دولت یازدهم به سرنوشت دولت اشرف غنی مبتلا شده است؟!

دولت یازدهم به سرنوشت دولت اشرف غنی مبتلا شده است؟!

به گزارش جهان نیوز، وقتی دستان دولت از عملکرد اقتصادی خالی باشد و در سالی که به اقدام و عمل اقتصاد مقاومتی نامیده شده، دست روی دست گذاشته و منتظر عنایت کدخدا برای ورود سرمایه های خارجی به کشور باشید، آخر سال و نزدیک انتخابات اگر اخلاق اسلامی اهمیتی نداشته باشد، برای نشان دادن عملکردی از خود، به افتتاح دوباره طرح ها و پروژه هایی که سال های قبل توسط روسای جمهور قبلی افتتاح گردید روی می آورید.

به گزارش رجانیوز؛ دولت یازدهم در سال های گذشته علی الخصوص از اسفند سال قبل تاکنون چندین پروژه را که توسط دولت های قبلی افتتاح گشته بود را مجددا اقتاح کرد که در ادامه به چند مورد آن اشاره می گردد.

1-    معدن مس چهل کوره
در حالی معدن مس چهل کوره در سال 90 توسط وزیر صنعت و معدن به بهره برداری رسیده است که روحانی در سفر سه شنبه 10 اسفند 95 خود به زاهدان بار دیگر آن را افتتاح کرد.
 

افتتاح معدن مس چهل کوره توسط محرابیان – 1390

افتتاح معدن مس چهل کوره توسط روحانی – 1395
2-    سیمان مارگون

کارخانه سیمان مارگون تنها سرمایه گذاری خارجی کهگیلویه و بویراحمد است که یک سرمایه گذار لبنانی اقدام به احداث آن نموده است. در سفر هیات دولت در مردادماه سالجاری به استان این کارخانه یکبار افتتاح شد، همان موقع حرف و حدیث هایی شنیده می شد که کارخانه سیمان مارگون پیشرفت ۱۰۰ درصدی ندارد و افتتاح آن هم محلی از اعراب ندارد.

اما مسئولان استانی برای اینکه به هر وجهی پروژه برای افتتاح رییس جمهوری بتراشند آن را در حوزه افتتاح ها قرار دادند و در نهایت روحانی از طریق ویدئو کنفرانس و با حضور وزیر صنعت، معدن تجارت در محل کارخانه اقدام به افتتاح این طرح نمود. پس از آن بود که مسئولان برای اینکه افتتاح دوباره ای برای این طرح بتراشند، آن را به دو فاز تقسیم نمودند و تکمیل طرح را هم به حساب یک فاز جداگانه گذاشته تا شنبه 14 اسفند 95 به دست معاون رییس جمهور افتتاح شود.
 

افتتاح سیمان مارگون توسط روحانی – مرداد 1395

افتتاح سیمان مارگون توسط جهانگیری – اسفند 1395
 
 
3-    خط آهن بین المللی اینچه برون

پروژه خط آهن اینچه برون در سال ۹۲ با حضور رییس جمهور و وزیر مسکن و شهرسازی وقت و رییس قرارگاه خاتم الانبیا افتتاح و مورد بهره برداری قرار گرفته بود و به عنوان یکی از دستاوردهای مهم دولت دهم ثبت شده است؛ اما 12 آذر 1393 برای بار دوم با عبور قطار حامل حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر حسن روحانی رییس‌ جمهوری ایران از خط آهن اینچه‌برون و حرکت به سمت ایستگاه راه‌آهن «آک‌یایلا» در ترکمنستان افتتاح شد!
 

افتتاح پروژه خط آهن اینچه برون توسط احمدی نژاد – 1392
 

افتتاح پروژه خط آهن اینچه برون توسط روحانی – آذر 1393
4-    افتتاح سه باره سمند
بهمن ماه سال گذشته بود که خط مونتاژ خودروی سمند در استان سمنان با حضور محسن صالحی‌نیا، معاون وزیر صنعت افتتاح شد، حال رئیس‌جمهور این کارخانه را روز پنج شنبه در زادگاهش افتتاح کرد و به این ترتیب تبلیغات انتخاباتی‌اش را از این استان کلید زد.
 

افتتاح کارخانه سمند سمنان – صالحی نیا – 16  بهمن 1395

افتتاح سمند سمنان – روحانی – 17 فروردین 1396
اما در این میان نکته مهمی که وجود دارد این است که کارخانه سمند برای اولین بار در اسفند 1380 توسط رئیس جمهور وقت افتتاح شد. حداکثر طول عمر یک محصول در دنیا حداکثر 7 سال است، ولی دولت روحانی پس از 14 سال و تحمیل یک خودرو با پلتفرم و مشخصات قدیمی به مردم، مجددا کارخانه دیگری برای تولید همان خودروی قدیمی این بار در زادگاه رئیس جمهور یازدهم اقدام می کند تا دستان خالی این دولت، هر چه بیشتر بر مردم عیان گردد.
 

 

افتتاح کارخانه سمند برای اولین بار در سال 1380
نکته جالب توجه این افتتاحیه ها از سوی دولت یازدهم، مشابه بودن این نوع اقدامات از سوی دولت افغانستان باشد و دولت یازدهم با الگو گرفتن از دولت اشرف غنی افغانستان، در اقدامی تبلیغاتی و انتخاباتی از اسفند 95 به افتتاح پروژه های قدیمی روی آورده است.
 

اشرف غنی رئیس جمهور افغانستان نیز در شهریور 95 یکی از پروژه هایی را که در سال 1391 افتتاح شده بود را مجددا افتتاح کرد تا الگویی باشد برای دولت اعتدال در راستای رای آوری.

منبع: رجا

دولت یازدهم به سرنوشت دولت اشرف غنی مبتلا شده است؟!

به گزارش جهان نیوز، وقتی دستان دولت از عملکرد اقتصادی خالی باشد و در سالی که به اقدام و عمل اقتصاد مقاومتی نامیده شده، دست روی دست گذاشته و منتظر عنایت کدخدا برای ورود سرمایه های خارجی به کشور باشید، آخر سال و نزدیک انتخابات اگر اخلاق اسلامی اهمیتی نداشته باشد، برای نشان دادن عملکردی از خود، به افتتاح دوباره طرح ها و پروژه هایی که سال های قبل توسط روسای جمهور قبلی افتتاح گردید روی می آورید.

به گزارش رجانیوز؛ دولت یازدهم در سال های گذشته علی الخصوص از اسفند سال قبل تاکنون چندین پروژه را که توسط دولت های قبلی افتتاح گشته بود را مجددا اقتاح کرد که در ادامه به چند مورد آن اشاره می گردد.

1-    معدن مس چهل کوره
در حالی معدن مس چهل کوره در سال 90 توسط وزیر صنعت و معدن به بهره برداری رسیده است که روحانی در سفر سه شنبه 10 اسفند 95 خود به زاهدان بار دیگر آن را افتتاح کرد.
 

افتتاح معدن مس چهل کوره توسط محرابیان – 1390

افتتاح معدن مس چهل کوره توسط روحانی – 1395
2-    سیمان مارگون

کارخانه سیمان مارگون تنها سرمایه گذاری خارجی کهگیلویه و بویراحمد است که یک سرمایه گذار لبنانی اقدام به احداث آن نموده است. در سفر هیات دولت در مردادماه سالجاری به استان این کارخانه یکبار افتتاح شد، همان موقع حرف و حدیث هایی شنیده می شد که کارخانه سیمان مارگون پیشرفت ۱۰۰ درصدی ندارد و افتتاح آن هم محلی از اعراب ندارد.

اما مسئولان استانی برای اینکه به هر وجهی پروژه برای افتتاح رییس جمهوری بتراشند آن را در حوزه افتتاح ها قرار دادند و در نهایت روحانی از طریق ویدئو کنفرانس و با حضور وزیر صنعت، معدن تجارت در محل کارخانه اقدام به افتتاح این طرح نمود. پس از آن بود که مسئولان برای اینکه افتتاح دوباره ای برای این طرح بتراشند، آن را به دو فاز تقسیم نمودند و تکمیل طرح را هم به حساب یک فاز جداگانه گذاشته تا شنبه 14 اسفند 95 به دست معاون رییس جمهور افتتاح شود.
 

افتتاح سیمان مارگون توسط روحانی – مرداد 1395

افتتاح سیمان مارگون توسط جهانگیری – اسفند 1395
 
 
3-    خط آهن بین المللی اینچه برون

پروژه خط آهن اینچه برون در سال ۹۲ با حضور رییس جمهور و وزیر مسکن و شهرسازی وقت و رییس قرارگاه خاتم الانبیا افتتاح و مورد بهره برداری قرار گرفته بود و به عنوان یکی از دستاوردهای مهم دولت دهم ثبت شده است؛ اما 12 آذر 1393 برای بار دوم با عبور قطار حامل حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر حسن روحانی رییس‌ جمهوری ایران از خط آهن اینچه‌برون و حرکت به سمت ایستگاه راه‌آهن «آک‌یایلا» در ترکمنستان افتتاح شد!
 

افتتاح پروژه خط آهن اینچه برون توسط احمدی نژاد – 1392
 

افتتاح پروژه خط آهن اینچه برون توسط روحانی – آذر 1393
4-    افتتاح سه باره سمند
بهمن ماه سال گذشته بود که خط مونتاژ خودروی سمند در استان سمنان با حضور محسن صالحی‌نیا، معاون وزیر صنعت افتتاح شد، حال رئیس‌جمهور این کارخانه را روز پنج شنبه در زادگاهش افتتاح کرد و به این ترتیب تبلیغات انتخاباتی‌اش را از این استان کلید زد.
 

افتتاح کارخانه سمند سمنان – صالحی نیا – 16  بهمن 1395

افتتاح سمند سمنان – روحانی – 17 فروردین 1396
اما در این میان نکته مهمی که وجود دارد این است که کارخانه سمند برای اولین بار در اسفند 1380 توسط رئیس جمهور وقت افتتاح شد. حداکثر طول عمر یک محصول در دنیا حداکثر 7 سال است، ولی دولت روحانی پس از 14 سال و تحمیل یک خودرو با پلتفرم و مشخصات قدیمی به مردم، مجددا کارخانه دیگری برای تولید همان خودروی قدیمی این بار در زادگاه رئیس جمهور یازدهم اقدام می کند تا دستان خالی این دولت، هر چه بیشتر بر مردم عیان گردد.
 

 

افتتاح کارخانه سمند برای اولین بار در سال 1380
نکته جالب توجه این افتتاحیه ها از سوی دولت یازدهم، مشابه بودن این نوع اقدامات از سوی دولت افغانستان باشد و دولت یازدهم با الگو گرفتن از دولت اشرف غنی افغانستان، در اقدامی تبلیغاتی و انتخاباتی از اسفند 95 به افتتاح پروژه های قدیمی روی آورده است.
 

اشرف غنی رئیس جمهور افغانستان نیز در شهریور 95 یکی از پروژه هایی را که در سال 1391 افتتاح شده بود را مجددا افتتاح کرد تا الگویی باشد برای دولت اعتدال در راستای رای آوری.

منبع: رجا

دولت یازدهم به سرنوشت دولت اشرف غنی مبتلا شده است؟!

شوک جدید در اردوگاه استقلال

شوک جدید در اردوگاه استقلال

به گزارش افق نیوز، مشکلات مالی و عمل نکردن به وعده‌ها توسط مسئولین این باشگاه باعث شده تا بازیکنان این تیم بار دیگر تهدید به اعتصاب کنند.

 

استقلالی ها که انتظار داشتند حداقل در سفر به ازبکستان به آن ها پول برسد،وقتی دیدند باز هم خبری از نیست تهدید به اعتصاب کردند.

 

استقلالی ها گفته اند اگر تا چند روز دیگر به حساب آن ها پول واریز نشود تمرین نمی کنند.

 

آن ها در حالی تهدید به استعفا کردند که یکی از دلایل ناراحتی شان عمل نکردن به وعده ها توسط مسئولین این باشگاه است.

 

استقلالی ها پیش از با گسترش وعده پرداخت طلب شان را شنیده بودند اما با بازگشت به تهران و سفر به ازبکستان باز هم هیچ خبری از پرداخت پول نشد تا همین وعده های مسئولین باشگاه و عمل نکردن به آن بازیکنان را به شدت ناراحت کنند.

 

با این شرایط باید منتظر ماند و دید مسئولان استقلال می توانند با پرداخت مطالبات صدای اعتصاب را در این تیم بخوابانند یا نه؟

ایلنا

شوک جدید در اردوگاه استقلال

به گزارش افق نیوز، مشکلات مالی و عمل نکردن به وعده‌ها توسط مسئولین این باشگاه باعث شده تا بازیکنان این تیم بار دیگر تهدید به اعتصاب کنند.

 

استقلالی ها که انتظار داشتند حداقل در سفر به ازبکستان به آن ها پول برسد،وقتی دیدند باز هم خبری از نیست تهدید به اعتصاب کردند.

 

استقلالی ها گفته اند اگر تا چند روز دیگر به حساب آن ها پول واریز نشود تمرین نمی کنند.

 

آن ها در حالی تهدید به استعفا کردند که یکی از دلایل ناراحتی شان عمل نکردن به وعده ها توسط مسئولین این باشگاه است.

 

استقلالی ها پیش از با گسترش وعده پرداخت طلب شان را شنیده بودند اما با بازگشت به تهران و سفر به ازبکستان باز هم هیچ خبری از پرداخت پول نشد تا همین وعده های مسئولین باشگاه و عمل نکردن به آن بازیکنان را به شدت ناراحت کنند.

 

با این شرایط باید منتظر ماند و دید مسئولان استقلال می توانند با پرداخت مطالبات صدای اعتصاب را در این تیم بخوابانند یا نه؟

ایلنا

شوک جدید در اردوگاه استقلال

ایرانیان را می‌شود مومیایی‌کرد؟!

ایرانیان را می‌شود مومیایی‌کرد؟!

به گزارش جهان نیوز به نقل از موج، تعرفه خدمات خاص پزشکی قانونی هر ساله طبق ماده سه قانون تشکیل سازمان پزشکی قانونی کشور و آیین نامه اجرایی ماده 8 همین قانون، بعد از تایید رئیس قوه قضائیه به منظور عملی شدن به ادارات کل استان ها و مراکز ابلاغ می‌شود.

مراکز پزشکی قانونی موظف هستند تعرفه های خدمات پزشکی قانونی را مطابق آیین نام جدید اخذ و به حساب خزانه واریز کنند و بخشی از این تعرفه مربوط به مومیایی کردن اجساد است.
 
در کل دو نوع مومیایی کردن وجود دارد.

طبق علم باستان شناسی، انسان هایی هستند که به واسطه شرایط خاص اقلیمی و جغرافیایی مثل قرار گرفتن در معادن نمک، بیابان ها با آب و هوای گرم و سوزان یا مکان های سرد و یخ زده، پس از مرگ اجسادشان به همان شکلی که در زمان حیات بوده بدون تجزیه محافظت شده و از خطر از بین رفتن محفوظ مانده اند، مانند مرد نمکی که جسدش در معدن نمک چهرآباد در استان زنجان پیدا شد. 

 اما یک نوع دیگر از مومیایی کردن هم وجود دارد که به عنوان مومیایی کردن مصنوعی شناخته می‌شود.

این روش مومیایی، فرایندی است که با استفاده از روش های مختلف توسط متخصصان برای جلوگیری از روند فساد یک جسد همچون تغییر رنگ، خروج مایع از منافذ جسد، باد کردن و متعفن شدن جسد و … صورت می‌گیرد.

در این روش در ابتدا معده و روده فرد متوفی که محتویات آن دارای آلودگی بالاست خارج شده و سپس برای انجام مومیایی آماده می‌شود. 

* مراحل مومیایی کردن اجساد در ایران

مسعود قادی پاشا در ارتباط با مومیایی کردن اجساد در کشور در گفتگویی اظهارداشت: از هر کشور دیگری اگر فردی تابعیت ایران داشته باشد یا در کشور ما زندگی کند، در صورت فوت، بررسی جسد، کالبدشکافی آن و… در صورت نیاز در پزشکی قانونی انجام می گیرد.

وی  در ادامه با بیان اینکه پس از این مسئله، جسد ضدعفونی و مومیایی شده و در صورت اینکه درخواستی باشد که به کشور دیگری تحویل داده شود، این عمل صورت می گیرد در مورد روند مومیایی کردن اجساد گفت: به طور کلی اجسادی که نیاز به انتقال به سایر کشورها را داشته باشند، مومیایی شدن آنها در پزشکی قانونی انجام می‌گیرد تا از این طریق از روند فساد جسد جلوگیری شود.

* روش مومیایی کردن در ایران

در برخی کشور ها از روش انجماد، استفاده از انواع مواد شیمیایی، فیکساتور و روش‌های دیگر استفاده می‌شود اما در ایران این اقدام با استفاده از برخی مواد شیمیایی خاص صورت می‌گیرد.

در ابتدا متخصصان مواد داخل روده و معده جسد را خالی می‌کنند و بعد با استفاده از دستگاه مخصوص مواد شیمیایی از طریق عروق به داخل تمامی بافت‌ها هدایت می شود.

این اقدام موجب می شود تا در مدتی که برای نقل و انتقال جسد تا کشور مقصد صرف می شود جسد فاسد نشده و ظاهر خود را تا لحظه تدفین از دست ندهد.

بعد از انجام مراحل مومیایی شدن جسد در سردخانه پزشکی قانونی رفته تا تمامی مراحل قانونی آن انجام شود و بعد از این مراحل جسد منتقل می شود.

به گفته قادی پاشا، جسد معمولا بعد از 24 تا 48 ساعت و بسته به دمای نگهداری آن، به سمت روند فساد رفته و در صورت مومیایی شدن، به دلیل اینکه مواد به جسد تزریق شده تا آب امحا و احشا کشیده شود، جسد به سمت خشکی رفته و فساد در آن صورت نمی گیرد و بر این اساس، مدت زمان فاسد شدن جسد بسیار با تأخیر همراه می شود.

وی با بیان اینکه از لحاظ شرعی نیز مومیایی کردن جسد موانعی ندارد، گفت: تنها با مومیایی کردن، آب امحا و احشا جسد را گرفته و مانع از فساد آن می شویم و این عمل امروزه از طریق تزریق مواد به داخل جسد صورت می گیرد، در حالی که در قدیم این مسئله از طریق نخ کتان و استفاده از موم انجام می شد.

مدیرکل پزشکی قانونی استان تهران عنوان کرد: در صورتی که جسد در محیطی سرد و خشک یا گرم و خشک باشد، به صورت طبیعی به سمت مومیایی شدن پیشرفته و دربسیاری از قسمت های جنوبی کشور، خود به خود اجساد حالت مومیایی پیدا می کند.
 
بر اساس این گزارش در سال جاری نیز؛ به پیشنهاد سازمان پزشکی قانونی کشور و موافقت آیت الله آملی لاریجانی، رییس قوه قضاییه، تعرفه‌های خدمات پزشکی قانونی در سال 1396 ابلاغ شد.  

* سه میلیون هزینه مومیایی کردن اجساد در پزشکی قانونی

 
مدیرکل پزشکی قانونی تهران در پاسخ به اینکه هزینه مومیایی کردن هر جسد در پزشکی قانونی چقدر است، گفت: طبق جدول تعرفه های پزشکی قانونی هزینه مومیایی کردن به تنهایی 3 میلیون تومان است.

البته هزینه نگهداری، تابوت و غیره هم در تعرفه ها عنوان شده است.

* مومیایی کردن اجساد اموات در کشور ممنوع است

وی در پاسخ به اینکه آیا اگر یک شهروند ایرانی درخواست کند تا امواتش مومیایی شود این کار را انجام می دهید گفت: مومیایی کردن اجساد در ایران ممنوع است و این کار تنها برای اتباع خارجه که در کشور فوت می کنند و برای سالم ماندن جسد و جلوگیری از فساد جسد در مسیر انتقال انجام می شود.

* نظر آیت الله العظمی مکارم شیرازی درباره مومیایی کردن اجساد 

آیت الله مکارم شیرازی در پاسخ به این سوال که  آیا وراث می توانند جسد مورّث خود را به جاى دفن در قبر، به صورت مومیایى یا در شیشه الکل نگهدارى نماید؟ این کار در صورت عدم جواز، مجازات دارد، گفت: این کار جایز نیست و مشمول تعزیر است مگر در صورتی که ضرورتی ایجاب نماید.

* نظر آیت الله هاشمی شاهرودی درباره حکم مومیایی کردن میت مسلمان

هاشمی شاهرودی در پاسخ به این سوال که  آیا مومیایی کردن جنازه میت مسلمان جایز است، گفت: در صورتى که قبلا میّت تجهیز شده باشد (غسل و کفن کاملاً انجام شده باشد) مومیایى کردن میّت مسلمان فی نفسه اشکال ندارد بشرط عدم قطع اجزا بدن وعدم هرگونه هتکى نسبت به حرمت میت مسلمان وعدم تأخیر در کفن و دفن میت.

 
 

ایرانیان را می‌شود مومیایی‌کرد؟!

به گزارش جهان نیوز به نقل از موج، تعرفه خدمات خاص پزشکی قانونی هر ساله طبق ماده سه قانون تشکیل سازمان پزشکی قانونی کشور و آیین نامه اجرایی ماده 8 همین قانون، بعد از تایید رئیس قوه قضائیه به منظور عملی شدن به ادارات کل استان ها و مراکز ابلاغ می‌شود.

مراکز پزشکی قانونی موظف هستند تعرفه های خدمات پزشکی قانونی را مطابق آیین نام جدید اخذ و به حساب خزانه واریز کنند و بخشی از این تعرفه مربوط به مومیایی کردن اجساد است.
 
در کل دو نوع مومیایی کردن وجود دارد.

طبق علم باستان شناسی، انسان هایی هستند که به واسطه شرایط خاص اقلیمی و جغرافیایی مثل قرار گرفتن در معادن نمک، بیابان ها با آب و هوای گرم و سوزان یا مکان های سرد و یخ زده، پس از مرگ اجسادشان به همان شکلی که در زمان حیات بوده بدون تجزیه محافظت شده و از خطر از بین رفتن محفوظ مانده اند، مانند مرد نمکی که جسدش در معدن نمک چهرآباد در استان زنجان پیدا شد. 

 اما یک نوع دیگر از مومیایی کردن هم وجود دارد که به عنوان مومیایی کردن مصنوعی شناخته می‌شود.

این روش مومیایی، فرایندی است که با استفاده از روش های مختلف توسط متخصصان برای جلوگیری از روند فساد یک جسد همچون تغییر رنگ، خروج مایع از منافذ جسد، باد کردن و متعفن شدن جسد و … صورت می‌گیرد.

در این روش در ابتدا معده و روده فرد متوفی که محتویات آن دارای آلودگی بالاست خارج شده و سپس برای انجام مومیایی آماده می‌شود. 

* مراحل مومیایی کردن اجساد در ایران

مسعود قادی پاشا در ارتباط با مومیایی کردن اجساد در کشور در گفتگویی اظهارداشت: از هر کشور دیگری اگر فردی تابعیت ایران داشته باشد یا در کشور ما زندگی کند، در صورت فوت، بررسی جسد، کالبدشکافی آن و… در صورت نیاز در پزشکی قانونی انجام می گیرد.

وی  در ادامه با بیان اینکه پس از این مسئله، جسد ضدعفونی و مومیایی شده و در صورت اینکه درخواستی باشد که به کشور دیگری تحویل داده شود، این عمل صورت می گیرد در مورد روند مومیایی کردن اجساد گفت: به طور کلی اجسادی که نیاز به انتقال به سایر کشورها را داشته باشند، مومیایی شدن آنها در پزشکی قانونی انجام می‌گیرد تا از این طریق از روند فساد جسد جلوگیری شود.

* روش مومیایی کردن در ایران

در برخی کشور ها از روش انجماد، استفاده از انواع مواد شیمیایی، فیکساتور و روش‌های دیگر استفاده می‌شود اما در ایران این اقدام با استفاده از برخی مواد شیمیایی خاص صورت می‌گیرد.

در ابتدا متخصصان مواد داخل روده و معده جسد را خالی می‌کنند و بعد با استفاده از دستگاه مخصوص مواد شیمیایی از طریق عروق به داخل تمامی بافت‌ها هدایت می شود.

این اقدام موجب می شود تا در مدتی که برای نقل و انتقال جسد تا کشور مقصد صرف می شود جسد فاسد نشده و ظاهر خود را تا لحظه تدفین از دست ندهد.

بعد از انجام مراحل مومیایی شدن جسد در سردخانه پزشکی قانونی رفته تا تمامی مراحل قانونی آن انجام شود و بعد از این مراحل جسد منتقل می شود.

به گفته قادی پاشا، جسد معمولا بعد از 24 تا 48 ساعت و بسته به دمای نگهداری آن، به سمت روند فساد رفته و در صورت مومیایی شدن، به دلیل اینکه مواد به جسد تزریق شده تا آب امحا و احشا کشیده شود، جسد به سمت خشکی رفته و فساد در آن صورت نمی گیرد و بر این اساس، مدت زمان فاسد شدن جسد بسیار با تأخیر همراه می شود.

وی با بیان اینکه از لحاظ شرعی نیز مومیایی کردن جسد موانعی ندارد، گفت: تنها با مومیایی کردن، آب امحا و احشا جسد را گرفته و مانع از فساد آن می شویم و این عمل امروزه از طریق تزریق مواد به داخل جسد صورت می گیرد، در حالی که در قدیم این مسئله از طریق نخ کتان و استفاده از موم انجام می شد.

مدیرکل پزشکی قانونی استان تهران عنوان کرد: در صورتی که جسد در محیطی سرد و خشک یا گرم و خشک باشد، به صورت طبیعی به سمت مومیایی شدن پیشرفته و دربسیاری از قسمت های جنوبی کشور، خود به خود اجساد حالت مومیایی پیدا می کند.
 
بر اساس این گزارش در سال جاری نیز؛ به پیشنهاد سازمان پزشکی قانونی کشور و موافقت آیت الله آملی لاریجانی، رییس قوه قضاییه، تعرفه‌های خدمات پزشکی قانونی در سال 1396 ابلاغ شد.  

* سه میلیون هزینه مومیایی کردن اجساد در پزشکی قانونی

 
مدیرکل پزشکی قانونی تهران در پاسخ به اینکه هزینه مومیایی کردن هر جسد در پزشکی قانونی چقدر است، گفت: طبق جدول تعرفه های پزشکی قانونی هزینه مومیایی کردن به تنهایی 3 میلیون تومان است.

البته هزینه نگهداری، تابوت و غیره هم در تعرفه ها عنوان شده است.

* مومیایی کردن اجساد اموات در کشور ممنوع است

وی در پاسخ به اینکه آیا اگر یک شهروند ایرانی درخواست کند تا امواتش مومیایی شود این کار را انجام می دهید گفت: مومیایی کردن اجساد در ایران ممنوع است و این کار تنها برای اتباع خارجه که در کشور فوت می کنند و برای سالم ماندن جسد و جلوگیری از فساد جسد در مسیر انتقال انجام می شود.

* نظر آیت الله العظمی مکارم شیرازی درباره مومیایی کردن اجساد 

آیت الله مکارم شیرازی در پاسخ به این سوال که  آیا وراث می توانند جسد مورّث خود را به جاى دفن در قبر، به صورت مومیایى یا در شیشه الکل نگهدارى نماید؟ این کار در صورت عدم جواز، مجازات دارد، گفت: این کار جایز نیست و مشمول تعزیر است مگر در صورتی که ضرورتی ایجاب نماید.

* نظر آیت الله هاشمی شاهرودی درباره حکم مومیایی کردن میت مسلمان

هاشمی شاهرودی در پاسخ به این سوال که  آیا مومیایی کردن جنازه میت مسلمان جایز است، گفت: در صورتى که قبلا میّت تجهیز شده باشد (غسل و کفن کاملاً انجام شده باشد) مومیایى کردن میّت مسلمان فی نفسه اشکال ندارد بشرط عدم قطع اجزا بدن وعدم هرگونه هتکى نسبت به حرمت میت مسلمان وعدم تأخیر در کفن و دفن میت.

 
 

ایرانیان را می‌شود مومیایی‌کرد؟!

اطلاعیه ستاد هدفمندسازی یارانه ها درباره افزایش مستمری مددجویان

اطلاعیه ستاد هدفمندسازی یارانه ها درباره افزایش مستمری مددجویان

ستاد هدفمندسازی یارانه ها با صدور اطلاعیه ای اعلام کرد در راستای اجرای قانون بودجه سال ۱۳۹۶ کل کشور و به منظور افزایش حداقل مستمری خانوارهای مددجوی تحت حمایت کمیته امداد امام خمینی (ره) و سازمان بهزیستی کشور مستمری مددجویان مذکور به صورت علی الحساب به شرح جدول ذیل افزایش یافته و علاوه بر یارانه پرداختی فروردین ماه در ساعت ۲۴:۰۰ مورخ ۲۶/۰۱/۱۳۹۶ به حساب سرپرستان خانوارها واریز و قابل برداشت خواهد گردید:

۹۵۰,۰۰۰ ریال برای خانوار یک نفره

۱,۸۹۰,۰۰۰ ریال برای خانوار دو نفره

۲,۵۳۰,۰۰۰ ریال برای خانوار سه نفره

۳,۳۷۰,۰۰۰ ریال برای خانوار چهار نفره

۳,۶۵۰,۰۰۰ ریال برای خانوار پنج نفره و بیشتر

مهر

اطلاعیه ستاد هدفمندسازی یارانه ها درباره افزایش مستمری مددجویان

ستاد هدفمندسازی یارانه ها با صدور اطلاعیه ای اعلام کرد در راستای اجرای قانون بودجه سال ۱۳۹۶ کل کشور و به منظور افزایش حداقل مستمری خانوارهای مددجوی تحت حمایت کمیته امداد امام خمینی (ره) و سازمان بهزیستی کشور مستمری مددجویان مذکور به صورت علی الحساب به شرح جدول ذیل افزایش یافته و علاوه بر یارانه پرداختی فروردین ماه در ساعت ۲۴:۰۰ مورخ ۲۶/۰۱/۱۳۹۶ به حساب سرپرستان خانوارها واریز و قابل برداشت خواهد گردید:

۹۵۰,۰۰۰ ریال برای خانوار یک نفره

۱,۸۹۰,۰۰۰ ریال برای خانوار دو نفره

۲,۵۳۰,۰۰۰ ریال برای خانوار سه نفره

۳,۳۷۰,۰۰۰ ریال برای خانوار چهار نفره

۳,۶۵۰,۰۰۰ ریال برای خانوار پنج نفره و بیشتر

مهر

اطلاعیه ستاد هدفمندسازی یارانه ها درباره افزایش مستمری مددجویان

خواسته برانکو از سرمربی تیم ملی +تصویر

خواسته برانکو از سرمربی تیم ملی +تصویر

 بانک ورزش – اصلی ترین تیتر جلد گل به درخواست برانکو از کی‌روش اختصاص دارد. سرمربی کروات پرسپولیس گفته: کی روش باید در مورد مسلمان جدی تر فکر کند.

 

خواسته برانکو از سرمربی تیم ملی +تصویر

 بانک ورزش – اصلی ترین تیتر جلد گل به درخواست برانکو از کی‌روش اختصاص دارد. سرمربی کروات پرسپولیس گفته: کی روش باید در مورد مسلمان جدی تر فکر کند.

 

(image)

خواسته برانکو از سرمربی تیم ملی +تصویر

زاکانی: با 54 میلیارد دلار عدم النفع قرارداد کرسنت می‌توان کل مدارس کشور را از نو ساخت

زاکانی: با 54 میلیارد دلار عدم النفع قرارداد کرسنت می‌توان کل مدارس کشور را از نو ساخت

نماینده سابق مردم تهران در مجلس شورای اسلامی تاکید کرد:‌ با 54 میلیارد دلار عدم النفع قرارداد کرسنت، می‌توان کل مدارس کشور را از نو ساخت.
 

به گزارش جهان نیوز، علیرضا زاکانی نماینده سابق مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در کانال تلگرامی خود نوشت «با 54 میلیارد دلار (200هزارمیلیاردتومان) عدم النفع قرارداد کرسنت، می‌توان کل مدارس کشور را از نو ساخت، تا 13.5 میلیون دانش‌آموز ما از زلزله، آتش سوزی، گرما و سرما مصون باشند.»

زاکانی: با 54 میلیارد دلار عدم النفع قرارداد کرسنت می‌توان کل مدارس کشور را از نو ساخت

نماینده سابق مردم تهران در مجلس شورای اسلامی تاکید کرد:‌ با 54 میلیارد دلار عدم النفع قرارداد کرسنت، می‌توان کل مدارس کشور را از نو ساخت.
 

به گزارش جهان نیوز، علیرضا زاکانی نماینده سابق مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در کانال تلگرامی خود نوشت «با 54 میلیارد دلار (200هزارمیلیاردتومان) عدم النفع قرارداد کرسنت، می‌توان کل مدارس کشور را از نو ساخت، تا 13.5 میلیون دانش‌آموز ما از زلزله، آتش سوزی، گرما و سرما مصون باشند.»

زاکانی: با 54 میلیارد دلار عدم النفع قرارداد کرسنت می‌توان کل مدارس کشور را از نو ساخت

کاپیتان تیم ملی ایران به کشور بازگشت

کاپیتان تیم ملی ایران به کشور بازگشت

خبرگزاری فارس: کاپیتان تیم ملی ایران به کشور بازگشت

به گزارش افق نیوز، افشین نوروزی به همراه تیم ملی کشورمان راهی مسابقات تنیس روی میز قهرمانی آسیا شده بود، پس از پایان رقابت‌های تیمی به ایران بازگشت.

افشین نوروزی کاپیتان تیم ملی کشورمان بدلیل مشکلات شخصی و پس از کسب اجازه از مدیر تیم های ملی و پس از موافقت مسئولین ارشد فدراسیون از حضور در مسابقات انفرادی انصراف داد و به ایران بازگشت.

نوروزی قبل اعزام به چین نیز این مشکلات را مطرح کرده بود ولی بدلیل کمک به ترکیب جوان تیم ملی عازم چین شد.

برنامه مسابقات انفرادی مردان رقابت های قهرمانی تنیس روی میز آسیا:

پنجشنبه ۲۴ فروردین ماه:

طاهرخانی … مغولستان ساعت ۱۴:۳۰ میز ۳
لطفی … ماکائو  ساعت ۱۵ میز ۱
روئین تن … قرقیزستان ساعت ۱۵ میز ۵
احمدیان … اردن ساعت ۱۵:۳۰ میز ۸

کاپیتان تیم ملی ایران به کشور بازگشت

(image)

به گزارش افق نیوز، افشین نوروزی به همراه تیم ملی کشورمان راهی مسابقات تنیس روی میز قهرمانی آسیا شده بود، پس از پایان رقابت‌های تیمی به ایران بازگشت.

افشین نوروزی کاپیتان تیم ملی کشورمان بدلیل مشکلات شخصی و پس از کسب اجازه از مدیر تیم های ملی و پس از موافقت مسئولین ارشد فدراسیون از حضور در مسابقات انفرادی انصراف داد و به ایران بازگشت.

نوروزی قبل اعزام به چین نیز این مشکلات را مطرح کرده بود ولی بدلیل کمک به ترکیب جوان تیم ملی عازم چین شد.

برنامه مسابقات انفرادی مردان رقابت های قهرمانی تنیس روی میز آسیا:

پنجشنبه ۲۴ فروردین ماه:

طاهرخانی … مغولستان ساعت ۱۴:۳۰ میز ۳
لطفی … ماکائو  ساعت ۱۵ میز ۱
روئین تن … قرقیزستان ساعت ۱۵ میز ۵
احمدیان … اردن ساعت ۱۵:۳۰ میز ۸

کاپیتان تیم ملی ایران به کشور بازگشت

چهار روایت از فرمانده ای خاکی

چهار روایت از فرمانده ای خاکی

به گزارش جهان نیوز به نقل از دفاع پرس، هرکس که برای اولین بار شهید صیاد را می دید باورش نمی شد که او یکی از فرماندهان عالی‌رتبه نظامی باشد.

ویژگی های والای اخلاقی او بود که باعث شد در عین تخصص و نبوغش در مسائل نظامی، او را «صیاد دل ها» بنامند؛ چرا که پیش از هر چیز رفتار و شخصیت وی بود که همه را شیفته خود می کرد.
 

در ادامه چهار روایت از همرزمان امیر سپهبد شهید علی صیاد شیرازی آمده است.

* برداشت اول/

امیر سرتیپ دوم «داود نشاط افشاری»: من سه سال از صیاد بزرگ تر بودم ولی طوری به صیاد وابسته بودم که انگار پدرم است.

به خاطر این که همیشه هوایمان را داشت، مثل یک پدر.

یک پدر چه طوری هوای بچه هایش را دارد و مراقب شان است! چه طور به تربیت‌شان دقت می کند و ریز کاریهای بچه هایش برایش مهم است! صیاد هم با افراد زیر دستش همین طور بود.

ما را به حال خودمان رها نمی کرد. به اخلاق و رفتارمان توجه داشت. طوری حواسش به ما بود که گاهی می‌ماندم، چه طور این همه آدمی را که زیر دستش کار می کنند، یادش می ماند.

خیلی خوشم می آمد از این رفتارش که فراموش‌مان نمی‌کرد و هوایمان را داشت.

احساس نمی‌کردیم تنها مانده ایم. من سال 62 بازرس نیروی زمینی بودم. می فرستاد پی من. می گفت: «بازرس‌ها را جمع کن.»

برای بازرس‌هایش کلاس اخلاق گذاشته بود. می فرستادمان قم پیش آقایانی که می شناخت‌شان.

حضرت آیت الله بهاء الدینی (ره) یا حضرت آیت الله اشرفی اصفهانی (ره) (امام جمعه کرمانشاه). این اواخر با هم یک سال تمام رفتیم حوزه ی علمیه چیذر، کلاس اخلاق. خانه ما می‌آمد.

من یک ماشین قراضه داشتم. سوار همان می‌شدیم و می رفتیم.

توی راه گاهی مردم می‌شناختندش و از دور به او سلام می‌کردند.

یک بار توی راه چند مرتبه مردم برایش دست بلند کردند و سلام کردند.

صیاد برگشت و با خنده به من گفت: «تیمسار! با شما هستند.»

خندیدم و گفتم: «نه اتفاقا بر عکس با شما هستند. دارند به شما سلام می‌کنند.»

سرش را انداخت پایین و آرام گفت: «این مردم فکر می‌کنند ما هم کسی هستیم. ما خاک پای این‌ مردم هستیم.»

* برداشت دوم/

امیر «رنجبر نیکدل»: در کردستان که دیدمش، فرمانده نیروی عملیاتی بود. عملیات آزادسازی بوکان.

خدا رحمت کند آبشناسان را. با او رفته بودم منطقه.

آنجا اولین بار صیاد را از نزدیک دیدم و با هم آشنا شدیم.

بعدها هم به خاطر آن آشنایی و هم به خاطر این که خانه‌ی هر دویمان در یک محل بود، بیشتر و بیشتر با هم نزدیک شدیم.

از دوست هم نزدیک تر بودیم.

مثل دو برادر.

یک بار به خودش گفتم: «حاج علی، به خاطر مقام و موقعیت نیست که بهت احترام می‌گذارم. آن موقع جانشین رئیس ستاد کل نیروهای مسلح بود.

الان هم می‌گویم، به خاطر شهید بودنش نیست که این حرف ها را می‌زنم، شهادت یک مقام بالاتری بود که صیاد به آن رسید و باعث شد که من بیشتر از قبل به صیاد علاقمند بشوم.

همان موقع که جانشین رئیس ستاد کل نیروهای مسلح بود، روزی نبود که ما تلفنی با هم حرف نزنیم.

همیشه بین ساعت هشت تا نه صبح به من زنگ می زد.

اگر روزی ده بار هم باهاش حرف می زدم، سیر نمی شدم؛ ولی جرات نمی کردم بهش زنگ بزنم، می ترسیدم مزاحمش شوم؛ ولی او هر روز زنگ میزد.

حرف که باهاش می‌زدم، لذت می‌بردم.

همیشه هر کس که خالص باشد، بی ریا باشد، خدایی باشد، من را به خودش جذب می‌کند.

من توی عمرم مثل صیاد به همان خلوص و بزرگی فقط آبشناسان را دیده‌ام؛ خیلی بزرگ بود.

صیاد و این بزرگ بودنش به خاطر خدایی بودنش بود.

به خاطر این بود که ظاهر و باطن خودش را برای خدا خالص کرده بود.

وقتی می‌خواستیم به ماموریت برویم، اول از همه صدقه می‌داد بعد می نشست برایمان چند آیه از قرآن می‌خواند.

بعد مدتی آیه‌ها را می‌خواند یا تفسیرش را بعد هم توضیح می‌داد که برنامه‌ی کارمان چی است و هر کس چه کاری باید بکند.

چه قدری توی راه هستیم و چه قدرت وقت آزاد داریم. چه کارهایی مشترک است و چه کارهایی را باید تنها انجام بدهیم.

اگر ماموریت‌مان در یک شهر بود، حتما اول گلزار شهدای آن جا می‌رفت.

برای شهدا فاتحه می‌خواند. به چند تا از خانواده‌های شهدای آن جا هم سر می‌زد.

* برداشت سوم/

امیر سرتیپ «ناصر آراسته»: کنارش نشسته بودم. یک کتاب انگلیسی دستش بود. قرآن بود و می‌خواند.

اول عربیش را می‌خواند و بعد ترجمه اش را.

پرسیدم: جناب سروان ترجمه انگلیسی می‌خوانید؟ گفت: بله.

شاید یک روزی لازم شد.

گفتم: برای چی؟ گفت: شاید یک روزی با چهار نفر خارجی حرف بزنم و بخواهم قرآن را بهشون معرفی کنم.

دلم نمی‌خواهد آن روز حسرت بخورم که کاش می‌توانستم قرآن را به انگلیسی ترجمه کنم.

ساکت شدم. تعجب کرده بودم و نمی‌دانستم چه باید بگویم.

نمی‌دانستم که بعدها بیشتر هم تعجب می‌کنم و از حرف‌هایش، کارهایش، زندگی و مرگش و حسرت این آخری که هنوز که هنوز است سال ها از شهادتش می‌گذرد با من است.

می توانم بگویم اصل رابطه ما از کردستان شروع شد.

مخصوصا از آن چند روزی که با هم در محاصره بودیم.

چهل و چند روز در راه کوهستانی بانه – سردشت.

کسی فکر نمی کرد ستونی که از تهران داشت به بانه می آمد و قرار بود از روی زمینی به سردشت برود، بیش از یک ماه در آن جاده ی پر پیج و خم و خطرناک گرفتار شود و ستونی با آن توان رزمی که پیش بینی همه چیز را برایش کرده بودند، الا این که ضد انقلاب تمام افرادش در آذربایجان غربی، کردستان و کرمانشاه را برای این که این ستون نظامی، چه افراد و چه امکاناتش به سردشت نرسد، بسیج کند.

ماموریت در این ستون برای من فرصت خوبی بود. وقتی دوستم ستوان آذربون به من خبر داد که قرار است این ستون به سردشت برود و از من پرسید که می خواهی همراه آن بروی یا نه؟ از خدا می خواستم که بروم.

مدتی بود که در بانه بودم و کار رزمی نکرده بودم.

مسئول انتظامات پادگانه بانه بودم. دیگر دلم گرفته بود و وقتی شنیدم ماموریت رزمی هست، خیلی خوشحال شدم.

همان روز با آذربون به سنگر صیاد رفتم.

وارد که شدم صیاد تنها بود و داشت روی نقشه ی منطقه کار می کرد. نشستم. گفتم: بسم الله الرحمن الرحیم.

جناب آراسته. قبلا همدیگر را بیرون سنگر دیده بودیم.

حال و احوال و روبوسی کرده بودیم ولی این جا فرق کرد.

کار بود و صیاد عادت داشت موقع کار جدی باشد.

پرسید: «شما آمادگی رفتن به این ماموریت رو دارید؟ گفتم: بله. گفت: «پس مسئولیت دیده بانی ستون به عهده ی شماست.

کمی درباره ی فاصله ی ستون از بانه و سردشت و برد توپ‌هایی که همراه ستون بودند و قرار بود پشتیبانی آتش ستون را داشته باشند، بحث کردیم.

قرار شد در فاصله ای از جاده که توپ برد ندارد، از خمپاره‌اندازهای داخل ستون استفاده کنیم. بعد پرسیدم. خوب حالا ستون کی حرکت می‌کنه؟

دو سه روز بعد خبرم کرد. با بیسیم چی همراهم که اسمش کلاته بود و بعدها شهید شد، راه افتادیم.

راه پر بود از گردنه های باریک و خطرناک و پیچ های تند.

تا به ده سید صارم رسیدیم، اتفاقی نیفتاد.

توی ده مردم از ما استقبال کردند و گل و نقل سرمان پاشیدند.

از سید صارم حدود یک کیلومتر دور شده بودیم که یک خمپاره آمد و وسط ستون منفجر شد.

صیاد من را صدا کرد و گفت: «گرای این خمپاره را پیدا کن.

ببین از کجا داره می زنه؟ رفتم سراغ جایی که خمپاره افتاده بود.

از همان دهی که ازش رد شده بودیم، ما را می‌زدند.

ده سید صارم. معلوم شد افراد ضد انقلاب بین اهالی ده بودند.

نمی شد کاری کرد. باید راه می افتادیم تا از برد خمپاره شان دور بشویم.

بیشتر نگران بودم که از روبه‌رو هم ما را بزنند.

صیاد دستور داد که آمبولانس مجروح ها را ببرد.

نیم ساعت بعد خبر دادند که ضدانقلاب آمبولانس را گرفته و راننده و مجروح ها و آمبولانس را یک جا آتش زده.

صیاد برافروخته شد و با بیسیم هلی کوپتر خواست و دستور داد که با راکت آن را که این کار را کرده بودند، بزنند ولی آن‌ها هلی کوپتر را هم زدند.

این اول جنگ چهل روزه‌ی ما در مسیر بانه – سردشت بود. هیچ کدام از کسانی که به ستون مامور شده بودند، آمادگی چنین جنگ و گریز طولانی‌ای را نداشتند.

حتی خود صیاد هم فکرش را نمی‌کرد که چهل روز در این جاده و پیچ‌های تندش و مسیر کوهستانی و پر دار و درختش اسیر شویم و ستون از هم بپاشد و مهماتش از بین برود.

می‌توانم با جرات بگویم که این ایمان قوی و قدرت بالای فرماندهی صیاد بود که نفرات ستون را نجات داد وگرنه ضدانقلاب تمام توانش را بسیج کرده بود که نگذارد حتی یک نفر هم زنده به سردشت برسد.

* برداشت چهارم/

امیر سرتیپ دوم دکتر «ابوالقاسم کیا»: در 28 اردیبهشت سال 1377 دانشجویان سال سوم دانشگاه افسری امام علی (ع) جهت آموزش میدانی عملیات های عمده رزمندگان اسلام به خوزستان اعزام شده بودند.

جهت اسکان دانشجویان اردوگاهی در غرب شهرستان دزفول، حاشیه‌ی غربی رودخانه‌ی کرخه، محدوده‌ی پل نادری با برپایی بیش از 120 تخته چادر گروهی دائر شده بود و من در تمام مدت اردوگاه در کنار شهید صیاد شیرازی برای اجرای دستورات و اوامراشان بودیم.

شهید بزرگوار دستور دادند دانشجویان سوار بر کامیون های نظامی برای تشریح عملیات فتح المبین حرکت کنند و روی ارتفاعات شاه وریه نزدیک چاه‌های نفت مستقر گردند.

در این زمان شهید صیاد به من دستور داد که به دزفول بروم و امیر سرتیپ دوم امرالله شهبازی را که در عملیات فتح المبین فرمانده قرارگاه عملیاتی قدس بود و در همان منطقه مسئولیت عملیات را عهده دار بود و چون مجروح بود و قادر نبود راه برود، با ویلچر جابه‌جا می‌شد و همسر محترمه‌اش همواره از وی مراقبت می‌کرد، در آن زمان به دزفول آمده و در مهمانسرای تیپ 2 زرهی دزفول مستقر بود را با بالگرد به محل استقرار دانشجویان روی تپه بیاورم.

شهید صیاد به من گفته بود که موقع سوار شدن ایشان در بالگرد، همسرشان را نیاورم. اما وقتی در پادگان دزفول، ایشان سوار بر بالگرد شد، همسرشان از ضلع دیگر بالگرد سریع سوار شد و من دیگر نتوانستم به ایشان بگویم که تیمسار صیاد دستور داده‌اند شما تشریف نیاورید و لذا از لحظه‌ای که بالگرد شروع به پرواز کرد تا زمانی که در محل تجمع دانشجویان فرود آمد و از نظر زمانی حدود 20 دقیقه طول کشید، فوق العاده به من سخت گذشت. دائم فکر می کردم و چند بار آیت الکرسی را زیرلب زمزمه کردم.

چون دستور ایشان را درست اجرا نکرده بودم و لذا نمی دانستم در پاسخ سوال وی چه بگویم. وقتی هلی کوپتر سمت دانشجویان لندینگ کرد، انگار که یک کسی به من گفت به سرعت برو نزد صیاد شیرازی و به او بگو که همسرش هم آمد.

من این کار را کردم و شهید صیاد فوراً گفت اشکالی ندارد فقط به او بگویید که از بالگرد پیاده نشود.

من خوشحال شدم. سپس شهید صیاد شخصا به استقبال شهید امرالله شهبازی آمد و او را به طرف دانشجویان هدایت کرد.

در این زمان عناصر فیلم برداری زیادی از نهادهای مختلف همراه ما بودند.

بلافاصله آن‌ها به سمت بالگرد رفتند و با همسر آن بزرگوار شروع به مصاحبه و تهیه ی عکس و فیلم کردند.

بعد از آن که امیر امرالله شهبازی، که حال چندان رضایت بخشی هم نداشت، چگونگی انجام عملیات فتح المبین را تشریح کردند، دانشجویان شروع به مدیحه سرایی کرده و یک وضعیت معنوی فوق العاده خاصی ایجاد شد.

ولیکن در تمام مدت من در فکر آن بودم که اگر شهید صیاد از من توضیح خواست پاسخ آن را چگونه باید بدهم و با خودم دائم فکر می‌کردم.

در نهایت پس از خاتمه‌ی کلاس آموزشی، شهید صیاد نزد من آمد و گفت: «کیا خوب شد.»

وضعیت خوبی ایجاد شد که من رو به قبله ایستادم و خدا را شکر کردم.

ناگهان گفت: چه می‌گویی؟ جواب دادم: به خدا مردم تا اینجا آمدم و دستور شما را درست اجرا نکرده بودم و همسر محترمه امیر شهبازی هم سوار بالگرد شده بود.

در این حالت به من دست داد و من را بوسید.

منظور من از بیان این خاطره موارد زیر بود: معجزه‌ی آیات الهی به ویژه آیت الکری در مواجه با رفع مشکلات، تسکین قلب و آرامش روح.

همچنین مدیریت خوب و اندیشمندانه‌ی شهید صیاد شیرازی با افراد زیر دست و همکاران صمیمی خود که چقدر بزرگ منشانه خوب فکر می کرد و تصمیم می گرفت و رفتار محبتانه داشت.

چهار روایت از فرمانده ای خاکی

به گزارش جهان نیوز به نقل از دفاع پرس، هرکس که برای اولین بار شهید صیاد را می دید باورش نمی شد که او یکی از فرماندهان عالی‌رتبه نظامی باشد.

ویژگی های والای اخلاقی او بود که باعث شد در عین تخصص و نبوغش در مسائل نظامی، او را «صیاد دل ها» بنامند؛ چرا که پیش از هر چیز رفتار و شخصیت وی بود که همه را شیفته خود می کرد.
 

در ادامه چهار روایت از همرزمان امیر سپهبد شهید علی صیاد شیرازی آمده است.

* برداشت اول/

امیر سرتیپ دوم «داود نشاط افشاری»: من سه سال از صیاد بزرگ تر بودم ولی طوری به صیاد وابسته بودم که انگار پدرم است.

به خاطر این که همیشه هوایمان را داشت، مثل یک پدر.

یک پدر چه طوری هوای بچه هایش را دارد و مراقب شان است! چه طور به تربیت‌شان دقت می کند و ریز کاریهای بچه هایش برایش مهم است! صیاد هم با افراد زیر دستش همین طور بود.

ما را به حال خودمان رها نمی کرد. به اخلاق و رفتارمان توجه داشت. طوری حواسش به ما بود که گاهی می‌ماندم، چه طور این همه آدمی را که زیر دستش کار می کنند، یادش می ماند.

خیلی خوشم می آمد از این رفتارش که فراموش‌مان نمی‌کرد و هوایمان را داشت.

احساس نمی‌کردیم تنها مانده ایم. من سال 62 بازرس نیروی زمینی بودم. می فرستاد پی من. می گفت: «بازرس‌ها را جمع کن.»

برای بازرس‌هایش کلاس اخلاق گذاشته بود. می فرستادمان قم پیش آقایانی که می شناخت‌شان.

حضرت آیت الله بهاء الدینی (ره) یا حضرت آیت الله اشرفی اصفهانی (ره) (امام جمعه کرمانشاه). این اواخر با هم یک سال تمام رفتیم حوزه ی علمیه چیذر، کلاس اخلاق. خانه ما می‌آمد.

من یک ماشین قراضه داشتم. سوار همان می‌شدیم و می رفتیم.

توی راه گاهی مردم می‌شناختندش و از دور به او سلام می‌کردند.

یک بار توی راه چند مرتبه مردم برایش دست بلند کردند و سلام کردند.

صیاد برگشت و با خنده به من گفت: «تیمسار! با شما هستند.»

خندیدم و گفتم: «نه اتفاقا بر عکس با شما هستند. دارند به شما سلام می‌کنند.»

سرش را انداخت پایین و آرام گفت: «این مردم فکر می‌کنند ما هم کسی هستیم. ما خاک پای این‌ مردم هستیم.»

* برداشت دوم/

امیر «رنجبر نیکدل»: در کردستان که دیدمش، فرمانده نیروی عملیاتی بود. عملیات آزادسازی بوکان.

خدا رحمت کند آبشناسان را. با او رفته بودم منطقه.

آنجا اولین بار صیاد را از نزدیک دیدم و با هم آشنا شدیم.

بعدها هم به خاطر آن آشنایی و هم به خاطر این که خانه‌ی هر دویمان در یک محل بود، بیشتر و بیشتر با هم نزدیک شدیم.

از دوست هم نزدیک تر بودیم.

مثل دو برادر.

یک بار به خودش گفتم: «حاج علی، به خاطر مقام و موقعیت نیست که بهت احترام می‌گذارم. آن موقع جانشین رئیس ستاد کل نیروهای مسلح بود.

الان هم می‌گویم، به خاطر شهید بودنش نیست که این حرف ها را می‌زنم، شهادت یک مقام بالاتری بود که صیاد به آن رسید و باعث شد که من بیشتر از قبل به صیاد علاقمند بشوم.

همان موقع که جانشین رئیس ستاد کل نیروهای مسلح بود، روزی نبود که ما تلفنی با هم حرف نزنیم.

همیشه بین ساعت هشت تا نه صبح به من زنگ می زد.

اگر روزی ده بار هم باهاش حرف می زدم، سیر نمی شدم؛ ولی جرات نمی کردم بهش زنگ بزنم، می ترسیدم مزاحمش شوم؛ ولی او هر روز زنگ میزد.

حرف که باهاش می‌زدم، لذت می‌بردم.

همیشه هر کس که خالص باشد، بی ریا باشد، خدایی باشد، من را به خودش جذب می‌کند.

من توی عمرم مثل صیاد به همان خلوص و بزرگی فقط آبشناسان را دیده‌ام؛ خیلی بزرگ بود.

صیاد و این بزرگ بودنش به خاطر خدایی بودنش بود.

به خاطر این بود که ظاهر و باطن خودش را برای خدا خالص کرده بود.

وقتی می‌خواستیم به ماموریت برویم، اول از همه صدقه می‌داد بعد می نشست برایمان چند آیه از قرآن می‌خواند.

بعد مدتی آیه‌ها را می‌خواند یا تفسیرش را بعد هم توضیح می‌داد که برنامه‌ی کارمان چی است و هر کس چه کاری باید بکند.

چه قدری توی راه هستیم و چه قدرت وقت آزاد داریم. چه کارهایی مشترک است و چه کارهایی را باید تنها انجام بدهیم.

اگر ماموریت‌مان در یک شهر بود، حتما اول گلزار شهدای آن جا می‌رفت.

برای شهدا فاتحه می‌خواند. به چند تا از خانواده‌های شهدای آن جا هم سر می‌زد.

* برداشت سوم/

امیر سرتیپ «ناصر آراسته»: کنارش نشسته بودم. یک کتاب انگلیسی دستش بود. قرآن بود و می‌خواند.

اول عربیش را می‌خواند و بعد ترجمه اش را.

پرسیدم: جناب سروان ترجمه انگلیسی می‌خوانید؟ گفت: بله.

شاید یک روزی لازم شد.

گفتم: برای چی؟ گفت: شاید یک روزی با چهار نفر خارجی حرف بزنم و بخواهم قرآن را بهشون معرفی کنم.

دلم نمی‌خواهد آن روز حسرت بخورم که کاش می‌توانستم قرآن را به انگلیسی ترجمه کنم.

ساکت شدم. تعجب کرده بودم و نمی‌دانستم چه باید بگویم.

نمی‌دانستم که بعدها بیشتر هم تعجب می‌کنم و از حرف‌هایش، کارهایش، زندگی و مرگش و حسرت این آخری که هنوز که هنوز است سال ها از شهادتش می‌گذرد با من است.

می توانم بگویم اصل رابطه ما از کردستان شروع شد.

مخصوصا از آن چند روزی که با هم در محاصره بودیم.

چهل و چند روز در راه کوهستانی بانه – سردشت.

کسی فکر نمی کرد ستونی که از تهران داشت به بانه می آمد و قرار بود از روی زمینی به سردشت برود، بیش از یک ماه در آن جاده ی پر پیج و خم و خطرناک گرفتار شود و ستونی با آن توان رزمی که پیش بینی همه چیز را برایش کرده بودند، الا این که ضد انقلاب تمام افرادش در آذربایجان غربی، کردستان و کرمانشاه را برای این که این ستون نظامی، چه افراد و چه امکاناتش به سردشت نرسد، بسیج کند.

ماموریت در این ستون برای من فرصت خوبی بود. وقتی دوستم ستوان آذربون به من خبر داد که قرار است این ستون به سردشت برود و از من پرسید که می خواهی همراه آن بروی یا نه؟ از خدا می خواستم که بروم.

مدتی بود که در بانه بودم و کار رزمی نکرده بودم.

مسئول انتظامات پادگانه بانه بودم. دیگر دلم گرفته بود و وقتی شنیدم ماموریت رزمی هست، خیلی خوشحال شدم.

همان روز با آذربون به سنگر صیاد رفتم.

وارد که شدم صیاد تنها بود و داشت روی نقشه ی منطقه کار می کرد. نشستم. گفتم: بسم الله الرحمن الرحیم.

جناب آراسته. قبلا همدیگر را بیرون سنگر دیده بودیم.

حال و احوال و روبوسی کرده بودیم ولی این جا فرق کرد.

کار بود و صیاد عادت داشت موقع کار جدی باشد.

پرسید: «شما آمادگی رفتن به این ماموریت رو دارید؟ گفتم: بله. گفت: «پس مسئولیت دیده بانی ستون به عهده ی شماست.

کمی درباره ی فاصله ی ستون از بانه و سردشت و برد توپ‌هایی که همراه ستون بودند و قرار بود پشتیبانی آتش ستون را داشته باشند، بحث کردیم.

قرار شد در فاصله ای از جاده که توپ برد ندارد، از خمپاره‌اندازهای داخل ستون استفاده کنیم. بعد پرسیدم. خوب حالا ستون کی حرکت می‌کنه؟

دو سه روز بعد خبرم کرد. با بیسیم چی همراهم که اسمش کلاته بود و بعدها شهید شد، راه افتادیم.

راه پر بود از گردنه های باریک و خطرناک و پیچ های تند.

تا به ده سید صارم رسیدیم، اتفاقی نیفتاد.

توی ده مردم از ما استقبال کردند و گل و نقل سرمان پاشیدند.

از سید صارم حدود یک کیلومتر دور شده بودیم که یک خمپاره آمد و وسط ستون منفجر شد.

صیاد من را صدا کرد و گفت: «گرای این خمپاره را پیدا کن.

ببین از کجا داره می زنه؟ رفتم سراغ جایی که خمپاره افتاده بود.

از همان دهی که ازش رد شده بودیم، ما را می‌زدند.

ده سید صارم. معلوم شد افراد ضد انقلاب بین اهالی ده بودند.

نمی شد کاری کرد. باید راه می افتادیم تا از برد خمپاره شان دور بشویم.

بیشتر نگران بودم که از روبه‌رو هم ما را بزنند.

صیاد دستور داد که آمبولانس مجروح ها را ببرد.

نیم ساعت بعد خبر دادند که ضدانقلاب آمبولانس را گرفته و راننده و مجروح ها و آمبولانس را یک جا آتش زده.

صیاد برافروخته شد و با بیسیم هلی کوپتر خواست و دستور داد که با راکت آن را که این کار را کرده بودند، بزنند ولی آن‌ها هلی کوپتر را هم زدند.

این اول جنگ چهل روزه‌ی ما در مسیر بانه – سردشت بود. هیچ کدام از کسانی که به ستون مامور شده بودند، آمادگی چنین جنگ و گریز طولانی‌ای را نداشتند.

حتی خود صیاد هم فکرش را نمی‌کرد که چهل روز در این جاده و پیچ‌های تندش و مسیر کوهستانی و پر دار و درختش اسیر شویم و ستون از هم بپاشد و مهماتش از بین برود.

می‌توانم با جرات بگویم که این ایمان قوی و قدرت بالای فرماندهی صیاد بود که نفرات ستون را نجات داد وگرنه ضدانقلاب تمام توانش را بسیج کرده بود که نگذارد حتی یک نفر هم زنده به سردشت برسد.

* برداشت چهارم/

امیر سرتیپ دوم دکتر «ابوالقاسم کیا»: در 28 اردیبهشت سال 1377 دانشجویان سال سوم دانشگاه افسری امام علی (ع) جهت آموزش میدانی عملیات های عمده رزمندگان اسلام به خوزستان اعزام شده بودند.

جهت اسکان دانشجویان اردوگاهی در غرب شهرستان دزفول، حاشیه‌ی غربی رودخانه‌ی کرخه، محدوده‌ی پل نادری با برپایی بیش از 120 تخته چادر گروهی دائر شده بود و من در تمام مدت اردوگاه در کنار شهید صیاد شیرازی برای اجرای دستورات و اوامراشان بودیم.

شهید بزرگوار دستور دادند دانشجویان سوار بر کامیون های نظامی برای تشریح عملیات فتح المبین حرکت کنند و روی ارتفاعات شاه وریه نزدیک چاه‌های نفت مستقر گردند.

در این زمان شهید صیاد به من دستور داد که به دزفول بروم و امیر سرتیپ دوم امرالله شهبازی را که در عملیات فتح المبین فرمانده قرارگاه عملیاتی قدس بود و در همان منطقه مسئولیت عملیات را عهده دار بود و چون مجروح بود و قادر نبود راه برود، با ویلچر جابه‌جا می‌شد و همسر محترمه‌اش همواره از وی مراقبت می‌کرد، در آن زمان به دزفول آمده و در مهمانسرای تیپ 2 زرهی دزفول مستقر بود را با بالگرد به محل استقرار دانشجویان روی تپه بیاورم.

شهید صیاد به من گفته بود که موقع سوار شدن ایشان در بالگرد، همسرشان را نیاورم. اما وقتی در پادگان دزفول، ایشان سوار بر بالگرد شد، همسرشان از ضلع دیگر بالگرد سریع سوار شد و من دیگر نتوانستم به ایشان بگویم که تیمسار صیاد دستور داده‌اند شما تشریف نیاورید و لذا از لحظه‌ای که بالگرد شروع به پرواز کرد تا زمانی که در محل تجمع دانشجویان فرود آمد و از نظر زمانی حدود 20 دقیقه طول کشید، فوق العاده به من سخت گذشت. دائم فکر می کردم و چند بار آیت الکرسی را زیرلب زمزمه کردم.

چون دستور ایشان را درست اجرا نکرده بودم و لذا نمی دانستم در پاسخ سوال وی چه بگویم. وقتی هلی کوپتر سمت دانشجویان لندینگ کرد، انگار که یک کسی به من گفت به سرعت برو نزد صیاد شیرازی و به او بگو که همسرش هم آمد.

من این کار را کردم و شهید صیاد فوراً گفت اشکالی ندارد فقط به او بگویید که از بالگرد پیاده نشود.

من خوشحال شدم. سپس شهید صیاد شخصا به استقبال شهید امرالله شهبازی آمد و او را به طرف دانشجویان هدایت کرد.

در این زمان عناصر فیلم برداری زیادی از نهادهای مختلف همراه ما بودند.

بلافاصله آن‌ها به سمت بالگرد رفتند و با همسر آن بزرگوار شروع به مصاحبه و تهیه ی عکس و فیلم کردند.

بعد از آن که امیر امرالله شهبازی، که حال چندان رضایت بخشی هم نداشت، چگونگی انجام عملیات فتح المبین را تشریح کردند، دانشجویان شروع به مدیحه سرایی کرده و یک وضعیت معنوی فوق العاده خاصی ایجاد شد.

ولیکن در تمام مدت من در فکر آن بودم که اگر شهید صیاد از من توضیح خواست پاسخ آن را چگونه باید بدهم و با خودم دائم فکر می‌کردم.

در نهایت پس از خاتمه‌ی کلاس آموزشی، شهید صیاد نزد من آمد و گفت: «کیا خوب شد.»

وضعیت خوبی ایجاد شد که من رو به قبله ایستادم و خدا را شکر کردم.

ناگهان گفت: چه می‌گویی؟ جواب دادم: به خدا مردم تا اینجا آمدم و دستور شما را درست اجرا نکرده بودم و همسر محترمه امیر شهبازی هم سوار بالگرد شده بود.

در این حالت به من دست داد و من را بوسید.

منظور من از بیان این خاطره موارد زیر بود: معجزه‌ی آیات الهی به ویژه آیت الکری در مواجه با رفع مشکلات، تسکین قلب و آرامش روح.

همچنین مدیریت خوب و اندیشمندانه‌ی شهید صیاد شیرازی با افراد زیر دست و همکاران صمیمی خود که چقدر بزرگ منشانه خوب فکر می کرد و تصمیم می گرفت و رفتار محبتانه داشت.

چهار روایت از فرمانده ای خاکی

برای چاقی داروی چاقی نخورید

برای چاقی داروی چاقی نخورید

به گزارش جهان نیوز به نقل از دکتر سلامک، قاچاق دارو از ایران و ورود داروی قاچاق به کشور، یکی از معضلات و آسیبهای جدی در حوزه سلامت کشور است که شاید آثار مخرب داروهای وارداتی قاچاق، به مراتب ویرانگر تر از قاچاق دارو به خارج از کشور باشد.

چه بسا داروهایی به صورت قاچاق وارد می شوند که نه تنها هیچ فایده درمانی ندارد که بعضا با مرگ آور هستند.

نمونه اخیر، داروی لاغری است که از ماهواره تبلیغ می شود و باعث مرگ 3 نفر شده است.

 

 وجود داروی قاچاق در بازار سلامت کشور بر هیچ کس پوشیده نیست و نمی توان منکر ورود داروی قاچاق به کشور شد.

اما آنچه مهم است، اینکه وضعیت نگران کننده در بحث داروی قاچاق، بیشتر شامل داروهایی می شود که به صورت قاچاق وارد می شوند.

زیرا، واردات داروی قاچاق علاوه بر اینکه دست اندرکاران عرصه واردات دارو را متضرر می کند، سلامت مصرف کنندگان را نیز به خطر می اندازد.

شاید از همین رو باشد که حساسیت ها در قبال داروهای وارداتی قاچاق، به مراتب شدیدتر از داروهایی است که از ایران به خارج از مرزها قاچاق می شود.

 

دکتر ایرج خسرنیا رئیس جامعه پزشکان متخصص داخلی ایران، یکی از مهمترین شکایتهای مردم در محاکم قضایی و نظام پزشکی را، مربوط به عوارض مصرف داروهای تقلبی، ماهواره ای و اینترنتی می داند که البته دست شاکی در این موارد به هیچ جا نمی رسد.

 

وی با هشدار جدی درباره عوارض مصرف داروهای تقلبی در ایران، خواستار توجه مردم به این موضوع و اطلاع رسانی گسترده و هدفمند رسانه ها شده و می افزاید: یکی از دلایل شیوع توزیع و مصرف این نوع داروهای خطرناک، تبلیغات گسترده ماهواره ای و اینترنتی است.

به همین خاطر به مردم توصیه می شود بهترین محل برای خرید دارو فقط داروخانه ها هستند.

چرا که در صورت بروز هر نوع مشکل نیز موضوع به طور قانونی قابل رسیدگی است.

 

خسرونیا می گوید: از آنجاکه داروهای تقلبی و ماهواره ای هیچ نام و نشانی از محل تولید و کشور تولید کننده ندارند از این رو مردم و مصرف کنندگان پس از بروز مشکل نمی توانند به هیچ شکل ممکن شکایت شان را پیگیری کنند و به عبارتی دست شان به هیچ جا نمی رسد.

 

رئیس دادگاه بدوی نظام پزشکی تهران در ادامه با اشاره به اینکه در حال حاضر بیشترین داروهای تقلبی مربوط به داروهای پوستی و چاقی و لاغری است، خاطرنشان کرد: در حال حاضر پرونده های متعددی در باره عوارض هولناک و حتی مرگبار استفاده از داروهای تقلبی و قاچاق وجود دارداما متاسفانه قربانیان و خانواده هایشان نمی توانند به حداقل حق و حقوقشان نیز برسند. چرا که این نوع داروها به هیچ عنوان قابل پیگیری نیستند.

 

دکتر محمدمهدی قیامت معاون آموزشی و پ‍ژوهشی نظام پزشکی تهران نیز معتقد است که حداقل بین 20 تا 30 درصد داروهای لاغری، زیبایی و آرایشی مصرفی در کشور قاچاق، تقلبی و پرعارضه هستند که سلامت جامعه را تهدید می کنند.

 

وی می گوید: به طور قطع بر هیچکس پوشیده نیست بخش قابل توجهی از داروهایی که در بازار بسیار پر رونق کشور مصرف می شوند تقلبی، قاچاق و ماهواره ای هستند که عوارض جدی و حتی جبران ناپذیری نیز به دنبال دارند.

 

رئیس انجمن بیهوشی و مراقبتهای ویژه ایران می افزاید: این داروها که به طور عمده در کارگاههای زیرزمینی هند، چین، پاکستان و سایر کشورها و حتی برخی کشورهای اروپایی تولید و روانه بازار مصرف می شوند سودهای بسیار کلانی برای دست اندکاران تولید و عرضه این قبیل داروها دارد.

این در حالی است که به نظر می رسد پشت پرده ورود و توزیع این نوع محصولات دستهای پنهانی وجود دارد که از مبادی خاص این قبیل دارو و محصولات را به بازار پرمصرف کشور می رسانند.

 

به گفته عضو هیئت مدیره نظام پزشکی تهران، داروهای تقلبی و قاچاق یکی ازدغدغه های جامعه پزشکی ودست اندرکاران مربوطه به شمارمی رود.

درهمین راستا ازدستگاههای متولی دراین زمینه انتظارمی رود با این معضل به طورجدی برخوردکنند. چرا که داروهای قاچاق، تقلبی و ماهواره ای سلامت جامعه راهدف قرارداده اند.

 

در همین حال دکتر علی امیرسواد کوهی رئیس انجمن مراقبتهای بیهوشی ایران با طرح این موضوع که داروهای قاچاق نه تنها در شرایط غیر استاندارد که از مسیرهای نادرستی وارد کشور می شوند، می گوید: به طور معمول داروهای قاچاق به دلیل قرار نداشتن در شرایط مناسب، تاریخ گذشته و فاسد شده اند و در واقع بدون عملکرد دارویی بوده و تنها نام آن را یدک می کشند.

 

وی ریشه ورود یا خروج داروهای قاچاق را سودجویی برخی افراد دانست و افزود: دستگاههای مربوطه باید به طور کامل بر اینگونه مسائل نظارت داشته باشند. حال آنکه متأسفانه در برخی سیستمهای نظارتی آنطور که باید و شاید نظارت کاملی وجود ندارد.

 

سوادکوهی با بیان اینکه در تجارتهای غیرقانونی جهانی بعد از اسلحه، دارو در درجه بعد قرار دارد، خاطرنشان کرد: در کشورهای منطقه خاورمیانه نظیر ایران به دلیل حذف سیستمهای نظارتی دقیق شاهد قاچاق داروهای خروجی یا ورودی هستیم.

 

رئیس انجمن مراقبتهای ویژه با اشاره به اینکه قاچاق دارو اقدامی غیر انسانی است، تاکید کرد: باید با این پدیده با تمام توان برخورد شود و این امر نیازمند یک بسیج عمومی و نظارت بیشتر مسئولین مربوطه و اطلاع رسانی گسترده رسانه هاست.

 

به گفته سوادکوهی، برای جلوگیری از این اقدام غیرانسانی نیازمند نظارتهای دقیق تر در سیستمهای مرزی و گمرکی و همچنین همت مردم و توجه آنها به نحوه صحیح تهیه دارو آنهم از طریق داروخانه ها هستیم.

 

دکتر مهدی پیرصالحی مدیرکل نظارت بر دارو و موادمخدر سازمان غذا و دارو با اشاره به قاچاق داروهای تقلبی و ماهواره ای، عنوان می کند که این قبیل داروها مورد تایید وزارت بهداشت نیستند.

 

وی می گوید: مشکل ورود داروی قاچاق این است که ما نمی دانیم چه کیفیتی دارد و ممکن است خطراتی برای مردم داشته باشد.

و یا اینکه خیلی از داروهای ماهوره ای هستند که وارد می شود و البته از نظر ما هیچکدام از داروهای ماهواره ای کیفیت ندارند، چون اگر داشتند، می آمدند داخل کشور ثبت می شدند.

دارویی که از ماهواره تبلیغ می شود، یعنی اینکه کیفیت لازم را ندارد.

 

مدیرکل نظارت بر دارو و موادمخدر سازمان غذا و دارو نسبت به قاچاق داروهای خاص و گران قیمت هشدار می دهد، زیرا معتقد است که قاچاق این قبیل داروها، سود بالایی برای قاچاقچیان دارد.

 

پیرصالحی می گوید: قاچاق داروهای خاص و ضد سرطان که گران قیمت هستند، منافع زیادی برای قاچاقچیان دارد چون قیمت کالای قاچاق پایین تر از قیمت داروهایی است که به صورت رسمی وارد بازار دارویی کشور می شود و قطعا سود بیشتری برای قاچاقچیان دارد.

 

دکتر علیرضا مرندی وزیر اسبق بهداشت، معتقد است که در کشور ما به دلیل اینکه دارو ارزان نگه داشته شده و علاوه بر آن یارانه نیز به آن تعلق می‌گیرد بنابراین هم داروهایی که از خارج وارد می‌شود و هم داروهای تولید داخل به خارج، قاچاق می‌شود.

 

وی می گوید در ابتدا باید به این نکته توجه داشت که لزومی برای وادرات برخی داروها نیست و اگر دارو را به صورت ژنریک (تولید داخل) تهیه کرد می‌توان تا حدودی از واردات قاچاق این داروها جلوگیری کرد.

از سوی دیگر واقعی کردن قیمت دارو و اختصاص یارانه دارو به بیمه‌ها نیز می‌تواند بسیار اثربخش واقع شود در این صورت هر دارویی به راحتی دور انداخته نمی‌شود و دارو نیز به دلیل واقعی بودن قیمت آن از سوی مردم اهمیت بسیاری پیدا می‌کند.

زیرا، ارزان بودن قیمت دارو باعث می‌شود این داروها به کشورهای مجاور قاچاق شود که اصلا به سود کشور نیست.

برای چاقی داروی چاقی نخورید

به گزارش جهان نیوز به نقل از دکتر سلامک، قاچاق دارو از ایران و ورود داروی قاچاق به کشور، یکی از معضلات و آسیبهای جدی در حوزه سلامت کشور است که شاید آثار مخرب داروهای وارداتی قاچاق، به مراتب ویرانگر تر از قاچاق دارو به خارج از کشور باشد.

چه بسا داروهایی به صورت قاچاق وارد می شوند که نه تنها هیچ فایده درمانی ندارد که بعضا با مرگ آور هستند.

نمونه اخیر، داروی لاغری است که از ماهواره تبلیغ می شود و باعث مرگ 3 نفر شده است.

 

 وجود داروی قاچاق در بازار سلامت کشور بر هیچ کس پوشیده نیست و نمی توان منکر ورود داروی قاچاق به کشور شد.

اما آنچه مهم است، اینکه وضعیت نگران کننده در بحث داروی قاچاق، بیشتر شامل داروهایی می شود که به صورت قاچاق وارد می شوند.

زیرا، واردات داروی قاچاق علاوه بر اینکه دست اندرکاران عرصه واردات دارو را متضرر می کند، سلامت مصرف کنندگان را نیز به خطر می اندازد.

شاید از همین رو باشد که حساسیت ها در قبال داروهای وارداتی قاچاق، به مراتب شدیدتر از داروهایی است که از ایران به خارج از مرزها قاچاق می شود.

 

دکتر ایرج خسرنیا رئیس جامعه پزشکان متخصص داخلی ایران، یکی از مهمترین شکایتهای مردم در محاکم قضایی و نظام پزشکی را، مربوط به عوارض مصرف داروهای تقلبی، ماهواره ای و اینترنتی می داند که البته دست شاکی در این موارد به هیچ جا نمی رسد.

 

وی با هشدار جدی درباره عوارض مصرف داروهای تقلبی در ایران، خواستار توجه مردم به این موضوع و اطلاع رسانی گسترده و هدفمند رسانه ها شده و می افزاید: یکی از دلایل شیوع توزیع و مصرف این نوع داروهای خطرناک، تبلیغات گسترده ماهواره ای و اینترنتی است.

به همین خاطر به مردم توصیه می شود بهترین محل برای خرید دارو فقط داروخانه ها هستند.

چرا که در صورت بروز هر نوع مشکل نیز موضوع به طور قانونی قابل رسیدگی است.

 

خسرونیا می گوید: از آنجاکه داروهای تقلبی و ماهواره ای هیچ نام و نشانی از محل تولید و کشور تولید کننده ندارند از این رو مردم و مصرف کنندگان پس از بروز مشکل نمی توانند به هیچ شکل ممکن شکایت شان را پیگیری کنند و به عبارتی دست شان به هیچ جا نمی رسد.

 

رئیس دادگاه بدوی نظام پزشکی تهران در ادامه با اشاره به اینکه در حال حاضر بیشترین داروهای تقلبی مربوط به داروهای پوستی و چاقی و لاغری است، خاطرنشان کرد: در حال حاضر پرونده های متعددی در باره عوارض هولناک و حتی مرگبار استفاده از داروهای تقلبی و قاچاق وجود دارداما متاسفانه قربانیان و خانواده هایشان نمی توانند به حداقل حق و حقوقشان نیز برسند. چرا که این نوع داروها به هیچ عنوان قابل پیگیری نیستند.

 

دکتر محمدمهدی قیامت معاون آموزشی و پ‍ژوهشی نظام پزشکی تهران نیز معتقد است که حداقل بین 20 تا 30 درصد داروهای لاغری، زیبایی و آرایشی مصرفی در کشور قاچاق، تقلبی و پرعارضه هستند که سلامت جامعه را تهدید می کنند.

 

وی می گوید: به طور قطع بر هیچکس پوشیده نیست بخش قابل توجهی از داروهایی که در بازار بسیار پر رونق کشور مصرف می شوند تقلبی، قاچاق و ماهواره ای هستند که عوارض جدی و حتی جبران ناپذیری نیز به دنبال دارند.

 

رئیس انجمن بیهوشی و مراقبتهای ویژه ایران می افزاید: این داروها که به طور عمده در کارگاههای زیرزمینی هند، چین، پاکستان و سایر کشورها و حتی برخی کشورهای اروپایی تولید و روانه بازار مصرف می شوند سودهای بسیار کلانی برای دست اندکاران تولید و عرضه این قبیل داروها دارد.

این در حالی است که به نظر می رسد پشت پرده ورود و توزیع این نوع محصولات دستهای پنهانی وجود دارد که از مبادی خاص این قبیل دارو و محصولات را به بازار پرمصرف کشور می رسانند.

 

به گفته عضو هیئت مدیره نظام پزشکی تهران، داروهای تقلبی و قاچاق یکی ازدغدغه های جامعه پزشکی ودست اندرکاران مربوطه به شمارمی رود.

درهمین راستا ازدستگاههای متولی دراین زمینه انتظارمی رود با این معضل به طورجدی برخوردکنند. چرا که داروهای قاچاق، تقلبی و ماهواره ای سلامت جامعه راهدف قرارداده اند.

 

در همین حال دکتر علی امیرسواد کوهی رئیس انجمن مراقبتهای بیهوشی ایران با طرح این موضوع که داروهای قاچاق نه تنها در شرایط غیر استاندارد که از مسیرهای نادرستی وارد کشور می شوند، می گوید: به طور معمول داروهای قاچاق به دلیل قرار نداشتن در شرایط مناسب، تاریخ گذشته و فاسد شده اند و در واقع بدون عملکرد دارویی بوده و تنها نام آن را یدک می کشند.

 

وی ریشه ورود یا خروج داروهای قاچاق را سودجویی برخی افراد دانست و افزود: دستگاههای مربوطه باید به طور کامل بر اینگونه مسائل نظارت داشته باشند. حال آنکه متأسفانه در برخی سیستمهای نظارتی آنطور که باید و شاید نظارت کاملی وجود ندارد.

 

سوادکوهی با بیان اینکه در تجارتهای غیرقانونی جهانی بعد از اسلحه، دارو در درجه بعد قرار دارد، خاطرنشان کرد: در کشورهای منطقه خاورمیانه نظیر ایران به دلیل حذف سیستمهای نظارتی دقیق شاهد قاچاق داروهای خروجی یا ورودی هستیم.

 

رئیس انجمن مراقبتهای ویژه با اشاره به اینکه قاچاق دارو اقدامی غیر انسانی است، تاکید کرد: باید با این پدیده با تمام توان برخورد شود و این امر نیازمند یک بسیج عمومی و نظارت بیشتر مسئولین مربوطه و اطلاع رسانی گسترده رسانه هاست.

 

به گفته سوادکوهی، برای جلوگیری از این اقدام غیرانسانی نیازمند نظارتهای دقیق تر در سیستمهای مرزی و گمرکی و همچنین همت مردم و توجه آنها به نحوه صحیح تهیه دارو آنهم از طریق داروخانه ها هستیم.

 

دکتر مهدی پیرصالحی مدیرکل نظارت بر دارو و موادمخدر سازمان غذا و دارو با اشاره به قاچاق داروهای تقلبی و ماهواره ای، عنوان می کند که این قبیل داروها مورد تایید وزارت بهداشت نیستند.

 

وی می گوید: مشکل ورود داروی قاچاق این است که ما نمی دانیم چه کیفیتی دارد و ممکن است خطراتی برای مردم داشته باشد.

و یا اینکه خیلی از داروهای ماهوره ای هستند که وارد می شود و البته از نظر ما هیچکدام از داروهای ماهواره ای کیفیت ندارند، چون اگر داشتند، می آمدند داخل کشور ثبت می شدند.

دارویی که از ماهواره تبلیغ می شود، یعنی اینکه کیفیت لازم را ندارد.

 

مدیرکل نظارت بر دارو و موادمخدر سازمان غذا و دارو نسبت به قاچاق داروهای خاص و گران قیمت هشدار می دهد، زیرا معتقد است که قاچاق این قبیل داروها، سود بالایی برای قاچاقچیان دارد.

 

پیرصالحی می گوید: قاچاق داروهای خاص و ضد سرطان که گران قیمت هستند، منافع زیادی برای قاچاقچیان دارد چون قیمت کالای قاچاق پایین تر از قیمت داروهایی است که به صورت رسمی وارد بازار دارویی کشور می شود و قطعا سود بیشتری برای قاچاقچیان دارد.

 

دکتر علیرضا مرندی وزیر اسبق بهداشت، معتقد است که در کشور ما به دلیل اینکه دارو ارزان نگه داشته شده و علاوه بر آن یارانه نیز به آن تعلق می‌گیرد بنابراین هم داروهایی که از خارج وارد می‌شود و هم داروهای تولید داخل به خارج، قاچاق می‌شود.

 

وی می گوید در ابتدا باید به این نکته توجه داشت که لزومی برای وادرات برخی داروها نیست و اگر دارو را به صورت ژنریک (تولید داخل) تهیه کرد می‌توان تا حدودی از واردات قاچاق این داروها جلوگیری کرد.

از سوی دیگر واقعی کردن قیمت دارو و اختصاص یارانه دارو به بیمه‌ها نیز می‌تواند بسیار اثربخش واقع شود در این صورت هر دارویی به راحتی دور انداخته نمی‌شود و دارو نیز به دلیل واقعی بودن قیمت آن از سوی مردم اهمیت بسیاری پیدا می‌کند.

زیرا، ارزان بودن قیمت دارو باعث می‌شود این داروها به کشورهای مجاور قاچاق شود که اصلا به سود کشور نیست.

برای چاقی داروی چاقی نخورید