شاه ماهی نقل و انتقالات از دست پرید+تصویر

شاه ماهی نقل و انتقالات از دست پرید+تصویر

کاوه رضایی در حال قطعی کردن قرارداد خود با یک تیم قطری است و پیوستن این بازیکن به سرخابی های پایتخت منتفی شد.
کاوه رضایی مهاجم جوان تیم فوتبال ذوب آهن پس از درخشش در ترکیب این تیم و دعوت به اردوی تیم ملی ، در راه رفتن به باشگاه پرسپولیس بود که با پیشنهاد یک تیم قطری روبرو شد و قرار است رضایی فوتبال خود را در قطر ادامه دهد.
برانکو برای جانشینی مهدی طارمی ، روی رضایی حساب ویژه‌ای باز کرده بود اما به نظر می‌رسد، تیر پرسپولیسی ها به سنگ خورده و می بایست برای جایگزینی طارمی ، معهاجم دیگری را پیدا کنند.

حال خبر می رسد ، رضایی با یک تیم قطری به توافق نهایی دست یافته و پس از فینال جام حذفی به این تیم می پیوندد.

هنوز نام این تیم قطری افشا نشده اما شنیده ها حاکی از آن است که تیم های لخویا و الخریطات خواستار جذب کاوه رضایی هستند.

شاه ماهی نقل و انتقالات از دست پرید+تصویر

کاوه رضایی در حال قطعی کردن قرارداد خود با یک تیم قطری است و پیوستن این بازیکن به سرخابی های پایتخت منتفی شد.
کاوه رضایی مهاجم جوان تیم فوتبال ذوب آهن پس از درخشش در ترکیب این تیم و دعوت به اردوی تیم ملی ، در راه رفتن به باشگاه پرسپولیس بود که با پیشنهاد یک تیم قطری روبرو شد و قرار است رضایی فوتبال خود را در قطر ادامه دهد.
برانکو برای جانشینی مهدی طارمی ، روی رضایی حساب ویژه‌ای باز کرده بود اما به نظر می‌رسد، تیر پرسپولیسی ها به سنگ خورده و می بایست برای جایگزینی طارمی ، معهاجم دیگری را پیدا کنند.

حال خبر می رسد ، رضایی با یک تیم قطری به توافق نهایی دست یافته و پس از فینال جام حذفی به این تیم می پیوندد.

هنوز نام این تیم قطری افشا نشده اما شنیده ها حاکی از آن است که تیم های لخویا و الخریطات خواستار جذب کاوه رضایی هستند.

شاه ماهی نقل و انتقالات از دست پرید+تصویر

آهنگ جدید

غافلگیری عوامل «ایستاده در غبار» از یک خبر

غافلگیری عوامل «ایستاده در غبار» از یک خبر

به گزارش جهان به نقل از مهر، «ایستاده در غبار» نام فیلمی به کارگردانی محمدحسین مهدویان سینماگر جوان است که سال گذشته در سی و چهارمین جشنواره فیلم فجر توانست سیمرغ بهترین فیلم را از آن خود کند. این فیلم مخاطب را با واقعیت های صادقانه و مستندی از زندگی سردار حاج احمد متوسلیان رو به رو کرد و به دلیل پرداخت قوی و موفق در محتوا و ساختار با نظر مثبت مردم و منتقدان هر دو مواجه شد.
 
سردار حاج احمد متوسلیان و ۳ دیپلمات ایرانی دیگر در ۱۴ تیرماه سال ۶۱ در مسیر سفارت ایران در بیروت بودند که در یک پست بازرسی توسط یک گروه شبه نظامیان فالانژ، ربوده شدند و بعدها طبق خبرهای رسمی و غیررسمی بیان شد که به رژیم صهیونیستی تحویل داده شده اند و در خبرهای دیگری هم نقل شد که این دیپلمات ها به دست رژیم صهیونیستی شهید شده اند.
 
ولی امروز سوم خرداد ماه در خبرهایی منتشر شد که سید حسن نصرالله درباره ۴ دیپلمات ایرانی گفته است: «نشانه‌ هایی وجود دارد که دیپلمات های ایرانی در زندان های رژیم صهیونیستی به سر می‌‌برند. اسرائیل در گزارش خود ادعا می‌کند که چهار دیپلمات ایرانی توسط فالانژ‌ها ربوده شده و به دست این نیروها کشته شدند و اجساد آنان دفن شده است. اسرائیل دشمن ما است و ما نمی توانیم به گزارش های آن اعتماد کنیم. همانطور که اسرائیلی‌‌ها در گذشته هم حضور بعضی اسیران در زندان های خود را تکذیب می‌کردند، اما مشخص شد که این اسیران در زندان های این رژیم بوده ‌اند.»
 
در آخرین خبر امروز سردار حسین دهقان وزیر دفاع ایران به یک خبرگزاری اعلام کرد که «ادعای ما این است که این ها زنده و در اسارت رژیم صهیونیستی هستند و مدارکی دال بر این موضوع وجود دارد. آنها مسئولیت سلامت و امنیت چهار دیپلمات را باید بر عهده بگیرند و هم از لحاظ حقوقی و هم از لحاظ سیاسی دنبال می‌کنیم تا بتوانیم اینان را آزاد کنیم. دولت این مسئله را پیگیری خواهد کرد.»
 
خبرگزاری مهر بر این اساس گفتگویی با حبیب والی نژاد تهیه کننده و محمدحسین مهدویان کارگردان فیلم «ایستاده در غبار» انجام داد که هر دو خوشحالی و البته شگفتی خود را از این اتفاق اعلام کردند.
 
حبیب والی نژاد تهیه کننده فیلم «ایستاده در غبار» درباره خبری که امروز درباره زنده بودن حاج احمد متوسلیان توسط سردار حسین دهقان وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح اعلام شد به خبرنگار مهر گفت: مرحله به مرحله ساخت فیلم «ایستاده در غبار» برای ما به نوعی زندگی کردن با شخصیت حاج احمد متوسلیان بود یعنی از زمان پیش تولید تا تولید و حتی در زمان اکران همه عوامل این فیلم با شخصیت او زندگی کردند.
 
سال ها با چنین خبرهایی زندگی کردیم
 
وی درباره اینکه با شنیدن این خبر چه واکنشی داشته و چقدر برایش باورپذیر بوده است، ادامه داد: این خبر بخش مهم اتفاقاتی بود که ما با این فیلم زندگی کردیم. ما امروز درگیر جلسه ای برای تصویب زمان اکران فیلم بودیم که یک نفر این خبر را به من داد. اتفاقا من همان ابتدا باور کردم چون ما به دنبال این خبرها هستیم و سال ها با چنین خبرهایی زندگی کردیم.
 
والی نژاد با اشاره به اینکه با شنیدن این خبر بیشتر به مادر سردار احمد متوسلیان فکر کرده است، گفت: انتظاری که مادر حاج احمد در این ۳۴ سال کشید برای من از همه مهمتر بود و حتی یک بار در زمان نمایش فیلم برای او، احساس کردم که چه رنجی را سال ها تحمل کرده است. او ۳۴ سال است که منتظر شنیدن خبر بازگشت حاج احمد است و لحظه ای که من به عنوان سازنده این فیلم این خبر را شنیدم برایم بسیار جذاب و خوشحال کننده بود. بنابراین در این لحظه تنها به احساس مادر حاج احمد فکر می کردم.
 
 او با بازگشتش امید را زنده می کند
 
وی با اشاره به اینکه با شنیدن این خبر در ابتدا شوکه شده است، عنوان کرد: ما در فیلم «ایستاده در غبار» حاج احمد را به عنوان یک قهرمان ملی معرفی کردیم و حالا فکر می کنم او که بخش مهمی از تاریخ این کشور است، بازمی گردد و به این ترتیب امید را زنده می کند. زنده شدن این امید برای من اهمیت بسیاری دارد. ما برای او فیلم ساختیم و حالا سوژه اصلی خودش زنده است.
 
تهیه کننده فیلم «ایستاده در غبار» در پایان سخنانش گفت: همانطور که گفتم همه عوامل فیلم از شروع این پروژه با حاج احمد زندگی کردند و ما از روی باور فیلم را ساختیم و حالا هم خود را به این فیلم سپردیم.
 
تصور حضور حاج احمد متوسلیان در ایران و تماشای فیلم
 
محمدحسین مهدویان کارگردان فیلم «ایستاده در غبار» نیز در سخنانی درباره شنیدن خبر زنده بودن سردار حاج احمد متوسلیان به خبرنگار مهر بیان کرد: من صبح مناظر نتیجه جلسه امروز شورای صنفی نمایش برای قطعی کردن زمان اکران فیلم بودم که هادی حجازی فر بازیگر فیلم به من زنگ زد و این خبر را داد و فکر کردم این اتفاق بسیار خاص است.
 
وی ادامه داد: بعد از آن، این خبر همه ذهن من را به خود مشغول کرد و حتی فانتزی هایی هم در ذهنم شکل گرفت که اگر او این فیلم را ببیند چه اتفاقی رخ می دهد.
 
مهدویان با اشاره به هدف از ساخت فیلم «ایستاده در غبار» عنوان کرد: ما دوست داشتیم این فیلم یک پیوست فرهنگی باشد و نوعی جریان سازی به همراه داشته باشد. با این حال بعد از شنیدن این خبر نوعی نگرانی در من پیدا شد. تصور من از سردار حاج احمد متوسلیان همیشه خاص بوده است و با این خبر به عکس العمل های او بعد از دیدن فیلم فکر می کردم. اینکه شاید با دیدن فیلم به سمت ما هم چنگال پرتاب کند (می خندد) و بگوید این چه فیلمی است که ساخته اید.
 
آرزو برای بازگشت هر چه زودتر سردار متوسلیان به ایران
 
کارگردان فیلم «ایستاده در غبار» با بیان اینکه آرزو دارد هرچه زودتر سردار متوسلیان بازگردد، تصریح کرد: من دعا می کنم هرچه زودتر وضعیت حاج احمد مشخص شود و او آزاد شود. آرزوی من این است که در چند هفته ای که این فیلم در اکران خواهد بود و قبل از پایان اکران سردار متوسلیان آزاد شود و ما بتوانیم فیلم را برای او هم نمایش دهیم.
 
وی با اشاره به سوال هایی که درباره سردار متوسلیان برایش پیش آمده است، اظهار کرد: من با شنیدن این خبر، اکران را فراموش کردم. دوست دارم هرچه زودتر بفهمم که چه شواهدی وجود دارد که وزیر دفاع این سخن را بیان کرده اند.
 
مهدویان درباره اینکه آیا چنین تصوری را در ذهن داشته است که روزی سردار متوسلیان بتواند فیلم خودش را ببیند، گفت: تنها چیزی که از ابتدا در زمان طراحی و ساخت در فکر من بود این بود که اگر مردم، خانواده حاج احمد متوسلیان، آنها که جنگ را درک کرده اند و حتی بخش اپوزیسیون جامعه فیلم را ببینند چه عکس العمل هایی خواهند داشت. من به فرماندهان جنگ هم فکر می کردم اما تنها چیزی که به آن فکر نمی کردم واکنش خود سردار متوسلیان بود.
 
«ایستاده در غبار ۲» با حضور خود سردار
 
وی اضافه کرد: فکر می کنم الان دوباره باید فیلم را ببینم تا فکر کنم او در کدام صحنه ها از فیلم چه واکنش هایی خواهد داشت. البته امیدوارم اتفاق بدی رخ ندهد با این حال بیشتر از هر اتفاقی آرزو می کنم او زودتر بازگردد چراکه فیلم من این میان ارزشی ندارد و دوست دارم هرچه زودتر خانواده ای که ۳۵ سال است چشم انتظاری کشیده او را ببیند.
 
این کارگردان در پایان درباره اینکه آیا علاقمند است بعد از بازگشت حاج احمد و صحبت با او فیلم دیگری را بسازد، عنوان کرد: اتفاقا فکر می کنم فیلم اصلی به خود او تعلق دارد و فیلم مهم و موثر من اثری خواهد بود که با حضور خود او باشد. من با حضور او «ایستاده در غبار ۲» را می سازم و فکر می کنم با وقایعی که از این سی و چند سال تعریف خواهد کرد این بار فیلم واقعا ایستاده ای در غبار را نمایش می دهد؛ داستان عجیب سرنوشت او و بی خبری خانواده و رنجی که در این سال ها کشیده است.

غافلگیری عوامل «ایستاده در غبار» از یک خبر

به گزارش جهان به نقل از مهر، «ایستاده در غبار» نام فیلمی به کارگردانی محمدحسین مهدویان سینماگر جوان است که سال گذشته در سی و چهارمین جشنواره فیلم فجر توانست سیمرغ بهترین فیلم را از آن خود کند. این فیلم مخاطب را با واقعیت های صادقانه و مستندی از زندگی سردار حاج احمد متوسلیان رو به رو کرد و به دلیل پرداخت قوی و موفق در محتوا و ساختار با نظر مثبت مردم و منتقدان هر دو مواجه شد.
 
سردار حاج احمد متوسلیان و ۳ دیپلمات ایرانی دیگر در ۱۴ تیرماه سال ۶۱ در مسیر سفارت ایران در بیروت بودند که در یک پست بازرسی توسط یک گروه شبه نظامیان فالانژ، ربوده شدند و بعدها طبق خبرهای رسمی و غیررسمی بیان شد که به رژیم صهیونیستی تحویل داده شده اند و در خبرهای دیگری هم نقل شد که این دیپلمات ها به دست رژیم صهیونیستی شهید شده اند.
 
ولی امروز سوم خرداد ماه در خبرهایی منتشر شد که سید حسن نصرالله درباره ۴ دیپلمات ایرانی گفته است: «نشانه‌ هایی وجود دارد که دیپلمات های ایرانی در زندان های رژیم صهیونیستی به سر می‌‌برند. اسرائیل در گزارش خود ادعا می‌کند که چهار دیپلمات ایرانی توسط فالانژ‌ها ربوده شده و به دست این نیروها کشته شدند و اجساد آنان دفن شده است. اسرائیل دشمن ما است و ما نمی توانیم به گزارش های آن اعتماد کنیم. همانطور که اسرائیلی‌‌ها در گذشته هم حضور بعضی اسیران در زندان های خود را تکذیب می‌کردند، اما مشخص شد که این اسیران در زندان های این رژیم بوده ‌اند.»
 
در آخرین خبر امروز سردار حسین دهقان وزیر دفاع ایران به یک خبرگزاری اعلام کرد که «ادعای ما این است که این ها زنده و در اسارت رژیم صهیونیستی هستند و مدارکی دال بر این موضوع وجود دارد. آنها مسئولیت سلامت و امنیت چهار دیپلمات را باید بر عهده بگیرند و هم از لحاظ حقوقی و هم از لحاظ سیاسی دنبال می‌کنیم تا بتوانیم اینان را آزاد کنیم. دولت این مسئله را پیگیری خواهد کرد.»
 
خبرگزاری مهر بر این اساس گفتگویی با حبیب والی نژاد تهیه کننده و محمدحسین مهدویان کارگردان فیلم «ایستاده در غبار» انجام داد که هر دو خوشحالی و البته شگفتی خود را از این اتفاق اعلام کردند.
 
حبیب والی نژاد تهیه کننده فیلم «ایستاده در غبار» درباره خبری که امروز درباره زنده بودن حاج احمد متوسلیان توسط سردار حسین دهقان وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح اعلام شد به خبرنگار مهر گفت: مرحله به مرحله ساخت فیلم «ایستاده در غبار» برای ما به نوعی زندگی کردن با شخصیت حاج احمد متوسلیان بود یعنی از زمان پیش تولید تا تولید و حتی در زمان اکران همه عوامل این فیلم با شخصیت او زندگی کردند.
 
سال ها با چنین خبرهایی زندگی کردیم
 
وی درباره اینکه با شنیدن این خبر چه واکنشی داشته و چقدر برایش باورپذیر بوده است، ادامه داد: این خبر بخش مهم اتفاقاتی بود که ما با این فیلم زندگی کردیم. ما امروز درگیر جلسه ای برای تصویب زمان اکران فیلم بودیم که یک نفر این خبر را به من داد. اتفاقا من همان ابتدا باور کردم چون ما به دنبال این خبرها هستیم و سال ها با چنین خبرهایی زندگی کردیم.
 
والی نژاد با اشاره به اینکه با شنیدن این خبر بیشتر به مادر سردار احمد متوسلیان فکر کرده است، گفت: انتظاری که مادر حاج احمد در این ۳۴ سال کشید برای من از همه مهمتر بود و حتی یک بار در زمان نمایش فیلم برای او، احساس کردم که چه رنجی را سال ها تحمل کرده است. او ۳۴ سال است که منتظر شنیدن خبر بازگشت حاج احمد است و لحظه ای که من به عنوان سازنده این فیلم این خبر را شنیدم برایم بسیار جذاب و خوشحال کننده بود. بنابراین در این لحظه تنها به احساس مادر حاج احمد فکر می کردم.
 
 او با بازگشتش امید را زنده می کند
 
وی با اشاره به اینکه با شنیدن این خبر در ابتدا شوکه شده است، عنوان کرد: ما در فیلم «ایستاده در غبار» حاج احمد را به عنوان یک قهرمان ملی معرفی کردیم و حالا فکر می کنم او که بخش مهمی از تاریخ این کشور است، بازمی گردد و به این ترتیب امید را زنده می کند. زنده شدن این امید برای من اهمیت بسیاری دارد. ما برای او فیلم ساختیم و حالا سوژه اصلی خودش زنده است.
 
تهیه کننده فیلم «ایستاده در غبار» در پایان سخنانش گفت: همانطور که گفتم همه عوامل فیلم از شروع این پروژه با حاج احمد زندگی کردند و ما از روی باور فیلم را ساختیم و حالا هم خود را به این فیلم سپردیم.
 
تصور حضور حاج احمد متوسلیان در ایران و تماشای فیلم
 
محمدحسین مهدویان کارگردان فیلم «ایستاده در غبار» نیز در سخنانی درباره شنیدن خبر زنده بودن سردار حاج احمد متوسلیان به خبرنگار مهر بیان کرد: من صبح مناظر نتیجه جلسه امروز شورای صنفی نمایش برای قطعی کردن زمان اکران فیلم بودم که هادی حجازی فر بازیگر فیلم به من زنگ زد و این خبر را داد و فکر کردم این اتفاق بسیار خاص است.
 
وی ادامه داد: بعد از آن، این خبر همه ذهن من را به خود مشغول کرد و حتی فانتزی هایی هم در ذهنم شکل گرفت که اگر او این فیلم را ببیند چه اتفاقی رخ می دهد.
 
مهدویان با اشاره به هدف از ساخت فیلم «ایستاده در غبار» عنوان کرد: ما دوست داشتیم این فیلم یک پیوست فرهنگی باشد و نوعی جریان سازی به همراه داشته باشد. با این حال بعد از شنیدن این خبر نوعی نگرانی در من پیدا شد. تصور من از سردار حاج احمد متوسلیان همیشه خاص بوده است و با این خبر به عکس العمل های او بعد از دیدن فیلم فکر می کردم. اینکه شاید با دیدن فیلم به سمت ما هم چنگال پرتاب کند (می خندد) و بگوید این چه فیلمی است که ساخته اید.
 
آرزو برای بازگشت هر چه زودتر سردار متوسلیان به ایران
 
کارگردان فیلم «ایستاده در غبار» با بیان اینکه آرزو دارد هرچه زودتر سردار متوسلیان بازگردد، تصریح کرد: من دعا می کنم هرچه زودتر وضعیت حاج احمد مشخص شود و او آزاد شود. آرزوی من این است که در چند هفته ای که این فیلم در اکران خواهد بود و قبل از پایان اکران سردار متوسلیان آزاد شود و ما بتوانیم فیلم را برای او هم نمایش دهیم.
 
وی با اشاره به سوال هایی که درباره سردار متوسلیان برایش پیش آمده است، اظهار کرد: من با شنیدن این خبر، اکران را فراموش کردم. دوست دارم هرچه زودتر بفهمم که چه شواهدی وجود دارد که وزیر دفاع این سخن را بیان کرده اند.
 
مهدویان درباره اینکه آیا چنین تصوری را در ذهن داشته است که روزی سردار متوسلیان بتواند فیلم خودش را ببیند، گفت: تنها چیزی که از ابتدا در زمان طراحی و ساخت در فکر من بود این بود که اگر مردم، خانواده حاج احمد متوسلیان، آنها که جنگ را درک کرده اند و حتی بخش اپوزیسیون جامعه فیلم را ببینند چه عکس العمل هایی خواهند داشت. من به فرماندهان جنگ هم فکر می کردم اما تنها چیزی که به آن فکر نمی کردم واکنش خود سردار متوسلیان بود.
 
«ایستاده در غبار ۲» با حضور خود سردار
 
وی اضافه کرد: فکر می کنم الان دوباره باید فیلم را ببینم تا فکر کنم او در کدام صحنه ها از فیلم چه واکنش هایی خواهد داشت. البته امیدوارم اتفاق بدی رخ ندهد با این حال بیشتر از هر اتفاقی آرزو می کنم او زودتر بازگردد چراکه فیلم من این میان ارزشی ندارد و دوست دارم هرچه زودتر خانواده ای که ۳۵ سال است چشم انتظاری کشیده او را ببیند.
 
این کارگردان در پایان درباره اینکه آیا علاقمند است بعد از بازگشت حاج احمد و صحبت با او فیلم دیگری را بسازد، عنوان کرد: اتفاقا فکر می کنم فیلم اصلی به خود او تعلق دارد و فیلم مهم و موثر من اثری خواهد بود که با حضور خود او باشد. من با حضور او «ایستاده در غبار ۲» را می سازم و فکر می کنم با وقایعی که از این سی و چند سال تعریف خواهد کرد این بار فیلم واقعا ایستاده ای در غبار را نمایش می دهد؛ داستان عجیب سرنوشت او و بی خبری خانواده و رنجی که در این سال ها کشیده است.

غافلگیری عوامل «ایستاده در غبار» از یک خبر

گوشی موبایل

دو بمب نقل و انتقالات برای پرسپولیس؛ خیلی نزدیک، خیلی دور+تصویر

دو بمب نقل و انتقالات برای پرسپولیس؛ خیلی نزدیک، خیلی دور+تصویر

ظاهرا تلاش و اصرارهای علیرضا بیرانوند برای کشاندن همشهری اش وحید امیری به پرسپولیس دارد نتیجه می دهد و این بازیکن چپ پا و ملی پوش در یک قدمی تیم سرخ پایتخت قرارگرفته است.

این در حالی است که علیرضا منصوریان هم قصد دارد در صورت رفتن به استقلال امیری را نیز با خود به تیم آبی تهران ببرد!

هر چند امیری در مذاکره با علی اکبر طاهری چراغ سبز خود را نشان داده اما برخی نزدیکان این بازیکن ملی پوش و چپ پا معتقدند وی تا پایان فینال جام حذفی با هیچ تیمی قرارداد نمی بندد و دلیل آن هم مشخص شدن تکلیف سرمربی مورد علاقه اش یعنی منصوریان است!

اما بشنوید از مهره دیگری که برانکو ایوانکوویچ دست روی آن گذاشته است. پرسپولیسی ها طی یک هفته گذشته خیلی سعی کردند اخبار مربوط به مذاکره خود با مرتضی پورعلی گنجی را پنهان کنند اما این موضوع بالاخره لو رفت.

با وجود آنکه پورعلی گنجی قراردادی ۲ ساله با السد دارد اما تیم قطری تمایلی برای ادامه همکاری با این ملی پوش ایرانی نشان نداد.

با این وجود پورعلی گنجی جواب سرراستی به واسطه های باشگاه پرسپولیس نداد و گفته می شود دلیل آن به پیشنهاد یکی دو تیم قطری از جمله الخریطیات برمی گردد، همان باشگاهی است که آندرانیک تیموریان کاپیتان تیم ملی کشورمان هم سابقه بازی در آن را دارد.

دو بمب نقل و انتقالات برای پرسپولیس؛ خیلی نزدیک، خیلی دور+تصویر

ظاهرا تلاش و اصرارهای علیرضا بیرانوند برای کشاندن همشهری اش وحید امیری به پرسپولیس دارد نتیجه می دهد و این بازیکن چپ پا و ملی پوش در یک قدمی تیم سرخ پایتخت قرارگرفته است.

این در حالی است که علیرضا منصوریان هم قصد دارد در صورت رفتن به استقلال امیری را نیز با خود به تیم آبی تهران ببرد!

هر چند امیری در مذاکره با علی اکبر طاهری چراغ سبز خود را نشان داده اما برخی نزدیکان این بازیکن ملی پوش و چپ پا معتقدند وی تا پایان فینال جام حذفی با هیچ تیمی قرارداد نمی بندد و دلیل آن هم مشخص شدن تکلیف سرمربی مورد علاقه اش یعنی منصوریان است!

اما بشنوید از مهره دیگری که برانکو ایوانکوویچ دست روی آن گذاشته است. پرسپولیسی ها طی یک هفته گذشته خیلی سعی کردند اخبار مربوط به مذاکره خود با مرتضی پورعلی گنجی را پنهان کنند اما این موضوع بالاخره لو رفت.

با وجود آنکه پورعلی گنجی قراردادی ۲ ساله با السد دارد اما تیم قطری تمایلی برای ادامه همکاری با این ملی پوش ایرانی نشان نداد.

با این وجود پورعلی گنجی جواب سرراستی به واسطه های باشگاه پرسپولیس نداد و گفته می شود دلیل آن به پیشنهاد یکی دو تیم قطری از جمله الخریطیات برمی گردد، همان باشگاهی است که آندرانیک تیموریان کاپیتان تیم ملی کشورمان هم سابقه بازی در آن را دارد.

دو بمب نقل و انتقالات برای پرسپولیس؛ خیلی نزدیک، خیلی دور+تصویر

فانتزی

آزمایش جنون‌آمیز داعش بر روی گروگان‌ها

آزمایش جنون‌آمیز داعش بر روی گروگان‌ها

 به گزارش جهان، مهر به نقل از روسیا الیوم خبرداد: روزنامه انگلیسی دیلی تلگراف در گزارشی به نقل از منابع محلی خود در استان موصل عراق اعلام کرد که گروه داعش در زندان های مخفی خود گاز خردل و کُلر را بر روی گروگان هایش آزمایش می کند.
 
بر اساس این گزارش این روزنامه انگلیسی در ادامه گزارش خود عنوان کرده است: داعش کارگاه های سلاح شیمیایی و مقر عملیات خود را برای جلوگیری از حملات هوایی به مناظق مسکونی منتقل کرده است.
 
در ادامه آمده است: داعش که از ۲ سال پیش تاکنون کنترل شهر موصل را در اختیار دارد، در صدد ساخت سلاح های شیمیایی برای حمله به سوریه، عراق و کشورهای غربی است. آنها برای پیشبرد برنامه خود از کارشناسان عراقی که در گذشته در زمینه برنامه های تسلیحاتی عراق فعالیت می کرده اند، استفاده می کنند.
 
در این گزارش تصریح شده است: فرمانده یگان تولید سلاح شیمیایی در داعش نیز «سلیمان داود العفاری» است که در مارس گذشته توسط نیروهای آمریکایی بازداشت شد. معاون وی نیز «ابو شیماء» کارشناسی است که در دانشگاه بغداد فعالیت کرده است. وی طی ماه های اخیر اقدام به انتقال کارگاه های شیمیایی داعش از دانشگاه های موصل و تل عفر به مناطق مسکونی برای در امان ماندن از حملات هوایی کرده است.
 
در ادامه این گزارش بیان شده است: ساکنان محلی اعلام کرده اند که داعش در هفته های گذشته تعدادی کامیون جنازه ی سگ ها و خرگوش های مُرده را در این منطقه تخلیه کرده است. این حیوانات بر اثر آزمایش های شیمیایی کشته شده اند. این در حالی است که گزارش ها حاکی است موارد آزمایش فقط به سگ ها محدود نمی شود بلکه شماری از اسیران داعش در یک زندان مخفیانه در منطقه اندلس در شهر نینوی در موصل نیز مورد آزمایش قرار گرفته اند.
 
در این گزارش تصریح شده است: این آزمایش ها موجب تنگی نفس و بداخلاقی کودکان و نوجوانان در این منطقه شده است. داعش موفق شده که به سلاح های شیمیایی از مقرهای مرزی سوریه دست یابد و این گروه بر مقدار زیادی از کُلر مالکیت یافته و تلاش دارد گاز خردل تولید کند.
 
گفتنی است این گروه تروریستی اخیرا به شهر تازه در جنوب کرکوک حمله کرده بود که در پی آن ۳ نوجوان کشته و نزدیک به ۱۵۰۰ نفر زخمی شده بودند.

آزمایش جنون‌آمیز داعش بر روی گروگان‌ها

 به گزارش جهان، مهر به نقل از روسیا الیوم خبرداد: روزنامه انگلیسی دیلی تلگراف در گزارشی به نقل از منابع محلی خود در استان موصل عراق اعلام کرد که گروه داعش در زندان های مخفی خود گاز خردل و کُلر را بر روی گروگان هایش آزمایش می کند.
 
بر اساس این گزارش این روزنامه انگلیسی در ادامه گزارش خود عنوان کرده است: داعش کارگاه های سلاح شیمیایی و مقر عملیات خود را برای جلوگیری از حملات هوایی به مناظق مسکونی منتقل کرده است.
 
در ادامه آمده است: داعش که از ۲ سال پیش تاکنون کنترل شهر موصل را در اختیار دارد، در صدد ساخت سلاح های شیمیایی برای حمله به سوریه، عراق و کشورهای غربی است. آنها برای پیشبرد برنامه خود از کارشناسان عراقی که در گذشته در زمینه برنامه های تسلیحاتی عراق فعالیت می کرده اند، استفاده می کنند.
 
در این گزارش تصریح شده است: فرمانده یگان تولید سلاح شیمیایی در داعش نیز «سلیمان داود العفاری» است که در مارس گذشته توسط نیروهای آمریکایی بازداشت شد. معاون وی نیز «ابو شیماء» کارشناسی است که در دانشگاه بغداد فعالیت کرده است. وی طی ماه های اخیر اقدام به انتقال کارگاه های شیمیایی داعش از دانشگاه های موصل و تل عفر به مناطق مسکونی برای در امان ماندن از حملات هوایی کرده است.
 
در ادامه این گزارش بیان شده است: ساکنان محلی اعلام کرده اند که داعش در هفته های گذشته تعدادی کامیون جنازه ی سگ ها و خرگوش های مُرده را در این منطقه تخلیه کرده است. این حیوانات بر اثر آزمایش های شیمیایی کشته شده اند. این در حالی است که گزارش ها حاکی است موارد آزمایش فقط به سگ ها محدود نمی شود بلکه شماری از اسیران داعش در یک زندان مخفیانه در منطقه اندلس در شهر نینوی در موصل نیز مورد آزمایش قرار گرفته اند.
 
در این گزارش تصریح شده است: این آزمایش ها موجب تنگی نفس و بداخلاقی کودکان و نوجوانان در این منطقه شده است. داعش موفق شده که به سلاح های شیمیایی از مقرهای مرزی سوریه دست یابد و این گروه بر مقدار زیادی از کُلر مالکیت یافته و تلاش دارد گاز خردل تولید کند.
 
گفتنی است این گروه تروریستی اخیرا به شهر تازه در جنوب کرکوک حمله کرده بود که در پی آن ۳ نوجوان کشته و نزدیک به ۱۵۰۰ نفر زخمی شده بودند.

آزمایش جنون‌آمیز داعش بر روی گروگان‌ها

جادوگر پرسپولیسی ها به بایرن مونیخ برمی گردد

جادوگر پرسپولیسی ها به بایرن مونیخ برمی گردد

علی کریمی که سابقه پوشیدن پیراهن بایرن مونیخ را در کارنامه خود دارد قرار است دوره های مربیگری را از این تیم صاحب نام شروع کند. وی تصمیم دارد به زودی به آلمان برود و در کلاس های مربیگری بایرن مونیخ حضور پیدا کند.

پیش از او وحید هاشیمان و مهدی مهدوی کیا کلاس های مربیگری خود را از آلمان شروع کرده اند.

کریمی علاقه ویژه ای به ادامه فوتبال در لباس مربیگری دارد اما تصمیم دارد دوره های آموزشی را به شکلی جدیدی و در کلاس های معتبر پشت سر بگذارد.

وی کریمی به دلیل حضور مستمر در تیم ملی ایران مدرک افتخاری B آسیا را دریافت کرده است اما با این مدرک نمی تواند در تیم های لیگ برتری ایران مربیگری کند و نیاز به مدرک A دارد.

همشهری ورزشی

جادوگر پرسپولیسی ها به بایرن مونیخ برمی گردد

علی کریمی که سابقه پوشیدن پیراهن بایرن مونیخ را در کارنامه خود دارد قرار است دوره های مربیگری را از این تیم صاحب نام شروع کند. وی تصمیم دارد به زودی به آلمان برود و در کلاس های مربیگری بایرن مونیخ حضور پیدا کند.

پیش از او وحید هاشیمان و مهدی مهدوی کیا کلاس های مربیگری خود را از آلمان شروع کرده اند.

کریمی علاقه ویژه ای به ادامه فوتبال در لباس مربیگری دارد اما تصمیم دارد دوره های آموزشی را به شکلی جدیدی و در کلاس های معتبر پشت سر بگذارد.

وی کریمی به دلیل حضور مستمر در تیم ملی ایران مدرک افتخاری B آسیا را دریافت کرده است اما با این مدرک نمی تواند در تیم های لیگ برتری ایران مربیگری کند و نیاز به مدرک A دارد.

همشهری ورزشی

جادوگر پرسپولیسی ها به بایرن مونیخ برمی گردد

مرکز فیلم

آمریکا شکست مقابل نیروی دریایی ایران را فراموش نکند

آمریکا شکست مقابل نیروی دریایی ایران را فراموش نکند

به گزارش جهان به نقل از فارس، وبگاه آمریکایی «بریت بارت» در گزارشی با اشاره به رزمایش شبیه سازی شده «چالش هزاره 2002 و شکست نیروی دریایی آمریکا مقابل ایران» نوشت: هشت گذرگاه مهم دریایی برای تردد نفتکش‌ها در جهان وجود دارد که بین آن‌ها تنگه هرمز در خلیج فارس مکانی است که روزانه 17 میلیون بشکه نفت خام از آنجا عبور می‌کند. تنگه هرمز مکانی در سواحل ایران و بین خلیج فارس و دریای عمان است و عبور بی‌وقفه جریان نفت از آنجا، نیاز روزانه انرژی اروپا و آسیا را فراهم می‌کند.

بریت بارت با اشاره به رزمایش سال 2002 آمریکا در خلیج فارس موسوم به «چالش  هزاره 2002» یا «Millennium Challenge » نوشت: آنچه که کمتر اعلام شد این بود که در این رزمایش شبیه سازی شده برای باز نگه داشتن تنگه هرمز برابر تهدیدهای ایران، نیروی دریایی آمریکا مغلوب این کشور شد و 16 کشتی خود را از دست داد.

برت بارت نوشت: خوشبختانه این رویداد تنها «یک رزمایش» بود که البته 250 میلیون دلار هزینه در برداشت و دو سال طول کشید. این ماجرا برخلاف سال 1988 میلادی و مواجهه نیروی دریایی دو کشور ایران و آمریکا که در آن نیروی دریایی آمریکا قاطعانه ایران را مغلوب ساخت، به اهدافش نرسید و نتیجه متفاوت در برداشت و کار را به جایی رسانید که ایران اخیرا نیز از آن استفاده و تهدید به بستن تنگه هرمز بر آمریکا و متحدانش در منطقه نموده است.

این نشریه آمریکایی به صراحت نوشت: متاسفانه عبرت‌های گرفته شده از رزمایش دریایی چالش هزاره 2002 به فراموشی سپرده شده اند. در 14 سال گذشته قابلیت‌های مورد نیاز (نظامی) ایران برای بستن تنگه هرمز به طرز چشمگیری افزایش یافته در حالی‌که  توانمندی‌های نیروی دریایی آمریکا کاهش یافته است.

بر این اساس، این رزمایش آشکار ساخت که ایران روش و قاعده موثری را برای مسدود نمودن جریان صادرات نفت در تنگه هرمز دارد . با افزایش توانمندی‌های ایران تنها یک عامل بالقوه برای تغییر چنین موردی وجود دارد که می‌تواند امتیازهای ایران را خنثی نماید.

بریت بارت با تاکید بر تقویت کشورهای شورای همکاری خلیج فارس  به عنوان عامل موثر برای مقابله با ایران نوشت: هرچند که باراک اوباما رییس جمهور آمریکا فرصت برای بکبارگیری این عامل را در معادلات موجود کاهش داد، اما وظیفه جانشین او است که در ابتدا خسارت‌هایی را که اوباما موجب شده است ، جبران نماید و قابلیت‌های شورای همکاری خلیج فارس را افزایش دهد.

وبگاه یاد شده در ادامه این گزارش با اشاره به پیدایش شورای همکاری خلیج فارس که متشکل از 6 کشور عربستان سعودی، بحرین، کویت، عمان، قطر و امارات متحده عربی است، نوشت: پنج کشور از 6 کشور اشاره شده سنی هستند و کشور ششم که بحرین شیعه مسلک است، از سوی خاندان سلطنتی سنی اداره می‌شود. بنابر این شورای همکاری خلیج فارس نقش جبهه متحد ضد دشمن قسم خورده‌اش(!)یعنی ایران شیعه را ایفا می‌کند. این شورا از دیرباز به کمک‌های نظامی آمریکا در قالب چتر حمایتی نظر داشته است .

این رسانه آمریکایی در خاتمه نوشت: رفتار تند اوباما با متحدان خلیج فارس آمریکا نقش کلیدی آن‌ها در آینده و در تقابل با تهدیدهای ایران در بستن تنگه هرمز را کاهش داده است.  فقدان یک حمله تمام عیار  علیه ایران ، تنها راهی است که قادریم جلوی مسدود شدن جریان  عبور نفت در تنگه هرمز از سوی ایرانی ها را بگیریم، باید به کمک به ارتش کشورهای عضور شورای همکاری خلیج فارس و آموزش و تجهیز مناسب آن‌ها و البته تعامل با آمریکا مبدل شود . رزمایش چالش هزاره 2002 ضعف آشکار آمریکا در تلاش برای مقابله کردن با ایران  در بستن تنگه هرمز را به نمایش گذاشت. چالش کنونی نیز ایجاد همکاری با شرکای عرب آمریکا به طوری است که قابلیت‌های دفاعی آن‌ها در کنار آمریکا برای مبارزه افزایش یابد.

 در رزمایش چالش هزاره 2002  اعلام شده بود که هدف این رزمایش شبیه سازی جنگ احتمالی با عراق زمان صدام است، اما هدف اصلی آن، تمرین رویارویی با ایران در خلیج فارس بود. در سناریوی رزمایش چالش هزاره 2002، ایران با شلیک تعداد قابل توجهی موشک به تهاجم نظامی آمریکا پاسخ ‌داد که باعث برهم خوردن آرایش نظامی نیروهای آمریکایی و نابودی 16ناو آمریکایی، شامل یک ناو هواپیمابر، 10 رزمناو و 5 کشتی آبی، خاکی شد. برآورد‌های بعد از این رزمایش نشان داد که در صورت وقوع واقعی چنین رویارویی بیش از 20 هزار نظامی آمریکایی در روز نخست جنگ با ایران کشته خواهند شد.

آمریکا شکست مقابل نیروی دریایی ایران را فراموش نکند

به گزارش جهان به نقل از فارس، وبگاه آمریکایی «بریت بارت» در گزارشی با اشاره به رزمایش شبیه سازی شده «چالش هزاره 2002 و شکست نیروی دریایی آمریکا مقابل ایران» نوشت: هشت گذرگاه مهم دریایی برای تردد نفتکش‌ها در جهان وجود دارد که بین آن‌ها تنگه هرمز در خلیج فارس مکانی است که روزانه 17 میلیون بشکه نفت خام از آنجا عبور می‌کند. تنگه هرمز مکانی در سواحل ایران و بین خلیج فارس و دریای عمان است و عبور بی‌وقفه جریان نفت از آنجا، نیاز روزانه انرژی اروپا و آسیا را فراهم می‌کند.

بریت بارت با اشاره به رزمایش سال 2002 آمریکا در خلیج فارس موسوم به «چالش  هزاره 2002» یا «Millennium Challenge » نوشت: آنچه که کمتر اعلام شد این بود که در این رزمایش شبیه سازی شده برای باز نگه داشتن تنگه هرمز برابر تهدیدهای ایران، نیروی دریایی آمریکا مغلوب این کشور شد و 16 کشتی خود را از دست داد.

برت بارت نوشت: خوشبختانه این رویداد تنها «یک رزمایش» بود که البته 250 میلیون دلار هزینه در برداشت و دو سال طول کشید. این ماجرا برخلاف سال 1988 میلادی و مواجهه نیروی دریایی دو کشور ایران و آمریکا که در آن نیروی دریایی آمریکا قاطعانه ایران را مغلوب ساخت، به اهدافش نرسید و نتیجه متفاوت در برداشت و کار را به جایی رسانید که ایران اخیرا نیز از آن استفاده و تهدید به بستن تنگه هرمز بر آمریکا و متحدانش در منطقه نموده است.

این نشریه آمریکایی به صراحت نوشت: متاسفانه عبرت‌های گرفته شده از رزمایش دریایی چالش هزاره 2002 به فراموشی سپرده شده اند. در 14 سال گذشته قابلیت‌های مورد نیاز (نظامی) ایران برای بستن تنگه هرمز به طرز چشمگیری افزایش یافته در حالی‌که  توانمندی‌های نیروی دریایی آمریکا کاهش یافته است.

بر این اساس، این رزمایش آشکار ساخت که ایران روش و قاعده موثری را برای مسدود نمودن جریان صادرات نفت در تنگه هرمز دارد . با افزایش توانمندی‌های ایران تنها یک عامل بالقوه برای تغییر چنین موردی وجود دارد که می‌تواند امتیازهای ایران را خنثی نماید.

بریت بارت با تاکید بر تقویت کشورهای شورای همکاری خلیج فارس  به عنوان عامل موثر برای مقابله با ایران نوشت: هرچند که باراک اوباما رییس جمهور آمریکا فرصت برای بکبارگیری این عامل را در معادلات موجود کاهش داد، اما وظیفه جانشین او است که در ابتدا خسارت‌هایی را که اوباما موجب شده است ، جبران نماید و قابلیت‌های شورای همکاری خلیج فارس را افزایش دهد.

وبگاه یاد شده در ادامه این گزارش با اشاره به پیدایش شورای همکاری خلیج فارس که متشکل از 6 کشور عربستان سعودی، بحرین، کویت، عمان، قطر و امارات متحده عربی است، نوشت: پنج کشور از 6 کشور اشاره شده سنی هستند و کشور ششم که بحرین شیعه مسلک است، از سوی خاندان سلطنتی سنی اداره می‌شود. بنابر این شورای همکاری خلیج فارس نقش جبهه متحد ضد دشمن قسم خورده‌اش(!)یعنی ایران شیعه را ایفا می‌کند. این شورا از دیرباز به کمک‌های نظامی آمریکا در قالب چتر حمایتی نظر داشته است .

این رسانه آمریکایی در خاتمه نوشت: رفتار تند اوباما با متحدان خلیج فارس آمریکا نقش کلیدی آن‌ها در آینده و در تقابل با تهدیدهای ایران در بستن تنگه هرمز را کاهش داده است.  فقدان یک حمله تمام عیار  علیه ایران ، تنها راهی است که قادریم جلوی مسدود شدن جریان  عبور نفت در تنگه هرمز از سوی ایرانی ها را بگیریم، باید به کمک به ارتش کشورهای عضور شورای همکاری خلیج فارس و آموزش و تجهیز مناسب آن‌ها و البته تعامل با آمریکا مبدل شود . رزمایش چالش هزاره 2002 ضعف آشکار آمریکا در تلاش برای مقابله کردن با ایران  در بستن تنگه هرمز را به نمایش گذاشت. چالش کنونی نیز ایجاد همکاری با شرکای عرب آمریکا به طوری است که قابلیت‌های دفاعی آن‌ها در کنار آمریکا برای مبارزه افزایش یابد.

 در رزمایش چالش هزاره 2002  اعلام شده بود که هدف این رزمایش شبیه سازی جنگ احتمالی با عراق زمان صدام است، اما هدف اصلی آن، تمرین رویارویی با ایران در خلیج فارس بود. در سناریوی رزمایش چالش هزاره 2002، ایران با شلیک تعداد قابل توجهی موشک به تهاجم نظامی آمریکا پاسخ ‌داد که باعث برهم خوردن آرایش نظامی نیروهای آمریکایی و نابودی 16ناو آمریکایی، شامل یک ناو هواپیمابر، 10 رزمناو و 5 کشتی آبی، خاکی شد. برآورد‌های بعد از این رزمایش نشان داد که در صورت وقوع واقعی چنین رویارویی بیش از 20 هزار نظامی آمریکایی در روز نخست جنگ با ایران کشته خواهند شد.

آمریکا شکست مقابل نیروی دریایی ایران را فراموش نکند

اس ام اس جدید

خط تولید موشک ایرانی

خط تولید موشک ایرانی

خط تولید موشک ایرانی

خط تولید موشک ایرانی

ganool review

نتیجه دلسوزی نویدکیا یازدهم شدن سپاهان بود / او به دنیا نیامده بود من مربی سپاهان بودم

نتیجه دلسوزی نویدکیا یازدهم شدن سپاهان بود / او به دنیا نیامده بود من مربی سپاهان بودم

رسول کربکندی درباره صحبت های شب گذشته محرم نویدکیا در برنامه ۹۰ اظهار داشت: «او در صحبت‌های خود از ۲۰ تا ۳۰ فرد در باشگاه سپاهان نام برد و آنها را مقصر ناکامی این تیم معرفی کرد اما برای خودش در این ناکامی سهمی قائل نشد.»

وی افزود: «مردم بهترین قاضی در مورد اظهارات این بازیکن هستند و جواب دادن به وی نوعی اتلاف وقت به حساب می‌آید.»

پیشکسوت فوتبال ایران در واکنش به این مسئله که صحبت‌های نویدکیا نشان داد در فوتبال ایران واقعا بازیکن سالاری بیداد می‌کند، گفت: «متأسفانه این بازیکن سپاهان در صحبت‌هایش علیه افراد بزرگتر حتی از کلمه آقا هم استفاده نمی‌کرد. او نام من، فرکی، سبحانی و … همه را بدون به کار بردن لفظ آقا بر زبان آورد. در مقابل چنین فردی حرفی نزنم خیلی بهتر است.»

کربکندی با بیان اینکه اظهاراتش در مورد باشگاه سپاهان نوعی مطرح کردن دلایل ناکامی این تیم بوده است، یادآور شد: «وقتی خبرنگاران در رابطه با دلایل ناکامی از سپاهان پرسیدند، تاکید داشتم که همه عوامل باشگاه سپاهان از مدیرعامل کارخانه گرفته تا بازیکن، مربی و حتی تماشاگران مقصر بودند و در حرف‌هایم از نویدکیا هم نام بردم. اگر این حرف‌ها را زدم به خاطر این بود که نویدکیا وقتی به دنیا نیامده بود من مربی سپاهان بودم. به هر حال مردم بهترین قاضی برای این صحبت‌ها هستند.»

وی درباره اینکه نویدکیا اعلام کرده حرف‌هایی که می‌زند و کارهایی که انجام داده از سر دلسوزی بوده، افزود: «دلسوزی این بازیکن نتیجه‌اش این بوده که تیمی که برای قهرمانی بسته شده بود در نهایت یازدهم می‌شود و دلیلی ندارد من بخواهم درباره این موضوع بیشتر از این حرف زده و اتلاف وقت کنم.»

سرمربی پیشین سپاهان در پایان در پاسخ به این سوال که آیا مربی جوانی چون عبدالله ویسی می‌تواند در باشگاه سپاهان با این همه حواشی کار کند، گفت: «با شناختی که من از ویسی دارم اعتقاد دارم او مربی‌ای نیست که به بازیکن باج دهد و مقابل بازیکن سالاری کوتاه نمی‌‌آید. من در زمان مربیگری خودم هیچ وقت اجازه نمی‌دادم بازیکنی خودش را بزرگتر از همه بداند تا مشکلاتی درست کند.»

نتیجه دلسوزی نویدکیا یازدهم شدن سپاهان بود / او به دنیا نیامده بود من مربی سپاهان بودم

رسول کربکندی درباره صحبت های شب گذشته محرم نویدکیا در برنامه ۹۰ اظهار داشت: «او در صحبت‌های خود از ۲۰ تا ۳۰ فرد در باشگاه سپاهان نام برد و آنها را مقصر ناکامی این تیم معرفی کرد اما برای خودش در این ناکامی سهمی قائل نشد.»

وی افزود: «مردم بهترین قاضی در مورد اظهارات این بازیکن هستند و جواب دادن به وی نوعی اتلاف وقت به حساب می‌آید.»

پیشکسوت فوتبال ایران در واکنش به این مسئله که صحبت‌های نویدکیا نشان داد در فوتبال ایران واقعا بازیکن سالاری بیداد می‌کند، گفت: «متأسفانه این بازیکن سپاهان در صحبت‌هایش علیه افراد بزرگتر حتی از کلمه آقا هم استفاده نمی‌کرد. او نام من، فرکی، سبحانی و … همه را بدون به کار بردن لفظ آقا بر زبان آورد. در مقابل چنین فردی حرفی نزنم خیلی بهتر است.»

کربکندی با بیان اینکه اظهاراتش در مورد باشگاه سپاهان نوعی مطرح کردن دلایل ناکامی این تیم بوده است، یادآور شد: «وقتی خبرنگاران در رابطه با دلایل ناکامی از سپاهان پرسیدند، تاکید داشتم که همه عوامل باشگاه سپاهان از مدیرعامل کارخانه گرفته تا بازیکن، مربی و حتی تماشاگران مقصر بودند و در حرف‌هایم از نویدکیا هم نام بردم. اگر این حرف‌ها را زدم به خاطر این بود که نویدکیا وقتی به دنیا نیامده بود من مربی سپاهان بودم. به هر حال مردم بهترین قاضی برای این صحبت‌ها هستند.»

وی درباره اینکه نویدکیا اعلام کرده حرف‌هایی که می‌زند و کارهایی که انجام داده از سر دلسوزی بوده، افزود: «دلسوزی این بازیکن نتیجه‌اش این بوده که تیمی که برای قهرمانی بسته شده بود در نهایت یازدهم می‌شود و دلیلی ندارد من بخواهم درباره این موضوع بیشتر از این حرف زده و اتلاف وقت کنم.»

سرمربی پیشین سپاهان در پایان در پاسخ به این سوال که آیا مربی جوانی چون عبدالله ویسی می‌تواند در باشگاه سپاهان با این همه حواشی کار کند، گفت: «با شناختی که من از ویسی دارم اعتقاد دارم او مربی‌ای نیست که به بازیکن باج دهد و مقابل بازیکن سالاری کوتاه نمی‌‌آید. من در زمان مربیگری خودم هیچ وقت اجازه نمی‌دادم بازیکنی خودش را بزرگتر از همه بداند تا مشکلاتی درست کند.»

نتیجه دلسوزی نویدکیا یازدهم شدن سپاهان بود / او به دنیا نیامده بود من مربی سپاهان بودم

bluray movie download

«شب کوک» بعدی متنوع‌تر و طناز می‌آید

«شب کوک» بعدی متنوع‌تر و طناز می‌آید

به گزارش جهان به نقل از مهر، «هر کس از مادرش قهر می کند می رود و خواننده می شود» حتما بارها و بارها این جمله را شنیده اید. یک جستجوی ساده در گوگل هم با نتیجه های آن در صفحات بیشمار نشان می دهد که خوانندگی، راه های خوانندگی، چگونه خواننده شدن و… چقدر بارها مورد پرسش قرار می گیرد.

«تب»؛ اگر از مفهوم واقعی و غیرکنایی این پدیده بگذریم واژه ای است که گاهی با مواجه شدن به علاقمندی های زیاد یک جامعه و یا گروهی از آدم ها بیان می شود. تب بازیگری، تب خوانندگی، تب جراحی پلاستیک. و این تب چگونه کاهش می یابد؟

البته این سوالی نیست که خبرگزاری مهر با عوامل برنامه «شب کوک» برنامه پربیننده موسیقایی مطرح کند اما بابی شد برای ورود به این بحث که چگونه یک برنامه تلویزیونی می تواند به افراد درگیر در یک معضل کمک کند تا بسیاری از آنها وقتی وارد گود می شوند، بفهمند که اصلا برای آن کار ساخته نشده اند و با اولین تمرین ها برای خواندن در مقابل جمع از خوانندگی انصراف دهند و عطای استعداد تشخیص داده شده به قوت دوستان و خانواده را به لقایش ببخشند.

در گفتگوی ما با عوامل برنامه «شب کوک» باربد بابایی مجری و کارگردان هنری، هادی و مجید دمیرچی تهیه کنندگان حضور داشتند.

در این گفتگوها بیان شد که یکی از اهداف «شب کوک» این است که علاقمندان به حوزه خوانندگی از طریق سایت های غیرمجاز و غیراخلاقی اقدام نکنند و همچنین این امکان را داشته باشند تا در فضایی به دور از جذابیت های غیرمتعارف در کشور خودشان تست خوانندگی دهند.

*موسیقی در جامعه ما هنری عمومی تر است و فارغ از همه ویژگی های برنامه «شب کوک» می خواهم ابتدا به این بُعد از اهمیت پخش یک برنامه موسیقایی در تلویزیون بپردازیم که این دست برنامه ها چقدر در هدایت درست جامعه امروز به سمت موسیقی و خوانندگی کمک می کند و می تواند تاثیرگذار باشد. مخصوصا که فکر می کنم تب خوانندگی یک تب همیشگی است و با چنین برنامه هایی کسانی که به عنوان شرکت کننده به برنامه می آیند، می توانند تا حدودی قاعده‌مندتر وارد گود شوند.

باربد بابایی: در سه دهه گذشته علاقمندان به حوزه بازیگری و خوانندگی بسیار زیاده شده اند و مخصوصا خوانندگی بیشتر هم بوده است. وقتی ما نظام درستی برای جذب استعدادهای خوب در حوزه موسیقی نداشته باشیم این استعداد می تواند به موسیقی زیرزمینی ورود کند که بخش عمده ای از آن فرهنگ ما را هم تحت تاثیر قرار می دهد. زمانی که ما طرح «شب کوک» را نوشتیم هدف گذاری مان این بود که بستری را فراهم کنیم که در سراسر ایران هرکسی که فکر می کند حتی یک درصد استعداد موسیقی دارد در برنامه آن را نشان دهد. اینکه علاقمندان توانستند در این برنامه سختی های کار را ببیند کمک زیادی به بسیاری از آنها کرد که بسیاری از آنها تنها در همان سری اول در برنامه شرکت کردند و زمانی که روی صحنه آمدند خودشان بیان کردند که حتی یک درصد آن چیزی هم که فکر می کردند، دیگر نیستند. یعنی وقتی دوربین ها روشن شد، داورها در کناری آماده شدند و حضار به برنامه آمدند شرکت کننده ها دیگر نتواستند اجرا کنند و عده ای می گفتند که فامیل و اطرافیانشان بسیار از آنها تعریف می کرده اند و فکر می کردند اگر به چنین مسابقه هایی بیایند نفر اول می شوند در حالیکه این افراد در همان دور مقدماتی حذف شدند.البته این شرکت کننده ها اصلا از حذف شدن ناراحت هم نبودند و بیان می کردند که تازه فهمیده اند که به درد موسیقی نمی خوردند.

 ما دو هدف موازی در برنامه داریم یکی اینکه آن کسانی که مورد تعریف و تمجید دوستان و اطرافیان قرار می گیرند به این برنامه بیایند و بفهمند که خوانندگی چه کار سخت و علمی‌ای است یعنی در کنار استعداد ذاتی باید علم آن را هم داشته باشند و اتفاقا بسیاری در همان ابتدای راه بی خیال باقی مسیر می شوند و کنار می کشند. هدف دوم هم معرفی چهره ها و استعدادهایی هستند که می توانند سرمایه آینده موسیقی ما و جایگزین خواننده های فعلی باشند چون خوانندگی یک حرکت سینوسی است و یکی خواننده نمی تواند ۲۰ سال روی بورس باشد. نقطه اوج این سینوس بعد از ۵ یا ۱۰ سال برای یک خواننده پایین می آید و ما باید به دنبال جایگزین باشیم. ما یک کشور ۸۰ میلیونی داریم و این خوب نیست که تنها هفت خواننده سالن ها را پر کنند و کنسرت بگذارند یا آلبوم بفروشند. ما باید حدود ۶۰ تا ۷۰ خواننده با سبک های مختلف و متنوع داشته باشیم. «شب کوک» می تواند به کسانی که فکر می کنند خوانندگی را بلد هستند اثبات کند که این کار تخصصی است و افراد باید دوره ببیند، کلاس بروند و آموزش ببینند و بعد از تمرین به سراغ این کار بیایند. آنها هم که کار خود را به تناسب انجام داده اند به برنامه بیایند و دیده شوند.

*آقای دمیرچی شما در حوزه موسیقی تهیه کننده هستید و این فضا را به خوبی می شناسید که نسل جوان چگونه برای خواننده شدن هزینه می کند و به دنبال فرد یا موسساتی است که او را راهنمایی کند.

هادی دمیرچی: پیش از این برنامه؛ من، برادرم و آقای بابایی (در زمانی که فعالیت تصویری نداشت) در حوزه هنر و مخصوصا در حوزه موسیقی، برگزاری کنسرت و تهیه آلبوم های موسیقی فعالیت جدی داشتیم. سال ها در مناطق آزاد مثل کیش و قشم فعالیت می کردیم و همان جا دوستان زیادی را می دیدیم که می آمدند و نوعی تب خوانندگی در آنها هویدا بود. طرح ما برای یک مسابقه خوانندگی بسیار قدیمی است و شاید خیلی پیش‌تر از اینکه بسیاری از شبکه های مشابه و ماهواره ای به آن فکر کنند، به واسطه همان تب و تابی که شما گفتید بسیاری حتی دوست داشتند که مسابقه ای در حوزه خوانندگی داشته باشند و ما جدای از این افراد نبودیم. آقای بابایی هم سال ها بود که چنین طرحی را داشت و حتی قبل از اینکه ما با او همکاری کنیم، طرحش را به یکی از شبکه ها ارایه کرده بود اما به دلایلی که من احساس می کنم قسمت بود که اتفاقا ما با هم پروژه را جلو ببریم، طرح او در آن زمان مورد قبول واقع نشد.

هدفگذاری ما به این شکل بود که کمک کنیم تا افرادی که می توانند خوب بخوانند در یک فضای تصویری و در سادگی و بدون جذابیت های غیر متعارف، فارغ از پوشش های نامناسب، فارغ از حضور خانم ها خارج از چارچوب های اصالتی و فرهنگی در سیمای جمهوری اسلامی ایران و به گونه ای که در شان برنامه و مخاطب باشد، به اجرا بپردازند و استعدادشان را در کشور خودمان نشان دهند.

دومین هدف ما این بود که از راه های نامتعارفی که به استعدادیابی می پردازند، جلوگیری شود. به طور مثال عده ای از طریق سایت های غیرمجاز و غیراخلاقی سراغ این کار می روند و هدف ما این بود که این افراد از راه درست و با شیوه درست در تلویزیون خودمان یعنی جایی که مخاطبانش خانواده هایمان هستند به اجرا بپردازند. سومین هدف ما هم خوانندگی بود. «شب کوک» مسابقه ای ساده در حوزه خوانندگی و نه موسیقی است. برنامه ساده ای که بتواند با تبحر مجری که پشتوانه موسیقایی دارد و با بداهه و طنزپردازی های وی جذابیت را هم در بر داشته باشد و این اتفاق رخ داد چون باربد بابایی فقط مجری نبود. او بازیگر بود، صحنه را خوب می شناخت، خودش نوازنده است و گام ها را می شناخت و همه اینها کمک می کرد تا او خوانندگی داوطلبان را بهتر هدایت کند. بابایی به شدت اعتماد به نفس دارد و ذاتا طبع طنازی دارد. از این حیث هم توانست شرکت کنندگان و هم داوران ما را به بازی بگیرد و صحنه را به گونه ای درآورد که خانواده ها فقط به تماشای یک مسابقه خوانندگی ننشینند. ما اصلا دوست نداشتیم برنامه ای بسازیم که صریح و مستقیم به خوانندگی بپردازد بلکه خواستیم فضایی را فراهم کنیم تا خانواده ها بدون نگرانی از اینکه برنامه روی کودک و نوجوانشان تاثیر منفی بگذارد و یا جوانشان به واسطه موسیقی جذب مسایل دیگری شود و از اتفاقات مثبت مورد نظر خانواده دور شود، با ما همراه شوند. پیرو این اتفاقات بسیاری از شرکت کنندگان ما و حتی مخاطبان فهمیدند که خوانندگی فقط این نیست که شما آواز بخوانید بلکه به دانش و اطلاعاتی هم نیازمند است، به طور مثال مردم از طریق «شب کوک» اصطلاحات زیادی را شنیدند و یاد گرفتند و بسیاری با شنیدن آنها به این نتیجه رسیدند که اگر شنونده ای قوی باشند بسیار بهتر از خوانندگی است و از صرافت آن افتادند.

بابایی: چقدر از من تعریف کردید باید از اینجا بروم.(با شوخی)

هادی دمیرچی: البته من این سخنان را به دلیل اینکه باربد رفیق من است، نگفتم بلکه من واقعیت ها را بیان کردم.

*من هم فکر می کنم اشکالی هم ندارد و نقطه قوت برنامه شما همین است که یک تیم هستید و شما سه نفر اتفاقا با هم دوستید. شاید در ایران کمتر افرادی که به صورت تیمی کار کنند دیده می شود و ما گاهی می بینیم در برنامه های تاک شو دایم عوامل تغییر می کنند. به هرحال آقای بابایی صحنه را در کنار آقای مسعود فروتن مدیریت و کارگردانی کردند.

بابایی: بله آقای فروتن کارگردان تلویزیونی بودند که موقعیت بسیار مهمی است و چنین فردی باید بتواند تفکر کارگردان هنری، مجری و تهیه کننده را روی تصویر پیاده کند. حضورشان افتخار بسیار بزرگی برای ما بود و هر شب در برنامه می گفتند که سال هاست در چنین موقعیتی قرار نگرفته اند چراکه چندین سال است که در حوزه اجرا فعالیت دارند و اتفاقا ما در تلاشیم در فصل بعد آیتمی را طراحی کنیم تا آقای فروتن بتواند به اجرا بپردازد و ما از صدای گرم و حال آرامشان بهره ببریم.

*با توجه به پیشینه ای که شما و برادرتان دارید چقدر خودتان با کلاهبرداری و سوءاستفاده در حوزه موسیقی و مخصوصا خوانندگی مواجه شدید؟

مجید دمیرچی: خیلی از جوانان به دنبال این هستند که از طریق موسیقی به شهرت برسند منتها راه آن را نمی دانند یا به یک سری از دوستانی برخورد می کنند که در حوزه های مختلف هنری دست به سوءاستفاده می زنند تا به اهداف مالی خود برسند و متاسفانه این افراد علاقمند که راه درست را نمی دانند از لحاظ مالی ضرر می کنند و از لحاظ روحی نیز متحمل یک سری مسایل می شوند که درنهایت به اتفاق مثبتی منتج نمی شود. چند سال پیش فردی پیش ما آمد و گفت می خواهم مبلغ زیادی را هزینه کنم که خواننده شوم. ما جلسه ای گذاشتیم و او در شرایطی صدای خود را تست کرد. ما متوجه شدیم که او صدای خوبی برای خوانندگی ندارد و به او هم اعلام کردیم که اگر برای خوانندگی هزینه کند به جایی نمی رسد و پول خود را بیهوده صرف کرده است. با این حال او به جای دیگری رفت و سرمایه زیادی را هم هزینه کرد اما به نتیجه ای نرسید و از لحاظ روحی هم لطمه خود. ویژگی «شب کوک» این است که نیاز نیست کسی سرمایه ای در آن بگذارد و در حضور استادان حرفه ای می توان خوانندگی را تست کرد. در «شب کوک» کسی به دلیل مسایل مالی بیهوده از شرکت کننده تعریف و تمجید نمی کند و فرد نظر واقعی داوران را می شنود و در فضایی قرار می گیرد که می تواند به راحتی توانمندی های خود را تست کند.

*شاید با توجه به اینکه انتظاراتی از تلویزیون به عنوان بخشی از رسانه ملی وجود دارد این برنامه می تواند برای نسل جوان و علاقمند به موسیقی سودمند باشد و استعدادهایی را هم به درستی هدایت کند.

هادی دمیرچی: بله خوشبختانه این اتفاق در «شب کوک» رخ داده است و دوستان می توانند بدون استرس و هزینه های مالی خود را تست کنند.

*از کسانی که توانستند وارد «شب کوک» شوند افرادی که پیش از این خودشان هم هزینه هایی کرده باشند، وجود داشتند؟

هادی دمیرچی: «شب کوک» بیشتر دنبال استعدادهای ناب بود، کسانی که به واسطه تشویق خانواده و اطرافیان به برنامه آمده بودند و غالبا افرادی بودند که وسع مالی ضعیفی داشتند. همچنین کسانی که می خواستند با کمک «شب کوک» دیده شوند اگر هم به آموزشگاه ها رفته بودند چیزی از آنها منتشر نشده بود و خود ما هم به دنبال این بودیم که کسانی که چنین توانی ندارند به برنامه بیایند.

مجید دمیرچی: «شب کوک» اگرچه یک مسابقه است اما دقیقا یک کلاس آموزشی است و کسی که به این برنامه بیاید در بدو ورود و برای تست صدا دیگر نیازی به آن همه آموزشگاه ندارد.

*پربیننده شدن «شب کوک» چقدر شما را برای تولید فصل بعد برنامه به تکاپو انداخت؟

بابایی: این مساله کار ما را بسیار سخت کرد. البته آنچه که به عنوان پربیننده ترین برنامه نصیب ما شد، از طرف مردم بود و از این بابت خدا را شکر می کنیم. این مساله همچنین حاصل چند اتفاق بود؛ اولا که برنامه صد قسمت بود و قسمت های اصلی به نوروز رسید و از قبل هم می دانستیم وقتی برنامه جدی تر شود مردم بیشتر آن را دنبال می کنند. به هر حال مردم شاید نتوانند ۲۱۰ نفر شرکت کننده را پیگیری کنند اما با ۱۲ نفر نهایی ارتباط بیشتری برقرار می کنند. مخصوصا من تاک شوهایی را طراحی کردم و درباره زندگی خصوصی نفرات آخر با خودشان صحبت کردم که نوعی درگیری برای مردم ایجاد کرد. همچنین من فانتزی و طنز برنامه را هم در نوروز بالا بردم. از طرف دیگر در ایام نوروز سریال هایی پخش شد که خیلی خوب نبودند بنابراین مردم به شبکه نسیم که برنامه های سرگرمی و با نشاط را  فراهم کرده بودند، گرایش پیدا کردند مخصوصا با حضور مهران مدیری که افتخار ماست و رامبد جوان که زحمت زیادی می کشد، «شب کوک» نیز به آنها پیوست و یک سه ضلعی را تشکیل داد. در فصل بعد کار سخت تر می شود، مردم انتظار دارند «شب کوک» سرحالی را ببینند و فانتزی ها در برنامه ادامه داشته باشد که ما قطعا این فضا را با تنوع بیشتر ادامه می دهیم. ما در طرحی که به شبکه داده ایم اتفاقات جدیدی داریم. آیتم ها دیگر فقط معطوف به صحنه، من و شرکت کنندگان نیست و پلی بک هایی خارج از صحنه داریم و قطعا مسئولیتمان خیلی سنگین تر می شود. این جزو اتفاقات نادر است که برنامه ای در مدت کوتاهی از تولید بتواند در میان همه شبکه ها به اثری پربیننده تبدیل شود. ما همچنان شبانه روز بیداریم، برادران دمیرچی درگیر دکور و قرارداد هستند و من درگیر نوشتن آیتم ها و دیدن ویدئوهای ارسالی هستم و تفریبا روزی ۱۷ ساعت کار می کنم.

«شب کوک» بعدی متنوع‌تر و طناز می‌آید

به گزارش جهان به نقل از مهر، «هر کس از مادرش قهر می کند می رود و خواننده می شود» حتما بارها و بارها این جمله را شنیده اید. یک جستجوی ساده در گوگل هم با نتیجه های آن در صفحات بیشمار نشان می دهد که خوانندگی، راه های خوانندگی، چگونه خواننده شدن و… چقدر بارها مورد پرسش قرار می گیرد.

«تب»؛ اگر از مفهوم واقعی و غیرکنایی این پدیده بگذریم واژه ای است که گاهی با مواجه شدن به علاقمندی های زیاد یک جامعه و یا گروهی از آدم ها بیان می شود. تب بازیگری، تب خوانندگی، تب جراحی پلاستیک. و این تب چگونه کاهش می یابد؟

البته این سوالی نیست که خبرگزاری مهر با عوامل برنامه «شب کوک» برنامه پربیننده موسیقایی مطرح کند اما بابی شد برای ورود به این بحث که چگونه یک برنامه تلویزیونی می تواند به افراد درگیر در یک معضل کمک کند تا بسیاری از آنها وقتی وارد گود می شوند، بفهمند که اصلا برای آن کار ساخته نشده اند و با اولین تمرین ها برای خواندن در مقابل جمع از خوانندگی انصراف دهند و عطای استعداد تشخیص داده شده به قوت دوستان و خانواده را به لقایش ببخشند.

در گفتگوی ما با عوامل برنامه «شب کوک» باربد بابایی مجری و کارگردان هنری، هادی و مجید دمیرچی تهیه کنندگان حضور داشتند.

در این گفتگوها بیان شد که یکی از اهداف «شب کوک» این است که علاقمندان به حوزه خوانندگی از طریق سایت های غیرمجاز و غیراخلاقی اقدام نکنند و همچنین این امکان را داشته باشند تا در فضایی به دور از جذابیت های غیرمتعارف در کشور خودشان تست خوانندگی دهند.

*موسیقی در جامعه ما هنری عمومی تر است و فارغ از همه ویژگی های برنامه «شب کوک» می خواهم ابتدا به این بُعد از اهمیت پخش یک برنامه موسیقایی در تلویزیون بپردازیم که این دست برنامه ها چقدر در هدایت درست جامعه امروز به سمت موسیقی و خوانندگی کمک می کند و می تواند تاثیرگذار باشد. مخصوصا که فکر می کنم تب خوانندگی یک تب همیشگی است و با چنین برنامه هایی کسانی که به عنوان شرکت کننده به برنامه می آیند، می توانند تا حدودی قاعده‌مندتر وارد گود شوند.

باربد بابایی: در سه دهه گذشته علاقمندان به حوزه بازیگری و خوانندگی بسیار زیاده شده اند و مخصوصا خوانندگی بیشتر هم بوده است. وقتی ما نظام درستی برای جذب استعدادهای خوب در حوزه موسیقی نداشته باشیم این استعداد می تواند به موسیقی زیرزمینی ورود کند که بخش عمده ای از آن فرهنگ ما را هم تحت تاثیر قرار می دهد. زمانی که ما طرح «شب کوک» را نوشتیم هدف گذاری مان این بود که بستری را فراهم کنیم که در سراسر ایران هرکسی که فکر می کند حتی یک درصد استعداد موسیقی دارد در برنامه آن را نشان دهد. اینکه علاقمندان توانستند در این برنامه سختی های کار را ببیند کمک زیادی به بسیاری از آنها کرد که بسیاری از آنها تنها در همان سری اول در برنامه شرکت کردند و زمانی که روی صحنه آمدند خودشان بیان کردند که حتی یک درصد آن چیزی هم که فکر می کردند، دیگر نیستند. یعنی وقتی دوربین ها روشن شد، داورها در کناری آماده شدند و حضار به برنامه آمدند شرکت کننده ها دیگر نتواستند اجرا کنند و عده ای می گفتند که فامیل و اطرافیانشان بسیار از آنها تعریف می کرده اند و فکر می کردند اگر به چنین مسابقه هایی بیایند نفر اول می شوند در حالیکه این افراد در همان دور مقدماتی حذف شدند.البته این شرکت کننده ها اصلا از حذف شدن ناراحت هم نبودند و بیان می کردند که تازه فهمیده اند که به درد موسیقی نمی خوردند.

 ما دو هدف موازی در برنامه داریم یکی اینکه آن کسانی که مورد تعریف و تمجید دوستان و اطرافیان قرار می گیرند به این برنامه بیایند و بفهمند که خوانندگی چه کار سخت و علمی‌ای است یعنی در کنار استعداد ذاتی باید علم آن را هم داشته باشند و اتفاقا بسیاری در همان ابتدای راه بی خیال باقی مسیر می شوند و کنار می کشند. هدف دوم هم معرفی چهره ها و استعدادهایی هستند که می توانند سرمایه آینده موسیقی ما و جایگزین خواننده های فعلی باشند چون خوانندگی یک حرکت سینوسی است و یکی خواننده نمی تواند ۲۰ سال روی بورس باشد. نقطه اوج این سینوس بعد از ۵ یا ۱۰ سال برای یک خواننده پایین می آید و ما باید به دنبال جایگزین باشیم. ما یک کشور ۸۰ میلیونی داریم و این خوب نیست که تنها هفت خواننده سالن ها را پر کنند و کنسرت بگذارند یا آلبوم بفروشند. ما باید حدود ۶۰ تا ۷۰ خواننده با سبک های مختلف و متنوع داشته باشیم. «شب کوک» می تواند به کسانی که فکر می کنند خوانندگی را بلد هستند اثبات کند که این کار تخصصی است و افراد باید دوره ببیند، کلاس بروند و آموزش ببینند و بعد از تمرین به سراغ این کار بیایند. آنها هم که کار خود را به تناسب انجام داده اند به برنامه بیایند و دیده شوند.

*آقای دمیرچی شما در حوزه موسیقی تهیه کننده هستید و این فضا را به خوبی می شناسید که نسل جوان چگونه برای خواننده شدن هزینه می کند و به دنبال فرد یا موسساتی است که او را راهنمایی کند.

هادی دمیرچی: پیش از این برنامه؛ من، برادرم و آقای بابایی (در زمانی که فعالیت تصویری نداشت) در حوزه هنر و مخصوصا در حوزه موسیقی، برگزاری کنسرت و تهیه آلبوم های موسیقی فعالیت جدی داشتیم. سال ها در مناطق آزاد مثل کیش و قشم فعالیت می کردیم و همان جا دوستان زیادی را می دیدیم که می آمدند و نوعی تب خوانندگی در آنها هویدا بود. طرح ما برای یک مسابقه خوانندگی بسیار قدیمی است و شاید خیلی پیش‌تر از اینکه بسیاری از شبکه های مشابه و ماهواره ای به آن فکر کنند، به واسطه همان تب و تابی که شما گفتید بسیاری حتی دوست داشتند که مسابقه ای در حوزه خوانندگی داشته باشند و ما جدای از این افراد نبودیم. آقای بابایی هم سال ها بود که چنین طرحی را داشت و حتی قبل از اینکه ما با او همکاری کنیم، طرحش را به یکی از شبکه ها ارایه کرده بود اما به دلایلی که من احساس می کنم قسمت بود که اتفاقا ما با هم پروژه را جلو ببریم، طرح او در آن زمان مورد قبول واقع نشد.

هدفگذاری ما به این شکل بود که کمک کنیم تا افرادی که می توانند خوب بخوانند در یک فضای تصویری و در سادگی و بدون جذابیت های غیر متعارف، فارغ از پوشش های نامناسب، فارغ از حضور خانم ها خارج از چارچوب های اصالتی و فرهنگی در سیمای جمهوری اسلامی ایران و به گونه ای که در شان برنامه و مخاطب باشد، به اجرا بپردازند و استعدادشان را در کشور خودمان نشان دهند.

دومین هدف ما این بود که از راه های نامتعارفی که به استعدادیابی می پردازند، جلوگیری شود. به طور مثال عده ای از طریق سایت های غیرمجاز و غیراخلاقی سراغ این کار می روند و هدف ما این بود که این افراد از راه درست و با شیوه درست در تلویزیون خودمان یعنی جایی که مخاطبانش خانواده هایمان هستند به اجرا بپردازند. سومین هدف ما هم خوانندگی بود. «شب کوک» مسابقه ای ساده در حوزه خوانندگی و نه موسیقی است. برنامه ساده ای که بتواند با تبحر مجری که پشتوانه موسیقایی دارد و با بداهه و طنزپردازی های وی جذابیت را هم در بر داشته باشد و این اتفاق رخ داد چون باربد بابایی فقط مجری نبود. او بازیگر بود، صحنه را خوب می شناخت، خودش نوازنده است و گام ها را می شناخت و همه اینها کمک می کرد تا او خوانندگی داوطلبان را بهتر هدایت کند. بابایی به شدت اعتماد به نفس دارد و ذاتا طبع طنازی دارد. از این حیث هم توانست شرکت کنندگان و هم داوران ما را به بازی بگیرد و صحنه را به گونه ای درآورد که خانواده ها فقط به تماشای یک مسابقه خوانندگی ننشینند. ما اصلا دوست نداشتیم برنامه ای بسازیم که صریح و مستقیم به خوانندگی بپردازد بلکه خواستیم فضایی را فراهم کنیم تا خانواده ها بدون نگرانی از اینکه برنامه روی کودک و نوجوانشان تاثیر منفی بگذارد و یا جوانشان به واسطه موسیقی جذب مسایل دیگری شود و از اتفاقات مثبت مورد نظر خانواده دور شود، با ما همراه شوند. پیرو این اتفاقات بسیاری از شرکت کنندگان ما و حتی مخاطبان فهمیدند که خوانندگی فقط این نیست که شما آواز بخوانید بلکه به دانش و اطلاعاتی هم نیازمند است، به طور مثال مردم از طریق «شب کوک» اصطلاحات زیادی را شنیدند و یاد گرفتند و بسیاری با شنیدن آنها به این نتیجه رسیدند که اگر شنونده ای قوی باشند بسیار بهتر از خوانندگی است و از صرافت آن افتادند.

بابایی: چقدر از من تعریف کردید باید از اینجا بروم.(با شوخی)

هادی دمیرچی: البته من این سخنان را به دلیل اینکه باربد رفیق من است، نگفتم بلکه من واقعیت ها را بیان کردم.

*من هم فکر می کنم اشکالی هم ندارد و نقطه قوت برنامه شما همین است که یک تیم هستید و شما سه نفر اتفاقا با هم دوستید. شاید در ایران کمتر افرادی که به صورت تیمی کار کنند دیده می شود و ما گاهی می بینیم در برنامه های تاک شو دایم عوامل تغییر می کنند. به هرحال آقای بابایی صحنه را در کنار آقای مسعود فروتن مدیریت و کارگردانی کردند.

بابایی: بله آقای فروتن کارگردان تلویزیونی بودند که موقعیت بسیار مهمی است و چنین فردی باید بتواند تفکر کارگردان هنری، مجری و تهیه کننده را روی تصویر پیاده کند. حضورشان افتخار بسیار بزرگی برای ما بود و هر شب در برنامه می گفتند که سال هاست در چنین موقعیتی قرار نگرفته اند چراکه چندین سال است که در حوزه اجرا فعالیت دارند و اتفاقا ما در تلاشیم در فصل بعد آیتمی را طراحی کنیم تا آقای فروتن بتواند به اجرا بپردازد و ما از صدای گرم و حال آرامشان بهره ببریم.

*با توجه به پیشینه ای که شما و برادرتان دارید چقدر خودتان با کلاهبرداری و سوءاستفاده در حوزه موسیقی و مخصوصا خوانندگی مواجه شدید؟

مجید دمیرچی: خیلی از جوانان به دنبال این هستند که از طریق موسیقی به شهرت برسند منتها راه آن را نمی دانند یا به یک سری از دوستانی برخورد می کنند که در حوزه های مختلف هنری دست به سوءاستفاده می زنند تا به اهداف مالی خود برسند و متاسفانه این افراد علاقمند که راه درست را نمی دانند از لحاظ مالی ضرر می کنند و از لحاظ روحی نیز متحمل یک سری مسایل می شوند که درنهایت به اتفاق مثبتی منتج نمی شود. چند سال پیش فردی پیش ما آمد و گفت می خواهم مبلغ زیادی را هزینه کنم که خواننده شوم. ما جلسه ای گذاشتیم و او در شرایطی صدای خود را تست کرد. ما متوجه شدیم که او صدای خوبی برای خوانندگی ندارد و به او هم اعلام کردیم که اگر برای خوانندگی هزینه کند به جایی نمی رسد و پول خود را بیهوده صرف کرده است. با این حال او به جای دیگری رفت و سرمایه زیادی را هم هزینه کرد اما به نتیجه ای نرسید و از لحاظ روحی هم لطمه خود. ویژگی «شب کوک» این است که نیاز نیست کسی سرمایه ای در آن بگذارد و در حضور استادان حرفه ای می توان خوانندگی را تست کرد. در «شب کوک» کسی به دلیل مسایل مالی بیهوده از شرکت کننده تعریف و تمجید نمی کند و فرد نظر واقعی داوران را می شنود و در فضایی قرار می گیرد که می تواند به راحتی توانمندی های خود را تست کند.

*شاید با توجه به اینکه انتظاراتی از تلویزیون به عنوان بخشی از رسانه ملی وجود دارد این برنامه می تواند برای نسل جوان و علاقمند به موسیقی سودمند باشد و استعدادهایی را هم به درستی هدایت کند.

هادی دمیرچی: بله خوشبختانه این اتفاق در «شب کوک» رخ داده است و دوستان می توانند بدون استرس و هزینه های مالی خود را تست کنند.

*از کسانی که توانستند وارد «شب کوک» شوند افرادی که پیش از این خودشان هم هزینه هایی کرده باشند، وجود داشتند؟

هادی دمیرچی: «شب کوک» بیشتر دنبال استعدادهای ناب بود، کسانی که به واسطه تشویق خانواده و اطرافیان به برنامه آمده بودند و غالبا افرادی بودند که وسع مالی ضعیفی داشتند. همچنین کسانی که می خواستند با کمک «شب کوک» دیده شوند اگر هم به آموزشگاه ها رفته بودند چیزی از آنها منتشر نشده بود و خود ما هم به دنبال این بودیم که کسانی که چنین توانی ندارند به برنامه بیایند.

مجید دمیرچی: «شب کوک» اگرچه یک مسابقه است اما دقیقا یک کلاس آموزشی است و کسی که به این برنامه بیاید در بدو ورود و برای تست صدا دیگر نیازی به آن همه آموزشگاه ندارد.

*پربیننده شدن «شب کوک» چقدر شما را برای تولید فصل بعد برنامه به تکاپو انداخت؟

بابایی: این مساله کار ما را بسیار سخت کرد. البته آنچه که به عنوان پربیننده ترین برنامه نصیب ما شد، از طرف مردم بود و از این بابت خدا را شکر می کنیم. این مساله همچنین حاصل چند اتفاق بود؛ اولا که برنامه صد قسمت بود و قسمت های اصلی به نوروز رسید و از قبل هم می دانستیم وقتی برنامه جدی تر شود مردم بیشتر آن را دنبال می کنند. به هر حال مردم شاید نتوانند ۲۱۰ نفر شرکت کننده را پیگیری کنند اما با ۱۲ نفر نهایی ارتباط بیشتری برقرار می کنند. مخصوصا من تاک شوهایی را طراحی کردم و درباره زندگی خصوصی نفرات آخر با خودشان صحبت کردم که نوعی درگیری برای مردم ایجاد کرد. همچنین من فانتزی و طنز برنامه را هم در نوروز بالا بردم. از طرف دیگر در ایام نوروز سریال هایی پخش شد که خیلی خوب نبودند بنابراین مردم به شبکه نسیم که برنامه های سرگرمی و با نشاط را  فراهم کرده بودند، گرایش پیدا کردند مخصوصا با حضور مهران مدیری که افتخار ماست و رامبد جوان که زحمت زیادی می کشد، «شب کوک» نیز به آنها پیوست و یک سه ضلعی را تشکیل داد. در فصل بعد کار سخت تر می شود، مردم انتظار دارند «شب کوک» سرحالی را ببینند و فانتزی ها در برنامه ادامه داشته باشد که ما قطعا این فضا را با تنوع بیشتر ادامه می دهیم. ما در طرحی که به شبکه داده ایم اتفاقات جدیدی داریم. آیتم ها دیگر فقط معطوف به صحنه، من و شرکت کنندگان نیست و پلی بک هایی خارج از صحنه داریم و قطعا مسئولیتمان خیلی سنگین تر می شود. این جزو اتفاقات نادر است که برنامه ای در مدت کوتاهی از تولید بتواند در میان همه شبکه ها به اثری پربیننده تبدیل شود. ما همچنان شبانه روز بیداریم، برادران دمیرچی درگیر دکور و قرارداد هستند و من درگیر نوشتن آیتم ها و دیدن ویدئوهای ارسالی هستم و تفریبا روزی ۱۷ ساعت کار می کنم.

«شب کوک» بعدی متنوع‌تر و طناز می‌آید

از جذب جاسم کرار بی خبرم / فقط با خسوس و ابراهیم زاده توافق نهایی صورت گرفته

از جذب جاسم کرار بی خبرم / فقط با خسوس و ابراهیم زاده توافق نهایی صورت گرفته

حسن آذرنیا در خصوص شرایط تیم فوتبال گسترش فولاد تبریز در بازار نقل و انتقالات تابستانی اظهار داشت: «نقل و انتقالات فصل به تازگی شروع شده است و آقای کمالوند می خواهد به ما برنامه بدهد که چه بازیکنانی باید به تیم اضافه شوند و چه بازیکنانی باید از تیم بروند، بعد از گرفتن لیست از آقای کمالوند به جذب بازیکن اقدام خواهیم کرد.»

وی درباره بازیکنان خروجی تیم گفت: «هنوز بازیکنی مشخص نشده است که بخواهد از تیم برود و ما منتظر آقای کمالوند هستیم تا لیست را بدهند.»

سرپرست باشگاه گسترش فولاد تبریز درباره بازیکنان اضافه شده به تیم گفت: «در حال حاضر با خسوس و منصور ابراهیم زاده به توافق ۱۰۰ درصدی رسیدیم و وضعیت چاگو هنوز مشخص نیست و تمام نشده است.»

آذرنیا در پایان در واکنش به خبر پیوستن جاسم کرار هافبک پرحاشیه ی عراقی افزود: «هر کسی را که آقای کمالوند به ما بگوید برای جذبش اقدام می کنیم و برای پیشرفت تیم سعی می کنیم آن ها را جذب کنیم. من هنوز آقای کمالوند را ندیده ام و از این موضوع بی خبرم، اگر سرمربی تیم بخواهد این بازیکن به تیم اضافه شود باید به باشگاه اطلاع بدهد تا باشگاه برای جذب این بازیکن اقدام کند، هنوز این اتفاق نیافتاده است و اگر اتفاقی در این خصوص بیافتد طی یکی دو روز آینده رسانه ای خواهد شد.»

از جذب جاسم کرار بی خبرم / فقط با خسوس و ابراهیم زاده توافق نهایی صورت گرفته

حسن آذرنیا در خصوص شرایط تیم فوتبال گسترش فولاد تبریز در بازار نقل و انتقالات تابستانی اظهار داشت: «نقل و انتقالات فصل به تازگی شروع شده است و آقای کمالوند می خواهد به ما برنامه بدهد که چه بازیکنانی باید به تیم اضافه شوند و چه بازیکنانی باید از تیم بروند، بعد از گرفتن لیست از آقای کمالوند به جذب بازیکن اقدام خواهیم کرد.»

وی درباره بازیکنان خروجی تیم گفت: «هنوز بازیکنی مشخص نشده است که بخواهد از تیم برود و ما منتظر آقای کمالوند هستیم تا لیست را بدهند.»

سرپرست باشگاه گسترش فولاد تبریز درباره بازیکنان اضافه شده به تیم گفت: «در حال حاضر با خسوس و منصور ابراهیم زاده به توافق ۱۰۰ درصدی رسیدیم و وضعیت چاگو هنوز مشخص نیست و تمام نشده است.»

آذرنیا در پایان در واکنش به خبر پیوستن جاسم کرار هافبک پرحاشیه ی عراقی افزود: «هر کسی را که آقای کمالوند به ما بگوید برای جذبش اقدام می کنیم و برای پیشرفت تیم سعی می کنیم آن ها را جذب کنیم. من هنوز آقای کمالوند را ندیده ام و از این موضوع بی خبرم، اگر سرمربی تیم بخواهد این بازیکن به تیم اضافه شود باید به باشگاه اطلاع بدهد تا باشگاه برای جذب این بازیکن اقدام کند، هنوز این اتفاق نیافتاده است و اگر اتفاقی در این خصوص بیافتد طی یکی دو روز آینده رسانه ای خواهد شد.»

از جذب جاسم کرار بی خبرم / فقط با خسوس و ابراهیم زاده توافق نهایی صورت گرفته

آهنگ جدید