یک سال پیش درباره دریافتی‌های کلان مدیران به شما گزارش دادیم/پاسخگو باشید

یک سال پیش درباره دریافتی‌های کلان مدیران به شما گزارش دادیم/پاسخگو باشید

غلامرضا تاجگردون رئیس کمیسیون برنامه و بودجه مجلس شورای اسلامی در نامه‌ای خطاب به علی طیب‌نیا وزیر امور اقتصادی و دارایی، در مورد اعمال خلاف قانون و عرف در بانک‌ها، بیمه‌ها و شرکت‌های دولتی، از وی خواست به مقامات ناظر پاسخگو باشد و نسبت به روشن شدن ابعاد موضوع اقدام کند.

در این نامه آمده است:

بسمه تعالی

جناب آقای دکتر طیب نیا

وزیر محترم امور اقتصادی و دارایی

با سلام و احترام

با استعفای مدبرانه رئیس محترم بیمه مرکزی جناب آقای امین و پذیرش آن توسط جنابعالی پرونده این موضوع یعنی تفاوت جدی در دریافتی‌های مدیران بسته نمی‌شود. نمی‌خواهم بگویم حضرتعالی مقصرید ولی سهم شما در این موضوع کم نیست.

اگرچه تمایل نداشتم به این موضوع اشاره کنم ولی به واسطه حجم بالای فضای رسانه‌ای در این خصوص وظیفه خود به عنوان نماینده و رئیس کمیسیون برنامه و بودجه دیدم این نامه تقدیم شده و اطلاع‌رسانی شود. حال که قبح چنین موضوعی شکسته شد و مدیری جسور به خود اجازه داد بر خلاف عرف مسئولین حرکتی زیبا از خود نشان دهد. شایسته است ابعاد این موضوع روشن تر شود.

قریب به یک سال پیش طی دو دیدار حضوری و تقدیم دو گزارش در دو مرحله به دریافتی‌های بالای برخی از شرکت‌ها و موسسات دولتی من‌جمله بیمه مرکزی و بیمه ایران و چند بانک اشاره داشتم. گزارشی که حسب گزارشات رسمی دیوان محاسبات تهیه شده بود و توسط رئیس کمیسیون برنامه و بودجه به وزیر اقتصاد اعلام شده بود. تمایل نداشتم در آن دوره موضوع را رسانه‌ای کنم چراکه این نوع اتفاقات اثر منفی بر فعالیت بنگاه‌های اقتصادی به جای خواهد گذاشت.

ماحصل مکاتبات و مذاکرات بر این شد در اسرع وقت ضوابطی تدوین و ابلاغ نمایید که پرداخت‌ها معقولانه‌تر و از ضوابط بهتری برخوردار شود. همه اهل فن می‌دانند مدیران بیمه مرکزی تخلفی نکرده‌اند ولی همه می‌دانیم هیچ مدیری نباید خلاف عرف تصمیم بگیرد.

جناب آقای دکتر طیب‌نیا، سهم جنابعالی به عنوان وزیر اصلی این بخش کم نیست. بیمه مرکزی یک نمونه بود، سایر بخش‌ها را چگونه جمع می‌کنید؟ بانک‌ها، بیمه‌ها، سایر شرکت‌های دولتی را که جنابعالی متولی آن هستید و خلاف قانون و عرف عمل می‌شود را تا کی باید یله و رها و خارج از نظارت مدیریت کنید.

آقای وزیر موضوع فقط در پرداخت مستقیم نیست. پرداخت‌های غیر مستقیم، داشتن مسئولیت‌های متعدد و عدول از قوانین فراوان است. ضعف نظارتی در این زمینه خدشه‌ای به خدمات ارزشمند شما وارد نمی‌کند ولی اجازه دهید به عنوان رئیس کمیسیون برنامه و بودجه و به عنوان عضوی از ناظران این سیستم اعلام نمایم جنابعالی نیز سهمی از این تقصیر دارید که باید پاسخگو به مقامات ناظر باشید و مردم ایران نیز باید قدر مدیر مستعفی بیمه مرکزی را بداند که از خود جسارت به خرج داده و برای اولین بار از ملت بخاطر این که نگرانی برای آنان فراهم کرده عذرخواهی کرده است.

غلامرضا تاجگردون رئیس کمیسیون برنامه و بودجه مجلس شورای اسلامی

یک سال پیش درباره دریافتی‌های کلان مدیران به شما گزارش دادیم/پاسخگو باشید

غلامرضا تاجگردون رئیس کمیسیون برنامه و بودجه مجلس شورای اسلامی در نامه‌ای خطاب به علی طیب‌نیا وزیر امور اقتصادی و دارایی، در مورد اعمال خلاف قانون و عرف در بانک‌ها، بیمه‌ها و شرکت‌های دولتی، از وی خواست به مقامات ناظر پاسخگو باشد و نسبت به روشن شدن ابعاد موضوع اقدام کند.

در این نامه آمده است:

بسمه تعالی

جناب آقای دکتر طیب نیا

وزیر محترم امور اقتصادی و دارایی

با سلام و احترام

با استعفای مدبرانه رئیس محترم بیمه مرکزی جناب آقای امین و پذیرش آن توسط جنابعالی پرونده این موضوع یعنی تفاوت جدی در دریافتی‌های مدیران بسته نمی‌شود. نمی‌خواهم بگویم حضرتعالی مقصرید ولی سهم شما در این موضوع کم نیست.

اگرچه تمایل نداشتم به این موضوع اشاره کنم ولی به واسطه حجم بالای فضای رسانه‌ای در این خصوص وظیفه خود به عنوان نماینده و رئیس کمیسیون برنامه و بودجه دیدم این نامه تقدیم شده و اطلاع‌رسانی شود. حال که قبح چنین موضوعی شکسته شد و مدیری جسور به خود اجازه داد بر خلاف عرف مسئولین حرکتی زیبا از خود نشان دهد. شایسته است ابعاد این موضوع روشن تر شود.

قریب به یک سال پیش طی دو دیدار حضوری و تقدیم دو گزارش در دو مرحله به دریافتی‌های بالای برخی از شرکت‌ها و موسسات دولتی من‌جمله بیمه مرکزی و بیمه ایران و چند بانک اشاره داشتم. گزارشی که حسب گزارشات رسمی دیوان محاسبات تهیه شده بود و توسط رئیس کمیسیون برنامه و بودجه به وزیر اقتصاد اعلام شده بود. تمایل نداشتم در آن دوره موضوع را رسانه‌ای کنم چراکه این نوع اتفاقات اثر منفی بر فعالیت بنگاه‌های اقتصادی به جای خواهد گذاشت.

ماحصل مکاتبات و مذاکرات بر این شد در اسرع وقت ضوابطی تدوین و ابلاغ نمایید که پرداخت‌ها معقولانه‌تر و از ضوابط بهتری برخوردار شود. همه اهل فن می‌دانند مدیران بیمه مرکزی تخلفی نکرده‌اند ولی همه می‌دانیم هیچ مدیری نباید خلاف عرف تصمیم بگیرد.

جناب آقای دکتر طیب‌نیا، سهم جنابعالی به عنوان وزیر اصلی این بخش کم نیست. بیمه مرکزی یک نمونه بود، سایر بخش‌ها را چگونه جمع می‌کنید؟ بانک‌ها، بیمه‌ها، سایر شرکت‌های دولتی را که جنابعالی متولی آن هستید و خلاف قانون و عرف عمل می‌شود را تا کی باید یله و رها و خارج از نظارت مدیریت کنید.

آقای وزیر موضوع فقط در پرداخت مستقیم نیست. پرداخت‌های غیر مستقیم، داشتن مسئولیت‌های متعدد و عدول از قوانین فراوان است. ضعف نظارتی در این زمینه خدشه‌ای به خدمات ارزشمند شما وارد نمی‌کند ولی اجازه دهید به عنوان رئیس کمیسیون برنامه و بودجه و به عنوان عضوی از ناظران این سیستم اعلام نمایم جنابعالی نیز سهمی از این تقصیر دارید که باید پاسخگو به مقامات ناظر باشید و مردم ایران نیز باید قدر مدیر مستعفی بیمه مرکزی را بداند که از خود جسارت به خرج داده و برای اولین بار از ملت بخاطر این که نگرانی برای آنان فراهم کرده عذرخواهی کرده است.

غلامرضا تاجگردون رئیس کمیسیون برنامه و بودجه مجلس شورای اسلامی

یک سال پیش درباره دریافتی‌های کلان مدیران به شما گزارش دادیم/پاسخگو باشید

خرید بک لینک

car

مجلس دهم هم مجلس مرگ بر آمریکاست

مجلس دهم هم مجلس مرگ بر آمریکاست

به گزارش جهان به نقل از فارس، سردار محمدرضا نقدی عصر امروز در جمع بسیجیان شهرستان گرگان اظهار کرد: نفوذ مهمترین خطر است، باورِ اینکه دشمن خوب است یک اشتباه راهبردی است دشمنی که مانند آمریکا تمام سلول‎هایش جرم و جنایت است و تمام تاریخ‎اش دزدی به اموال دیگران است و ذره‎ای از انسانیت در هیچ تاریخی ندارد قابل اعتماد نیست.

وی تصریح کرد: چگونه باید باور کنیم آمریکا آدم شده است، با خواندن چند قطعه شعر حافظ و پیام نوروزی مگر کسی آدم می‎شود؟ باید هوشیار باشیم و دشمن را بشناسیم.

رئیس سازمان بسیج مستضعفین افزود: ملت ما قفس طاغوت ستمشاهی را شکست و آزاد شد اما در دنیا قفس بزرگتری به نام آمریکا وجود دارد که این را باید بشکنیم و دنیا را آزاد کنیم. این راه امام است، راهی که پیروزی در آن حتمی است.

سردار نقدی با اشاره به اینکه دعای مقام معظم رهبری در روز مبعث باید خیلی افراد را از خواب بیدار کند، گفت: اینکه رهبر معظم انقلاب فرمودند ما حقایق را می‎گوئیم بعضی‎ها گوش می‎کنند، اینها نیاز به بصیرت و هوشیاری دارد چراکه راه ما راه پیروزی است شما اگر به این حرف‎ها عمل نکنید و مقاومت در مقابل استکبار نداشته باشید خداوند افراد دیگری را جایگزین خواهد کرد.

وی افزود: خدا اراده کرده مستضعفین را بر زمین حاکم کند و دشمنان را شکست دهد هرکس با انقلاب زاویه بگیرد روی اسب بازنده شرط کرده است، بصیرت و بیداری راه بُرد است که باید بیدار باشیم و تا آخر راه ایستادگی کنیم.

رئیس سازمان بسیج مستضعفین با اشاره به اینکه هر کسی می‎تواند در جنگ نرم رسالت داشته باشد، گفت: بسیجیان باید راه شهدا را نشان دهند، فرمان مقام معظم رهبری را در جامعه تبیین کنند تا راهمان بابصیرت باشد.

سردار نقدی با اشاره به اینکه دشمن روی مسأله نفوذ خیلی تلاش کرده است، اظهار کرد: 2 میلیارد و 308 میلیون دلار در بودجه 2016 آمریکا برای دموکراتیزه «تغییر سیاسی» در ایران تخصیص دادند که این راه شکست خورد؛ می‎خواستند مجلس را آمریکاپسند درست کنند، دشمن در این تئوری خود شکست خورد و باید 4 سال دیگر مرگ بر آمریکا را در مجلس تحمل کند.

وی با تاکید بر تبیین گفتمان ولایت در جامعه بیان کرد: باید مراقب منافقینی که آلت دست استکبار هستند باشیم و این راه را باقدرت ادامه دهیم.

مجلس دهم هم مجلس مرگ بر آمریکاست

به گزارش جهان به نقل از فارس، سردار محمدرضا نقدی عصر امروز در جمع بسیجیان شهرستان گرگان اظهار کرد: نفوذ مهمترین خطر است، باورِ اینکه دشمن خوب است یک اشتباه راهبردی است دشمنی که مانند آمریکا تمام سلول‎هایش جرم و جنایت است و تمام تاریخ‎اش دزدی به اموال دیگران است و ذره‎ای از انسانیت در هیچ تاریخی ندارد قابل اعتماد نیست.

وی تصریح کرد: چگونه باید باور کنیم آمریکا آدم شده است، با خواندن چند قطعه شعر حافظ و پیام نوروزی مگر کسی آدم می‎شود؟ باید هوشیار باشیم و دشمن را بشناسیم.

رئیس سازمان بسیج مستضعفین افزود: ملت ما قفس طاغوت ستمشاهی را شکست و آزاد شد اما در دنیا قفس بزرگتری به نام آمریکا وجود دارد که این را باید بشکنیم و دنیا را آزاد کنیم. این راه امام است، راهی که پیروزی در آن حتمی است.

سردار نقدی با اشاره به اینکه دعای مقام معظم رهبری در روز مبعث باید خیلی افراد را از خواب بیدار کند، گفت: اینکه رهبر معظم انقلاب فرمودند ما حقایق را می‎گوئیم بعضی‎ها گوش می‎کنند، اینها نیاز به بصیرت و هوشیاری دارد چراکه راه ما راه پیروزی است شما اگر به این حرف‎ها عمل نکنید و مقاومت در مقابل استکبار نداشته باشید خداوند افراد دیگری را جایگزین خواهد کرد.

وی افزود: خدا اراده کرده مستضعفین را بر زمین حاکم کند و دشمنان را شکست دهد هرکس با انقلاب زاویه بگیرد روی اسب بازنده شرط کرده است، بصیرت و بیداری راه بُرد است که باید بیدار باشیم و تا آخر راه ایستادگی کنیم.

رئیس سازمان بسیج مستضعفین با اشاره به اینکه هر کسی می‎تواند در جنگ نرم رسالت داشته باشد، گفت: بسیجیان باید راه شهدا را نشان دهند، فرمان مقام معظم رهبری را در جامعه تبیین کنند تا راهمان بابصیرت باشد.

سردار نقدی با اشاره به اینکه دشمن روی مسأله نفوذ خیلی تلاش کرده است، اظهار کرد: 2 میلیارد و 308 میلیون دلار در بودجه 2016 آمریکا برای دموکراتیزه «تغییر سیاسی» در ایران تخصیص دادند که این راه شکست خورد؛ می‎خواستند مجلس را آمریکاپسند درست کنند، دشمن در این تئوری خود شکست خورد و باید 4 سال دیگر مرگ بر آمریکا را در مجلس تحمل کند.

وی با تاکید بر تبیین گفتمان ولایت در جامعه بیان کرد: باید مراقب منافقینی که آلت دست استکبار هستند باشیم و این راه را باقدرت ادامه دهیم.

مجلس دهم هم مجلس مرگ بر آمریکاست

خرید بک لینک

مرکز فیلم

تو بگو این لحظه چند؟

تو بگو این لحظه چند؟

۱۳۱۱۸۱۵۸_۱۰۸۱۸۱۹۲۷۱۸۹۳۱۵۱_۲۶۱۲۸۱۷۴۸_n

تو بگو این لحظه چند؟

(image)

تو بگو این لحظه چند؟

فروش بک لینک

car

اوباما مراقب باشد، در ایران همه به روحانی اعتراض می‌کنند

اوباما مراقب باشد، در ایران همه به روحانی اعتراض می‌کنند

گروه بین الملل جهان نیوز ـ راجر کوهن در نیویورک‌تایمز می‌نویسد: ایجاد یک موازنه بین دولت و حاکمیت، شرایط سیاسی لازم را برای دستیابی به این توافق فراهم کرده است و لذا آمریکا باید قدر فرصت به دست آمده را بداند. در صورت بازگشت تندروهای ایران به قدرت در انتخابات ریاست‌جمهوری سال آینده امکان نادیده گرفته شدن توافق افزایش خواهد یافت.

کوهن افزود: اکنون دولت آمریکا در حال تضعیف موازنه موجود در ایران و تقویت تندروها و به خطر انداختن توافقنامه‌ای که برای بازداشتن ایران از دستیابی به سلاح هسته‌ای به سختی به دست آمده است.

این تحلیلگر می‌نویسد: آمریکا پس از یک دستاورد مهم دیپلماتیک اکنون سیاست تیر زدن به پای ایران را برای عدم پیشروی دنبال می‌کند.

وی یادآور شد: در تهران اعتراض فزاینده به روحانی و جواد ظریف وزیر خارجه این است که امتیازاتی که قرار بود واشنگتن در ازای کاهش سانتریفیوژها و ذخایر اورانیوم بدهد کجاست و اصلا این توافق چه سودی داشته است؟

کوهن در ادامه به ترس بانکهای اروپایی از معامله با ایران از بیم واکنش تند آمریکا به عنوان  یکی از اولین مشکلات اشاره می‌کند و می‌افزاید: با وجود قولی که جان کری وزیر خارجه آمریکا برای رفع این مشکل داده، هنوز گشایشی حاصل نشده و بانک‌ها کماکان نگرانند که جریمه‌های سنگین گذشته تکرار شود.

نیویورک تایمز خاطر نشان کرد: در داخل آمریکا نیز بازرگانان از این شکایت دارند که بار اصلی رسیدن به این توافق به دوش دولت اوباما بوده ولی اکنون این شرکتهای اروپایی نه آمریکایی هستند که در حال چیدن میوه‌های توافق هستند چرا که آنها از معامله با ایران منع شده‌اند.

حمید بیگلری یک سرمایه‌گذار بین‌المللی و نایب رئیس سابق سیتی گروپ در یک ای‌میل به کوهن نوشت: «ما یک فرصت برد-برد را برای تعامل بیشتر به یک پیامد باخت-باخت تبدیل کرده‌ایم چرا که نه ایران واقعا می‌تواند از سود واقعی برخوردار شود و نه شرکتهای آمریکایی می‌توانند امکان رقابت در میدان بازی بین‌المللی را داشته باشند.»
منبع: کیهان

اوباما مراقب باشد، در ایران همه به روحانی اعتراض می‌کنند

گروه بین الملل جهان نیوز ـ راجر کوهن در نیویورک‌تایمز می‌نویسد: ایجاد یک موازنه بین دولت و حاکمیت، شرایط سیاسی لازم را برای دستیابی به این توافق فراهم کرده است و لذا آمریکا باید قدر فرصت به دست آمده را بداند. در صورت بازگشت تندروهای ایران به قدرت در انتخابات ریاست‌جمهوری سال آینده امکان نادیده گرفته شدن توافق افزایش خواهد یافت.

کوهن افزود: اکنون دولت آمریکا در حال تضعیف موازنه موجود در ایران و تقویت تندروها و به خطر انداختن توافقنامه‌ای که برای بازداشتن ایران از دستیابی به سلاح هسته‌ای به سختی به دست آمده است.

این تحلیلگر می‌نویسد: آمریکا پس از یک دستاورد مهم دیپلماتیک اکنون سیاست تیر زدن به پای ایران را برای عدم پیشروی دنبال می‌کند.

وی یادآور شد: در تهران اعتراض فزاینده به روحانی و جواد ظریف وزیر خارجه این است که امتیازاتی که قرار بود واشنگتن در ازای کاهش سانتریفیوژها و ذخایر اورانیوم بدهد کجاست و اصلا این توافق چه سودی داشته است؟

کوهن در ادامه به ترس بانکهای اروپایی از معامله با ایران از بیم واکنش تند آمریکا به عنوان  یکی از اولین مشکلات اشاره می‌کند و می‌افزاید: با وجود قولی که جان کری وزیر خارجه آمریکا برای رفع این مشکل داده، هنوز گشایشی حاصل نشده و بانک‌ها کماکان نگرانند که جریمه‌های سنگین گذشته تکرار شود.

نیویورک تایمز خاطر نشان کرد: در داخل آمریکا نیز بازرگانان از این شکایت دارند که بار اصلی رسیدن به این توافق به دوش دولت اوباما بوده ولی اکنون این شرکتهای اروپایی نه آمریکایی هستند که در حال چیدن میوه‌های توافق هستند چرا که آنها از معامله با ایران منع شده‌اند.

حمید بیگلری یک سرمایه‌گذار بین‌المللی و نایب رئیس سابق سیتی گروپ در یک ای‌میل به کوهن نوشت: «ما یک فرصت برد-برد را برای تعامل بیشتر به یک پیامد باخت-باخت تبدیل کرده‌ایم چرا که نه ایران واقعا می‌تواند از سود واقعی برخوردار شود و نه شرکتهای آمریکایی می‌توانند امکان رقابت در میدان بازی بین‌المللی را داشته باشند.»
منبع: کیهان

اوباما مراقب باشد، در ایران همه به روحانی اعتراض می‌کنند

خرید بک لینک

سپهر نیوز

تداوم سناریوی تلخ زمین‌خواری در یاسوج

تداوم سناریوی تلخ زمین‌خواری در یاسوج

به گزارش جهان به نقل از تسنیم، آب و هوای خوش و مطبوع شهر یاسوج هر ساله سبب مهاجرت افراد بسیاری به این شهر می‌شود؛ و همین عامل یکی از دلایل اصلی افزایش بیکاری در این منطقه است و مهاجرین جدید برای امرار معاش روی به کشاورزی می‌آورند.

اما حکایت کشاورزان بی زمین و تعدی به منابع ملی، حکایت دیروز و امروز نیست این قصه فعلاً سردراز دارد؛ بعد از تعدی زمین‌خواران به منطقه‌های خوش و آب هوای سروک و مهریان این بار قطار زمین‌خواری به اکبرآباد رسید.

موضوع مبارزه با زمین‌خواری و رفع تصرف اراضی جنگل‌ها و مراتع همواره مورد تاکید مقام معظم رهبری بوده است؛ ولی به نظر می‌رسد بوروکراسی اداری و مشغله مدیران فرصت برای رسیدگی به این مسائل را نگذاشته است.

بر اساس قانون تجاوز مستقیم به اراضی ملی، حریم و بستر رودخانه‌ها و تخریب آنها، جعل اسناد مالکیت، با استفاده از قولنامه‌ها و وکالت‌نامه‌های مجعول و استفاده از اسناد فاقد اعتبار و متعاقباً فروش اراضی ملی و دولتی یا مال غیر از مصادیق مجرمانه زمین‌خواری محسوب می‌شود.

خبرنگار تسنیم مطلع شد که زمین‌های اطراف انبار سیلوی گندم در اکبرآباد که لم یزرع به نظر می‌رسیدند مورد تعرض گروهی از سودجویان قرار گرفته است و برای پیگیری این موضوع به سراغ مسئولان رفت.

مدیر شرکت غله و خدمات بازرگانی استان کهگیلویه و بویراحمد در گفت‌وگو با خبرنگار تسنیم، اظهار داشت: انبار سیلوی شهید راستگوی یاسوج 45 سال پیش به عنوان نخستین و تنها مکان استاندارد برای ذخیره‌سازی گندم موردنیاز مردم استان به بهره‌برداری رسید.

سید علی صادق فروزنده با بیان اینکه خاک‌برداری زمین‌های اطراف سیلو از 5 سال پیش آغاز شده است، عنوان کرد: متأسفانه اکنون این خاک‌برداری به حریم سیلو وارده شده و اگر در آینده نزدیک از آن جلوگیری نشود اثرات جبران ناپذیری خواهد داشت.

وی با بیان اینکه این سیلو به عنوان یک مرکز استراتژیک و حساس قلمداد می‌شود، تصریح کرد: حفاظت و حراست از محدوده اطراف سیلو باید رعایت شود.

فروزنده گفت: چند سالی است که برخی از اشخاص به بهانه اینکه زمین‌های اطراف سیلو متعلق به آنها است اقدام به خاک‌برداری غیر اصولی و غیر کارشناسی از این منطقه کرده‌اند.

مدیر شرکت غله و خدمات بازرگانی کهگیلویه و بویراحمد با بیان اینکه  خاک‌برداری‌های غیر مجاز سازه سیلو، دیوارهای اطراف سیلو و خانه‌های سازمانی متعلق به سیلو را در معرض خطر ریزش قرار داده است، اظهار داشت: این افراد با گودبرداری اطراف سیلو را در معرض خطر قرار دادند.

فروزنده با اشاره به اینکه مکاتباتی با دادستانی و منابع طبیعی در این زمینه انجام شده است، گفت: امید است مسئولان قضایی به صورت جدی این مسئله را پیگیری کنند.

وی با بیان اینکه اگر این زمین‌ها جز منابع ملی باشد که منابع طبیعی اجازه خاک‌برداری و کشاورزی ندهد، افزود: اگر ملک خصوصی باشد نیز برای ساخت و ساز باید مجوز استحکامات از شهرداری داشته باشند و مسائل ایمنی را رعایت کنند.

فروزنده تصریح کرد: با توجه به ترکیب خاک و نوع عمق زدن احتمال ریزش دیوار و محدوده سیلوی گندم یاسوج وجود دارد.

سردرگمی مسئولان در مالکیت خصوصی یا اراضی ملی بودن زمین‌های اطراف سیلوی گندم یاسوج

مدیرکل منابع طبیعی پیرامون این موضوع به خبرنگار تسنیم گفت: این محدوده متعلق به منابع طبیعی بوده که سال‌های پیش به بنیاد مسکن تحویل داده شده است.

معاون حفاظت و امور اراضی منابع طبیعی و آبخیزداری کهگیلویه و بویراحمد نیز بیان کرد: انجام خاک‌برداری در اطراف سیلو با توجه به سنگین بودن سازه سیلو ممکن است خطراتی برای سیلو گندم ایجاد کند.

سید احسان نعمتی با بیان اینکه به طور دقیق از وضعیت خاک‌برداری مطلع نیستم، گفت: مسئولان شرکت غله باید آن محدوده را نقشه‌برداری کنند تا وضعیت مالکیت عرصه را به صورت قانونی پیگیری کنیم.

وی با اشاره به اینکه در تماس تلفنی با مدیر شرکت غله استان یک نامه به منابع طبیعی ابلاغ شد، ابراز کرد: در وهله نخست باید وضعیت زراعی یا ملی  بدون مالکیت عرصه مشخص شود.

معاون حوزه شهرسازی شهرداری یاسوج در این زمینه به خبرنگار تسنیم، می‌گوید: مجوزی از سوی شهرداری برای ساخت و ساز و خاک‌برداری در اطراف سیلوی گندم شهر یاسوج صادر نشده است و اگر خاک‌برداری انجام شده به طور قطع غیرقانونی است.

روح‌الله مرادیان با بیان اینکه ساختمان سیلو جز ساختمان‌های حساس و با اهمیت بالا است، تصریح کرد: با توجه به نوع سازه نباید هیچ‌گونه خاک‌برداری در اطراف آن انجام شود.

وی با اشاره به اینکه اکثر زمین‌های محدوده سیلو با کاربری غیرمسکونی مصوب شده است، عنوان کرد: تا کنون مجوزی برای ساخت و ساز در آن مکان صادر نشده و نخواهد شد.

مرادیان افزود: نخستین طرح کاربری غیرمسکونی محدوده اطراف سیلو در سال  83 مصوب شد و در سال 90 نیز بازنگری شد.

مدیرکل بنیاد مسکن انقلاب اسلامی کهگیلویه و بویراحمد نیز پیرامون مسئله زمین‌خواری در اطراف سیلوی شهر یاسوج به خبرنگار تسنیم گفت: بیش از 15 سال پیش زمین‌های اطراف سیلوی گندم شهید راست‌گوی یاسوج به بنیاد مسکن واگذار شده است.

ابراهیم فرزانه با بیان اینکه از روزی که این زمین‌ها به بنیاد مسکن واگذار شده بودند برخی از مردم نسبت به تملک و تصرف آنها اقدام می‌کردند، بیان کرد: ما نیز از طریق محاکم قضایی نسبت به پیگیری این مسئله اقدام و حکم دادگاه اجرا شد و زمین‌ها به بنیاد مسکن تحویل داده شد.

وی نسبت به خاک‌برداری در اطراف سیلوی گندم یاسوج اظهار بی‌اطلاعی کرد و تصریح کرد: در صورت مشاهده این تخلف طبق قانون با متخلفان برخورد  می‌شود.

تداوم سناریوی تلخ زمین‌خواری در یاسوج

به گزارش جهان به نقل از تسنیم، آب و هوای خوش و مطبوع شهر یاسوج هر ساله سبب مهاجرت افراد بسیاری به این شهر می‌شود؛ و همین عامل یکی از دلایل اصلی افزایش بیکاری در این منطقه است و مهاجرین جدید برای امرار معاش روی به کشاورزی می‌آورند.

اما حکایت کشاورزان بی زمین و تعدی به منابع ملی، حکایت دیروز و امروز نیست این قصه فعلاً سردراز دارد؛ بعد از تعدی زمین‌خواران به منطقه‌های خوش و آب هوای سروک و مهریان این بار قطار زمین‌خواری به اکبرآباد رسید.

موضوع مبارزه با زمین‌خواری و رفع تصرف اراضی جنگل‌ها و مراتع همواره مورد تاکید مقام معظم رهبری بوده است؛ ولی به نظر می‌رسد بوروکراسی اداری و مشغله مدیران فرصت برای رسیدگی به این مسائل را نگذاشته است.

بر اساس قانون تجاوز مستقیم به اراضی ملی، حریم و بستر رودخانه‌ها و تخریب آنها، جعل اسناد مالکیت، با استفاده از قولنامه‌ها و وکالت‌نامه‌های مجعول و استفاده از اسناد فاقد اعتبار و متعاقباً فروش اراضی ملی و دولتی یا مال غیر از مصادیق مجرمانه زمین‌خواری محسوب می‌شود.

خبرنگار تسنیم مطلع شد که زمین‌های اطراف انبار سیلوی گندم در اکبرآباد که لم یزرع به نظر می‌رسیدند مورد تعرض گروهی از سودجویان قرار گرفته است و برای پیگیری این موضوع به سراغ مسئولان رفت.

مدیر شرکت غله و خدمات بازرگانی استان کهگیلویه و بویراحمد در گفت‌وگو با خبرنگار تسنیم، اظهار داشت: انبار سیلوی شهید راستگوی یاسوج 45 سال پیش به عنوان نخستین و تنها مکان استاندارد برای ذخیره‌سازی گندم موردنیاز مردم استان به بهره‌برداری رسید.

سید علی صادق فروزنده با بیان اینکه خاک‌برداری زمین‌های اطراف سیلو از 5 سال پیش آغاز شده است، عنوان کرد: متأسفانه اکنون این خاک‌برداری به حریم سیلو وارده شده و اگر در آینده نزدیک از آن جلوگیری نشود اثرات جبران ناپذیری خواهد داشت.

وی با بیان اینکه این سیلو به عنوان یک مرکز استراتژیک و حساس قلمداد می‌شود، تصریح کرد: حفاظت و حراست از محدوده اطراف سیلو باید رعایت شود.

فروزنده گفت: چند سالی است که برخی از اشخاص به بهانه اینکه زمین‌های اطراف سیلو متعلق به آنها است اقدام به خاک‌برداری غیر اصولی و غیر کارشناسی از این منطقه کرده‌اند.

مدیر شرکت غله و خدمات بازرگانی کهگیلویه و بویراحمد با بیان اینکه  خاک‌برداری‌های غیر مجاز سازه سیلو، دیوارهای اطراف سیلو و خانه‌های سازمانی متعلق به سیلو را در معرض خطر ریزش قرار داده است، اظهار داشت: این افراد با گودبرداری اطراف سیلو را در معرض خطر قرار دادند.

فروزنده با اشاره به اینکه مکاتباتی با دادستانی و منابع طبیعی در این زمینه انجام شده است، گفت: امید است مسئولان قضایی به صورت جدی این مسئله را پیگیری کنند.

وی با بیان اینکه اگر این زمین‌ها جز منابع ملی باشد که منابع طبیعی اجازه خاک‌برداری و کشاورزی ندهد، افزود: اگر ملک خصوصی باشد نیز برای ساخت و ساز باید مجوز استحکامات از شهرداری داشته باشند و مسائل ایمنی را رعایت کنند.

فروزنده تصریح کرد: با توجه به ترکیب خاک و نوع عمق زدن احتمال ریزش دیوار و محدوده سیلوی گندم یاسوج وجود دارد.

سردرگمی مسئولان در مالکیت خصوصی یا اراضی ملی بودن زمین‌های اطراف سیلوی گندم یاسوج

مدیرکل منابع طبیعی پیرامون این موضوع به خبرنگار تسنیم گفت: این محدوده متعلق به منابع طبیعی بوده که سال‌های پیش به بنیاد مسکن تحویل داده شده است.

معاون حفاظت و امور اراضی منابع طبیعی و آبخیزداری کهگیلویه و بویراحمد نیز بیان کرد: انجام خاک‌برداری در اطراف سیلو با توجه به سنگین بودن سازه سیلو ممکن است خطراتی برای سیلو گندم ایجاد کند.

سید احسان نعمتی با بیان اینکه به طور دقیق از وضعیت خاک‌برداری مطلع نیستم، گفت: مسئولان شرکت غله باید آن محدوده را نقشه‌برداری کنند تا وضعیت مالکیت عرصه را به صورت قانونی پیگیری کنیم.

وی با اشاره به اینکه در تماس تلفنی با مدیر شرکت غله استان یک نامه به منابع طبیعی ابلاغ شد، ابراز کرد: در وهله نخست باید وضعیت زراعی یا ملی  بدون مالکیت عرصه مشخص شود.

معاون حوزه شهرسازی شهرداری یاسوج در این زمینه به خبرنگار تسنیم، می‌گوید: مجوزی از سوی شهرداری برای ساخت و ساز و خاک‌برداری در اطراف سیلوی گندم شهر یاسوج صادر نشده است و اگر خاک‌برداری انجام شده به طور قطع غیرقانونی است.

روح‌الله مرادیان با بیان اینکه ساختمان سیلو جز ساختمان‌های حساس و با اهمیت بالا است، تصریح کرد: با توجه به نوع سازه نباید هیچ‌گونه خاک‌برداری در اطراف آن انجام شود.

وی با اشاره به اینکه اکثر زمین‌های محدوده سیلو با کاربری غیرمسکونی مصوب شده است، عنوان کرد: تا کنون مجوزی برای ساخت و ساز در آن مکان صادر نشده و نخواهد شد.

مرادیان افزود: نخستین طرح کاربری غیرمسکونی محدوده اطراف سیلو در سال  83 مصوب شد و در سال 90 نیز بازنگری شد.

مدیرکل بنیاد مسکن انقلاب اسلامی کهگیلویه و بویراحمد نیز پیرامون مسئله زمین‌خواری در اطراف سیلوی شهر یاسوج به خبرنگار تسنیم گفت: بیش از 15 سال پیش زمین‌های اطراف سیلوی گندم شهید راست‌گوی یاسوج به بنیاد مسکن واگذار شده است.

ابراهیم فرزانه با بیان اینکه از روزی که این زمین‌ها به بنیاد مسکن واگذار شده بودند برخی از مردم نسبت به تملک و تصرف آنها اقدام می‌کردند، بیان کرد: ما نیز از طریق محاکم قضایی نسبت به پیگیری این مسئله اقدام و حکم دادگاه اجرا شد و زمین‌ها به بنیاد مسکن تحویل داده شد.

وی نسبت به خاک‌برداری در اطراف سیلوی گندم یاسوج اظهار بی‌اطلاعی کرد و تصریح کرد: در صورت مشاهده این تخلف طبق قانون با متخلفان برخورد  می‌شود.

تداوم سناریوی تلخ زمین‌خواری در یاسوج

خرید بک لینک

خبرگزاری اصفحان

آیت الله قاضی چگونه شاگرد انتخاب میکرد؟

آیت الله قاضی چگونه شاگرد انتخاب میکرد؟

به گزارش جهان به نقل از تسنیم،  یکی از مسائل بسیار مهم در سیر و سلوک، استقامت و پایداری در این راه است. چه بسا افرادی مدتی به این وادی وارد شده‌اند ولی از آن دست کشیده و نتیجه‌ای هم عایدشان نشده است چرا که ره صد ساله را می‌خواستند یک شبه بپیمایند.

آیت الله مرندی می‌‌فرمودند: بعضی افراد بعد از هفت و هشت سال که در خدمت علی آقا قاضی بودند، ایشان را ول می‌کردند و می‌رفتند. من با تعجب گفتم: چرا؟

آیت الله مرندی فرمود: «چرا» ندارد. این راه شرح صدر و صبر و استقامت می‌خواهد.

کتاب اسوه عارفان – ص 167

آیت الله قاضی چگونه شاگرد انتخاب میکرد؟

به گزارش جهان به نقل از تسنیم،  یکی از مسائل بسیار مهم در سیر و سلوک، استقامت و پایداری در این راه است. چه بسا افرادی مدتی به این وادی وارد شده‌اند ولی از آن دست کشیده و نتیجه‌ای هم عایدشان نشده است چرا که ره صد ساله را می‌خواستند یک شبه بپیمایند.

آیت الله مرندی می‌‌فرمودند: بعضی افراد بعد از هفت و هشت سال که در خدمت علی آقا قاضی بودند، ایشان را ول می‌کردند و می‌رفتند. من با تعجب گفتم: چرا؟

آیت الله مرندی فرمود: «چرا» ندارد. این راه شرح صدر و صبر و استقامت می‌خواهد.

کتاب اسوه عارفان – ص 167

آیت الله قاضی چگونه شاگرد انتخاب میکرد؟

خرید بک لینک

عکس

لزوم شکستن انحصار زبان‌انگلیسی‌در ایران

لزوم شکستن انحصار زبان‌انگلیسی‌در ایران

به گزارش جهان به نقل از مهر، این‌ها جملات اخیر رهبری در دیدار با معلمان و فرهنگیان درباره لزوم شکستن انحصار آموزش زبان انگلیسی است که این روزها مورد بحث نخبگان ‌قرار گرفته‌اند: «من همین‌جا این حرفى را که گاهى هم گفته‌ام به مسئولین آموزش‌وپرورش [تکرار می‌کنم‌]؛ شاید به مسئولین محترم فعلى نگفته باشم امّا قبل‌ها مکرّر گفته‌ام؛ این اصرار بر ترویج زبان انگلیسى در کشور ما یک کار ناسالم است. بله، زبان خارجى را باید بلد بود امّا زبان خارجى که فقط انگلیسى نیست، زبان علم که فقط انگلیسى نیست. چرا زبان‌هاى دیگر را در مدارس به‌عنوان درس زبان معیّن نمی‌کنند؟ چه اصرارى است؟ این میراث دوران طاغوت است، این میراث دوران پهلوى است. [مثلاً] زبان اسپانیولى؛ امروز کسانى که به زبان اسپانیولى حرف می‌زنند کمتر از کسانى نیستند که به زبان انگلیسى حرف می‌زنند؛ در کشورهاى مختلف، در آمریکاى لاتین یا در آفریقا کسان زیادى هستند. مثلاً می‌گویم؛ بنده حالا مروّج [زبان] اسپانیا نیستم که بخواهم براى آن‌ها کار بکنم، امّا مثال دارم می‌زنم. چرا زبان فرانسه یا زبان آلمانى تعلیم داده نمی‌شود؟ زبان‌هاى کشورهاى پیشرفته‌ى شرقى هم زبان بیگانه است، این‌ها هم زبان علم است. آقا جان! در کشورهاى دیگر به این مسئله توجّه می‌کنند و جلوى نفوذ و دخالت و توسعه‌ى زبان بیگانه را می‌گیرند؛ ما حالا از پاپ کاتولیک‌تر شده‌ایم! آمده‌ایم میدان را باز کرده‌ایم و علاوه بر اینکه این زبان را کرده‌ایم زبانِ خارجىِ انحصارىِ مدارسمان، مدام داریم مى‌آوریمش [در مقاطع] پایین؛ در دبستان‌ها و در مهدِکودک‌ها!»

مسئله‌ای که مورد تأکید رهبر انقلاب قرار گرفته، فراتر از یک موضوع آموزشی در حوزه ادبیات و زبان‌های خارجه و از مسائل جدی در مطالعات پسااستعماری و انتقادی نسبت به جهانی‌سازی در ادبیات علوم اجتماعی است. ارزیابی این موضوع، مستلزم نگاه به تاریخ گذشته ایران است، تاریخی که ریشه‌های نفرت ملی از قطب‌های استعماری در دو دهه اخیر را نشان می‌دهد.

در نگاه نخست به این موضوع، به نظر می‌رسد نگاه تاریخی منفی نسبت به استعمار بریتانیا در ملت ما ریشه دار است، در نتیجه زبان و فرهنگ‌های رقیب – همچون زبان فرانسه در دوران قاجار و زبان و دولت آلمان در دوره پهلوی اول – توانسته‌اند در میان محصلان مدارس جدید، دانشجویان مراکز دانشگاهی مدرن و دانشجویان اعزامی به خارج، و در نتیجه روشنفکران و دولتمردان ایران، هژمونی داشته باشند، همچنان‌که توده عامه نفرت خود را با امیدواری به یاری دولت‌های رقیب آنها تسکین می‌داده‌اند.

حتی دولت نوظهور آمریکا (و مبلغان مذهبی آن در میان جوامع مسیحی آشوری و ارمنی ایران) هم به‌عنوان رقیب یا دولت بی‌طرف بخت خود را آزمودند و در میان برخی روشنفکران و حتی توده امیدواری‌هایی ایجاد کردند که البته با نقش‌آفرینی آنها در حمایت از استعمار بریتانیا در کودتای ۲۸ مرداد، این امیدها به کلی بر باد رفت و استعمار نوین آمریکا ابتدا همکار و سپس جانشین استعمار کهن بریتانیا شد تا نفرت ار انگلیسی‌زبان‌ها و زبان و فرهنگ آنگلوساکسون در ایران بیش از پیش ریشه بدواند.

رسوخ دلالت‌های همین پیشینه تاریخی، در ادوار پسین هم به شکل دافعه کامل برای عده‌ای و البته جاذبه کامل برای دیگرانی که نگرش مثبت به غرب داشته و دارند، موجب وابستگی یا گسست نسبت به مبدأ این زبان و فرهنگ شده است. این سلطه‌ی نسبی در ایران ما که به مدت یک سده متأثر از فرهنگ فرانسوی بوده، برای چند دهه تبدیل به سلطه مطلق شده و انقلاب اسلامی هم اگرچه دشمنی تاریخی با استعمار بریتانیا و آمریکا را در فرهنگ و سیاست دامن زده، و از جمله ترویج زبان انگلیسی را به نسبت پیش از انقلاب تضعیف کرده، اما عملاً جایگزینی برای آن میان زبان ملی، زبان دینی و زبان‌های دیگر اروپایی پیدا نشده است.

پرسش‌های بنیادین درباره یک زبان

اما امروز که استعمار در اشکال کهن و نوین آن بر ایران حاکم نیست، و دولت و ملت ایران می‌توانند راه خود را برای ایجاد ارتباطات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی با دولت‌ها و ملت‌های مختلف انتخاب کنند، نسبت ما با فرهنگ انگلوساکسون و زبان انگلیسی که به نظر می‌رسد به‌رغم آن پیشینه منفی در ایران انحصار دارند، چیست؟ آیا زبان انگلیسی، زبان خنثی و بین‌المللی است که می‌توان به‌عنوان زبان دانشگاهی به کار گرفت و تا حد امکان حاصل فعالیت‌های علمی ایران را در جهان عرضه کرد؟ یا آنکه مواجهه ما با زبان انگلیسی نمی‌تواند فارغ از مناسبات تاریخ ایران و تاریخ جهانی (خصوصاً استعمار) که موجب سیطره آن بر جو فرهنگی (روشنفکری و به‌خصوص ترجمه) و جو علمی ایران (ترجمه کتاب‌های انگلیسی و طرح آن‌ها به‌عنوان مرجع درسی، و نیز ترجمه باواسطه کتب مرجع فرانسه و آلمانی از زبان انگلیسی) شده و بستر ارتباطات بین‌المللی موجود (همکاری‌های دانشگاهی، ارائه و انتشار مقالات در همایش‌ها و مجلات علمی-پژوهشی عمدتاً انگلیسی‌زبان و…) است، باشد؟

در اینجا، مجال پرداخت بیشتر به ریشه‌های تاریخی انحصار زبان انگلیسی در عرصه علم و عرصه فرهنگ در ایران و جهان نیست، اما به بررسی برخی پرسش‌ها درباره چالش‌های تحول در آموزش زبان خارجی در نظام آموزشی کشور خواهیم پرداخت، به‌ویژه این پرسش که چه باید کرد؛

اکنون‌که عواملی چون استعمارزدگی جهان اسلام ما را از استفاده از زبان‌های ملی و همچنین، زبان مشترک دینی (عربی) بازداشته‌ است، آیا ضرورتی برای شکستن انحصار زبان انگلیسی (که در تمام این سال‌ها منحصراً در مدارس و دانشگاه‌های ما ارائه شده، مگر در معدود دانشگاه‌هایی مثل امام صادق(ع) که برای دانشجویان داوطلب رشته حقوق، زبان فرانسه ارائه و آموزش داده می‌شود) وجود ندارد؟

چالش آموزش زبان ملی، زبان دینی و زبان جهانی

موضوع انحصار زبان انگلیسی در حالی مورد تأکید دوباره رهبری واقع می‌شود که پیش‌تر برنامه‌هایی در این زمینه در دستور کار آموزش‌و‌پرورش قرار گرفته بود، اما اجرایی نشد. از جمله، آموزش پنج زبان خارجی جدید در مدارس كه سال ۱۳۹۱ توسط دبیر شورای عالی آموزش‌و‌پرورش رسماً اعلام شد. زبان‌های ایتالیایی، آلمانی، اسپانیایی، روسی و فرانسوی از زبان‌هایی است كه به گفته مهدی نوید ادهم – دبیر شورای عالی آموزش‌و‌پرورش – قرار بود طبق تشخیص آموزش‌و‌پرورش، در مدارس مورد نظر این وزارتخانه تدریس شوند. وی دراین‌باره توضیح داده بود که: «تولید متون و مواد درسی این زبان‌ها به سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی واگذار شده و اجرای آن نیز به عهده آموزش‌و‌پرورش است که آن‌ها می‌توانند در مناطقی که نیاز و تقاضا در این زمینه وجود دارد آموزش‌های خود را در هر یک از زبان‌های مطرح شده آغاز کنند.»

اما ورای رهنمودها و برنامه‌های مفصل بر زمین مانده، آیا ضرورتی برای تجدیدنظر در نظام آموزشی ما در حوزه آموزش زبان خارجه هست؟ آیا زبان انگلیسی همچنان باید تنها زبان اروپایی ما باشد که آموزش داده می‌شود؟ آیا باید همچنان در کنار زبان عربی آموزش داده شود، ولو آنکه در هیچ‌کدام از این دو زبان موفقیت چندانی حاصل نگردد؟ عوامل موفقیت یا عدم موفقیت در آموزش این زبان‌ها چیست؟

یکی از انتقادات وارد بر سیستم آموزشی ما در حوزه یاددهی زبان‌های خارجی این است که مدارس ما در دوره راهنمایی و دبیرستان، دو زبان را علاوه بر زبان مادری به دانش‌آموزان می‌آموزند؛ زبان انگلیسی (به‌عنوان زبان رسمی آکادمیک) و زبان عربی (به‌عنوان زبان رسمی دین). این فرآیند قبلاً برای هر کدام از این زبان‌ها شش‌ساله بود، زبان عربی از اول راهنمایی تا سوم دبیرستان و زبان انگلیسی از دوم دبیرستان تا پیش‌دانشگاهی. که البته از چند سال قبل، آموزش زبان انگلیسی مجدداً از کلاس اول راهنمایی شروع می‌شود.

منتقدان این سیستم می‌گویند که درنهایت و در پایان دوران تحصیل متوسطه، دانش‌آموزان ما نه زبان عربی می‌آموزند و نه زبان انگلیسی. به نظر می‌رسد که این انتقاد تا حدودی وارد است، حتی با وجود اینکه درس‌های قرآن و دینی مقطع دبستان پیش‌زمینه آموزش زبان عربی هستند و همین دروس در دوره راهنمایی و دبیرستان (که البته کتب دینی و قرآن مقطع دبیرستان از یک دهه قبل، در هم ادغام شده و تحت عنوان «دین و زندگی» تدریس می‌شوند) هم مکمل آموزش عربی‌اند.

منتقدان معتقدند که تلاش برای آموزش هر دو زبان موجب شده است که دانش آموزان ما هیچ‌یک از این دو زبان را آن‌چنان‌که باید، بیاموزند. این سیستم همچنین در دانشگاه‌ها هم ادامه دارد، علاوه بر چند واحد درسی زبان عمومی و زبان تخصصی (و در برخی دانشگاه‌ها، واحدهای زبان پیش تخصصی علاوه بر عمومی و تخصصی) که قاطبه آن انگلیسی است، یک واحد درسی عربی هم وجود دارد که جزو واحدهای عمومی است.

اگرچه باید بپذیریم که در نهایت نتایج حاصله از آموزش هر دو زبان قابل قبول نیست، اما این انتقاد که دوگانگی فرایند آموزش زبان عملاً مانع از کارایی هر دو حوزه (عربی و انگلیسی) می‌شود، را نمی‌توان کاملاً پذیرفت. چراکه در بسیاری از کشورهای جهان و از جمله اتحادیه اروپا، مدارس موظف‌اند دو زبان خارجه را به دانش‌آموزان بیاموزند.

به هر روی، ورود زبان خارجی جدید به سیستم آموزشی كشور در حالی اتفاق می‌افتد كه تدریس زبان انگلیسی و عربی در مدارس با مشكلات زیادی روبه‌رو است. دانش‌آموزانی كه از مدارس فارغ‌التحصیل می‌شوند، به‌رغم این‌که طی شش سال زبان انگلیسی و عربی را آموزش می‌بینند، اما در عمل از قواعد این زبان‌ها چیز زیادی نیاموخته‌اند و اكثر قریب به‌اتفاق آن‌ها با نمره‌های پایین خصوصاً در درس انگلیسی توانسته‌اند از آموزش‌و‌پرورش فارغ‌التحصیل شوند. چاپ آزمایشی كتاب‌های انگلیسی و به‌روز نبودن متون درسی در قیاس با نظام آموزشی دنیا از معدود مشكلاتی است كه بر سر راه تدریس زبان انگلیسی وجود دارد.

امكانات اجرایی شدن آموزش ۵ زبان در سیستم آموزشی ما وجود ندارد

دكتر احد نویدی، عضو هیئت علمی ‌پژوهشگاه مطالعات آموزش‌و‌پرورش با اشاره به این نكته كه آموزش پنج زبان جدید در مدارس قابلیت اجرایی شدن نخواهد داشت، می‌گوید: ‌«آموزش‌و‌پرورش در تدریس زبان انگلیسی در مدارس موفقیت چندانی نداشته است و زبان‌های دیگری نیز كه قرار است در آینده به متون درسی دانش‌آموزان اضافه شود به سرنوشت زبان انگلیسی دچار خواهند شد و نتیجه چندانی نخواهند داشت.» وی تأكید می‌كند: «وارد كردن پنج زبان به نظام آموزشی كشور در حد شعار می‌تواند مطلوب باشد اما در صورت اجرایی شدن به جز هدر دادن بیت‌المال عایدی دیگری نخواهد داشت، چرا امكانات اجرایی شدن این كار در سیستم آموزشی ما وجود ندارد.»

نویدی با تأکید بر این نكته كه این برنامه نتیجه مطلوبی در پی نخواهد داشت، تصریح می‌كند:‌ «زیرساخت‌های اجرایی تدریس زبان‌های جدید در آموزش‌و‌پرورش هنوز آماده نیست، تربیت معلمان مسلط به نحوه تدریس این زبان‌ها و به حد نصاب رسیدن دانش‌آموزان در كلاس‌ها از مسائلی است كه باید توجه جدی به آن‌ها شود تا این طرح با بن‌بست روبه‌رو نشود.» لذا ضروری است که چنانچه بنا به حرکت در این مسیر باشد که مسیر درستی نیز است، باید مقدمات آن فراهم شود

جایگاه زبان عربی کجاست؟

اما اولویت ما به‌عنوان ایرانی مسلمان در آموزش زبان به فرزندانمان چیست؟ آیا دانستن زبان انگلیسی برای ارتباط با مسلمانان دیگر کافی است؟

شاید با توجه به اینکه تقریباً یک‌سوم از کشورهای مسلمان دیرزمانی مستعمره بریتانیا بوده و حتی بسیاری از آن‌ها این زبان را زبان رسمی آموزشی خود قرار داده‌اند، این پاسخ درست باشد. اما به همین ترتیب می‌توان گفت که یک‌سوم کشورهای مسلمان (در خاورمیانه و آفریقا) هم مستعمره فرانسه بوده و این زبان را به‌عنوان زبان اول یا دوم خود آموزش می‌دهند. اما آیا درست است که ما برای هم‌کلامی با مسلمانان، انگلیسی یا فرانسه بیاموزیم در شرایطی که زبان دینی‌مان عربی است؟

ضرورت آموزش زبان عربی از نظر شهید بهشتی

شهید آیت‌الله دکتر بهشتی که خود علاوه بر تسلط بر زبان عربی و انگلیسی، در دوران تبلیغ در مرکز اسلامی هامبورگ، زبان آلمانی را هم فراگرفت، در سخنرانی با عنوان «وظایف اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان در اروپا در برابر جوانان مسلمان» که به زبان عربی ایراد شده، درباره لزوم یادگیری زبان عربی به‌عنوان زبان مشترک مسلمانان می‌گوید: «شکی نیست که مناسب‌ترین زبانی که می‌تواند زبان مشترک مسلمانان جهان باشد، زبان عربی است که زبان قرآن و حدیث است. نمی‌خواهم بگویم که هرکس مسلمان می‌شود زبان مادری خود را کنار بگذارد و به عربی صحبت کند، این نه عملی است و نه لازم. نمی‌خواهم بگویم هر جا اسلام قدم گذارد یا می‌گذارد باید زبان محلی از رسمیت بیفتد و زبان عربی جانشین آن شود؛ ولی همان‌طور که در صد سال اخیر یاد گرفتن یک زبان خارجی در بسیاری از کشورها رواج یافته و در برخی کشورها هر فرد مدرسه رفته و درس‌خوانده به یک زبان خارجی نیز آشناست، این طرح بسیار عملی و سودمند است که در همه سرزمین‌های اسلامی هر فرد مسلمان علاوه بر زبان محلی خود زبان عربی را نیز تا حدود امکان یاد بگیرد.»

شهید بهشتی سپس به سیستم آموزش زبان خارجه در آلمان دهه ۱۹۷۰ اشاره می‌کند: «می‌دانیم که برای هر فرد آلمانی درس خواندن تا کلاس نهم اجباری است و می‌دانیم که در این دوره نه‌ساله از کلاس پنجم تا نهم یک زبان خارجی (غالباً انگلیسی) نیز تدریس می‌شود، یعنی هر کودک آلمانی موظف است پنج سال زبان انگلیسی بخواند. البته این مقدار برای یادگیری کامل زبان انگلیسی کافی نیست ولی برای آشنایی در حدود احتیاجات معمول کافی است. چرا یک آلمانی باید انگلیسی یاد بگیرد؟ برای اینکه در مسافرت‌هایی که به خارج آلمان می‌کند، در برخورد با مسافرانی که از خارج به آلمان می‌آیند و به‌طورکلی در تماس و ارتباط با سایر مردم دنیا به او کمک کند، زیرا آشنایی به یک زبان مشترک، ارتباطات را ساده و آسان می‌کند و بر میزان ارتباط می‌افزاید.»

بر همین اساس، شهید بهشتی لزوم آموزش زبان عربی را برای مسلمانان نتیجه می‌گیرد: «پس این مطلب عادی است که یک فرد مسلمان احتیاج دارد زبان عربی یاد بگیرد. زیرا یک زبان مشترک به پیوند فکری و عملی مسلمانان با یکدیگر کمک فراوانی می‌کند. برای نمونه به همین نماز جمعه و نماز عید در آلمان توجه کنید. مسئله مهم در نماز جمعه و نماز عید، خطبه است. خطبه یعنی سخنرانی امام برای نمازگزاران درباره تعالیم اسلام و مسائل جاری مربوط به زندگی مسلمانان. این سخنرانی را باید نمازگزاران بفهمند. حالا اگر همه نمازگزاران لااقل این اندازه عربی بدانند که سخنرانی امام را بفهمند مشکلی پیش نمی‌آید. اما اگر همه به یک زبان آشنا نباشند چطور؟ چقدر مطلب مشکل می‌شود! به همین کنگره سالانه اتحادیه توجه کنید. اگر همه شرکت‌کنندگان به همان اندازه که به زبان آلمانی، انگلیسی یا فرانسه آشنا هستند به زبان عربی آشنا بودند چقدر کار آسان و موثرتر می‌شد؟ در کنگره‌های اسلامی دیگر هم همین طور.»

شهید بهشتی در ادامه ضمن تشریح دلایل ضروری بودن آموزش زبان عربی در جوامع مسلمان، حتی پیشنهاد می‌دهد که فعالان انجمن‌های اسلامی دانشجویان ایرانی اروپا در کار یادگیری زبان عربی علاوه بر زبان کشور محل تحصیل خود پیشگام باشند: «انگیزه اشخاص برای فراگرفتن یک زبان دیگر غیر از زبان مادری، گاه احتیاج شغلی است و گاه احتیاج تحصیلی و علمی. ولی در مورد یاد گرفتن یک زبان مشترک میان مسلمانان انگیزه اساسی‌تری هست و آن تسهیل روابط فکری و اجتماعی میان مسلمانان جهان است که یکی از بزرگ‌ترین واجبات اسلامی ماست و در پرتو آن، پیوند فکری و عقیدتی و همبستگی علمی و اجتماعی در فرهنگ، سیاست، اقتصاد و غیره میان مسلمانان محکم‌تر می‌شود و آنان را به صوت یک واحد بزرگ و نیرومند و با عزت علمی و سیاسی و اقتصادی در دنیا در می‌آورد.»

آیا می‌توانیم؟

همچنان که گفته شد، سیاست‌گذاران آموزش‌و‌پرورش در سال‌های اخیر برآن بوده‌اند تا با فراگیر ساختن آموزش زبان‌های بدیل ایتالیایی، آلمانی، اسپانیایی، روسی و فرانسوی، انحصار زبان انگلیسی را بشکنند. تا جایی که نوید ادهم – دبیر شورای عالی آموزش‌و‌پرورش – رسماً هدف از این مصوبه را خروج از انحصار زبان انگلیسی دانسته و می‌افزاید: «تدریس این زبان‌ها مانند زبان انگلیسی از پایه اول راهنمایی آغاز و تا دوره پیش‌دانشگاهی ادامه دارد.»

اما سؤال اینجاست که آیا مصوبه شورای عالی آموزش‌و‌پرورش قابل اجرا هست؟ آیا دانشگاه‌های ما به‌اندازه کافی؛ فارغ‌التحصیل زبان‌های پنج‌گانه جدید را پرورش داده‌اند؟ در مورد سؤال اول باید گفت وضعیت در حال افول دانشکده‌های زبان خارجه در ایران ما را مأیوس می‌سازد.

سؤال دوم اینکه؛ بر فرض اگر تعداد لازم فارغ‌التحصیل را داشته باشیم، آیا آن‌ها برای تدریس در مدارس، مناسب هستند؟ با توجه به اینکه بیشتر دانشکده‌های زبان‌های خارجی ایران، گرایش‌های مترجمی و زبان‌و‌ادبیات را دارند و نه گرایش آموزش زبان، بدیهی است که فارغ‌التحصیلان دانشکده‌های موجود در بدو امر نمی‌توانند به‌عنوان معلم مدرسه جذب شوند، مگر آنکه آموزش‌های اولیه تدریس را که مختص دانشکده‌های تربیت‌معلم است، ببینند. حال باید پرسید شورای عالی آموزش‌و‌پرورش به ظرفیت‌ها و استعدادهای موجود دانشگاه‌های کشور برای شکست انحصار زبان انگلیسی توجه کرده است؟

و نکته مهم پیشین که مجدداً باید آن‌ها را تکرار کرد، اینکه آیا برای بهبود کیفیت آموزش زبان – اعم از هر زبان خارجه – هم اقدامی صورت خواهد گرفت؟ و سؤال اساسی‌تر اینکه، آیا برنامه‌ای برای بهبود آشنایی دانش‌آموزانمان با زبان قرآن و دین که می‌باید زبان ارتباط ما با جهان اسلام باشد، کاری صورت گرفته است؟

لزوم شکستن انحصار زبان‌انگلیسی‌در ایران

به گزارش جهان به نقل از مهر، این‌ها جملات اخیر رهبری در دیدار با معلمان و فرهنگیان درباره لزوم شکستن انحصار آموزش زبان انگلیسی است که این روزها مورد بحث نخبگان ‌قرار گرفته‌اند: «من همین‌جا این حرفى را که گاهى هم گفته‌ام به مسئولین آموزش‌وپرورش [تکرار می‌کنم‌]؛ شاید به مسئولین محترم فعلى نگفته باشم امّا قبل‌ها مکرّر گفته‌ام؛ این اصرار بر ترویج زبان انگلیسى در کشور ما یک کار ناسالم است. بله، زبان خارجى را باید بلد بود امّا زبان خارجى که فقط انگلیسى نیست، زبان علم که فقط انگلیسى نیست. چرا زبان‌هاى دیگر را در مدارس به‌عنوان درس زبان معیّن نمی‌کنند؟ چه اصرارى است؟ این میراث دوران طاغوت است، این میراث دوران پهلوى است. [مثلاً] زبان اسپانیولى؛ امروز کسانى که به زبان اسپانیولى حرف می‌زنند کمتر از کسانى نیستند که به زبان انگلیسى حرف می‌زنند؛ در کشورهاى مختلف، در آمریکاى لاتین یا در آفریقا کسان زیادى هستند. مثلاً می‌گویم؛ بنده حالا مروّج [زبان] اسپانیا نیستم که بخواهم براى آن‌ها کار بکنم، امّا مثال دارم می‌زنم. چرا زبان فرانسه یا زبان آلمانى تعلیم داده نمی‌شود؟ زبان‌هاى کشورهاى پیشرفته‌ى شرقى هم زبان بیگانه است، این‌ها هم زبان علم است. آقا جان! در کشورهاى دیگر به این مسئله توجّه می‌کنند و جلوى نفوذ و دخالت و توسعه‌ى زبان بیگانه را می‌گیرند؛ ما حالا از پاپ کاتولیک‌تر شده‌ایم! آمده‌ایم میدان را باز کرده‌ایم و علاوه بر اینکه این زبان را کرده‌ایم زبانِ خارجىِ انحصارىِ مدارسمان، مدام داریم مى‌آوریمش [در مقاطع] پایین؛ در دبستان‌ها و در مهدِکودک‌ها!»

مسئله‌ای که مورد تأکید رهبر انقلاب قرار گرفته، فراتر از یک موضوع آموزشی در حوزه ادبیات و زبان‌های خارجه و از مسائل جدی در مطالعات پسااستعماری و انتقادی نسبت به جهانی‌سازی در ادبیات علوم اجتماعی است. ارزیابی این موضوع، مستلزم نگاه به تاریخ گذشته ایران است، تاریخی که ریشه‌های نفرت ملی از قطب‌های استعماری در دو دهه اخیر را نشان می‌دهد.

در نگاه نخست به این موضوع، به نظر می‌رسد نگاه تاریخی منفی نسبت به استعمار بریتانیا در ملت ما ریشه دار است، در نتیجه زبان و فرهنگ‌های رقیب – همچون زبان فرانسه در دوران قاجار و زبان و دولت آلمان در دوره پهلوی اول – توانسته‌اند در میان محصلان مدارس جدید، دانشجویان مراکز دانشگاهی مدرن و دانشجویان اعزامی به خارج، و در نتیجه روشنفکران و دولتمردان ایران، هژمونی داشته باشند، همچنان‌که توده عامه نفرت خود را با امیدواری به یاری دولت‌های رقیب آنها تسکین می‌داده‌اند.

حتی دولت نوظهور آمریکا (و مبلغان مذهبی آن در میان جوامع مسیحی آشوری و ارمنی ایران) هم به‌عنوان رقیب یا دولت بی‌طرف بخت خود را آزمودند و در میان برخی روشنفکران و حتی توده امیدواری‌هایی ایجاد کردند که البته با نقش‌آفرینی آنها در حمایت از استعمار بریتانیا در کودتای ۲۸ مرداد، این امیدها به کلی بر باد رفت و استعمار نوین آمریکا ابتدا همکار و سپس جانشین استعمار کهن بریتانیا شد تا نفرت ار انگلیسی‌زبان‌ها و زبان و فرهنگ آنگلوساکسون در ایران بیش از پیش ریشه بدواند.

رسوخ دلالت‌های همین پیشینه تاریخی، در ادوار پسین هم به شکل دافعه کامل برای عده‌ای و البته جاذبه کامل برای دیگرانی که نگرش مثبت به غرب داشته و دارند، موجب وابستگی یا گسست نسبت به مبدأ این زبان و فرهنگ شده است. این سلطه‌ی نسبی در ایران ما که به مدت یک سده متأثر از فرهنگ فرانسوی بوده، برای چند دهه تبدیل به سلطه مطلق شده و انقلاب اسلامی هم اگرچه دشمنی تاریخی با استعمار بریتانیا و آمریکا را در فرهنگ و سیاست دامن زده، و از جمله ترویج زبان انگلیسی را به نسبت پیش از انقلاب تضعیف کرده، اما عملاً جایگزینی برای آن میان زبان ملی، زبان دینی و زبان‌های دیگر اروپایی پیدا نشده است.

پرسش‌های بنیادین درباره یک زبان

اما امروز که استعمار در اشکال کهن و نوین آن بر ایران حاکم نیست، و دولت و ملت ایران می‌توانند راه خود را برای ایجاد ارتباطات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی با دولت‌ها و ملت‌های مختلف انتخاب کنند، نسبت ما با فرهنگ انگلوساکسون و زبان انگلیسی که به نظر می‌رسد به‌رغم آن پیشینه منفی در ایران انحصار دارند، چیست؟ آیا زبان انگلیسی، زبان خنثی و بین‌المللی است که می‌توان به‌عنوان زبان دانشگاهی به کار گرفت و تا حد امکان حاصل فعالیت‌های علمی ایران را در جهان عرضه کرد؟ یا آنکه مواجهه ما با زبان انگلیسی نمی‌تواند فارغ از مناسبات تاریخ ایران و تاریخ جهانی (خصوصاً استعمار) که موجب سیطره آن بر جو فرهنگی (روشنفکری و به‌خصوص ترجمه) و جو علمی ایران (ترجمه کتاب‌های انگلیسی و طرح آن‌ها به‌عنوان مرجع درسی، و نیز ترجمه باواسطه کتب مرجع فرانسه و آلمانی از زبان انگلیسی) شده و بستر ارتباطات بین‌المللی موجود (همکاری‌های دانشگاهی، ارائه و انتشار مقالات در همایش‌ها و مجلات علمی-پژوهشی عمدتاً انگلیسی‌زبان و…) است، باشد؟

در اینجا، مجال پرداخت بیشتر به ریشه‌های تاریخی انحصار زبان انگلیسی در عرصه علم و عرصه فرهنگ در ایران و جهان نیست، اما به بررسی برخی پرسش‌ها درباره چالش‌های تحول در آموزش زبان خارجی در نظام آموزشی کشور خواهیم پرداخت، به‌ویژه این پرسش که چه باید کرد؛

اکنون‌که عواملی چون استعمارزدگی جهان اسلام ما را از استفاده از زبان‌های ملی و همچنین، زبان مشترک دینی (عربی) بازداشته‌ است، آیا ضرورتی برای شکستن انحصار زبان انگلیسی (که در تمام این سال‌ها منحصراً در مدارس و دانشگاه‌های ما ارائه شده، مگر در معدود دانشگاه‌هایی مثل امام صادق(ع) که برای دانشجویان داوطلب رشته حقوق، زبان فرانسه ارائه و آموزش داده می‌شود) وجود ندارد؟

چالش آموزش زبان ملی، زبان دینی و زبان جهانی

موضوع انحصار زبان انگلیسی در حالی مورد تأکید دوباره رهبری واقع می‌شود که پیش‌تر برنامه‌هایی در این زمینه در دستور کار آموزش‌و‌پرورش قرار گرفته بود، اما اجرایی نشد. از جمله، آموزش پنج زبان خارجی جدید در مدارس كه سال ۱۳۹۱ توسط دبیر شورای عالی آموزش‌و‌پرورش رسماً اعلام شد. زبان‌های ایتالیایی، آلمانی، اسپانیایی، روسی و فرانسوی از زبان‌هایی است كه به گفته مهدی نوید ادهم – دبیر شورای عالی آموزش‌و‌پرورش – قرار بود طبق تشخیص آموزش‌و‌پرورش، در مدارس مورد نظر این وزارتخانه تدریس شوند. وی دراین‌باره توضیح داده بود که: «تولید متون و مواد درسی این زبان‌ها به سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی واگذار شده و اجرای آن نیز به عهده آموزش‌و‌پرورش است که آن‌ها می‌توانند در مناطقی که نیاز و تقاضا در این زمینه وجود دارد آموزش‌های خود را در هر یک از زبان‌های مطرح شده آغاز کنند.»

اما ورای رهنمودها و برنامه‌های مفصل بر زمین مانده، آیا ضرورتی برای تجدیدنظر در نظام آموزشی ما در حوزه آموزش زبان خارجه هست؟ آیا زبان انگلیسی همچنان باید تنها زبان اروپایی ما باشد که آموزش داده می‌شود؟ آیا باید همچنان در کنار زبان عربی آموزش داده شود، ولو آنکه در هیچ‌کدام از این دو زبان موفقیت چندانی حاصل نگردد؟ عوامل موفقیت یا عدم موفقیت در آموزش این زبان‌ها چیست؟

یکی از انتقادات وارد بر سیستم آموزشی ما در حوزه یاددهی زبان‌های خارجی این است که مدارس ما در دوره راهنمایی و دبیرستان، دو زبان را علاوه بر زبان مادری به دانش‌آموزان می‌آموزند؛ زبان انگلیسی (به‌عنوان زبان رسمی آکادمیک) و زبان عربی (به‌عنوان زبان رسمی دین). این فرآیند قبلاً برای هر کدام از این زبان‌ها شش‌ساله بود، زبان عربی از اول راهنمایی تا سوم دبیرستان و زبان انگلیسی از دوم دبیرستان تا پیش‌دانشگاهی. که البته از چند سال قبل، آموزش زبان انگلیسی مجدداً از کلاس اول راهنمایی شروع می‌شود.

منتقدان این سیستم می‌گویند که درنهایت و در پایان دوران تحصیل متوسطه، دانش‌آموزان ما نه زبان عربی می‌آموزند و نه زبان انگلیسی. به نظر می‌رسد که این انتقاد تا حدودی وارد است، حتی با وجود اینکه درس‌های قرآن و دینی مقطع دبستان پیش‌زمینه آموزش زبان عربی هستند و همین دروس در دوره راهنمایی و دبیرستان (که البته کتب دینی و قرآن مقطع دبیرستان از یک دهه قبل، در هم ادغام شده و تحت عنوان «دین و زندگی» تدریس می‌شوند) هم مکمل آموزش عربی‌اند.

منتقدان معتقدند که تلاش برای آموزش هر دو زبان موجب شده است که دانش آموزان ما هیچ‌یک از این دو زبان را آن‌چنان‌که باید، بیاموزند. این سیستم همچنین در دانشگاه‌ها هم ادامه دارد، علاوه بر چند واحد درسی زبان عمومی و زبان تخصصی (و در برخی دانشگاه‌ها، واحدهای زبان پیش تخصصی علاوه بر عمومی و تخصصی) که قاطبه آن انگلیسی است، یک واحد درسی عربی هم وجود دارد که جزو واحدهای عمومی است.

اگرچه باید بپذیریم که در نهایت نتایج حاصله از آموزش هر دو زبان قابل قبول نیست، اما این انتقاد که دوگانگی فرایند آموزش زبان عملاً مانع از کارایی هر دو حوزه (عربی و انگلیسی) می‌شود، را نمی‌توان کاملاً پذیرفت. چراکه در بسیاری از کشورهای جهان و از جمله اتحادیه اروپا، مدارس موظف‌اند دو زبان خارجه را به دانش‌آموزان بیاموزند.

به هر روی، ورود زبان خارجی جدید به سیستم آموزشی كشور در حالی اتفاق می‌افتد كه تدریس زبان انگلیسی و عربی در مدارس با مشكلات زیادی روبه‌رو است. دانش‌آموزانی كه از مدارس فارغ‌التحصیل می‌شوند، به‌رغم این‌که طی شش سال زبان انگلیسی و عربی را آموزش می‌بینند، اما در عمل از قواعد این زبان‌ها چیز زیادی نیاموخته‌اند و اكثر قریب به‌اتفاق آن‌ها با نمره‌های پایین خصوصاً در درس انگلیسی توانسته‌اند از آموزش‌و‌پرورش فارغ‌التحصیل شوند. چاپ آزمایشی كتاب‌های انگلیسی و به‌روز نبودن متون درسی در قیاس با نظام آموزشی دنیا از معدود مشكلاتی است كه بر سر راه تدریس زبان انگلیسی وجود دارد.

امكانات اجرایی شدن آموزش ۵ زبان در سیستم آموزشی ما وجود ندارد

دكتر احد نویدی، عضو هیئت علمی ‌پژوهشگاه مطالعات آموزش‌و‌پرورش با اشاره به این نكته كه آموزش پنج زبان جدید در مدارس قابلیت اجرایی شدن نخواهد داشت، می‌گوید: ‌«آموزش‌و‌پرورش در تدریس زبان انگلیسی در مدارس موفقیت چندانی نداشته است و زبان‌های دیگری نیز كه قرار است در آینده به متون درسی دانش‌آموزان اضافه شود به سرنوشت زبان انگلیسی دچار خواهند شد و نتیجه چندانی نخواهند داشت.» وی تأكید می‌كند: «وارد كردن پنج زبان به نظام آموزشی كشور در حد شعار می‌تواند مطلوب باشد اما در صورت اجرایی شدن به جز هدر دادن بیت‌المال عایدی دیگری نخواهد داشت، چرا امكانات اجرایی شدن این كار در سیستم آموزشی ما وجود ندارد.»

نویدی با تأکید بر این نكته كه این برنامه نتیجه مطلوبی در پی نخواهد داشت، تصریح می‌كند:‌ «زیرساخت‌های اجرایی تدریس زبان‌های جدید در آموزش‌و‌پرورش هنوز آماده نیست، تربیت معلمان مسلط به نحوه تدریس این زبان‌ها و به حد نصاب رسیدن دانش‌آموزان در كلاس‌ها از مسائلی است كه باید توجه جدی به آن‌ها شود تا این طرح با بن‌بست روبه‌رو نشود.» لذا ضروری است که چنانچه بنا به حرکت در این مسیر باشد که مسیر درستی نیز است، باید مقدمات آن فراهم شود

جایگاه زبان عربی کجاست؟

اما اولویت ما به‌عنوان ایرانی مسلمان در آموزش زبان به فرزندانمان چیست؟ آیا دانستن زبان انگلیسی برای ارتباط با مسلمانان دیگر کافی است؟

شاید با توجه به اینکه تقریباً یک‌سوم از کشورهای مسلمان دیرزمانی مستعمره بریتانیا بوده و حتی بسیاری از آن‌ها این زبان را زبان رسمی آموزشی خود قرار داده‌اند، این پاسخ درست باشد. اما به همین ترتیب می‌توان گفت که یک‌سوم کشورهای مسلمان (در خاورمیانه و آفریقا) هم مستعمره فرانسه بوده و این زبان را به‌عنوان زبان اول یا دوم خود آموزش می‌دهند. اما آیا درست است که ما برای هم‌کلامی با مسلمانان، انگلیسی یا فرانسه بیاموزیم در شرایطی که زبان دینی‌مان عربی است؟

ضرورت آموزش زبان عربی از نظر شهید بهشتی

شهید آیت‌الله دکتر بهشتی که خود علاوه بر تسلط بر زبان عربی و انگلیسی، در دوران تبلیغ در مرکز اسلامی هامبورگ، زبان آلمانی را هم فراگرفت، در سخنرانی با عنوان «وظایف اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان در اروپا در برابر جوانان مسلمان» که به زبان عربی ایراد شده، درباره لزوم یادگیری زبان عربی به‌عنوان زبان مشترک مسلمانان می‌گوید: «شکی نیست که مناسب‌ترین زبانی که می‌تواند زبان مشترک مسلمانان جهان باشد، زبان عربی است که زبان قرآن و حدیث است. نمی‌خواهم بگویم که هرکس مسلمان می‌شود زبان مادری خود را کنار بگذارد و به عربی صحبت کند، این نه عملی است و نه لازم. نمی‌خواهم بگویم هر جا اسلام قدم گذارد یا می‌گذارد باید زبان محلی از رسمیت بیفتد و زبان عربی جانشین آن شود؛ ولی همان‌طور که در صد سال اخیر یاد گرفتن یک زبان خارجی در بسیاری از کشورها رواج یافته و در برخی کشورها هر فرد مدرسه رفته و درس‌خوانده به یک زبان خارجی نیز آشناست، این طرح بسیار عملی و سودمند است که در همه سرزمین‌های اسلامی هر فرد مسلمان علاوه بر زبان محلی خود زبان عربی را نیز تا حدود امکان یاد بگیرد.»

شهید بهشتی سپس به سیستم آموزش زبان خارجه در آلمان دهه ۱۹۷۰ اشاره می‌کند: «می‌دانیم که برای هر فرد آلمانی درس خواندن تا کلاس نهم اجباری است و می‌دانیم که در این دوره نه‌ساله از کلاس پنجم تا نهم یک زبان خارجی (غالباً انگلیسی) نیز تدریس می‌شود، یعنی هر کودک آلمانی موظف است پنج سال زبان انگلیسی بخواند. البته این مقدار برای یادگیری کامل زبان انگلیسی کافی نیست ولی برای آشنایی در حدود احتیاجات معمول کافی است. چرا یک آلمانی باید انگلیسی یاد بگیرد؟ برای اینکه در مسافرت‌هایی که به خارج آلمان می‌کند، در برخورد با مسافرانی که از خارج به آلمان می‌آیند و به‌طورکلی در تماس و ارتباط با سایر مردم دنیا به او کمک کند، زیرا آشنایی به یک زبان مشترک، ارتباطات را ساده و آسان می‌کند و بر میزان ارتباط می‌افزاید.»

بر همین اساس، شهید بهشتی لزوم آموزش زبان عربی را برای مسلمانان نتیجه می‌گیرد: «پس این مطلب عادی است که یک فرد مسلمان احتیاج دارد زبان عربی یاد بگیرد. زیرا یک زبان مشترک به پیوند فکری و عملی مسلمانان با یکدیگر کمک فراوانی می‌کند. برای نمونه به همین نماز جمعه و نماز عید در آلمان توجه کنید. مسئله مهم در نماز جمعه و نماز عید، خطبه است. خطبه یعنی سخنرانی امام برای نمازگزاران درباره تعالیم اسلام و مسائل جاری مربوط به زندگی مسلمانان. این سخنرانی را باید نمازگزاران بفهمند. حالا اگر همه نمازگزاران لااقل این اندازه عربی بدانند که سخنرانی امام را بفهمند مشکلی پیش نمی‌آید. اما اگر همه به یک زبان آشنا نباشند چطور؟ چقدر مطلب مشکل می‌شود! به همین کنگره سالانه اتحادیه توجه کنید. اگر همه شرکت‌کنندگان به همان اندازه که به زبان آلمانی، انگلیسی یا فرانسه آشنا هستند به زبان عربی آشنا بودند چقدر کار آسان و موثرتر می‌شد؟ در کنگره‌های اسلامی دیگر هم همین طور.»

شهید بهشتی در ادامه ضمن تشریح دلایل ضروری بودن آموزش زبان عربی در جوامع مسلمان، حتی پیشنهاد می‌دهد که فعالان انجمن‌های اسلامی دانشجویان ایرانی اروپا در کار یادگیری زبان عربی علاوه بر زبان کشور محل تحصیل خود پیشگام باشند: «انگیزه اشخاص برای فراگرفتن یک زبان دیگر غیر از زبان مادری، گاه احتیاج شغلی است و گاه احتیاج تحصیلی و علمی. ولی در مورد یاد گرفتن یک زبان مشترک میان مسلمانان انگیزه اساسی‌تری هست و آن تسهیل روابط فکری و اجتماعی میان مسلمانان جهان است که یکی از بزرگ‌ترین واجبات اسلامی ماست و در پرتو آن، پیوند فکری و عقیدتی و همبستگی علمی و اجتماعی در فرهنگ، سیاست، اقتصاد و غیره میان مسلمانان محکم‌تر می‌شود و آنان را به صوت یک واحد بزرگ و نیرومند و با عزت علمی و سیاسی و اقتصادی در دنیا در می‌آورد.»

آیا می‌توانیم؟

همچنان که گفته شد، سیاست‌گذاران آموزش‌و‌پرورش در سال‌های اخیر برآن بوده‌اند تا با فراگیر ساختن آموزش زبان‌های بدیل ایتالیایی، آلمانی، اسپانیایی، روسی و فرانسوی، انحصار زبان انگلیسی را بشکنند. تا جایی که نوید ادهم – دبیر شورای عالی آموزش‌و‌پرورش – رسماً هدف از این مصوبه را خروج از انحصار زبان انگلیسی دانسته و می‌افزاید: «تدریس این زبان‌ها مانند زبان انگلیسی از پایه اول راهنمایی آغاز و تا دوره پیش‌دانشگاهی ادامه دارد.»

اما سؤال اینجاست که آیا مصوبه شورای عالی آموزش‌و‌پرورش قابل اجرا هست؟ آیا دانشگاه‌های ما به‌اندازه کافی؛ فارغ‌التحصیل زبان‌های پنج‌گانه جدید را پرورش داده‌اند؟ در مورد سؤال اول باید گفت وضعیت در حال افول دانشکده‌های زبان خارجه در ایران ما را مأیوس می‌سازد.

سؤال دوم اینکه؛ بر فرض اگر تعداد لازم فارغ‌التحصیل را داشته باشیم، آیا آن‌ها برای تدریس در مدارس، مناسب هستند؟ با توجه به اینکه بیشتر دانشکده‌های زبان‌های خارجی ایران، گرایش‌های مترجمی و زبان‌و‌ادبیات را دارند و نه گرایش آموزش زبان، بدیهی است که فارغ‌التحصیلان دانشکده‌های موجود در بدو امر نمی‌توانند به‌عنوان معلم مدرسه جذب شوند، مگر آنکه آموزش‌های اولیه تدریس را که مختص دانشکده‌های تربیت‌معلم است، ببینند. حال باید پرسید شورای عالی آموزش‌و‌پرورش به ظرفیت‌ها و استعدادهای موجود دانشگاه‌های کشور برای شکست انحصار زبان انگلیسی توجه کرده است؟

و نکته مهم پیشین که مجدداً باید آن‌ها را تکرار کرد، اینکه آیا برای بهبود کیفیت آموزش زبان – اعم از هر زبان خارجه – هم اقدامی صورت خواهد گرفت؟ و سؤال اساسی‌تر اینکه، آیا برنامه‌ای برای بهبود آشنایی دانش‌آموزانمان با زبان قرآن و دین که می‌باید زبان ارتباط ما با جهان اسلام باشد، کاری صورت گرفته است؟

لزوم شکستن انحصار زبان‌انگلیسی‌در ایران

بک لینک رنک 3

دانلود فیلم جدید

وقوع یک حمله انتحاری به ابوغریب

وقوع یک حمله انتحاری به ابوغریب

به گزارش جهان، مهر به نقل از السومریه خبر داد، مال الله برزان رئیس شورای ناحیه البغدادی اعلام کرد: نیروهای امنیتی ارتش و پلیس و عشایر امروز موفق به پاکسازی مناطق العدوسیه، السمعانیه و البرازیه از توابع ناحیه البغدادی در نود کیلومتری غرب الرمادی از لوث داعش شدند.

وی افزود: در این عملیات دهها داعشی کشته شدند.نیروهای عراقی هم اکنون در حال مین زدانی و پاکسازی ساختمانهای بمبگذاری شده از بمب هایی که از سوی داعش در جاده اصلی و فرعی مناطق آزاد شده کار گذاشته شده است، هستند.

برزان تاکید کرد: طی ساعات اندک آینده عملیات نظامی برای پاکسازی جزیره هیت خواهیم بود و گذرگاههای امنی برای خروج غیر نظامیان و انتقال آنها به مناطق امن باز خواهد شد.

از سوی دیگر منابع امنیتی عراقی از کشته و زخمی شدن هشت پلیس در حمله انتحاری به یک مرکز پلیس در ابوغریب در غرب بغداد خبر دادند و اعلام کردند: سه عامل انتحاری خود را در داخل مرکز پلیس در منطقه الزیدان در ابوغریب منفجر کردند که بر اثر آن سه نظامی از جمله یک افسر کشته و پنج نظامی دیگر زخمی شدند.

وقوع یک حمله انتحاری به ابوغریب

به گزارش جهان، مهر به نقل از السومریه خبر داد، مال الله برزان رئیس شورای ناحیه البغدادی اعلام کرد: نیروهای امنیتی ارتش و پلیس و عشایر امروز موفق به پاکسازی مناطق العدوسیه، السمعانیه و البرازیه از توابع ناحیه البغدادی در نود کیلومتری غرب الرمادی از لوث داعش شدند.

وی افزود: در این عملیات دهها داعشی کشته شدند.نیروهای عراقی هم اکنون در حال مین زدانی و پاکسازی ساختمانهای بمبگذاری شده از بمب هایی که از سوی داعش در جاده اصلی و فرعی مناطق آزاد شده کار گذاشته شده است، هستند.

برزان تاکید کرد: طی ساعات اندک آینده عملیات نظامی برای پاکسازی جزیره هیت خواهیم بود و گذرگاههای امنی برای خروج غیر نظامیان و انتقال آنها به مناطق امن باز خواهد شد.

از سوی دیگر منابع امنیتی عراقی از کشته و زخمی شدن هشت پلیس در حمله انتحاری به یک مرکز پلیس در ابوغریب در غرب بغداد خبر دادند و اعلام کردند: سه عامل انتحاری خود را در داخل مرکز پلیس در منطقه الزیدان در ابوغریب منفجر کردند که بر اثر آن سه نظامی از جمله یک افسر کشته و پنج نظامی دیگر زخمی شدند.

وقوع یک حمله انتحاری به ابوغریب

فروش بک لینک

بازی

جزئیات جدید از مصادره اموال ایران

جزئیات جدید از مصادره اموال ایران

به گزارش جهان به نقل از ایران، حسین قضاوی اظهارداشت: تحقیقاتی که به دستور وزیر امور اقتصادی و دارایی انجام شد، در نهایت منجر به تهیه گزارشی در این باره و ارائه آن به هیأت دولت شد. وی افزود: پیرو ارائه این گزارش بیانیه عمومی هم تهیه شده که فکر می‌‌کنم بزودی به اطلاع عموم مردم خواهد رسید و جزئیات این رخداد و چگونگی این مسدودی به تفصیل پرداخته شده است. معاون بانک و بیمه وزارت اقتصاد با اشاره به خرید دو نوع اوراق قرضه توسط بانک مرکزی در آن سال‌ها، گفت: یک اوراق، اوراق دلاری است که در حوزه جغرافیایی امریکا منتشر شده و اوراق دوم، اوراقی دلاری است که خارج از حوزه جغرافیایی امریکا و در اروپا منتشر شده است. وی تصریح کرد: اوراقی که در حوزه جغرافیایی امریکا منتشر می‌شود را اوراق قرضه دلاری امریکایی و آنهایی که خارج از امریکا منتشر می‌شود را اوراق قرضه دلاری اروپایی می‌گویند.

قضاوی افزود: هر دو نوع اوراق قرضه توسط نهادهای بین‌المللی مانند بانک جهانی، بانک IFC (این بانک زیرمجموعه بانک جهانی است) یا بانک‌های معروف مثل KFW منتشر شده که برای بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران خریداری شده است. وی با بیان اینکه تحقیقات زیادی در این باره انجام شده است، گفت: گیر افتادن اوراق به دو نوع تفکیک می‌شود. یک نوع آن حکم توقیف مقام قضایی را دارد و بخش دیگر این اوراق فقط حالت مسدودی دارد که البته جزئیات بیشتر در بیانیه عمومی اعلام خواهد شد. به گفته وی دولت پیگیر است تا در اولین فرصت احقاق حق کند و دسترسی بانک مرکزی به وجوه این اوراق تسهیل شود.

معاون بانک و بیمه وزارت اقتصاد در پاسخ به این سؤال که آیا در این تحقیقات مشخص شده خرید این اوراق در چه سالی انجام شده است، اظهارداشت: بانک مرکزی به طور سنتی همواره بخشی از ذخایر ارزی را روی اوراق قرضه دلاری سرمایه‌گذاری می‌کرد، اما در گزارش به طور دقیق مشخص شده اوراقی که در شرایط فعلی دچار مشکل شده در چه سال‌هایی و هر سال به چه میزان خریداری شده است.وی تأکید کرد: نکته‌ای که وجود دارد این است که همه این اوراق در سال 2012 سررسید شده و اصل و فرع آن به صورت وجوه دلاری به حساب‌های مشخص شده واریز شد.

جزئیات جدید از مصادره اموال ایران

به گزارش جهان به نقل از ایران، حسین قضاوی اظهارداشت: تحقیقاتی که به دستور وزیر امور اقتصادی و دارایی انجام شد، در نهایت منجر به تهیه گزارشی در این باره و ارائه آن به هیأت دولت شد. وی افزود: پیرو ارائه این گزارش بیانیه عمومی هم تهیه شده که فکر می‌‌کنم بزودی به اطلاع عموم مردم خواهد رسید و جزئیات این رخداد و چگونگی این مسدودی به تفصیل پرداخته شده است. معاون بانک و بیمه وزارت اقتصاد با اشاره به خرید دو نوع اوراق قرضه توسط بانک مرکزی در آن سال‌ها، گفت: یک اوراق، اوراق دلاری است که در حوزه جغرافیایی امریکا منتشر شده و اوراق دوم، اوراقی دلاری است که خارج از حوزه جغرافیایی امریکا و در اروپا منتشر شده است. وی تصریح کرد: اوراقی که در حوزه جغرافیایی امریکا منتشر می‌شود را اوراق قرضه دلاری امریکایی و آنهایی که خارج از امریکا منتشر می‌شود را اوراق قرضه دلاری اروپایی می‌گویند.

قضاوی افزود: هر دو نوع اوراق قرضه توسط نهادهای بین‌المللی مانند بانک جهانی، بانک IFC (این بانک زیرمجموعه بانک جهانی است) یا بانک‌های معروف مثل KFW منتشر شده که برای بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران خریداری شده است. وی با بیان اینکه تحقیقات زیادی در این باره انجام شده است، گفت: گیر افتادن اوراق به دو نوع تفکیک می‌شود. یک نوع آن حکم توقیف مقام قضایی را دارد و بخش دیگر این اوراق فقط حالت مسدودی دارد که البته جزئیات بیشتر در بیانیه عمومی اعلام خواهد شد. به گفته وی دولت پیگیر است تا در اولین فرصت احقاق حق کند و دسترسی بانک مرکزی به وجوه این اوراق تسهیل شود.

معاون بانک و بیمه وزارت اقتصاد در پاسخ به این سؤال که آیا در این تحقیقات مشخص شده خرید این اوراق در چه سالی انجام شده است، اظهارداشت: بانک مرکزی به طور سنتی همواره بخشی از ذخایر ارزی را روی اوراق قرضه دلاری سرمایه‌گذاری می‌کرد، اما در گزارش به طور دقیق مشخص شده اوراقی که در شرایط فعلی دچار مشکل شده در چه سال‌هایی و هر سال به چه میزان خریداری شده است.وی تأکید کرد: نکته‌ای که وجود دارد این است که همه این اوراق در سال 2012 سررسید شده و اصل و فرع آن به صورت وجوه دلاری به حساب‌های مشخص شده واریز شد.

جزئیات جدید از مصادره اموال ایران

بک لینک رنک 5

عکس

دستگیری مدیران دو کانال تلگرامی به اتهام نشر اکاذیب

دستگیری مدیران دو کانال تلگرامی به اتهام نشر اکاذیب

به گزارش جهان به نقل از گرداب از اوائل دی­ماه سال94، دو کانال تلگرامی خاص در فواصل زمانی نزدیک به هم آغاز به کار کردند.

آنچه که این کانال‌ها را از سایر کانال‌های خبری موجود، متمایز کرد، انتشار اخبار خاص و به اصطلاح محرمانه و دارای طبقه‌بندی پیرامون مسائل داخلی سازمان صدا و سیما بود. اخباری بعضا کذب و جهت دار که باعث تشویش اذهان عمومی و شایعه‌پراکنی علیه مسؤلان رسانه ملی شد.

کانال موسوم به «ساختمان شیشه­‌ای» نخستین مرجع انتشار این اخبار بود. کانالی که برای جلب توجه بیشتر این جمله را در پروفایل خود قرار داده بود: “اخبار در گوشی صدا و سیما”.

کانال ساختمان شیشه‌ای توانست در مدت زمان اندکی تعداد زیادی از کارکنان سازمان صدا و سیما را جذب و با انتشار اخبار کذب، آنها را تحت تاثیر اخبار خود قرار دهد. بررسی ها نشان می دهد که حدود 500 نفر از کارکنان این سازمان (از جمله در رده‌های مهم مدیریتی) عضو این کانال بوده‌اند.

با گسترش فعالیت این کانال، و در پی شکایت ریاست سابق سازمان صدا و سیما در مراجع قضایی، موضوع جهت بررسی به «مرکز بررسی جرایم سازمان یافته سایبری» واگذار شد. با اقدامات فنی صورت گرفته، ادمین این کانال، در مدت زمان اندکی شناسایی و جهت برخورد قانونی به مقامات قضایی معرفی شد.

اما مدتی بعد کانال تلگرامی دیگری با نام «شهرزاد پرس نیوز» با محتوایی مشابه و البته جنجالی تر، آغاز به کار کرد؛ کانالی با هدف جوسازی علیه رسانه ملی. فعالیت شهرزاد پرس نیوز در تاریخ 13/11/94 آغاز شد و در این مدت توانست کاربرانی را جذب این کانال کند. نکته تاسف برانگیز حضور دور از انتظارِ برخی افراد شناخته شده در بین بازدید کنندگان کانال مذکور بود.

فعالیت‌ها و مطالب خاص این کانال نیز باعث شد که اداره کل حقوقی سازمان صدا و سیما در دادسرای فرهنگ و رسانه طرح شکایت کند.

با طرح این شکایت و ارجاع موضوع به «مرکز بررسی جرایم سازمان یافته سایبری»، اقدامات فنی جهت شناسایی مدیر کانال مذکور آغاز شد و ادمین کانال تلگرامی «شهرزاد پرس نیوز» علیرغم تدابیر مختلف حفاظتی شناسایی شد. تدابیر ادمین این کانال مانند استفاده از هویت جعلی و بهره‌برداری از شماره تلفن ناشناسِ خارجی در راه‌اندازی کانال، نیز نتوانست مانع شناسایی وی شود و در روز سه شنبه مورخ 14/2/95 متهم بازداشت و تحویل مقامات قضایی گردید.

متهم که خود نیز یکی از پرسنل سازمان صدا و سیما بود، با قرار گرفتن در برابر مستندات و ادله فنی، به جرایم خویش اقرار نمود. وی هم اکنون و با تکمیل مراحل مقدماتی تحقیقات، به قید وثیقه آزاد شده است.

لازم به ذکر است رسیدگی به پرونده مذکور و موضوعات مرتبط با آن، کماکان از سوی مراجع قضایی و کارشناسی ادامه دارد. هر گونه اطلاع رسانی جدید در این زمینه از طریق سایت گرداب (gerdab.ir) صورت خواهد گرفت.

دستگیری مدیران دو کانال تلگرامی به اتهام نشر اکاذیب

به گزارش جهان به نقل از گرداب از اوائل دی­ماه سال94، دو کانال تلگرامی خاص در فواصل زمانی نزدیک به هم آغاز به کار کردند.

آنچه که این کانال‌ها را از سایر کانال‌های خبری موجود، متمایز کرد، انتشار اخبار خاص و به اصطلاح محرمانه و دارای طبقه‌بندی پیرامون مسائل داخلی سازمان صدا و سیما بود. اخباری بعضا کذب و جهت دار که باعث تشویش اذهان عمومی و شایعه‌پراکنی علیه مسؤلان رسانه ملی شد.

کانال موسوم به «ساختمان شیشه­‌ای» نخستین مرجع انتشار این اخبار بود. کانالی که برای جلب توجه بیشتر این جمله را در پروفایل خود قرار داده بود: “اخبار در گوشی صدا و سیما”.

کانال ساختمان شیشه‌ای توانست در مدت زمان اندکی تعداد زیادی از کارکنان سازمان صدا و سیما را جذب و با انتشار اخبار کذب، آنها را تحت تاثیر اخبار خود قرار دهد. بررسی ها نشان می دهد که حدود 500 نفر از کارکنان این سازمان (از جمله در رده‌های مهم مدیریتی) عضو این کانال بوده‌اند.

با گسترش فعالیت این کانال، و در پی شکایت ریاست سابق سازمان صدا و سیما در مراجع قضایی، موضوع جهت بررسی به «مرکز بررسی جرایم سازمان یافته سایبری» واگذار شد. با اقدامات فنی صورت گرفته، ادمین این کانال، در مدت زمان اندکی شناسایی و جهت برخورد قانونی به مقامات قضایی معرفی شد.

اما مدتی بعد کانال تلگرامی دیگری با نام «شهرزاد پرس نیوز» با محتوایی مشابه و البته جنجالی تر، آغاز به کار کرد؛ کانالی با هدف جوسازی علیه رسانه ملی. فعالیت شهرزاد پرس نیوز در تاریخ 13/11/94 آغاز شد و در این مدت توانست کاربرانی را جذب این کانال کند. نکته تاسف برانگیز حضور دور از انتظارِ برخی افراد شناخته شده در بین بازدید کنندگان کانال مذکور بود.

فعالیت‌ها و مطالب خاص این کانال نیز باعث شد که اداره کل حقوقی سازمان صدا و سیما در دادسرای فرهنگ و رسانه طرح شکایت کند.

با طرح این شکایت و ارجاع موضوع به «مرکز بررسی جرایم سازمان یافته سایبری»، اقدامات فنی جهت شناسایی مدیر کانال مذکور آغاز شد و ادمین کانال تلگرامی «شهرزاد پرس نیوز» علیرغم تدابیر مختلف حفاظتی شناسایی شد. تدابیر ادمین این کانال مانند استفاده از هویت جعلی و بهره‌برداری از شماره تلفن ناشناسِ خارجی در راه‌اندازی کانال، نیز نتوانست مانع شناسایی وی شود و در روز سه شنبه مورخ 14/2/95 متهم بازداشت و تحویل مقامات قضایی گردید.

متهم که خود نیز یکی از پرسنل سازمان صدا و سیما بود، با قرار گرفتن در برابر مستندات و ادله فنی، به جرایم خویش اقرار نمود. وی هم اکنون و با تکمیل مراحل مقدماتی تحقیقات، به قید وثیقه آزاد شده است.

لازم به ذکر است رسیدگی به پرونده مذکور و موضوعات مرتبط با آن، کماکان از سوی مراجع قضایی و کارشناسی ادامه دارد. هر گونه اطلاع رسانی جدید در این زمینه از طریق سایت گرداب (gerdab.ir) صورت خواهد گرفت.

دستگیری مدیران دو کانال تلگرامی به اتهام نشر اکاذیب

بک لینک رنک 3