شاه ماهی مدنظر پرسپولیس سرباز ژنرال می شود + تصویر

شاه ماهی مدنظر پرسپولیس سرباز ژنرال می شود + تصویر

(image)
شاه ماهی مدنظر پرسپولیس سرباز ژنرال می شود + تصویر
علوی:دولتنهم مقصر مصادره اموال ایران است
| به گزارش جهان به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دولت، حجت الاسلام والمسلمین سید محمود علوی وزیر اطلاعات در نشست شورای اداری هرمزگان اظهار داشت: سهل انگاری دولت گذشته (نهم) باعث شد تا دستگاه قضایی آمریکا 2 میلیارد دلار از دارایی های نقدی ایران را مصادره کند. وی در تشریح این موضوع افزود: در زمان مذاکرات ازطریق آنان (طرف های مذاکره کننده) اطلاعاتی در خصوص مبلغ چهار میلیارد دلار بدست آوردیم که دولت نهم با آن اوراق قرضه خریده بود. علوی اضافه کرد: دارایی بانک مرکزی یک وقت بصورت پول نقدی در حسابهاست که نمی توانند به آن دست بزنند و یک وقت، املاک است که (امریکایی ها) املاک ایران را براساس آن چیزهایی که خودشان دارند، دست روی آن می گذارند؛ همانطوری که بنیاد علوی را در آمریکا مصادره کردند. وزیر اطلاعات اظهار داشت: در دولت نهم چهار میلیارد دلار در کشور ایتالیا اوراق قرضه خریدند که سفیر وقت ایران همان موقع با گوشزد کردن خطر ناشی از این کار، به آنان گفته بود تبدیل پول به اوراق قرضه، هرچند ممکن است سودی برای ما داشته باشد اما اگر دست آمریکایی های بیاید، می توانند روی آن دست بگذارند و آن را مصادره کنند. وزیر اطلاعات با بیان اطلاع داشتن مدیران دولت نهم از این قبیل کارها ابراز داشت: همان وقتی که رئیس جمهوری برای شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل به آمریکا می رفت، هواپیما پس از پیاده کردن او و اعضای هیات ایرانی، در فرودگاه نظامی می نشست زیرا دستگاه قضایی آمریکا هواپیما را به عنوان یکی از اموال ایران مصادره می کرد. علوی یادآور شد: در چنین شرایطی، عزیزان رفته اند مبلغ 4 میلیارد دلار اوراق قرضه خریده اند که 2میلیارد دلار آن اوراق قرضه آمریکا بوده، یعنی از بورس آمریکا سهم خریده اند که می شود نام این کار را گوشت انداختن در دهان گربه گذاشت، طوری که هم اکنون می بینیم گربه آن را به دهان گرفته است. |
| به گزارش جهان به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دولت، حجت الاسلام والمسلمین سید محمود علوی وزیر اطلاعات در نشست شورای اداری هرمزگان اظهار داشت: سهل انگاری دولت گذشته (نهم) باعث شد تا دستگاه قضایی آمریکا 2 میلیارد دلار از دارایی های نقدی ایران را مصادره کند. وی در تشریح این موضوع افزود: در زمان مذاکرات ازطریق آنان (طرف های مذاکره کننده) اطلاعاتی در خصوص مبلغ چهار میلیارد دلار بدست آوردیم که دولت نهم با آن اوراق قرضه خریده بود. علوی اضافه کرد: دارایی بانک مرکزی یک وقت بصورت پول نقدی در حسابهاست که نمی توانند به آن دست بزنند و یک وقت، املاک است که (امریکایی ها) املاک ایران را براساس آن چیزهایی که خودشان دارند، دست روی آن می گذارند؛ همانطوری که بنیاد علوی را در آمریکا مصادره کردند. وزیر اطلاعات اظهار داشت: در دولت نهم چهار میلیارد دلار در کشور ایتالیا اوراق قرضه خریدند که سفیر وقت ایران همان موقع با گوشزد کردن خطر ناشی از این کار، به آنان گفته بود تبدیل پول به اوراق قرضه، هرچند ممکن است سودی برای ما داشته باشد اما اگر دست آمریکایی های بیاید، می توانند روی آن دست بگذارند و آن را مصادره کنند. وزیر اطلاعات با بیان اطلاع داشتن مدیران دولت نهم از این قبیل کارها ابراز داشت: همان وقتی که رئیس جمهوری برای شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل به آمریکا می رفت، هواپیما پس از پیاده کردن او و اعضای هیات ایرانی، در فرودگاه نظامی می نشست زیرا دستگاه قضایی آمریکا هواپیما را به عنوان یکی از اموال ایران مصادره می کرد. علوی یادآور شد: در چنین شرایطی، عزیزان رفته اند مبلغ 4 میلیارد دلار اوراق قرضه خریده اند که 2میلیارد دلار آن اوراق قرضه آمریکا بوده، یعنی از بورس آمریکا سهم خریده اند که می شود نام این کار را گوشت انداختن در دهان گربه گذاشت، طوری که هم اکنون می بینیم گربه آن را به دهان گرفته است. |
علوی:دولتنهم مقصر مصادره اموال ایران است
ترکیه به یک قانون اساسی اسلامی نیاز دارد
| به گزارش جهان، مهر به نقل از خبرگزاری رویترز خبرداد: این اظهارات رئیس پارلمان ترکیه از گسستی بالقوه با اصول مؤسس جمهوری مدرن ترکیه حکایت می کند. حزب حاکم عدالت و توسعه (آ. ک. پ) که برپایه اسلام سیاسی شکل گرفته است، در تلاش است تا قانون اساسی کنونی ترکیه را تغییر دهد. گفتنی است که تاریخ تدوین قانون اساسی کنونی به بعد از کودتای نظامی ۱۹۸۰ برمی گردد. منتقدان دولت ترکیه نگران آن هستند که قانون اساسی جدید قدرت بسیاری را به رجب طیب اردوغان، رئیس جمهور این کشور واگذار نماید؛ فردی که در حال حاضر خواستار یک نظارت اجرایی برای تغییر در نظام کنونی پارلمان این کشور است. این درحالیست که دولت ترکیه متعهد شده است استانداردهای اروپایی حقوق بشر را مبنای تشکیل قانون اساسی جدید قرار دهد. در ویدئویی که از سوی رسانه های ترکیه منتشر شد؛ اسماعیل قهرمان، رئیس پارلمان ترکیه، در سخنرانی خود در اواخر روز دوشنبه اظهار داشت که سکولاریسم بایستی از قانون اساسی جدید ترکیه حذف شود. قهرمان همچنین گفته است: «در قانون اساسی بایستی مذهب مطرح باشد. قانون اساسی نباید فارغ از دین باشد. این قانون اساسی جدید بایستی یک قانون اساسی مطابق با شرع باشد». گفتنی است که اسماعیل قهرمان به عنوان رئیس پارلمان بر روند تدوین پیش نویس قانون اساسی نظارت می کند. حزب حاکم عدالت و توسعه ترکیه ۳۱۷ کرسی از مجموع ۵۵۰ کرسی پارلمان ترکیه را در اختیار دارد و برای به همه پرسی گذاردن پیش نویس قانون اساسی خود نیازمند کسب ۳۳۰ رأی است. این بدان معناست که حزب عدالت و توسعه بایستی سایر قانونگذاران را به دادن رأی مثبت به این پیش نویس ترغیب نماید. در سالهای گذشته حزب عدالت و توسعه قوانینی تصویب کرد تا نفوذ دین در ترکیه را تقویت نماید. ممنوعیت ورود دختران با پوشش روسری به مدارس برداشته شد و فروش مشروبات الکی نیز محدود شده است. گفتنی است که قانون اساسی کنونی ترکیه هیچ مذهبی را به عنوان مذهب رسمی معرفی نمی کند. شایان ذکر است که اکثریت جمعیت ترکیه مسلمانان سنی مذهب هستند و تنها یک پنجم جمعیت ۷۸ میلیونی این کشورعلوی – شاخه ای از مذهب شیعه- صوفی و پیروان سنن قوم آناتولی هستند. ترکیه همچنین اقامتگاه حدود صدهزار مسیحی و هفده هزار یهودی است. طبق نتایج نظرسنجی انجام شده توسط مؤسسه پیو در سال ۲۰۱۳، حدود دوازده درصد از مردم ترکیه می خواهند که شریعت اسلامی قانون رسمی این کشور باشد. |
| به گزارش جهان، مهر به نقل از خبرگزاری رویترز خبرداد: این اظهارات رئیس پارلمان ترکیه از گسستی بالقوه با اصول مؤسس جمهوری مدرن ترکیه حکایت می کند. حزب حاکم عدالت و توسعه (آ. ک. پ) که برپایه اسلام سیاسی شکل گرفته است، در تلاش است تا قانون اساسی کنونی ترکیه را تغییر دهد. گفتنی است که تاریخ تدوین قانون اساسی کنونی به بعد از کودتای نظامی ۱۹۸۰ برمی گردد. منتقدان دولت ترکیه نگران آن هستند که قانون اساسی جدید قدرت بسیاری را به رجب طیب اردوغان، رئیس جمهور این کشور واگذار نماید؛ فردی که در حال حاضر خواستار یک نظارت اجرایی برای تغییر در نظام کنونی پارلمان این کشور است. این درحالیست که دولت ترکیه متعهد شده است استانداردهای اروپایی حقوق بشر را مبنای تشکیل قانون اساسی جدید قرار دهد. در ویدئویی که از سوی رسانه های ترکیه منتشر شد؛ اسماعیل قهرمان، رئیس پارلمان ترکیه، در سخنرانی خود در اواخر روز دوشنبه اظهار داشت که سکولاریسم بایستی از قانون اساسی جدید ترکیه حذف شود. قهرمان همچنین گفته است: «در قانون اساسی بایستی مذهب مطرح باشد. قانون اساسی نباید فارغ از دین باشد. این قانون اساسی جدید بایستی یک قانون اساسی مطابق با شرع باشد». گفتنی است که اسماعیل قهرمان به عنوان رئیس پارلمان بر روند تدوین پیش نویس قانون اساسی نظارت می کند. حزب حاکم عدالت و توسعه ترکیه ۳۱۷ کرسی از مجموع ۵۵۰ کرسی پارلمان ترکیه را در اختیار دارد و برای به همه پرسی گذاردن پیش نویس قانون اساسی خود نیازمند کسب ۳۳۰ رأی است. این بدان معناست که حزب عدالت و توسعه بایستی سایر قانونگذاران را به دادن رأی مثبت به این پیش نویس ترغیب نماید. در سالهای گذشته حزب عدالت و توسعه قوانینی تصویب کرد تا نفوذ دین در ترکیه را تقویت نماید. ممنوعیت ورود دختران با پوشش روسری به مدارس برداشته شد و فروش مشروبات الکی نیز محدود شده است. گفتنی است که قانون اساسی کنونی ترکیه هیچ مذهبی را به عنوان مذهب رسمی معرفی نمی کند. شایان ذکر است که اکثریت جمعیت ترکیه مسلمانان سنی مذهب هستند و تنها یک پنجم جمعیت ۷۸ میلیونی این کشورعلوی – شاخه ای از مذهب شیعه- صوفی و پیروان سنن قوم آناتولی هستند. ترکیه همچنین اقامتگاه حدود صدهزار مسیحی و هفده هزار یهودی است. طبق نتایج نظرسنجی انجام شده توسط مؤسسه پیو در سال ۲۰۱۳، حدود دوازده درصد از مردم ترکیه می خواهند که شریعت اسلامی قانون رسمی این کشور باشد. |
ترکیه به یک قانون اساسی اسلامی نیاز دارد
تعرفه تجارت ترکیه با ایران حذف نمیشود
| به گزارش جهان به نقل از فارس، اخیراً زمزمههایی مبنی بر حذف تعرفه ترجیحی میان ایران و ترکیه شنیده شده که براساس اعتراض برخی از تولیدکنندگان و بنگاههای داخلی مطرح شده بودند. براساس این گزارش، محمدرضا نعمتزاده وزیر صنعت، معدن و تجارت به این سؤال خبرنگار فارس که پرسید که آیا تعرفه ترجیحی تجارت میان ایران و ترکیه حذف شده است،پاسخ منفی داد. وی گفت: این توافقنامه در 2 بند اصلاحاتی داشت که در حال انجام است. وزیر صنعت معدن و تجارت در ادامه به دیگر سؤالات خبرنگار فارس پاسخ نداد و در عین حال گفت که از کارشناسان این موضوع را دنبال کنید. به گزارش فارس، کالاهایی در توافقنامه تعرفه ترجیحی ایران و ترکیه گنجانده شده است که عمدتا علاوه بر امکان تولید داخل، مزیت رقابتی نیز دارند. |
| به گزارش جهان به نقل از فارس، اخیراً زمزمههایی مبنی بر حذف تعرفه ترجیحی میان ایران و ترکیه شنیده شده که براساس اعتراض برخی از تولیدکنندگان و بنگاههای داخلی مطرح شده بودند. براساس این گزارش، محمدرضا نعمتزاده وزیر صنعت، معدن و تجارت به این سؤال خبرنگار فارس که پرسید که آیا تعرفه ترجیحی تجارت میان ایران و ترکیه حذف شده است،پاسخ منفی داد. وی گفت: این توافقنامه در 2 بند اصلاحاتی داشت که در حال انجام است. وزیر صنعت معدن و تجارت در ادامه به دیگر سؤالات خبرنگار فارس پاسخ نداد و در عین حال گفت که از کارشناسان این موضوع را دنبال کنید. به گزارش فارس، کالاهایی در توافقنامه تعرفه ترجیحی ایران و ترکیه گنجانده شده است که عمدتا علاوه بر امکان تولید داخل، مزیت رقابتی نیز دارند. |
تعرفه تجارت ترکیه با ایران حذف نمیشود
تهدید احتمالی داعش در استکهلم
| به گزارش جهان به نقل از فارس، سرویس اطلاعات سوئد «ساپو» در حال بررسی تهدید احتمالی تروریستی در پایتخت این کشور است. به نوشته بیبیسی، مقامات عراقی به سوئد اطلاع دادهاند تعداد 7 یا 8 از گروهک داعش به سوئد سفر کردهاند. یک سخنگوی سرویس اطلاعات سوئد به رادیو سوئد گفت نمیتوان این اطلاعات را نادیده گرفت. «سایمون بینرت» سخنگوی سرویس اطلاعات سوئد به یکی دیگر از رسانههای سوئد گفت که ساپو اطلاعاتی را در اختیار پلیس سوئد قرار میدهد تا اگر نیروهای پلیس قادر بودند، اقداماتی برای مقابله با تهدید تروریستی انجام دهند. سطح تهدیدات امنیتی در سوئد همچنان در سطح 3 باقی مانده و احتمالا با تغییر به سطح 5 افزایش یابد. |
| به گزارش جهان به نقل از فارس، سرویس اطلاعات سوئد «ساپو» در حال بررسی تهدید احتمالی تروریستی در پایتخت این کشور است. به نوشته بیبیسی، مقامات عراقی به سوئد اطلاع دادهاند تعداد 7 یا 8 از گروهک داعش به سوئد سفر کردهاند. یک سخنگوی سرویس اطلاعات سوئد به رادیو سوئد گفت نمیتوان این اطلاعات را نادیده گرفت. «سایمون بینرت» سخنگوی سرویس اطلاعات سوئد به یکی دیگر از رسانههای سوئد گفت که ساپو اطلاعاتی را در اختیار پلیس سوئد قرار میدهد تا اگر نیروهای پلیس قادر بودند، اقداماتی برای مقابله با تهدید تروریستی انجام دهند. سطح تهدیدات امنیتی در سوئد همچنان در سطح 3 باقی مانده و احتمالا با تغییر به سطح 5 افزایش یابد. |
تهدید احتمالی داعش در استکهلم
اهداف سعودیها از مذاکرات صلح
| به گزارش جهان به نقل از مهر، مذاکرات صلح یمن در کویت در حالی از روز پنجشنبه هفته گذشته آغاز شد که حملات رژیم سعودی به مردم بی دفاع یمن طی ۱۳ماه گذشته حتی برای یک روز هم متوقف نشده است. سعودیها حتی به توافق آتش بسی که خود بارها از التزمشان به آن سخن گفتند، پایبند نماندند و همواره بر شدت حملات ددمنشانه به مناطق مسکونی یمن افزودند. در واقع در شرایط کنونی اگر از توافق آتش در یمن به عنوان «کاغذ پاره» یاد کنیم، گزاف نگفته ایم، چراکه پس از موافقت تمامی طرفها با این توافق حملات هوایی جنگنده های سعودی به هیچیک از مناطق مسکونی در یمن متوقف نشده است. با وجود حملات هوایی گسترده سعودیها به شهروندان یمنی از یک سو و تحرکات گسترده مزدوران آنها در نقاط مختلف این کشور از سوی دیگر، مذاکرات صلح کویت در نهایت با موافقت احزاب و جریان های یمنی و در رأس آنها «أنصارالله» و «کنگره ملی» در کویت آغاز شد و هم اکنون نمایندگان «منصور هادی» رئیس جمهوری فراری و مستعفی یمن و احزاب و جریان های داخلی این کشور با یکدیگر در حال مذاکره هستند. تجربه یک سال گذشته این مسأله را به اثبات رسانده است که «منصور هادی» عنان اختیار خود را به دست شاه و شاهزادگان سعودی داده و هرگونه اراده تصمیم گیری در خصوص تحولات یمن را به آنها واگذار کرده است. استفعا از پست ریاست جمهوری و ایجاد خلأ سیاسی در کشور، درخواست از عربستان سعودی برای حمله نظامی به مردم بی گناه، کارشکنی های گسترده در مسیر حل سیاسی بحران یمن و پافشاری بر گزینه نظامی علیه مردم بی دفاع و در نهایت برکناری «خالد بحاح» و گماردن یک عنصر نزدیک به ریاض به جای او از جمله اقدامات منصور هادی طی یک سال گذشته بوده که هر کدام از آنها به تنهایی گواه بر سرسپردگی هادی به رژیم سعودی است. بنابراین، بسیار بعید به نظر می رسد که خودِ منصور هادی از اینکه به ابزاری در دستان سعودیها تبدیل شده است، بی اطلاع باشد. حمایت سعودیها از وی به عواملی بازمی گردد که از جمله آنها می توان به دو عامل اصلی اشاره کرد؛ ۱ـ مشروعیت بخشیدن به تجاوز نظامی آشکار علیه صدها هزار نفر از مردم بی گناه و القاء این اندیشه به افکار عمومی جهانیان که دخالت نظامی با درخواست رئیس جمهوری یمن صورت گرفته است؛ حال آنکه همه به خوبی می دانند که طبق قوانین بین المللی «منصور هادی» پس از استعفا از سِمَت خود چنین درخواستی را از عربستان سعودی داشته و در آن زمان اساسا حق مطرح ساختن چنین درخواستی را نداشته است. ۲ـ سعودیها به خوبی می دانند که در صورت تحقق خواسته دیرینه و البته تقریبا محال خود یعنی به زانو درآوردن مردم یمن و به زیر کشیدن جنبش «أنصارالله»، تنها گزینه ای که می تواند با تکیه زدن بر کرسی قدرت، خواسته های آنها را پیاده و طبق امیال آنها پیش برود در شرایط کنونی کسی نیست جز «منصور هادی». در نتیجه اگر سرسپردگی و وابستگی منصور هادی به رژیم سعودی را قبول کنیم، طرفی که در مقابل احزاب جریان های سیاسی یمن از جمله «أنصارالله» و «کنگره ملی» بر سَر میز مذاکره نشسته است، در ظاهر نمایندگان هادی محسوب می شوند و در حقیقت دستورات خود را از ریاض دریافت می کنند. حال این سؤال مطرح می شود که چه چیزی موجب شده تا مقامات سعودی با مذاکرات صلح موافقت کنند؟ واقعیت این است که مقامات سعودی با توجه به تحولات میدانی در یمن «مجبور» به موافقت با برگزاری مذاکرات صلح شدند. تحولات میدانی در یمن طی ۱۳ ماه گذشته طبق معادلات از پیش تعیین شده سعودیها پیش نرفت و آنگونه که آنها گمان می کردند، نتوانستند استان عدن را به تصرف خود درآورده و پروژه دو قطبی سازی «عدن ـ صنعاء» را کلید بزنند، بدین گونه که عدن را به عنوان پایتخت خود اعلام و صنعاء را نیز تا اطلاع ثانوی و فراهم شدن فرصتی مناسب برای اشغال آن، به یمنی ها واگذار کنند. از سوی دیگر، سعودیها هیچگاه پیش بینی نمی کردند که ارتش و نیروهای مردمی یمن توان و قدرت مقابله با آنها در مرزهای مشترک دو کشور را داشته باشند. به همین دلیل حملات خمپاره ای و بعضا موشکی ارتش و نیروهای مردمی یمن به پایگاه های سعودی به ویژه در مناطق مرزی «جیزان»، «نجران» و «عسیر» موج گسترده ای از نگرانی را در مقامات سعودی به وجود آورده است. حملات به مرزها از یک سو موجب ایجاد رعب و وحشت در شهروندان سعودی شده و از سوی دیگر روز به روز تلفات بیشتری را از نظامیان این رژیم می گیرد. در نتیجه، سلسله تحولات میدانی گذشته و کنونی یمن، سعودیها را علی رغم میل باطنی آنها به پای میز مذاکره کشانده تا به نوعی آرامش را در مرزهای مشترک خود با یمن برقرار سازند. علاوه بر این، سعودیها از مذاکرات به دنبال خروج آبرومند از باتلاق یمن هستند. آنها طی ۱۳ ماه گذشته موفق به تحقق هیچیک از اهداف از پیش تعیین شده خود در یمن نشدند؛ نه موفق به بازگرداندن «منصور هادی» به صحنه قدرت شدند و نه توانستند استان عدن را به تصرف خود درآورند. بر همین اساس، به نظر می رسد رژیم سعودی تلاش می کند حداقل برای رهایی از بار مالی سنگین عملیات نظامی وحشیانه در یمن در سایه بحران بی سابقه کسری بودجه، به نوعی توافق های احتمالی آینده را دستاویزی برای خروج آبرومندانه از باتلاق قرار دهد تا بدین ترتیب به افکار عمومی اینگونه القاء شود که رژیم سعودی پس از سلسله گفتگوهای یمنی ـ تصمیم به خروج از یمن گرفت و نه به دلیل سلسله شکست های متعددی که متحمل آنها شد. در این میان، موافقت احزاب داخلی یمن در مذاکرات صلح کویت نیز پس از آن اعلام شد که سازمان ملل نامه ای را به جنبش «أنصارالله» و حزب «کنگره» ملی تسلیم کرد. به گفته «محمد عبدالسلام» سخنگوی جنبش أنصارالله یمن، سازمان ملل در نامه ارسالی خود برای احزاب یمن در خصوص برخی مسائل مربوط به یمن توضیح و درباره برخی مسائل دیگر تضمین هایی را ارائه کرده است. باید منتظر ماند و دید آنها سازمان ملل می تواند مجری تضمین های ارائه شده به احزاب یمنی باشد یا خیر. آنگونه که در حال حاضر از روند مذاکرات برمیآید، به سختی می توان درنمای روشنی را برای آن متصور بود، چراکه آخرین گزارش ها حاکی از کارشکنی های نمایندگان «عبد ربه منصور هادی» ـ که در واقع از ریاض دستور می گیرند ـ در زمینه امضای توافق آتش بس دائمی است. اظهارات اخیر «محمد عبدالسلام» سخنگوی جنبش «أنصارالله» نیز خود به تنهایی گویای روند مذاکرات کنونی است. وی در این خصوص می گوید: «تداوم حملات هوایی عربستان سعودی به یمن و بمباران زیرساخت ها و منازل بیانگر این است که توقف حملات نظامی سعودی ها در یمن بی پایه و اساس است». عبدالسلام همچنین می افزاید: «روند رایزنی ها و مذاکرات حل بحران یمن در سایه تجاوزات سعودی ها تفاوتی نسبت به دوره قبل نداشته است». بر اساس آنچه که گفته شد، روند گفتگوهای کنونی برای برقراری صلح در یمن بر خلاف اظهارات «اسماعیل ولد الشیخ» که اعلام کرده بود بیش از پیش به صلح نزدیک شده ایم، مثبت ارزیابی نمی شود و طرف مقابل تنها با دو هدف از پیش تعیین شده بر سَر میز مذاکرات حاضر شده است؛ ۱ـ پیش بردن مذاکرات بر مبنای مذاکره برای مذاکره تا امتیازی به احزاب یمنی داده نشود. ۲ـ حصول توافقی بر سَر برقراری آرامش در مرزهای مشترک به منظور کاهش میزان تلفات نظامیان سعودی. |
| به گزارش جهان به نقل از مهر، مذاکرات صلح یمن در کویت در حالی از روز پنجشنبه هفته گذشته آغاز شد که حملات رژیم سعودی به مردم بی دفاع یمن طی ۱۳ماه گذشته حتی برای یک روز هم متوقف نشده است. سعودیها حتی به توافق آتش بسی که خود بارها از التزمشان به آن سخن گفتند، پایبند نماندند و همواره بر شدت حملات ددمنشانه به مناطق مسکونی یمن افزودند. در واقع در شرایط کنونی اگر از توافق آتش در یمن به عنوان «کاغذ پاره» یاد کنیم، گزاف نگفته ایم، چراکه پس از موافقت تمامی طرفها با این توافق حملات هوایی جنگنده های سعودی به هیچیک از مناطق مسکونی در یمن متوقف نشده است. با وجود حملات هوایی گسترده سعودیها به شهروندان یمنی از یک سو و تحرکات گسترده مزدوران آنها در نقاط مختلف این کشور از سوی دیگر، مذاکرات صلح کویت در نهایت با موافقت احزاب و جریان های یمنی و در رأس آنها «أنصارالله» و «کنگره ملی» در کویت آغاز شد و هم اکنون نمایندگان «منصور هادی» رئیس جمهوری فراری و مستعفی یمن و احزاب و جریان های داخلی این کشور با یکدیگر در حال مذاکره هستند. تجربه یک سال گذشته این مسأله را به اثبات رسانده است که «منصور هادی» عنان اختیار خود را به دست شاه و شاهزادگان سعودی داده و هرگونه اراده تصمیم گیری در خصوص تحولات یمن را به آنها واگذار کرده است. استفعا از پست ریاست جمهوری و ایجاد خلأ سیاسی در کشور، درخواست از عربستان سعودی برای حمله نظامی به مردم بی گناه، کارشکنی های گسترده در مسیر حل سیاسی بحران یمن و پافشاری بر گزینه نظامی علیه مردم بی دفاع و در نهایت برکناری «خالد بحاح» و گماردن یک عنصر نزدیک به ریاض به جای او از جمله اقدامات منصور هادی طی یک سال گذشته بوده که هر کدام از آنها به تنهایی گواه بر سرسپردگی هادی به رژیم سعودی است. بنابراین، بسیار بعید به نظر می رسد که خودِ منصور هادی از اینکه به ابزاری در دستان سعودیها تبدیل شده است، بی اطلاع باشد. حمایت سعودیها از وی به عواملی بازمی گردد که از جمله آنها می توان به دو عامل اصلی اشاره کرد؛ ۱ـ مشروعیت بخشیدن به تجاوز نظامی آشکار علیه صدها هزار نفر از مردم بی گناه و القاء این اندیشه به افکار عمومی جهانیان که دخالت نظامی با درخواست رئیس جمهوری یمن صورت گرفته است؛ حال آنکه همه به خوبی می دانند که طبق قوانین بین المللی «منصور هادی» پس از استعفا از سِمَت خود چنین درخواستی را از عربستان سعودی داشته و در آن زمان اساسا حق مطرح ساختن چنین درخواستی را نداشته است. ۲ـ سعودیها به خوبی می دانند که در صورت تحقق خواسته دیرینه و البته تقریبا محال خود یعنی به زانو درآوردن مردم یمن و به زیر کشیدن جنبش «أنصارالله»، تنها گزینه ای که می تواند با تکیه زدن بر کرسی قدرت، خواسته های آنها را پیاده و طبق امیال آنها پیش برود در شرایط کنونی کسی نیست جز «منصور هادی». در نتیجه اگر سرسپردگی و وابستگی منصور هادی به رژیم سعودی را قبول کنیم، طرفی که در مقابل احزاب جریان های سیاسی یمن از جمله «أنصارالله» و «کنگره ملی» بر سَر میز مذاکره نشسته است، در ظاهر نمایندگان هادی محسوب می شوند و در حقیقت دستورات خود را از ریاض دریافت می کنند. حال این سؤال مطرح می شود که چه چیزی موجب شده تا مقامات سعودی با مذاکرات صلح موافقت کنند؟ واقعیت این است که مقامات سعودی با توجه به تحولات میدانی در یمن «مجبور» به موافقت با برگزاری مذاکرات صلح شدند. تحولات میدانی در یمن طی ۱۳ ماه گذشته طبق معادلات از پیش تعیین شده سعودیها پیش نرفت و آنگونه که آنها گمان می کردند، نتوانستند استان عدن را به تصرف خود درآورده و پروژه دو قطبی سازی «عدن ـ صنعاء» را کلید بزنند، بدین گونه که عدن را به عنوان پایتخت خود اعلام و صنعاء را نیز تا اطلاع ثانوی و فراهم شدن فرصتی مناسب برای اشغال آن، به یمنی ها واگذار کنند. از سوی دیگر، سعودیها هیچگاه پیش بینی نمی کردند که ارتش و نیروهای مردمی یمن توان و قدرت مقابله با آنها در مرزهای مشترک دو کشور را داشته باشند. به همین دلیل حملات خمپاره ای و بعضا موشکی ارتش و نیروهای مردمی یمن به پایگاه های سعودی به ویژه در مناطق مرزی «جیزان»، «نجران» و «عسیر» موج گسترده ای از نگرانی را در مقامات سعودی به وجود آورده است. حملات به مرزها از یک سو موجب ایجاد رعب و وحشت در شهروندان سعودی شده و از سوی دیگر روز به روز تلفات بیشتری را از نظامیان این رژیم می گیرد. در نتیجه، سلسله تحولات میدانی گذشته و کنونی یمن، سعودیها را علی رغم میل باطنی آنها به پای میز مذاکره کشانده تا به نوعی آرامش را در مرزهای مشترک خود با یمن برقرار سازند. علاوه بر این، سعودیها از مذاکرات به دنبال خروج آبرومند از باتلاق یمن هستند. آنها طی ۱۳ ماه گذشته موفق به تحقق هیچیک از اهداف از پیش تعیین شده خود در یمن نشدند؛ نه موفق به بازگرداندن «منصور هادی» به صحنه قدرت شدند و نه توانستند استان عدن را به تصرف خود درآورند. بر همین اساس، به نظر می رسد رژیم سعودی تلاش می کند حداقل برای رهایی از بار مالی سنگین عملیات نظامی وحشیانه در یمن در سایه بحران بی سابقه کسری بودجه، به نوعی توافق های احتمالی آینده را دستاویزی برای خروج آبرومندانه از باتلاق قرار دهد تا بدین ترتیب به افکار عمومی اینگونه القاء شود که رژیم سعودی پس از سلسله گفتگوهای یمنی ـ تصمیم به خروج از یمن گرفت و نه به دلیل سلسله شکست های متعددی که متحمل آنها شد. در این میان، موافقت احزاب داخلی یمن در مذاکرات صلح کویت نیز پس از آن اعلام شد که سازمان ملل نامه ای را به جنبش «أنصارالله» و حزب «کنگره» ملی تسلیم کرد. به گفته «محمد عبدالسلام» سخنگوی جنبش أنصارالله یمن، سازمان ملل در نامه ارسالی خود برای احزاب یمن در خصوص برخی مسائل مربوط به یمن توضیح و درباره برخی مسائل دیگر تضمین هایی را ارائه کرده است. باید منتظر ماند و دید آنها سازمان ملل می تواند مجری تضمین های ارائه شده به احزاب یمنی باشد یا خیر. آنگونه که در حال حاضر از روند مذاکرات برمیآید، به سختی می توان درنمای روشنی را برای آن متصور بود، چراکه آخرین گزارش ها حاکی از کارشکنی های نمایندگان «عبد ربه منصور هادی» ـ که در واقع از ریاض دستور می گیرند ـ در زمینه امضای توافق آتش بس دائمی است. اظهارات اخیر «محمد عبدالسلام» سخنگوی جنبش «أنصارالله» نیز خود به تنهایی گویای روند مذاکرات کنونی است. وی در این خصوص می گوید: «تداوم حملات هوایی عربستان سعودی به یمن و بمباران زیرساخت ها و منازل بیانگر این است که توقف حملات نظامی سعودی ها در یمن بی پایه و اساس است». عبدالسلام همچنین می افزاید: «روند رایزنی ها و مذاکرات حل بحران یمن در سایه تجاوزات سعودی ها تفاوتی نسبت به دوره قبل نداشته است». بر اساس آنچه که گفته شد، روند گفتگوهای کنونی برای برقراری صلح در یمن بر خلاف اظهارات «اسماعیل ولد الشیخ» که اعلام کرده بود بیش از پیش به صلح نزدیک شده ایم، مثبت ارزیابی نمی شود و طرف مقابل تنها با دو هدف از پیش تعیین شده بر سَر میز مذاکرات حاضر شده است؛ ۱ـ پیش بردن مذاکرات بر مبنای مذاکره برای مذاکره تا امتیازی به احزاب یمنی داده نشود. ۲ـ حصول توافقی بر سَر برقراری آرامش در مرزهای مشترک به منظور کاهش میزان تلفات نظامیان سعودی. |
اهداف سعودیها از مذاکرات صلح
چراغ سبز شاهماهی نقل و انتقالات به پرسپولیس +تصویر
به گزارش ، مرتضی پورعلی گنجی با انتشار عکسی در صفحه خود عدد ۶ را نشان داده و این شاید به نوعی چراغ سبز به پرسپولیسیها باشد تا برانکو هم به خواسته اول فصل خود که حضور این بازیکن در تیمش بود، برسد.
.jpg)
۴۵۰
به گزارش ، مرتضی پورعلی گنجی با انتشار عکسی در صفحه خود عدد ۶ را نشان داده و این شاید به نوعی چراغ سبز به پرسپولیسیها باشد تا برانکو هم به خواسته اول فصل خود که حضور این بازیکن در تیمش بود، برسد.
(image)
۴۵۰
چراغ سبز شاهماهی نقل و انتقالات به پرسپولیس +تصویر
ساماندهی آژانسهای پایتخت
| به گزارش جهان به نقل از فارس، در جلسه امروز شورای شهر بررسی لایحه نحوه ساماندهی و مدییت موسسات اتومبیل کرایه شرکتهای مسافربری درونشهری توسط کمیسیون حمل و نقل و عمران برای بررسی به شورای شهر آورده شد.
احمد دنیامالی رییس کمیسیون حمل و نقل شورای شهر گفت: جلسات زیادی برای ساماندهی موسسات اتومبیل کرایه برگزار کرده و بند بند این پیشنهاد بررسی شده است. وی ادامه داد: با این حال پیشنهاد میشود جزییات این طرح در کمیسیونهای مختلف شورا بررسی شود تا مابقی کمیسیونها نیز نظرات خود را ارائه کنند. در ادامه جلسه مهدی چمران رییس شورای شهر تهران در این باره گفت: موضوع ساماندهی آژانسهای پایتخت دارای مسائل حقوقی است و باید کمیسیون حقوقی شورا نیز در این خصوص نظر دهند. وی یادآور شد: صنف موسسات کرایه مایل است که زیر نظر شهرداری به فعالیت خود ادامه دهد و حتی در دولت قبلی نیز اقداماتی صورت گرفت اما نهایتا آژانس زیر نظر اتحادیه مربوطه باقی ماندند . چمران در ادامه گفت: اگر قرار باشد آژانسها زیر نظر صنف مربوطه خود فعالیت نکنند، باید با وزارت بازرگانی هماهنگیهای لازم صورت گیرد. به گزارش فارس، لایحه نحوه ساماندهی و مدیریت موسسات اتومبیل کرایه (آژانسها) و شرکتهای مسافربری درون شهری به مدت دو هفته به کمیسیونهای مختلف شورای شهر ارجاع داده شد تا بررسیهای نهایی صورت گیرد. |
| به گزارش جهان به نقل از فارس، در جلسه امروز شورای شهر بررسی لایحه نحوه ساماندهی و مدییت موسسات اتومبیل کرایه شرکتهای مسافربری درونشهری توسط کمیسیون حمل و نقل و عمران برای بررسی به شورای شهر آورده شد.
احمد دنیامالی رییس کمیسیون حمل و نقل شورای شهر گفت: جلسات زیادی برای ساماندهی موسسات اتومبیل کرایه برگزار کرده و بند بند این پیشنهاد بررسی شده است. وی ادامه داد: با این حال پیشنهاد میشود جزییات این طرح در کمیسیونهای مختلف شورا بررسی شود تا مابقی کمیسیونها نیز نظرات خود را ارائه کنند. در ادامه جلسه مهدی چمران رییس شورای شهر تهران در این باره گفت: موضوع ساماندهی آژانسهای پایتخت دارای مسائل حقوقی است و باید کمیسیون حقوقی شورا نیز در این خصوص نظر دهند. وی یادآور شد: صنف موسسات کرایه مایل است که زیر نظر شهرداری به فعالیت خود ادامه دهد و حتی در دولت قبلی نیز اقداماتی صورت گرفت اما نهایتا آژانس زیر نظر اتحادیه مربوطه باقی ماندند . چمران در ادامه گفت: اگر قرار باشد آژانسها زیر نظر صنف مربوطه خود فعالیت نکنند، باید با وزارت بازرگانی هماهنگیهای لازم صورت گیرد. به گزارش فارس، لایحه نحوه ساماندهی و مدیریت موسسات اتومبیل کرایه (آژانسها) و شرکتهای مسافربری درون شهری به مدت دو هفته به کمیسیونهای مختلف شورای شهر ارجاع داده شد تا بررسیهای نهایی صورت گیرد. |
ساماندهی آژانسهای پایتخت
تابوت چارلی چاپلین بعد از نبش قبر توسط سارقین +تصویر
جسد چارلی چاپلین در سال ۱۹۷۸ به همراه تابوتش از خاک خارج شد و توسط دو مرد که در ازای بازگرداندن جسد از وکیل چاپلین تقاضای دریافت پول داشتند، در یک مزرعه ذرت دفن شد. جسد از گورستان دهکده ای در سوئیس که چاپلین ۲۵ سال آخر عمر خود را در آنجا گذرانده بود ربوده شده بود و پس از سه ماه، با دستگیری جنازه دزدها (دو مهاجر از بلغارستان و لهستان) به همانجا بازگشت. ولی این بار تابوت او را از بتن مسلح ساختند. گورکن دهکده که بار اول دزدیده شدن جسد را کشف کرده بود می گوید دیگر امکان ندارد که جسدش را در نیمه شب بدزدند. او می گوید: “برای این کار احتیاج به یک مته بادی خواهید داشت و سر و صدای زیادی به پا خواهید کرد.”
جسد چارلی چاپلین در سال ۱۹۷۸ به همراه تابوتش از خاک خارج شد و توسط دو مرد که در ازای بازگرداندن جسد از وکیل چاپلین تقاضای دریافت پول داشتند، در یک مزرعه ذرت دفن شد. جسد از گورستان دهکده ای در سوئیس که چاپلین ۲۵ سال آخر عمر خود را در آنجا گذرانده بود ربوده شده بود و پس از سه ماه، با دستگیری جنازه دزدها (دو مهاجر از بلغارستان و لهستان) به همانجا بازگشت. ولی این بار تابوت او را از بتن مسلح ساختند. گورکن دهکده که بار اول دزدیده شدن جسد را کشف کرده بود می گوید دیگر امکان ندارد که جسدش را در نیمه شب بدزدند. او می گوید: “برای این کار احتیاج به یک مته بادی خواهید داشت و سر و صدای زیادی به پا خواهید کرد.”
تابوت چارلی چاپلین بعد از نبش قبر توسط سارقین +تصویر
روایتی از تعویض اتفاقی دو پرچم پشت ظریف و کری!
| به گزارش جهان، سیراقدامات معنادار دیپلماتهای دولت یازدهم در عادی سازی تعامل با امریکا و فتح سنگر به سنگر خطوط قرمز همچنان ادامه دارد.
در جریان سفر ظریف به آمریکا برای شرکت در اجلاس تغییرات آب و هوا، او با کری درباره تحولات پس از اجرای برجام دیدار کرد. دیدارهای گاه و بیگاهی که طی دوسال گذشته دیگر به مسالهای عادی و روتین تبدیل شده است. اما در دیدار اخیر وزرای خارجه ایران و آمریکا در نیویورک، جایگاه دو دیپلمات ارشد که میبایست در برابر پرچم کشور خودشان میایستادند، تعویض شد. مسالهای که در عرف دیپلماتیک به گامی در راستای «حل مشکلات بین دو دولت» «بهبود روابط» تعبیر می شود. این اقدام و همزمانی آن با با بدعهدیهای امریکا پس از برجام با انتقادهای گسترده ای روبرو شد. چند روز بعد عراقچی در توضیح این مساله گفت: «تا جایی که میدانم و من آنجا بودم هیچ برنامه ی از پیش تعیین شده ای نبود. وزیران خارجه قبل از ایستادن مقابل پرچمها کوتاه یکدیگر را دیدند و سپس آمدند و مقابل پرچمها ایستادند. در ملاقات دوم دقت شد تا وزرا در جای خود قرار گیرند.» ادعای عراقچی در حالی است که خبرنگار شبکه «سی بی اس» در سازمان ملل متحد، چند دقیقه قبل از این دیدار خبر داده بود وزرای خارجه دو کشور مقابل پرچم های یکدیگر خواهند ایستاد. اما این اولین بار نبود که «اقدامات معنادار» و «تابوشکنانه» دیپلماتهای ایرانی حاشیه ساز میشود، بلکه اقداماتی از این دست هرچند وقت یکبار رخ میدهد و هربار هم پس از مانور رسانهای روی آن و استفاده سیاسی طرفین؛ در پاسخبه انتقادها آن را «رخدادی اتفاقی» معرفی میکنند. در گزارش سایت اطلاعرسانی دولت آمده بود «در این گفت وگوی تلفنی، دو طرف بر اراده سیاسی برای حل سریع مساله هسته ای تاکید کرده و زمینه را برای حل موضوعات دیگر و همکاری در مسائل منطقه ای مورد توجه قرار داده و وزرای امور خارجه خود را مامور کردند تا زمینه همکاری های لازم را هر چه زودتر فراهم آورند.»
سه روز پس از این اقدام و در حالیکه در تهران حسن روحانی رییس جمهور کشورمان به اکبر ترکان مشاور خود دستور داده بود راههای راه اندازی پرواز مستقیم ایران و آمریکا را بررسی کند ، تتها دو روز پس از گفتگوی تلفنی آقای روحاتی با رییس جمهور امریکا، در آن سوی دنیا اوباما در دیدار با نخست وزیر رژِیم صهیونیستی تاکید می کند که همچنان گزینه نظامی روی میز است و هیچ تغییری در سیاست های امریکا در قبال ایران به وجود نبامده است. اما طرفین هیچوقت معلوم نکردند واقعا کدام طرف درخواست این مکالمه تلفنی را مطرح کرده است، ایرانی ها آمریکایی ها و آنها هم هیات ایرانی را درخواست کننده معرفی کردند تا نهایتا این مساله یک رخداد اتفاقی لقب بگیرد. ظریف در اتوضیح چرایی این اقدام گفت به دو دلیل عدم وجود حیاط یا باغ در هتل و حضور خبرنگاران در اطراف هتل، وزرای خارجه تصمیم گرفتند بدون حاشیه و برای خارج کردن مذاکرات از حالت نسبتا تنش آلود، دقایقی با یکدیگر پیاده روی کنند. ظریف همچنین درباره حاشیه های این پیاده روی هم گفت: «وقتی از هتل قصد خروج داشتیم، حضور تعداد زیادی از خبرنگاران را در درب هتل برای شروع حاشیهسازی احساس کردیم اما فکر کردم اگر در این شرایط برگردم نقطه ضعفی را به طرف مقابل نشان خواهم داد که اصلا در شأن مردم ایران نیست . وزیر خارجه آمریکا به من گفت اگر ناراحتی میتوانی برگردی که من به او پاسخ منفی دادم. این قدم زدن نه به معنای رفاقت است نه به معنای صمیمیت. بلکه صرفا برای عوض کردن فضای بسیار متشنج بحثی بود که در آن منافع ملی کشورم پیگیری میشد.» دست دادن اتفاقی با اوباما بلومبرگ نوشت: « سرانجام دست دادن اوباما اتفاق افتاد، اما نه با حسن روحانی! در حالی که با آغاز مجمع عمومی سازمان ملل، گمانه زنی ها درباره دیدار و مصافحه روحانی و اوباما که به نوعی بیانگرموفقیت توافق هسته ای قلمداد می شد، مطرح بود اما سرانجام این محمد جواد ظریف بود که به گفته یکی از مسئولان دولت آمریکا که خواست به دلیل حساست موضوع نامش فاش نشود، لذت این ژست تاریخی را تجربه کرد!» چند ساعت پس از انتشار این خبر، دیگر رسانهها نیز به نقل از منابع خود این خبر را تایید کردند. دست دادن و خوش و بش ظریف و اوباما با انتقادهای گستردهای در داخل کشور روبرو شد اما هواداران دولت سعی کردند این مساله را امری اتفاقی و تصادفی معرفی کنند. سایتهای حامی دولت نیز به نقل از یک منبع نزدیک به هیأت ایرانی مدعی شدند: «وزیر امور خارجه کشورمان که در حال خروج از سالن مجمع عمومی سازمان ملل بود به طور اتفاقی با باراک اوباما و جان کری که در حال ورود به محل مجمع بودند، رو به رو شد و احوالپرسی کرد و دست داد.» ظریف نیز در گفتگو با خبرنگار صدا و سیما گفت: دوستانی که تهمت زدند، توهین کردند آنها هم حساب کار خودشان را با خدا خواهند کرد. حجتالاسلام رسایی پس از انتشار این خبر در نطقی در مجلس در اعتراض به اتفاقی خواندن این اتفاق گفت: ۲ سال قبل دولت گفت به طور اتفاقی آقای روحانی با اوباما تلفنی صحبت کرد، سال قبل گفتند به طور اتفاقی ظریف با «جان کری» وزیر امور خارجه آمریکا نیم ساعت قدم زده است، امسال گفتند به طور اتفاقی آقای ظریف و اوباما رئیسجمهور آمریکا مواجه شدند و با هم دست دادند، حتما سال آینده میگویند به طور اتفاقی پریدند بغل هم و روبوسی کردند. ظریف مدتی بعد در گفتگو با یک نشریه آمریکایی درینباره گفت: «این برای رئیس یک نظام معمول نیست که برای دست دادن با یک وزیر خارجی، برنامهریزی کند. اوباما دو ساعت قبل از آن در مجمع عمومی سخنرانی کرده بود و من انتظار نداشتم ببینم که وی به سالن عمومی سازمان بازگردد…در حال بیرون رفتن بودم که به دلیلی که از آن اطلاع ندارم، اوباما وارد سالن مجمع عمومی شد و ما اتفاقا با هم روبرو شدیم، چه این صحبت مرا ضبط کنید و چه نه، باز هم میگویم که این یک تصادف بود.» رجانیوز آن موقع در گزارشی در اینباره نوشت: « تلاش امریکا برای شکستن وجهه انقلابی ایران در افکار عمومی جهان و تبلیغ همراه شدن بزرگترین مخالف «شیطان بزرگ» با سیاستهای او در دنیا، راهبردی است که دولت اوباما با قدرت هر چه تمام تر به دنبال القاء آن در افکار عمومی دنیاست، راهبردی که البته اوباما در سخنرانی خود در سازمان ملل نیز آن را پیگیری کرد و با اشاره غیر مستقیم به عدم تکمین جمهوری اسلامی به هژمون امریکا در سطح جهان اعلام کرد: «همه دولت ها اگر با نظم جهانی همراه شوند به نفع خودشان و ملت هاست.»حال وزیر امور خارجه بزرگترین کشور مخالف با نظم جهانی به سبک امریکا، در حاشیه سازمان ملل و به بهانه ساختگی «اتفاقی بودن» با اوباما دیدار میکند، احوالپرسی کرده و سرانجام دست میدهد، تا این پازل ارسال این پیام امریکایی به جهان را که تلاش دارد چهرهای مذبذب از جمهوری اسلامی به نمایش بگذارد، تکمیل کند.» چوب حراج بر وجهه ضد استکباری انقلاب اسلامی جالبتر آنکه این اتفاقاتِ اتفاقی هر روز تعدادشان رو به فزونی است؛ تعدد تماسهای اتفاقی، رودرروشدن های اتفاقی و امثالهم جای تردیدی باقی نمیگذارد که این رخدادها نه اتفاقی بلکه هدفمند است. دولت کدخدامحور یازدهم از ابدای روی کارآمدن خود کوشیده امریکا را از جایگاه «دشمن» و «شیطان بزرگ» و «ام الفساد قرن» بودن به پایین کشیده وبه «رقیبی قابل تعامل» تبدیل کند. هرچندوقت یکبار نیز این رخدادهای اتفاقی و نشست و برخاستها نیز رخ می دهد تا خط قرمزی دیگر نقض شود و دولتمردانی که از دکمه های بمب آمریکا می ترسند به طرف مقابل اثبات کنند؛ این جمهوری اسلامی دیگر آن جمهوری اسلامی سابق نیست. مساله ای که رهبرانقلاب نیز آفات آن را اینگونه گوشزد کردند: «این، یک تجربهی ذیقیمت دیگر برای همه بود که متوجه شویم نشست و برخاست و حرف زدن با آمریکایی ها، مطلقاً تأثیری در کم کردن دشمنی آنها ندارد و بدون فایده است. این کار ما را در افکار عمومی ملتها و دولتها به تذبذب متهم میکند و غربیها با تبلیغات عظیم خودشان، جمهوری اسلامی را دچار انفعال و دو گانگی جلوه میدهند. تا وقتی وضع کنونی یعنی دشمنی امریکا و اظهارات خصمانه دولت و کنگره آمریکا درباره ایران ادامه دارد تعامل با آنها نیز هیچ وجهی ندارد.» |
| به گزارش جهان، سیراقدامات معنادار دیپلماتهای دولت یازدهم در عادی سازی تعامل با امریکا و فتح سنگر به سنگر خطوط قرمز همچنان ادامه دارد.
در جریان سفر ظریف به آمریکا برای شرکت در اجلاس تغییرات آب و هوا، او با کری درباره تحولات پس از اجرای برجام دیدار کرد. دیدارهای گاه و بیگاهی که طی دوسال گذشته دیگر به مسالهای عادی و روتین تبدیل شده است. اما در دیدار اخیر وزرای خارجه ایران و آمریکا در نیویورک، جایگاه دو دیپلمات ارشد که میبایست در برابر پرچم کشور خودشان میایستادند، تعویض شد. مسالهای که در عرف دیپلماتیک به گامی در راستای «حل مشکلات بین دو دولت» «بهبود روابط» تعبیر می شود. این اقدام و همزمانی آن با با بدعهدیهای امریکا پس از برجام با انتقادهای گسترده ای روبرو شد. چند روز بعد عراقچی در توضیح این مساله گفت: «تا جایی که میدانم و من آنجا بودم هیچ برنامه ی از پیش تعیین شده ای نبود. وزیران خارجه قبل از ایستادن مقابل پرچمها کوتاه یکدیگر را دیدند و سپس آمدند و مقابل پرچمها ایستادند. در ملاقات دوم دقت شد تا وزرا در جای خود قرار گیرند.» ادعای عراقچی در حالی است که خبرنگار شبکه «سی بی اس» در سازمان ملل متحد، چند دقیقه قبل از این دیدار خبر داده بود وزرای خارجه دو کشور مقابل پرچم های یکدیگر خواهند ایستاد. اما این اولین بار نبود که «اقدامات معنادار» و «تابوشکنانه» دیپلماتهای ایرانی حاشیه ساز میشود، بلکه اقداماتی از این دست هرچند وقت یکبار رخ میدهد و هربار هم پس از مانور رسانهای روی آن و استفاده سیاسی طرفین؛ در پاسخبه انتقادها آن را «رخدادی اتفاقی» معرفی میکنند. در گزارش سایت اطلاعرسانی دولت آمده بود «در این گفت وگوی تلفنی، دو طرف بر اراده سیاسی برای حل سریع مساله هسته ای تاکید کرده و زمینه را برای حل موضوعات دیگر و همکاری در مسائل منطقه ای مورد توجه قرار داده و وزرای امور خارجه خود را مامور کردند تا زمینه همکاری های لازم را هر چه زودتر فراهم آورند.»
سه روز پس از این اقدام و در حالیکه در تهران حسن روحانی رییس جمهور کشورمان به اکبر ترکان مشاور خود دستور داده بود راههای راه اندازی پرواز مستقیم ایران و آمریکا را بررسی کند ، تتها دو روز پس از گفتگوی تلفنی آقای روحاتی با رییس جمهور امریکا، در آن سوی دنیا اوباما در دیدار با نخست وزیر رژِیم صهیونیستی تاکید می کند که همچنان گزینه نظامی روی میز است و هیچ تغییری در سیاست های امریکا در قبال ایران به وجود نبامده است. اما طرفین هیچوقت معلوم نکردند واقعا کدام طرف درخواست این مکالمه تلفنی را مطرح کرده است، ایرانی ها آمریکایی ها و آنها هم هیات ایرانی را درخواست کننده معرفی کردند تا نهایتا این مساله یک رخداد اتفاقی لقب بگیرد. ظریف در اتوضیح چرایی این اقدام گفت به دو دلیل عدم وجود حیاط یا باغ در هتل و حضور خبرنگاران در اطراف هتل، وزرای خارجه تصمیم گرفتند بدون حاشیه و برای خارج کردن مذاکرات از حالت نسبتا تنش آلود، دقایقی با یکدیگر پیاده روی کنند. ظریف همچنین درباره حاشیه های این پیاده روی هم گفت: «وقتی از هتل قصد خروج داشتیم، حضور تعداد زیادی از خبرنگاران را در درب هتل برای شروع حاشیهسازی احساس کردیم اما فکر کردم اگر در این شرایط برگردم نقطه ضعفی را به طرف مقابل نشان خواهم داد که اصلا در شأن مردم ایران نیست . وزیر خارجه آمریکا به من گفت اگر ناراحتی میتوانی برگردی که من به او پاسخ منفی دادم. این قدم زدن نه به معنای رفاقت است نه به معنای صمیمیت. بلکه صرفا برای عوض کردن فضای بسیار متشنج بحثی بود که در آن منافع ملی کشورم پیگیری میشد.» دست دادن اتفاقی با اوباما بلومبرگ نوشت: « سرانجام دست دادن اوباما اتفاق افتاد، اما نه با حسن روحانی! در حالی که با آغاز مجمع عمومی سازمان ملل، گمانه زنی ها درباره دیدار و مصافحه روحانی و اوباما که به نوعی بیانگرموفقیت توافق هسته ای قلمداد می شد، مطرح بود اما سرانجام این محمد جواد ظریف بود که به گفته یکی از مسئولان دولت آمریکا که خواست به دلیل حساست موضوع نامش فاش نشود، لذت این ژست تاریخی را تجربه کرد!» چند ساعت پس از انتشار این خبر، دیگر رسانهها نیز به نقل از منابع خود این خبر را تایید کردند. دست دادن و خوش و بش ظریف و اوباما با انتقادهای گستردهای در داخل کشور روبرو شد اما هواداران دولت سعی کردند این مساله را امری اتفاقی و تصادفی معرفی کنند. سایتهای حامی دولت نیز به نقل از یک منبع نزدیک به هیأت ایرانی مدعی شدند: «وزیر امور خارجه کشورمان که در حال خروج از سالن مجمع عمومی سازمان ملل بود به طور اتفاقی با باراک اوباما و جان کری که در حال ورود به محل مجمع بودند، رو به رو شد و احوالپرسی کرد و دست داد.» ظریف نیز در گفتگو با خبرنگار صدا و سیما گفت: دوستانی که تهمت زدند، توهین کردند آنها هم حساب کار خودشان را با خدا خواهند کرد. حجتالاسلام رسایی پس از انتشار این خبر در نطقی در مجلس در اعتراض به اتفاقی خواندن این اتفاق گفت: ۲ سال قبل دولت گفت به طور اتفاقی آقای روحانی با اوباما تلفنی صحبت کرد، سال قبل گفتند به طور اتفاقی ظریف با «جان کری» وزیر امور خارجه آمریکا نیم ساعت قدم زده است، امسال گفتند به طور اتفاقی آقای ظریف و اوباما رئیسجمهور آمریکا مواجه شدند و با هم دست دادند، حتما سال آینده میگویند به طور اتفاقی پریدند بغل هم و روبوسی کردند. ظریف مدتی بعد در گفتگو با یک نشریه آمریکایی درینباره گفت: «این برای رئیس یک نظام معمول نیست که برای دست دادن با یک وزیر خارجی، برنامهریزی کند. اوباما دو ساعت قبل از آن در مجمع عمومی سخنرانی کرده بود و من انتظار نداشتم ببینم که وی به سالن عمومی سازمان بازگردد…در حال بیرون رفتن بودم که به دلیلی که از آن اطلاع ندارم، اوباما وارد سالن مجمع عمومی شد و ما اتفاقا با هم روبرو شدیم، چه این صحبت مرا ضبط کنید و چه نه، باز هم میگویم که این یک تصادف بود.» رجانیوز آن موقع در گزارشی در اینباره نوشت: « تلاش امریکا برای شکستن وجهه انقلابی ایران در افکار عمومی جهان و تبلیغ همراه شدن بزرگترین مخالف «شیطان بزرگ» با سیاستهای او در دنیا، راهبردی است که دولت اوباما با قدرت هر چه تمام تر به دنبال القاء آن در افکار عمومی دنیاست، راهبردی که البته اوباما در سخنرانی خود در سازمان ملل نیز آن را پیگیری کرد و با اشاره غیر مستقیم به عدم تکمین جمهوری اسلامی به هژمون امریکا در سطح جهان اعلام کرد: «همه دولت ها اگر با نظم جهانی همراه شوند به نفع خودشان و ملت هاست.»حال وزیر امور خارجه بزرگترین کشور مخالف با نظم جهانی به سبک امریکا، در حاشیه سازمان ملل و به بهانه ساختگی «اتفاقی بودن» با اوباما دیدار میکند، احوالپرسی کرده و سرانجام دست میدهد، تا این پازل ارسال این پیام امریکایی به جهان را که تلاش دارد چهرهای مذبذب از جمهوری اسلامی به نمایش بگذارد، تکمیل کند.» چوب حراج بر وجهه ضد استکباری انقلاب اسلامی جالبتر آنکه این اتفاقاتِ اتفاقی هر روز تعدادشان رو به فزونی است؛ تعدد تماسهای اتفاقی، رودرروشدن های اتفاقی و امثالهم جای تردیدی باقی نمیگذارد که این رخدادها نه اتفاقی بلکه هدفمند است. دولت کدخدامحور یازدهم از ابدای روی کارآمدن خود کوشیده امریکا را از جایگاه «دشمن» و «شیطان بزرگ» و «ام الفساد قرن» بودن به پایین کشیده وبه «رقیبی قابل تعامل» تبدیل کند. هرچندوقت یکبار نیز این رخدادهای اتفاقی و نشست و برخاستها نیز رخ می دهد تا خط قرمزی دیگر نقض شود و دولتمردانی که از دکمه های بمب آمریکا می ترسند به طرف مقابل اثبات کنند؛ این جمهوری اسلامی دیگر آن جمهوری اسلامی سابق نیست. مساله ای که رهبرانقلاب نیز آفات آن را اینگونه گوشزد کردند: «این، یک تجربهی ذیقیمت دیگر برای همه بود که متوجه شویم نشست و برخاست و حرف زدن با آمریکایی ها، مطلقاً تأثیری در کم کردن دشمنی آنها ندارد و بدون فایده است. این کار ما را در افکار عمومی ملتها و دولتها به تذبذب متهم میکند و غربیها با تبلیغات عظیم خودشان، جمهوری اسلامی را دچار انفعال و دو گانگی جلوه میدهند. تا وقتی وضع کنونی یعنی دشمنی امریکا و اظهارات خصمانه دولت و کنگره آمریکا درباره ایران ادامه دارد تعامل با آنها نیز هیچ وجهی ندارد.» |
روایتی از تعویض اتفاقی دو پرچم پشت ظریف و کری!