شدن در نبردهاى میانه میدان مى‌کرد و بلافاصله پس از به دست آوردن مجدد توپ، فضاهایى که در دو جناح قاسم حدادى‌فر و پشت مدافعین کنارى ذوب‌آهن به وجود مى‌آمد را هدف قرار مى‌دادند، مى‌توانستند نتیجه بهترى کسب کنند و همچنین استراتژى مالکیت توپ و توسعه و گسترش آن در عرض و طول زمین قطعا با توجه به خستگى تیم ذوب آهن مى‌توانست کارگشا باشد.»

یزدانی ادامه داد: «در مجموع زمانی‌که چهار عنصر تکنیک، تاکتیک، آمادگى جسمانى و آمادگى ذهنى را مورد ارزیابى قرار مى‌دهیم از نظر انفرادى و تیمى پیشرفت قابل قبولى در مجموعه استقلال نمى‌بینیم. یکى دیگر از ضعف‌هاى استقلال در سه فصل گذشته ضعف مدیریت این تیم است و امیدواریم که وزارت ورزش نگاه ویژه‌اى نسبت به مدیریت تیم پرطرفدار استقلال داشته باشد.»

وی خاطر نشان کرد: «به سعید آذرى و یحیى گل‌محمدى عزیز و تیم خوب ذوب آهن تبریک می‌گویم و آرزوى موفقیت براى این تیم در رقابت‌هاى جام باشگاه‌هاى آسیا دارم. همچنین آرزوى روزهاى بهتر براى تیم استقلال و هواداران تیم دارم.»

اگر لیگ برتر چهار هفته طولانى تر بود، استقلال سوم هم نمی شد / ۳ سال است ضعف مدیریت داریم

موسیقی

قیمت انواع خودروهای داخلی در 10 خرداد 95

قیمت انواع خودروهای داخلی در 10 خرداد 95

به گزارش جهان به نقل از باشگاه خبرنگاران جوان، قیمت انواع خودروهای داخلی به شرح جدول زیر است:

قیمت انواع خودروهای داخلی در 10 خرداد 95

به گزارش جهان به نقل از باشگاه خبرنگاران جوان، قیمت انواع خودروهای داخلی به شرح جدول زیر است:

قیمت انواع خودروهای داخلی در 10 خرداد 95

مرکز فیلم

برانکو بمب پرسپولیس را پذیرفت؛ باقی بازیکنان را از لیست من بخرید!

برانکو بمب پرسپولیس را پذیرفت؛ باقی بازیکنان را از لیست من بخرید!

مذاکرات علی اکبر طاهری و دیگر مدیران پرسپولیس با سید جلال حسینی به نتیجه رسیده است. او که فصل قبل هم می خواست پرسپولیسی باشد اما برانکو ایوانکوویچ زیر بار نرفت، بعدا فصلی موفق در نفت و در حالی که علیرضا منصوریان فکر می کرد می تواند به پشتوانه آن یک سال قانعش کند به استقلال بیاید، تصمیم دارد پرسپولیسی باقی بماند.

سید جلال اساسا آدمی نیست که بتواند برچسب خیانت فوتبالی را روی سکوها تحمل کند و به قول علی نظری جویباری، از ۱۸ سالگی همیشه با استقلال مذاکره کرده تا قرارداد جدیدش را بالاتر ببندد. او این بار هم تصمیم گرفته به تیمی برود که سرمربی اش هنوز معلوم نیست او را بخواهد ولی با رفتنش، چنانچه بازی کند، هم محبوب سکوهاست و خیلی ها اعتقاد دارند.

او اگر سال قبل می آمد الان قهرمان پرسپولیس بود و هم اینکه البته با توجه به تغییراتی که این فصل با رفتن علیرضا نورمحمدی و احتمالا محسن بنگر ایجاد می شود، جلال از راه می رسد و بازوبند کاپیتانی را هم به بازو می بندد.

با آغاز فصل نقل و انتقالات باشگاه پرسپولیس در نبود برانکو، مثل سال قبل در حال جذب چند بازیکن است که در لیست مربی کروات نبودند. اتفاقی که می تواند جنجال بسازد. اما با توجه به اینکه مسئولان پرسپولیس فصل قبل تجربه خوبی از تحمیل بازیکن به برانکو داشتند و محسن مسلمان در حد یک ستاره برای این تیم عمل کرد، حال آنها برای جذب این مدافع باسابقه پا را در یک کفش کرده اند.

به همین دلیل مسئولان باشگاه پرسپولیس عصر روز گذشته برای جذب سید جلال یک بار دیگر با این بازیکن پای میز مذاکره نشستند. صبح روز گذشته مترجم برانکو هم در باشگاه حضور یافت و طاهری از طریق او در مورد جذب سیدجلال با برانکو صحبت کرد.

ادامه یافتن مذاکرات نشان می‌دهد که به احتمالا سرمربی پرسپولیس با اصرار باشگاه برای جذب این بازیکن چراغ سبز نشان داده و مسئولان پرسپولیس هم برای توافقات نهایی با این بازیکن باز هم بعد از ظهر با او جلسه گذاشتند.

این طور که گفته می شود، مرد کروات با حضور سید جلال در تیم موافقت کرده اما به طاهری پیغام داده که سایر خریدهای شان از لیست اصلی اش باشد.

برانکو بمب پرسپولیس را پذیرفت؛ باقی بازیکنان را از لیست من بخرید!

مذاکرات علی اکبر طاهری و دیگر مدیران پرسپولیس با سید جلال حسینی به نتیجه رسیده است. او که فصل قبل هم می خواست پرسپولیسی باشد اما برانکو ایوانکوویچ زیر بار نرفت، بعدا فصلی موفق در نفت و در حالی که علیرضا منصوریان فکر می کرد می تواند به پشتوانه آن یک سال قانعش کند به استقلال بیاید، تصمیم دارد پرسپولیسی باقی بماند.

سید جلال اساسا آدمی نیست که بتواند برچسب خیانت فوتبالی را روی سکوها تحمل کند و به قول علی نظری جویباری، از ۱۸ سالگی همیشه با استقلال مذاکره کرده تا قرارداد جدیدش را بالاتر ببندد. او این بار هم تصمیم گرفته به تیمی برود که سرمربی اش هنوز معلوم نیست او را بخواهد ولی با رفتنش، چنانچه بازی کند، هم محبوب سکوهاست و خیلی ها اعتقاد دارند.

او اگر سال قبل می آمد الان قهرمان پرسپولیس بود و هم اینکه البته با توجه به تغییراتی که این فصل با رفتن علیرضا نورمحمدی و احتمالا محسن بنگر ایجاد می شود، جلال از راه می رسد و بازوبند کاپیتانی را هم به بازو می بندد.

با آغاز فصل نقل و انتقالات باشگاه پرسپولیس در نبود برانکو، مثل سال قبل در حال جذب چند بازیکن است که در لیست مربی کروات نبودند. اتفاقی که می تواند جنجال بسازد. اما با توجه به اینکه مسئولان پرسپولیس فصل قبل تجربه خوبی از تحمیل بازیکن به برانکو داشتند و محسن مسلمان در حد یک ستاره برای این تیم عمل کرد، حال آنها برای جذب این مدافع باسابقه پا را در یک کفش کرده اند.

به همین دلیل مسئولان باشگاه پرسپولیس عصر روز گذشته برای جذب سید جلال یک بار دیگر با این بازیکن پای میز مذاکره نشستند. صبح روز گذشته مترجم برانکو هم در باشگاه حضور یافت و طاهری از طریق او در مورد جذب سیدجلال با برانکو صحبت کرد.

ادامه یافتن مذاکرات نشان می‌دهد که به احتمالا سرمربی پرسپولیس با اصرار باشگاه برای جذب این بازیکن چراغ سبز نشان داده و مسئولان پرسپولیس هم برای توافقات نهایی با این بازیکن باز هم بعد از ظهر با او جلسه گذاشتند.

این طور که گفته می شود، مرد کروات با حضور سید جلال در تیم موافقت کرده اما به طاهری پیغام داده که سایر خریدهای شان از لیست اصلی اش باشد.

برانکو بمب پرسپولیس را پذیرفت؛ باقی بازیکنان را از لیست من بخرید!

بازی

جهاد کبیر در افق دولت دوازدهم

جهاد کبیر در افق دولت دوازدهم

به گزارش جهان، کیهان در ستون یادداشت روز خود به قلم محمد ایمانی نوشت:

1- اتفاقاتی مانند انتخابات، جزو هیجان‌انگیزترین بخش‌های سیاست است و چون نتایج آن را زود می‌توان مشاهده کرد، بسیاری را دنبال خود می‌کشاند؛ از چپ تا راست، از مدعی اصلاح‌طلبی تا اصولگرایی. به همین دلیل فصل‌ انتخابات – که غالبا هر سال هست – فصل رونق و طمطراق سیاست است. اما آیا تکلیف نیروهای انقلابی و حزب‌اللهی نیز همین است که رونق و رکود فعالیتشان مانند برخی حرفه‌ای‌های سیاست، معطوف به سررسید یا سپری شدن ایام انتخابات شود؟ یا تکلیف دیگر و مهم‌تری متوجه آنهاست که انتخابات را – با همه اهمیتی که دارد – باید فرع بر آن مسئولیت مهم‌تر دید؟! اگر مثلا انتخابات ریاست جمهوری 96 مهم است، آیا باید متوقف در اسامی نامزدها شد؟

2- انتخابات، اگر برایش زحمت بکشید، مانند کاشتن سبزی است. اگر سبزی خوردن ظرف چند روز عمل می‌آید، انتخابات نیز نهایتا چند ماه کار و زحمت می‌برد. اما کار عمیق و زیرساختی فرهنگی در عرصه افکارعمومی، مانند کاشتن و داشتن نخل یا درخت گردو است که گاه یک دهه حوصله می‌طلبد. کارهای زود بازده و پرطمطراق و پرعنوان سیاسی معمولا دیده می‌شوند، به چشم می‌آیند و نسبتا زود به ثمر می‌نشینند حال آن که کارهای ماندگار فرهنگی، دیر به بازدهی می‌رسند، کم جلوه‌اند و در نگاه ظاهراندیشان دیده نمی‌شوند. اینجا مرز باریکی میان «ایمان به غیب» و «صبر مومنانه» با «نگاه ماتریالیستی» وجود دارد. کاری که امام موسی‌صدر و شهید مصطفی چمران با گمنامی تمام در جنوب لبنان کردند، در زمان خود هیچ به چشم نیامد و با حوصله‌های معمول جور درنمی‌آید اما امروز ثمره مبارک آن مجاهدت بی‌هیاهو نه فقط در لبنان بلکه به عنوان سمبل مقاومت و پیروزی (حزب‌الله) در چهارگوشه منطقه می‌درخشد.

3- سیاست‌‌زدگی، انتخابات‌زدگی و نامزدبازی بدون اولویت قائل شدن به موضوع افکارعمومی و حیات اجتماعی مردم، مانند جاده کشیدن بدون زیرسازی است. زیرسازی یک جاده و کوبیدن و محکم کردن آن چندین برابر آسفالت ریختن زمان می‌برد و پیمانکارانی که بدون زیرسازی، آسفالت می‌ریزند، خلاف قاعده عمل می‌کنند. چند ماه بعد هم، دل و روده بیرون زده همین جاده، اعتبار آنها را به چالش می‌گیرد. (چیزی مانند وعده‌های روی زمین مانده دولت فعلی). اگر افکار عمومی درست و بر مبنای شعارهای ناب انقلاب پرورده شد، 80 -90 درصد راه سیاست و انتخابات در جمهوری اسلامی به درستی پیموده شده و آن وقت ریاست این یا آن نامزد چندان تفاوتی نمی‌کند، اما اگر روح ژرف‌اندیشی و  حریّت و مطالبه‌گری  اصول و آرمان‌ها از افکارعمومی سلب شود، بهترین نامزدها نیز در پیمودن مسیر دچار مشکل خواهند شد تا چه رسد به انتخاب ناصالحان.

4- خلاصه چند رهنمود اخیر رهبر معظم انقلاب درباره «جهاد کبیر»،  اهمیت نه گفتن به استکبار (عدم تبعیت از او) به واسطه تبیین درست واقعیت‌ها برای افکارعمومی و مطالبه «پیشرفت و اقتدار ملی» از مسئولان و دستگاه‌ها، به عنوان ابزار و ضرورت نه گفتن به دشمن است. ایشان درباره ویژگی جهاد کبیر فرمودند؛ «این جهاد هوشمندی لازم دارد، این جهاد اخلاص لازم دارد. این جهاد، مثل جهاد نظامی نیست که کسانی در آنجا بدرخشند و چه شهید‌شان، چه زنده‌شان و چه جانبازشان مثل قهرمان نشان داده بشوند… این جهادی است که ممکن است کسی خیلی هم زحمت بکشد اما چهره او را هیچ‌کس نشناسد؛  اخلاص لازم دارد این جهاد». (3 خرداد، دانشگاه امام حسین علیه‌السلام).

5- شبیه همین مضمون را معظم‌له 26 خرداد 91  در دیدار خانواده و هم‌سنگران مرحوم حاج‌عبدالله والی (ره)  فرمودند «… بعد از انقلاب، یک مرد جوان انقلابی پا می‌شود می‌رود آنجا ]بشاگرد[  همه دلبستگی‌هایش را از شهر و خانه و زندگی به مرکز مأموریت منتقل می‌کند… شما رفتید بی‌سروصدا مشغول خدمت شدید، نه جایی ثبت کردید، نه جایی تابلو زدید. بعضی‌ها هستند هر کاری می‌خواهند بکنند، قبل از اینکه کار انجام بگیرد، تابلویش را می‌زنند! مدتها تابلو آنجاست، هیچ کاری هم انجام نگرفته. بعضی‌ها هم نه، کار انجام می‌دهند، هیچ تابلویی هم ندارد. کار مرحوم حاج عبدالله والی و شماها از این نوع دوم است، یعنی بی‌تابلو رفتید و برای خدا کار واقعی کردید، اینها خیلی با ارزش است. بدانید این جورکارهای بی سر و صدا و خاموش و خالصانه، نه فقط برای شما پیش خدای متعال درجه و مرتبه درست می‌کند، بلکه در کل بنای جمهوری اسلامی اثر می‌گذارد، مثل سیمانی که در یک بنایی تزریق کنند و آن را مستحکم کنند. با انجام این جور کارهای مخلصانه، بنای جمهوری اسلامی مستحکم می‌شود بدون اینکه کسی بفهمد. یعنی وقتی در گوشه و کنار کشور در بین مردم کسانی هستند که کار را برای خدا می‌کنند، دنبال هیاهو و جلب نظر این و تحسین آن نیستند، یکی از خواصش این است که اصلاً خود این، بنا را مستحکم می‌کند، مثل روحی که در یک کالبدی بدمند».

6- مطالبه اصول انقلاب و عناصر اقتدار و پیشرفت از دستگاه‌های مختلف به ویژه دولت در کنار تمهید زیرساختی «دولت دوازدهم» می‌تواند یک اولویت مهم برای همه نیروهای انقلاب باشد، مشروط بر آن که این مطالبه، عمومی و اجتماعی شود.به تعبیر رهبر انقلاب« وقتی یک گفتمانی در افکار عمومی شکل بگیرد، مسئولان اجرایی را به دنبال خود می‌کشاند.» طیف سیاسی متزلزلی که امروز عار نمی‌بیند استقلال کشور (آزادی در مقیاس یک ملت) را به حراج بگذارد، همان طیفی است که از دو دهه پیش به بهانه شعارهای «آزادی و اصلاحات و دموکراسی و حقوق شهروندی»، اصل راهبردی «عدالت» را سر برید و امروز در حالی ادعا می‌کند آزادی (اباحه‌گری) را به ارمغان آورده، که اگر موفق شود، یک ملت را به اسارت دشمن می‌کشاند. در مجال این ستون نمی‌گنجد که همه اعترافات طیف «همجُ رُعاع – حزب باد» (کلمه قصار 147 نهج‌البلاغه) در این زمینه ذکر شود. تاج‌‌زاده 28 تیر 82 به روزنامه ایران گفته بود، «در دوره اول انقلاب، گفتمان غالب، متأثر از نظام دو قطبی بود و مبارزه با امپریالیسم و عدالت‌طلبی حرف اول را می‌زد، ولی اکنون گفتمان جهانی عوض شده و دوره دفاع از اصلاحات و دموکراسی و حقوق شهروندی است».
 محسن آرمین در همین راستا 25 خرداد 81 در مصاحبه با ایسنا تصریح کرد «گفتمان حاکم در شرایط انقلاب، عدالت بود و اصلی‌ترین چالش‌ها و آرایش نیروهای سیاسی حول محور عدالت شکل می‌گرفت… اگر فضای کشور مجدداً به گونه‌ای شود که عدالت گفتمان اصلی شود، نیروهای انقلابی که بدنه اصلی جریان اصلاحی را تشکیل می‌دهند، دیدگاه‌های عدالت‌خواهانه خود را اعلام خواهند کرد]!![ البته این سخن به معنای آن نیست که تمام نیروهای جبهه اصلاح‌طلبان معتقد به عدالت هستند؛ از جریان معروف به راست مدرن و تکنوکرات در این جبهه حضور دارند تا نیروهایی که پیشینه و سابقه چپ دارند» بر همین سیاق علی شکوری‌راد 6 مهر 82 به روزنامه مردم‌سالاری گفت «انقلاب اسلامی در زمانی اتفاق افتاد که گفتمان سوسیالیستی در جهان عهده‌دار و پرچمدار انقلاب بود و حتی انقلاب و قانون اساسی ما تحت تأثیر گفتمان سوسیالیستی قرار داشت]![ … فروپاشی شوروی نقطه پایانی بود برای این قضیه و آن دیدگاه اقتصادی که بلوک شرق را اداره می‌کرد، سپر انداخت در برابر دیدگاه اقتصادی سرمایه‌داری… طبیعتاً وقتی این گفتمان سوسیالیستی فروکش کرد و گفتمان آزادسازی اقتصادی مطرح شد، اقتضای زمان این بود که تجدیدنظرهایی صورت بگیرد»! چنین رویکرد پردامنه‌ای در حقیقت یک عوام‌فریبی تمام‌عیار و موج‌سواری مبتنی بر موج‌سازی دشمن است.

7- تبیین هویت حزب بادی‌ها و نشان دادن نقش آنان در «تضعیف کشور» و «بردن مملکت به سمت دریوزگی بیگانگان» یک اولویت مهم ملی برای همه آنهایی است که دل گرو اسلام و انقلاب و ایران دارند. باید تناقض این جماعت در لاف آزادی زدن و در عین حال قربانی کردن استقلال کشور (آزادی در تراز ملی و جهانی) برای مردم روشن شود. به تعبیر رهبر معظم انقلاب «استقلال یعنی آزادی در مقیاس یک ملت. اینکه بعضی در زبان یا شعار دنبال آزادی‌های فردی باشند اما علیه استقلال کشور حرف بزنند این یک تناقض است. چطور ممکن است آزادی فردی اشخاص محترم باشد اما آزادی یک ملت در مقابل تحریم‌های مخالفان و بیگانگان محترم نباشد؟!».(14 خرداد 94، حرم مطهر حضرت امام-ره)

8- انتخابات، نامزد جریان حزب‌اللهی و دولت دوازدهم، فرع بر موضوع ترویج گفتمان انقلاب است. برای این مسئولیت، تجدید سازمان و کادرسازی و برنامه‌ریزی و مدل‌سازی و رویکرد تیمی (نه ستاره‌ای شخص محور) ضرورت دارد. مجاری ارتباطات سازمانی و ارتباط با افکار عمومی را باید لایروبی کرد. اگر 60 درصد ظرفیت تولید اقتصادی در کشور معطل باشد که باید راه‌اندازی مجدد شود، در همین حدود، ظرفیت‌های سازمانی و فرهنگی و ارتباطی در اختیار جریان حزب‌اللهی معطل و راکد مانده است که احیای آن متوقف به اقدام و عمل برآمده از امید و ایمان است. توقف در اشخاص یا حلقه‌های خاص، ناخواسته به فرقه‌سازی و محروم شدن از انبوه ظرفیت‌های در خدمت انقلاب و نظام می‌شود. تصمیم‌سازان و تصمیم‌گیران در میان نیروهای انقلابی حق ندارند به اشخاص خاص محدود بمانند و اسباب کم‌انگیزگی در بدنه را فراهم کنند.

9- دولت دوازدهم مسئولیت‌های مختلفی برعهده دارد که محصول بدعملی روسای دولت‌های یازدهم و دهم است. کم‌کاری موجود در حوزه‌های اقتصادی و فرهنگی، زحمت دولت آینده را دو چندان می‌کند. به اینها علاوه کنید جبهه رسانه‌ای هم افق با دشمن را که پس از شروع دور تازه تحریم‌ها در سال 90، در خدمت فشار دشمن علیه دولت وقت عمل کرد و به تورم اقتصادی دامن زد. پیروزی در انتخابات بدون چاره‌اندیشی برای «شبیخون از تنگه رسانه»، اقدامی نیمه‌کاره است. با این اوصاف رئیس دولت دوازدهم قبل از هر چیز باید فردی «مسئولیت‌شناس» و برآمده از تعامل جمعی حزب اللهی و مبتنی بر اقدام «تیمی» سازمان یافته – معطوف به راهبرد جهاد کبیر در حوزه اقتصاد و  فرهنگ و سیاست – باشد. آنها که اصالتا دنبال ستاره بازی و ستاره‌پرستی هستند و به برنامه و راهبرد جمعی اصالت نمی‌دهند، برای دولت کارآمد و مسئول تدارک نمی‌کنند. منطق رفتار شب امتحانی را باید کنار گذاشت و برای عبور از اضطرار زدگی و ناچاری، از همین حال رنج برد و تدارک کرد؛ حتی اگر زمان‌بر باشد. باید از گفتمان و مدل و تیم به شخص رسید، نه اینکه کار را کنترات سپرد و بعد دنبالش دوید. قدم را باید استوار برداشت؛ به تعبیر پیامبراعظم(ص) «رحمت خداوند بر کسی که کار را محکم و استوار انجام داد.»
منبع:کیهان

جهاد کبیر در افق دولت دوازدهم

به گزارش جهان، کیهان در ستون یادداشت روز خود به قلم محمد ایمانی نوشت:

1- اتفاقاتی مانند انتخابات، جزو هیجان‌انگیزترین بخش‌های سیاست است و چون نتایج آن را زود می‌توان مشاهده کرد، بسیاری را دنبال خود می‌کشاند؛ از چپ تا راست، از مدعی اصلاح‌طلبی تا اصولگرایی. به همین دلیل فصل‌ انتخابات – که غالبا هر سال هست – فصل رونق و طمطراق سیاست است. اما آیا تکلیف نیروهای انقلابی و حزب‌اللهی نیز همین است که رونق و رکود فعالیتشان مانند برخی حرفه‌ای‌های سیاست، معطوف به سررسید یا سپری شدن ایام انتخابات شود؟ یا تکلیف دیگر و مهم‌تری متوجه آنهاست که انتخابات را – با همه اهمیتی که دارد – باید فرع بر آن مسئولیت مهم‌تر دید؟! اگر مثلا انتخابات ریاست جمهوری 96 مهم است، آیا باید متوقف در اسامی نامزدها شد؟

2- انتخابات، اگر برایش زحمت بکشید، مانند کاشتن سبزی است. اگر سبزی خوردن ظرف چند روز عمل می‌آید، انتخابات نیز نهایتا چند ماه کار و زحمت می‌برد. اما کار عمیق و زیرساختی فرهنگی در عرصه افکارعمومی، مانند کاشتن و داشتن نخل یا درخت گردو است که گاه یک دهه حوصله می‌طلبد. کارهای زود بازده و پرطمطراق و پرعنوان سیاسی معمولا دیده می‌شوند، به چشم می‌آیند و نسبتا زود به ثمر می‌نشینند حال آن که کارهای ماندگار فرهنگی، دیر به بازدهی می‌رسند، کم جلوه‌اند و در نگاه ظاهراندیشان دیده نمی‌شوند. اینجا مرز باریکی میان «ایمان به غیب» و «صبر مومنانه» با «نگاه ماتریالیستی» وجود دارد. کاری که امام موسی‌صدر و شهید مصطفی چمران با گمنامی تمام در جنوب لبنان کردند، در زمان خود هیچ به چشم نیامد و با حوصله‌های معمول جور درنمی‌آید اما امروز ثمره مبارک آن مجاهدت بی‌هیاهو نه فقط در لبنان بلکه به عنوان سمبل مقاومت و پیروزی (حزب‌الله) در چهارگوشه منطقه می‌درخشد.

3- سیاست‌‌زدگی، انتخابات‌زدگی و نامزدبازی بدون اولویت قائل شدن به موضوع افکارعمومی و حیات اجتماعی مردم، مانند جاده کشیدن بدون زیرسازی است. زیرسازی یک جاده و کوبیدن و محکم کردن آن چندین برابر آسفالت ریختن زمان می‌برد و پیمانکارانی که بدون زیرسازی، آسفالت می‌ریزند، خلاف قاعده عمل می‌کنند. چند ماه بعد هم، دل و روده بیرون زده همین جاده، اعتبار آنها را به چالش می‌گیرد. (چیزی مانند وعده‌های روی زمین مانده دولت فعلی). اگر افکار عمومی درست و بر مبنای شعارهای ناب انقلاب پرورده شد، 80 -90 درصد راه سیاست و انتخابات در جمهوری اسلامی به درستی پیموده شده و آن وقت ریاست این یا آن نامزد چندان تفاوتی نمی‌کند، اما اگر روح ژرف‌اندیشی و  حریّت و مطالبه‌گری  اصول و آرمان‌ها از افکارعمومی سلب شود، بهترین نامزدها نیز در پیمودن مسیر دچار مشکل خواهند شد تا چه رسد به انتخاب ناصالحان.

4- خلاصه چند رهنمود اخیر رهبر معظم انقلاب درباره «جهاد کبیر»،  اهمیت نه گفتن به استکبار (عدم تبعیت از او) به واسطه تبیین درست واقعیت‌ها برای افکارعمومی و مطالبه «پیشرفت و اقتدار ملی» از مسئولان و دستگاه‌ها، به عنوان ابزار و ضرورت نه گفتن به دشمن است. ایشان درباره ویژگی جهاد کبیر فرمودند؛ «این جهاد هوشمندی لازم دارد، این جهاد اخلاص لازم دارد. این جهاد، مثل جهاد نظامی نیست که کسانی در آنجا بدرخشند و چه شهید‌شان، چه زنده‌شان و چه جانبازشان مثل قهرمان نشان داده بشوند… این جهادی است که ممکن است کسی خیلی هم زحمت بکشد اما چهره او را هیچ‌کس نشناسد؛  اخلاص لازم دارد این جهاد». (3 خرداد، دانشگاه امام حسین علیه‌السلام).

5- شبیه همین مضمون را معظم‌له 26 خرداد 91  در دیدار خانواده و هم‌سنگران مرحوم حاج‌عبدالله والی (ره)  فرمودند «… بعد از انقلاب، یک مرد جوان انقلابی پا می‌شود می‌رود آنجا ]بشاگرد[  همه دلبستگی‌هایش را از شهر و خانه و زندگی به مرکز مأموریت منتقل می‌کند… شما رفتید بی‌سروصدا مشغول خدمت شدید، نه جایی ثبت کردید، نه جایی تابلو زدید. بعضی‌ها هستند هر کاری می‌خواهند بکنند، قبل از اینکه کار انجام بگیرد، تابلویش را می‌زنند! مدتها تابلو آنجاست، هیچ کاری هم انجام نگرفته. بعضی‌ها هم نه، کار انجام می‌دهند، هیچ تابلویی هم ندارد. کار مرحوم حاج عبدالله والی و شماها از این نوع دوم است، یعنی بی‌تابلو رفتید و برای خدا کار واقعی کردید، اینها خیلی با ارزش است. بدانید این جورکارهای بی سر و صدا و خاموش و خالصانه، نه فقط برای شما پیش خدای متعال درجه و مرتبه درست می‌کند، بلکه در کل بنای جمهوری اسلامی اثر می‌گذارد، مثل سیمانی که در یک بنایی تزریق کنند و آن را مستحکم کنند. با انجام این جور کارهای مخلصانه، بنای جمهوری اسلامی مستحکم می‌شود بدون اینکه کسی بفهمد. یعنی وقتی در گوشه و کنار کشور در بین مردم کسانی هستند که کار را برای خدا می‌کنند، دنبال هیاهو و جلب نظر این و تحسین آن نیستند، یکی از خواصش این است که اصلاً خود این، بنا را مستحکم می‌کند، مثل روحی که در یک کالبدی بدمند».

6- مطالبه اصول انقلاب و عناصر اقتدار و پیشرفت از دستگاه‌های مختلف به ویژه دولت در کنار تمهید زیرساختی «دولت دوازدهم» می‌تواند یک اولویت مهم برای همه نیروهای انقلاب باشد، مشروط بر آن که این مطالبه، عمومی و اجتماعی شود.به تعبیر رهبر انقلاب« وقتی یک گفتمانی در افکار عمومی شکل بگیرد، مسئولان اجرایی را به دنبال خود می‌کشاند.» طیف سیاسی متزلزلی که امروز عار نمی‌بیند استقلال کشور (آزادی در مقیاس یک ملت) را به حراج بگذارد، همان طیفی است که از دو دهه پیش به بهانه شعارهای «آزادی و اصلاحات و دموکراسی و حقوق شهروندی»، اصل راهبردی «عدالت» را سر برید و امروز در حالی ادعا می‌کند آزادی (اباحه‌گری) را به ارمغان آورده، که اگر موفق شود، یک ملت را به اسارت دشمن می‌کشاند. در مجال این ستون نمی‌گنجد که همه اعترافات طیف «همجُ رُعاع – حزب باد» (کلمه قصار 147 نهج‌البلاغه) در این زمینه ذکر شود. تاج‌‌زاده 28 تیر 82 به روزنامه ایران گفته بود، «در دوره اول انقلاب، گفتمان غالب، متأثر از نظام دو قطبی بود و مبارزه با امپریالیسم و عدالت‌طلبی حرف اول را می‌زد، ولی اکنون گفتمان جهانی عوض شده و دوره دفاع از اصلاحات و دموکراسی و حقوق شهروندی است».
 محسن آرمین در همین راستا 25 خرداد 81 در مصاحبه با ایسنا تصریح کرد «گفتمان حاکم در شرایط انقلاب، عدالت بود و اصلی‌ترین چالش‌ها و آرایش نیروهای سیاسی حول محور عدالت شکل می‌گرفت… اگر فضای کشور مجدداً به گونه‌ای شود که عدالت گفتمان اصلی شود، نیروهای انقلابی که بدنه اصلی جریان اصلاحی را تشکیل می‌دهند، دیدگاه‌های عدالت‌خواهانه خود را اعلام خواهند کرد]!![ البته این سخن به معنای آن نیست که تمام نیروهای جبهه اصلاح‌طلبان معتقد به عدالت هستند؛ از جریان معروف به راست مدرن و تکنوکرات در این جبهه حضور دارند تا نیروهایی که پیشینه و سابقه چپ دارند» بر همین سیاق علی شکوری‌راد 6 مهر 82 به روزنامه مردم‌سالاری گفت «انقلاب اسلامی در زمانی اتفاق افتاد که گفتمان سوسیالیستی در جهان عهده‌دار و پرچمدار انقلاب بود و حتی انقلاب و قانون اساسی ما تحت تأثیر گفتمان سوسیالیستی قرار داشت]![ … فروپاشی شوروی نقطه پایانی بود برای این قضیه و آن دیدگاه اقتصادی که بلوک شرق را اداره می‌کرد، سپر انداخت در برابر دیدگاه اقتصادی سرمایه‌داری… طبیعتاً وقتی این گفتمان سوسیالیستی فروکش کرد و گفتمان آزادسازی اقتصادی مطرح شد، اقتضای زمان این بود که تجدیدنظرهایی صورت بگیرد»! چنین رویکرد پردامنه‌ای در حقیقت یک عوام‌فریبی تمام‌عیار و موج‌سواری مبتنی بر موج‌سازی دشمن است.

7- تبیین هویت حزب بادی‌ها و نشان دادن نقش آنان در «تضعیف کشور» و «بردن مملکت به سمت دریوزگی بیگانگان» یک اولویت مهم ملی برای همه آنهایی است که دل گرو اسلام و انقلاب و ایران دارند. باید تناقض این جماعت در لاف آزادی زدن و در عین حال قربانی کردن استقلال کشور (آزادی در تراز ملی و جهانی) برای مردم روشن شود. به تعبیر رهبر معظم انقلاب «استقلال یعنی آزادی در مقیاس یک ملت. اینکه بعضی در زبان یا شعار دنبال آزادی‌های فردی باشند اما علیه استقلال کشور حرف بزنند این یک تناقض است. چطور ممکن است آزادی فردی اشخاص محترم باشد اما آزادی یک ملت در مقابل تحریم‌های مخالفان و بیگانگان محترم نباشد؟!».(14 خرداد 94، حرم مطهر حضرت امام-ره)

8- انتخابات، نامزد جریان حزب‌اللهی و دولت دوازدهم، فرع بر موضوع ترویج گفتمان انقلاب است. برای این مسئولیت، تجدید سازمان و کادرسازی و برنامه‌ریزی و مدل‌سازی و رویکرد تیمی (نه ستاره‌ای شخص محور) ضرورت دارد. مجاری ارتباطات سازمانی و ارتباط با افکار عمومی را باید لایروبی کرد. اگر 60 درصد ظرفیت تولید اقتصادی در کشور معطل باشد که باید راه‌اندازی مجدد شود، در همین حدود، ظرفیت‌های سازمانی و فرهنگی و ارتباطی در اختیار جریان حزب‌اللهی معطل و راکد مانده است که احیای آن متوقف به اقدام و عمل برآمده از امید و ایمان است. توقف در اشخاص یا حلقه‌های خاص، ناخواسته به فرقه‌سازی و محروم شدن از انبوه ظرفیت‌های در خدمت انقلاب و نظام می‌شود. تصمیم‌سازان و تصمیم‌گیران در میان نیروهای انقلابی حق ندارند به اشخاص خاص محدود بمانند و اسباب کم‌انگیزگی در بدنه را فراهم کنند.

9- دولت دوازدهم مسئولیت‌های مختلفی برعهده دارد که محصول بدعملی روسای دولت‌های یازدهم و دهم است. کم‌کاری موجود در حوزه‌های اقتصادی و فرهنگی، زحمت دولت آینده را دو چندان می‌کند. به اینها علاوه کنید جبهه رسانه‌ای هم افق با دشمن را که پس از شروع دور تازه تحریم‌ها در سال 90، در خدمت فشار دشمن علیه دولت وقت عمل کرد و به تورم اقتصادی دامن زد. پیروزی در انتخابات بدون چاره‌اندیشی برای «شبیخون از تنگه رسانه»، اقدامی نیمه‌کاره است. با این اوصاف رئیس دولت دوازدهم قبل از هر چیز باید فردی «مسئولیت‌شناس» و برآمده از تعامل جمعی حزب اللهی و مبتنی بر اقدام «تیمی» سازمان یافته – معطوف به راهبرد جهاد کبیر در حوزه اقتصاد و  فرهنگ و سیاست – باشد. آنها که اصالتا دنبال ستاره بازی و ستاره‌پرستی هستند و به برنامه و راهبرد جمعی اصالت نمی‌دهند، برای دولت کارآمد و مسئول تدارک نمی‌کنند. منطق رفتار شب امتحانی را باید کنار گذاشت و برای عبور از اضطرار زدگی و ناچاری، از همین حال رنج برد و تدارک کرد؛ حتی اگر زمان‌بر باشد. باید از گفتمان و مدل و تیم به شخص رسید، نه اینکه کار را کنترات سپرد و بعد دنبالش دوید. قدم را باید استوار برداشت؛ به تعبیر پیامبراعظم(ص) «رحمت خداوند بر کسی که کار را محکم و استوار انجام داد.»
منبع:کیهان

جهاد کبیر در افق دولت دوازدهم

دانلود سرا

آخرین وضعیت حضور ۳ ستاره استقلالی در الاهلی قطر

آخرین وضعیت حضور ۳ ستاره استقلالی در الاهلی قطر

شبکه الکاس قطر روز گذشته از مذاکرات باشگاه الاهلی قطر با امید ابراهیمی هافبک استقلال تهران پرده برداشت، اما روز گذشته ابراهیمی در صفحه اجتماعی خود مذاکره با این باشگاه را تکذیب کرد.

خالد شبیب نایب رئیس باشگاه الاهلی صحبت هایی در این خصوص انجام داده تا صحت و سقم این موضوع مشخص شود.

* مذاکره شما با امید ابراهیمی هافبک استقلال صحت دارد؟

– هنوز مذاکره‌ای با این بازیکن انجام نشده است ولی نام او در راس لیست خرید ما در فصل گذشته نیز قرار داشت. سرمربی تیم خواستار قرارداد با او است. ما منتظر انتخابات ریاست باشگاه هستیم تا هم در مورد سرمربی تیم و هم درباره بازیکنان جدیدی که در این فصل در نظر داریم تصمیم گرفته شود.

* اخباری درباره جدایی جباری از الاهلی شنیده می‌شود آیا صحت دارد؟

– نه. مجتبی یک فصل دیگر با الاهلی قرارداد دارد و او در فصل آینده برای ما بازی می‌کند.

* آینده منتظری با الاهلی چگونه است؟

– منتظری نیز قراردادش با ما ادامه دارد و در صورتی که هیئت رئیسه جدید تصمیمی جدیدی نگیرد او در فصل آینده برای ما بازی می‌کند.

آخرین وضعیت حضور ۳ ستاره استقلالی در الاهلی قطر

شبکه الکاس قطر روز گذشته از مذاکرات باشگاه الاهلی قطر با امید ابراهیمی هافبک استقلال تهران پرده برداشت، اما روز گذشته ابراهیمی در صفحه اجتماعی خود مذاکره با این باشگاه را تکذیب کرد.

خالد شبیب نایب رئیس باشگاه الاهلی صحبت هایی در این خصوص انجام داده تا صحت و سقم این موضوع مشخص شود.

* مذاکره شما با امید ابراهیمی هافبک استقلال صحت دارد؟

– هنوز مذاکره‌ای با این بازیکن انجام نشده است ولی نام او در راس لیست خرید ما در فصل گذشته نیز قرار داشت. سرمربی تیم خواستار قرارداد با او است. ما منتظر انتخابات ریاست باشگاه هستیم تا هم در مورد سرمربی تیم و هم درباره بازیکنان جدیدی که در این فصل در نظر داریم تصمیم گرفته شود.

* اخباری درباره جدایی جباری از الاهلی شنیده می‌شود آیا صحت دارد؟

– نه. مجتبی یک فصل دیگر با الاهلی قرارداد دارد و او در فصل آینده برای ما بازی می‌کند.

* آینده منتظری با الاهلی چگونه است؟

– منتظری نیز قراردادش با ما ادامه دارد و در صورتی که هیئت رئیسه جدید تصمیمی جدیدی نگیرد او در فصل آینده برای ما بازی می‌کند.

آخرین وضعیت حضور ۳ ستاره استقلالی در الاهلی قطر

دانلود سریال و آهنگ