چرا وزیر نفت سعودی برکنار شد؟

چرا وزیر نفت سعودی برکنار شد؟

به گزارش جهان به نقل از العالم، علی النعیمی وزیر نفت برکنار شده سعودی، 17 آوریل گذشته پس از آن که در نشست نفتی دوحه – که وزرای نفت کشورهای غیر عضو اوپک از جمله روسیه و مکزیک در آن حضور داشتند- مورد اهانت واقع شد، خواهان کناره گیری خود از این منصب شد.
 
به نوشته رای الیوم، این منابع اعلام کردند که النعیمی در نشست دوحه، تنها چند دقیقه قبل از امضای توافقنامه محدود نگه داشتن سقف تولید نفت، تماس تلفنی از محمد بن سلمان جانشین ولیعهد سعودی با دریافت کرد و محمد بن سلمان از وی خواست که فورا با هیات همراه خود این نشست را ترک کند و به ریاض بازگردد؛ این امر باعث شد که النعیمی به شدت در برابر همتایان خود، در تنگنا قرار گیرد.

این منابع خاطرنشان کردند که النعیمی از طرفداران این توافقنامه و از مخالفان فروش هرگونه سهام شرکت آرامکو بود، اما هیچ وقت این موضع خود را آشکار نکرد.

خاطرنشان می شود که ملک سلمان پادشاه سعودی امروز شنبه، طی حکمی النعیمی را از کرسی وزارت نفت برکنار و خالد الفالح را جایگزین وی کرد. 4 وزیر دیگر از جمله وزیر حج هم توسط سلمان برکنار شدند.

چرا وزیر نفت سعودی برکنار شد؟

به گزارش جهان به نقل از العالم، علی النعیمی وزیر نفت برکنار شده سعودی، 17 آوریل گذشته پس از آن که در نشست نفتی دوحه – که وزرای نفت کشورهای غیر عضو اوپک از جمله روسیه و مکزیک در آن حضور داشتند- مورد اهانت واقع شد، خواهان کناره گیری خود از این منصب شد.
 
به نوشته رای الیوم، این منابع اعلام کردند که النعیمی در نشست دوحه، تنها چند دقیقه قبل از امضای توافقنامه محدود نگه داشتن سقف تولید نفت، تماس تلفنی از محمد بن سلمان جانشین ولیعهد سعودی با دریافت کرد و محمد بن سلمان از وی خواست که فورا با هیات همراه خود این نشست را ترک کند و به ریاض بازگردد؛ این امر باعث شد که النعیمی به شدت در برابر همتایان خود، در تنگنا قرار گیرد.

این منابع خاطرنشان کردند که النعیمی از طرفداران این توافقنامه و از مخالفان فروش هرگونه سهام شرکت آرامکو بود، اما هیچ وقت این موضع خود را آشکار نکرد.

خاطرنشان می شود که ملک سلمان پادشاه سعودی امروز شنبه، طی حکمی النعیمی را از کرسی وزارت نفت برکنار و خالد الفالح را جایگزین وی کرد. 4 وزیر دیگر از جمله وزیر حج هم توسط سلمان برکنار شدند.

چرا وزیر نفت سعودی برکنار شد؟

بک لینک رنک 6

دانلود فیلم جدید

چرا آمریکا ایران را تهدیدی برای خود می‌داند؟

چرا آمریکا ایران را تهدیدی برای خود می‌داند؟

به گزارش جهان به نقل از فارس، اندیشکده «یوراسیا ریویو» در یادداشتی به قلم دکتر «ویلیام. تی . ویلسون» تحلیلگر ارشد خود در زمینه «برجام، اجرای آن و سیاست هایی که آمریکا باید در پسا برجام رعایت نماید» متذکر شد: در ساز و کار پسا برجام، ایران می‌تواند شاهد احیا عمده بخش نفتی و گازی خود باشد. بر اساس آمار واحد اطلاعات هفته نامه اکونومیست (EIU) ایران دارای 157میلیارد بشکه ذخایر نفت خام تایید شده است که بدین طریق چهارمین کشور در این زمینه می‌باشد. بر اساس آمار آژانس بین‌المللی انرژی نیز ایران حدود 38 میلیون بشکه نفت خام ذخیره شناور دارد که به زودی وارد بازار می‌شود. این کشور امید دارد تا صادرات نفت خام خود را به سطح روزانه دو نیم میلیون بشکه در روز در سال جاری برساند و مدعی است که اینک 1.75 میلیون بشکه نفت خام و معیانات گازی را روزانه صادر می‌کند. با بودن بهای نفت به حد کنونی (حدود 40 دلار در هر بشکه در مارس 2016) رفع تحریم‌های انرژی بدین معنی است که ایران می‌تواند درآمد خود را از صادرات نفت تا سال آینده میلادی به 10 میلیارد دلار برساند.

نویسنده این یادداشت در ادامه با اشاره به وجود مشکلاتی چون فساد مالی در ایران به عنوان کشور در حال توسعه، کاهش رشد اقتصادی چین به عنوان شریک تجاری بزرگ این کشور، عدم سرمایه گذاری آزاد شرکت‌های خارجی به خاطر موانع زیاد به طوری که در این زمینه موسسه «هریتیج» ایران را در بین 178 کشور در جایگاه 171 قرار داده است، و نیز رشد اشتغال دلسرد کننده به توصیه‌هایی به دولتمردان و سیاستگذاران آمریکایی می‌پردازد و عنوان می‌دارد: باید پیروی ایران از برجام به دقت رصد شوند. درست است که تحریم‌های اقتصادی تا حدودی ایران را مجاب نمود تا به میز مذاکرات آید اما به هر حال باید دید که چگونه این کشور به تعهدهای بین‌المللی خود پایبند می‌ماند بنابر این نیاز است آمریکا با دقت ایران را در این زمینه رصد نماید و در صورت نقض تعهدهای ایران تحریم‌های قبلی را به سرعت هرچه تمام تر برگرداند.

 نویسنده در ادامه خاطر نشان ساخت: باید بازار جهانی قدرت اقتصادی ایران را در مورد نگرش قرار دهد. ایران ابرقدرت انرژی است و می‌تواند منابع مالی خود را در دوره پسا برجام به طور قابل توجهی افزایش دهد تا بدین وسیله قدرت قابل توجه ژئو پلتیکش در سطح منطقه را نیز تقویت بخشد. انقلاب انرژی در آمریکا اینک به شدت توازن قوا را در غرب آسیا تغییر داده است  ولی بهتر است دولت آمریکا محدودیت در حفاری‌های نفتی فلات قاره‌ای را کاهش دهد و معیارهای نظارتی دقیق بر تولید نفت «شیل» را به حداقل رساند. این امر آمریکا را قادر می‌سازد وابستگی انرژی کمتری را به منطقه خلیج فارس داشته باشد.

در بخش دیگر این مطلب آمده است: از تلاش‌هایی که برای آزاد سازی دیگر دارایی های خارجی ایران وجود دارد باید جلوگیری شود. با وجود دسترسی فوری ایران به 30 میلیارد دلار سرمایه‌های مسدود شده‌اش ، این کشور هنوز دارایی های مسدود شده قابل ملاحظه‌ای را در خارج کشور دارد. باید درباره این سرمایه‌ها برای دوره های خاصی هیچ بحثی صورت نگیرد تا مشوقی برای پایبندی ایران به توافق هسته‌ای باشد.

نویسنده در خاتمه خاطر نشان می سازد که در مجموع رفع تحریم‌های ایران اثرهای سیاسی و اقتصادی عمده‌ای دارند و به دلیل اهمیت آن سیاست گذاران آمریکایی باید به خاطر داشته باشند در پی محافظت آمریکا از تهدیدهای ناشی از برنامه های بلند مدت هسته‌ای ایران باشند.

چرا آمریکا ایران را تهدیدی برای خود می‌داند؟

به گزارش جهان به نقل از فارس، اندیشکده «یوراسیا ریویو» در یادداشتی به قلم دکتر «ویلیام. تی . ویلسون» تحلیلگر ارشد خود در زمینه «برجام، اجرای آن و سیاست هایی که آمریکا باید در پسا برجام رعایت نماید» متذکر شد: در ساز و کار پسا برجام، ایران می‌تواند شاهد احیا عمده بخش نفتی و گازی خود باشد. بر اساس آمار واحد اطلاعات هفته نامه اکونومیست (EIU) ایران دارای 157میلیارد بشکه ذخایر نفت خام تایید شده است که بدین طریق چهارمین کشور در این زمینه می‌باشد. بر اساس آمار آژانس بین‌المللی انرژی نیز ایران حدود 38 میلیون بشکه نفت خام ذخیره شناور دارد که به زودی وارد بازار می‌شود. این کشور امید دارد تا صادرات نفت خام خود را به سطح روزانه دو نیم میلیون بشکه در روز در سال جاری برساند و مدعی است که اینک 1.75 میلیون بشکه نفت خام و معیانات گازی را روزانه صادر می‌کند. با بودن بهای نفت به حد کنونی (حدود 40 دلار در هر بشکه در مارس 2016) رفع تحریم‌های انرژی بدین معنی است که ایران می‌تواند درآمد خود را از صادرات نفت تا سال آینده میلادی به 10 میلیارد دلار برساند.

نویسنده این یادداشت در ادامه با اشاره به وجود مشکلاتی چون فساد مالی در ایران به عنوان کشور در حال توسعه، کاهش رشد اقتصادی چین به عنوان شریک تجاری بزرگ این کشور، عدم سرمایه گذاری آزاد شرکت‌های خارجی به خاطر موانع زیاد به طوری که در این زمینه موسسه «هریتیج» ایران را در بین 178 کشور در جایگاه 171 قرار داده است، و نیز رشد اشتغال دلسرد کننده به توصیه‌هایی به دولتمردان و سیاستگذاران آمریکایی می‌پردازد و عنوان می‌دارد: باید پیروی ایران از برجام به دقت رصد شوند. درست است که تحریم‌های اقتصادی تا حدودی ایران را مجاب نمود تا به میز مذاکرات آید اما به هر حال باید دید که چگونه این کشور به تعهدهای بین‌المللی خود پایبند می‌ماند بنابر این نیاز است آمریکا با دقت ایران را در این زمینه رصد نماید و در صورت نقض تعهدهای ایران تحریم‌های قبلی را به سرعت هرچه تمام تر برگرداند.

 نویسنده در ادامه خاطر نشان ساخت: باید بازار جهانی قدرت اقتصادی ایران را در مورد نگرش قرار دهد. ایران ابرقدرت انرژی است و می‌تواند منابع مالی خود را در دوره پسا برجام به طور قابل توجهی افزایش دهد تا بدین وسیله قدرت قابل توجه ژئو پلتیکش در سطح منطقه را نیز تقویت بخشد. انقلاب انرژی در آمریکا اینک به شدت توازن قوا را در غرب آسیا تغییر داده است  ولی بهتر است دولت آمریکا محدودیت در حفاری‌های نفتی فلات قاره‌ای را کاهش دهد و معیارهای نظارتی دقیق بر تولید نفت «شیل» را به حداقل رساند. این امر آمریکا را قادر می‌سازد وابستگی انرژی کمتری را به منطقه خلیج فارس داشته باشد.

در بخش دیگر این مطلب آمده است: از تلاش‌هایی که برای آزاد سازی دیگر دارایی های خارجی ایران وجود دارد باید جلوگیری شود. با وجود دسترسی فوری ایران به 30 میلیارد دلار سرمایه‌های مسدود شده‌اش ، این کشور هنوز دارایی های مسدود شده قابل ملاحظه‌ای را در خارج کشور دارد. باید درباره این سرمایه‌ها برای دوره های خاصی هیچ بحثی صورت نگیرد تا مشوقی برای پایبندی ایران به توافق هسته‌ای باشد.

نویسنده در خاتمه خاطر نشان می سازد که در مجموع رفع تحریم‌های ایران اثرهای سیاسی و اقتصادی عمده‌ای دارند و به دلیل اهمیت آن سیاست گذاران آمریکایی باید به خاطر داشته باشند در پی محافظت آمریکا از تهدیدهای ناشی از برنامه های بلند مدت هسته‌ای ایران باشند.

چرا آمریکا ایران را تهدیدی برای خود می‌داند؟

آپدیت آفلاین نود 32 ورژن 8

اخبار دنیای دیجیتال

اگر مشکل دولت قبل است چرا آن زمان ۲ میلیارد دلار غارت نشد

اگر مشکل دولت قبل است چرا آن زمان ۲ میلیارد دلار غارت نشد

فؤاد ایزدی عضو هیأت علمی دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران، در گفت‌وگو با خبرنگار گروه دانشگاه ، اظهار داشت: اینکه خانواده‌ آمریکایی‌هایی که خارج از آمریکا کشته شده‌اند، بیایند از کشوری شکایت کنند و پول‌های متعلق به مردم آن کشور را تصاحب کنند، خلاف عرف بین‌المللی است.

وی افزود: افراد حقیقی در یک کشور حق ندارند از دولت کشور دیگری شکایت کنند و بانی این عرف بین‌الملل نیز خود آمریکاست، چون دولت آمریکا در کشورهای مختلف افراد بسیاری را کشته است، به همین خاطر این مسئله را مطرح کرده که نباید مردم یک کشوری بتوانند از دولت کشور دیگری شکایت کنند؛ چرا که در این صورت خود آمریکا بیش‌ترین ضرر را متحمل می‌شد.

این کارشناس مسائل آمریکا با تأکید به اینکه حکم دیوان عالی آمریکا خلاف روندی است که خود آمریکایی‌ها سال‌ها پیگیر آن بوده‌اند، گفت: البته دو نفر از اعضای همین دیوان نسبت به این پرونده رأی منفی داده‌اند، دلیل‌شان هم این بود که اگر در دعوای حقوقی، یکی از دو طرف دعوا در کنگره نفوذ داشته باشد، سیستم نباید به‌گونه‌ای عمل کند که کنگره به نفع یکی از طرفین قانون تصویب کند.

ایزدی با طرح این سوال که چرا امروز آمریکا به این فکر افتاده که اموال بلوکه‌شده ما را غارت کند، گفت: چرا آمریکا زمانی که دولت ما دو سال با آن مذاکره کرده، حسن‌نیت نشان داده، حتی بعضی دولتمردان ما نسبت به مقامات آمریکایی سخنان مثبتی بیان کردند و گفتند اوباما آدم باهوش و مؤدبی است و اینکه سعی در کاهش تنش با آمریکا دارند و امتیازات گسترده در حوزه هسته‌ای به آمریکا دادند و به دنبال بهبود روابط هستند، اقدام به غارت اموال ایران کرده است.

عضو هیأت علمی دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران، اضافه کرد: جالب اینجاست که حکم دیوان عالی آمریکا در خصوص غارت اموال ایران، زمانی صادر می‌شود که وزیر خارجه ما در نیویورک است. این هم‌زمانی اتفاقی نیست، حاکمیت آمریکا به‌دنبال بی‌آبرو کردن، مسخره کردن و اهانت به مقامات کشور ما است.

وی افزود: نوع برخورد با مقامات ما این‌گونه است که انگار با ژنرال‌های یک کشور شکست‌خورده برخورد می‌کند و برای اینکه غرور این کشور شکست‌خورده را بیش‌تر بشکند، به مسئولین ما بیش‌تر اهانت می‌کند. یکی از شعارهای دولت یازدهم این بود که ژنرال‌های دیپلماسی را روی کار می‌آوریم، اما در عمل اتفاقی که افتاده، این است که به افراد در سطح بین‌الملل توهین می‌شود.

این کارشناس مسائل آمریکا در ادامه تصریح کرد: سوال اینجاست که ما دو سال چگونه با آمریکایی‌ها گفت‌وگو کردیم که آنان جرأت توهین پیدا کردند و هیچ ترسی نسبت به جمهوری اسلامی ندارند و هیچ دغدغه‌ای نسبت به پاسخ متقابل ایران ندارند.

ایزدی با اشاره به نقض‌های مکرر برجام توسط آمریکا، گفت: وقتی برجام به صورت متعدد از طرف آمریکا نقض شد، مسئولان دیپلماسی ما عکس‌العمل جدی نشان ندادند و گفتند ایمیل می‌زنیم و اینکه هیچ ایرانی را نباید تهدید کرد، چون او به شما ایمیل خواهد زد!

عضو هیأت علمی دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران، خاطرنشان کرد: وقتی وضعیت سیاست خارجی ما را به این سطح کشاندند، خیلی نباید تعجب کنیم که طرف مقابل در برخورد با ما جری‌تر شود. علاوه‌بر این چون دولت، آینده سیاسی خود را به مذاکره و بهبود روابط با آمریکا گره زده، اقدام جدی و متقابلی در برابر بدعهدی‌های آمریکا و غارت اموال بلوکه‌شده ایران، از خود نشان نمی‌دهد.

وی در پاسخ به اینکه گفته شده غارت اموال ایران به خاطر بی‌احتیاطی دولت قبل است، گفت: متأسفانه دوستان می‌خواهند هر مشکلی که پیدا می‌شود را به گردن دولت قبل بیندازند، سوال این است که اگر دولت قبل این مشکل را داشت، پس چگونه در زمان آن دولت ۲ میلیارد دلار غارت نشد و امروز دولت آمریکا تصمیم به صادر کردن این حکم گرفته است.

ایزدی ادامه داد: اقدامات خصمانه آمریکا علیه ایران در همین دو سال گذشته از جمله نقض برجام و غارت اموال بلوکه‌شده، همگی به تأیید قوه مجریه آمریکا رسیده است. همین جان کری که وزیر خارجه ما با او دست می‌دهد و عکس می‌گیرد، رئیس راهزنان و دزدان اموال ایران است.

این کارشناس مسائل آمریکا با انتقاد از فروش آب سنگین ایران به آمریکا، گفت: چرا در همین هفته که آمریکا اعلام کرده می‌خواهد ۲ میلیارد دلار از اموال ایران را غارت کند، دولت می‌خواهد با حفظ روند گذشته، داشته‌های هسته‌ای کشورمان از جمله همین آب سنگین اراک را به آمریکا آن هم به قیمت ۸ میلیون دلار بفروشد. چرا دولت اصرار دارد این اهانت‌ها را بپذیرد، اما روند خود را تغییر ندهد.

عضو هیأت علمی دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران، تأکید کرد: ما در حوزه هسته‌ای امتیازات گسترده‌ای دادیم و بر روی کاغذ امتیازات محدودی گرفتیم که در عمل نیز محقق نشد و علاوه بر آن پول‌های ما هم توسط آمریکا غارت شد، این روند اگر فاجعه در سیاست خارجی نیست، پس چیست؟

ایزدی اضافه کرد: اینکه تمام تحلیل‌های دولت در حوزه سیاست خارجی اشتباه از آب درآید و در این بین به منافع ملی ضربه وارد شود و امتیازات گسترده‌ای به آمریکا داده شود، درحالی که پول‌هایمان را نیز آمریکا به غارت می‌برد، جز فاجعه، چیز دیگری است؟ ما نیاز به بازبینی در حوزه سیاست خارجی داریم.

وی با بیان اینکه دیپلماسی خواهش در مقابل آمریکا جواب نمی‌دهد، گفت: اینکه ما برجام را به گونه‌ای بنویسیم که در نهایت دست طرف مقابل باز باشد تا هر طور که خواست با آن برخورد کند، وزیر خارجه و رئیس بانک مرکزی ما مجبور شوند به نیویورک بروند و خواهش کنند که فلان امتیاز را به ما بدهید، پذیرفته نیست.

این کارشناس مسائل آمریکا ادامه داد: البته آمریکایی‌ها هم نمی‌خواهند تیمی که اکنون در ایران سر کار است، زمین بخورد، به همین خاطر شاید چند شکلات نیز به اینان بدهد تا در دوره بعد انتخابات نیز حرفی برای گفتن داشته باشند، منتهی ساختار تحریم‌ها سر جایش قرار دارد و وضعیت فعلی ما این‌گونه است که ما به خسارت محض رسیده‌ایم.

اگر مشکل دولت قبل است چرا آن زمان ۲ میلیارد دلار غارت نشد

فؤاد ایزدی عضو هیأت علمی دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران، در گفت‌وگو با خبرنگار گروه دانشگاه ، اظهار داشت: اینکه خانواده‌ آمریکایی‌هایی که خارج از آمریکا کشته شده‌اند، بیایند از کشوری شکایت کنند و پول‌های متعلق به مردم آن کشور را تصاحب کنند، خلاف عرف بین‌المللی است.

وی افزود: افراد حقیقی در یک کشور حق ندارند از دولت کشور دیگری شکایت کنند و بانی این عرف بین‌الملل نیز خود آمریکاست، چون دولت آمریکا در کشورهای مختلف افراد بسیاری را کشته است، به همین خاطر این مسئله را مطرح کرده که نباید مردم یک کشوری بتوانند از دولت کشور دیگری شکایت کنند؛ چرا که در این صورت خود آمریکا بیش‌ترین ضرر را متحمل می‌شد.

این کارشناس مسائل آمریکا با تأکید به اینکه حکم دیوان عالی آمریکا خلاف روندی است که خود آمریکایی‌ها سال‌ها پیگیر آن بوده‌اند، گفت: البته دو نفر از اعضای همین دیوان نسبت به این پرونده رأی منفی داده‌اند، دلیل‌شان هم این بود که اگر در دعوای حقوقی، یکی از دو طرف دعوا در کنگره نفوذ داشته باشد، سیستم نباید به‌گونه‌ای عمل کند که کنگره به نفع یکی از طرفین قانون تصویب کند.

ایزدی با طرح این سوال که چرا امروز آمریکا به این فکر افتاده که اموال بلوکه‌شده ما را غارت کند، گفت: چرا آمریکا زمانی که دولت ما دو سال با آن مذاکره کرده، حسن‌نیت نشان داده، حتی بعضی دولتمردان ما نسبت به مقامات آمریکایی سخنان مثبتی بیان کردند و گفتند اوباما آدم باهوش و مؤدبی است و اینکه سعی در کاهش تنش با آمریکا دارند و امتیازات گسترده در حوزه هسته‌ای به آمریکا دادند و به دنبال بهبود روابط هستند، اقدام به غارت اموال ایران کرده است.

عضو هیأت علمی دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران، اضافه کرد: جالب اینجاست که حکم دیوان عالی آمریکا در خصوص غارت اموال ایران، زمانی صادر می‌شود که وزیر خارجه ما در نیویورک است. این هم‌زمانی اتفاقی نیست، حاکمیت آمریکا به‌دنبال بی‌آبرو کردن، مسخره کردن و اهانت به مقامات کشور ما است.

وی افزود: نوع برخورد با مقامات ما این‌گونه است که انگار با ژنرال‌های یک کشور شکست‌خورده برخورد می‌کند و برای اینکه غرور این کشور شکست‌خورده را بیش‌تر بشکند، به مسئولین ما بیش‌تر اهانت می‌کند. یکی از شعارهای دولت یازدهم این بود که ژنرال‌های دیپلماسی را روی کار می‌آوریم، اما در عمل اتفاقی که افتاده، این است که به افراد در سطح بین‌الملل توهین می‌شود.

این کارشناس مسائل آمریکا در ادامه تصریح کرد: سوال اینجاست که ما دو سال چگونه با آمریکایی‌ها گفت‌وگو کردیم که آنان جرأت توهین پیدا کردند و هیچ ترسی نسبت به جمهوری اسلامی ندارند و هیچ دغدغه‌ای نسبت به پاسخ متقابل ایران ندارند.

ایزدی با اشاره به نقض‌های مکرر برجام توسط آمریکا، گفت: وقتی برجام به صورت متعدد از طرف آمریکا نقض شد، مسئولان دیپلماسی ما عکس‌العمل جدی نشان ندادند و گفتند ایمیل می‌زنیم و اینکه هیچ ایرانی را نباید تهدید کرد، چون او به شما ایمیل خواهد زد!

عضو هیأت علمی دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران، خاطرنشان کرد: وقتی وضعیت سیاست خارجی ما را به این سطح کشاندند، خیلی نباید تعجب کنیم که طرف مقابل در برخورد با ما جری‌تر شود. علاوه‌بر این چون دولت، آینده سیاسی خود را به مذاکره و بهبود روابط با آمریکا گره زده، اقدام جدی و متقابلی در برابر بدعهدی‌های آمریکا و غارت اموال بلوکه‌شده ایران، از خود نشان نمی‌دهد.

وی در پاسخ به اینکه گفته شده غارت اموال ایران به خاطر بی‌احتیاطی دولت قبل است، گفت: متأسفانه دوستان می‌خواهند هر مشکلی که پیدا می‌شود را به گردن دولت قبل بیندازند، سوال این است که اگر دولت قبل این مشکل را داشت، پس چگونه در زمان آن دولت ۲ میلیارد دلار غارت نشد و امروز دولت آمریکا تصمیم به صادر کردن این حکم گرفته است.

ایزدی ادامه داد: اقدامات خصمانه آمریکا علیه ایران در همین دو سال گذشته از جمله نقض برجام و غارت اموال بلوکه‌شده، همگی به تأیید قوه مجریه آمریکا رسیده است. همین جان کری که وزیر خارجه ما با او دست می‌دهد و عکس می‌گیرد، رئیس راهزنان و دزدان اموال ایران است.

این کارشناس مسائل آمریکا با انتقاد از فروش آب سنگین ایران به آمریکا، گفت: چرا در همین هفته که آمریکا اعلام کرده می‌خواهد ۲ میلیارد دلار از اموال ایران را غارت کند، دولت می‌خواهد با حفظ روند گذشته، داشته‌های هسته‌ای کشورمان از جمله همین آب سنگین اراک را به آمریکا آن هم به قیمت ۸ میلیون دلار بفروشد. چرا دولت اصرار دارد این اهانت‌ها را بپذیرد، اما روند خود را تغییر ندهد.

عضو هیأت علمی دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران، تأکید کرد: ما در حوزه هسته‌ای امتیازات گسترده‌ای دادیم و بر روی کاغذ امتیازات محدودی گرفتیم که در عمل نیز محقق نشد و علاوه بر آن پول‌های ما هم توسط آمریکا غارت شد، این روند اگر فاجعه در سیاست خارجی نیست، پس چیست؟

ایزدی اضافه کرد: اینکه تمام تحلیل‌های دولت در حوزه سیاست خارجی اشتباه از آب درآید و در این بین به منافع ملی ضربه وارد شود و امتیازات گسترده‌ای به آمریکا داده شود، درحالی که پول‌هایمان را نیز آمریکا به غارت می‌برد، جز فاجعه، چیز دیگری است؟ ما نیاز به بازبینی در حوزه سیاست خارجی داریم.

وی با بیان اینکه دیپلماسی خواهش در مقابل آمریکا جواب نمی‌دهد، گفت: اینکه ما برجام را به گونه‌ای بنویسیم که در نهایت دست طرف مقابل باز باشد تا هر طور که خواست با آن برخورد کند، وزیر خارجه و رئیس بانک مرکزی ما مجبور شوند به نیویورک بروند و خواهش کنند که فلان امتیاز را به ما بدهید، پذیرفته نیست.

این کارشناس مسائل آمریکا ادامه داد: البته آمریکایی‌ها هم نمی‌خواهند تیمی که اکنون در ایران سر کار است، زمین بخورد، به همین خاطر شاید چند شکلات نیز به اینان بدهد تا در دوره بعد انتخابات نیز حرفی برای گفتن داشته باشند، منتهی ساختار تحریم‌ها سر جایش قرار دارد و وضعیت فعلی ما این‌گونه است که ما به خسارت محض رسیده‌ایم.

اگر مشکل دولت قبل است چرا آن زمان ۲ میلیارد دلار غارت نشد

آپدیت آفلاین نود 32 ورژن 4

car

چرا وعده های حسن روحانی عملی نشد؟ پولهای بلوکه، سرازیر نشد؟ تحریمها لغو نشد؟

چرا وعده های حسن روحانی عملی نشد؟ پولهای بلوکه، سرازیر نشد؟ تحریمها لغو نشد؟

گروه اقتصاد جهان نیوز ـ  با وعده ها و اظهاراتی که مقامات سیاست خارجی و مسئولان دولتی از آفتاب تابان برجام در آسمان ایران داده بودند، کمتر کسی انتظار داشت در همان ساعات اولیه روز، این آفتاب به سمت غرب حرکت کند و پشت کوه های بلند غروب کند.

در حالیکه نزدیک به یکسال و حتی پیش از انعقاد قراداد نهایی هسته ای میان ایران و قدرت های جهانی، از وعده های رنگین و ترک خوردن دیوار تحریم ها و فروریختن ساختمان آن، سخن می گفتند، در حال حاضر شاهد واقعیت هایی هستیم که نشانگر نبود درک صحیح یا برنامه ای آگاهانه از ادامه روند معیوب باقی ماندن تحریم ها علی رغم توقف آنها بر روی کاغذ هستیم. برای اینکه با سیر تحولات در یکسال اخیر درباره تحریم ها و لغو آنها آشنا شویم، بهترین مرجع سخنان رئیس جمهور است. سخنانی که آشکارا وعده لغو تحریم ها و برقراری روابط تجاری از همان روز نخست اجرایی شدن برجام را می دهند:

حسن روحانی

18 فروردین 94

روزی که مذاکرات به سرانجام مطلوب برسد، خواهید دید که فرزندان دلاور شما چگونه در این مصاف و در برابر قدرت‌های جهان ایستاده و مذاکره کردند. خدا را گواه می‌گیرم که هر وقت متن لحظه به لحظه مذاکرات را دیدم به سهم خودم مغرور شده و مباهات کردم که چگونه فرزندان دلاور شما به خوبی از عزت و حقوق ملت دفاع کردند و پس از این نیز دفاع خواهند کرد تا خیرات و ثمرات آن نصیب ملت شود.

حسن روحانی

23 تیر 94

آنها در زمینه لغو تحریم‌ها ،ابتدا می‌گفتند باید ماه‌ها بگذرد و اعتماد پیدا کنیم، آنگاه تحریم‌ها را نه لغو، بلکه تعلیق می کنیم و بعد از سال‌ها اگر آژانس گزارش مثبت داد و اعتماد پیدا کردند قدم به قدم لغو می شود اما امروز به ملت شریف ایران اعلام می‌کنم که طبق این توافق، در روز اجرای توافق، تمامی تحریم‌ها، حتی تحریم‌های تسلیحاتی، موشکی هم به صورتی که در قطعنامه بوده، لغو خواهد شد. تمام تحریم‌های اقتصادی شامل مالی، بانکی، بیمه، حمل و نقل، پتروشیمی و فلزات گرانبها به طور کامل لغو خواهد شد و نه تعلیق و حتی تحریم تسلیحاتی هم کنار گذاشته می‌شود ، برای 5 سال نوعی محدودیت و پس از آن لغو خواهد شد.

حسن روحانی

1 مرداد 94

شاید فکر کنید توفیقی که با حصول توافق بدست آمده فقط حقوق هسته‌ای ملت ایران را به رسمیت شناخته و یا با تصویب قطعنامه 2231 ایران از زیر عنوان خطرناک بودن برای صلح و امنیت جهانی خارج شده است، یا فقط شش قطعنامه قبلی شورای امنیت علیه ایران لغو شده است و تحریم‌های اقتصادی برطرف شده،‌ همه اینها درست است اما مهم‌تر از آن این است که این توافق یک پیام مهم برای دنیا داشت و آن این که سلاح و تهدید باید برای همیشه به زمین گذاشته شود.

حسن روحانی

4 مرداد 94

آذر92 گفتم ساختمان تحریم ترک خورده است و امروز در کنگره و سنا اذعان دارند که ادامه تحریم امکان پذیر نیست و این بدان معنا است راه و مسیری که ایران اسلامی در این دوره طی کرده ، موفق بوده است.همان طور که ساختمان تحریم ها ترک خورده ، پایه های هرگونه تلاش برای برگرداندن همان فضای امنیتی نیز فروریخته و دیگر نمی توانند آن فضا را برگردانند.

حسن روحانی

11 مرداد 94

به روزی می ‌رسیم که رسماً لغو همه تحریم‌ها اعلام می‌شود و همه مراحل قانونی را پشت سر گذرانده و اقداماتی که باید انجام دهیم را آغاز می کنیم و ان شاء‌الله ظرف حدود یک ماه اقدامات خود را انجام می‌دهیم و آژانس هم آن اقدامات را تأیید می‌کند و عملاً لغو تحریم‌ها به اجرا در می‌آید.  با لغو این تحریم‌ها، فضا عوض می‌شود، سرمایه و تکنولوژی به کشور می‌آید و دست ما برای فروش نفت باز می‌شود.

حسن روحانی

27 دی 94

امروز با اعلام رسمی اجرای برجام، از پرونده هسته‌ای ایران، «امنیت‌زدایی» شد؛ قطعنامه‌های ظالمانه علیه ملت ایران، لغو گردید؛ طومار تحریم درهم پیچیده شد، حقوق هسته‌ای ایران تثبیت گردید و اقتصاد ایران در مدار اقتصاد جهانی قرار گرفت. می‌دانم در طول سال‌های تحریم و فشار، بر شما چه گذشته است. اما اکنون که زنجیرهای تحریم از پای اقتصاد ایران گسسته شده و عزت و استقلال کشور نمایان گشته است، اکنون زمان ساختن و بالیدن است.

حسن روحانی

27 دی 94

از امروز پول هایی که متعلق به بانک های کشور بود و بواسطه تحریم در خارج مسدود شده بود در اختیار ملت قرار می گیرد. در روز 26 دی ماه که مصادف است با سالروز برداشته شدن سایه حاکم تحمیلی از سر ملت ، تحریم ها نیز از سر این ملت برداشته شد.به نظر من شرایط آینده شرایطی نیست که آمریکایی‌ها بخواهند تحریم‌های گذشته را برگردانند. تحریم‌های نفتی و بانکی برمبنای قطعنامه‌های شورای امنیت بود که آن قطعنامه‌ها زمینه را برای آن ترک‌تازی‌ها برای افراطیون آمریکا آماده کرده بود، اما امروز دیگر این زمینه وجود ندارد و افکار عمومی جهان هم خریدار آنها نیست. در زمینه تحریم‌های مربوط به آمریکا آنچه مهم بود تحریم‌های ثانویه آنها بود و الا ما که روابط اقتصادی آنچنانی با آمریکایی‌ها نداشتیم و الان هم به آن صورت نخواهیم داشت. از امروز فروش نفت افزایش پیدا کرده است و همچنین در فعالیت‌های بانکی نیز کشور تاکنون هزینه هایی به ناروا متحمل می‌شد اما از امروز از طریق بانک‌ها هزار ال‌سی باز شده است.

حسن روحانی

1 بهمن 94

شاهد آن هستیم که تمامی تحریم‌های بانکی، بیمه، کشتیرانی، نفتی و غیره که در ارتباط با پرونده هسته‌ای ایران وضع شده بود، رفع شده‌اند. دستیابی به این توافق کاری بسیار بزرگ و نعمتی ارزنده است که شایسته قدردانی است و باید بدانیم که اگر شکر نعمت به جا نیاوریم، نعمت از دست ما خواهد رفت.

حسن روحانی

19 بهمن 94

شکسته شدن و ترک برداشتن دیوار تحریم را دو سال پیش اعلام کردم و امروز این ساختمان تحریم و دیوار بی‌اعتمادی در برابر دیدگان جهانیان فروریخت و افتخار آن از آن جناح، حزب، دولت و فرد خاصی نیست بلکه از آن ملت بزرگ ایران است.

حسن روحانی

16 اسفند94

در روز 26 دی ماه هم برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) به تصویب نهایی رسید که در آن چارچوب همه تحریم‌های اقتصادی، مالی و بانکی که در رابطه با برنامه هسته‌ای ایران بود، لغو شد. ممکن است ایراد و اشکال های کوچکی در این رابطه وجود داشته باشد اما آمریکا و اروپا تاکنون به تعهدات اصلی که خود عمل کرده اند و اگر ایرادی هم بوده اعلام کرده و اعلام می‌کنیم. امروز تحریم‌ها، حتی تحریم‌هایی که مربوط به موضوع هسته‌ای نبوده برداشته شده و این مسأله نیز اعلام شده است…در برخی موارد آمریکایی‌ها ممکن است آن مقداری که می‌بایست تلاش می‌کردند، نکردند اما این بدان معنا نیست که تعاملات خارجی بانک‌های ما فعال نیست، بیمه ما فعال نشده و کشتی‌های ما تحت پوشش بیمه نیستند.  البته ممکن است یک شرکت بیمه‌گری که شرکتی آمریکایی است و یا آمریکایی‌ها در آن سهم دارند، در کار بیمه تعلل کند.

حسن روحانی

26 اسفند 94

ما در سال 95 بهاری را آغاز می‌کنیم که در آن بانکها و بیمه‌های ما تحریم نیستند و می‌توانیم با کشورهای مختلف تجارت داشته باشیم و سرمایه‌گذاری‌ها در کشور ما آغاز شده و قراردادهای بسیار مهمی در سطوح مختلف با کشورهای دنیا به امضا رسیده است.

حسن روحانی

1 فروردین 95

ملت ما با همدلی برجام را به فرجام مطلوب رساند، زنجیرهای تحریم را پاره کرد و زمینه را برای فعالیت در زمینه‌های اقتصادی مهیا نمود. تحریم‌های بانکی، مالی، پولی، نفتی، پتروشیمی، بیمه، حمل و نقل و همه تحریم‌های هسته‌ای برداشته شد و شرایط برای فعالیت اقتصادی مردم ما آماده‌تر شد.

حسن روحانی

31 فروردین95

امروز زنجیرهای تحریم را گسسته‌ایم و رابطه خوبی بین بانک‌های ایرانی و جهان برقرار است و گشایش‌ها یکی پس از دیگری انجام می‌شود.بازسازی و نوسازی بعد از یک ویرانی، زمان می برد. فقط سه ماه از اجرای برجام گذشته اما برخی فکر می کنند 30 سال گذشته است. در این سه ماه ببینید چه گشایش های فراوانی ایجاد شده است؟

هر چند نشانه های زیادی از ناقص بودن قرارداد نهایی هسته ای در زمینه داده ها و ستاده ها وجود داشت و منتقدان نیز بارها آن را در طول دوران مذاکرات و زمان انعقاد برجام به دولت گوشزدکردند ولی گوش شنوایی نبود و شد آنچه که نباید می شد. تنها چندماه از روز اجرایی شدن برجام گذشته ولی نشانه هایی از عملیاتی شدن برجام در عالم واقعیت خودنمایی نکرده اند. مسئولان دولتی و مقامات سیاست خارجی بارها سعی در توجیه عملکرد خود در زمینه مذاکرات هسته ای داشته اند ولی برخی از اوقات حتی آنها نیز نمی توانند، منکر وجود نواقص حیاتی در زمینه اجرایی شدن تعهدات طرف مقابل شوند. به برخی از این دست اظهارات در زیر اشاره ای می شود:

علی اکبر صالحی، رئیس سازمان انرژی اتمی، 11 اسفند 94: تهران به آنچه باید، متعهد است، اما تأخیری در طرف مقابل هست که مسئولیتش هم با خودش است. هیچ مانع مشخصی وجود ندارد اما منظورم اینجا، تاخیرشان در اجرای برخی نقاط به شکل کامل است.  تا الان برخی بانک‌های بزرگ اروپایی تحریم‌هایش را به طور کامل پایان نداده است چرا که قبلا تعهد داده که با ایران مراوده تجاری نداشته باشد. ما هنوز منتظر هستیم که وزارت خارجه ایران با اتحادیه اروپا تماس بگیرد و این بحران را حل کند.

ولی الله سیف، رئیس بانک مرکزی ایران، 27 فروردین 1395: «تقریباً هیچ چیز» از این توافق که در روز 16 ژانویه اجرایی شد عاید ایران نشده است. یکی از نیازهایی که قطعاً ما داریم تبدیل کردن ارز است برای اینکه بتوانیم به تأمین‌کنندگان (کالا) پول پرداخت کنیم. این، نیازمند دسترسی به نظام مالی آمریکا است… انتظار ما این بود که بعد از توافق هسته‌ای ایران به سیستم اقتصادی بین‌المللی دوباره متصل شود اما تا کنون این اتفاق نیفتاده است. ایران همچنان مشکلاتی برای دسترسی به دارایی‌های مسدود شده خود، که یکی از نتایج حاصل از توافق هسته‌ای باید باشد، دارد. شرکای ما در توافق هسته‌ای هنوز به تعهدات خود عمل نکرده‌اند. ایران به طور کامل به تعهدات خود پایبند بوده است اما آمریکا به تعهداتش عمل نکرده است…اگر اقدامات اخیر آمریکا بر علیه ایران منجر به رویارویی ایران با بانکهای بین المللی شود توافق هسته‌ای شکست خواهد خورد.

محمدجواد ظریف، 30 فروردین 95: نیروهای میانه رو در دستگاه دولتی ایران به این موفقیت نیاز دارند. ما باید به مردم ایران نشان دهیم که این توافق به زحمتش می ارزیده است. اگر ما می‌خواهیم که این توافق در طولانی مدت دوام داشته باشد باید برای بیمه آن سرمایه گذاری کنیم. این واضح است که مردم ایران می خواهند نتیجه توافق هسته‌ای را ببینند. هنوز موانعی در این راستا وجود دارد و بخصوص بانک‌های بزرگ برای بازگشت به تجارت با ایران از ترس مجازات های بالای آمریکا تردید دارند. ما از ایالات متحده تنها یک درخواست داریم و آن اینکه خود را قاطی و در این کار دخالت نکند. آمریکایی‌ها باید پشت طرح جامع اقدام مشترک بایستند. باید برای آمریکا آشکار شود که انجام مبادلات تجاری با ایران بدون اما و اگر پاک و منصفانه است.

کار به جایی رسیده که تاثیرگذار شدن رفع تحریم های هسته ای در گرو رفع تحریم های اولیه آمریکا قرار گرفته است. آیا در همان آغاز شروع مذاکرات هسته ای در دولت یازدهم که مذاکره مستقیم با آمریکا را مدنظر قرار داده بود، کسی آگاه نبود لغو تحریم های هسته ای با توجه به امتیازاتی که ایران داده، زمانی تاثیرگذار خواهد بود که تحریم های اولیه مانع اجرای آن نشوند؟ این نوع رفتار خود نوعی غش در معامله است که یک معامله ای را که سود و زیان آن مشخص شده و به نتیجه رسیده برای عملی شدن به یک موضوع دومی گره زده شود که بدون رفع مشکل موضوع دوم، هیچ بهره ای از معامله نصیب یک طرف معامله نخواهد شد.

به نظر می رسد با سکته های پشت سر هم برجام، دولتمردان کماکان برای مداوای بیمار راهی آمریکا می شوند و نسخه شفابخش را در دست مقامات آمریکایی می بینند. نسخه ای که حتی در آن اگر چند عدد مسکن نیز تجویز شود و این بیمار را تا یکسال دیگر سرپا نگه دارد، به کار دولت تدبیر و امید برای انتخابات 96 خواهد آمد. اعترافی که ظریف پیش از پرواز به سمت نیویورک کرد و از آمریکا درخواست کرده برای چند صباحی هم شده مجال تابیدن آفتاب برجام را بر روی مردم ایران بدهد تا کار این دولت به یک دوره ختم نشود! شوک درمانی برای برجام و آن هم توسط پزشکی نااهل و شیطان صفت، نمی تواند مانع سکته هایی پی در پی شود و از مرگ بیمار جلوگیری کند.

آخر اینکه ایران در عرض چند ماه تمامی تعهدات خود را در خارج کردن سانتریفیوژها در نظنز و فردو، انتقال 11 تن اورانیوم غنی شده  به خارج از کشور، خارج کردن نیروگاه اراک از چرخه و چندین اقدام محدودیت ساز و اعمال سیتسم نظارتی سفت و سخت اجرایی کرد ولی چگونه است برای اجرایی شدن تعهدات طرف مقابل باید ماه ها و سال ها صبر کرد!؟

منبع:فرهنگ نیوز

چرا وعده های حسن روحانی عملی نشد؟ پولهای بلوکه، سرازیر نشد؟ تحریمها لغو نشد؟

گروه اقتصاد جهان نیوز ـ  با وعده ها و اظهاراتی که مقامات سیاست خارجی و مسئولان دولتی از آفتاب تابان برجام در آسمان ایران داده بودند، کمتر کسی انتظار داشت در همان ساعات اولیه روز، این آفتاب به سمت غرب حرکت کند و پشت کوه های بلند غروب کند.

در حالیکه نزدیک به یکسال و حتی پیش از انعقاد قراداد نهایی هسته ای میان ایران و قدرت های جهانی، از وعده های رنگین و ترک خوردن دیوار تحریم ها و فروریختن ساختمان آن، سخن می گفتند، در حال حاضر شاهد واقعیت هایی هستیم که نشانگر نبود درک صحیح یا برنامه ای آگاهانه از ادامه روند معیوب باقی ماندن تحریم ها علی رغم توقف آنها بر روی کاغذ هستیم. برای اینکه با سیر تحولات در یکسال اخیر درباره تحریم ها و لغو آنها آشنا شویم، بهترین مرجع سخنان رئیس جمهور است. سخنانی که آشکارا وعده لغو تحریم ها و برقراری روابط تجاری از همان روز نخست اجرایی شدن برجام را می دهند:

حسن روحانی

18 فروردین 94

روزی که مذاکرات به سرانجام مطلوب برسد، خواهید دید که فرزندان دلاور شما چگونه در این مصاف و در برابر قدرت‌های جهان ایستاده و مذاکره کردند. خدا را گواه می‌گیرم که هر وقت متن لحظه به لحظه مذاکرات را دیدم به سهم خودم مغرور شده و مباهات کردم که چگونه فرزندان دلاور شما به خوبی از عزت و حقوق ملت دفاع کردند و پس از این نیز دفاع خواهند کرد تا خیرات و ثمرات آن نصیب ملت شود.

حسن روحانی

23 تیر 94

آنها در زمینه لغو تحریم‌ها ،ابتدا می‌گفتند باید ماه‌ها بگذرد و اعتماد پیدا کنیم، آنگاه تحریم‌ها را نه لغو، بلکه تعلیق می کنیم و بعد از سال‌ها اگر آژانس گزارش مثبت داد و اعتماد پیدا کردند قدم به قدم لغو می شود اما امروز به ملت شریف ایران اعلام می‌کنم که طبق این توافق، در روز اجرای توافق، تمامی تحریم‌ها، حتی تحریم‌های تسلیحاتی، موشکی هم به صورتی که در قطعنامه بوده، لغو خواهد شد. تمام تحریم‌های اقتصادی شامل مالی، بانکی، بیمه، حمل و نقل، پتروشیمی و فلزات گرانبها به طور کامل لغو خواهد شد و نه تعلیق و حتی تحریم تسلیحاتی هم کنار گذاشته می‌شود ، برای 5 سال نوعی محدودیت و پس از آن لغو خواهد شد.

حسن روحانی

1 مرداد 94

شاید فکر کنید توفیقی که با حصول توافق بدست آمده فقط حقوق هسته‌ای ملت ایران را به رسمیت شناخته و یا با تصویب قطعنامه 2231 ایران از زیر عنوان خطرناک بودن برای صلح و امنیت جهانی خارج شده است، یا فقط شش قطعنامه قبلی شورای امنیت علیه ایران لغو شده است و تحریم‌های اقتصادی برطرف شده،‌ همه اینها درست است اما مهم‌تر از آن این است که این توافق یک پیام مهم برای دنیا داشت و آن این که سلاح و تهدید باید برای همیشه به زمین گذاشته شود.

حسن روحانی

4 مرداد 94

آذر92 گفتم ساختمان تحریم ترک خورده است و امروز در کنگره و سنا اذعان دارند که ادامه تحریم امکان پذیر نیست و این بدان معنا است راه و مسیری که ایران اسلامی در این دوره طی کرده ، موفق بوده است.همان طور که ساختمان تحریم ها ترک خورده ، پایه های هرگونه تلاش برای برگرداندن همان فضای امنیتی نیز فروریخته و دیگر نمی توانند آن فضا را برگردانند.

حسن روحانی

11 مرداد 94

به روزی می ‌رسیم که رسماً لغو همه تحریم‌ها اعلام می‌شود و همه مراحل قانونی را پشت سر گذرانده و اقداماتی که باید انجام دهیم را آغاز می کنیم و ان شاء‌الله ظرف حدود یک ماه اقدامات خود را انجام می‌دهیم و آژانس هم آن اقدامات را تأیید می‌کند و عملاً لغو تحریم‌ها به اجرا در می‌آید.  با لغو این تحریم‌ها، فضا عوض می‌شود، سرمایه و تکنولوژی به کشور می‌آید و دست ما برای فروش نفت باز می‌شود.

حسن روحانی

27 دی 94

امروز با اعلام رسمی اجرای برجام، از پرونده هسته‌ای ایران، «امنیت‌زدایی» شد؛ قطعنامه‌های ظالمانه علیه ملت ایران، لغو گردید؛ طومار تحریم درهم پیچیده شد، حقوق هسته‌ای ایران تثبیت گردید و اقتصاد ایران در مدار اقتصاد جهانی قرار گرفت. می‌دانم در طول سال‌های تحریم و فشار، بر شما چه گذشته است. اما اکنون که زنجیرهای تحریم از پای اقتصاد ایران گسسته شده و عزت و استقلال کشور نمایان گشته است، اکنون زمان ساختن و بالیدن است.

حسن روحانی

27 دی 94

از امروز پول هایی که متعلق به بانک های کشور بود و بواسطه تحریم در خارج مسدود شده بود در اختیار ملت قرار می گیرد. در روز 26 دی ماه که مصادف است با سالروز برداشته شدن سایه حاکم تحمیلی از سر ملت ، تحریم ها نیز از سر این ملت برداشته شد.به نظر من شرایط آینده شرایطی نیست که آمریکایی‌ها بخواهند تحریم‌های گذشته را برگردانند. تحریم‌های نفتی و بانکی برمبنای قطعنامه‌های شورای امنیت بود که آن قطعنامه‌ها زمینه را برای آن ترک‌تازی‌ها برای افراطیون آمریکا آماده کرده بود، اما امروز دیگر این زمینه وجود ندارد و افکار عمومی جهان هم خریدار آنها نیست. در زمینه تحریم‌های مربوط به آمریکا آنچه مهم بود تحریم‌های ثانویه آنها بود و الا ما که روابط اقتصادی آنچنانی با آمریکایی‌ها نداشتیم و الان هم به آن صورت نخواهیم داشت. از امروز فروش نفت افزایش پیدا کرده است و همچنین در فعالیت‌های بانکی نیز کشور تاکنون هزینه هایی به ناروا متحمل می‌شد اما از امروز از طریق بانک‌ها هزار ال‌سی باز شده است.

حسن روحانی

1 بهمن 94

شاهد آن هستیم که تمامی تحریم‌های بانکی، بیمه، کشتیرانی، نفتی و غیره که در ارتباط با پرونده هسته‌ای ایران وضع شده بود، رفع شده‌اند. دستیابی به این توافق کاری بسیار بزرگ و نعمتی ارزنده است که شایسته قدردانی است و باید بدانیم که اگر شکر نعمت به جا نیاوریم، نعمت از دست ما خواهد رفت.

حسن روحانی

19 بهمن 94

شکسته شدن و ترک برداشتن دیوار تحریم را دو سال پیش اعلام کردم و امروز این ساختمان تحریم و دیوار بی‌اعتمادی در برابر دیدگان جهانیان فروریخت و افتخار آن از آن جناح، حزب، دولت و فرد خاصی نیست بلکه از آن ملت بزرگ ایران است.

حسن روحانی

16 اسفند94

در روز 26 دی ماه هم برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) به تصویب نهایی رسید که در آن چارچوب همه تحریم‌های اقتصادی، مالی و بانکی که در رابطه با برنامه هسته‌ای ایران بود، لغو شد. ممکن است ایراد و اشکال های کوچکی در این رابطه وجود داشته باشد اما آمریکا و اروپا تاکنون به تعهدات اصلی که خود عمل کرده اند و اگر ایرادی هم بوده اعلام کرده و اعلام می‌کنیم. امروز تحریم‌ها، حتی تحریم‌هایی که مربوط به موضوع هسته‌ای نبوده برداشته شده و این مسأله نیز اعلام شده است…در برخی موارد آمریکایی‌ها ممکن است آن مقداری که می‌بایست تلاش می‌کردند، نکردند اما این بدان معنا نیست که تعاملات خارجی بانک‌های ما فعال نیست، بیمه ما فعال نشده و کشتی‌های ما تحت پوشش بیمه نیستند.  البته ممکن است یک شرکت بیمه‌گری که شرکتی آمریکایی است و یا آمریکایی‌ها در آن سهم دارند، در کار بیمه تعلل کند.

حسن روحانی

26 اسفند 94

ما در سال 95 بهاری را آغاز می‌کنیم که در آن بانکها و بیمه‌های ما تحریم نیستند و می‌توانیم با کشورهای مختلف تجارت داشته باشیم و سرمایه‌گذاری‌ها در کشور ما آغاز شده و قراردادهای بسیار مهمی در سطوح مختلف با کشورهای دنیا به امضا رسیده است.

حسن روحانی

1 فروردین 95

ملت ما با همدلی برجام را به فرجام مطلوب رساند، زنجیرهای تحریم را پاره کرد و زمینه را برای فعالیت در زمینه‌های اقتصادی مهیا نمود. تحریم‌های بانکی، مالی، پولی، نفتی، پتروشیمی، بیمه، حمل و نقل و همه تحریم‌های هسته‌ای برداشته شد و شرایط برای فعالیت اقتصادی مردم ما آماده‌تر شد.

حسن روحانی

31 فروردین95

امروز زنجیرهای تحریم را گسسته‌ایم و رابطه خوبی بین بانک‌های ایرانی و جهان برقرار است و گشایش‌ها یکی پس از دیگری انجام می‌شود.بازسازی و نوسازی بعد از یک ویرانی، زمان می برد. فقط سه ماه از اجرای برجام گذشته اما برخی فکر می کنند 30 سال گذشته است. در این سه ماه ببینید چه گشایش های فراوانی ایجاد شده است؟

هر چند نشانه های زیادی از ناقص بودن قرارداد نهایی هسته ای در زمینه داده ها و ستاده ها وجود داشت و منتقدان نیز بارها آن را در طول دوران مذاکرات و زمان انعقاد برجام به دولت گوشزدکردند ولی گوش شنوایی نبود و شد آنچه که نباید می شد. تنها چندماه از روز اجرایی شدن برجام گذشته ولی نشانه هایی از عملیاتی شدن برجام در عالم واقعیت خودنمایی نکرده اند. مسئولان دولتی و مقامات سیاست خارجی بارها سعی در توجیه عملکرد خود در زمینه مذاکرات هسته ای داشته اند ولی برخی از اوقات حتی آنها نیز نمی توانند، منکر وجود نواقص حیاتی در زمینه اجرایی شدن تعهدات طرف مقابل شوند. به برخی از این دست اظهارات در زیر اشاره ای می شود:

علی اکبر صالحی، رئیس سازمان انرژی اتمی، 11 اسفند 94: تهران به آنچه باید، متعهد است، اما تأخیری در طرف مقابل هست که مسئولیتش هم با خودش است. هیچ مانع مشخصی وجود ندارد اما منظورم اینجا، تاخیرشان در اجرای برخی نقاط به شکل کامل است.  تا الان برخی بانک‌های بزرگ اروپایی تحریم‌هایش را به طور کامل پایان نداده است چرا که قبلا تعهد داده که با ایران مراوده تجاری نداشته باشد. ما هنوز منتظر هستیم که وزارت خارجه ایران با اتحادیه اروپا تماس بگیرد و این بحران را حل کند.

ولی الله سیف، رئیس بانک مرکزی ایران، 27 فروردین 1395: «تقریباً هیچ چیز» از این توافق که در روز 16 ژانویه اجرایی شد عاید ایران نشده است. یکی از نیازهایی که قطعاً ما داریم تبدیل کردن ارز است برای اینکه بتوانیم به تأمین‌کنندگان (کالا) پول پرداخت کنیم. این، نیازمند دسترسی به نظام مالی آمریکا است… انتظار ما این بود که بعد از توافق هسته‌ای ایران به سیستم اقتصادی بین‌المللی دوباره متصل شود اما تا کنون این اتفاق نیفتاده است. ایران همچنان مشکلاتی برای دسترسی به دارایی‌های مسدود شده خود، که یکی از نتایج حاصل از توافق هسته‌ای باید باشد، دارد. شرکای ما در توافق هسته‌ای هنوز به تعهدات خود عمل نکرده‌اند. ایران به طور کامل به تعهدات خود پایبند بوده است اما آمریکا به تعهداتش عمل نکرده است…اگر اقدامات اخیر آمریکا بر علیه ایران منجر به رویارویی ایران با بانکهای بین المللی شود توافق هسته‌ای شکست خواهد خورد.

محمدجواد ظریف، 30 فروردین 95: نیروهای میانه رو در دستگاه دولتی ایران به این موفقیت نیاز دارند. ما باید به مردم ایران نشان دهیم که این توافق به زحمتش می ارزیده است. اگر ما می‌خواهیم که این توافق در طولانی مدت دوام داشته باشد باید برای بیمه آن سرمایه گذاری کنیم. این واضح است که مردم ایران می خواهند نتیجه توافق هسته‌ای را ببینند. هنوز موانعی در این راستا وجود دارد و بخصوص بانک‌های بزرگ برای بازگشت به تجارت با ایران از ترس مجازات های بالای آمریکا تردید دارند. ما از ایالات متحده تنها یک درخواست داریم و آن اینکه خود را قاطی و در این کار دخالت نکند. آمریکایی‌ها باید پشت طرح جامع اقدام مشترک بایستند. باید برای آمریکا آشکار شود که انجام مبادلات تجاری با ایران بدون اما و اگر پاک و منصفانه است.

کار به جایی رسیده که تاثیرگذار شدن رفع تحریم های هسته ای در گرو رفع تحریم های اولیه آمریکا قرار گرفته است. آیا در همان آغاز شروع مذاکرات هسته ای در دولت یازدهم که مذاکره مستقیم با آمریکا را مدنظر قرار داده بود، کسی آگاه نبود لغو تحریم های هسته ای با توجه به امتیازاتی که ایران داده، زمانی تاثیرگذار خواهد بود که تحریم های اولیه مانع اجرای آن نشوند؟ این نوع رفتار خود نوعی غش در معامله است که یک معامله ای را که سود و زیان آن مشخص شده و به نتیجه رسیده برای عملی شدن به یک موضوع دومی گره زده شود که بدون رفع مشکل موضوع دوم، هیچ بهره ای از معامله نصیب یک طرف معامله نخواهد شد.

به نظر می رسد با سکته های پشت سر هم برجام، دولتمردان کماکان برای مداوای بیمار راهی آمریکا می شوند و نسخه شفابخش را در دست مقامات آمریکایی می بینند. نسخه ای که حتی در آن اگر چند عدد مسکن نیز تجویز شود و این بیمار را تا یکسال دیگر سرپا نگه دارد، به کار دولت تدبیر و امید برای انتخابات 96 خواهد آمد. اعترافی که ظریف پیش از پرواز به سمت نیویورک کرد و از آمریکا درخواست کرده برای چند صباحی هم شده مجال تابیدن آفتاب برجام را بر روی مردم ایران بدهد تا کار این دولت به یک دوره ختم نشود! شوک درمانی برای برجام و آن هم توسط پزشکی نااهل و شیطان صفت، نمی تواند مانع سکته هایی پی در پی شود و از مرگ بیمار جلوگیری کند.

آخر اینکه ایران در عرض چند ماه تمامی تعهدات خود را در خارج کردن سانتریفیوژها در نظنز و فردو، انتقال 11 تن اورانیوم غنی شده  به خارج از کشور، خارج کردن نیروگاه اراک از چرخه و چندین اقدام محدودیت ساز و اعمال سیتسم نظارتی سفت و سخت اجرایی کرد ولی چگونه است برای اجرایی شدن تعهدات طرف مقابل باید ماه ها و سال ها صبر کرد!؟

منبع:فرهنگ نیوز

چرا وعده های حسن روحانی عملی نشد؟ پولهای بلوکه، سرازیر نشد؟ تحریمها لغو نشد؟

خرید بک لینک

دانلود سرا

چرا با عربستان تعارف دارید؟!/بدانید که ضعیف و تسلیم‌پذیری طرف مقابل را جدی‌تر می‌کند!

چرا با عربستان تعارف دارید؟!/بدانید که ضعیف و تسلیم‌پذیری طرف مقابل را جدی‌تر می‌کند!

گروه بین الملل جهان نیوز ـ  تنش‌هاي عربستان با ايران به سطح بي‌سابقه‌اي رسيده و اين سؤال در محافل سياست خارجي مطرح است كه سرنوشت اين مناسبات به كجا ختم خواهد شد؟ پيروز مجتهد‌زاده، ژئوپليتيسين ايراني و استاد دانشگاه تربيت مدرس، به طور سنتي از منتقدان سياستگذاري مناسبات ايران با كشورهاي عربي، به خصوص عربستان است. به سراغ اين استاد ايراني كه تا كنون بيش از 20 عنوان كتاب به زبان‌هاي انگليسي و فارسي نوشته، رفتيم تا بار ديگر نقدهاي او را به ديپلماسي ايران در قبال عربستان بشنويم. راه‌حلي كه مجتهد‌زاده 71 ساله براي مداواي عربستان ارائه مي‌كند، تقويت نفوذ ايران با هدف «ايجاد موازنه» است. مدير‌عامل بنياد پژوهشي يوروسويك لندن در طول گفت‌و‌گو به مسائل ديگري مانند توافق هسته‌اي ايران با 1+5 هم پرداخته و چند بار اين جمله را به زبان مي‌آورد: «‌با تعارف و تمنا حل نمي‌شود.» موضع ایشان را «جوان» رد یا تأییدنمی‌کند.

آقاي دكتر! به‌رغم تشديد بي‌سابقه مخاصمه عربستان عليه ايران، به نظر مي‌رسد كه بين مقامات و دستگاه ديپلماسي ايران اجماعي براي مقابله با اين مسئله وجود ندارد، چنانكه در فاجعه منا كه منجر به شهادت صدها تن از حجاج ايراني شد، انتقاداتي هم در اين خصوص مطرح شد، ولي به نظر مي‌رسد رفتار دستگاه ديپلماسي تغيير ملموسي نشان نمي‌دهد. شما تا چه حد اين نظر را قبول داريد؟

دستگاه وزارت خارجه ما از زمان دولت هفتم، يعني دوره آقاي كمال خرازي وزير خارجه وقت ايران، حركت در يك مسير حيرت‌انگيز را آغاز كرد. زماني كه بين ايران و غرب مشكلات زيادي وجود داشت و تهديدات جنگي از طرف غربي‌ها افزايش يافته بود، دستگاه ديپلماسي آموخته بود كه هيچ واكنش و اعتراضي نسبت به غربي‌ها نشان ندهد. در دوره وزارت آقاي خرازي، اختيار سياستگذاري و تصميم‌گيري‌هاي عمده در رفتار سياسي خارجي كشور در عمل و بدون سر و صدا در اختيار معاون آموزشي و پژوهشي وزير امور خارجه قرار گرفت و او ميراثي از شيوه بسيار غيرعلمي تصميم‌گيري و اجراي سياست‌هاي اداري و خارجي را در آن وزارتخانه به ارث گذاشت كه مسبب همه ضعف‌ها و سستي‌ها در روابط خارجي ايران تا كنون شده است. از آن تاريخ دستگاه ديپلماسي همان سياست خارجي را دنبال مي‌كند و الان در دولت آقاي روحاني هم همان شيوه نا‌رسا پيگيري مي‌شود. تنها استثنا در اين ميان، دوره وزارت آقاي دكتر‌‌علي‌اكبر صالحي بود كه آن هم فقط در مدت كوتاهي نشان داد كه يك دستگاه ديپلماسي وارسته‌ جدا از اميال شخصي و باند‌بازي‌ها مي‌تواند منافع ملي كشور را بهتر تأمين كند و آقاي صالحي تجربه خيلي خوبي هم در اين زمينه كسب كرد. تا جايي كه در مذاكرات پاياني هسته‌اي زماني كه كار به تنگنا رسيد، او را از بستر بيماري به سالن مذاكرات آوردند تا تجربياتش را به‌كار بگيرند، اما آقاي ظريف نتوانسته خارج از محدوده‌هاي الگو‌هاي سياست خارجي به ارث مانده از دوره آقای خرازي ‌تصميم بگيرد و ابتكار عمل به خرج دهد.

ايشان در روابط خارجي دولت‌هاي هفتم و هشتم با عرب‌ها نوعي روابط ديپلماتيك سؤال‌برانگيز برقرار كرده و با غرب گونه ديگري از روابط سؤال‌بر‌انگيز را شكل داده بود. در اين دنياي دوگانه و حتي چند‌گانه، ايشان در ظاهر به دنبال سياست تنش‌زدايي و بهبود روابط بود، ولي در عمل شاهد بوديم هر چيزي كه دشمنان شناخته شده ايران تقاضا ‌كردند از سوي ايران تحويل داده شد و اين همان الگويي است كه آقاي ظريف در طول سه سال گذشته پيگيري كرده و مي‌‌كند. در بحث هسته‌اي زماني كه تهديدهاي غرب و اسرائيل در زمينه حمله نظامي به ايران بالا گرفت، دولت ايران تصميم گرفت كه برنامه غني‌سازي را تعليق كند، يعني چيزي كه امريكايي‌ها مي‌خواستند و به صراحت مي‌گفتند كه غني‌سازي را كنار بگذاريد و تسليم شويد والا با شما چنين و چنان خواهيم كرد و ما حتي لحظه‌اي تأمل نكرديم كه «تسليم شدن» در هر جنگي ناشي از حقارتي است كشنده و اگر قرار باشد كه حيات خود را در روابط خارجي حفظ كنيم بايد بدانيم كه حفظ حيات سياسي فقط مي‌تواند از راه ايجاد موازنه‌هاي معقول تحقق يابد. آقايان حتي توجه نداشتند كه اگر تنش‌زدايي بر اساس ايجاد و حفظ توازن نباشد نمي‌تواند واقعيت پيدا كند. لاجرم توجه نكردند وقتي قرار است غني‌سازي تعليق شود، لااقل امتيازي از طرف مقابل گرفته شود كه ارزش تعليق را داشته باشد و در عين حال موازنه‌هاي ضروري به آن عمل، مشروعيت لازم را به كار «تعليق» كردن بدهد. آقايان فقط بر اساس الگوي روابط خاله‌خانباجي‌بازي روند غني‌سازي را تعليق كردند و حتي به خود زحمت اندك مطالعه و تجزيه و تحليل ژئوپولتيكي و ژئواستراتژيكي را ندادند كه دريابند غرب و اسرائيل قادر نبوده و هنوز هم نيستند كه عليه ايران دست به حمله نظامي بزنند بدون آنكه صلح و امنيت جهاني را به گونه‌اي اساسي بر هم زنند و حتي مسبب بروز جنگ جهاني سوم شوند.

چنين تحليلي همان موقع از طرف افراد يا افرادي مطرح مي‌شد ولي جدي گرفته نمي‌شد. اينطور نيست؟

من در آن زمان در مقالات و سخنراني‌ها و مصاحبه‌هاي متعدد در داخل كشور و در سطح بين‌المللي براي دولت ايران تشريح كردم كه در اين برخوردها چه نظامي و استراتژيك و چه در عرصه ديپلماتيك وقتي تسليم بشويد به طرف اجازه مي‌دهيد كه بيايد و همه چيز ما را مصادره كند و تا حدودي هم اين كار را كردند. زماني كه ما برنامه غني‌سازي را تعليق كرديم اسرائيل و غرب فشارهايشان را عليه ما تشديد كردند و سازمان ملل متحد را وادار كردند ما را تحريم كند.

دولت نهم كه روي كار آمد تعليق غني‌سازي را متوقف كرده و مهر و موم تأسيسات هسته‌اي را شكست و همين كار باعث شد تا طرف غربي، پس از نتيجه نگرفتن از اعمال تحريم‌ها، سرانجام اعلام كرد كه بياييد با هم توافق كنيم. يعني بياييد با هم در توازن وزن‌هاي ژئوپولتيكي به تفاهم برسيم و در شرايط رعايت متوازن منافع دو طرف، مشكل يا مسئله را حل كنيم. اين روند معقولي بود كه در دولت‌هاي نهم و دهم زير‌بنا‌سازي شد و در دولت يازدهم به واقعيت عملي رسيد. اما در كشمكش‌هاي ايران و غرب به اضافه عرب‌ها در سوريه مي‌بينيم كه وزير خارجه دولت يازدهم به زبان‌هايي به ما مي‌گويد كه گويا توافق يا تفاهمي فراتر از توافق هسته‌اي در كار است و شايد با غرب به توافق‌ها يا نتايجي فراتر از «برجام» هسته‌اي رسيده‌ايم و آقاي روحاني هم صحبت از حصول توافق‌هاي توضيح داده نشده و تشريح نشده براي مردم به صورت برجام‌هاي 2، 3 ،4 و غيره به ميان مي‌آورد.

در مورد روابط با عربستان سعودي نيز سياست «تنش‌زدايي» بيشتر از ديد نمايش ضعف و تسليم شدن پيگيري شد، غافل از آنكه ضعف و تسليم‌پذيري طرف مقابل را جري‌تر مي‌كند. عربستان سعودي به اتفاق امارات متحده عربي و قطر ادعاهاي زيادي را عليه حاكميت بي‌چون و چراي ايران بر جزاير سه‌گانه (تنب بزرگ، تنب كوچك و ابوموسي) مطرح كردند و دست به اقداماتي عملي در اين زمينه زدند كه از سوي بنده در سطح بين‌المللي محكوم شد ولي وزير خارجه ما حتي در جلسه شوراي وزيران اتحاديه عرب در سال 2008 براي شكايت عليه ايران به سازمان ملل متحد شركت كرد و عملاً شكايت عليه كشور خود را تأييد نمود، در حالي كه من در نامه‌هاي اعتراض به آن شكايت غير‌قانوني به سازمان ملل متحد، آن اقدام را خنثي كردم.

در مسئله سوريه، شاهديم كه در ظاهر تلاش غرب و عربستان سعودي براي سرنگوني بشار اسد است اما در عمل براي مقابله با نفوذ ايران در منطقه است تا بتوانند با سرنگون كردن اسد به اميال استعماري خود برسند، از جمله عملي كردن خط لوله گازرساني ماوراي عراق و سوريه به جاي لوله گازرساني ماوراي ايران و تركيه. زماني كه جان كري موافقت خود را با لشكركشي عربستان به سوريه اعلام كرد، وزير خارجه ايران اعلام موضع نكرد. آقاي وزير خارجه ما بايد بداند كه موضع‌گيري نكردن و خنثي بودن ايشان در آن كشمكش‌هاي تنگاتنگ ژئواستراتژيكي كه نامش را «تشنج‌زدايي» گذاشته‌اند، نمي‌تواند در عمل محدود به «اعلام مواضع شخصي» ايشان باشد، بلكه اعلام وضعيت كشور جمهوري اسلامي ايران در برابر توطئه‌هاي ضد‌ايراني علني محور امريكا – اسرائيل – عربستان سعودي در سوريه است و شديداً به زيان منافع ملي ايران. اخيراً آقاي كري از ايران خواسته براي پايان دادن به بحران يمن و سوريه با آنان همكاري كند. آيا وزير خارجه ما مي‌داند كه اين گونه طرح كردن خواسته‌ها به معني متوجه كردن مسئوليت تمام مشكلات اين كشورها به سوي ايران است؟ آيا وزير خارجه ما توجه دارد كه همتاي امريكایي‌اش كه با ايشان در تفاهم گسترده است، اين گونه ما را مسئول همه جناياتي قلمداد مي‌كند كه عربستان سعودي و فرمانبرداران قطري و امارتي‌اش در خاور‌ميانه، به ويژه در سوريه و يمن مرتكب مي‌شوند؟ اگر غير از اين بود، مگر منطق حكم نمي‌كند كه براي حل بحران يمن، آقاي جان كري بايد از كشور مهاجم نظامي به يمن و سوريه، يعني عربستان سعودي، قطر و امارات متحده عربي، تقاضاي همكاري براي حل آن بحران كند؟ اگر ايشان ما را مسئول بحران‌هاي منطقه نمي‌دانستند از ما براي حل آن بحران‌ها تقاضاي كمك نمي‌كردند. يعني آيا رؤساي ديپلماسي ما نمي‌دانند كه اين گونه كمك خواستن از ما براي حل بحران‌هاي منطقه‌اي به معناي متوجه كردن همه مسئوليت آن بحران‌ها به سوي ايران است؟

علاوه بر مسئله سوريه، عربستان سعودي علناً به يمن و بحرين حمله نظامي كرد ولي غرب از سعودي‌ها نمي‌خواهد كه براي پايان دادن به بحران اين كشورها به آنان كمك كند. چراكه آنها عربستان را مسئول بحران‌هاي منطقه نمي‌دانند. ما در بينش و تشخيص مسائل استراتژيك و ژئوپولتيكي مربوط به روابط خارجي در منطقه دچار مشكل اساسي هستيم. در كمال تاسف بايد بگويم كه دستگاه ديپلماسي ما به جاي تلاش براي آموختن مكانيسم عملي موضوعاتي همچون ژئوپولتيك و ژئو‌استراتژيك در روابط خارجي همچنان توجيه مي‌كند الگوي‌هاي غلط بر جاي مانده از دوره‌هاي پيشين را ادامه دهد.

موضع سياستمداران جديد عربستان نسبت به رهبران قبلي اين كشور خصمانه‌تر شده و به جاي تنش‌زدايي، سياست تنش با ايران را در پيش گرفته‌اند. به نظرتان دليل رفتار خصمانه عربستان با ايران در سال‌هاي اخير چه بوده است؟

رقابت ما با عربستان سعودي از دوره قبل از انقلاب شروع شده است. رقابت هميشه خصمانه نيست و گاهي اوقات دوستانه هم است. وقتي ما از خاورميانه صحبت مي‌كنيم بايد بدانيم كه اين منطقه فرضي از ديدگاه ژئوپولتيك از چهار قدرت اصلي يا درجه اول تشكيل شده است: ايران، تركيه، مصر و اسرائيل و رقابت ژئوپولتيكي منطقه‌اي نيز هميشه هم ميان اين چهار قدرت اصلي اتفاق افتاده است. عراق دوره صدام حسين و عربستان در تمام اين مدت سعي كرده و مي‌كنند از رتبه قدرت درجه دو به سطح «قدرت درجه يك» برسند. «قدرت» فقط در اندازه‌گيري ميزان تسليحات و پول‌هاي هنگفت يا وسعت خاك بسيار زياد يك كشور تعريف نمي‌شود، بلكه بيشتر در برآورد ميزان نفوذ و نيروي تأثيرگذار سياسي آن كشور در ماوراي مرزهايش و بر محيط پيرامونش ارزيابي مي‌شود.

ايران هم قبل از انقلاب و هم بعد از آن نفوذ گسترده‌اي در منطقه داشته و دارد و عربستان سعودي مي‌خواهد اين معادله را به سود خود دگرگون كند. عربستان از مدت‌ها پيش بر سر مسئله شيعه و سني با ايران درگير رقابت بوده و اين رقابت‌ها از زماني كه اوپك و قدرت مالي مطرح شد با ايران جنبه ژئو پولتيكي آشكاري به خود گرفت و بعد از انقلاب اسلامي اين رقابت‌ها مجدداً به صورت اختلافات ديني و مذهبي خود نمايي كرد ولي اين بار اين رقابت، رقابت‌هاي سياسي، استراتژيكي و ژئوپولتيكي را هم بر اختلافات ديني و مذهبي افزوده نمود. در شرايط جديد رقابت‌ها، عربستان نسبت به ماهيت شيعي رهبران انقلاب اسلامي ايران حساسيت‌هايي را بروز دادند كه نشان از برداشت‌هاي غير‌واقعي سران آل‌سعود از تغيير نظام حكومتي ايران(بعد از انقلاب) دارد.

اين گونه مي‌نمايد كه به قدرت رسيدن نظام حكومتي اسلامي در ايران شيعي عربستان سعودي را تشويق كرد تا در راستاي تجديد حيات تمام اختلافات خصومت‌آلود قديمي حركت كند و طرح مباحثي چون «هلال شيعي» و «ژئوپولتيك شيعه» مبارزه عليه تشيع را در عربستان سعودي تشويق كرد. در اين روستا بوده است كه دنيا شاهد ظهور گروه‌هاي ضد شيعي افراطي مانند طالبان و القاعده بوده است كه هدف اصلي خود را «مبارزه عليه شيعه» اعلام كردند. در واقع، ايجاد حركت داعش براي ريشه‌كن كردن تشيع از راه تأسيس خلافت اسلامي در عراق و شام (عراق و سوريه كه سرزمين خلافت‌هاي اموي و عباسي) بوده است. در چنين وضعيت و شرايطي است كه به نظر مي‌رسد دستگاه ديپلماسي ما اين وضعيت بنيادين را درست درك نكرده و بيشتر سعي كرده است از راه خواهش و تمنا اين اختلافات اساسي و مشكلات اساسي ژئوپولتيكي را حل كند، در حالي كه مسائل ژئوپولتيكي ناظر بر منافع ملي را نمي‌توان با خواهش و تمنا حل كرد. اينها مسائل ريشه‌دار ژئوپولتيكي بنيادين هستند و صحبت عربستان سعودي از بين بردن نفوذ ايران در منطقه و است و جانشين كردن رژيم سعودي به جاي آن.

عربستان سعودي ادعا مي‌كند كه ايران بر اساس آموزه‌هاي توطئه اسرائيلي – اردني هلال شيعي، مي‌خواهد بر مناطق سني‌نشين خاورميانه تسلط يابد و بايد از اين دگرگوني ژئوپولتيكي با تمام قوا جلوگيري كرده و خود جانشين ايران شود. آنهايي كه با تفكر سياسي و ژئوپولتيكي آشنايي دارند مي‌دانند كه هر مسئله و موضوعي حد‌اقل دو سر دارد. يعني شما وقتي عليه تسلط فرضي هلال شيعي مبارزه مي‌كنيد، اين يك سر قضيه است و سر ديگر آن اينكه من (عربستان سعودي) كه سني و وهابي هستم بايد جاي قدرت و نفوذ ايران را بگيرم. ولي وزارت خارجه ما به جاي درك و فهم اين بنيادهاي ژئوپولتيكي، مي‌خواهد اين مسئله را با تعارف و تمنا حل كند. بيش از دو ماه از تاريخي كه وزير خارجه ما براي حل اختلافات ژئوپولتيكي ما با عربستان سعودي از آن كشور به عنوان «كشور يا ملت برادر عربستان سعودي» ياد كرد و براي جلب دوستي‌اش همه مواضع ژئوپولتيكي و سنگرهاي ژئو‌استراتژيكي خود را تحويل داد، مي‌گذرد ولي هنوز پاسخ مثبتي بر ادعاي برادري خود از سوي سعودي‌ها نشنيده است.

سال گذشته زماني كه بحث فاجعه منا پيش آمد وزير خارجه كشورمان از عادل الجبير، وزير خارجه سعودي تقاضاي ملاقات براي مذاكره كرد. اين تقاضا از سوي قدرت درجه دو منطقه (عربستان سعودي) رد شد و وزير خارجه ما، باز هم بعد از چند ماه دوباره تقاضاي ملاقات كرد و باز هم رد ‌شد. اين ناشي‌گري در عرصه ديپلماسي ادامه پيدا كرد و در اوج‌گيري بحران‌هاي استراتژيكي سوريه باز هم آقاي ظريف مي‌گويد ما مي‌خواهيم با كشور برادر، دوست و همسايه عربستان و براي نشان دادن اين دوستي و برادري يك طرفه هيچ اعتراضي به اقدام ايالات متحده در مجاز ساختن لشكر‌كشي به سوريه به عمل نياورد. لذا پس از گذشت بيش از هشت ماه از فاجعه منا مي‌خواهم از آقاي ظريف بپرسم كه آيا آل‌سعود بالاخره جواب برادري شما را دادند يا نه؟

اگر منافع ايران در سوريه سقوط كند، موقعيت جمهوري اسلامي در منطقه سقوط خواهد كرد و منافع ملي در خطر قطعي قرار مي‌گيرد و همين امر امنيت ملي ما را شديداً تهديد خواهد كرد. اگر داعش و ساير گروه‌هاي تروريستي در عراق و سوريه قدرت بگيرند حتي پايان ايران تاريخي و جغرافيايي را وعده خواهند داد و من از دولت آقاي روحاني مي‌خواهم در اين الگوي سياست خارجي پوسيده و بي‌خاصيت تجديد نظر فوري كنند.

منظورتان از تجديدنظر در الگو به طوري كه منافع ملي را تأمين كنند، چيست؟ الان مسئله تعميم برجام مطرح است.

من حقيقتاً درك نمي‌كنم كه سران سياست خارجي كشور ما كه مي‌دانند در نتيجه اجماع كلي سران نظام حكومتي جمهوري اسلامي به اين توافق‌هاي هسته‌اي دست يافته‌اند، چگونه مي‌توانند در غياب اجماع لازم ميان سران نظام حكومتي جمهوري اسلامي صحبت از توسعه برجام به ميان ‌آورند؟ منظور من از لزوم تجديد‌نظر در الگوي رفتاري سياست خارجي براي تأمين منافع ملي ما در آن سوي مرزهاي كشورمان همان توجه جدي به نتايج بسيار غلط الگوهاي اجرا شده سياست خارجي ماست كه همان گونه كه گفتم از دولت‌هاي هفتم و هشتم به ارث مانده و تماماً مورد پسند وزير خارجه ايالات متحده امريكاست. ما وزير خارجه‌اي داريم كه توافقي مثل برجام را امضا مي‌كند، ولي در سوريه مي‌بينيم به گونه‌اي عمل مي‌كند كه در خور منافع ملي ما نيست. آقاي ظريف مي‌گويد كه با جان كري تفاهم گسترده دارد. اين تفاهم گسترده براي چيست و ايشان بايد اين مسئله را مشخص كند. ما با امريكا فقط در حد برجام هسته‌اي تفاهم داريم نه يك كلمه بيشتر و نه يك كلمه كمتر. اگر امريكا تفاهم بيشتري را از ما توقع داشته باشد بايد رسماً بيايد و بگويد كه در كجا خودش بايد عقب‌نشيني كند و در كجا ما بايد عقب‌نشيني كنيم. اين مسئله‌اي است كه بايد دولت آقاي روحاني در آن تجديد نظر كند نه اينكه وزير خارجه ايشان ادعاي حصول تفاهم گسترده با وزير خارجه را مطرح كند و سخن از برجام‌هاي ديگر را پيش كشد.

ادامه اين ديپلماسي در آينده به ضرر ايران تمام خواهد شد. تكرار مي‌كنم، در عرصه ديپلماسي نمي‌‌توان منافع ملي را با خواهش و تمنا برآورده كرد. دستگاه ديپلماسي ايران تاكنون نتوانسته است غربي‌ها را قانع كند كه ايران در يمن دخالتي ندارد و اگر حوثي‌ها و ديگران دوست دارند كه دوست ايران باشند يا از ايران الهام‌گيري كنند، اين دليلي بر دخالت ما در امور يمن نيست و همين گونه در مورد بحرين. دستگاه ديپلماسي ايران در امور سوريه و مناطق ديگر هيچ‌گونه هماهنگي نظامي ندارد. مگر مي‌شود در خارج از كشور نفوذي داشته باشيد كه بيشتر اين نفوذ ناشي از اقدامات نظامي باشد، ولي بي‌اعتنا به لزوم متوازن كردن قدرت ديپلماتيك با قدرت استراتژيكي كشور، بار ديپلماتيك را به گونه تك لنگه‌اي به سر منزل رساند؟ اگر قدرت نظامي ايران در سياست خارجي محاسبه نشود، ديپلماسي شما وزني ندارد كه به ثمري متوازن و معقول برسد. همزمان با اعلام موضع عربستان براي ورود نيروي زميني‌اش به سوريه، يكي از فرماندهان نظامي ما گفته بود كه ايران اين توان را دارد كه از نظر هوايي كل سوريه را پوشش دهد، ولي آقاي ظريف اصلاً يك كلمه در اين مورد حرف نزد كه اين حرف در توازن با عربستان هست يا نيست. زماني كه عربستان آمادگي خود را براي مداخله نظامي در سوريه اعلام كرد، وزير خارجه ايران بايد با مقامات نظامي ارتش و سپاه هماهنگي مي‌كرد تا آنها هم بلافاصله اعلام كنند كه ما هم بايد نيروي زميني خود را به سوريه اعزام كنيم مي‌رويم تا موازنه‌هاي لازم در عرصه رقابت‌هاي ژئوپولتيكي سوريه متوازن شود.

با وجود استدلال‌هايي كه شما مي‌كنيد، برخي معتقدند كه به هرحال، نمي‌توان به خصومت‌ها دامن زد و ورود به مذاكره مستقيم و تنش‌زدايي بهترين راه براي حل اختلافات است. آيا اين سياست در مقابل عربستان جوابگو است، آيا به نظرتان عمل متقابل جواب مي‌دهد؟

مگر كسي صحبت از ترك مذاكره و گفت‌و‌گو كرده است؟ آنهايي كه اين گونه مي‌گويند ظاهراً توان درك انتقاد را ندارند. اينجا صحبت از ايجاد و حفظ موازنه‌هاي سياسي- استراتژيكي با رقيبان است تا ديپلماسي به ثمر مثبت رسد. اين گونه نگاه سياه و سفيد داشتن و اثبات شئي را نفي ما عدا پنداشتن حكايت از تفكر در سياست‌گذاري ندارد. اينجا صحبت از تحريكات و تحركات ژئواستراتژيكي عربستان سعودي در لواي همكاري ايالات متحده امريكا با هدف لطمه زدن به منافع ملي ژئوپولتيكي و ژئو استراتژيكي ما در خاور ميانه است. اين عربستان است كه در شهرهاي جنوبي ما تحركات امنيتي دارد. اين عربستان است كه بحران در سوريه و يمن را به راه انداخته است تا جلوي نفوذ ما را بگيرد. آيا ما تا به حال از «هلال وهابي» صحبت كرده‌ايم؟ در حالي كه عربستان براي دامن زدن به اختلافات ديني براي شكست دادن ما در صحنه رقابت‌هاي ژئوپولتيكي خاور‌ميانه «هلال شيعي» را مطرح مي‌كند. آيا تنش‌زدايي يك طرفه است و عربستاني‌ها نبايد تنش‌زدايي كنند؟ روابط بين‌الملل، روابط يكطرفه نيست بلكه چندجانبه است.

شما بايد استراتژي داشته باشيد و در روابط خارجي موازنه‌هاي ژئوپولتيكي و ژئواستراتژيكي برقرار كنيد. ژئوپولتيكي از نظر موازنه‌هاي قدرت و نفوذ سياسي و اقتصادي و ديپلماتيك و ژئواستراتژيكي از نظر ايجاد موازنه‌هاي قدرت نظامي. شما بدون قدرت نظامي در روابط خارجي چيزي نيستيد كه كسي وقت خودش را براي شنيدن حرف‌هايتان بيهوده صرف كند. اميدوارم كه تذكرات اخير رهبر جمهوري اسلامي مورد توجه قرار گيرد. وزير خارجه امريكا بر اساس كدام قرارداد و مقررات بين‌المللي از برنامه موشكي ايران صحبت مي‌كند؟ جز اين است كه اسرائيل مي‌خواهد نه خودش؟ و حتي به اسرائيلي‌ها هم نمي‌گويد كه مي‌خواهيم اين مسئله را حل كنيم، بلكه در خطاب ظاهري با عرب‌هاي خليج فارس مي‌گويد كه از ايران درخواست مي‌كند كه براي حل «مسئله موشكي ايران» با امريكا همكاري كند.

به نظرتان با اين رفتار خصمانه سعودي‌ها كه به نظر بي‌سابقه هم است، ايران چه ابزارهايي در اختيار دارد كه بتواند آنها را مهار كند؟

ما نيازي به ابزارهاي داخلي در عربستان نداريم. ما حتي نبايد فكر كنيم كه از راه تقويت يمني‌ها با عربستان مقابله مي‌كنيم. ما بايد آن قدرت و نفوذي را كه داريم، تقويت كنيم و در برابر سعودي‌ها بازدارندگي سياسي و استراتژيك «دتانت» و «دترنس» را تقويت كنيم. رقابت از راه تهديد كردن يا خواهش كردن به جايي نمي‌رسد، بلكه براي ايجاد موازنه‌هاي همه‌جانبه با رقيب از راه ايجاد بازدارندگي مي‌تواند سالم و صلح‌آميز به ثمرات مطلوب رسد. در روابط خارجي بازدارندگي تابع اصل موازنه است و از نظر علمي اين بازدارندگي دو جنبه دارد كه يكي جنبه سياسي و ديگري نظامي است: جنبه سياسي اين گونه موازنه‌ها «دتانت- Détente» نام دارد و جنبه نظامي را «دترنس Deterence مي‌خوانند. يعني با كشورهايي كه دوست يا رقيب هستيد در رقابت بايد دست به اقداماتي بزنيد كه بين شما ايجاد بازدارندگي كند و شما در سايه بازدارندگي‌هاي قابل اتكا بتوانيد روابط صلح‌آميز و سازنده‌اي را پيگيري كنيد.

مثلاً ايران بايد در خاورميانه آنقدر نفوذ سياسي داشته باشد كه نسبت به نفوذ عربستان برتري يابد تا عربستان بفهمد كه اگر بيش از حد زور بگويد، طرف مقابل با نفوذ برترش با آن مقابله كرده و گوي سبقت را از دست آنان خارج خواهد كرد. اگر به تاريخ نگاه ‌كنيم مي‌بينيم كه كشورهاي رقيب هميشه مي‌خواهند از لحاظ نظامي خودشان را بر رقبايشان برتري دهند تا موازنه ايجاد كنند و به اين موازنه استراتژيكي «دترنس» مي‌گويند. بهترين مثال، رقابت شوروي و امريكا در دوره جنگ سرد بود؛ زماني كه شوروي دو بمب اتم بر انبار سلاح‌هاي اتمي‌اش اضافه مي‌كرد، امريكا چهار بمب اضافه مي‌كرد تا موازنه‌هاي «يك سر و گردن بالاتر» را حفظ كند. ما بايد با عربستان سعودي دنبال چنين موازنه‌اي باشيم. در خليج فارس ما روزي عربستان سعودي را هم در جمع تحت‌نفوذ‌هاي خود داشتيم و بعدها اين موازنه‌ها را از دست داديم و امروز با دست زدن به تحركات استراتژيك براي ايجاد موازنه‌ها و ابتكارات ديپلماتيك از نقطه قوي نه از نقطه ضعف بايد نفوذمان را آنقدر قوي كنيم كه در برابر نفوذ عربستان سعودي موازنه‌هاي كوبنده‌اي ايجاد شود.

ماجراي روابط ايران با عربستان پيچيدگي‌هاي بيشتري دارد و به نظر مي‌رسد درگيري در حوزه‌هاي مختلف تنش باعث شده قدري اين گره‌ها لاينحل‌تر هم به نظر برسد. به نظرتان احتمال اينكه روابط دو كشور به حالت عادي باز‌گردد چقدر است؟ آيا در كوتاه مدت اين احتمال وجود دارد يا اختلافات منطقه دو كشور در تحولات خاورميانه همچنان به اين تنش‌ها سايه خواهد افكند؟

بله! همه كاري عملي خواهد بود در صورتي كه ما به درجه‌اي از رشد سياسي و ديپلماتيك برسيم كه با فكري باز الگو‌ها يا دستور‌العمل‌هايي را كه بي‌خاصيت بودن خود را براي سال‌ها ثابت كرده‌اند، دور انداخته و الگو‌هاي مطالعه شده دقيقي را به جاي آن بگذاريم و با برخوردار شدنمان از يك ديپلماسي ورزيده و كار‌آمد، بتوانيم پل‌هاي استواري زده و عالم اسلام را در مقابل دنياي جديد ژئوپولتيكي متحد و از اعمال نفوذ اسرائيل در كشورهاي اسلامي جلوگيري كنيم. ما بايد روابط خارجي خودمان را از نو و بر اساس مطالعات علمي دقيق پايه‌ريزي كنيم و الگوها و ساختارهاي جديدي كه در‌خور دنياي جديد ژئوپولتيكي باشد ايجاد كنيم. اختلافات مذهبي كه الان ايجاد شده است حاصل تفرقه‌افكني‌هاي اسرائيلي است كه بحث زندگي ژئوپولتيكي جهان امروز ما را محدود به اختلافات حل شده «شيعه و سني» كرده است. انقلاب اسلامي شيعي نبود، اسلامي بود.

بعضي‌ها از نوعي تحول جدي در سياست خارجي عربستان سعودي پس از جنگ يمن صحبت مي‌كنند. گفته مي‌شود يمن اولين جايي بود كه سعودي‌ها مستقل ورود كردند و تا حدي با امريكايي‌ها هماهنگ نبودند. شما اين مسئله را تا چه حد قبول داريد؟

اصلا اينطور نيست. مگر عربستان سعودي در حمله نظامي به بحرين با امريكايي‌ها از قبل هماهنگي داشت؟ اين اسرائيل است كه در اقدامات منطقه‌اي عربستان سعودي قدم به قدم راهنمايي و همكاري دارد و ماجراجويي‌هاي آل‌سعود را پيش مي‌برد. مگر در ماجرا‌جويي‌هاي عربستان سعودي در يمن نديديم كه اسرائيل اول تهمت عليه ايران در زمينه دست داشتن در مسائل يمن را در سطح بين‌المللي جا اندخت و راه را براي آغاز بمبباران‌هاي هوايي آل سعود هموار كرد؟ اسرائيل در تمام جزئيات آن عمليات دخالت داشته و دارد و اسرائيل در اين عمليات شبه‌جزيره‌اي سعودي‌ها با امريكايي‌ها هم كاري نداشته و ندارد. كساني كه مي‌گويند عربستان مستقل شده است، منظورشان قطعاً اشاره به فرمانبرداري آل‌سعود از اسرائيل به جاي امريكاست و آنها اين وضع را در استقلال عملكرد عربستان سعودي نسبت به امريكا مي‌پندارند.
 

منبع :روزنامه جوان

چرا با عربستان تعارف دارید؟!/بدانید که ضعیف و تسلیم‌پذیری طرف مقابل را جدی‌تر می‌کند!

گروه بین الملل جهان نیوز ـ  تنش‌هاي عربستان با ايران به سطح بي‌سابقه‌اي رسيده و اين سؤال در محافل سياست خارجي مطرح است كه سرنوشت اين مناسبات به كجا ختم خواهد شد؟ پيروز مجتهد‌زاده، ژئوپليتيسين ايراني و استاد دانشگاه تربيت مدرس، به طور سنتي از منتقدان سياستگذاري مناسبات ايران با كشورهاي عربي، به خصوص عربستان است. به سراغ اين استاد ايراني كه تا كنون بيش از 20 عنوان كتاب به زبان‌هاي انگليسي و فارسي نوشته، رفتيم تا بار ديگر نقدهاي او را به ديپلماسي ايران در قبال عربستان بشنويم. راه‌حلي كه مجتهد‌زاده 71 ساله براي مداواي عربستان ارائه مي‌كند، تقويت نفوذ ايران با هدف «ايجاد موازنه» است. مدير‌عامل بنياد پژوهشي يوروسويك لندن در طول گفت‌و‌گو به مسائل ديگري مانند توافق هسته‌اي ايران با 1+5 هم پرداخته و چند بار اين جمله را به زبان مي‌آورد: «‌با تعارف و تمنا حل نمي‌شود.» موضع ایشان را «جوان» رد یا تأییدنمی‌کند.

آقاي دكتر! به‌رغم تشديد بي‌سابقه مخاصمه عربستان عليه ايران، به نظر مي‌رسد كه بين مقامات و دستگاه ديپلماسي ايران اجماعي براي مقابله با اين مسئله وجود ندارد، چنانكه در فاجعه منا كه منجر به شهادت صدها تن از حجاج ايراني شد، انتقاداتي هم در اين خصوص مطرح شد، ولي به نظر مي‌رسد رفتار دستگاه ديپلماسي تغيير ملموسي نشان نمي‌دهد. شما تا چه حد اين نظر را قبول داريد؟

دستگاه وزارت خارجه ما از زمان دولت هفتم، يعني دوره آقاي كمال خرازي وزير خارجه وقت ايران، حركت در يك مسير حيرت‌انگيز را آغاز كرد. زماني كه بين ايران و غرب مشكلات زيادي وجود داشت و تهديدات جنگي از طرف غربي‌ها افزايش يافته بود، دستگاه ديپلماسي آموخته بود كه هيچ واكنش و اعتراضي نسبت به غربي‌ها نشان ندهد. در دوره وزارت آقاي خرازي، اختيار سياستگذاري و تصميم‌گيري‌هاي عمده در رفتار سياسي خارجي كشور در عمل و بدون سر و صدا در اختيار معاون آموزشي و پژوهشي وزير امور خارجه قرار گرفت و او ميراثي از شيوه بسيار غيرعلمي تصميم‌گيري و اجراي سياست‌هاي اداري و خارجي را در آن وزارتخانه به ارث گذاشت كه مسبب همه ضعف‌ها و سستي‌ها در روابط خارجي ايران تا كنون شده است. از آن تاريخ دستگاه ديپلماسي همان سياست خارجي را دنبال مي‌كند و الان در دولت آقاي روحاني هم همان شيوه نا‌رسا پيگيري مي‌شود. تنها استثنا در اين ميان، دوره وزارت آقاي دكتر‌‌علي‌اكبر صالحي بود كه آن هم فقط در مدت كوتاهي نشان داد كه يك دستگاه ديپلماسي وارسته‌ جدا از اميال شخصي و باند‌بازي‌ها مي‌تواند منافع ملي كشور را بهتر تأمين كند و آقاي صالحي تجربه خيلي خوبي هم در اين زمينه كسب كرد. تا جايي كه در مذاكرات پاياني هسته‌اي زماني كه كار به تنگنا رسيد، او را از بستر بيماري به سالن مذاكرات آوردند تا تجربياتش را به‌كار بگيرند، اما آقاي ظريف نتوانسته خارج از محدوده‌هاي الگو‌هاي سياست خارجي به ارث مانده از دوره آقای خرازي ‌تصميم بگيرد و ابتكار عمل به خرج دهد.

ايشان در روابط خارجي دولت‌هاي هفتم و هشتم با عرب‌ها نوعي روابط ديپلماتيك سؤال‌برانگيز برقرار كرده و با غرب گونه ديگري از روابط سؤال‌بر‌انگيز را شكل داده بود. در اين دنياي دوگانه و حتي چند‌گانه، ايشان در ظاهر به دنبال سياست تنش‌زدايي و بهبود روابط بود، ولي در عمل شاهد بوديم هر چيزي كه دشمنان شناخته شده ايران تقاضا ‌كردند از سوي ايران تحويل داده شد و اين همان الگويي است كه آقاي ظريف در طول سه سال گذشته پيگيري كرده و مي‌‌كند. در بحث هسته‌اي زماني كه تهديدهاي غرب و اسرائيل در زمينه حمله نظامي به ايران بالا گرفت، دولت ايران تصميم گرفت كه برنامه غني‌سازي را تعليق كند، يعني چيزي كه امريكايي‌ها مي‌خواستند و به صراحت مي‌گفتند كه غني‌سازي را كنار بگذاريد و تسليم شويد والا با شما چنين و چنان خواهيم كرد و ما حتي لحظه‌اي تأمل نكرديم كه «تسليم شدن» در هر جنگي ناشي از حقارتي است كشنده و اگر قرار باشد كه حيات خود را در روابط خارجي حفظ كنيم بايد بدانيم كه حفظ حيات سياسي فقط مي‌تواند از راه ايجاد موازنه‌هاي معقول تحقق يابد. آقايان حتي توجه نداشتند كه اگر تنش‌زدايي بر اساس ايجاد و حفظ توازن نباشد نمي‌تواند واقعيت پيدا كند. لاجرم توجه نكردند وقتي قرار است غني‌سازي تعليق شود، لااقل امتيازي از طرف مقابل گرفته شود كه ارزش تعليق را داشته باشد و در عين حال موازنه‌هاي ضروري به آن عمل، مشروعيت لازم را به كار «تعليق» كردن بدهد. آقايان فقط بر اساس الگوي روابط خاله‌خانباجي‌بازي روند غني‌سازي را تعليق كردند و حتي به خود زحمت اندك مطالعه و تجزيه و تحليل ژئوپولتيكي و ژئواستراتژيكي را ندادند كه دريابند غرب و اسرائيل قادر نبوده و هنوز هم نيستند كه عليه ايران دست به حمله نظامي بزنند بدون آنكه صلح و امنيت جهاني را به گونه‌اي اساسي بر هم زنند و حتي مسبب بروز جنگ جهاني سوم شوند.

چنين تحليلي همان موقع از طرف افراد يا افرادي مطرح مي‌شد ولي جدي گرفته نمي‌شد. اينطور نيست؟

من در آن زمان در مقالات و سخنراني‌ها و مصاحبه‌هاي متعدد در داخل كشور و در سطح بين‌المللي براي دولت ايران تشريح كردم كه در اين برخوردها چه نظامي و استراتژيك و چه در عرصه ديپلماتيك وقتي تسليم بشويد به طرف اجازه مي‌دهيد كه بيايد و همه چيز ما را مصادره كند و تا حدودي هم اين كار را كردند. زماني كه ما برنامه غني‌سازي را تعليق كرديم اسرائيل و غرب فشارهايشان را عليه ما تشديد كردند و سازمان ملل متحد را وادار كردند ما را تحريم كند.

دولت نهم كه روي كار آمد تعليق غني‌سازي را متوقف كرده و مهر و موم تأسيسات هسته‌اي را شكست و همين كار باعث شد تا طرف غربي، پس از نتيجه نگرفتن از اعمال تحريم‌ها، سرانجام اعلام كرد كه بياييد با هم توافق كنيم. يعني بياييد با هم در توازن وزن‌هاي ژئوپولتيكي به تفاهم برسيم و در شرايط رعايت متوازن منافع دو طرف، مشكل يا مسئله را حل كنيم. اين روند معقولي بود كه در دولت‌هاي نهم و دهم زير‌بنا‌سازي شد و در دولت يازدهم به واقعيت عملي رسيد. اما در كشمكش‌هاي ايران و غرب به اضافه عرب‌ها در سوريه مي‌بينيم كه وزير خارجه دولت يازدهم به زبان‌هايي به ما مي‌گويد كه گويا توافق يا تفاهمي فراتر از توافق هسته‌اي در كار است و شايد با غرب به توافق‌ها يا نتايجي فراتر از «برجام» هسته‌اي رسيده‌ايم و آقاي روحاني هم صحبت از حصول توافق‌هاي توضيح داده نشده و تشريح نشده براي مردم به صورت برجام‌هاي 2، 3 ،4 و غيره به ميان مي‌آورد.

در مورد روابط با عربستان سعودي نيز سياست «تنش‌زدايي» بيشتر از ديد نمايش ضعف و تسليم شدن پيگيري شد، غافل از آنكه ضعف و تسليم‌پذيري طرف مقابل را جري‌تر مي‌كند. عربستان سعودي به اتفاق امارات متحده عربي و قطر ادعاهاي زيادي را عليه حاكميت بي‌چون و چراي ايران بر جزاير سه‌گانه (تنب بزرگ، تنب كوچك و ابوموسي) مطرح كردند و دست به اقداماتي عملي در اين زمينه زدند كه از سوي بنده در سطح بين‌المللي محكوم شد ولي وزير خارجه ما حتي در جلسه شوراي وزيران اتحاديه عرب در سال 2008 براي شكايت عليه ايران به سازمان ملل متحد شركت كرد و عملاً شكايت عليه كشور خود را تأييد نمود، در حالي كه من در نامه‌هاي اعتراض به آن شكايت غير‌قانوني به سازمان ملل متحد، آن اقدام را خنثي كردم.

در مسئله سوريه، شاهديم كه در ظاهر تلاش غرب و عربستان سعودي براي سرنگوني بشار اسد است اما در عمل براي مقابله با نفوذ ايران در منطقه است تا بتوانند با سرنگون كردن اسد به اميال استعماري خود برسند، از جمله عملي كردن خط لوله گازرساني ماوراي عراق و سوريه به جاي لوله گازرساني ماوراي ايران و تركيه. زماني كه جان كري موافقت خود را با لشكركشي عربستان به سوريه اعلام كرد، وزير خارجه ايران اعلام موضع نكرد. آقاي وزير خارجه ما بايد بداند كه موضع‌گيري نكردن و خنثي بودن ايشان در آن كشمكش‌هاي تنگاتنگ ژئواستراتژيكي كه نامش را «تشنج‌زدايي» گذاشته‌اند، نمي‌تواند در عمل محدود به «اعلام مواضع شخصي» ايشان باشد، بلكه اعلام وضعيت كشور جمهوري اسلامي ايران در برابر توطئه‌هاي ضد‌ايراني علني محور امريكا – اسرائيل – عربستان سعودي در سوريه است و شديداً به زيان منافع ملي ايران. اخيراً آقاي كري از ايران خواسته براي پايان دادن به بحران يمن و سوريه با آنان همكاري كند. آيا وزير خارجه ما مي‌داند كه اين گونه طرح كردن خواسته‌ها به معني متوجه كردن مسئوليت تمام مشكلات اين كشورها به سوي ايران است؟ آيا وزير خارجه ما توجه دارد كه همتاي امريكایي‌اش كه با ايشان در تفاهم گسترده است، اين گونه ما را مسئول همه جناياتي قلمداد مي‌كند كه عربستان سعودي و فرمانبرداران قطري و امارتي‌اش در خاور‌ميانه، به ويژه در سوريه و يمن مرتكب مي‌شوند؟ اگر غير از اين بود، مگر منطق حكم نمي‌كند كه براي حل بحران يمن، آقاي جان كري بايد از كشور مهاجم نظامي به يمن و سوريه، يعني عربستان سعودي، قطر و امارات متحده عربي، تقاضاي همكاري براي حل آن بحران كند؟ اگر ايشان ما را مسئول بحران‌هاي منطقه نمي‌دانستند از ما براي حل آن بحران‌ها تقاضاي كمك نمي‌كردند. يعني آيا رؤساي ديپلماسي ما نمي‌دانند كه اين گونه كمك خواستن از ما براي حل بحران‌هاي منطقه‌اي به معناي متوجه كردن همه مسئوليت آن بحران‌ها به سوي ايران است؟

علاوه بر مسئله سوريه، عربستان سعودي علناً به يمن و بحرين حمله نظامي كرد ولي غرب از سعودي‌ها نمي‌خواهد كه براي پايان دادن به بحران اين كشورها به آنان كمك كند. چراكه آنها عربستان را مسئول بحران‌هاي منطقه نمي‌دانند. ما در بينش و تشخيص مسائل استراتژيك و ژئوپولتيكي مربوط به روابط خارجي در منطقه دچار مشكل اساسي هستيم. در كمال تاسف بايد بگويم كه دستگاه ديپلماسي ما به جاي تلاش براي آموختن مكانيسم عملي موضوعاتي همچون ژئوپولتيك و ژئو‌استراتژيك در روابط خارجي همچنان توجيه مي‌كند الگوي‌هاي غلط بر جاي مانده از دوره‌هاي پيشين را ادامه دهد.

موضع سياستمداران جديد عربستان نسبت به رهبران قبلي اين كشور خصمانه‌تر شده و به جاي تنش‌زدايي، سياست تنش با ايران را در پيش گرفته‌اند. به نظرتان دليل رفتار خصمانه عربستان با ايران در سال‌هاي اخير چه بوده است؟

رقابت ما با عربستان سعودي از دوره قبل از انقلاب شروع شده است. رقابت هميشه خصمانه نيست و گاهي اوقات دوستانه هم است. وقتي ما از خاورميانه صحبت مي‌كنيم بايد بدانيم كه اين منطقه فرضي از ديدگاه ژئوپولتيك از چهار قدرت اصلي يا درجه اول تشكيل شده است: ايران، تركيه، مصر و اسرائيل و رقابت ژئوپولتيكي منطقه‌اي نيز هميشه هم ميان اين چهار قدرت اصلي اتفاق افتاده است. عراق دوره صدام حسين و عربستان در تمام اين مدت سعي كرده و مي‌كنند از رتبه قدرت درجه دو به سطح «قدرت درجه يك» برسند. «قدرت» فقط در اندازه‌گيري ميزان تسليحات و پول‌هاي هنگفت يا وسعت خاك بسيار زياد يك كشور تعريف نمي‌شود، بلكه بيشتر در برآورد ميزان نفوذ و نيروي تأثيرگذار سياسي آن كشور در ماوراي مرزهايش و بر محيط پيرامونش ارزيابي مي‌شود.

ايران هم قبل از انقلاب و هم بعد از آن نفوذ گسترده‌اي در منطقه داشته و دارد و عربستان سعودي مي‌خواهد اين معادله را به سود خود دگرگون كند. عربستان از مدت‌ها پيش بر سر مسئله شيعه و سني با ايران درگير رقابت بوده و اين رقابت‌ها از زماني كه اوپك و قدرت مالي مطرح شد با ايران جنبه ژئو پولتيكي آشكاري به خود گرفت و بعد از انقلاب اسلامي اين رقابت‌ها مجدداً به صورت اختلافات ديني و مذهبي خود نمايي كرد ولي اين بار اين رقابت، رقابت‌هاي سياسي، استراتژيكي و ژئوپولتيكي را هم بر اختلافات ديني و مذهبي افزوده نمود. در شرايط جديد رقابت‌ها، عربستان نسبت به ماهيت شيعي رهبران انقلاب اسلامي ايران حساسيت‌هايي را بروز دادند كه نشان از برداشت‌هاي غير‌واقعي سران آل‌سعود از تغيير نظام حكومتي ايران(بعد از انقلاب) دارد.

اين گونه مي‌نمايد كه به قدرت رسيدن نظام حكومتي اسلامي در ايران شيعي عربستان سعودي را تشويق كرد تا در راستاي تجديد حيات تمام اختلافات خصومت‌آلود قديمي حركت كند و طرح مباحثي چون «هلال شيعي» و «ژئوپولتيك شيعه» مبارزه عليه تشيع را در عربستان سعودي تشويق كرد. در اين روستا بوده است كه دنيا شاهد ظهور گروه‌هاي ضد شيعي افراطي مانند طالبان و القاعده بوده است كه هدف اصلي خود را «مبارزه عليه شيعه» اعلام كردند. در واقع، ايجاد حركت داعش براي ريشه‌كن كردن تشيع از راه تأسيس خلافت اسلامي در عراق و شام (عراق و سوريه كه سرزمين خلافت‌هاي اموي و عباسي) بوده است. در چنين وضعيت و شرايطي است كه به نظر مي‌رسد دستگاه ديپلماسي ما اين وضعيت بنيادين را درست درك نكرده و بيشتر سعي كرده است از راه خواهش و تمنا اين اختلافات اساسي و مشكلات اساسي ژئوپولتيكي را حل كند، در حالي كه مسائل ژئوپولتيكي ناظر بر منافع ملي را نمي‌توان با خواهش و تمنا حل كرد. اينها مسائل ريشه‌دار ژئوپولتيكي بنيادين هستند و صحبت عربستان سعودي از بين بردن نفوذ ايران در منطقه و است و جانشين كردن رژيم سعودي به جاي آن.

عربستان سعودي ادعا مي‌كند كه ايران بر اساس آموزه‌هاي توطئه اسرائيلي – اردني هلال شيعي، مي‌خواهد بر مناطق سني‌نشين خاورميانه تسلط يابد و بايد از اين دگرگوني ژئوپولتيكي با تمام قوا جلوگيري كرده و خود جانشين ايران شود. آنهايي كه با تفكر سياسي و ژئوپولتيكي آشنايي دارند مي‌دانند كه هر مسئله و موضوعي حد‌اقل دو سر دارد. يعني شما وقتي عليه تسلط فرضي هلال شيعي مبارزه مي‌كنيد، اين يك سر قضيه است و سر ديگر آن اينكه من (عربستان سعودي) كه سني و وهابي هستم بايد جاي قدرت و نفوذ ايران را بگيرم. ولي وزارت خارجه ما به جاي درك و فهم اين بنيادهاي ژئوپولتيكي، مي‌خواهد اين مسئله را با تعارف و تمنا حل كند. بيش از دو ماه از تاريخي كه وزير خارجه ما براي حل اختلافات ژئوپولتيكي ما با عربستان سعودي از آن كشور به عنوان «كشور يا ملت برادر عربستان سعودي» ياد كرد و براي جلب دوستي‌اش همه مواضع ژئوپولتيكي و سنگرهاي ژئو‌استراتژيكي خود را تحويل داد، مي‌گذرد ولي هنوز پاسخ مثبتي بر ادعاي برادري خود از سوي سعودي‌ها نشنيده است.

سال گذشته زماني كه بحث فاجعه منا پيش آمد وزير خارجه كشورمان از عادل الجبير، وزير خارجه سعودي تقاضاي ملاقات براي مذاكره كرد. اين تقاضا از سوي قدرت درجه دو منطقه (عربستان سعودي) رد شد و وزير خارجه ما، باز هم بعد از چند ماه دوباره تقاضاي ملاقات كرد و باز هم رد ‌شد. اين ناشي‌گري در عرصه ديپلماسي ادامه پيدا كرد و در اوج‌گيري بحران‌هاي استراتژيكي سوريه باز هم آقاي ظريف مي‌گويد ما مي‌خواهيم با كشور برادر، دوست و همسايه عربستان و براي نشان دادن اين دوستي و برادري يك طرفه هيچ اعتراضي به اقدام ايالات متحده در مجاز ساختن لشكر‌كشي به سوريه به عمل نياورد. لذا پس از گذشت بيش از هشت ماه از فاجعه منا مي‌خواهم از آقاي ظريف بپرسم كه آيا آل‌سعود بالاخره جواب برادري شما را دادند يا نه؟

اگر منافع ايران در سوريه سقوط كند، موقعيت جمهوري اسلامي در منطقه سقوط خواهد كرد و منافع ملي در خطر قطعي قرار مي‌گيرد و همين امر امنيت ملي ما را شديداً تهديد خواهد كرد. اگر داعش و ساير گروه‌هاي تروريستي در عراق و سوريه قدرت بگيرند حتي پايان ايران تاريخي و جغرافيايي را وعده خواهند داد و من از دولت آقاي روحاني مي‌خواهم در اين الگوي سياست خارجي پوسيده و بي‌خاصيت تجديد نظر فوري كنند.

منظورتان از تجديدنظر در الگو به طوري كه منافع ملي را تأمين كنند، چيست؟ الان مسئله تعميم برجام مطرح است.

من حقيقتاً درك نمي‌كنم كه سران سياست خارجي كشور ما كه مي‌دانند در نتيجه اجماع كلي سران نظام حكومتي جمهوري اسلامي به اين توافق‌هاي هسته‌اي دست يافته‌اند، چگونه مي‌توانند در غياب اجماع لازم ميان سران نظام حكومتي جمهوري اسلامي صحبت از توسعه برجام به ميان ‌آورند؟ منظور من از لزوم تجديد‌نظر در الگوي رفتاري سياست خارجي براي تأمين منافع ملي ما در آن سوي مرزهاي كشورمان همان توجه جدي به نتايج بسيار غلط الگوهاي اجرا شده سياست خارجي ماست كه همان گونه كه گفتم از دولت‌هاي هفتم و هشتم به ارث مانده و تماماً مورد پسند وزير خارجه ايالات متحده امريكاست. ما وزير خارجه‌اي داريم كه توافقي مثل برجام را امضا مي‌كند، ولي در سوريه مي‌بينيم به گونه‌اي عمل مي‌كند كه در خور منافع ملي ما نيست. آقاي ظريف مي‌گويد كه با جان كري تفاهم گسترده دارد. اين تفاهم گسترده براي چيست و ايشان بايد اين مسئله را مشخص كند. ما با امريكا فقط در حد برجام هسته‌اي تفاهم داريم نه يك كلمه بيشتر و نه يك كلمه كمتر. اگر امريكا تفاهم بيشتري را از ما توقع داشته باشد بايد رسماً بيايد و بگويد كه در كجا خودش بايد عقب‌نشيني كند و در كجا ما بايد عقب‌نشيني كنيم. اين مسئله‌اي است كه بايد دولت آقاي روحاني در آن تجديد نظر كند نه اينكه وزير خارجه ايشان ادعاي حصول تفاهم گسترده با وزير خارجه را مطرح كند و سخن از برجام‌هاي ديگر را پيش كشد.

ادامه اين ديپلماسي در آينده به ضرر ايران تمام خواهد شد. تكرار مي‌كنم، در عرصه ديپلماسي نمي‌‌توان منافع ملي را با خواهش و تمنا برآورده كرد. دستگاه ديپلماسي ايران تاكنون نتوانسته است غربي‌ها را قانع كند كه ايران در يمن دخالتي ندارد و اگر حوثي‌ها و ديگران دوست دارند كه دوست ايران باشند يا از ايران الهام‌گيري كنند، اين دليلي بر دخالت ما در امور يمن نيست و همين گونه در مورد بحرين. دستگاه ديپلماسي ايران در امور سوريه و مناطق ديگر هيچ‌گونه هماهنگي نظامي ندارد. مگر مي‌شود در خارج از كشور نفوذي داشته باشيد كه بيشتر اين نفوذ ناشي از اقدامات نظامي باشد، ولي بي‌اعتنا به لزوم متوازن كردن قدرت ديپلماتيك با قدرت استراتژيكي كشور، بار ديپلماتيك را به گونه تك لنگه‌اي به سر منزل رساند؟ اگر قدرت نظامي ايران در سياست خارجي محاسبه نشود، ديپلماسي شما وزني ندارد كه به ثمري متوازن و معقول برسد. همزمان با اعلام موضع عربستان براي ورود نيروي زميني‌اش به سوريه، يكي از فرماندهان نظامي ما گفته بود كه ايران اين توان را دارد كه از نظر هوايي كل سوريه را پوشش دهد، ولي آقاي ظريف اصلاً يك كلمه در اين مورد حرف نزد كه اين حرف در توازن با عربستان هست يا نيست. زماني كه عربستان آمادگي خود را براي مداخله نظامي در سوريه اعلام كرد، وزير خارجه ايران بايد با مقامات نظامي ارتش و سپاه هماهنگي مي‌كرد تا آنها هم بلافاصله اعلام كنند كه ما هم بايد نيروي زميني خود را به سوريه اعزام كنيم مي‌رويم تا موازنه‌هاي لازم در عرصه رقابت‌هاي ژئوپولتيكي سوريه متوازن شود.

با وجود استدلال‌هايي كه شما مي‌كنيد، برخي معتقدند كه به هرحال، نمي‌توان به خصومت‌ها دامن زد و ورود به مذاكره مستقيم و تنش‌زدايي بهترين راه براي حل اختلافات است. آيا اين سياست در مقابل عربستان جوابگو است، آيا به نظرتان عمل متقابل جواب مي‌دهد؟

مگر كسي صحبت از ترك مذاكره و گفت‌و‌گو كرده است؟ آنهايي كه اين گونه مي‌گويند ظاهراً توان درك انتقاد را ندارند. اينجا صحبت از ايجاد و حفظ موازنه‌هاي سياسي- استراتژيكي با رقيبان است تا ديپلماسي به ثمر مثبت رسد. اين گونه نگاه سياه و سفيد داشتن و اثبات شئي را نفي ما عدا پنداشتن حكايت از تفكر در سياست‌گذاري ندارد. اينجا صحبت از تحريكات و تحركات ژئواستراتژيكي عربستان سعودي در لواي همكاري ايالات متحده امريكا با هدف لطمه زدن به منافع ملي ژئوپولتيكي و ژئو استراتژيكي ما در خاور ميانه است. اين عربستان است كه در شهرهاي جنوبي ما تحركات امنيتي دارد. اين عربستان است كه بحران در سوريه و يمن را به راه انداخته است تا جلوي نفوذ ما را بگيرد. آيا ما تا به حال از «هلال وهابي» صحبت كرده‌ايم؟ در حالي كه عربستان براي دامن زدن به اختلافات ديني براي شكست دادن ما در صحنه رقابت‌هاي ژئوپولتيكي خاور‌ميانه «هلال شيعي» را مطرح مي‌كند. آيا تنش‌زدايي يك طرفه است و عربستاني‌ها نبايد تنش‌زدايي كنند؟ روابط بين‌الملل، روابط يكطرفه نيست بلكه چندجانبه است.

شما بايد استراتژي داشته باشيد و در روابط خارجي موازنه‌هاي ژئوپولتيكي و ژئواستراتژيكي برقرار كنيد. ژئوپولتيكي از نظر موازنه‌هاي قدرت و نفوذ سياسي و اقتصادي و ديپلماتيك و ژئواستراتژيكي از نظر ايجاد موازنه‌هاي قدرت نظامي. شما بدون قدرت نظامي در روابط خارجي چيزي نيستيد كه كسي وقت خودش را براي شنيدن حرف‌هايتان بيهوده صرف كند. اميدوارم كه تذكرات اخير رهبر جمهوري اسلامي مورد توجه قرار گيرد. وزير خارجه امريكا بر اساس كدام قرارداد و مقررات بين‌المللي از برنامه موشكي ايران صحبت مي‌كند؟ جز اين است كه اسرائيل مي‌خواهد نه خودش؟ و حتي به اسرائيلي‌ها هم نمي‌گويد كه مي‌خواهيم اين مسئله را حل كنيم، بلكه در خطاب ظاهري با عرب‌هاي خليج فارس مي‌گويد كه از ايران درخواست مي‌كند كه براي حل «مسئله موشكي ايران» با امريكا همكاري كند.

به نظرتان با اين رفتار خصمانه سعودي‌ها كه به نظر بي‌سابقه هم است، ايران چه ابزارهايي در اختيار دارد كه بتواند آنها را مهار كند؟

ما نيازي به ابزارهاي داخلي در عربستان نداريم. ما حتي نبايد فكر كنيم كه از راه تقويت يمني‌ها با عربستان مقابله مي‌كنيم. ما بايد آن قدرت و نفوذي را كه داريم، تقويت كنيم و در برابر سعودي‌ها بازدارندگي سياسي و استراتژيك «دتانت» و «دترنس» را تقويت كنيم. رقابت از راه تهديد كردن يا خواهش كردن به جايي نمي‌رسد، بلكه براي ايجاد موازنه‌هاي همه‌جانبه با رقيب از راه ايجاد بازدارندگي مي‌تواند سالم و صلح‌آميز به ثمرات مطلوب رسد. در روابط خارجي بازدارندگي تابع اصل موازنه است و از نظر علمي اين بازدارندگي دو جنبه دارد كه يكي جنبه سياسي و ديگري نظامي است: جنبه سياسي اين گونه موازنه‌ها «دتانت- Détente» نام دارد و جنبه نظامي را «دترنس Deterence مي‌خوانند. يعني با كشورهايي كه دوست يا رقيب هستيد در رقابت بايد دست به اقداماتي بزنيد كه بين شما ايجاد بازدارندگي كند و شما در سايه بازدارندگي‌هاي قابل اتكا بتوانيد روابط صلح‌آميز و سازنده‌اي را پيگيري كنيد.

مثلاً ايران بايد در خاورميانه آنقدر نفوذ سياسي داشته باشد كه نسبت به نفوذ عربستان برتري يابد تا عربستان بفهمد كه اگر بيش از حد زور بگويد، طرف مقابل با نفوذ برترش با آن مقابله كرده و گوي سبقت را از دست آنان خارج خواهد كرد. اگر به تاريخ نگاه ‌كنيم مي‌بينيم كه كشورهاي رقيب هميشه مي‌خواهند از لحاظ نظامي خودشان را بر رقبايشان برتري دهند تا موازنه ايجاد كنند و به اين موازنه استراتژيكي «دترنس» مي‌گويند. بهترين مثال، رقابت شوروي و امريكا در دوره جنگ سرد بود؛ زماني كه شوروي دو بمب اتم بر انبار سلاح‌هاي اتمي‌اش اضافه مي‌كرد، امريكا چهار بمب اضافه مي‌كرد تا موازنه‌هاي «يك سر و گردن بالاتر» را حفظ كند. ما بايد با عربستان سعودي دنبال چنين موازنه‌اي باشيم. در خليج فارس ما روزي عربستان سعودي را هم در جمع تحت‌نفوذ‌هاي خود داشتيم و بعدها اين موازنه‌ها را از دست داديم و امروز با دست زدن به تحركات استراتژيك براي ايجاد موازنه‌ها و ابتكارات ديپلماتيك از نقطه قوي نه از نقطه ضعف بايد نفوذمان را آنقدر قوي كنيم كه در برابر نفوذ عربستان سعودي موازنه‌هاي كوبنده‌اي ايجاد شود.

ماجراي روابط ايران با عربستان پيچيدگي‌هاي بيشتري دارد و به نظر مي‌رسد درگيري در حوزه‌هاي مختلف تنش باعث شده قدري اين گره‌ها لاينحل‌تر هم به نظر برسد. به نظرتان احتمال اينكه روابط دو كشور به حالت عادي باز‌گردد چقدر است؟ آيا در كوتاه مدت اين احتمال وجود دارد يا اختلافات منطقه دو كشور در تحولات خاورميانه همچنان به اين تنش‌ها سايه خواهد افكند؟

بله! همه كاري عملي خواهد بود در صورتي كه ما به درجه‌اي از رشد سياسي و ديپلماتيك برسيم كه با فكري باز الگو‌ها يا دستور‌العمل‌هايي را كه بي‌خاصيت بودن خود را براي سال‌ها ثابت كرده‌اند، دور انداخته و الگو‌هاي مطالعه شده دقيقي را به جاي آن بگذاريم و با برخوردار شدنمان از يك ديپلماسي ورزيده و كار‌آمد، بتوانيم پل‌هاي استواري زده و عالم اسلام را در مقابل دنياي جديد ژئوپولتيكي متحد و از اعمال نفوذ اسرائيل در كشورهاي اسلامي جلوگيري كنيم. ما بايد روابط خارجي خودمان را از نو و بر اساس مطالعات علمي دقيق پايه‌ريزي كنيم و الگوها و ساختارهاي جديدي كه در‌خور دنياي جديد ژئوپولتيكي باشد ايجاد كنيم. اختلافات مذهبي كه الان ايجاد شده است حاصل تفرقه‌افكني‌هاي اسرائيلي است كه بحث زندگي ژئوپولتيكي جهان امروز ما را محدود به اختلافات حل شده «شيعه و سني» كرده است. انقلاب اسلامي شيعي نبود، اسلامي بود.

بعضي‌ها از نوعي تحول جدي در سياست خارجي عربستان سعودي پس از جنگ يمن صحبت مي‌كنند. گفته مي‌شود يمن اولين جايي بود كه سعودي‌ها مستقل ورود كردند و تا حدي با امريكايي‌ها هماهنگ نبودند. شما اين مسئله را تا چه حد قبول داريد؟

اصلا اينطور نيست. مگر عربستان سعودي در حمله نظامي به بحرين با امريكايي‌ها از قبل هماهنگي داشت؟ اين اسرائيل است كه در اقدامات منطقه‌اي عربستان سعودي قدم به قدم راهنمايي و همكاري دارد و ماجراجويي‌هاي آل‌سعود را پيش مي‌برد. مگر در ماجرا‌جويي‌هاي عربستان سعودي در يمن نديديم كه اسرائيل اول تهمت عليه ايران در زمينه دست داشتن در مسائل يمن را در سطح بين‌المللي جا اندخت و راه را براي آغاز بمبباران‌هاي هوايي آل سعود هموار كرد؟ اسرائيل در تمام جزئيات آن عمليات دخالت داشته و دارد و اسرائيل در اين عمليات شبه‌جزيره‌اي سعودي‌ها با امريكايي‌ها هم كاري نداشته و ندارد. كساني كه مي‌گويند عربستان مستقل شده است، منظورشان قطعاً اشاره به فرمانبرداري آل‌سعود از اسرائيل به جاي امريكاست و آنها اين وضع را در استقلال عملكرد عربستان سعودي نسبت به امريكا مي‌پندارند.
 

منبع :روزنامه جوان

چرا با عربستان تعارف دارید؟!/بدانید که ضعیف و تسلیم‌پذیری طرف مقابل را جدی‌تر می‌کند!

خرید بک لینک

بازی

نگاهی به اظهارات اخیر «سرگئی لاوروف» درباره رویکرد جدید در سیاست خارجه روسیه/ چرا پوتین ضدآمریکایی تر خواهد شد؟

نگاهی به اظهارات اخیر «سرگئی لاوروف» درباره رویکرد جدید در سیاست خارجه روسیه/ چرا پوتین ضدآمریکایی تر خواهد شد؟

“گروه بین الملل جهان نیوز” ـ  سایه قدرت پوتین بر روسیه به اواسط دهه دوم  رسیده است. وی دو دوره قبلا رییس جمهور روسیه بود و بعد از آن هم در یک دوره چهارساله مدودوف که نفر دوم وی و ادامه قدرت او محسوب می شد، رییس جمهور سوریه گردید و اینک نیز بلافاصله وی در دوره سوم ریاست جمهوری خود در روسیه قدرت را بدست دارد.

همین پانزده سال به خوبی برای بررسی کارنامه پوتین کافیست تا همه خط مشی و راهبردهای پیدا و پنهان وی را بتوان در موضوعات کلان و راهبردی امروز جهان نمایان کرد. پوتین ضمن تحکیم ارتباط و تعامل با غرب تلاش کرد همواره در کنار این تعامل یک چهره ضد غربی نیز از خود به نمایش بگذارد. استفاده پوتین از ابزار جنگ برای رسیدن به خواسته هایش نشان می دهد که بازگشت به اقتدار دوران شوروی برای وی یک خواسته حقیقی است. حضور نظامی در جزیره کریمه و ایستادگی در برابر اروپا و آمریکا علی رغم تحریم های اقتصادی نشان داد پوتین برای گسترش وضعیت ژئوپولتیک کشورش آماده ریسک و جهش است. این خواسته با حضور نیروی هوایی و دریایی روسیه در سوریه، برای همه تحلیلگران بیش از پیش نمایان شد که روسیه می خواهد رفتارهای یک ابرقدرت شرقی را به نمایش بگذارد و نمی خواهد در عرصه توسعه غرب در مناطقی همچون خاورمیانه – که اهمیت آن کمتر از قفقاز برای روسیه است- تنها یک نظاره گر باشد.

با این وجود همواره این گمانه درباره رفتارهای دولت روسیه در میان تحلیلگران وجود داشته که روسیه گرچه در پرونده های همچون سوریه بیش از حد تصور حاضر به بازیگری شده ولی در نهایت به دنبال معامله نهایی و کسب امتیازات بزرگتر از آمریکا و غرب است. همین مساله در طول سالها مذاکرات هسته ای ایران و گروه 1+5 و ارزیابی رفتار دولت روسیه نیز این گمانه را تقویت کرده که روسیه به دنبال امتیاز گیری از دو طرف بوده و نهایتا با بسیاری از خواسته های آمریکا در این پرونده همراهی می کند. به همین دلیل رفتارهای ضدغربی و آمریکایی پوتین را صرفا اقدامات تاکتیکی و نه استراتژیک تفسیر می کنند.

با این وجود  اظهارات اخیر «سرگئی لاوروف»، وزیر خارجه روسیه، که از رویکرد جدید برای سیاست خارجه این کشور سخن گفت، بسیار مهم و راهبردی است.

وزیر خارجه روسیه ضمن اعلام آنکه مسکو در حال رسیدن به مفهوم جدیدی برای سیاست خارجه خود است که بیانگر گذار کنونی به سوی یک جهان چندقطبی خواهد بود، گفت: روند این جهان به‌گونه‌ای است که چالش‌های جدیدی را بر سر راه تمام قدرت‌های جهان قرار می‌دهد.

به گزارش راشاتودی، سرگئی لاوروف وزیر امور خارجه روسیه، در جریان نشست شورای سیاست‌های خارجی و دفاعی گفت: وضعیت بین‌المللی همچنان تلفیقی و مناقشه‌آمیز است، با توجه به این مسئله یک روند و گرایش مشترک مشاهده شده است. ما در حال جابه‌جایی از جهانی با یک قدرت مرکزی به سوی جهانی چندقطبی و چندمحوری هستیم.

وی افزود: ما در تلاشیم این گرایش و روند را در اسناد عقیدتی اساسی خودمان از جمله استراتژی امنیت ملی روسیه و مفهوم سیاست خارجه‌اش به نمایش بگذاریم. لاوروف توضیح داد: گذار به سوی معماری چندمحوری در حالت ایده‌آل باید بر مبنای اثر متقابل قدرت‌های مرکزی پیشرو با هدف دستیابی به راه‌حل‌های مشترک برای مشکلات جهانی باشد. بااین‌حال، وی تأکید کرد: مسکو تردیدی ندارد تغییر جهت به سوی جهانی چندقطبی آسان یا سریع خواهد بود. این دیدگاه مشترک میان بسیاری از کشورهاست؛ اگرچه مانند همه مراحل گذشته تاریخ، هیچ چیز اتوماتیکی درباره امور بین‌المللی وجود ندارد. هیچ تضمینی وجود ندارد که تغییر مسیر مثبتی رخ خواهد داد. لاوروف افزود: حتی با وجود حمایت بین‌المللی و جهانی، تغییر جهت از جهانی با یک محور به سوی جهانی چندقطبی، وظیفه‌ای بسیار دشوار خواهد بود و نیازمند خط جدید مسئولیت‌پذیری، خرد و حسن‌نیت سیاسی از سوی همه بازیکنان خواهد بود. وزیر امور خارجه روسیه ادامه داد: اما در شرایطی که فلسفه همکاری برابر در راستای تضمین مدیریت جهانی مؤثر با مقاومت و مخالفت شرکای غربی‌مان مواجه شده، موانع در این راه متعدد خواهد بود.

از اظهارات راهبردی لارووف این مسئله را به خوبی می توان فهمید که اساسی ترین محاسبه روسیه در سیاست خارجه جدیدش بر این پایه است که این کشور به لحاظ راهبردی تحولات بین الملی را در سطح جهان در حال گذر از جهان تک قطبی به جهان چند قطبی می داند. همین محاسبه راهبردی روسیه را بیش از پیش مشتاق به نقش آفرینی در تحولات جهان و رویکرد ضد آمریکایی با هدف گرفتن امتیاز و سهیم شدن در راه حل های منطقه ای و بین المللی می کند. پوتین ظاهرا بیش از هر کس دیگری در کشورش به این مسئله اعتقاد دارد که روسیه در دوره گذار باید برای پایدار ماندن در جهان چند قطبی آینده با تحکیم رویکرد ضد آمریکایی و نهایتا تعامل از سر سهم برابر و نه قناعت به گرفتن برخی امتیازات مهیا شود.

این رویکرد تاکتیکی هم نیست زیرا لاروف به صراحت تاکید دارد که  ضمن درک این دوره گذار در تلاش هستند که این گرایش و روند را در اسناد عقیدتی اساسی روسیه ازجمله استراتژی امنیت ملی این کشور و مفهوم سیاست خارجه‌اش به نمایش بگذارند.

نگاهی به اظهارات اخیر «سرگئی لاوروف» درباره رویکرد جدید در سیاست خارجه روسیه/ چرا پوتین ضدآمریکایی تر خواهد شد؟

“گروه بین الملل جهان نیوز” ـ  سایه قدرت پوتین بر روسیه به اواسط دهه دوم  رسیده است. وی دو دوره قبلا رییس جمهور روسیه بود و بعد از آن هم در یک دوره چهارساله مدودوف که نفر دوم وی و ادامه قدرت او محسوب می شد، رییس جمهور سوریه گردید و اینک نیز بلافاصله وی در دوره سوم ریاست جمهوری خود در روسیه قدرت را بدست دارد.

همین پانزده سال به خوبی برای بررسی کارنامه پوتین کافیست تا همه خط مشی و راهبردهای پیدا و پنهان وی را بتوان در موضوعات کلان و راهبردی امروز جهان نمایان کرد. پوتین ضمن تحکیم ارتباط و تعامل با غرب تلاش کرد همواره در کنار این تعامل یک چهره ضد غربی نیز از خود به نمایش بگذارد. استفاده پوتین از ابزار جنگ برای رسیدن به خواسته هایش نشان می دهد که بازگشت به اقتدار دوران شوروی برای وی یک خواسته حقیقی است. حضور نظامی در جزیره کریمه و ایستادگی در برابر اروپا و آمریکا علی رغم تحریم های اقتصادی نشان داد پوتین برای گسترش وضعیت ژئوپولتیک کشورش آماده ریسک و جهش است. این خواسته با حضور نیروی هوایی و دریایی روسیه در سوریه، برای همه تحلیلگران بیش از پیش نمایان شد که روسیه می خواهد رفتارهای یک ابرقدرت شرقی را به نمایش بگذارد و نمی خواهد در عرصه توسعه غرب در مناطقی همچون خاورمیانه – که اهمیت آن کمتر از قفقاز برای روسیه است- تنها یک نظاره گر باشد.

با این وجود همواره این گمانه درباره رفتارهای دولت روسیه در میان تحلیلگران وجود داشته که روسیه گرچه در پرونده های همچون سوریه بیش از حد تصور حاضر به بازیگری شده ولی در نهایت به دنبال معامله نهایی و کسب امتیازات بزرگتر از آمریکا و غرب است. همین مساله در طول سالها مذاکرات هسته ای ایران و گروه 1+5 و ارزیابی رفتار دولت روسیه نیز این گمانه را تقویت کرده که روسیه به دنبال امتیاز گیری از دو طرف بوده و نهایتا با بسیاری از خواسته های آمریکا در این پرونده همراهی می کند. به همین دلیل رفتارهای ضدغربی و آمریکایی پوتین را صرفا اقدامات تاکتیکی و نه استراتژیک تفسیر می کنند.

با این وجود  اظهارات اخیر «سرگئی لاوروف»، وزیر خارجه روسیه، که از رویکرد جدید برای سیاست خارجه این کشور سخن گفت، بسیار مهم و راهبردی است.

وزیر خارجه روسیه ضمن اعلام آنکه مسکو در حال رسیدن به مفهوم جدیدی برای سیاست خارجه خود است که بیانگر گذار کنونی به سوی یک جهان چندقطبی خواهد بود، گفت: روند این جهان به‌گونه‌ای است که چالش‌های جدیدی را بر سر راه تمام قدرت‌های جهان قرار می‌دهد.

به گزارش راشاتودی، سرگئی لاوروف وزیر امور خارجه روسیه، در جریان نشست شورای سیاست‌های خارجی و دفاعی گفت: وضعیت بین‌المللی همچنان تلفیقی و مناقشه‌آمیز است، با توجه به این مسئله یک روند و گرایش مشترک مشاهده شده است. ما در حال جابه‌جایی از جهانی با یک قدرت مرکزی به سوی جهانی چندقطبی و چندمحوری هستیم.

وی افزود: ما در تلاشیم این گرایش و روند را در اسناد عقیدتی اساسی خودمان از جمله استراتژی امنیت ملی روسیه و مفهوم سیاست خارجه‌اش به نمایش بگذاریم. لاوروف توضیح داد: گذار به سوی معماری چندمحوری در حالت ایده‌آل باید بر مبنای اثر متقابل قدرت‌های مرکزی پیشرو با هدف دستیابی به راه‌حل‌های مشترک برای مشکلات جهانی باشد. بااین‌حال، وی تأکید کرد: مسکو تردیدی ندارد تغییر جهت به سوی جهانی چندقطبی آسان یا سریع خواهد بود. این دیدگاه مشترک میان بسیاری از کشورهاست؛ اگرچه مانند همه مراحل گذشته تاریخ، هیچ چیز اتوماتیکی درباره امور بین‌المللی وجود ندارد. هیچ تضمینی وجود ندارد که تغییر مسیر مثبتی رخ خواهد داد. لاوروف افزود: حتی با وجود حمایت بین‌المللی و جهانی، تغییر جهت از جهانی با یک محور به سوی جهانی چندقطبی، وظیفه‌ای بسیار دشوار خواهد بود و نیازمند خط جدید مسئولیت‌پذیری، خرد و حسن‌نیت سیاسی از سوی همه بازیکنان خواهد بود. وزیر امور خارجه روسیه ادامه داد: اما در شرایطی که فلسفه همکاری برابر در راستای تضمین مدیریت جهانی مؤثر با مقاومت و مخالفت شرکای غربی‌مان مواجه شده، موانع در این راه متعدد خواهد بود.

از اظهارات راهبردی لارووف این مسئله را به خوبی می توان فهمید که اساسی ترین محاسبه روسیه در سیاست خارجه جدیدش بر این پایه است که این کشور به لحاظ راهبردی تحولات بین الملی را در سطح جهان در حال گذر از جهان تک قطبی به جهان چند قطبی می داند. همین محاسبه راهبردی روسیه را بیش از پیش مشتاق به نقش آفرینی در تحولات جهان و رویکرد ضد آمریکایی با هدف گرفتن امتیاز و سهیم شدن در راه حل های منطقه ای و بین المللی می کند. پوتین ظاهرا بیش از هر کس دیگری در کشورش به این مسئله اعتقاد دارد که روسیه در دوره گذار باید برای پایدار ماندن در جهان چند قطبی آینده با تحکیم رویکرد ضد آمریکایی و نهایتا تعامل از سر سهم برابر و نه قناعت به گرفتن برخی امتیازات مهیا شود.

این رویکرد تاکتیکی هم نیست زیرا لاروف به صراحت تاکید دارد که  ضمن درک این دوره گذار در تلاش هستند که این گرایش و روند را در اسناد عقیدتی اساسی روسیه ازجمله استراتژی امنیت ملی این کشور و مفهوم سیاست خارجه‌اش به نمایش بگذارند.

نگاهی به اظهارات اخیر «سرگئی لاوروف» درباره رویکرد جدید در سیاست خارجه روسیه/ چرا پوتین ضدآمریکایی تر خواهد شد؟

فروش بک لینک

اس ام اس جدید

چرا روسیه از گزینه ریاست جهموری حزب الله حمایت می کند؟

چرا روسیه از گزینه ریاست جهموری حزب الله حمایت می کند؟

“گروه بین الملل جهان نیوز” ـ  بر اساس خبری که شبکه «ال بی سی» منتشر کرده منابع ارشد وابسته به جریان «8 مارس» لبنان اعلام کردند حزب الله از طرف مسئولان روسی پیامی دریاف کرده اند که مسکو از گزینه مد نظر حزب الله برای ریاست جمهوری لبنان حمایت می کند.

از چند ماه قبل تکلیف ریاست جمهوری لبنان به علت اختلاف گروه های مختلف سیاسی در این کشور نامشخص بوده و به همین دلیل ضمن ایجاد یک خلا سیاسی در بیروت، به صورت طبیعی پارلمان این کشور نیز دچار مشکلات جدی شده است.

کارشناسان معتقدند کارشکنی های جریان 14 مارس که مورد حمایت عربستان سعودی بوده دلیل اصلی عدم توافق سیاسی در لبنان برای ریاست جمهوری است.

اما چرا روسیه از گزینه حزب الله در لبنان حمایت می کند؟

در این باره به نکات ذیل توجه بفرمایید:

الف: روسیه هم اینک با ایران و حزب الله در سوریه در یک جبهه قرار دارد. از سویی تحولات لبنان همواره تاثیر مستقیمی در صحنه سوریه داشته است. به همین دلیل طبیعی بوده که روسیه از گزینه حزب الله در لبنان اعلام حمایت کند. برای منافع روسیه در سوریه امروز پذیرفته نیست که یکی از متحدینش در محیط داخلی خود تضعیف شود.

ب: از سوی دیگر این مسئله به خوبی نشان می دهد که  حزب الله طی دو سال اخیر پس از ورود به تحولات سوریه به یک سطح  بین المللی ارتقا پیدا کرده که کشوری همانند روسیه را نیز متقاعد به حمایت سیاسی از خود کرده است. شاید به بتوان گفت که حزب الله در دو سال اخیر یک ارتقا بین المللی بسیار جدی پیدا کرده که همین مسئله شرایط را برای جلب حمایت های بین المللی را در محیط داخلی لبنان از این گروه افزایش داده است.

ج: عربستان در یکسال اخیر به علت فشار به روسیه در پرونده سوریه و کمک به آمریکا و اروپا در پرونده اوکراین قیمت جهانی نفت را کاهش داده است. به همین دلیل روسیه برای فشار به عربستان در پرونده لبنان انگیزه های جدی دارد. ضمن اینکه همواره گزینه های مورد حمایت عربستان در لبنان در خدمت و در راستای غرب حرکت خواهند کرد تا در مسیر همسو با کشورهای همچون روسیه.

د: در یک نگاه راهبردی روسیه به نظر می رسد که تصمیم گرفته همسویی با محور مقاومت به رهبری ایران را تقویت کند و مدل های همچون سوریه را این بار در لبنان به طریقی دیگری پیگیری کند. در اینکه این اقدام روسیه را باید یک اتفاق استراتژیک یا تاکتیکی محسوب کرد، شاید چندان مورد بحث نباشد ولی آنچه مسلم است این بوده که پوتین برای ادامه بسط نفوذ منطقه ای خود در خاورمیانه به همسویی با ایران، حزب الله و سوریه نیازمند است.

چرا روسیه از گزینه ریاست جهموری حزب الله حمایت می کند؟

“گروه بین الملل جهان نیوز” ـ  بر اساس خبری که شبکه «ال بی سی» منتشر کرده منابع ارشد وابسته به جریان «8 مارس» لبنان اعلام کردند حزب الله از طرف مسئولان روسی پیامی دریاف کرده اند که مسکو از گزینه مد نظر حزب الله برای ریاست جمهوری لبنان حمایت می کند.

از چند ماه قبل تکلیف ریاست جمهوری لبنان به علت اختلاف گروه های مختلف سیاسی در این کشور نامشخص بوده و به همین دلیل ضمن ایجاد یک خلا سیاسی در بیروت، به صورت طبیعی پارلمان این کشور نیز دچار مشکلات جدی شده است.

کارشناسان معتقدند کارشکنی های جریان 14 مارس که مورد حمایت عربستان سعودی بوده دلیل اصلی عدم توافق سیاسی در لبنان برای ریاست جمهوری است.

اما چرا روسیه از گزینه حزب الله در لبنان حمایت می کند؟

در این باره به نکات ذیل توجه بفرمایید:

الف: روسیه هم اینک با ایران و حزب الله در سوریه در یک جبهه قرار دارد. از سویی تحولات لبنان همواره تاثیر مستقیمی در صحنه سوریه داشته است. به همین دلیل طبیعی بوده که روسیه از گزینه حزب الله در لبنان اعلام حمایت کند. برای منافع روسیه در سوریه امروز پذیرفته نیست که یکی از متحدینش در محیط داخلی خود تضعیف شود.

ب: از سوی دیگر این مسئله به خوبی نشان می دهد که  حزب الله طی دو سال اخیر پس از ورود به تحولات سوریه به یک سطح  بین المللی ارتقا پیدا کرده که کشوری همانند روسیه را نیز متقاعد به حمایت سیاسی از خود کرده است. شاید به بتوان گفت که حزب الله در دو سال اخیر یک ارتقا بین المللی بسیار جدی پیدا کرده که همین مسئله شرایط را برای جلب حمایت های بین المللی را در محیط داخلی لبنان از این گروه افزایش داده است.

ج: عربستان در یکسال اخیر به علت فشار به روسیه در پرونده سوریه و کمک به آمریکا و اروپا در پرونده اوکراین قیمت جهانی نفت را کاهش داده است. به همین دلیل روسیه برای فشار به عربستان در پرونده لبنان انگیزه های جدی دارد. ضمن اینکه همواره گزینه های مورد حمایت عربستان در لبنان در خدمت و در راستای غرب حرکت خواهند کرد تا در مسیر همسو با کشورهای همچون روسیه.

د: در یک نگاه راهبردی روسیه به نظر می رسد که تصمیم گرفته همسویی با محور مقاومت به رهبری ایران را تقویت کند و مدل های همچون سوریه را این بار در لبنان به طریقی دیگری پیگیری کند. در اینکه این اقدام روسیه را باید یک اتفاق استراتژیک یا تاکتیکی محسوب کرد، شاید چندان مورد بحث نباشد ولی آنچه مسلم است این بوده که پوتین برای ادامه بسط نفوذ منطقه ای خود در خاورمیانه به همسویی با ایران، حزب الله و سوریه نیازمند است.

چرا روسیه از گزینه ریاست جهموری حزب الله حمایت می کند؟

فروش بک لینک

چرا داعش بین مردم موصل خمپاره‌انداز می‌گذارد؟

چرا داعش بین مردم موصل خمپاره‌انداز می‌گذارد؟

به گزارش جهان، هزاران تن از ساکنان موصل، برای این که داعش در برابر نیروهای عراقی از آن ها به عنوان سپر انسانی استفاده نکند، به سمت منطقه مخمور گریختند.

به گزارش انتخاب؛ در آستانۀ عملیات نظامی نیروهای عراقی برای بازپس گیری موصل از گروه تروریستی داعش، دستکم 400 خانواده از روستاهای خربردان، کودیله و مهانه به سمت مخمور از مناطق استان موصل، فرار کردند.

یکی از آوارگان دربارۀ علت ترک موصل به خبرنگار شبکه العالم گفت: داعش، از ما به عنوان سپر انسانی استفاده می کند. عناصر مسلح این گروه، میان ساکنان شهر می آیند و خمپاره اندازهای خود را نصب می کنند و می روند. برای آن ها ما حکم گوسفند داریم.

یکی دیگر از آوارگان گفت: روستای ما بمباران می شد و تعدادی زیادی غیرنظامی کشته شدند. ارتش عراق برای ما آغوش گشوده بود، به همین سبب خودروها و اموال و همه چیزمان را رها کردیم و از روستا خارج شدیم.

یکی دیگر از آوارگان گفت: ما عشیرۀ الحیادره از قبیلۀ السبعاویه هستیم. ارتش عراق به روستای ما که روستای خیربردانن است، آمد و با آزاد کردن آن از چنگ داعش، ما را به مناطق امن منتقل کرد.

یکی از آوارگان نیز از مصایبی گفت که داعش بر سر آن ها آورد و تاکید کرد: عناصر مسلح داعش، بلاهای زیادی بر سرمان آوردند، نه تنها ما بلکه حتی چارپایانمان هم از شر آن ها ایمان نبودند، آن ها همه جا را مین گذاری کردند.

دولت محلی در استان نینوا، طرحی برای اسکان و پذیرش آوارگان درنظر گرفت و گذرگاه هایی امن برای آنان ایجاد کرد و چادرهایی برایشان برپا کرد.

“علی عباس” رئیس نمایندگی وزارت هجرت در منطقه کردستان در این خصوص به شبکه العالم گفت: ما از همان ابتدا در این مناطق مستقر شدیم و به تامین مواد غذایی و امدادرسانی و داروهای ضروری برای مردم پرداختیم.

“خالد یونس البیاتی” مدیرکل بهداشت نینوا نیز به شبکه العالم گفت: کسانی را که به درمان های سرپایی نیاز داشتند درمان کردیم و کسانی که نیاز به درمان های بیشتر داشتند را به بیمارستان های نینوا منتقل کردیم.

آوارگان، در منطقه مخمور در جایگاهی که برای پناه دادن به آوارگان ایجاد شده است، پذیرش شدند تا وزارت هجرت و مهاجران، به موقع نیازهای دیگرِ آنان را برآورده سازد.

* العالم

چرا داعش بین مردم موصل خمپاره‌انداز می‌گذارد؟

به گزارش جهان، هزاران تن از ساکنان موصل، برای این که داعش در برابر نیروهای عراقی از آن ها به عنوان سپر انسانی استفاده نکند، به سمت منطقه مخمور گریختند.

به گزارش انتخاب؛ در آستانۀ عملیات نظامی نیروهای عراقی برای بازپس گیری موصل از گروه تروریستی داعش، دستکم 400 خانواده از روستاهای خربردان، کودیله و مهانه به سمت مخمور از مناطق استان موصل، فرار کردند.

یکی از آوارگان دربارۀ علت ترک موصل به خبرنگار شبکه العالم گفت: داعش، از ما به عنوان سپر انسانی استفاده می کند. عناصر مسلح این گروه، میان ساکنان شهر می آیند و خمپاره اندازهای خود را نصب می کنند و می روند. برای آن ها ما حکم گوسفند داریم.

یکی دیگر از آوارگان گفت: روستای ما بمباران می شد و تعدادی زیادی غیرنظامی کشته شدند. ارتش عراق برای ما آغوش گشوده بود، به همین سبب خودروها و اموال و همه چیزمان را رها کردیم و از روستا خارج شدیم.

یکی دیگر از آوارگان گفت: ما عشیرۀ الحیادره از قبیلۀ السبعاویه هستیم. ارتش عراق به روستای ما که روستای خیربردانن است، آمد و با آزاد کردن آن از چنگ داعش، ما را به مناطق امن منتقل کرد.

یکی از آوارگان نیز از مصایبی گفت که داعش بر سر آن ها آورد و تاکید کرد: عناصر مسلح داعش، بلاهای زیادی بر سرمان آوردند، نه تنها ما بلکه حتی چارپایانمان هم از شر آن ها ایمان نبودند، آن ها همه جا را مین گذاری کردند.

دولت محلی در استان نینوا، طرحی برای اسکان و پذیرش آوارگان درنظر گرفت و گذرگاه هایی امن برای آنان ایجاد کرد و چادرهایی برایشان برپا کرد.

“علی عباس” رئیس نمایندگی وزارت هجرت در منطقه کردستان در این خصوص به شبکه العالم گفت: ما از همان ابتدا در این مناطق مستقر شدیم و به تامین مواد غذایی و امدادرسانی و داروهای ضروری برای مردم پرداختیم.

“خالد یونس البیاتی” مدیرکل بهداشت نینوا نیز به شبکه العالم گفت: کسانی را که به درمان های سرپایی نیاز داشتند درمان کردیم و کسانی که نیاز به درمان های بیشتر داشتند را به بیمارستان های نینوا منتقل کردیم.

آوارگان، در منطقه مخمور در جایگاهی که برای پناه دادن به آوارگان ایجاد شده است، پذیرش شدند تا وزارت هجرت و مهاجران، به موقع نیازهای دیگرِ آنان را برآورده سازد.

* العالم

چرا داعش بین مردم موصل خمپاره‌انداز می‌گذارد؟

خرید بک لینک

چرا به «حله» شهر امام حسن(ع) می‌گویند

چرا به «حله» شهر امام حسن(ع) می‌گویند

به گزارش جهان به نقل از فارس، «حِلّه» شهری در بخش مرکزی عراق است که در اواخر قرن پنجم نزدیک ویرانه‌های شهر قدیم بابِل بنا شده و در همسایگی شهرهای کوفه و نجف قرار دارد.
 
 
 
معجزه «ردالشمس»‌ (بازگشت خورشید پس از غروب) نیز در این منطقه رخ داده و اکنون مسجد و مقامی به همین نام در آن قرار دارد.
 
به گفته حسن علی الحلی از شخصیت‌های محلی، در نیمه قرن بیستم میلادی، مرجعیت شیعه شهر حله را شهر امام حسن علیه السلام نام نهاد.
 
دلایلی نیز برای این موضوع بیان شده، از جمله اینکه آرامگاه ابراهیم بن عبدالله المحض بن الحسن المثنی فرزند امام حسن مجتبی علیه السلام در این شهر است. وی عالمی شجاع بود که در سال ۱۴۵ هجری علیه ابوجعفر منصور قیام کرد و به شهادت رسید.
 
سرسبز بودن حله و تعلق رنگ سبز به سادات حسنی نیز یکی دیگر از وجوه نسبت‌دادن حله به امام حسن(ع) است. همچنین حله را تکمیل‌کننده ضلع سوم مثلث کربلا و نجف است.
 
یکی دیگر از دلایلی که بر این نامگذاری اقامه می‌شود،‌ بخشندگی مردم حله است که این جود و کرم را از امام حسن مجتبی(ع) آموخته‌اند.
 
همچنین مزار دو تن از برادران ناتنی امام حسن(ع) به نام‌های «بکر (ابوبکر) بن علی» و «عمران بن علی» نیز در این شهر واقع شده است. گفته شده عمران در جنگ نهروان مجروح شد و هنگام انتقال به کوفه در نزدیکی حله به شهادت رسید.
 
 
 
نامگذاری حله به شهر امام حسن مجتبی(ع) جشنواره‌ای به همین نام را رقم زده است. تاکنون هشت دوره جشنواره سالانه امام حسن مجتبی(ع) در این شهر برپا شده و نیمه ماه رمضان امسال (سالروز ولادت کریمه اهل‌بیت) نیز نهمین دوره آن برگزار می‌شود.
 
بیان دلایل مواضع امام حسن(ع) مقابل معاویه، بیان اهمیت تربیت حسنی و گسترش حُسن اخلاق از اهداف این جشنواره پژوهشی است.

چرا به «حله» شهر امام حسن(ع) می‌گویند

به گزارش جهان به نقل از فارس، «حِلّه» شهری در بخش مرکزی عراق است که در اواخر قرن پنجم نزدیک ویرانه‌های شهر قدیم بابِل بنا شده و در همسایگی شهرهای کوفه و نجف قرار دارد.
 
 
 
معجزه «ردالشمس»‌ (بازگشت خورشید پس از غروب) نیز در این منطقه رخ داده و اکنون مسجد و مقامی به همین نام در آن قرار دارد.
 
به گفته حسن علی الحلی از شخصیت‌های محلی، در نیمه قرن بیستم میلادی، مرجعیت شیعه شهر حله را شهر امام حسن علیه السلام نام نهاد.
 
دلایلی نیز برای این موضوع بیان شده، از جمله اینکه آرامگاه ابراهیم بن عبدالله المحض بن الحسن المثنی فرزند امام حسن مجتبی علیه السلام در این شهر است. وی عالمی شجاع بود که در سال ۱۴۵ هجری علیه ابوجعفر منصور قیام کرد و به شهادت رسید.
 
سرسبز بودن حله و تعلق رنگ سبز به سادات حسنی نیز یکی دیگر از وجوه نسبت‌دادن حله به امام حسن(ع) است. همچنین حله را تکمیل‌کننده ضلع سوم مثلث کربلا و نجف است.
 
یکی دیگر از دلایلی که بر این نامگذاری اقامه می‌شود،‌ بخشندگی مردم حله است که این جود و کرم را از امام حسن مجتبی(ع) آموخته‌اند.
 
همچنین مزار دو تن از برادران ناتنی امام حسن(ع) به نام‌های «بکر (ابوبکر) بن علی» و «عمران بن علی» نیز در این شهر واقع شده است. گفته شده عمران در جنگ نهروان مجروح شد و هنگام انتقال به کوفه در نزدیکی حله به شهادت رسید.
 
 
 
نامگذاری حله به شهر امام حسن مجتبی(ع) جشنواره‌ای به همین نام را رقم زده است. تاکنون هشت دوره جشنواره سالانه امام حسن مجتبی(ع) در این شهر برپا شده و نیمه ماه رمضان امسال (سالروز ولادت کریمه اهل‌بیت) نیز نهمین دوره آن برگزار می‌شود.
 
بیان دلایل مواضع امام حسن(ع) مقابل معاویه، بیان اهمیت تربیت حسنی و گسترش حُسن اخلاق از اهداف این جشنواره پژوهشی است.

چرا به «حله» شهر امام حسن(ع) می‌گویند

خرید بک لینک

چرا آیت‌الله هاشمی به جلسه حزب جمهوری نرفت؟

به گزارش نامه نیوز،آیت الله هاشمی در خاطره نویسی خود از ۲۹ اسفند سال ۱۳۶۳ می نویسد؛

جلسه‌ علنی‌ داشتیم‌. در تنفس‌ و قبل‌ از جلسه‌، به‌ شکایات‌ نمایندگان‌ درباره‌ اشکالات‌ انتخابات‌گوش‌ دادم‌. ظهر در دفترم‌ چند ملاقات‌ انجام‌ شد. عصر به‌ جلسه‌ شورای‌ مرکزی‌ حزب‌ [جمهوری‌اسلامی‌] نرفتم‌؛ به‌ جهت‌ کمی‌ علاقه‌ و هم‌ به‌ خاطر کار زیادی‌ که‌ داشتم‌. آقایان‌ [مسیح‌] مهاجری‌ و [سیدمحمدرضا]بهشتی‌ آمدند و درباره‌ یک‌ بعدی‌ شدن‌ حزب‌ جمهوری‌ اسلامی‌ حرف‌ داشتند.شب‌ را در مجلس‌ ماندم‌.

[del.icio.us] [Facebook] [Google] [Technorati] [Twitter] [Yahoo!] [Email]

مد روز

هنر