روایت دهباشی از عملیات شهادت طلبانه مستند ساز مشهور
| به گزارش جهان، حسین دهباشی کارگردان مستند انتخاباتی حسن روحانی در انتخابات سال 92 نوشت:
امشب بالاخره حُکمِ «دادگاهِ جنایتکارانِ یوگسلاویِ سابق» در موردِ «قصّابِ بالکان» اعلام شُد.
انکار نمیکُنم که ترجیح میدادم تا «رادوان کارادزیچ» به بدترین و دردناکترین روشِ مُمکن «زجرکُش» میشُد تا اینجوری سوسولی و مسخره محکوم به چهلسال حبس! نه! زندان برای امثالِ او اصلا مجازاتِ عادلانهای نیست موجوداتی بینهایت پست و رذل و کثیف و به همان تعبیرِ «قرآن» از جنسِ «أُوْلَـئِکَ کَالأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ»
رییسجمهورِ سابقِ صربسکا گرچه برایِ خودش کُلّی*شاعرپیشه و روانپزشک و روشنفکر* بود و تحصیلکردهء دانشگاهِ مشهورِ کُلمبیا در منتهنِ نیویورک و شاید اگر جنگِ داخلی در «بوسنیوهرزگوین» رُخ نمیداد الان در صفحاتِ مجازیاش شونصدهزار فرندِ نادیده و دلخسته داشت که در پایِ نظراتِ «اولترافمینیستی»اش جان فدا میکردند.
و البته… تا قبل از دستورِ او برایِ تجاوزهایِ دستجمعی و کُشتارِهمهء همهء هشتهزار زن و کودکِ تنها و غیرِ مُسلح در «سربرنیتسا» شهری مُسلماننشین که کلّیه مردانِ بالایِ چهارده سالاش با اعتماد به آتشبسِ پیشنهادیِ شورایِ امنیت و قولِ کُلاهآبیهایِ سازمانِملل از آن بیرون رفته بودند تا تنها چندساعتِ بعد خبرِ «بزرگترین و فجیعترین نسلکشی تاریخِ مُعاصرِ اروپا» به گوششان برسد.
آنروزها مثلِ همین الان نیروهایِ داوطلبِ بسیجی و سپاهیِ اعزامی از ایران و خیلی بیتجربهتر و کمامکاناتتر از حالا جزء معدود یاریرسانان به مُسلمانان و کرواتها شُدند پیش از آنکه آمریکاییها یکجورهایی مُتّحدِ دولتِ ما شوند در جنگِ با «چتنیک»هایِ صرب که از اوّل تا آخرش مستظهر به حمایتِ بیدریغِ ارتشِ روسیه بودند.
راستی! حالا شُما یادتان نمیآید همین آقایِ «احمدِجنّتی» که الان خیلیها از ایشان دلخورند و از بابِ همین دلخوری به انبوهِ شوخیهایِ در مورد ایشان حسابی میخندند و دل خُنک میکُنند از جُمله نگارنده! (در انتخاباتِ اخیرِ مجلسِ شورایِ اسلامی، ردِ صلاحیّتام فرمودند خُب!) آنموقعها تا چه حدِ محبوبِ دلِ قحطیزده و محاصرهشدهء بوسنیاییها بود به جهتِ سفری که به آنجا داشت و کمکهایِ گرچه ناچیز امّا دلگرمکُنندهای که از جانبِ مردمِ مظلومنوازِ ما برایشان بُرد.
و امّا بعد که اکنون شاید وقتِ افشاکردنِ «راز»ی باشد! که صاحبِ این قلم تا امشب در نهانیترین زاویهء دلِ خود پنهان کرده بود و نه جایی گفته و نه نوشته!
میدانید؟ روزهایِ سختی بود روزهایی خیلی سخت سختتر از آنکه فکرش را بکُنید صربها قدم به قدم جلو میآمدند و با اطمینان از سُکوت و همراهیِ پنهانِ همسایگانِ اروپایی در هر قدم جنایتهایی میکردند که زبان از گفتن و قلم از نوشتناش شرم دارد در سفر و به همراهِ آقایِ جنّتی چندنفر خبرنگارِ ایرانی هم آمده و بعد از رفتنِ او هم مانده بودند از جُمله خانُمِ ثقفی، محمدصدری، رضا بُرجی، شهید سیّدابراهیمِ اصغرزاده و یکی دیگر که اسماش را آخر میگویم!
در یکی از همان شبها و روزهایِ سخت که به گمانم همان وقتی بود که دُخترکِ زیبارویِ شانزدهسالهء تازه فرار کرده از اردوگاهِ اُسرا که به قولِ پزشکانِ بدون مرز بیش از هزاربار به او تجاوز شده بود خودش را پیشِ چشمِ همه و جلویِ قرارگاهِ نیروهایِ موسوم به پاسدارِ صُلح آتش زد آری همان شب تصمیم گرفته شُد که یکی از خبرنگارانِ ایرانی دست از جان بشوید و به بهانهء مُصاحبه خودش را به «رادوان کارادزیچ» برساند و در فُرصتی مناسب و با انفجارِ بُمبی که داخلِ دوربیناش بود او را به درک و هزارنفر انسانِ بیگناه و دستِ خالی را به آزادی و آرامش و خود را به شهادت رساند.
آب در دهانِ همه خُشک شُده بود! و هیچ کس دلاش را نداشت و تنها یکی بود که پا پیش گذاشت و برایِ اینکه دیگران شرمندهء ترسشان نشوند دلیل آورد که تنها کسی در میانِ جمع است که چهرهای با پوستِ سپید و چشمانِ آبی و مویِ بور و شبیهِ غربیها دارد و انگلیسی به لهجه و اصطلاحاتِ فاخرِ شرقِ آمریکایی صحبت میکُند و تازه تحصیلکرده «کُلمبیا» و هم دانشگاهیِ «رادوان کارادزیچ» است.
آن طرحِ ماجراجویانه و مومنانه و بشردوستانه البته و شاید که چه بهتر هرگز اجرا نشد و همینکه خبرش به تهران رسیده و گویا شخصِ آقایِ خامنهای اجازه نداد لغو و دیگر کسی از آن سُخنی نگفت تا امشب که یادِ همهء فداکاریهایِ بیدریغی و بیچشمداشتی که همه ما ایرانیان یکی کمتر و دیگری بیشتر برایِ همکیشانِ خود داشتهایم . اُفتادم و تنها داوطلبِ آن عملیاتِ محرمانه: «نادرِ طالبزاده»!
منبع:نسیم |
|
روایت دهباشی از عملیات شهادت طلبانه مستند ساز مشهور
| به گزارش جهان، حسین دهباشی کارگردان مستند انتخاباتی حسن روحانی در انتخابات سال 92 نوشت:
امشب بالاخره حُکمِ «دادگاهِ جنایتکارانِ یوگسلاویِ سابق» در موردِ «قصّابِ بالکان» اعلام شُد.
انکار نمیکُنم که ترجیح میدادم تا «رادوان کارادزیچ» به بدترین و دردناکترین روشِ مُمکن «زجرکُش» میشُد تا اینجوری سوسولی و مسخره محکوم به چهلسال حبس! نه! زندان برای امثالِ او اصلا مجازاتِ عادلانهای نیست موجوداتی بینهایت پست و رذل و کثیف و به همان تعبیرِ «قرآن» از جنسِ «أُوْلَـئِکَ کَالأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ»
رییسجمهورِ سابقِ صربسکا گرچه برایِ خودش کُلّی*شاعرپیشه و روانپزشک و روشنفکر* بود و تحصیلکردهء دانشگاهِ مشهورِ کُلمبیا در منتهنِ نیویورک و شاید اگر جنگِ داخلی در «بوسنیوهرزگوین» رُخ نمیداد الان در صفحاتِ مجازیاش شونصدهزار فرندِ نادیده و دلخسته داشت که در پایِ نظراتِ «اولترافمینیستی»اش جان فدا میکردند.
و البته… تا قبل از دستورِ او برایِ تجاوزهایِ دستجمعی و کُشتارِهمهء همهء هشتهزار زن و کودکِ تنها و غیرِ مُسلح در «سربرنیتسا» شهری مُسلماننشین که کلّیه مردانِ بالایِ چهارده سالاش با اعتماد به آتشبسِ پیشنهادیِ شورایِ امنیت و قولِ کُلاهآبیهایِ سازمانِملل از آن بیرون رفته بودند تا تنها چندساعتِ بعد خبرِ «بزرگترین و فجیعترین نسلکشی تاریخِ مُعاصرِ اروپا» به گوششان برسد.
آنروزها مثلِ همین الان نیروهایِ داوطلبِ بسیجی و سپاهیِ اعزامی از ایران و خیلی بیتجربهتر و کمامکاناتتر از حالا جزء معدود یاریرسانان به مُسلمانان و کرواتها شُدند پیش از آنکه آمریکاییها یکجورهایی مُتّحدِ دولتِ ما شوند در جنگِ با «چتنیک»هایِ صرب که از اوّل تا آخرش مستظهر به حمایتِ بیدریغِ ارتشِ روسیه بودند.
راستی! حالا شُما یادتان نمیآید همین آقایِ «احمدِجنّتی» که الان خیلیها از ایشان دلخورند و از بابِ همین دلخوری به انبوهِ شوخیهایِ در مورد ایشان حسابی میخندند و دل خُنک میکُنند از جُمله نگارنده! (در انتخاباتِ اخیرِ مجلسِ شورایِ اسلامی، ردِ صلاحیّتام فرمودند خُب!) آنموقعها تا چه حدِ محبوبِ دلِ قحطیزده و محاصرهشدهء بوسنیاییها بود به جهتِ سفری که به آنجا داشت و کمکهایِ گرچه ناچیز امّا دلگرمکُنندهای که از جانبِ مردمِ مظلومنوازِ ما برایشان بُرد.
و امّا بعد که اکنون شاید وقتِ افشاکردنِ «راز»ی باشد! که صاحبِ این قلم تا امشب در نهانیترین زاویهء دلِ خود پنهان کرده بود و نه جایی گفته و نه نوشته!
میدانید؟ روزهایِ سختی بود روزهایی خیلی سخت سختتر از آنکه فکرش را بکُنید صربها قدم به قدم جلو میآمدند و با اطمینان از سُکوت و همراهیِ پنهانِ همسایگانِ اروپایی در هر قدم جنایتهایی میکردند که زبان از گفتن و قلم از نوشتناش شرم دارد در سفر و به همراهِ آقایِ جنّتی چندنفر خبرنگارِ ایرانی هم آمده و بعد از رفتنِ او هم مانده بودند از جُمله خانُمِ ثقفی، محمدصدری، رضا بُرجی، شهید سیّدابراهیمِ اصغرزاده و یکی دیگر که اسماش را آخر میگویم!
در یکی از همان شبها و روزهایِ سخت که به گمانم همان وقتی بود که دُخترکِ زیبارویِ شانزدهسالهء تازه فرار کرده از اردوگاهِ اُسرا که به قولِ پزشکانِ بدون مرز بیش از هزاربار به او تجاوز شده بود خودش را پیشِ چشمِ همه و جلویِ قرارگاهِ نیروهایِ موسوم به پاسدارِ صُلح آتش زد آری همان شب تصمیم گرفته شُد که یکی از خبرنگارانِ ایرانی دست از جان بشوید و به بهانهء مُصاحبه خودش را به «رادوان کارادزیچ» برساند و در فُرصتی مناسب و با انفجارِ بُمبی که داخلِ دوربیناش بود او را به درک و هزارنفر انسانِ بیگناه و دستِ خالی را به آزادی و آرامش و خود را به شهادت رساند.
آب در دهانِ همه خُشک شُده بود! و هیچ کس دلاش را نداشت و تنها یکی بود که پا پیش گذاشت و برایِ اینکه دیگران شرمندهء ترسشان نشوند دلیل آورد که تنها کسی در میانِ جمع است که چهرهای با پوستِ سپید و چشمانِ آبی و مویِ بور و شبیهِ غربیها دارد و انگلیسی به لهجه و اصطلاحاتِ فاخرِ شرقِ آمریکایی صحبت میکُند و تازه تحصیلکرده «کُلمبیا» و هم دانشگاهیِ «رادوان کارادزیچ» است.
آن طرحِ ماجراجویانه و مومنانه و بشردوستانه البته و شاید که چه بهتر هرگز اجرا نشد و همینکه خبرش به تهران رسیده و گویا شخصِ آقایِ خامنهای اجازه نداد لغو و دیگر کسی از آن سُخنی نگفت تا امشب که یادِ همهء فداکاریهایِ بیدریغی و بیچشمداشتی که همه ما ایرانیان یکی کمتر و دیگری بیشتر برایِ همکیشانِ خود داشتهایم . اُفتادم و تنها داوطلبِ آن عملیاتِ محرمانه: «نادرِ طالبزاده»!
منبع:نسیم |
|
روایت دهباشی از عملیات شهادت طلبانه مستند ساز مشهور
دانلود فیلم جدید
دانلود فیلم خارجی
پناهیان: مثل یهودیها توبه کن! + فیلم
به گزارش جهان، حجت الاسلام علیرضا پناهیان در ویدئوی زیر ماجرای مسلمان شدن برخی یهودیهای مدینه را تعریف میکند.
ویدئو
متن کلیپ:
آیه نازل شد «النَّبِیُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ» (احزاب/6) پیامبر صاحبِ مردم است، صاحبِ داراییهای مردم است، نسبت به آنها اولی است؛ نسبت به خودشان، برای همه چیزشان اولی است. معنای این آیه این است که پیامبر(ص) «صاحب اختیار» آنها است. «النَّبِیُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ» حتی صاحب اختیارتر از خودشان.
یهودیهای مدینه در معرض اسلام بودند و میخواستند مسلمان شوند، نمیدانستند با این دعوت و با این پیامبر چه کنند؟
آمدند گفتند: یا رسول الله! معنای این آیه این است که ما هرچه در بیاوریم شما صاحب میشوید؟! «النَّبِیُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ» رسول خدا(ص) فرمودند: معنای این آیه این هست ولی منظور این آیه این نیست. گفتند: پس منظور چیست؟ فرمود: منظورش این است که پیامبر صاحب اختیار شما است، شما هرچه درآمد بهدست آوردی، میروی خرج میکنی و زندگی میکنی. پیامبر آنها را از تو نمیگیرد. اما هرجا کم آوردی پیغمبر هست، تو بیصاحب نیستی، برایت جبران میکند. (مَنْ تَرَکَ مَالًا فَلِوَرَثَتِهِ ــ وَ مَنْ تَرَکَ دَیْناً أَوْ ضَیَاعاً فَعَلَیَّ وَ إِلَیَّ؛ تفسیر قمی/2/176) (عَنْ أَبِیعَبْدِاللَّهِ(ع)، أَنَّ النَّبِیَّ(ص) قَالَ: أَنَا أَوْلَى بِکُلِّ مُؤْمِنٍ مِنْ نَفْسِهِ وَ عَلِیٌّ أَوْلَى بِهِ مِنْ بَعْدِی. فَقِیلَ لَهُ: مَا مَعْنَى ذَلِکَ؟ فَقَالَ: قَوْلُ النَّبِیِّ(ص): مَنْ تَرَکَ دَیْناً أَوْ ضَیَاعاً فَعَلَیَّ وَ مَنْ تَرَکَ مَالًا فَلِوَرَثَتِه؛ (کافی/1/406)
تا پیغمبر اکرم(ص) این تفسیر را بیان کرد، تمام یهودیهای دلپاک مدینه مسلمان شدند. (وَ قَالَ الصَّادِقُ(ع) وَ کَانَ إِسْلَامُ عَامَّةِ الْیَهُودِ بِهَذَا السَّبَبِ؛ تفسیر قمی/2/176)
هر کسی زندگیاش را خراب کرده، برود درِ خانۀ خدا همین جمله را تکرار کند: خدایا! من زدهام زندگی خودم را داغون کردهام، «ظَلَمْتُ نَفْسی» من خودم را زدهام، من خراب کردهام. چون میدانستم یک طرفدار دارم و آن تو هستی و تو قدرت مطلقه هستی و تو منتظر بودی من بیایم و خرابکاریهای خودم را بگویم تا جبران بکنی، حالا آمدهام بگویم. خدایا! میدانم که تو دشمن من نیستی که بخواهی حساب من را برسی، تو خدای من هستی، تو مولای من هستی.
من زدم زندگی خودم را خراب کردم، من حرف تو را گوش نکردم و چوبش را خوردم. حالا باید چهکار کنم؟ همۀ این راه را از اول بروم؟! کاری که امکان ندارد. برگردم از نوجوانی دوباره زندگی کنم بیایم جلو، امکانش هست؟! حتی اگر همین الآن به من یک سِنّی در دوران نوجوانی عنایت کنی، چه تضمینی هست که من برگردم، بتوانم کاری بکنم؟ خُوب، من همان هستم دیگر!
تو جبران کن….
منبع:تسنیم |
|
پناهیان: مثل یهودیها توبه کن! + فیلم
به گزارش جهان، حجت الاسلام علیرضا پناهیان در ویدئوی زیر ماجرای مسلمان شدن برخی یهودیهای مدینه را تعریف میکند.
ویدئو
متن کلیپ:
آیه نازل شد «النَّبِیُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ» (احزاب/6) پیامبر صاحبِ مردم است، صاحبِ داراییهای مردم است، نسبت به آنها اولی است؛ نسبت به خودشان، برای همه چیزشان اولی است. معنای این آیه این است که پیامبر(ص) «صاحب اختیار» آنها است. «النَّبِیُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ» حتی صاحب اختیارتر از خودشان.
یهودیهای مدینه در معرض اسلام بودند و میخواستند مسلمان شوند، نمیدانستند با این دعوت و با این پیامبر چه کنند؟
آمدند گفتند: یا رسول الله! معنای این آیه این است که ما هرچه در بیاوریم شما صاحب میشوید؟! «النَّبِیُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ» رسول خدا(ص) فرمودند: معنای این آیه این هست ولی منظور این آیه این نیست. گفتند: پس منظور چیست؟ فرمود: منظورش این است که پیامبر صاحب اختیار شما است، شما هرچه درآمد بهدست آوردی، میروی خرج میکنی و زندگی میکنی. پیامبر آنها را از تو نمیگیرد. اما هرجا کم آوردی پیغمبر هست، تو بیصاحب نیستی، برایت جبران میکند. (مَنْ تَرَکَ مَالًا فَلِوَرَثَتِهِ ــ وَ مَنْ تَرَکَ دَیْناً أَوْ ضَیَاعاً فَعَلَیَّ وَ إِلَیَّ؛ تفسیر قمی/2/176) (عَنْ أَبِیعَبْدِاللَّهِ(ع)، أَنَّ النَّبِیَّ(ص) قَالَ: أَنَا أَوْلَى بِکُلِّ مُؤْمِنٍ مِنْ نَفْسِهِ وَ عَلِیٌّ أَوْلَى بِهِ مِنْ بَعْدِی. فَقِیلَ لَهُ: مَا مَعْنَى ذَلِکَ؟ فَقَالَ: قَوْلُ النَّبِیِّ(ص): مَنْ تَرَکَ دَیْناً أَوْ ضَیَاعاً فَعَلَیَّ وَ مَنْ تَرَکَ مَالًا فَلِوَرَثَتِه؛ (کافی/1/406)
تا پیغمبر اکرم(ص) این تفسیر را بیان کرد، تمام یهودیهای دلپاک مدینه مسلمان شدند. (وَ قَالَ الصَّادِقُ(ع) وَ کَانَ إِسْلَامُ عَامَّةِ الْیَهُودِ بِهَذَا السَّبَبِ؛ تفسیر قمی/2/176)
هر کسی زندگیاش را خراب کرده، برود درِ خانۀ خدا همین جمله را تکرار کند: خدایا! من زدهام زندگی خودم را داغون کردهام، «ظَلَمْتُ نَفْسی» من خودم را زدهام، من خراب کردهام. چون میدانستم یک طرفدار دارم و آن تو هستی و تو قدرت مطلقه هستی و تو منتظر بودی من بیایم و خرابکاریهای خودم را بگویم تا جبران بکنی، حالا آمدهام بگویم. خدایا! میدانم که تو دشمن من نیستی که بخواهی حساب من را برسی، تو خدای من هستی، تو مولای من هستی.
من زدم زندگی خودم را خراب کردم، من حرف تو را گوش نکردم و چوبش را خوردم. حالا باید چهکار کنم؟ همۀ این راه را از اول بروم؟! کاری که امکان ندارد. برگردم از نوجوانی دوباره زندگی کنم بیایم جلو، امکانش هست؟! حتی اگر همین الآن به من یک سِنّی در دوران نوجوانی عنایت کنی، چه تضمینی هست که من برگردم، بتوانم کاری بکنم؟ خُوب، من همان هستم دیگر!
تو جبران کن….
منبع:تسنیم |
|
پناهیان: مثل یهودیها توبه کن! + فیلم
تلگرام
مجله اتومبیل
گلزنی ستاره بارسلونا برابر برزیل/ سوارز و نیمار کارت زرد گرفتند
برزیل که از اروگوئه پذیرایی میکرد، با دو گل کاستا و آگوستو از یاران سوارز پیش افتاد اما کاوانی و مهاجم بارسا کار را به تساوی کشاندند. سوارز گل دوم اروگوئه را به ثمر رساند تا تیمش از شکست فرار کند. مهاجم بارسا یک کارت زرد هم به همراه نیمار برزیلی دریافت کرد.
اروگوئه با ۱۰ امتیاز بعد از اکوادور در جایگاه دوم جدول قرار دارد. برزیل هم با دو امتیاز کمتر در مکان سوم ایستاده است.
گلزنی ستاره بارسلونا برابر برزیل/ سوارز و نیمار کارت زرد گرفتند
برزیل که از اروگوئه پذیرایی میکرد، با دو گل کاستا و آگوستو از یاران سوارز پیش افتاد اما کاوانی و مهاجم بارسا کار را به تساوی کشاندند. سوارز گل دوم اروگوئه را به ثمر رساند تا تیمش از شکست فرار کند. مهاجم بارسا یک کارت زرد هم به همراه نیمار برزیلی دریافت کرد.
اروگوئه با ۱۰ امتیاز بعد از اکوادور در جایگاه دوم جدول قرار دارد. برزیل هم با دو امتیاز کمتر در مکان سوم ایستاده است.