اعزام دانشگاهیان به عتبات آغاز شد

به گزارش جهان، محمدرضا فقیهی در گفت‌وگو با فارس، در خصوص اعزام دانشگاهیان به عتبات گفت: امروز نخستین کاروان‌های دانشگاهیان از استان‌های کرمان، کردستان و آذربایجان غربی به عتبات عالیات اعزام شدند.

رئیس ستاد عمره و عتبات دانشگاهیان ادامه داد: امروز 3 کاروان 40 نفره که در مجموع 120 نفر می‌شوند از دانشگاهیان کشور به عتبات اعزام شدند که تاکنون 2 کاروان زمینی در مسیر نجف هستند و یک کاروان هوایی به نجف رسیده است.

وی افزود: هم‌اکنون در حال رایزنی برای افزایش سهمیه اعزام دانشگاهیان هستیم و منتظریم تا سازمان حج و زیارت با درخواست ما موافقت کند زیرا استقبال در این دوره بسیار زیاد بود.

فقیهی ادامه داد: اعزام‌ها از امروز آغاز و تا 31 فروردین سال آینده ادامه خواهد داشت و آخرین کاروان این دوره نیز از استان سمنان اعزام خواهد شد.

رئیس ستاد عمره و عتبات دانشگاهیان در خاتمه گفت: فردا نیز 3 کاروان از استان‌های فارس، گیلان و خراسان شمالی به عتبات اعزام می‌شوند.

خبرگذاری اصفحان

مد روز

واکنش عجیب خانه موسیقی به حذف عقیلی

 به گزارش جهان به نقل از تسنیم، داریوش پیرنیاکان (دبیر و سخنگوی خانه موسیقی) درباره اعلام ممنوعیت اجرای سالار عقیلی در جشنواره موسیقی فجر در پی حضور این هنرمند در شبکه ضد انقلاب «من و تو» گفت: ما از جایگاه صنفی و هنری خانه موسیقی، موظفیم از حقوق همه هنرمندان و از منافع صنفی اعضا دفاع کنیم. امروز شنیده‌ایم که به دبیر جشنواره موسیقی فجر اعلام کرده‌اند آقای سالار عقیلی به دلیل حضور در یکی از شبکه‌های ماهواره‌ای نباید در این جشنواره شرکت کنند.
 
وی افزود: اول باید این موضوع کاملا بررسی شود و بعد این تصمیمات گرفته شود. می‌توانستند وقتی آقای عقیلی از سفر برگشتند با ایشان صحبت کنند و بعد در این باره تصمیم گیری شود. اما امروز بدون هیچ صحبتی با آقای عقیلی حکمی صادر کرده‌اند که در جشنواره شرکت نکنند که این برای ما اصلا قابل قبول نیست و جای تعجب دارد. همینطور که آقای عقیلی در بسیاری از برنامه‌های موسیقی کشور، در تیتراژ سریال‌ها و… حضور داشته‌اند و در این راه بسیار زحمت کشیده‌اند.
 
پیرنیاکان گفت: اخیرا هم شنیده بودم به دلیل وجود آهنگ‌های ایشان در یک سایت خارجی برایشان محدودیت‌هایی به وجود آمد. وقتی این محدودیت‌ها برای کسی وجود دارد و در داخل نمی‌گذارند کارش را انجام دهد، این هنرمند مجبور می‌شود به رسانه‌های بیرون از ایران روی بیاورد.
 
دبیر و سخنگوی خانه موسیقی افزود: ضمن اینکه هیچ قانونی به ما هنرمندان ابلاغ نشده که اگر کسی با یک رسانه خارجی گفتگو کند و اثرش آنجا پخش شود، جرم محسوب شود. از نظر ما جرم نیست؛ باید قانونی وجود داشته باشد که از آن تبعیت شود به همین راحتی نمی‌توان به کسی گفت این کار را انجام ندهید.
 
وی افزود: هنرمندان سر‌شناسی هم بودند که اخیرا گفتگو و کنسرتشان از شبکه‌های خارجی پخش شد و در ایران هم بعد از آن کنسرتشان را برگزار کردند. نباید در موردهنرمندان استثناء قائل شد.
 
وقتی اثری مجوز گرفته کسی حق ندارد جلوی مراسم رونمایی را بگیرد
 
پیرنیاکان همچنین در باره لغو برخی برنامه‌های موسیقی گفت: همیشه لغو کنسرت‌ها مورد اعتراض خانه موسیقی بوده و هست. حتی می‌شنویم آلبوم موسیقی وجود داشته که مجوز گرفته و پخش شده ولی جلوی مراسم معرفی و رونمایی آن را گرفته‌اند.
 
وی با اشاره به طرح محدودیت‌های اخیر برای رونمایی آلبوم‌ها در هیئت مدیره خانه و بررسی راهکارهای حل و فصل این موضوع افزود: اخیرا برای آلبوم آقای حسین علیشاپور و خانم نگار خارکن هم همین اتفاق افتاد؛ این کار مجوز گرفته بنابراین کسی حق ندارد جلوی رونمایی کاری را بگیرد که قبلا مجوز رسمی دریافت کرده است. این یک بام و دو هوا در زمینه موسیقی در کشور آشفتگی ایجاد می‌کند و وزارت ارشاد باید خیلی قانونمند به این‌ها رسیدگی کند تا صورتی قانونی پیدا کند.
 
داریوش پیرنیاکان در پایان گفت: ‌ من به عنوان سخنگوی خانه موسیقی و از موضع این نهاد صنفی به لغو برنامه آقای عقیلی در جشنواره فجر اعتراض دارم و انتقاد می‌کنم. ایشان خواننده سر‌شناسی است و همین که آمده‌اند در جشنواره موسیقی فجر شرکت کرده‌اند نکته مثبتی است و نشاندهنده همکاری ایشان است.
 
به گزارش تسنیم، اعتراض سخنگوی خانه موسیقی در حالی اعلام شده که حمیدرضا نوربخش، مدیرعامل خانه موسیقی، رئیس این دوره جشنواره موسیقی فجر است. صبح امروز نیز نوش‌آبادی، سخنگوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اعلام کرد که با تاکید وزیر ارشاد، بررسی اقدام عقیلی برای حضور در یک شبکه ضدانقلاب به بازگشت این خواننده به ایران و شنیدن توضیحاتش موکول شده است. اما دقایقی بعد و در نشست جشنواره موسیقی فجر نوربخش از تصمیم شورای نظارت جشنواره برای حذف عقیلی از جشنواره خبر داد. به نظر می‌رسد روند تصمیمات و اتخاذ مواضع پراکنده و متعدد میان مسئولان خانه موسیقی در باره این مسأله شتاب زیادی گرفته است.

اس ام اس جدید

دانلود فیلم خارجی

احتمال عودت لایحه برنامه ششم به دولت

به گزارش جهان، محمدرضا پورابراهیمی در گفت‌وگو با تسنیم، در مورد برگزاری جلسه کمیسیون تلفیق لایحه بودجه سال 95 مجلس شورای اسلامی، اظهار داشت: دولت در ارائه لوایح بودجه 95 و برنامه ششم توسعه با تأخیر زمانی اقدام کرده است.
 
وی افزود: براساس ضوابط و مقررات دولت مکلف بود لایحه برنامه ششم توسعه را یک و نیم سال قبل از پایان زمان برنامه پنجم ارائه کند، که در این امر بیش از یک سال تأخیر داشته است و عملاً دست مجلس را برای اینکه می‌توانست در بازه زمانی مشخص مهم‌ترین سند اقتصاد بلندمدت کشور را تصویب کند، بست.
 
سخنگوی کمیسیون تلفیق لایحه بودجه 95 با اشاره به اینکه لایحه بودجه سال آینده هم با بیش از 40 روز تأخیر به مجلس داده شد، گفت: با توجه به ضوابط و مقررات و آیین‌نامه داخلی مجلس باید بتوانیم متناسب با قوانین اقدام کنیم.
 
پورابراهیمی ادامه داد: براساس ضوابط و مقررات داخلی مجلس از زمان ارائه لایحه بودجه به مجلس، نمایندگان 10 روز فرصت دارند که پیشنهادهای خود را ارائه دهند و بعد از جمع‌آوری نظرات، لایحه در کمیسیون تخصصی و بعد از آن در کمیسیون تلفیق مورد بررسی قرار می‌گیرد.
 
لایحه بودجه تا پایان سال در کمیسیون تلفیق نهایی می‌شود
 
عضو کمیسیون اقتصادی مجلس با بیان اینکه حدود 20 روز کمیسیون تلفیق بودجه برای بررسی بند بند احکام بودجه سال زمان نیاز دارد، گفت: لایحه بودجه بعد از تصویب در کمیسیون تلفیق در صحن علنی مجلس مورد تصویب قرار می‌گیرد.
 
وی با توجه به تأخیر در لایحه بودجه 95، گفت: هفته گذشته لایحه بودجه سال آینده به مجلس داده شد و نمایندگان و کمیسیون‌های مجلس در حال بررسی آن هستند و امروز اولین نشست کمیسیون تلفیق بودجه 95 برگزار و هیئت رئیسه کمیسیون انتخاب شد.
 
پورابراهیمی از برگزاری دومین جلسه کمیسیون تلفیق بودجه 95 در هفته آینده خبر داد و بیان کرد: در جلسه هفته آینده آیین‌نامه داخلی و برنامه زمان‌بندی نشست‌ها و جلسات کمیسیون  را در فاصله زمانی باقی‌مانده تا روزهای کاری مجلس تعیین و تصویب می‌کند.
 
وی با اعلام اینکه کمیسیون تلفیق فقط می‌تواند چند جلسه در هفته آینده داشته باشد، ادامه داد: بعد از آن وارد زمان انتخابات مجلس دهم می‌شویم و بعد از انتخابات هم فقط سه هفته زمان داریم، که عملاً با توجه به برنامه زمان‌بندی مرتبط با موضوع بررسی لایحه بودجه براساس آیین‌نامه داخلی، امکان بررسی و تصویب آن در سال جاری وجود ندارد.
 
تصویب لایحه بودجه 95 به سال آینده موکول می‌شود
 
سخنگوی کمیسیون تلفیق اضافه کرد: تصویب لایحه بودجه 95 به سال آینده موکول می‌شود و اگر بتوانیم تلاش کنیم، می‌توانیم تا پایان سال بررسی لایحه بودجه را در کمیسیون تلفیق نهایی کنیم و بعد از آن لایحه بودجه به صحن علنی مجلس ارسال می‌شود که در صحن هم تصویب لایحه یک ماه زمان می‌برد.
 
پورابراهیمی گفت: به‌دلیل تأخیر دولت در ارائه لایحه بودجه، امکان استفاده از منابع مرتبط با بودجه برای سال 95 بدون تصویب لایحه وجود ندارد، لذا دولت مکلف است لایحه بودجه چنددوازدهمی را ارائه دهد تا مجلس تصویب کند که این تجربه برای سال‌‎های گذشته و دولت قبل هم وجود داشت که لایحه بودجه را در سال مربوطه تصویب کردیم که دولت یازدهم هم باید به همین شکل عمل کند.
 
وی با ابراز اینکه هر گونه اقدام بدون تصویب بودجه چنددوازدهم که درآیین‌نامه آمده است، عملاً امکان پذیر نیست و خلاف مقررات محسوب می‌شود، اظهار داشت: پیشنهاد و جمع‌بندی امروز کمیسیون تلفیق در مجلس این است که باید همزمان با بررسی لایحه بودجه، به‌شکل موازی موضوع تصویب بودجه چنددوازدهمی که امکان پرداخت دولت را برای ابتدای سال آینده فراهم کند، انجام شود.
 
عضو کمیسیون اقتصادی مجلس در مورد اینکه اگر دولت لایحه چنددوازدهم را پیشنهاد ندهد، مجلس چه اقدامی انجام می‌دهد، افزود: مسیر قانونی را طی می‌کنیم و ضوابط قانونی مبنای تصمیم مجلس است.
 
این نماینده مردم در خانه ملت در خصوص اینکه لایحه بودجه براساس کدام برنامه تصویب می‌شود، پاسخ داد: با توجه به اینکه برنامه ششم نداریم، قاعدتاً لایحه بودجه براساس برنامه پنجم تصویب می‌شود، زیرا برنامه ششمی به مجلس ارائه نشده است.
 
لایحه‌ برنامه ششم، برنامه نیست
 
پورابراهیمی با بیان اینکه لایحه‌ای که دولت به مجلس داده، برنامه نیست، گفت: برخی از کمیسیون‌ها مانند کمیسیون اقتصادی کلیات لایحه برنامه ششم را رد کردند و متنی هم که دولت ارائه کرده، احکامی است که نیاز به برنامه دارد.
 
وی تصریح کرد: دولت در متن پیشنهادی خود، عملاً اعتراف کرده که برنامه را در دولت می‌خواهد بنویسد و این مغایر و مخالف صریح تنظیم برنامه‌های پنج‌ساله است که مطرح می‌شود، لذا عملاً برنامه‌ای وجود ندارد که براساس آن بودجه نوشته شود و فقط اسم چیزی که ارائه شده، برنامه است.
 
برنامه پنجم یک سال تمدید می‌شود
 
سخنگوی کمیسیون تلفیق با تأکید بر اینکه برنامه پنجم توسعه یک سال تمدید می‌شود و راهی جز این نیست، گفت: احتمالاً مجلس لایحه برنامه ششم را که دولت ارائه کرده است عودت می‌دهد، آنچه ارائه شده احکامی برای مقدمه‌ برنامه است.
 
وی گفت: در متنی که در قالب برنامه ششم ارائه شده، دولت تعریف کرده که برنامه توسط دولت تعریف و تصویب می‌شود، در حالی که این موضوع مدنظر مجلس نیست.
 
دولت یازدهم در تدوین لایحه برنامه‌ بدعت کرد
 
پورابراهیمی بیان کرد: این اقدام یک بدعت در تدوین برنامه‌ها در کشور است که کسی به خود اجازه دهد احکامی را به مجلس ارائه دهد و بگوید “برنامه را بعداً می‌نویسم”، که چنین چیزی وجود ندارد.
 
سخنگوی کمیسیون تلفیق تصریح کرد:  به‌احتمال زیاد مجلس لایحه برنامه ششم را یا به دولت عودت می‌دهد و  یا بررسی نمی‌کند.
 
عضو کمیسیون اقتصاد مقاومتی در پاسخ به این سؤال که دولت لوایح برنامه و بودجه را براساس اقتصاد مقاومتی تدوین کرده است یا نه، اظهار داشت: لایحه برنامه ششم، براساس اقتصاد مقاومتی نوشته نشده است و در لایحه بودجه‌‎ در برخی موارد مانند کاهش سهم نفت اقتصاد مقاومتی رعایت شده است و در برخی هم نه.

آلرژی و تغذیه

افق

صفحه نخست روزنامه های ورزشی ۹۴٫۱۱٫۰۴ / حمله مایلی کهن به کی روش

صفحه نخست رونامه های ورزشی روز یکشنبه در ادامه پیش روی شماست. برای مشاهده جلد هر یک از روزنامه ها در اندازه واقعی روی آن کلیک بفرمایید.

 

روزنامه ایران ورزشی ۹۴٫۱۱٫۰۴

 

 

روزنامه گل ۹۴٫۱۱٫۰۴

 

 

روزنامه خبر ورزشی ۹۴٫۱۱٫۰۴

 

 

روزنامه پیروزی ۹۴٫۱۱٫۰۴

 

 

روزنامه شوت ۹۴٫۱۱٫۰۴

 

 

روزنامه نود ۹۴٫۱۱٫۰۴

 

 

روزنامه هدف ۹۴٫۱۱٫۰۴

 

 

روزنامه ابرار ورزشی ۹۴٫۱۱٫۰۴

 

 

روزنامه خراسان ورزشی ۹۴٫۱۱٫۰۴

 

 

روزنامه همشهری ورزشی ۹۴٫۱۱٫۰۴

 

[del.icio.us] [Facebook] [Google] [Technorati] [Twitter] [Yahoo!] [Email]

گوشی

آپدیت نود 32

نامه عاشقانه مورینیو به منچستریونایتد!

به گزارش جهان به نقل از فارس، ژوزه مورینیو سرمربی پیشین تیم فوتبال چلسی نامه‌ای عجیب و به نوعی عاشقانه برای باشگاه منچستریونایتد نوشته و طی آن از مقامات این باشگاه خواسته تا به وی اعتماد کنند و با او قرارداد ببندند.

مورینیو در نامه 6 صفحه‌ای خود بر چند نکته تاکید کرده که در مهمترین بخش آن ضمن دادن قول قهرمانی نوشته است: یک تحول تاریخی در باشگاه منچستریونایتد ایجاد خواهم کرد، شک نکنید که با منچستریونایتد اوج خواهیم گرفت.

مورینیو از یک تحول تاریخی یاد کرده و آورده است: همیشه آرزو داشتم سرمربی منچستریونایتد شوم و از شما می‌خواهم مرا از چنین افتخاری محروم نکنید، برای فان‌خال احترام زیادی قایل هستم و اتفاقا دوست دارم ادامه دهنده راه او باشم.

شکست یک بر صفر شب گذشته منچستریونایتد مقابل ساوتهمپتون فضای تلخی را در اردوگاه شیاطین سرخ منچستر حاکم کرده است.

 

دانلود موزیک

بازیکن سابق پرسپولیس: شاید برای کارهای مدلینگ به ایران آمدم / چند باری از بوتیک علی دایی خرید کردم

اشپیتیم آرفی که به‌رغم عملکرد خوبش در فوتبال ایران همیشه به‌خاطر تیپ و استایلش مورد توجه بود، در حال حاضر در آلمان به سر می‌برد و یک شرکت بیمه را مدیریت می‌کند.

وی به جای اینکه به ماجرای فوتبال و مطالباتش از پرسپولیس و تراکتورسازی بپردازد، بیشتر در مورد ماجرای مدلینگ و همچنین شروع زندگی مشترک جدیدش به صحبت پرداخت.

اظهارات آرفی را در ادامه می خوانید:

* در سال‌هایی که ایران بودی برای کریسمس چه می‌کردی؟

– من در آن سال‌ها فقط دنبال فوتبال بودم و فوتبال برایم از هر چیزی بیشتر اهمیت داشت. هر چند که دوست داشتم در جشن کریسمس شرکت کنم ولی همه چیز را به مراسم نوروز و تعطیلات عید موکول می‌کردم و این‌جوری همه چیز را جبران می‌کردم.

* نکته دیگر در مورد تیپ اشپیتیم آرفی است… بعضی‌ها در ایران معتقد بودند که تو بیشتر از اینکه فوتبالیست باشی، مدل بودی!

– از این‌جور حرف‌ها خیلی در مورد من می‌زدند ولی من همیشه دنبال فوتبال بودم و به کار حرفه‌ای‌ام بیشتر اهمیت می‌دادم. من می‌توانستم روی کار مدلینگ کار کنم و حتی دنبال این رشته بروم ولی همیشه فوتبال را بیشتر دوست داشتم و تمام وقتم را صرف فوتبال می‌کردم. فکر می‌کنم آنهایی که این حرف‌ها را می‌زدند، دنبال چیزهای دیگری بودند و می‌خواستند مرا خراب کنند! می‌خواستند بگویند آرفی به فکر فوتبال نیست!

* تا حالا به این فکر نکرده‌ای که کار مدلینگ انجام دهی؟

– دوست دارم… ولی باز هم می‌گویم که فوتبال برایم جذاب‌تر بود. البته الان دیگر من از فوتبال خداحافظی کرده‌ام و شاید با توجه به علاقه‌ای که به کار مدلینگ و ایران دارم، این کار را توی کشور شما انجام دادم و باز هم به ایران برگشتم.

* لباس‌هایت را بیشتر از کجا می‌خری؟

– آلمان و دوبی… بیشتر لباس‌هایم را از آلمان و دوبی می‌خرم. ایران در آن سال‌ها خیلی لباس نداشت و مثل الان نبود. البته توی همان سال‌هایی که من ایران بودم، علی دایی یک بوتیک داشت که فکر می‌کنم توی خیابان فرشته بود. آنجا لباس‌های بهتری داشت و چند باری از آن فروشگاه خرید کردم.

* فکر می‌کنی کجا برای لباس خریدن بهتر است؟

– ایتالیا… به نظر من ایتالیا معروف است و بهترین لباس‌فروشی‌ها و برندها را دارد. جالب اینکه وقتی من یک‌ماه پیش ایران بودم، دیدم که خیلی از برندها در تهران شعبه دارند و این برایم جالب بود. آن زمان که من ایران بودم، بیشتر وقتم را صرف فوتبال می‌کردم ولی‌ این‌بار با خیال راحت‌تر بوتیک‌ها و فروشگاه‌ها را نگاه می‌کردم. راستی یک نکته دیگر هم در ایران دیدم که برایم خیلی جالب بود؛ بعضی از برندها و فروشگاه‌های خوب از طریق اینستاگرام به مردم لباس می‌فروشند.

* اما خیلی‌ها از کیفیت لباس‌های وارداتی به ایران ناراضی هستند و معتقدند که این لباس‌ها اورجینال نیست.

– خب این تقصیر مردم نیست. مردم مجبور هستند که این لباس‌ها را بپوشند. همه که نمی‌توانند به خارج از کشور بروند و لباس بخرند. مردم چاره‌ای ندارند و شاید با اینکه می‌دانند لباس‌ها اورجینال نیست، خرید می‌کنند. من امیدوارم این لباس‌ها با نظارت مسئولان وارد شود و طوری یک برند به ایران برسد که قیمتش بی‌جهت زیاد و گران نشود.

* به نظر تو جوان‌های ایرانی خوش‌تیپ هستند؟

– من نمی‌توانم در مورد این موضوع همین‌جوری نظر بدهم.

* مثلا فکر می‌کنی که محمدرضا گلزار خوش‌تیپ است؟

– به نظر من هر کسی استایل خودش را دارد. من باید تیپ‌ها و استایل کسی را که می‌گویید ببینم. حداقل چند عکس جدیدش را برایم بفرستید تا بتوانم نظر جدید و درستی بدهم. من چیز زیادی از گلزار یادم نیست ولی این را می‌دانم که او یک هنرپیشه معروف بود. فکر می‌کنم ایران جوان‌های خوش‌‌تیپ دارد. مثلا چند وقت پیش که ایران بودم با دوستانم به کنسرت رضا یزدانی رفتم. در آنجا چند پسر جوان دیدم که خیلی خوش‌تیپ بودند و خوشم آمد.

* در بین فوتبالیست‌های ایران کدام‌یک خوش‌تیپ‌تر بودند؟

– (خنده) توی این مدتی که من توی ایران بودم، بیشتر آنها را با لباس ورزشی می‌دیدم؛ یا سر تمرین بودیم یا توی هتل و اردو!

* یعنی با بچه‌ها و همبازیانت بیرون و مهمانی نمی‌رفتی؟

– نه… زیاد مهمانی نمی‌رفتیم! راستش را بخواهید من خیلی می‌ترسیدم! چون خارجی بودم، ترس زیادی داشتم و ترجیح می‌دادم که فقط به فکر فوتبالم باشم. نمی‌دانم که الان وضعیت چه‌جوری است ولی در آن زمان می‌گفتند که پای‌تان را به مهمانی‌ها نگذارید… می‌گفتند خیلی خطرناک است و ممکن است آدم را نابود کند. شاید شما تعجب کنید که چرا من این حرف‌ها را می‌زنم ولی من آدم راستگویی هستم.

* فکر می‌کنی چرا از لحاظ تیپ و استایل مورد توجه قرار گرفتی؟

– چون بلدم چی بپوشم! چون می‌دانم که چطور لباس‌هایم را میکس کنم. من می‌دانم که چطور استایل درست کنم ولی این فقط در مورد خودم است و کلا استایلیست نیستم. برای استایلیست شدن باید درس خواند و دوره دید. به نظر من توی لباس پوشیدن و تیپ زدن هر کسی باید استایل خودش را در بیاورد. حتما قرار نیست که لباس‌های شما یک برند گرانقیمت مثل گوچی باشد. بگذارید بگویم که تمام لباس‌های من برند نیستند و من فقط لباس‌هایی را می‌پوشم که به استایل من می‌خورند و می‌توانند مرا خوش‌تیپ کنند؛ لباس‌هایی که با آنها ارتباط برقرار می‌کنم و وقتی آنها را می‌پوشم مردم در موردشان از من سوال می‌کنند.

* توی لباس پوشیدن از کسی هم تقلید کردی؟

– هیچ‌وقت… هیچ‌وقت نرفتم نوع لباس پوشیدن دیوید بکام را تقلید کنم. بکام استایل خودش را دارد و من نباید حتما لباس‌های او را بخرم. یادم هست در آن زمانی که در ایران بازی می‌کردم، توی یک دوره اکثر جوان‌ها کفش کالج می‌پوشیدند. چون مد شده بود، همه کالج می‌پوشیدند ولی در تمام این مدت من یک‌بار هم کالج نپوشیدم. این دلیل نمی‌شود که چون یک چیزی مد می‌شود،‌ من هم آن را بپوشم. حتی گران بودن یا برند بودن هم برای من اصلا مهم نیست. مثلا بعضی‌ها کفش “DG” می‌خرند و طوری این کفش را می‌پوشند که حتما برند آن مشخص شود. بعضی‌ها از تیپ زدن و لباس پوشیدن دنبال تابلو شدن هستند. دوست دارند حتما دیده شوند و برای‌شان مهم نیست که مردم آنها را چطور می‌بینند.

* پس تو این موضوع را در ایران لمس کرده‌ای؟

– بله… خیلی‌ها فقط دنبال برندها هستند. طرف فکر می‌کند که اگر “گوچی” یا “بربری” بپوشد و مارک لباسش را نشان دهد، تمام است ولی من دنبال این چیزها نیستم. چیزی می‌پوشم که استایل مرا بسازد. چیزی که به من بیاید. مارکش اصلا برایم مهم نیست. بیشتر از “زارا” خرید می‌کنم ولی خیلی وقت‌ها لباس‌هایی می‌خرم که خیلی گران نیستند. مثلا شاید الان یک شلوار گران پایم باشد ولی در مقابل شاید یک تی‌شرت خیلی ارزان هم تنم باشد. همین اواخر که ایران بودم یک شال‌گردن سبزرنگ داشتم و همین که همه توی استودیوی تلویزیونی از من در مورد آن شال می‌پرسیدند و می‌گفتند قشنگ است، برایم کافی بود. همین که مردم نگاه می‌کنند و لباس‌های من برای‌شان جالب است برایم کافی است. این نشان می‌دهد که آنها حواس‌شان به من هست (خنده).

* بحث طلبت از باشگاه‌های تراکتورسازی و پرسپولیس به کجا رسید؟

– در طول دو، سه ماه گذشته من دو بار به ایران آمدم تا بتوانم با مسئولان تراکتورسازی و پرسپولیس در مورد طلبم صحبت کنم ولی آنها هر بار فقط وعده دادند و هیچ‌وقت به وعده‌های‌شان عمل نکردند.

* چطور؟

– من در طول این مدت خیلی تلاش کردم تا همه چیز بین من و این دو باشگاه دوستانه حل شود ولی آنها هیچ‌وقت سر حرف‌شان نبودند. بعد از اینکه وکیل من به فیفا شکایت کرد، مسئولان باشگاه تراکتورسازی گفتند که طلب مرا در سه قسط پرداخت می‌کنند. در حالی که من به‌خاطر حرف آنها دوباره به ایران برگشتم آنها پول مرا ندادند و بدقولی کردند. در جلسه‌ای که با وکیل تراکتورسازی داشتیم حتی او هم گفت که به ‌خاطر این اتفاق ناراحت است و پول مرا یکی، دو روزه پرداخت می‌کنند ولی باز هم این اتفاق نیفتاد و باشگاه پول مرا نداد! وکیل من از باشگاه تراکتورسازی به فیفا شکایت کرده و این پرونده مربوط به سه سال پیش است. فیفا با کسی شوخی ندارد و من می‌دانم که جدا از بحث مالی حتی از تراکتورسازی امتیاز هم کسر می‌شود. من دوست ندارم باشگاه تراکتور و طرفدارهای این تیم ضرر کنند ولی حیف که مسئولان باشگاه حتی جواب مرا هم نمی‌دهند.

* در مورد پرسپولیس و طلبی که از این باشگاه داشتی، چه اتفاقی افتاد؟

– در مورد طلبی که من از باشگاه پرسپولیس داشتم، وکیل من به کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال ایران شکایت کرد و فدراسیون هم پس از رفت و آمدهای فراوان حق را به من داد و حکم را صادر کرد. ولی نکته عجیب این است که در ایران و در فوتبال ایران احتمالا کسی حتی حکم کمیته انضباطی فدراسیون را هم قبول ندارد چون باشگاه پرسپولیس به‌رغم حکم کمیته انضباطی فدراسیون، پول مرا نداد!

* پس با این حساب خیلی شاکی هستی!

– من عاشق ایران هستم. من مردم ایران را خیلی دوست دارم و همیشه مردم ایران به من محبت داشته‌اند. من الان هم با مردم ایران و کشور شما مشکلی ندارم و دلخوری من به‌خاطر مدیرانی است که سر حرف‌شان نمی‌ایستند و بدقولی می‌کنند. همین اتفاق‌ها توی فوتبال ایران می‌افتد که فوتبال‌تان پیشرفت نمی‌کند!

* چطور؟

– شما مربی بزرگ و خوبی به اسم کارلوس کی‌روش دارید؛ مربی‌ای که همه از او توقع دارند یک تیم قوی و قدرتمند بسازد ولی هیچ‌کس نمی‌پرسد کی‌روش چطور باید این‌همه بازیکن شاکی که از لحاظ روحی مشکل دارند را آماده کند! وقتی باشگاه‌ها پول بازیکنان‌شان را نمی‌دهند و بازیکنان از لحاظ روحی به هم می‌ریزند، کی‌روش باید چه کار کند؟! شما اگر به ‌دنبال پیشرفت فوتبال ایران هستید، اول باید این چیزها را درست کنید.

* با توجه به سال جدید میلادی چه دعا و آرزویی داری؟

– دوست دارم برای همه مردم جهان اتفاق‌های خوب بیفتد… دوست دارم برای مردم خوب ایران هر اتفاق خوبی که با عشق همراه است، بیفتد… دوست دارم همه عاشق شوند!

* خیلی رمانتیک دعا می‌کنی!

– (خنده) حدود دو سال است که تنها هستم. من آدمی هستم که به خانواده خیلی احترام می‌گذارم و کلا خانواده‌دوست هستم. دلم می‌خواهد من و همه مردم آرامش داشته باشیم و فکر می‌کنم هر کسی با داشتن خانواده می‌تواند به آن آرامش برسد. من دلم می‌خواهد به آن آرامش برسم و شاید بار دیگر در ایران زندگی کنم. من سال‌ها فوتبال بازی کردم تا در این دوران مشکل مالی نداشته باشم ولی حالا که از فوتبال خداحافظی کرده‌ام شرایط برایم جالب نیست و پولم را نمی‌دهند. نمی‌دانم… شاید یک روزی به ایران آمدم و این‌بار کار مدلینگ و استایل را انجام دادم.

روزنامه گل

[del.icio.us] [Facebook] [Google] [Technorati] [Twitter] [Yahoo!] [Email]

اس ام اس جدید

تبانی به این بزرگی اتفاق افتاده و کسی متوجه نشده؟/ نمی شود که روی هوا حرف زد

جهانبازی در بندی از این اساسنامه که اشاره به تبانی یک داور و سرپرست و کاپیتان یک تیم دارد گفت: قطعا این موضوع را رد می کنم، می گویند به داور چک داده شده، خب این چک کی نقد شده؟ از کجا نقد شده؟ یک شارژ دو هزارتومانی هم بخواهید بخرید اس ام اس آن برایتان ارسال می شود بعد تبانی به این بزرگی اتفاق افتاده و کسی متوجه نشده است؟ نمی شود که یک حرفی روی هوا زد، باید با سند و مدرک صحبت کنیم.

 

جهانبازی درباره قشر داوران گفت: واقعا نمی دانم چه بگویم، باور کنید داوری ما سالم است و هیچ مشکلی ندارد، من نمی دانم چرا این بحث ها را مطرح می کنند.

 

داور بین المللی کشورمان درباره واکنش داوران به این موضوع گفت: من این بند از گزارش را از زبان شما شنیدم، واقعا عجیب است، اجازه بدهید در روزهای آتی درباره این موضوع تصمیم گیری کنیم.

 

بانک ورزش

[del.icio.us] [Facebook] [Google] [Technorati] [Twitter] [Yahoo!] [Email]

مرکز فیلم

خبر اسلامی

برنامه هسته ای ایران به سرنوشت کره شمالی دچار می شود؟!

به گزارش جهان، آنچه در گزارش پیش روی به آن پرداخته شده، حاصل پژوهش گروه مطالعات آمریکای خبرگزاری بسیج است که با مستندات دقیق به بررسی این موضوع پرداخته که توافق هسته‌اي دولت آمريكا با كره شمالي، چگونه در دولت بعدي نقض شد! شباهت این مساله به توافق هسته‌ای ایران و این دغدغه که سرنوشت «برجام» در دولت بعدی آمریکا چطور خواهد بود مهم‌ترین بهانه برای بررسی شواهد برهم خوردن توافق کره شمالی در دولت بعدی آمریکا بوده است.
 
 اشاره

رهبر معظم انقلاب اسلامی بارها در سخنان حکیمانه این دو سال اخیرشان، بر ضرورت هوشیاری مسئولان و خواص و رسانه‌ها و نخبگان و بالاخره آحاد جامعه نسبت به خدعه و بدعهدی نظام سلطه به رهبری آمریکا تصریح و تاکید فرموده‌اند. اما آیا مسئولان ذیربط به اوامر دقیق و مستند رهبری توجه لازم را داشته‌اند؟ مطابق با نص نامه سیدناالامام خطاب به ریاست محترم جمهوری که در پاسخ به نامه تبریک رئیس جمهوری به مناسبت اجرائی شدن برجام مرقوم فرموده بودند؛ به چند نکته بسیار مهم اساسی به عنوان تذکرات کلیدی اشاره شده است.

 

معظم له می‌فرمایند: مراقبت شود كه طرف مقابل تعهدات خود را به‌طور كامل انجام دهد. اظهارات برخي از سياستمداران امريكائي در اين دو سه روز كاملاً موجب بدگماني است… در تبليغات توجه شود كه در برابر آنچه در اين معامله به دست آمده، هزينه‌هاي سنگيني پرداخت شده است. نوشته‌ها و گفته‌هائي كه سعي مي‌كنند اين حقيقت را ناديده گرفته و خود را ممنون طرف غربي وانمود كنند با افكار عمومي ملت، صادقانه رفتار نمي‌كنند.

این گزارش، واگویه‌ای مستند از علل نگرانی اهل بصیرت و در راس آنها حضرت امام خامنه‌ای نسبت به خطر بدعهدی شیاطین عالم در چنین معامله پرهزینه و خطرناکی است. این گزارش صرفا به یکی از نمونه‌های بدعهدی و خیانت آمریکا در معامله با دیگر دولتها پرداخته و بی‌شک اگر قرار بر بررسی دقیق و موشکافانه و مستند خیانتهای آمریکایی باشد، لاجرم مثنوی، هفتاد من کاغذ شود!

اما از باب عبرت و هوشیاری و دشمن‌شناسی، در ادامه گزارشی مستند از بازی کثیف آمریکایی‌ها در برجام نافرجامی که با کره شمالی به امضا رساندند، خصوصا تقدیم کسانی می‌شود که متاسفانه متصل به ماشین عملیات روانی دولت محترم هستند و رهبری انقلاب نسبت به خطر بی‌صداقتی آنان با ملت شریف ایران به رئیس جمهور محترم تذکر اکید داده‌اند. اما اصل ماجرا…

……………………………………………………………………….

آزمايش بمب هيدروژني كره شمالي طی هفته‌های گذشته بار ديگر بحث بر سر پرونده هسته‌اي اين كشور را در صدر اخبار جهان قرار داد و به طرح برخي بحث‌ها درباره تاريخچه اين برنامه و نحوه حركت «پيونگ‌يانگ» به سمت آزمايش سلاح‌هاي اتمي منجر شد.

در اين ميان، در كشور آمريكا، نامزدهاي انتخابات رياست‌جمهوري اين كشور چهارمين آزمايش هسته‌اي كره شمالي را دستاويزي براي تكرار اتهامات تأييد نشده قبلي درباره برنامه هسته‌اي ايران استفاده كرده و با مقايسه «برجام» با توافق هسته‌اي واشنگتن و پيونگ‌يانگ در سال 1994، ضرورت پيگيري سياست فشار بر تهران همزمان با اجراي توافق را مورد تأكيد قرار دادند.

به عنوان مثال، سناتور «تد كروز»، نامزد جمهوري‌خواه انتخابات روز چهارشنبه، ساعاتي بعد از اعلام آزمايش هسته‌اي كره شمالي از «وندي‌شرمن»، كه هم در مذاكرات هسته‌اي ايران و هم در مذاكرات كره شمالي نقش داشت، انتقاد كرد و گفت: «وقتي به كره شمالي نگاه مي‌كنيم، مثل آينه نشان مي‌دهد كه اگر ما اين مسير نادرست با ايران (توافق هسته‌اي) را ادامه بدهيم، كار به كجا مي‌كشد.» (هافينگتون‌پست، 6 ژانويه)

سناتور «كروز»، البته تنها سياستمداري در آمريكا نيست كه ديپلماسي با ايران و كره شمالي را به جهت اينكه آن را «مماشات» مي‌دانند نادرست و غلط قلمداد مي‌كنند. در واقع، در حال حاضر، اكثر كساني كه براي شركت در انتخابات رياست‌جمهوري آمريكا اعلام آمادگي كرده‌اند و عده زيادي از نمايندگان كنگره، همين عقيده را دارند.

به عنوان نمونه، در زمان انجام مذاكرات هسته‌اي بين ايران و گروه 1+5، نمايندگان كنگره آمريكا بارها هشدار ‌مي‌دادند كه دولت «باراك اوباما» در حال تكرار همان اشتباهاتي است كه «بيل كلينتون»، رئيس‌جمهور اسبق در سال 1994 در جريان مذاكره با كره شمالي مرتكب شده بود و «برجام» نيز لاجرم به همان سرنوشتي دچار خواهد شد كه «چارچوب مورد توافق!» (توافق هسته‌اي آمريكا و كره شمالي).

رسانه‌هاي غربي معمولاً كمتر به دلايل شكست توافق هسته‌اي كره شمالي نوشته و مي‌پردازند. لذا، اين خط استدلال آمريكايي‌ها كه دليل شكست اين توافق، غيرقابل اعتماد و غيرمنطقي بودن «پيونگ‌يانگ» بوده در ميان افكار عمومي آمريكايي‌ها و مردمان ساير كشورها هم جا افتاده است.

با اين حال، بررسي موشكافانه پرونده توافق هسته‌اي آمريكا و كره شمالي نشان مي‌دهد اين باور عمومي شكل‌داده شده در پرتو اطلاعات اندك، چندان صحيح نيست. در واقع، چنانكه «كلارك سورنسون»، تحليلگر آمريكايي دانشگاه مطالعات بين‌المللي «جكسون»، سال 2003 در تحليلي نوشته، رفتارهاي كره شمالي، ريشه در بي‌اعتمادي‌ها و بحران‌هايي دارد كه روز به روز شكل گرفته‌اند.

او مي‌نويسد:

مردم اغلب از من مي‌پرسند چرا كره شمالي اين اقدامات وحشتناك را انجام مي‌دهد؟ پاسخ به اين سوال در يك يا دو جمله كار راحتي نيست. اين مسائل، طي زمان طولاني شكل گرفته‌اند و بنابراين، آنها را تنها مي‌توان در بستر تاريخي‌شان به درستي درك كرد. مسئله اينجاست كه در اخبار به ندرت به مسائل كره شمالي يا كره جنوبي پرداخته مي‌شود، مگر در مواردي كه بحراني بروز مي‌كند. بنابراين، وقايع روزانه‌اي كه آن بحران‌ها را به وجود مي‌آورند، اغلب در ذهن مردم نيستند. بخش اعظم كاري كه كره شمالي انجام مي‌دهد، واكنش به اقدامات يا سياست‌هاي آمريكا است، اما اغلب اقدامات و سياست‌هايي كه كره شمالي ر آشفته مي‌كند يا در رسانه‌ها گزارش نمي‌شوند و يا در لابه‌لاي سندهايي مدفون مي‌شوند كه آنها را يا آدم‌هاي خيلي بيكار مي‌خوانند يا خود كره‌اي‌ها. نتيجه اين وضعيت اين است كه بخش زيادي از كارهايي كه كره‌اي‌ها انجام مي‌دهند، از ديد خودشان در واقع منطقي و نظام‌مند است اما حتي از ديد يك آمريكايي آگاه به اخبار، تحريك‌آميز و احمقانه است.

در اين گزارش، نگاهي خواهيم داشت به وقايع و رفتارهايي كه به شكست توافق هسته‌اي آمريكا و كره شمالي منجر شدند. بررسي اين موضوع، از اين حيث كه آمريكا يكي از طرف‌هاي ايران در توافق هسته‌اي «برجام» است، اهميتي دو چندان دارد.

هر چند سياست‌هاي كلي هسته‌اي نظام جمهوري اسلامي ايران بر اساس فتواي رهبر معظم انقلاب درباره حرام بودن استفاده از سلاح‌هاي اتمي، مسير نهايي پرونده هسته‌اي كشورمان را حتي در صورت لغو «برجام» به كل از كره شمالي جدا مي‌كند، اما رفتارهاي اين روزهاي هيئت حاكمه آمريكا شباهت‌هاي زيادي با تصميمات و اقدامات سياستمداران اين كشور بعد از امضاي توافق موسوم به «چارچوب مورد توافق» با كره شمالي دارد.

تهديدهاي هسته‌اي واشنگتن؛ گام‌هاي تسليحاتي پيونگ‌يانگ

دولت آمريكا از بدو تأسيس كره شمالي نقش زيادي در انزواي اين كشور داشته و با مواضع خصمانه، «پيونگ‌يانك» را به سمت اتخاذ تصميم‌هاي مناقشه‌آميزتر سوق داده است. بين سالهاي 1957 و 1958 آمريكا بر خلاف بند 13 (د) قرارداد آتش‌بس كره، تسليحات هسته‌اي در خاك كره جنوبي مستقر كرد. (نقل از كتاب «جنگ و تروريسم دولتي»، نوشته مارك سلدين، 2004) در آن زمان، فشارهاي شوروي و هم‌پيمانان اين كشور براي متقاعد كردن آمريكا به صرفنظر از اين تصميم به جايي نرسيد. «پيونگ‌يانگ»، اين اقدام آمريكا را تلاش براي بر هم زدن پيمان دو كره و تبديل كردن كره به يك منطقه جنگ هسته‌اي دانست. كره شمالي در سال 1963 از شوروي براي دست‌يابي به تكنولوژي و تسليحات هسته‌اي كمك خواست. شوروي با اين درخواست موافقت نكرد، اما پذيرفت كه به برنامه صلح‌آميز هسته‌اي كره شمالي كمك كند.

در خلال دهه‌هاي هفتاد و هشتاد ميلادي، برنامه هسته‌اي كره شمالي، رشد قابل توجهي كرد. به همين دليل، آمريكا شوروي را براي تجديد نظر در همكاري‌هاي هسته‌اي با پيونگ‌يانگ تحت فشار گذاشت. در نهايت، كره شمالي توافق پادماني سه‌جانبه‌اي با آژانس بين‌المللي انرژي اتمي و شوروي در سال 1977 امضا كرد تا تأسيسات هسته‌ايش را زير نظارت آژانس قرار دهد. كره شمالي، علاوه بر اين، در سال 1985، معاهده «منع گسترش سلاح‌هاي هسته‌اي» (ان‌پي‌تي) را امضا كرد.

در همين اثنا، مذاكرات بين كره شمالي و جنوبي كه از سال 1990 آغاز شده بود، در سال 1992 به امضاي «بيانيه مشترك هسته‌ايي‌زدايي از شبه جزيره كره» منجر شد. با اين وجود، مداخله‌جويي‌هاي آمريكا در شبه‌جزيره كره و تحريم‌هاي اين كشور عليه كره شمالي در سال 1992، به گونه‌اي پيش رفت كه اين توافق بارها نقض شد.

بين سال‌هاي 1993 و 1994، دولت آمريكا آژانس را به انجام «بازرسي‌هاي ويژه» از سايت‌هاي نظامي تحريك كرد. آمريكا در همين زمان تصميم گرفته بود رآكتور هسته‌اي «يانگ‌بين» در كره شمالي را بمباران كند. كره به همين دليل در سرتاسر كشور آماده‌باش نظامي اعلام كرد و با استناد به بند ملاحضات امنيت ملي در «ان‌پي‌تي»، از تصميم به خروج از اين معاهده ظرف 90 روز آينده خبر داد. (سايت «انجمن كنترل تسليحاتي آمريكا»)

در چنين شرايطي بود كه در ژوئن 1993، آمريكا پذيرفت پايان دادن به مناقشات با كره شمالي مذاكره كند. اين مذاكرات سرانجام به بار نشست و دو كشور در سال 1994 سند موسوم به «چارچوب مورد توافق» را امضا كردند. اما به مرور آشكار شد طرف آمريكايي، اين توافق را بر مبناي محاسبات و معادلاتي در تحولات سياسي داخلي كره شمالي امضا كرده بود كه بعد از آنكه مشخص شد اين محاسبات درست نبوده‌اند به تعهداتش عمل نكرد.

امضاي «چارچوب‌ توافق شده»

توافق هسته‌اي موسوم به «چارچوب توافق شده» در تاريخ 21 اكتبر سال 1994 ميان دولت «بيل كلينتون»، رئيس‌جمهور وقت آمريكا و كره شمالي امضا شد. اين توافق، به تأييد مجلس سناي آمريكا نرسيده بود و به همين دليل، معاهده محسوب نمي‌شد.

«پيونگ‌يانگ» در «چارچوب توافق‌شده» ملزم شده بود نيروگاه هسته‌اي بومي‌اش را با رآكتورهاي آب سبك مقاوم‌تر در برابر اشاعه هسته‌اي جايگزين كند. واشنگتن در مقابل متعهد شد رآكتورهاي آب سبك با ظرفيت توليد حدود 2000 مگاوات برق هسته‌اي براي كره فراهم كند. (سايت «انجمن كنترل تسليحاتي آمريكا»)

در برابر توقف برنامه هسته‌اي و موافقت با بازرسي‌هاي آژانس بين‌المللي انرژي اتمي از تأسيسات، آمريكا همچنين تعهد كرده بود به كره شمالي نفت سوختی با نرخی برابر با 500 هزار تن در سال تحويل دهد. (سايت «انجمن كنترل تسليحاتي آمريكا»)

«چارچوب مورد توافق»، همچنين آمریکا را از هر گونه «تهديد يا استفاده از سلاح‌هاي هسته‌اي» عليه كره شمالي منع كرده بود و دو طرف متعهد شدند در راستاي عادي‌سازي روابط سياسي و اقتصادي گام بردارند. (سايت «انجمن كنترل تسليحاتي آمريكا»)

 

مخالفت‌هاي داخلي و توافقي «يتيم‌شده» از آغاز

بعد از امضاي اين سند، مخالفت‌ها در داخل آمريكا با آن شروع شد. نمايندگان كنگره، اعم از قانونگذاران مجلس نمايندگان و مجلس سنا كه «چارچوب توافق» را مماشات در برابر «رژيمي سركش» قلمداد مي‌كردند، شروع به وضع قانون‌ها و مصوباتي كردند كه اجراي توافق را روز به روز با دشواري‌هاي بيشتر مواجه مي‌كرد. از آنجا كه مهم‌ترين بخش‌هاي تعهدات آمريكا نياز به بودجه داشت موجي از طرح‌ها و قطعنامه‌هايي كه تخصيص اعتبار براي «چارچوب توافق» را با محدوديت مواجه مي‌كردند، آغاز شد. (به عنوان مثال ببينيد اينجا، اينجا، اينجا). تحقيق نگارنده نشان مي‌دهد، كنگره صد و چهارم آمريكا كه در سال 1995 تا 1996، يعني از چند ماه بعد از توافق كره شمالي با اكثريت جمهوري‌خواه تشكيل شد، در مجموع 52 طرح درباره اين كشور معرفي كرده كه از ميان آنها، 12 طرح به قانون تبديل شد.

در دوره‌هاي بعد و سال‌هاي بعد هم همين روال ادامه پيدا كرد. ميزان اين كارشكني‌ها به حدي بود كه «استفان باسورث»، رئيس سازمان «كيدو» (سازماني بين‌المللي كه براي نظارت بر اجراي «چارچوب مورد توافق» تشكيل شده بود)، بعدها در مصاحبه‌اي درباره همين اقدام آمريكايي‌ها گفت: «اين سند، دو هفته بعد از امضاي آن، يك يتيم سياسي بود.» (پايگاه لوب‌لاگ)

كارشنكي‌هاي كنگره موجب شده بود تعهد آمريكا براي تحويل نفت سوختي تعهد شده، اغلب با تأخيرهايي همراه باشد كه اين موضوع همواره كره شمالي را عصباني مي‌كرد.

در حوزه‌هاي ديگر هم وضع به همين منوال بود؛ لئون سيگال، تحليلگر، «مركز مطالعات بين‌المللي دانشگاه ام‌آي‌تي»، در مقاله‌اي ناعهدي‌هاي آمريكا را اينطور توصيف مي‌كند: «آمريكا به هر آنچه خواسته بود رسيده بود، يعني توقف برنامه پلوتونيوم كره شمالي كه تا آن زمان مي‌توانست پلوتونيوم كافي براي ساخت 50 بمب اتمي را توليد كند. اما واشنگتن به تعهداتش پايبند نماند و … رئيس‌جمهور كلينتون، در اجراي اين توافق كوتاهي كرد. او تا سال 2000، كار چنداني براي رفع تحريم‌ها انجام نداده بود. واشنگتن متعهد به فراهم كردن دو نيروگاه برق هسته‌اي تا سال 2003 شده بود، اما بتن‌هاي مربوط به زيربناي نيروگاه اول تا آگوست 2002 هنوز ريخته نشده بود. سوخت نفتي، تحويل شد، اما اين كار به ندرت، سروقت انجام مي‌شد. مهم‌تر از همه، واشنگتن به تعهدش در بند 2 چارچوب توافق‌شده كه خواستار اقدام در راستاي عادي‌سازي كامل روابط سياسي و اقتصادي و پايان دادن به خصومت‌ها و رفع تحريم‌ها بود، عمل نكرد.» (منبع)

دوران جورج بوش و توافق هسته‌اي

با روي كارآمدن «جورج دبليو بوش» پسر در سال 2001، اوضاع توافق هسته‌اي آمريكا و كره شمالي، بسيار بدتر از قبل شد. «جورج بوش»، در وعده‌هاي تبليغات انتخاباتي، صراحتاً گفته بود كه اين توافق را باطل خواهد كرد.

به همين دليل بود كه بعد از روي كار آمدن «بوش»، «كيم دائه جونگ»، رئيس‌جمهور وقت كره جنوبي، كه به خاطر تلاشهاي مثبت در عادي‌سازي روابط با كره شمالي برنده جايزه صلح نوبل شده بود، به كاخ سفيد رفت تا مطمئن شود رئيس‌جمهور آمريكا گفت‌وگو با كره شمالي و اجراي توافق هسته‌اي را ادامه خواهد داد. اما چنانكه مجله تايم مي‌نويسد: «وقتي بوش با كيم ملاقات كرد، تمام اميدهاي رهبر كره جنوبي را بر باد داد و گفت اميدي به اينكه كره شمالي به توافقش پايبند بماند، نيست.» (تايم، 7 ژانويه 2003)

«جورج دبليو بوش» مدت كوتاهي بعدتر در يك سخنراني در سال 2001، گفت كه دولتش قصد بازنگري در سياست‌هايش در قبال كره شمالي دارد. چند ماه بعد، او گفت كه گفت‌وگوهاي موشكي با اين كشور را قطع كرده است.

كره شمالي، در واكنش به سياست‌هاي جديد واشنگتن، در مارس سال 2001، اين كشور را به انتقام تهديد كرد. «پيونگ‌يانگ»، سياست‌هاي واشنگتن را «خصمانه» توصيف و اعلام كرد هم براي گفت‌وگو آماده است و هم جنگ. (منبع: سايت انجمن كنترل تسليحاتي آمريكا)

تنش در روابط دو كشور در ماه‌هاي بعد، تنها بيشتر از قبل شد. علي‌رغم آنكه آمريكا در «چارچوب توافق‌شده» به برداشتن گام‌هايي براي عادي‌سازي روابط و اجتناب از تهديد كره شمالي متعهد شده بود، ظاهراً دولت بوش تعمداً مسيري متفاوت را دنبال مي‌كرد. سخنراني سالانه بوش در ژانويه سال 2002 بوش و اسم بردن از كره شمالي، همراه با ايران و عراق، به عنوان سه «محور شرارت» تقريباً همه را به اين نتيجه رساند كه چشم‌اندازي براي اجراي توافق هسته‌اي وجود ندارد و تغيير نظام حاكم در «پيونگ‌يانك» آن چيزي است كه «جورج بوش» براي پيگيري كردن آن روي كار آمده است.

«تغيير رژيم؛ روي ديگر سكه توافق»

البته مطالبه تغيير رژيم كره شمالي تنها، خواسته دولت جمهوري‌خواه «بوش» نبود و شايد گفتن اينكه اين سياست در واقع ادامه بخش ديگري از همان سياستي بود كه دولت دموكرات قبلي به دنبال آن بود، تعجب‌آور باشد. تنها در سال‌هاي بعد بود كه آشكار شد دموكرات‌هاي دولت «بيل كلينتون» كه از در آشتي‌جويي با كره شمالي وارد شده‌ بودند دقيقاً به دنبال همان چيزي بودند كه جمهوري‌خواهان اكنون از رهگذر سياست مخاصمه براي دست‌يابي به آن تلاش مي‌كردند: تغيير رژيم در كره شمالي.

اولين بار، يك مقام كره شمالي، در مصاحبه‌اي در سال 2003 به صورت سربسته به اين موضوع اشاره كرد.

«سين يو سانگ»، معاون وزير نيروي كره شمالي در آن زمان گفت: «آمريكا مي‌گويد كه در سال‌هاي گذشته سالانه 500 هزار تن سوخت سنگين براي ما تأمين كرده، اما اين اقدام، معمولاً پس از موعد مقرر انجام شده است. علي‌رغم اينكه شرايط مختلفي وجود داشته كه بر اساس آن آمريكا نمي‌توانسته سوخت سنگين را در يك موعد مشخص تحويل بدهد، اما فكر مي‌كنم اين تأخيرها، يكي از ترفندهاي آمريكا است.»

«سانگ» براي توضيح بيشتر گفت: «سال 1994، آمريكا به كره شمالي وعده ساخت دو رآكتور آب سبك و تأمين سوخت سنگين را داد، اما واشنگتن اين وعده را بر اساس پيش‌بيني فروپاشي زودهنگام كره شمالي داده بود. ما در آن زمان، از اين توطئه آمريكا آگاه شده بوديم.» (منبع، اينجا)

اظهارات اين مقام كره شمالي، در كنار اطلاعاتي كه در سال‌هاي بعد به دست آمدند اين احتمال كه دولت «بيل كلينتون» به اميد صبر براي فروپاشي دولت كره شمالي در اجراي تعهداتش تعلل كرده باشد را تقويت مي‌كند.

سال 2005 روزنامه واشنگتن‌پست اين موضوع را افشا كرد: «مقام‌هاي دولت كلينتون در محافل خصوصي گفته‌اند تنها دليل موافقتشان با اين طرح (ساخت رآكتورهاي آب سبك در كره شمالي) در سال 1994 اين بوده كه تصور مي‌كرده‌اند دولت كره شمالي قبل از تكميل پروژه سقوط خواهد كرد.» (اينجا) (اين روزنامه مارس 2015 هم نوشته است: «برخي از مقامات اسبق در دولت كلينتون گفته‌اند كه آنها هرگز تصور نمي‌كرده‌اند مجبور به ساخت رآكتورهاي آب سبك باشند، چون فرض آنها، كه البته اشتباه بود اين بوده كه اين رژيم قبل از ساخت رآكتورهاي مورد نظر فروخواهد پاشيد. اينجا)

بنابراين، «جورج دبليو بوش» در شرايطي روي كار مي‌آمد كه يكي از محاسبات اصلي مقام‌هاي دولت قبلي يعني سقوط كره شمالي محقق نشده بود. بر همين اساس، واشنگتن استفاده از سناريوي جايگزين را پيش گرفت.

در همين راستا، بوش در ماه‌هاي پاياني سال 2002 سياست تنش‌افزايي با كره شمالي را به اوج رساند. گفته شد كه نهادهاي اطلاعاتي آمريكا شواهدي در دست دارند كه نشان مي‌دهند كره شمالي برنامه‌اي مخفيانه براي غني‌سازي اورانيوم و دسترسي به سلاح اتمي از اين مسير دارد. (منبع: واشنگتن‌پست) بوش در يك كنفرانس خبري گفت: «ما كشف كرديم كه آنها بر خلاف توافقي كه با آمريكا داشتتند در حال غني‌سازي اورانيوم، با هدف ساخت سلاح اتمي هستند.» (اينجا)

پس از اين ادعا، «جيمز كلي»، از مقام‌هاي ارشد وزارت خارجه آمريكا راهي پيونگ‌يانگ شد و در بازگشت در يك كنفرانس خبري گفت كه كره شمالي به داشتن برنامه مخفيانه اورانيوم اعتراف كرده است.

بوش، بر همين اساس اعلام كرد كه آمريكا ديگر تعهدي به «چارچوب مورد توافق» ندارد و ارسال نفت سوختي به كره شمالي، متوقف مي‌شود.

كره شمالي، در پاسخ به اين اقدام، بازرسان آژانس را از تأسيسات اين كشور اخراج و اعلام كرد با بازفراوري ميله‌هاي سوختي كه تا اين زمان تحت نظارت شديد آژانس بود، ساخت سلاح‌هاي هسته‌اي را به عنوان اقدامي دفاعي در برابر سياست‌هاي واشنگتن از سر مي‌گيرد.

پس از ابطال «چارچوب مورد توافق»، كره شمالي به انباشت ذخاير پلوتونيوم براي ساخت ده سلاح‌هاي اتمي اقدام كرد.

اما مهم‌ترين سوال، در اينجا اين است كه ادعاي آمريكا درباره مسير اورانيوم كره شمالي براي دسترسي به سلاح‌هاي هسته‌اي تا چه اندازه صحت داشتند و در سال‌هاي بعد در اين مورد چه اسناد و مداركي به دست آمد؟

«پاك نام سان»، وزير خارجه اسبق كره شمالي در سال 2003 به شدت ادعاهاي مقام وزارت خارجه آمريكا درباره اينكه كره شمالي به داشتن برنامه اورانيوم مخفيانه اعتراف كرده را تكذيب كرد و گفت كه معاونش تعمداً به سوال «جيمز كلي» در اين باره با لحني مبهم جواب داده و گفته كه كره شمالي براي جلوگيري از حمله پيش‌دستانه آمريكا داشتن چنين برنامه‌اي و حتي قوي‌تر از آن را حق خودش مي‌داند. (منبع: فارن‌افرز)

وزير خارجه اسبق كره شمالي علاوه بر اين، سياست “نه تأييد و نه تكذيب” كره شمالي در پاسخ به سوالاتي درباره توانمندي‌هاي هسته‌اي كشورش را حق پيونگ‌يانگ دانسته بود، درست همان‌طور كه آمريكا براي خودش اين حق را قائل است.

علاوه بر اظهارات «جيمز كلي»، ادعاهاي نهادهاي اطلاعاتي آمريكا درباره برنامه هسته‌اي كره شمالي، به كل نادرست از آب درآمد تا آنجا كه حتي دست‌راستي‌ترين تحليل‌گران در داخل خود آمريكا آن را با ادعاهاي دولت بوش درباره سلاح‌هاي كشتار جمعي عراق در سال 2003 مقايسه كردند. (به عنوان مثال، «ديود آلبرايت»، بازرس اسبق آژانس و مدير موسسه علوم و امنيت بين‌الملل سال 2007 در گزارشي با انجام اين مقايسه نوشته بود: «تحليل‌هاي اطلاعاتي دولت بوش درباره برنامه (غني‌سازي اورانيوم) كره شمالي هم ظاهراً نادرست بوده‌اند.»منبع: اينجا )

مارس 2007، يك مقام اطلاعاتي دولت بوش اعتراف كرد برنامه غني‌سازي اورانيوم كره شمالي وجود نداشته است.

واشنگتن‌پست، پنجشنبه 1 مارس، اعتراف دولت آمريكا را منتشر كرد. خواندن اين مقاله كه خلاصه‌اي از اقدامات آمريكا براي نقض توافق و شكل گرفتن بحران هسته‌اي كره شمالي را نشان مي‌دهد خالي از لطف نيست:

«دولت بوش، از ادعاهاي ديرينه‌اش مبني بر اينكه كره شمالي برنامه‌ مخفيانه‌اي براي غني‌سازي اورانيوم داشته عقب نشست تا برخي از كارشناسان را به اين نتيجه برساند كه تحليل‌هاي اطلاعاتي آغازگر بحران‌هاي مربوط به برنامه هسته‌اي كره شمالي، غلط بوده‌اند.

«ژوزف دي‌تراني»، مسئول امور اطلاعاتي كره شمالي (در دولت آمريكا) روز سه‌شنبه به كنگره گفت علي‌رغم اطمينان زياد از اقدام كره شمالي در خريداري موادي كه مي‌توانند براي استفاده در برنامه‌اي جهت‌ توليد اورانيوم به كار گرفته شوند، درباره اينكه چنين برنامه‌اي اصلا وجود دارد، اطمينان كافي وجود ندارد. در همين حال، «كريستوفر هيل»، مذاكره‌كننده اصلي گفت‌وگوهاي خلع سلاح هفته گذشته در كنفرانسي در واشنگتن گفت مشخص نيست كه اصلا كره شمالي به تكنيك‌هاي لازم براي چنين برنامه‌‌اي رسيده باشد.

«هيل» گفت: «اگر موادي كه كره شمالي خريداري كرده در برنامه غني‌سازي اورانيوم به كار گرفته نشده‌اند، حتما بايد جاي ديگري رفته باشند. خب. بايد بحث كنيم ببينيم آنها كجا هستند و كجا رفته‌اند.»

موضع اين روزهاي دولت آمريكا، كاملاً با اطمينان مقام‌هاي ارشد كشور در سال 2002 در تناقض است. در آن زمان، دولت آمريكا با قاطعيت پيونگ‌يانك را به داشتن برنامه اورانيوم مخفيانه متهم كرد و خواستار نابودي سريع آن شد.

اين اتهامات درباره برنامه اورانيوم ادعايي كره شمالي، نتيجه عكس داد و با دامن زدن به سيري از حوادث، در نهايت به اولين آزمايش هسته‌اي كره شمالي حدود پنج ماه پيش – البته با استفاده از يك ماده ديگر به نام پلوتونيوم – ختم شد.

سال 2002، آمريكا انتقال نفت سوختي وعده داده شده به پيونگ‌يانگ ذيل توافق سال 1994 كه تأسيسات پلوتونيوم كره شمالي را تعطيل كرده بود، متوقف كرد. ابطال توافق سال 1994 دست كره شمالي را براي ذخيره پلوتونيوم كافي براي ساخت 12 سلاح هسته‌اي باز كرد. پيونگ‌يانگ آزمايشش را با بخشي از آن پلوتونيوم انجام داد- در حالي كه از اهميت تأسيسات اورانيوم مورد ادعا كاسته شد.

پلوتونيوم و اورانيوم غني‌شده مسيرهاي متفاوتي براي ساخت سلاح‌هاي هسته‌اي فراهم مي‌آورند. كره شمالي سال گذشته قادر شد با بازفرآوري پسماندهاي ميله‌هاي سوختي – كه در توافق 1994 تحت نظارت سازمان ملل بودند – به پلوتونيوم سطح تسليحاتي براي آزمايش هسته‌اي در سال گذشته دست پيدا كند. برنامه غني‌سازي اورانيوم، مستلزم اين بود كه پيونگ‌يانگ تأسيساتي با هزاران سانتريفيوژ جهت دست‌يابي به اورانيوم با غناي بالا جهت استفاده در سلاح اتمي بسازد.

وقتي بوش سال 2001 روي كار آمد، عده‌اي از مقام‌هاي ارشد دولت، به صراحت درباره توافق سال 1994 كه دولت كلينتون آن را انجام داده بود ابراز ترديد كرده اطلاعات موجود درباره اين تأسيسات اورانيوم را دستاويزي براي پايان دادن به آن قرارداد قرار دادند. سازمان سيا نوامبر 2002 در يك ارزيابي غيرمحرمانه به كنگره خاطرنشان كرده بود كه كره شمالي ساخت نيروگاهي براي توليد اورانيوم تسليحاتي كافي جهت ساخت يك يا دو سلاح اتمي در سال را آغاز كرده است.

ديويد آلبرايت، بازرس سابق تسليحاتي سازمان ملل و رئيس موسسه علوم و امنيت بين‌الملل هفته گذشته در گزارشي اطلاعات مربوط به تأسيسات اورانيوم كره شمالي را به اطلاعات غيرمعتبر قبل از حمله به عراق تشبيه كرد.

«جوئل ويت»، يكي از مقام‌هاي اسبق وزارت خارجه آمريكا كه اخيراً همراه با «آلبريات» ديداري با مقام‌هاي كره شمالي در پيونگ‌يانگ داشته هم در شماره آينده «واشنگتن كوارترلي» درباره اين برآوردهاي اطلاعاتي ابراز ترديد كرده است.  
منبع:خبرگزاری بسیج

خبرگذاری اصفحان

قرآن

از شادی افراطی پرسپولیسی ها در روز پر کشیدن سرطلایی تا بی محلی استقلالی ها به احدی و پورحیدری

به گزارش کاپ،وقتی هوادار پرسپولیس در خلال بازی این تیم با نفت فوت می کند، انتظار نداشتیم سرخ ها از داور بخواهند همچون تیم های اروپایی بازی را متوقف و نیمه کاره بگذارد اما جای تعجب فراوان دارد که در مراسم های تشییع و تدفین و ترحیم این هوادار قدیمی نه تنها مدیریت باشگاه بلکه هیچ یک از مربیان، بازیکنان و دیگر اعضای تیم شرکت نکرده و تسلیت و ابراز همدردی خود را از خانواده یک هوادار به رغم انتقادات صریح برنامه ۹۰ و دیگر رسانه ها دریغ کرده اند.

تاسف بار است که دقیقا ساعاتی پس از درگذشت رضا احدی ستاره اسبق تیم ملی و استقلال که پیشکسوت پرسپولیس نیز محسوب می شود جشن تولد بازیکن پرسپولیس در رختکن تیم برگزار شده و سرخ ها در پی انتقاداتی که بلافاصله در فصای مجازی مطرح شد شروع کردند به انتشار پست هایی برای عرض تسلیت به خانواده احدی.

از آن سو و از جمع بازیکنان استقلال نیر فقط چهار بازیکن تیم افتخار دادند که در مراسم تشییع پیکر احدی حضور یابند و دیگر بازیکنان تیم که میلیاردی قرارداد بسته اند حاصر نشدند برای ادای احترام به یک پیشکسوت پرافتخار تاریخ استقلال در مراسم تشییع و حتی ترحیم شرکت کنند، چرا که در مراسم ترحیم نیز همان نفراتی که در روز تدفین به امجدیه رفته بودند به اتفاق دو سه بازیکن دیگر در مراسم ترحیمی شرکت کردند که حتی ورزشکاران دیگر رشته های ورزشی نیز حضور یافته بودند.

چگونه می شود همایون بهزادی به رغم کسالت شدید دو بار برای عیادت از منصور پورحیدری به بیمارستان ایرانمهر رفته و یکبار هم مجددا از سر دلواپسی به منزل منصورخان می رود اما به رقم انتقاد و درخواست مکرر رسانه ها کمتر بازیکنی از تیم استقلال برای عیادت از احدی و پورحیدری راهی بیمارستان می شود.

آن هم در حالی که پورحیدری به عنوان مدیر و سرپرست تیم هر روز بالای سرهمین بازیکنان بوده و با دلسوزی های پدرانه خود مدام برای حل و فصل مشکلات همین بازیکنان خودش را به زحمت انداخته است.

باعث تاسف است وقتی می شنویم در دیدار تدارکاتی استقلال و تیم ملی دانشجویان حریف آبی ها با بازوبند مشکی به میدان رفته اما تیم استقلال…

آیا باید برویم و با کمی جستجو در اینترنت ده ها نمونه از اقدامات و واکنش های مدیران باشگاه ها و مربیان و بازیکنان تیم اروپایی پس از درگذشت یک هوادار، ستاره و اسطوره را استخراج کرده و آنها را با این رسته گل به آب دادن دو باشگاه فرهنگی و پرطرفدار پایتخت قیاس کنیم تا به این نتیجه برسیم که برخلاف تصورات این ما هستیم که عاطفه و احساس کمتری نسبت به آنها داشته و از قافله حفط احترام و حرمت ها جا مانده ایم؟

وقتی همایون بهزادی یکی از مفاخر فوتبال آسیا دار فانی را وداع گفت کمترین انتظار به میدان رفتن پرسپولیس با پیراهن یکدست مشکی یا برخی اقدامات خاص دیگر برای ادای احترام هر چه بیشتر باشگاه و تیم پرسپولیس به اسطوره پرافتخاری بود که یکی از اصلی ترین بانیان برگزاری پرسپولیس محسوب می شود اما همه اقدامات این تیم در روز فوت اسطوره به ورود بازیکنان با یک قاب عکس سرطلایی و بستن بازوبند مشکی ختم شد.

بازیکنانی که متاسفانه برخی از آنها در نیمه دوم این بازوبند را بر بازو نداشته و پس از سه بار باز کردن دروازه سایپا شادی گل هایی افراطی و زیاده از حد داشته و انگار پس از گلزنی در یک بازی فوق العاده حساس و رسمی و سرنوشت ساز سراز پا نمی شناختند.

بازیکنانی که حتی یک نفر آنها پس از اتمام بازی راهی منزل سرطلایی نشدند تا به خانواده اش تسلیت بگویند و عجیب اینکه از جمع ۲۵ بازیکن تیم فقط دو سرخپوش با تجربه به انتشار پیام تسلیتی اکتفا کرده بودند.

درست مثل آبی ها که در این تیم نیز فقط نفرات باسابقه به عیادت پورحیدری رفته و در مراسم وداع با احدی شرکت کردند. این وسط چندان به مدیران باشگاه و تیم و نقش و مسئولیت آنها در بروز چنین اتفاقاتی اشاره نکردیم.

سخن به درازا کشیده شد. حرف بسیار است و درد دل زیاد. برای نسل جدید فوتبال ایران و ستاره هایش و برای مدیران و مسئولانی که در این هفته های تلخ و عم انگیز سرخابی امتحان خوبی پس ندادند آرزو می کنیم بدانند به کجا می روند و چه قصوری داشته اند.

آرزو می کنیم عاطفه و احساس ما ایرانی ها که همواره به آن می بالیدیم … چه روزگاری شده. به کجا می رویم ما و نسل جدید فوتبال پولکی ما دقیقا به کجا می رود؟ ناکجا آباد؟

[del.icio.us] [Facebook] [Google] [Technorati] [Twitter] [Yahoo!] [Email]

دانلود موزیک

از حمله زشت به صفحه نامزد سابق رونالدو تا مجری معروف با هواداران ایرانی!

ابتدا به نظر می رسید این تنها یک شوخی است؛ انتشار آدرس صفحه مجازی فدراسیون ژاپن یا آدرس سفارت این کشور در تهران برای نشان دادن اعتراض به شکست. این پیغام دست به دست در فضای مجازی می چرخید و همه تصور می کردند این تنها یک شوخی است اما چند ساعت بعد معلوم شد، این شوخی، جدی جدی است! تعدادی از هواداران ناراضی از شکست تیم ملی امید، به جای انتقاد به مسئولان داخلی، سراغ ژاپنی ها رفتند و در صفحه مجازی فدراسیون این کشور، توهین هایی کردند.

 

قطعا ژاپنی ها آخرین کسانی نیستند که در فضای مجازی، مورد حمله بعضی از هواداران نوجوان ایرانی قرار گرفته اند و در آینده باز هم این اتفاقات تکرار می شود. پیش از این هم به صفحه های معروفی در فضای مجازی حمله شده بود که لیست آن را در زیر می بینید.
ایوان زایتسف: بعد از شکست ایران در لیگ جهانی مقابل ایتالیا، ایرانی به صفحه ستاره این تیم حمله کردند. البته زایتسف بعدها پس از برد سه بر صفر ایتالیا، برای ایرانی ها شدیدا کری خوانی کرد.
مسی: بعد از مراسم قرعه کشی جام جهانی به صفحه او حمله شد.
فرناندا لیما: چون لباس خوبی در مراسم قرعه کشی جام جهانی نپوشیده بود، به صفحه این مجری معروف هم حمله شد.
رونالدو: بعد از مرگ مرتضی پاشایی به صفحه او حمله کردند!
نامزد سابق رونالدو: بعد از جدایی از رونالدو، به صفحه او حمله شد!
باشگاه الهلال: پس از حمله هواداران الهلال به صفحه مهدی طارمی به خاطر شادی گلش در بازی مقابل این تیم، ایرانی ها ها به سراغ صفحه رسمی باشگاه الهلال رفتند.
بنجامین ویلیامز: داور استرالیایی بعد از اشتباه بزرگش در بازی ایران و عراق در جام ملت های استرالیا، قرار بود مورد حمله قرار بگیرد اما گویا صفحه نداشت و به اشتباه سراغ صفحه یک بنجامین ویلیامز دیگر رفتند و کلی برای او مشکل درست کردند!

خبر آنلاین

[del.icio.us] [Facebook] [Google] [Technorati] [Twitter] [Yahoo!] [Email]

عکس