چرا وقایع ناگوار در فضای مجازی تبدیل به طنز می‌شود/ مصیبت شو!

چرا وقایع ناگوار در فضای مجازی تبدیل به طنز می‌شود/ مصیبت شو!

گروه فرهنگی جهان نیوز، مهدی مطلق: 10 سال پیش حوادث را تنها می‌شد از صفحه حوادث روزنامه‌ها و سایت‌های خبری دنبال کرد. صفحه حوادث مخاطبان خاصی داشت، عده‌ای تنها هدف‌شان از خرید روزنامه‌ها، گشت و گذار در صفحه حوادث بود، امروز اما وقتی حادثه‌ای رخ می‌دهد، سوژه‌های خبری صفحه حوادث به صورت حداکثری در اختیار مخاطبان عام شبکه‌های مجازی قرار می‌گیرد، مخاطبانی که حوادث را نه از سر علاقه، بلکه به طور اتفاقی و در حال گشت و گذار در کانال‌های خبری یا کانال‌های طنز می‌بینند.

کانال‌های زیادی وجود دارند که همواره پس از یک رویداد شاهد پیام‌های متواتر طنز نسبت به آن واقعه در این کانال‌ها هستیم. حادثه‌ای که در این چند روزه تبدیل به سوژه طنز کانال‌های تلگرامی شده است، حادثه مرگ پیرمردی ۶۶ ساله است که یک رپر زیرزمینی، در این پرونده متهم است.

رپری که با رپ اجتماعی خود هواداران زیادی پیدا کرده است. بازنمایی معنایی این قتل، مانند بیشتر حوادث ناگوار و جدی، این روزها رنگ و بویی طنز به خود گرفته است. پرسش اصلی اما این است که چگونه یک حادثه تلخ، تبدیل به یک سوژه طنز می‌شود؟ و اینکه آیا ژن ایرانی با طنازی پیوند خورده است؟

اساسا پیدا کردن پاسخ دقیق چنین سوالاتی، نیازمند فهم روند کنش‌های اجتماعی افراد است، کنش‌هایی که تا قبل از فراگیر شدن فضای مجازی، در بستر فضای حقیقی جلوه پیدا می‌کرد. ماهیت  فضای مجازی که قرار بود روند زندگی را برای انسان  مدرن تسهیل کند، امروز فارغ از راحت‌تر کردن یا نکردن امور مردم، تبدیل به متن زندگی روزمره مردم ما شده است. سخن گفتن از یک ماجرای تلخ، تنها زمانی می‌تواند به شیوه‌ای طنز بروز داشته باشد که دیگر آن حادثه برای ما تلخ نباشد،  بلکه تبدیل به سوژه‌ای می‌شود که می‌تواند چند ماهیت داشته باشد، هم می‌تواند ماهیتی تلخ داشته باشد و هم می‌تواند ماهیتی طنز داشته باشد و این قضیه بیشتر از آنکه، به ژن طناز ایرانی‌ها بازگردد، به ماهیت فضای مجازی بازمی‌گردد که خود برساخته‌ای از دنیای مدرن است.

وقتی از دنیای مدرن صحبت می‌کنیم، یعنی دقیقا داریم از مفهومی صحبت می‌کنیم که ماهیتش پذیرش تکثر است. مفهومی که هیچگاه وحدت‌پذیر نیست و این مهم‌ترین چیزی است که گفتمان مدرن را تا امروز سرپا نگه داشته است. نوع مواجهه جامعه ایران با پدیده‌های مدرن، همیشه مانند یک تصادف غیرمنتظره بوده است، تصادفی که ما از رخ‌دادنش آگاهی نداریم و خودمان را برای مواجهه‌اش آماده نکرده‌ایم و وقتی این تصادف رخ می‌دهد، آنچنان برای‌مان غیرمنتظره است که فرصت تفکر را از ما سلب می‌کند.

فضای مجازی و به صورت خاص شبکه‌های اجتماعی نیز به عنوان پدیده‌هایی مدرن، آنچنان ناگهانی وارد جامعه ما شد که نتوانستیم درباره نوع مواجهه خود با آن تامل کنیم و موقعی که کاملا درگیرش شدیم، آنگاه به فکر فرو رفتیم و درباره ماهیت و کارکردش تامل کردیم.

البته این تامل نیز به راحتی امکانپذیر نیست، چون زیست ما اکنون مجازی شده و ذهنیت ما به صورت ناخودآگاه از این فضا تاثیر پذیرفته و این یعنی ما نمی‌توانیم به آسانی درباره چیزی که در آن غوطه‌وریم، قضاوت درستی داشته باشیم. خواسته یا ناخواسته ما درگیر شبکه‌های اجتماعی شده‌ایم و با وجود آنکه از مضراتش در وجوه مختلف زندگی‌مان آگاهی داریم، نمی‌توانیم روزی را تصور کنیم که  دیگر خبری از تلگرام، اینستاگرام یا توییتر نباشد، همانطور که نمی‌توانیم روزی را بدون موبایل و اتومبیل تصور کنیم.

وقتی یک ماهیت متکثر و وحدت ناپذیر به بخشی از زندگی روزمره ما تبدیل می‌شود، ناگزیر باید بپذیریم که حد و مرز‌های اخلاقی، عرفی، سیاسی، مذهبی و… اعتبار خودشان را از دست می‌دهند. مثلا ما می‌دانیم که در ایام محرم، در کانالی  که عقاید مذهبی ما به سخره گرفته می‌شود و شاید حتی مدتی از آن کانال خارج شویم اما مدتی بعد بنا به دلایل همیشگی، به عضویت آن کانال در‌می‌آییم و این یعنی ما این «بی‌مرزی» را پذیرفته‌ایم.

بی‌مرزی‌ای که بدون هیچ عقیده، مکتب یا ایدئولوژی‌ای، به تمام مکاتب و عقاید می‌تازد و ما جز پذیرش آن چاره‌ای نداشته‌ایم. ماجرای قتل پیرمرد ۶۶ ساله بیش از آنکه  نمودی تلخ داشته باشد، به صورت طنز بازنمایی می‌شود و این بخشی از حقیقت جامعه ما است، حقیقتی که پذیرش «بی‌مرزی» برایش تبدیل به یک عادت روزمره شده است، عادتی که روز به روز درون افراد جامعه نهادینه‌تر می‌شود و این امر به معنای این است که جامعه  روز به روز بیشتر به سمت بحران‌های اخلاقی کشیده می‌شود. بحران‌هایی که مهم‌ترین ویژگی‌شان، نسبی‌گرایی است و عاقبت نسبی‌گرایی، پوچ‌انگاری است.

شاید کلید فهم رخدادهایی شبیه ماجرای بنیتا در همین پوچ‌گرایی باشد که ریشه‌اش در عدم مرزبندی ما با پدیده‌های مدرنی است که روز به روز، ساده‌تر از قبل آنها را وارد زندگی خود می‌کنیم. اینکه انگیزه حمید صفت از انجام آن کار چه بوده، برای ما مهم نیست، آنچه مهم است، اینکه بازنمایی این واقعه، حقیقت را ذبح می‌کند یا به صورت طنز، آن عمل را بی‌اعتبار می‌کند یا با واکنش‌های احساسی ناشی از سلبریتی‌زدگی، عمل آن فرد را توجیه می‌کند و این یعنی رواج بی‌مرزی پدیده‌ها و بی‌اعتبار شدن حقیقت و اخلاق.

چرا وقایع ناگوار در فضای مجازی تبدیل به طنز می‌شود/ مصیبت شو!

گروه فرهنگی جهان نیوز، مهدی مطلق: 10 سال پیش حوادث را تنها می‌شد از صفحه حوادث روزنامه‌ها و سایت‌های خبری دنبال کرد. صفحه حوادث مخاطبان خاصی داشت، عده‌ای تنها هدف‌شان از خرید روزنامه‌ها، گشت و گذار در صفحه حوادث بود، امروز اما وقتی حادثه‌ای رخ می‌دهد، سوژه‌های خبری صفحه حوادث به صورت حداکثری در اختیار مخاطبان عام شبکه‌های مجازی قرار می‌گیرد، مخاطبانی که حوادث را نه از سر علاقه، بلکه به طور اتفاقی و در حال گشت و گذار در کانال‌های خبری یا کانال‌های طنز می‌بینند.

کانال‌های زیادی وجود دارند که همواره پس از یک رویداد شاهد پیام‌های متواتر طنز نسبت به آن واقعه در این کانال‌ها هستیم. حادثه‌ای که در این چند روزه تبدیل به سوژه طنز کانال‌های تلگرامی شده است، حادثه مرگ پیرمردی ۶۶ ساله است که یک رپر زیرزمینی، در این پرونده متهم است.

رپری که با رپ اجتماعی خود هواداران زیادی پیدا کرده است. بازنمایی معنایی این قتل، مانند بیشتر حوادث ناگوار و جدی، این روزها رنگ و بویی طنز به خود گرفته است. پرسش اصلی اما این است که چگونه یک حادثه تلخ، تبدیل به یک سوژه طنز می‌شود؟ و اینکه آیا ژن ایرانی با طنازی پیوند خورده است؟

اساسا پیدا کردن پاسخ دقیق چنین سوالاتی، نیازمند فهم روند کنش‌های اجتماعی افراد است، کنش‌هایی که تا قبل از فراگیر شدن فضای مجازی، در بستر فضای حقیقی جلوه پیدا می‌کرد. ماهیت  فضای مجازی که قرار بود روند زندگی را برای انسان  مدرن تسهیل کند، امروز فارغ از راحت‌تر کردن یا نکردن امور مردم، تبدیل به متن زندگی روزمره مردم ما شده است. سخن گفتن از یک ماجرای تلخ، تنها زمانی می‌تواند به شیوه‌ای طنز بروز داشته باشد که دیگر آن حادثه برای ما تلخ نباشد،  بلکه تبدیل به سوژه‌ای می‌شود که می‌تواند چند ماهیت داشته باشد، هم می‌تواند ماهیتی تلخ داشته باشد و هم می‌تواند ماهیتی طنز داشته باشد و این قضیه بیشتر از آنکه، به ژن طناز ایرانی‌ها بازگردد، به ماهیت فضای مجازی بازمی‌گردد که خود برساخته‌ای از دنیای مدرن است.

وقتی از دنیای مدرن صحبت می‌کنیم، یعنی دقیقا داریم از مفهومی صحبت می‌کنیم که ماهیتش پذیرش تکثر است. مفهومی که هیچگاه وحدت‌پذیر نیست و این مهم‌ترین چیزی است که گفتمان مدرن را تا امروز سرپا نگه داشته است. نوع مواجهه جامعه ایران با پدیده‌های مدرن، همیشه مانند یک تصادف غیرمنتظره بوده است، تصادفی که ما از رخ‌دادنش آگاهی نداریم و خودمان را برای مواجهه‌اش آماده نکرده‌ایم و وقتی این تصادف رخ می‌دهد، آنچنان برای‌مان غیرمنتظره است که فرصت تفکر را از ما سلب می‌کند.

فضای مجازی و به صورت خاص شبکه‌های اجتماعی نیز به عنوان پدیده‌هایی مدرن، آنچنان ناگهانی وارد جامعه ما شد که نتوانستیم درباره نوع مواجهه خود با آن تامل کنیم و موقعی که کاملا درگیرش شدیم، آنگاه به فکر فرو رفتیم و درباره ماهیت و کارکردش تامل کردیم.

البته این تامل نیز به راحتی امکانپذیر نیست، چون زیست ما اکنون مجازی شده و ذهنیت ما به صورت ناخودآگاه از این فضا تاثیر پذیرفته و این یعنی ما نمی‌توانیم به آسانی درباره چیزی که در آن غوطه‌وریم، قضاوت درستی داشته باشیم. خواسته یا ناخواسته ما درگیر شبکه‌های اجتماعی شده‌ایم و با وجود آنکه از مضراتش در وجوه مختلف زندگی‌مان آگاهی داریم، نمی‌توانیم روزی را تصور کنیم که  دیگر خبری از تلگرام، اینستاگرام یا توییتر نباشد، همانطور که نمی‌توانیم روزی را بدون موبایل و اتومبیل تصور کنیم.

وقتی یک ماهیت متکثر و وحدت ناپذیر به بخشی از زندگی روزمره ما تبدیل می‌شود، ناگزیر باید بپذیریم که حد و مرز‌های اخلاقی، عرفی، سیاسی، مذهبی و… اعتبار خودشان را از دست می‌دهند. مثلا ما می‌دانیم که در ایام محرم، در کانالی  که عقاید مذهبی ما به سخره گرفته می‌شود و شاید حتی مدتی از آن کانال خارج شویم اما مدتی بعد بنا به دلایل همیشگی، به عضویت آن کانال در‌می‌آییم و این یعنی ما این «بی‌مرزی» را پذیرفته‌ایم.

بی‌مرزی‌ای که بدون هیچ عقیده، مکتب یا ایدئولوژی‌ای، به تمام مکاتب و عقاید می‌تازد و ما جز پذیرش آن چاره‌ای نداشته‌ایم. ماجرای قتل پیرمرد ۶۶ ساله بیش از آنکه  نمودی تلخ داشته باشد، به صورت طنز بازنمایی می‌شود و این بخشی از حقیقت جامعه ما است، حقیقتی که پذیرش «بی‌مرزی» برایش تبدیل به یک عادت روزمره شده است، عادتی که روز به روز درون افراد جامعه نهادینه‌تر می‌شود و این امر به معنای این است که جامعه  روز به روز بیشتر به سمت بحران‌های اخلاقی کشیده می‌شود. بحران‌هایی که مهم‌ترین ویژگی‌شان، نسبی‌گرایی است و عاقبت نسبی‌گرایی، پوچ‌انگاری است.

شاید کلید فهم رخدادهایی شبیه ماجرای بنیتا در همین پوچ‌گرایی باشد که ریشه‌اش در عدم مرزبندی ما با پدیده‌های مدرنی است که روز به روز، ساده‌تر از قبل آنها را وارد زندگی خود می‌کنیم. اینکه انگیزه حمید صفت از انجام آن کار چه بوده، برای ما مهم نیست، آنچه مهم است، اینکه بازنمایی این واقعه، حقیقت را ذبح می‌کند یا به صورت طنز، آن عمل را بی‌اعتبار می‌کند یا با واکنش‌های احساسی ناشی از سلبریتی‌زدگی، عمل آن فرد را توجیه می‌کند و این یعنی رواج بی‌مرزی پدیده‌ها و بی‌اعتبار شدن حقیقت و اخلاق.

چرا وقایع ناگوار در فضای مجازی تبدیل به طنز می‌شود/ مصیبت شو!

استقلال باید یک سرمربی خارجی بیارود / چرا رحمتی باید در لیست فروش قرار بگیره!

استقلال باید یک سرمربی خارجی بیارود / چرا رحمتی باید در لیست فروش قرار بگیره!

به گزارش ، سید علی موسوی در خصوص بحران کنونی استقلال موضعگیری و اعلام کرده مشکل باید ریشه ای حل شود.

وی با انتشار مطلبی انتقادآمیز در صفحه اجتماعی خود نوشت:

«استقلال به کجا می رود! به خدا همه طرفدارها سر کار هستن، تو استقلال ٩۵ هیچ کس حرفه ای عمل نمی کنه! به خدا فوتبال دیگه با این روش نتیجه به دست نمیاد، باید بریم سراغ مربیان خارجی که ریشه ای فوتبال را درمان کنند.

آیا ما تا به حال مربی ایرانی به خارج از کشور صادر کردیم؟!! پس ما مشکل داریم، چرا بازیکنان ایرانی خارج از کشور همیشه خوبن، چون زیر نظر مربی حرفه ای و مدیر حرفه ای کار می کنند و همیشه آماده هستند. چرا عرب ها دارند از ما سبقت می گیرند؟ چون همیشه با مربی خارجی خوب کار کردند!

آخه تنها جایی که به تجربه نیاز هست دروازبانی یک تیمه، باید در لیست فروش قرار بگیره! منصوریان ها، مجیدی ها، و غیره برای خیلی از طرفدارها محبوبند اما با چه قیمتی!

استقلال باید با یک مربی خارجی استارت بزنه و مدیریت – به قول شما – اسطوره های استقلال را بغل این مربی به کار ببرند که نتیجه حاصل بشه. به خدا خسته شدیم از این چرخش ها و قلعه نویی بیاد! فردا حیا کن رها کن، مظلومی بیاد حیا کن رها کن، بابا دیروز با شعارهای شما رفتند!!

باید اساسی و حرفه ای فکر کرد نه مقطعی، نه باید احساسی فکر کرد، هر مدیر عاملی میاد می بینه طرفدارهای منصوریان زیادند، بدون کارشناسی مربی میاره، فردا مدیرعامل عوض میشه می بینه طرفدارها مجیدی رو میخوان بدون کارشناسی و برای محبوبیت خودش مجیدی رو میاره و … .

به خدا برای انتخاب مربی و بازیکنان باید وقت گذاشته بشه و با کارشناسی بازیکن و مربی انتخاب بشه، نه احساسی، خیلی از مربی ها و مدیرعامل ها فقط از احساس پاک طرفدارها سوء استفاده می کنند و… .

 

دوست ندارم از تیم پرسپولیس نام ببرم، اما یک حقیقته که یک مربی حرفه ای توانسته پرسپولیس را طوری تمرین بده که از پارسال تا حالا همش روند صعودی داشته کاری که هیچ کس از اسطورهای پرسپولیس نتوانستند انجام بدهند، استیلی، گل محمدی، درخشان، دایی، پس فرق فوتبال حرفه ای و فوتبال احساسی خیلی فرق میکنه، به امید روزهای خوش😓»

 

 

 

استقلال باید یک سرمربی خارجی بیارود / چرا رحمتی باید در لیست فروش قرار بگیره!

به گزارش ، سید علی موسوی در خصوص بحران کنونی استقلال موضعگیری و اعلام کرده مشکل باید ریشه ای حل شود.

وی با انتشار مطلبی انتقادآمیز در صفحه اجتماعی خود نوشت:

«استقلال به کجا می رود! به خدا همه طرفدارها سر کار هستن، تو استقلال ٩۵ هیچ کس حرفه ای عمل نمی کنه! به خدا فوتبال دیگه با این روش نتیجه به دست نمیاد، باید بریم سراغ مربیان خارجی که ریشه ای فوتبال را درمان کنند.

آیا ما تا به حال مربی ایرانی به خارج از کشور صادر کردیم؟!! پس ما مشکل داریم، چرا بازیکنان ایرانی خارج از کشور همیشه خوبن، چون زیر نظر مربی حرفه ای و مدیر حرفه ای کار می کنند و همیشه آماده هستند. چرا عرب ها دارند از ما سبقت می گیرند؟ چون همیشه با مربی خارجی خوب کار کردند!

آخه تنها جایی که به تجربه نیاز هست دروازبانی یک تیمه، باید در لیست فروش قرار بگیره! منصوریان ها، مجیدی ها، و غیره برای خیلی از طرفدارها محبوبند اما با چه قیمتی!

استقلال باید با یک مربی خارجی استارت بزنه و مدیریت – به قول شما – اسطوره های استقلال را بغل این مربی به کار ببرند که نتیجه حاصل بشه. به خدا خسته شدیم از این چرخش ها و قلعه نویی بیاد! فردا حیا کن رها کن، مظلومی بیاد حیا کن رها کن، بابا دیروز با شعارهای شما رفتند!!

باید اساسی و حرفه ای فکر کرد نه مقطعی، نه باید احساسی فکر کرد، هر مدیر عاملی میاد می بینه طرفدارهای منصوریان زیادند، بدون کارشناسی مربی میاره، فردا مدیرعامل عوض میشه می بینه طرفدارها مجیدی رو میخوان بدون کارشناسی و برای محبوبیت خودش مجیدی رو میاره و … .

به خدا برای انتخاب مربی و بازیکنان باید وقت گذاشته بشه و با کارشناسی بازیکن و مربی انتخاب بشه، نه احساسی، خیلی از مربی ها و مدیرعامل ها فقط از احساس پاک طرفدارها سوء استفاده می کنند و… .

 

دوست ندارم از تیم پرسپولیس نام ببرم، اما یک حقیقته که یک مربی حرفه ای توانسته پرسپولیس را طوری تمرین بده که از پارسال تا حالا همش روند صعودی داشته کاری که هیچ کس از اسطورهای پرسپولیس نتوانستند انجام بدهند، استیلی، گل محمدی، درخشان، دایی، پس فرق فوتبال حرفه ای و فوتبال احساسی خیلی فرق میکنه، به امید روزهای خوش(image) »

 

 

 

استقلال باید یک سرمربی خارجی بیارود / چرا رحمتی باید در لیست فروش قرار بگیره!

باید دید چرا شاه مهره نقل و انتقالات در استقلال موفق نبود / برانکو حاشیه ها را کشت / مربی خارجی برای منصوریان چماق کرده اند

باید دید چرا شاه مهره نقل و انتقالات در استقلال موفق نبود / برانکو حاشیه ها را کشت / مربی خارجی برای منصوریان چماق کرده اند

پرویز مظلومی درباره روند استقلال در دور رفت لیگ برتر اظهار داشت: «پس از تغییراتی که در استقلال انجام شد و خواسته مردم در بحث نقل و انتقالات صورت گرفت، انتظارات از بازیکنان جدید بالا بود. متاسفانه بازیکنان جدید خواسته ها را برآورده نکردند. دلیلش را باید واقعا جستجو کرد. به طور حتم در موفقیت یک تیم بازیکن هست که می تواند تاثیرگذار باشد.»

وی ادامه داد: «بدون تعارف بگویم نفراتی که به استقلال اضافه شدند بازیکنان خوبی بودند و باید کالبد شکافی شود که چرا در استقلال عملکرد موثری نداشتند. بختیار رحمانی بازیکن بزرگی بود و هست و باید دید چرا در استقلال موفق نشد. او شاه مهره نقل و انتقالات استقلال بود. امیدوارم مشخص شود که چرا این نفرات خروجی مناسب را نداشتند.»

سرمربی سابق استقلال خاطرنشان کرد: «برنامه ما در زمان حضور در استقلال سه ساله بود. خوشحالم امروز محسن کریمی، برزای، فرشید اسماعیلی، امید نورافکن و خیلی های دیگر موفق هستند و ما روسفید کردند.»

وی ادامه داد: «من برای استقلال آرزوی موفقیت می کنم و به عنوان یک هوادار در خدمت تیم محبوبم هستم. توصیه ام به بازیکنان این است که تلاش بیشتری کنند. استقلال تیم خوبی است و می تواند به رده های بالای جدول برسد و حتی نیم نگاهی به قهرمانی داشته باشد.»

پیشکسوت استقلال افزود: «در تیم های بزرگی مثل استقلال و پرسپولیس من اعتقاد دارم موضوع فنی در بحث دوم موفقیت قرار دارد. اگر یک مربی حاشیه را کنترل کند می تواند بحث فنی را پیش ببرد. سال گذشته دیدیم که پرسپولیس با حمایت هواداران به بازی ها برگشت و برانکو حاشیه ها را کشت. هر چند از نظر من فوت خدا بیامرز هادی نوروزی هم در اتحاد میان پرسپولیسی ها نقش داشت. این را می خواهم به صراحت بگویم که متاسفانه کسانی در باشگاه هستند که دنبال منافع خودشان اند. زمان من هم بودند و الان هم آنها هستند و در این روزها رفته اند مربی خارجی را برای منصوریان چماق کرده اند. در این شرایط منصوریان چطور می تواند کار کند؟»

مظلومی درباره خروج نام سید مهدی رحمتی از فهرست استقلال گفت: «من در این باره نظری ندارم. بازیکنان بزرگی در استقلال بوده اند اما استقلال به نام ها متکی نیست و آمدن و رفتن هیچ بازیکنی مهم نیست. امیدوارم رحمتی در استقلال بماند اما این را بگویم که استقلال با رفتن هیچ کسی صدمه نمی بیند.»

باید دید چرا شاه مهره نقل و انتقالات در استقلال موفق نبود / برانکو حاشیه ها را کشت / مربی خارجی برای منصوریان چماق کرده اند

پرویز مظلومی درباره روند استقلال در دور رفت لیگ برتر اظهار داشت: «پس از تغییراتی که در استقلال انجام شد و خواسته مردم در بحث نقل و انتقالات صورت گرفت، انتظارات از بازیکنان جدید بالا بود. متاسفانه بازیکنان جدید خواسته ها را برآورده نکردند. دلیلش را باید واقعا جستجو کرد. به طور حتم در موفقیت یک تیم بازیکن هست که می تواند تاثیرگذار باشد.»

وی ادامه داد: «بدون تعارف بگویم نفراتی که به استقلال اضافه شدند بازیکنان خوبی بودند و باید کالبد شکافی شود که چرا در استقلال عملکرد موثری نداشتند. بختیار رحمانی بازیکن بزرگی بود و هست و باید دید چرا در استقلال موفق نشد. او شاه مهره نقل و انتقالات استقلال بود. امیدوارم مشخص شود که چرا این نفرات خروجی مناسب را نداشتند.»

سرمربی سابق استقلال خاطرنشان کرد: «برنامه ما در زمان حضور در استقلال سه ساله بود. خوشحالم امروز محسن کریمی، برزای، فرشید اسماعیلی، امید نورافکن و خیلی های دیگر موفق هستند و ما روسفید کردند.»

وی ادامه داد: «من برای استقلال آرزوی موفقیت می کنم و به عنوان یک هوادار در خدمت تیم محبوبم هستم. توصیه ام به بازیکنان این است که تلاش بیشتری کنند. استقلال تیم خوبی است و می تواند به رده های بالای جدول برسد و حتی نیم نگاهی به قهرمانی داشته باشد.»

پیشکسوت استقلال افزود: «در تیم های بزرگی مثل استقلال و پرسپولیس من اعتقاد دارم موضوع فنی در بحث دوم موفقیت قرار دارد. اگر یک مربی حاشیه را کنترل کند می تواند بحث فنی را پیش ببرد. سال گذشته دیدیم که پرسپولیس با حمایت هواداران به بازی ها برگشت و برانکو حاشیه ها را کشت. هر چند از نظر من فوت خدا بیامرز هادی نوروزی هم در اتحاد میان پرسپولیسی ها نقش داشت. این را می خواهم به صراحت بگویم که متاسفانه کسانی در باشگاه هستند که دنبال منافع خودشان اند. زمان من هم بودند و الان هم آنها هستند و در این روزها رفته اند مربی خارجی را برای منصوریان چماق کرده اند. در این شرایط منصوریان چطور می تواند کار کند؟»

مظلومی درباره خروج نام سید مهدی رحمتی از فهرست استقلال گفت: «من در این باره نظری ندارم. بازیکنان بزرگی در استقلال بوده اند اما استقلال به نام ها متکی نیست و آمدن و رفتن هیچ بازیکنی مهم نیست. امیدوارم رحمتی در استقلال بماند اما این را بگویم که استقلال با رفتن هیچ کسی صدمه نمی بیند.»

باید دید چرا شاه مهره نقل و انتقالات در استقلال موفق نبود / برانکو حاشیه ها را کشت / مربی خارجی برای منصوریان چماق کرده اند

برجام برای کسانی که می‌گفتند چرا این‌ همه «مرگ بر آمریکا» می‌گویید تجربه شد

برجام برای کسانی که می‌گفتند چرا این‌ همه «مرگ بر آمریکا» می‌گویید تجربه شد

خبرگزاری فارس: برجام برای کسانی که می‌گفتند چرا این‌ همه «مرگ بر آمریکا» می‌گویید تجربه شد

به گزارش از مشهد، حسن رحیم‌پور ازغدی عصر یکشنبه در سخنرانی با موضوع «نقش مقام معظم رهبری در دفاع مقدس و مقاومت اسلامی» که در دانشگاه منتظری برگزار شد، اظهار داشت: اگر جنگ منطقه را با چشم مسلح نگاه کنیم، متوجه می‌شویم که این جنگ ادامه جنگ هشت‌ ساله و یکی از جنگ‌های جهانی است و تمام جریان‌هایی که کنار صدام بودند، اکنون علیه عراق و صدام و سوریه می‌جنگند.

وی با بیان اینکه جنگ منطقه جنگ جهانی است که بیش از ۳۰ کشور در آن مداخله می‌کنند، افزود: در رأس جنگ منطقه دو الی سه کشور دیده می‌شوند اما بین ۲۰ تا ۳۰ کشور در این جنگ حضور دارند.

استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به اینکه سوریه تنها کشور عربی بود که به فلسطین خیانت نکرد، اضافه کرد: سوریه کشوری متفاوت است، چراکه تمام دولت‌های عربی به فلسطین خیانت کرده بودند و سوریه تنها کشور عربی است که خیانت نکرده و سوریه اگر نبود، لبنان آزاد نمی‌شد و غزه مقاومت نمی‌کرد و شکست‌های پی‌درپی رژیم صهیونیستی اتفاق نمی‌افتاد.

رحیم‌پور ازغدی به حضور ایران در سوریه اشاره و عنوان کرد: دولت عراق و سوریه بارها اعلام کرده‌اند که اگر مشورت‌های نظامی و فرماندهی ایران نبود، گروهک تروریستی داعش تاکنون کل عراق و سوریه را می‌گرفت و این نشان از قدرت نظامی و عملیاتی ایران دارد که بدون اینکه حضور مستقیم داشته باشد توانسته دو کشور اسلامی را از سقوط نجات دهد‌.

وی با تأکید بر اینکه اگر موقعیت عراق و سوریه تثبیت بماند مقاومت ضد صهیونیستی تقویت و احیا می‌شود، متذکر شد: رژیم صهیونیستی خط مقدم استعمار غرب است و اگر سقوط کند دژ استعمار غرب شکسته خواهد شد، چراکه تمام غرب پشت رژیم صهیونیستی است و اگر بشکند تاریخ جدیدی آغاز می‌شود و تاریخ ۲۰۰ ساله استعمار به هم می‌ریزد که این امر هم دور نیست.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی یادآور شد: در ظاهر صحنه گروهک تروریستی داعش ۲ دسته آدم وجود دارند، یک گروه مزدورانی هستند که پول می‌گیرند و گروه دیگر افراد ساده‌ای هستند که فکر می‌کنند این نبردی برای تشکیل خلافت اسلامی است و فریب‌خورده هستند که این گروه قربانیان دسته اول هستند و کارهای انتحاری و سخت بر عهده آن‌هاست و همین‌ها بودند که در اروپا حرکت‌های تروریستی انجام دادند، اما در پشت‌صحنه داعش، تمام قدرت‌های دیکتاتوری و حکومت‌های منطقه مثل امارات، اردن، قطر، ترکیه، عربستان قرار دارند.

رحیم‌پور با اشاره به اینکه رژیم صهیونیستی به‌ صراحت اعلام کرده که داعش در سوریه به نفع ماست، تصریح کرد: گروهک تروریستی داعش به نفع آن‌هاست و در ادامه هم داعش اعلام می‌کند که مشکل ما حکومت سوریه است و این نشان می‌دهد که کشورهای غربی از داعش حمایت می‌کنند.

وی با بیان اینکه اگر ایران از سوریه و عراق حمایت نمی‌کرد اکنون این دو کشور به دست آل‌سعود، رژیم صهیونیستی و آمریکا بود، تبیین کرد: اصلی‌ترین هدف این جنگ‌ها، ایران است و حتی یکی از نگرانی‌های کشورهای غربی این است که اگر جنگ در سوریه و عراق تمام شود این نیروها در اروپا حضور پیدا می‌کنند، پس بهتر است در همین منطقه باشند تا از بین بروند یا جبهه مقاومت را بشکنند.

استاد حوزه و دانشگاه مطرح کرد: می‌خواهند سوریه را به سه کشور و ایران را به پنج تا هفت‌ کشور تجزیه کنند و حتی نقشه ایران جدید را منتشر و تقسیمات را براساس قومیت و مذهب پیش‌بینی کرده‌اند و می‌خواهند جنگ قومی و شیعه و سنی راه‌ بیندازند و وقتی جنگ راه بیفتد رسماً جنگ جهانی است که همه کشورها به شعله‌ور شدن آن کمک می‌کنند و فقط اسم آن جنگ داخلی است.

رحیم‌پور در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به فتنه ۸۸ افزود: کشورهای غربی نشان دادند که فقط منتظرند یک درگیری در ایران شروع شود تا به آتش آن دامن بزنند.

وی تصریح کرد: عده‌ای جنگ ۸ ساله را جنگ ایدئولوژیکی و انقلابی می‌دانستند، حال‌ آنکه جنگ جدا از اسلام جنگ وطن بود و منطقه نفت‌خیز کشور سقوط کرده بود، اما همه می‌دانیم کسانی خاک ایران را حفظ کردند که ایرانی مسلمان بودند و برای دفاع از اسلام و آرمان‌های انقلاب اسلامی جنگیدند و امروز هم کسانی می‌گویند نباید در منطقه بجنگیم اما ترامپ اقرار می‌کند که حمله به سوریه برابر با حمله به ایران و روسیه است و ما نمی‌توانیم با آن‌ها وارد جنگ شویم.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی داز سخنان خود با اشاره به قرارداد برجام گفت: ما به تمام تعهداتمان عمل کردیم، اما آن‌ها به ۹۰ درصد تعهداتشان عمل نکردند، این قرارداد آزمایشی لازم برای نسل جدید بود که بر سر آن هزینه دادیم و تجربه‌ای شد برای کسانی که می‌گفتند شما چرا این‌ همه «مرگ بر آمریکا» می‌گویید و چرا یک‌بار با آن‌ها مذاکره نمی‌کنید! با این ‌حال ما از پیشرفت خود در این زمینه عقب ماندیم و جبران عقب‌ماندگی هزینه دارد و جلوی نهضت علمی که رخ‌ داده بود گرفته شد، در حالی‌ که ما می‌توانستیم تجربه نکنیم، چراکه کافی است عقل خود را به کار اندازیم که آمریکا چرا باید پیشرفت ما را بخواهد.

رحیم‌پور تأکید کرد: بعضی‌ها در مورد جنگ‌های منطقه هم می‌گویند بیایید تجربه کنیم و به کشورهای منطقه کمک نکنیم، اما باید بدانیم که اگر امروز و در خارج از مرزها کمک نکنیم چندین سال بعد باید در داخل و با چند برابر هزینه بجنگیم؛ شاید که موفق شویم، باید بدانیم ملت ایران موش آزمایشگاهی نیست و کاری که در هسته‌ای با ما کردند را صد برابر در جنگ‌های منطقه‌ای با ما می‌کنند و اگر ایران ضعف نشان دهد و تسلیم وعده‌ها شود و کشورهای منطقه را رها کند به دو سال هم نخواهد رسید که ایران را خواهند گرفت.

وی ادامه داد: اگر در مسائل منطقه‌ای کوتاهی کنیم تروریسمی صد برابر وحشی‌تر در ایران به اسم قومیت، مذهب، جنگ آب و تمام اختلافاتی که هست، اتفاق می‌افتد.

فارس/استاد حوزه و دانشگاه با انتقاد از کسانی که می‌گویند باید به فکر منافع مادی خود باشیم، بیان کرد: منافع ملی از امنیت، اقتصاد و رشد علم حاصل می‌شود و وقتی امنیت نباشد رفاهی هم وجود نخواهد داشت و نباید تصور کرد که اگر به عراق و سوریه مسلط شوند پشت مرزهای ایران به احترام آریایی بودنمان می‌ایستند و به ما حمله نمی‌کنند، چراکه هدف اصلی آن‌ها ایران است.

رحیم‌پور توضیح داد: اکنون ما در موضع قدرت و در خارج از ایران، جنگ را مدیریت می‌کنیم، در حالی‌ که اگر این کار را نکنیم باید در سال‌های آینده از موضع ضعف و منفعلانه دفاع کنیم و چندین برابر هزینه دهیم.

وی در پایان تشریح کرد: ایران هوشمندانه‌ترین نوع جنگ را بدون هزینه و بدون حضور مستقیم نیروها مدیریت کرده و باعث شده است که مدیریت جنگ بر عهده ما باشد و باید بدانیم که سوریه برای ایران می‌جنگد نه ایران برای سوریه درواقع عراق و سوریه سپر ایران شده‌اند چراکه درنهایت همه باهم یک جبهه متحد هستیم.

برجام برای کسانی که می‌گفتند چرا این‌ همه «مرگ بر آمریکا» می‌گویید تجربه شد

(image)

به گزارش از مشهد، حسن رحیم‌پور ازغدی عصر یکشنبه در سخنرانی با موضوع «نقش مقام معظم رهبری در دفاع مقدس و مقاومت اسلامی» که در دانشگاه منتظری برگزار شد، اظهار داشت: اگر جنگ منطقه را با چشم مسلح نگاه کنیم، متوجه می‌شویم که این جنگ ادامه جنگ هشت‌ ساله و یکی از جنگ‌های جهانی است و تمام جریان‌هایی که کنار صدام بودند، اکنون علیه عراق و صدام و سوریه می‌جنگند.

وی با بیان اینکه جنگ منطقه جنگ جهانی است که بیش از ۳۰ کشور در آن مداخله می‌کنند، افزود: در رأس جنگ منطقه دو الی سه کشور دیده می‌شوند اما بین ۲۰ تا ۳۰ کشور در این جنگ حضور دارند.

استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به اینکه سوریه تنها کشور عربی بود که به فلسطین خیانت نکرد، اضافه کرد: سوریه کشوری متفاوت است، چراکه تمام دولت‌های عربی به فلسطین خیانت کرده بودند و سوریه تنها کشور عربی است که خیانت نکرده و سوریه اگر نبود، لبنان آزاد نمی‌شد و غزه مقاومت نمی‌کرد و شکست‌های پی‌درپی رژیم صهیونیستی اتفاق نمی‌افتاد.

رحیم‌پور ازغدی به حضور ایران در سوریه اشاره و عنوان کرد: دولت عراق و سوریه بارها اعلام کرده‌اند که اگر مشورت‌های نظامی و فرماندهی ایران نبود، گروهک تروریستی داعش تاکنون کل عراق و سوریه را می‌گرفت و این نشان از قدرت نظامی و عملیاتی ایران دارد که بدون اینکه حضور مستقیم داشته باشد توانسته دو کشور اسلامی را از سقوط نجات دهد‌.

وی با تأکید بر اینکه اگر موقعیت عراق و سوریه تثبیت بماند مقاومت ضد صهیونیستی تقویت و احیا می‌شود، متذکر شد: رژیم صهیونیستی خط مقدم استعمار غرب است و اگر سقوط کند دژ استعمار غرب شکسته خواهد شد، چراکه تمام غرب پشت رژیم صهیونیستی است و اگر بشکند تاریخ جدیدی آغاز می‌شود و تاریخ ۲۰۰ ساله استعمار به هم می‌ریزد که این امر هم دور نیست.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی یادآور شد: در ظاهر صحنه گروهک تروریستی داعش ۲ دسته آدم وجود دارند، یک گروه مزدورانی هستند که پول می‌گیرند و گروه دیگر افراد ساده‌ای هستند که فکر می‌کنند این نبردی برای تشکیل خلافت اسلامی است و فریب‌خورده هستند که این گروه قربانیان دسته اول هستند و کارهای انتحاری و سخت بر عهده آن‌هاست و همین‌ها بودند که در اروپا حرکت‌های تروریستی انجام دادند، اما در پشت‌صحنه داعش، تمام قدرت‌های دیکتاتوری و حکومت‌های منطقه مثل امارات، اردن، قطر، ترکیه، عربستان قرار دارند.

رحیم‌پور با اشاره به اینکه رژیم صهیونیستی به‌ صراحت اعلام کرده که داعش در سوریه به نفع ماست، تصریح کرد: گروهک تروریستی داعش به نفع آن‌هاست و در ادامه هم داعش اعلام می‌کند که مشکل ما حکومت سوریه است و این نشان می‌دهد که کشورهای غربی از داعش حمایت می‌کنند.

وی با بیان اینکه اگر ایران از سوریه و عراق حمایت نمی‌کرد اکنون این دو کشور به دست آل‌سعود، رژیم صهیونیستی و آمریکا بود، تبیین کرد: اصلی‌ترین هدف این جنگ‌ها، ایران است و حتی یکی از نگرانی‌های کشورهای غربی این است که اگر جنگ در سوریه و عراق تمام شود این نیروها در اروپا حضور پیدا می‌کنند، پس بهتر است در همین منطقه باشند تا از بین بروند یا جبهه مقاومت را بشکنند.

استاد حوزه و دانشگاه مطرح کرد: می‌خواهند سوریه را به سه کشور و ایران را به پنج تا هفت‌ کشور تجزیه کنند و حتی نقشه ایران جدید را منتشر و تقسیمات را براساس قومیت و مذهب پیش‌بینی کرده‌اند و می‌خواهند جنگ قومی و شیعه و سنی راه‌ بیندازند و وقتی جنگ راه بیفتد رسماً جنگ جهانی است که همه کشورها به شعله‌ور شدن آن کمک می‌کنند و فقط اسم آن جنگ داخلی است.

رحیم‌پور در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به فتنه ۸۸ افزود: کشورهای غربی نشان دادند که فقط منتظرند یک درگیری در ایران شروع شود تا به آتش آن دامن بزنند.

وی تصریح کرد: عده‌ای جنگ ۸ ساله را جنگ ایدئولوژیکی و انقلابی می‌دانستند، حال‌ آنکه جنگ جدا از اسلام جنگ وطن بود و منطقه نفت‌خیز کشور سقوط کرده بود، اما همه می‌دانیم کسانی خاک ایران را حفظ کردند که ایرانی مسلمان بودند و برای دفاع از اسلام و آرمان‌های انقلاب اسلامی جنگیدند و امروز هم کسانی می‌گویند نباید در منطقه بجنگیم اما ترامپ اقرار می‌کند که حمله به سوریه برابر با حمله به ایران و روسیه است و ما نمی‌توانیم با آن‌ها وارد جنگ شویم.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی داز سخنان خود با اشاره به قرارداد برجام گفت: ما به تمام تعهداتمان عمل کردیم، اما آن‌ها به ۹۰ درصد تعهداتشان عمل نکردند، این قرارداد آزمایشی لازم برای نسل جدید بود که بر سر آن هزینه دادیم و تجربه‌ای شد برای کسانی که می‌گفتند شما چرا این‌ همه «مرگ بر آمریکا» می‌گویید و چرا یک‌بار با آن‌ها مذاکره نمی‌کنید! با این ‌حال ما از پیشرفت خود در این زمینه عقب ماندیم و جبران عقب‌ماندگی هزینه دارد و جلوی نهضت علمی که رخ‌ داده بود گرفته شد، در حالی‌ که ما می‌توانستیم تجربه نکنیم، چراکه کافی است عقل خود را به کار اندازیم که آمریکا چرا باید پیشرفت ما را بخواهد.

رحیم‌پور تأکید کرد: بعضی‌ها در مورد جنگ‌های منطقه هم می‌گویند بیایید تجربه کنیم و به کشورهای منطقه کمک نکنیم، اما باید بدانیم که اگر امروز و در خارج از مرزها کمک نکنیم چندین سال بعد باید در داخل و با چند برابر هزینه بجنگیم؛ شاید که موفق شویم، باید بدانیم ملت ایران موش آزمایشگاهی نیست و کاری که در هسته‌ای با ما کردند را صد برابر در جنگ‌های منطقه‌ای با ما می‌کنند و اگر ایران ضعف نشان دهد و تسلیم وعده‌ها شود و کشورهای منطقه را رها کند به دو سال هم نخواهد رسید که ایران را خواهند گرفت.

وی ادامه داد: اگر در مسائل منطقه‌ای کوتاهی کنیم تروریسمی صد برابر وحشی‌تر در ایران به اسم قومیت، مذهب، جنگ آب و تمام اختلافاتی که هست، اتفاق می‌افتد.

فارس/استاد حوزه و دانشگاه با انتقاد از کسانی که می‌گویند باید به فکر منافع مادی خود باشیم، بیان کرد: منافع ملی از امنیت، اقتصاد و رشد علم حاصل می‌شود و وقتی امنیت نباشد رفاهی هم وجود نخواهد داشت و نباید تصور کرد که اگر به عراق و سوریه مسلط شوند پشت مرزهای ایران به احترام آریایی بودنمان می‌ایستند و به ما حمله نمی‌کنند، چراکه هدف اصلی آن‌ها ایران است.

رحیم‌پور توضیح داد: اکنون ما در موضع قدرت و در خارج از ایران، جنگ را مدیریت می‌کنیم، در حالی‌ که اگر این کار را نکنیم باید در سال‌های آینده از موضع ضعف و منفعلانه دفاع کنیم و چندین برابر هزینه دهیم.

وی در پایان تشریح کرد: ایران هوشمندانه‌ترین نوع جنگ را بدون هزینه و بدون حضور مستقیم نیروها مدیریت کرده و باعث شده است که مدیریت جنگ بر عهده ما باشد و باید بدانیم که سوریه برای ایران می‌جنگد نه ایران برای سوریه درواقع عراق و سوریه سپر ایران شده‌اند چراکه درنهایت همه باهم یک جبهه متحد هستیم.

برجام برای کسانی که می‌گفتند چرا این‌ همه «مرگ بر آمریکا» می‌گویید تجربه شد

چرا پاسپورت طارمی در اختیار ریزه اسپور نبود؟ +تصویر

چرا پاسپورت طارمی در اختیار ریزه اسپور نبود؟ +تصویر

چرا پاسپورت طارمی در اختیار ریزه اسپور نبود؟

به گزارش کاپ،عبدالمصد ابراهیمی درباره اینکه چرا وقتی قرار بود تیم ریزه اسپور به اردوی اتریش برود پاسپورت طارمی از وی گرفته نشده بود تا اولا برای او ویزا صادر شود و ثانیا پاسپورتش دست باشگاه باشد و نتواند از کشور ترکیه خارج شود عنوان کرد:طارمی به خاطر اردوی کنسل شده تیم ملی ایران ویزای اتریش داشت.به جز این  قبل از اردوی ریزه اسپور در اتریش به بازیکنان حدود دو روز مرخصی داده شد.

وی افزود:ممکن بود بازیکنی بخواهد در این مدت به مسافرت برود.به همین دلیل پاسپورتها در اختیار خودشان بود.

چرا پاسپورت طارمی در اختیار ریزه اسپور نبود؟ +تصویر

(image)

به گزارش کاپ،عبدالمصد ابراهیمی درباره اینکه چرا وقتی قرار بود تیم ریزه اسپور به اردوی اتریش برود پاسپورت طارمی از وی گرفته نشده بود تا اولا برای او ویزا صادر شود و ثانیا پاسپورتش دست باشگاه باشد و نتواند از کشور ترکیه خارج شود عنوان کرد:طارمی به خاطر اردوی کنسل شده تیم ملی ایران ویزای اتریش داشت.به جز این  قبل از اردوی ریزه اسپور در اتریش به بازیکنان حدود دو روز مرخصی داده شد.

وی افزود:ممکن بود بازیکنی بخواهد در این مدت به مسافرت برود.به همین دلیل پاسپورتها در اختیار خودشان بود.

چرا پاسپورت طارمی در اختیار ریزه اسپور نبود؟ +تصویر

اتومبیل

چرا بهتر است افطار رابا خرما شروع کنیم؟

چرا بهتر است افطار رابا خرما شروع کنیم؟

به گزارش جهان به نقل از العالم، خرما در ماه مبارک رمضان به میزان فراوانی مصرف می شود و همواره بر اهمیت خوردن چند خرما در اول افطار تأکید شده است. البته خرما باید در طول سال نیز خورده شود، تا فرد از فواید درمانی و پیشگیرانۀ آن برخوردار شود. خرما بهترین غذا هنگام افطاری است، زیرا روزه دار پس از ساعت ها تشنگی و گرسنگی با خوردن خرما می تواند کمبود شدید ویتامینها و مواد غذایی و کاهش قند خون خود را جبران کند.

خرما مملو از مواد مغذی و مفید است و به آسانی هضم و جذب می شود و قند و مواد معدنی بدن را فوراً تأمین می کند و شادابی را به روزه دار بازمی گرداند و خستگی را دور می کند. خرما به علت داشتن مقدار زیادی آهن، درمان کم خونی است و از خاصیت ضد سرطان برخوردار است. همچنین خرما به علت داشتن فسفر و کلسیم تقویت کنندۀ استخوان و دندان است و قدرت بینایی را به علت داشتن ویتامین آ افزایش می دهد و مانع ابتلای فرد به بیماری شب کوری می شود.

خرما عصب های شنوایی را تقویت می کند و آرامش بخش اعصاب نیز می باشد و درمان بیماری های کبد و یرقان محسوب می شود و مانع ترک خوردن لبها، خشکی پوست و شکسته شدن ناخن می شود.خرما برای درمان بیماری های معده و روده توصیه می شود و به علت داشتن فیبر و املاح کلسیم باعث بهبود کار روده و مانع ابتلای فرد به ترشی معده می شود.

خرما جزو معدود مواد غذایی است که باکتری و میکروب را به بدن منتقل نمی کند، و حتی تک سلولی های بیماری زای  آمیب ها و باکتری ها را می کُشد.

چرا بهتر است افطار رابا خرما شروع کنیم؟

به گزارش جهان به نقل از العالم، خرما در ماه مبارک رمضان به میزان فراوانی مصرف می شود و همواره بر اهمیت خوردن چند خرما در اول افطار تأکید شده است. البته خرما باید در طول سال نیز خورده شود، تا فرد از فواید درمانی و پیشگیرانۀ آن برخوردار شود. خرما بهترین غذا هنگام افطاری است، زیرا روزه دار پس از ساعت ها تشنگی و گرسنگی با خوردن خرما می تواند کمبود شدید ویتامینها و مواد غذایی و کاهش قند خون خود را جبران کند.

خرما مملو از مواد مغذی و مفید است و به آسانی هضم و جذب می شود و قند و مواد معدنی بدن را فوراً تأمین می کند و شادابی را به روزه دار بازمی گرداند و خستگی را دور می کند. خرما به علت داشتن مقدار زیادی آهن، درمان کم خونی است و از خاصیت ضد سرطان برخوردار است. همچنین خرما به علت داشتن فسفر و کلسیم تقویت کنندۀ استخوان و دندان است و قدرت بینایی را به علت داشتن ویتامین آ افزایش می دهد و مانع ابتلای فرد به بیماری شب کوری می شود.

خرما عصب های شنوایی را تقویت می کند و آرامش بخش اعصاب نیز می باشد و درمان بیماری های کبد و یرقان محسوب می شود و مانع ترک خوردن لبها، خشکی پوست و شکسته شدن ناخن می شود.خرما برای درمان بیماری های معده و روده توصیه می شود و به علت داشتن فیبر و املاح کلسیم باعث بهبود کار روده و مانع ابتلای فرد به ترشی معده می شود.

خرما جزو معدود مواد غذایی است که باکتری و میکروب را به بدن منتقل نمی کند، و حتی تک سلولی های بیماری زای  آمیب ها و باکتری ها را می کُشد.

چرا بهتر است افطار رابا خرما شروع کنیم؟

wolrd press news

چرا پوتین با بالگرد در مسکو تردد می کند؟

چرا پوتین با بالگرد در مسکو تردد می کند؟

به گزارش جهان به نقل از العالم، نشریۀ “ازویستیا” چاپ روسیه به نقل از “دیمیتری پسکوف” سخنگوی کرملین نوشت که ولادیمیر پوتین برنامۀ کاری شلوغ و رفت و آمدهای زیادی دارد. برای همین با بالگرد در مسکو تردد خواهد کرد تا رفت و آمدهایش باعث کندی ترافیک در شهر نشود.

البته ناظران معتقدند که احتمالا عوامل دیگری غیر از آن چه در رسانه ها و از زبان پسکوف نقل می شود برای این اقدام وجود دارد که به مسایل امنیتی مرتبط می شود.

پسکوف گفته است که پوتین به مناسبت روز جهانی حمایت از کودکان در چندین برنامه مشارکت خواهد کرد از جمله افتتاح مرکز درمانی کودکان، حضور در مراسم آغاز برنامۀ داوطلبان جام جهانی فوتبال و نیز دیدار با خانواده هایی که فرزندان زیادی دارند و چند برنامۀ دیگر.

چرا پوتین با بالگرد در مسکو تردد می کند؟

به گزارش جهان به نقل از العالم، نشریۀ “ازویستیا” چاپ روسیه به نقل از “دیمیتری پسکوف” سخنگوی کرملین نوشت که ولادیمیر پوتین برنامۀ کاری شلوغ و رفت و آمدهای زیادی دارد. برای همین با بالگرد در مسکو تردد خواهد کرد تا رفت و آمدهایش باعث کندی ترافیک در شهر نشود.

البته ناظران معتقدند که احتمالا عوامل دیگری غیر از آن چه در رسانه ها و از زبان پسکوف نقل می شود برای این اقدام وجود دارد که به مسایل امنیتی مرتبط می شود.

پسکوف گفته است که پوتین به مناسبت روز جهانی حمایت از کودکان در چندین برنامه مشارکت خواهد کرد از جمله افتتاح مرکز درمانی کودکان، حضور در مراسم آغاز برنامۀ داوطلبان جام جهانی فوتبال و نیز دیدار با خانواده هایی که فرزندان زیادی دارند و چند برنامۀ دیگر.

چرا پوتین با بالگرد در مسکو تردد می کند؟

فیلم سریال آهنگ

چرا باید عواطف دینی را رشد دهیم؟

چرا باید عواطف دینی را رشد دهیم؟

به گزارش جهان به نقل از مهر، «انتظار عامیانه» عنوان اولین فصل کتاب «انتظار عامیانه، انتظار عالمانه، انتظار عارفانه» است که حجت الاسلام و المسلمین صدیقی از آن با عبارت «جامع‌ترین کتابی که تاکنون در موضوع انتظار دیده‌ام» یاد کرد و حسن عباسی آن را یک عقبۀ تفکر استراتژیک برای موضوع انتظار و تلاشی حکمی، فلسفی و کلامی در موضوع انتظار دانست. حجت الاسلام و المسلمین پناهیان در فصل اول این کتاب به معرفی و بررسی انواع انتظار عامیانه و آثار سوء آن پرداخته است و سپس فواید و برکاتی که با کنار گذاشتن نگاه عامیانه پدیدار می‌شود را برشمرده است. با توجه به تأکید چند سال قبل رهبر معظم انقلاب بر «اهمیت کار عالمانه و پرهیز از کار عامیانه در موضوع انتظار»، برای اولین بار و در آستانۀ میلاد مهدی موعود(عج) هر روز بخشی از فصل اول این کتاب را با عنوان «پرهیز از انواع انتظارهای عامیانه» منتشر می‌شود:
 
غیر از «نگاه عامیانه» می‌توان از «علاقۀ عامیانه» نیز سخن گفت. البته باید بین این دو تفاوت قائل بود. تا اینجا به برخی از مصادیق نگاه عامیانه در مورد انتظار و برخی آثار سوء آنها اشاره شد. علاقۀ عامیانه نیز، اگرچه قابل احترام‌تر است، ولی ممکن است دچار آسیب‌هایی گردد که بعضاً جبران‌ناپذیر هم هستند.
 
منظور از علاقۀ عامیانه، علاقه‌های سطحی و یا بدون پشتوانه‌ای است که هر لحظه در معرض از بین رفتن قرار دارد. گاهی از اوقات می‌توانیم تعبیر علاقه‌های عامیانه را در مواردی استفاده کنیم که علاقه‌ای بر مبنای نظریِ غلط و شناخت ناصحیح استوار شده باشد. طبیعتاً این مبنای غلط ناشی از همان نگاه عامیانه است که ذکر شد.

علی(ع): علاقۀ عامیانه پایدار نیست
 
اصطلاح «علاقۀ عامیانه» در روایتی به صراحت مورد استفاده قرار گرفته و نکوهش شده است؛ آنجا کهامیرالمؤمنین‌(ع) فرمودند: «مَودَّةُ العَوامِّ تَنْقَطِعُ کانْقِطاعِ السَّحابِ، وتَنْقَشِعُ کما یَنْقَشِعُ السَّرابُ؛ دوستی عوام و عامیانه بریده می‌شود مانند بریده شدن ابر، و زایل می‌شود چنان که سراب زایل می‌شود.»(1) در این کلام شریف، به مهم‌ترین آسیب علاقه‌های عامیانه که قطع‌شدنی بودن آن است، اشاره شده است.

لزوم تحسین علاقه‌های ابتدایی و فطری
 
اما جای نگاه مثبت به این‌گونه علاقه‌ها هم هست؛ آنجا که علاقۀ عامیانه به معنای یک علاقۀ فطریِ طبیعی و هرچند ابتدایی گرفته شود. در بسیاری از عوام، ارادت و معرفت آنها نسبت به اولیای الهی، با همین نوع علاقه آغاز می‌شود. علاقه‌های فطری و ابتدایی موجود در جان جامعه را باید محترم شمرد. اینها سرمایه‌های لازم برای ارتقای همان علاقه‌ها و اعتقادات و علامت سلامت و صفای باطن افراد هستند. باید هم‌زمان، هم آن علاقۀ باصفای عامیانه را که در میان خیلی‌ها رواج دارد، تحسین و حتی در بین اهلش ترویج نمود؛ و هم آن علاقه‌ها را با نگاه عالمانه تعمیق کرد و افزایش داد. چرا که گاهی این‌گونه علاقه‌ها آغاز یک شور و شعور عمیق هستند و نباید به‌سادگی از کنار آنها گذشت و آنها را بی‌مقدار شمرد.
 
گاهی از اوقات نیز علاقه‌های عموم مردم با قضاوتی ناصحیح دست کم گرفته می‌شوند، در حالی که در میان عوام، افرادی با معرفت‌های عمیق و ایمان راسخ پیدا می‌شوند که نخبگان حسرت آن را دارند. روشن است که آنهایی را که به‌ظاهر از سواد و معلومات کافی برخوردار نیستند، نباید عوام بدانیم و علاقه‌های آنها را نباید در زمرة علاقه‌های عامیانه و انقطاع‌پذیر تلقی کنیم.

نگاه عالمانه، به معنای نفی رابطۀ عاطفی نیست
 
از طرف دیگر، نباید تصور کرد که اگر به مباحث عقلانی و علمی در موضوع مهدویت و امام زمان(عج) پرداخته می‌شود، به این معنی است که برخورد عقلانی در این عرصه، در مقابل برخورد عاطفی با موضوع امام زمان(عج) است. این اشتباه است که ما این دو موضوع را مقابل یکدیگر تلقی کنیم. کما اینکه بعضی‌ها با کوته‌نظری، در کنار توصیه به برخورد علمی با موضوع امام زمان‌(عج)، موج عاطفیِ گرایش به امام زمان(عج) را، مورد هجمه قرار می‌دهند و اساساً گرایش عاطفی به امام زمان(عج) را امری غیر اصیل و کم‌ارزش تلقی می‌کنند. در حالی که، نه می‌توان این موج عاطفی را خاموش کرد و نه اساساً چنین چیزی مطلوب است.

رشد عقل، شعله‌ور شدن عاطفه را به دنبال دارد
 
نه تنها برخورد عالمانه و عاقلانه با موضوع منجی، هیچ‌گونه منافاتی با گرایش عاطفی به امام زمان(عج) ندارد، بلکه هنگامی که عقل‌ها روشن شوند، عاطفه‌‌ها هم شعله‌ورتر خواهد شد؛ و معرفت، مایۀ تحکیم و تعمیق همین رابطۀ عاطفی قرار خواهد گرفت؛ و آن را از سطح عامیانه ارتقا خواهد داد.
 
یک وقت تصور نشود که فهمیدن عقلانی و منطقی امام زمان(عج)،  کلاسش بالاتر از گریه کردن است. اگر کسی فهمش دربارۀ امام زمان(عج) بالا رفت، به جای اشک، خون گریه خواهد کرد. فکر نکنیم اگر عالِم شدیم، گریه را کنار می‌گذاریم؛ دعای ندبه را کنار می‌گذاریم. نه، اتفاقاً اگر عالم شویم، تازه دعای ندبه‌خوان می‌شویم، تازه می‌فهمیم برای چه باید گریه کنیم. این اثر عجیب معرفت است.

علم، خشیت را افزایش می‌دهد/ علم بدون اشک نشانۀ ضعف انسانیت
 
گاهی برخی از سر ناآگاهی می‌گویند: «آقا! گریه برای امام زمان بس است. حالا دیگر نوبت معرفت است.» غافل از اینکه اگر معرفت بالا برود، اشک هم زیاد می‌شود. لذا اگر کسی آگاهی پیدا کرد، اما اشک و سوز و آهش بیشتر نشد، باید در آدمیت و انسانیت خود تردید کند. این یک اصل مهم است که علم، خشیت را افزایش می‌دهد؛(2) به همین دلیل است که خداوند متعال می‌فرماید: «فقط بندگان عالِم خدا هستند که از خدا خشیت دارند.»(3)
 
منتها بخشی از این رابطۀ عاطفی که ابتدائاً پدید می‌آید، نتیجۀ فطرت‌های سالم است و بخشی از آن، نتیجۀ آگاهی‌های کلی و ابتدایی است که ممکن است برخی از این آگاهی‌ها، سطحی هم باشند. سخن در این است که باید این آگاهی‌های کلی و ابتدایی تفصیل و تکامل پیدا کند، تا آن رابطۀ عاطفی پایدار شود و در این سطح حداقلی باقی نماند.

رابطۀ عاطفی جامعه ما با امام زمان(عج) بسیار پایین‌تر از سطح مطلوب است
 
حتی باید گفت این سطح متوسط رابطۀ عاطفی موجود در جامعه با امام زمان(عج)،  آن‌چنان‌که باید باشد نیست. وضعیت موجود، بسیار پایین‌تر از حدّ مطلوب و مورد انتظار است. این موجِ بسیار لذت‌بخشی که الحمدلله برای دعای ندبه‌ها در کشور ما به راه افتاده، تازه آغاز راه است نه سرانجام راه. معلوم نیست ما از نقطۀ صفر چقدر فاصله گرفته باشیم. بله، از نقطۀ صفر عبور کرده‌ایم و دیگر منفی نیستیم، اما تا نقطۀ مطلوب هم خیلی فاصله داریم.
 
درست است که دعای ندبه خواندن‌ها آغاز شده و مراسم‌های دعای ندبه رونق گرفته است، ولی آن دعای ندبه‌ای که باید برای امام زمان(عج) خوانده شود و به محبت بسیار بالایی احتیاج دارد، که در خود دعا هم اشاره‌های روشنی به آن شده است،(4) با این دعای ندبه‌هایی که ما می‌خوانیم، خیلی متفاوت است. شرح این تفاوت را باید در فرصت دیگری مورد گفت‌وگو قرار داد.
 
در عین حال، این گرایش ابتدایی به حضرت نیز یک گرایش بسیار معنادار و باارزش است. نام مقدس آقا امام زمان(عج) هر اثر و حلاوتی را در دل‌ها ایجاد کند بسیار قابل احترام است، ولی گلایه از این است که ما بخواهیم این گرایش را در همین حدّ مقدماتی و حداقلی نگه داریم و به آن بسنده کنیم. اینجا است که باید منتظر آسیب‌های عوام‌زدگی باشیم.

چرا باید عواطف دینی را رشد دهیم؟
 
اگر کسی عواطف دینی خود را در سطح مقدماتی نگه دارد، در حالی که موقعیت اقتضا دارد که او رشد بیشتری داشته باشد، آن‌گاه چه بسا این ایستایی موجب انحراف او گردد. چنین شخصی ممکن است کم‌کم خودش به مقابله با دین خودش برخیزد؛ چرا که پس از مدت زمانی که از پدید آمدن آن عواطف اولیۀ دینی می‌گذرد، مقدماتی و سطحی بودن آن عواطف را لمس می‌کند و در نتیجه سعی می‌کند از این سطحی بودن فاصله بگیرد. آن‌گاه اگر این فاصله گرفتن، به سمت عمیق شدن جهت پیدا نکند، ممکن است به سمت حذف و مقابله سوق پیدا کند. لذا باید به اعماق و ژرفای عواطف دینی رفت و این گرایش ابتدایی را که به امام زمان(عج) پدید آمده، عمق بخشید. باید مراقب باشیم تا مودّت عامیانه کار دستمان ندهد و در لحظه‌ای که به آن محتاجیم، از دستمان نرود.
نمونه‌ای از علاقه‌های عامیانه: اشتیاق دیدار بدون توجه به فلسفه غیبت و انتظار
 
نمونه‌ای از علاقه‌های عامیانه را می‌توان اهمیت دادن به دیدار حضرت، بدون توجه به ظهور و بدون توجه به فلسفۀ غیبت و انتظار دانست. کسانی که چنین علاقه‌های عامیانه‌ای دارند، کسانی هستند که خود را مشتاق دیدار حضرت می‌دانند اما نه توجهی به بیرون آمدن حضرت از پردۀ غیبت دارند و نه به فواید و برکات فراوانی که بر ظهور حضرت مترتب است، اعتنایی دارند. هرچند با چنین علاقه‌ای نیز باید محترمانه برخورد کرد، اما سؤال این است که چگونه می‌توان ادعای عاشقی و تمنای دیدار داشت، ولی به آرمان‌های حضرت بی‌اعتنا بود؟

کلام آیت‌الله بهجت(ره)
 
حضرت آیت‌الله بهجت(ره) می‌فرمایند:  «آیا می‌شود رییس و مولاى ما حضرت ولى‌عصر(عج) محزون باشد، و ما خوشحال باشیم؟! او در اثر ابتلاى دوستان، گریان باشد و ما خندان و خوشحال باشیم، و در عین حال خود را تابع آن حضرت بدانیم؟!»(5) «اشخاصی را می‌خواهند که تنها برای آن حضرت باشند. کسانی منتظر فرج هستند که برای خدا و در راه خدا منتظر آن حضرت باشند، نه برای برآوردن حاجات شخصی خود!»(6)  «تنها پیدا کردن و دیدن حضرت مهم نیست … هر کدام در فکر حوایج شخصی خود هستیم، و به فکر آن حضرت– که نفعش به همه برمی‌گردد و از اهمّ ضروریّات است – نیستیم!»(7)
 
این آدم‌ها که تنها مشتاق «دیدن» حضرت هستند و به مصائب عالم بشریت و رسالت آن حضرت کاری ندارند، معمولاً گرهی از کار حضرت باز نمی‌کنند. هرچند ممکن است در صورتی‌که صادق باشند، حضرت به درد ایشان بخورد.
تقاضای دیدار در دعای ندبه، فردی نیست
 
در دعای ندبه صدا می‌زنیم: «مَتی تَرانا وَ نَراکَ، وَ قَدْ نَشَرْتَ لِوآءَ النَّصْرِ تُری؟ اَتَرانا نَحُفُّ بِکَ وَ اَنْتَ تَاُمُّ‏الْمَلَأ، وَ قَدْ مَلَأْتَ الْأَرْضَ‏ عَدْلاً؟ کی می‌شود که تو ما را ببینی و ما تو را ببینیم، در حالی که پرچم‏ نصرت و پیروزی را برافراشته باشی و همه آن را ببینند؟ آیا می‌شود روزی را ببینیم که گرداگردت را گرفته باشیم، در حالی که تو امام و رهبر مردم باشی و زمین را پر از عدل و داد کرده باشی؟»(8)
 
یعنی عاشق دیدن توام، در حالی که تو امام هستی و حاکمیت جهانی داری. نه اینکه کاش من بتوانم تو را در یک گوشه‌ای ببینم. هرچند باید اذعان کرد که معمولاً اشتیاق دیدار حضرت، ولو به صورت فردی، در هر دلی قرار بگیرد، آن دل به ظهور و نجات عالم هم اشتیاق پیدا خواهد کرد و این دو لازم و ملزوم یکدیگر هستند، اما در مقام تبلیغِ یک‌سویه برای دیدار امام زمان(عج)،  رهزنی‌هایی انجام می‌گیرد که نیاز به هوشیاری دارد.

در دعای سلامتی حضرت هم اصلاً تقاضای دیدار نیست
 
در دعای سلامتی آقا امام زمان هم همین قصه وجود دارد:« اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ، صَلَواتُک عَلَیهِ وَعَلی‏ ابآئِهِ، فِی هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِی کُلِّ سَاعَةٍ، وَلِیّاً وَ حَافِظاً، وَ قَائِداً وَ نَاصِراً، وَ دَلِیلًا وَ عَیْناً، حَتَّی تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً، وَ تُمَتِّعَهُ فِیهَا طَوِیلًا؛ خدایا! برای ولیّ خود، حجّت بن الحسن، که درودهای تو بر او و بر پدرانش باد، در این ساعت و در هر ساعت، ولیّ و نگهبان، و رهبر و یاور، و راهنما و دیده‏بان باش، تا اینکه او را از روی میل و رغبتِ مردم، در روی زمین سکونت دهی و زمانی دراز او را بر روی زمین بهره‏مند سازی.»(9)
 
در این دعای مشهور، اصلاً برای دیدن حضرت دعا نمی‌کنیم، برای سلامتی حضرت دعا می‌کنیم. دعا می‌کنیم حضرت سلامت باشند، تا اینکه فرج ایشان برسد و از حکومتشان بهره‌مند گردند. این اوج یک خلوص عاشقانه و عارفانه است، که دیگر خود را در نظر نمی‌گیرد و تنها محبوب خود را مد نظر قرار می‌دهد.
در دعای عهد هم، دیدار حضرت مسألۀ اصلی نیست
 
در دعای عهد هم، که مستحب است هر روز صبح خوانده شود و حضرت امام(ره) معتقد بودند خواندن آن در سرنوشت انسان تأثیر دارد،(10) قبل از اینکه تقاضای دیدار کند و صدا بزند: «اَللّهُمَّ اَرِنی الطَّلْعَةَ الرَّشیدَةَ؛ خدایا! آن صورت زیبا را به من نشان بده.» (11) بلافاصله قبلش دعا کرده: «اَللّهُمَّ اِنْ حالَ بَینی‏ وَ بَینَهُ الْمَوْتُ … فَاَخْرِجْنی‏ مِنْ قَبْری‏ مُؤْتَزِراً کفَنی‏، شاهِراً سَیفی‏، مُجَرِّداً قَناتی؛‏ که معنای اجمالی آن این است: خدایا! اگر هم مُردم، من را زنده کن تا پای رکابش پیکار کنم.»
 
یعنی آن چیزی که برای من مهم است، رکاب حضرت است، حکومت حضرت است، حاکمیت حق است. همین معنا در بخش‌های دیگر دعای عهد و همچنین دعاهای دیگر مربوط به آن حضرت کاملاً مشهود است.
 
ــــــــــــــــــــــــــ
 
(1) غررالحکم، حدیث1129.
 
(2) امیرالمؤمنین علی(ع): «إِذَا زَادَ عِلْمُ الرَّجُلِ زَادَ أَدَبُهُ وَ تَضَاعَفَتْ‏ خَشْیَتُهُ‏ لِرَبِّهِ؛ چون دانش آدمى فزونى گیرد، ادبش افزون مى شود و ترسش از پروردگارش دو چندان مى گردد.» غرر الحکم، حدیث791. و نیز آن حضرت فرموده‌اند: «سَبَبُ الْخَشْیَةِ الْعِلْمُ؛ سبب ترس و خشیت[از خداوند] علم است.» همان، حدیث787.
 
(3) إِنَّما یَخْشَی اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماء. سوره فاطر، آیۀ 28.
 
(4) «إِلَی مَتَی أَحَارُ فِیکَ یَا مَوْلَایَ وَ إِلَی مَتَی وَ أَیَّ خِطَابٍ أَصِفُ فِیکَ وَ أَیَّ نَجْوَی عَزِیزٌ عَلَیَّ أَنْ أُجَابَ دُونَکَ وَ أُنَاغَی عَزِیزٌ عَلَیَّ أَنْ أَبْکِیَکَ وَ یَخْذُلَکَ الْوَرَی عَزِیزٌ عَلَیَّ أَنْ یَجْرِیَ عَلَیْکَ دُونَهُمْ مَا جَرَی هَلْ مِنْ مُعِینٍ فَأُطِیلَ مَعَهُ الْعَوِیلَ وَ الْبُکَاءَ …هَلْ قَذِیَتْ عَیْنٌ فَسَاعَدَتْهَا عَیْنِی عَلَی الْقَذَی …. مَتَی نَنْتَفِع‏ مِنْ عَذْبِ مَائِکَ فَقَدْ طَالَ الصَّدَی؛ تا کی سرگردان تو باشم ای مولای من؟ و تا کی و به چه زبانی وصف تو گویم و راز دل کنم؟ گران و ناگوار است بر من که پاسخ از دیگری جز تو بشنوم و گفتگو کنم، گران است بر من که بر تو بگریم ولی مردم تو را واگذارند … آیا کمک‏کاری هست که با او فریاد و گریه را طولانی کنم؟…. آیا چشمی هست که خار فراق در آن خلیده و گریان باشد تا چشم پرخار من نیز یاریش دهد؟ کی می‏شود که سیراب گردیم از آب وصل تو که تشنگی ما به درازا کشید؟» اقبال الاعمال سیدبن‌طاووس، ص298، همچنین: مفاتیح الجنان، دعای ندبه.
 
(5) در محضر بهجت، ج2، شماره267.
 
(6) همان، شماره276.
 
(7) همان، شماره26.
 
(8) اقبال الاعمال سیدبن‌طاووس، ص298، همچنین: مفاتیح الجنان، دعای ندبه.
 
(9) کافی، ج4، ص162.
 
(10) برداشت‌هایی از سیره امام خمینی، ج3، ص42. برای تفصیل مطلب نگاه کنید به پاورقی چاپ هشتم صفحه 179
 
(11) مفاتیح‌الجنان، دعای عهد. و نیز: مصباح کفعمی، ص550.

چرا باید عواطف دینی را رشد دهیم؟

به گزارش جهان به نقل از مهر، «انتظار عامیانه» عنوان اولین فصل کتاب «انتظار عامیانه، انتظار عالمانه، انتظار عارفانه» است که حجت الاسلام و المسلمین صدیقی از آن با عبارت «جامع‌ترین کتابی که تاکنون در موضوع انتظار دیده‌ام» یاد کرد و حسن عباسی آن را یک عقبۀ تفکر استراتژیک برای موضوع انتظار و تلاشی حکمی، فلسفی و کلامی در موضوع انتظار دانست. حجت الاسلام و المسلمین پناهیان در فصل اول این کتاب به معرفی و بررسی انواع انتظار عامیانه و آثار سوء آن پرداخته است و سپس فواید و برکاتی که با کنار گذاشتن نگاه عامیانه پدیدار می‌شود را برشمرده است. با توجه به تأکید چند سال قبل رهبر معظم انقلاب بر «اهمیت کار عالمانه و پرهیز از کار عامیانه در موضوع انتظار»، برای اولین بار و در آستانۀ میلاد مهدی موعود(عج) هر روز بخشی از فصل اول این کتاب را با عنوان «پرهیز از انواع انتظارهای عامیانه» منتشر می‌شود:
 
غیر از «نگاه عامیانه» می‌توان از «علاقۀ عامیانه» نیز سخن گفت. البته باید بین این دو تفاوت قائل بود. تا اینجا به برخی از مصادیق نگاه عامیانه در مورد انتظار و برخی آثار سوء آنها اشاره شد. علاقۀ عامیانه نیز، اگرچه قابل احترام‌تر است، ولی ممکن است دچار آسیب‌هایی گردد که بعضاً جبران‌ناپذیر هم هستند.
 
منظور از علاقۀ عامیانه، علاقه‌های سطحی و یا بدون پشتوانه‌ای است که هر لحظه در معرض از بین رفتن قرار دارد. گاهی از اوقات می‌توانیم تعبیر علاقه‌های عامیانه را در مواردی استفاده کنیم که علاقه‌ای بر مبنای نظریِ غلط و شناخت ناصحیح استوار شده باشد. طبیعتاً این مبنای غلط ناشی از همان نگاه عامیانه است که ذکر شد.

علی(ع): علاقۀ عامیانه پایدار نیست
 
اصطلاح «علاقۀ عامیانه» در روایتی به صراحت مورد استفاده قرار گرفته و نکوهش شده است؛ آنجا کهامیرالمؤمنین‌(ع) فرمودند: «مَودَّةُ العَوامِّ تَنْقَطِعُ کانْقِطاعِ السَّحابِ، وتَنْقَشِعُ کما یَنْقَشِعُ السَّرابُ؛ دوستی عوام و عامیانه بریده می‌شود مانند بریده شدن ابر، و زایل می‌شود چنان که سراب زایل می‌شود.»(1) در این کلام شریف، به مهم‌ترین آسیب علاقه‌های عامیانه که قطع‌شدنی بودن آن است، اشاره شده است.

لزوم تحسین علاقه‌های ابتدایی و فطری
 
اما جای نگاه مثبت به این‌گونه علاقه‌ها هم هست؛ آنجا که علاقۀ عامیانه به معنای یک علاقۀ فطریِ طبیعی و هرچند ابتدایی گرفته شود. در بسیاری از عوام، ارادت و معرفت آنها نسبت به اولیای الهی، با همین نوع علاقه آغاز می‌شود. علاقه‌های فطری و ابتدایی موجود در جان جامعه را باید محترم شمرد. اینها سرمایه‌های لازم برای ارتقای همان علاقه‌ها و اعتقادات و علامت سلامت و صفای باطن افراد هستند. باید هم‌زمان، هم آن علاقۀ باصفای عامیانه را که در میان خیلی‌ها رواج دارد، تحسین و حتی در بین اهلش ترویج نمود؛ و هم آن علاقه‌ها را با نگاه عالمانه تعمیق کرد و افزایش داد. چرا که گاهی این‌گونه علاقه‌ها آغاز یک شور و شعور عمیق هستند و نباید به‌سادگی از کنار آنها گذشت و آنها را بی‌مقدار شمرد.
 
گاهی از اوقات نیز علاقه‌های عموم مردم با قضاوتی ناصحیح دست کم گرفته می‌شوند، در حالی که در میان عوام، افرادی با معرفت‌های عمیق و ایمان راسخ پیدا می‌شوند که نخبگان حسرت آن را دارند. روشن است که آنهایی را که به‌ظاهر از سواد و معلومات کافی برخوردار نیستند، نباید عوام بدانیم و علاقه‌های آنها را نباید در زمرة علاقه‌های عامیانه و انقطاع‌پذیر تلقی کنیم.

نگاه عالمانه، به معنای نفی رابطۀ عاطفی نیست
 
از طرف دیگر، نباید تصور کرد که اگر به مباحث عقلانی و علمی در موضوع مهدویت و امام زمان(عج) پرداخته می‌شود، به این معنی است که برخورد عقلانی در این عرصه، در مقابل برخورد عاطفی با موضوع امام زمان(عج) است. این اشتباه است که ما این دو موضوع را مقابل یکدیگر تلقی کنیم. کما اینکه بعضی‌ها با کوته‌نظری، در کنار توصیه به برخورد علمی با موضوع امام زمان‌(عج)، موج عاطفیِ گرایش به امام زمان(عج) را، مورد هجمه قرار می‌دهند و اساساً گرایش عاطفی به امام زمان(عج) را امری غیر اصیل و کم‌ارزش تلقی می‌کنند. در حالی که، نه می‌توان این موج عاطفی را خاموش کرد و نه اساساً چنین چیزی مطلوب است.

رشد عقل، شعله‌ور شدن عاطفه را به دنبال دارد
 
نه تنها برخورد عالمانه و عاقلانه با موضوع منجی، هیچ‌گونه منافاتی با گرایش عاطفی به امام زمان(عج) ندارد، بلکه هنگامی که عقل‌ها روشن شوند، عاطفه‌‌ها هم شعله‌ورتر خواهد شد؛ و معرفت، مایۀ تحکیم و تعمیق همین رابطۀ عاطفی قرار خواهد گرفت؛ و آن را از سطح عامیانه ارتقا خواهد داد.
 
یک وقت تصور نشود که فهمیدن عقلانی و منطقی امام زمان(عج)،  کلاسش بالاتر از گریه کردن است. اگر کسی فهمش دربارۀ امام زمان(عج) بالا رفت، به جای اشک، خون گریه خواهد کرد. فکر نکنیم اگر عالِم شدیم، گریه را کنار می‌گذاریم؛ دعای ندبه را کنار می‌گذاریم. نه، اتفاقاً اگر عالم شویم، تازه دعای ندبه‌خوان می‌شویم، تازه می‌فهمیم برای چه باید گریه کنیم. این اثر عجیب معرفت است.

علم، خشیت را افزایش می‌دهد/ علم بدون اشک نشانۀ ضعف انسانیت
 
گاهی برخی از سر ناآگاهی می‌گویند: «آقا! گریه برای امام زمان بس است. حالا دیگر نوبت معرفت است.» غافل از اینکه اگر معرفت بالا برود، اشک هم زیاد می‌شود. لذا اگر کسی آگاهی پیدا کرد، اما اشک و سوز و آهش بیشتر نشد، باید در آدمیت و انسانیت خود تردید کند. این یک اصل مهم است که علم، خشیت را افزایش می‌دهد؛(2) به همین دلیل است که خداوند متعال می‌فرماید: «فقط بندگان عالِم خدا هستند که از خدا خشیت دارند.»(3)
 
منتها بخشی از این رابطۀ عاطفی که ابتدائاً پدید می‌آید، نتیجۀ فطرت‌های سالم است و بخشی از آن، نتیجۀ آگاهی‌های کلی و ابتدایی است که ممکن است برخی از این آگاهی‌ها، سطحی هم باشند. سخن در این است که باید این آگاهی‌های کلی و ابتدایی تفصیل و تکامل پیدا کند، تا آن رابطۀ عاطفی پایدار شود و در این سطح حداقلی باقی نماند.

رابطۀ عاطفی جامعه ما با امام زمان(عج) بسیار پایین‌تر از سطح مطلوب است
 
حتی باید گفت این سطح متوسط رابطۀ عاطفی موجود در جامعه با امام زمان(عج)،  آن‌چنان‌که باید باشد نیست. وضعیت موجود، بسیار پایین‌تر از حدّ مطلوب و مورد انتظار است. این موجِ بسیار لذت‌بخشی که الحمدلله برای دعای ندبه‌ها در کشور ما به راه افتاده، تازه آغاز راه است نه سرانجام راه. معلوم نیست ما از نقطۀ صفر چقدر فاصله گرفته باشیم. بله، از نقطۀ صفر عبور کرده‌ایم و دیگر منفی نیستیم، اما تا نقطۀ مطلوب هم خیلی فاصله داریم.
 
درست است که دعای ندبه خواندن‌ها آغاز شده و مراسم‌های دعای ندبه رونق گرفته است، ولی آن دعای ندبه‌ای که باید برای امام زمان(عج) خوانده شود و به محبت بسیار بالایی احتیاج دارد، که در خود دعا هم اشاره‌های روشنی به آن شده است،(4) با این دعای ندبه‌هایی که ما می‌خوانیم، خیلی متفاوت است. شرح این تفاوت را باید در فرصت دیگری مورد گفت‌وگو قرار داد.
 
در عین حال، این گرایش ابتدایی به حضرت نیز یک گرایش بسیار معنادار و باارزش است. نام مقدس آقا امام زمان(عج) هر اثر و حلاوتی را در دل‌ها ایجاد کند بسیار قابل احترام است، ولی گلایه از این است که ما بخواهیم این گرایش را در همین حدّ مقدماتی و حداقلی نگه داریم و به آن بسنده کنیم. اینجا است که باید منتظر آسیب‌های عوام‌زدگی باشیم.

چرا باید عواطف دینی را رشد دهیم؟
 
اگر کسی عواطف دینی خود را در سطح مقدماتی نگه دارد، در حالی که موقعیت اقتضا دارد که او رشد بیشتری داشته باشد، آن‌گاه چه بسا این ایستایی موجب انحراف او گردد. چنین شخصی ممکن است کم‌کم خودش به مقابله با دین خودش برخیزد؛ چرا که پس از مدت زمانی که از پدید آمدن آن عواطف اولیۀ دینی می‌گذرد، مقدماتی و سطحی بودن آن عواطف را لمس می‌کند و در نتیجه سعی می‌کند از این سطحی بودن فاصله بگیرد. آن‌گاه اگر این فاصله گرفتن، به سمت عمیق شدن جهت پیدا نکند، ممکن است به سمت حذف و مقابله سوق پیدا کند. لذا باید به اعماق و ژرفای عواطف دینی رفت و این گرایش ابتدایی را که به امام زمان(عج) پدید آمده، عمق بخشید. باید مراقب باشیم تا مودّت عامیانه کار دستمان ندهد و در لحظه‌ای که به آن محتاجیم، از دستمان نرود.
نمونه‌ای از علاقه‌های عامیانه: اشتیاق دیدار بدون توجه به فلسفه غیبت و انتظار
 
نمونه‌ای از علاقه‌های عامیانه را می‌توان اهمیت دادن به دیدار حضرت، بدون توجه به ظهور و بدون توجه به فلسفۀ غیبت و انتظار دانست. کسانی که چنین علاقه‌های عامیانه‌ای دارند، کسانی هستند که خود را مشتاق دیدار حضرت می‌دانند اما نه توجهی به بیرون آمدن حضرت از پردۀ غیبت دارند و نه به فواید و برکات فراوانی که بر ظهور حضرت مترتب است، اعتنایی دارند. هرچند با چنین علاقه‌ای نیز باید محترمانه برخورد کرد، اما سؤال این است که چگونه می‌توان ادعای عاشقی و تمنای دیدار داشت، ولی به آرمان‌های حضرت بی‌اعتنا بود؟

کلام آیت‌الله بهجت(ره)
 
حضرت آیت‌الله بهجت(ره) می‌فرمایند:  «آیا می‌شود رییس و مولاى ما حضرت ولى‌عصر(عج) محزون باشد، و ما خوشحال باشیم؟! او در اثر ابتلاى دوستان، گریان باشد و ما خندان و خوشحال باشیم، و در عین حال خود را تابع آن حضرت بدانیم؟!»(5) «اشخاصی را می‌خواهند که تنها برای آن حضرت باشند. کسانی منتظر فرج هستند که برای خدا و در راه خدا منتظر آن حضرت باشند، نه برای برآوردن حاجات شخصی خود!»(6)  «تنها پیدا کردن و دیدن حضرت مهم نیست … هر کدام در فکر حوایج شخصی خود هستیم، و به فکر آن حضرت– که نفعش به همه برمی‌گردد و از اهمّ ضروریّات است – نیستیم!»(7)
 
این آدم‌ها که تنها مشتاق «دیدن» حضرت هستند و به مصائب عالم بشریت و رسالت آن حضرت کاری ندارند، معمولاً گرهی از کار حضرت باز نمی‌کنند. هرچند ممکن است در صورتی‌که صادق باشند، حضرت به درد ایشان بخورد.
تقاضای دیدار در دعای ندبه، فردی نیست
 
در دعای ندبه صدا می‌زنیم: «مَتی تَرانا وَ نَراکَ، وَ قَدْ نَشَرْتَ لِوآءَ النَّصْرِ تُری؟ اَتَرانا نَحُفُّ بِکَ وَ اَنْتَ تَاُمُّ‏الْمَلَأ، وَ قَدْ مَلَأْتَ الْأَرْضَ‏ عَدْلاً؟ کی می‌شود که تو ما را ببینی و ما تو را ببینیم، در حالی که پرچم‏ نصرت و پیروزی را برافراشته باشی و همه آن را ببینند؟ آیا می‌شود روزی را ببینیم که گرداگردت را گرفته باشیم، در حالی که تو امام و رهبر مردم باشی و زمین را پر از عدل و داد کرده باشی؟»(8)
 
یعنی عاشق دیدن توام، در حالی که تو امام هستی و حاکمیت جهانی داری. نه اینکه کاش من بتوانم تو را در یک گوشه‌ای ببینم. هرچند باید اذعان کرد که معمولاً اشتیاق دیدار حضرت، ولو به صورت فردی، در هر دلی قرار بگیرد، آن دل به ظهور و نجات عالم هم اشتیاق پیدا خواهد کرد و این دو لازم و ملزوم یکدیگر هستند، اما در مقام تبلیغِ یک‌سویه برای دیدار امام زمان(عج)،  رهزنی‌هایی انجام می‌گیرد که نیاز به هوشیاری دارد.

در دعای سلامتی حضرت هم اصلاً تقاضای دیدار نیست
 
در دعای سلامتی آقا امام زمان هم همین قصه وجود دارد:« اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ، صَلَواتُک عَلَیهِ وَعَلی‏ ابآئِهِ، فِی هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِی کُلِّ سَاعَةٍ، وَلِیّاً وَ حَافِظاً، وَ قَائِداً وَ نَاصِراً، وَ دَلِیلًا وَ عَیْناً، حَتَّی تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً، وَ تُمَتِّعَهُ فِیهَا طَوِیلًا؛ خدایا! برای ولیّ خود، حجّت بن الحسن، که درودهای تو بر او و بر پدرانش باد، در این ساعت و در هر ساعت، ولیّ و نگهبان، و رهبر و یاور، و راهنما و دیده‏بان باش، تا اینکه او را از روی میل و رغبتِ مردم، در روی زمین سکونت دهی و زمانی دراز او را بر روی زمین بهره‏مند سازی.»(9)
 
در این دعای مشهور، اصلاً برای دیدن حضرت دعا نمی‌کنیم، برای سلامتی حضرت دعا می‌کنیم. دعا می‌کنیم حضرت سلامت باشند، تا اینکه فرج ایشان برسد و از حکومتشان بهره‌مند گردند. این اوج یک خلوص عاشقانه و عارفانه است، که دیگر خود را در نظر نمی‌گیرد و تنها محبوب خود را مد نظر قرار می‌دهد.
در دعای عهد هم، دیدار حضرت مسألۀ اصلی نیست
 
در دعای عهد هم، که مستحب است هر روز صبح خوانده شود و حضرت امام(ره) معتقد بودند خواندن آن در سرنوشت انسان تأثیر دارد،(10) قبل از اینکه تقاضای دیدار کند و صدا بزند: «اَللّهُمَّ اَرِنی الطَّلْعَةَ الرَّشیدَةَ؛ خدایا! آن صورت زیبا را به من نشان بده.» (11) بلافاصله قبلش دعا کرده: «اَللّهُمَّ اِنْ حالَ بَینی‏ وَ بَینَهُ الْمَوْتُ … فَاَخْرِجْنی‏ مِنْ قَبْری‏ مُؤْتَزِراً کفَنی‏، شاهِراً سَیفی‏، مُجَرِّداً قَناتی؛‏ که معنای اجمالی آن این است: خدایا! اگر هم مُردم، من را زنده کن تا پای رکابش پیکار کنم.»
 
یعنی آن چیزی که برای من مهم است، رکاب حضرت است، حکومت حضرت است، حاکمیت حق است. همین معنا در بخش‌های دیگر دعای عهد و همچنین دعاهای دیگر مربوط به آن حضرت کاملاً مشهود است.
 
ــــــــــــــــــــــــــ
 
(1) غررالحکم، حدیث1129.
 
(2) امیرالمؤمنین علی(ع): «إِذَا زَادَ عِلْمُ الرَّجُلِ زَادَ أَدَبُهُ وَ تَضَاعَفَتْ‏ خَشْیَتُهُ‏ لِرَبِّهِ؛ چون دانش آدمى فزونى گیرد، ادبش افزون مى شود و ترسش از پروردگارش دو چندان مى گردد.» غرر الحکم، حدیث791. و نیز آن حضرت فرموده‌اند: «سَبَبُ الْخَشْیَةِ الْعِلْمُ؛ سبب ترس و خشیت[از خداوند] علم است.» همان، حدیث787.
 
(3) إِنَّما یَخْشَی اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماء. سوره فاطر، آیۀ 28.
 
(4) «إِلَی مَتَی أَحَارُ فِیکَ یَا مَوْلَایَ وَ إِلَی مَتَی وَ أَیَّ خِطَابٍ أَصِفُ فِیکَ وَ أَیَّ نَجْوَی عَزِیزٌ عَلَیَّ أَنْ أُجَابَ دُونَکَ وَ أُنَاغَی عَزِیزٌ عَلَیَّ أَنْ أَبْکِیَکَ وَ یَخْذُلَکَ الْوَرَی عَزِیزٌ عَلَیَّ أَنْ یَجْرِیَ عَلَیْکَ دُونَهُمْ مَا جَرَی هَلْ مِنْ مُعِینٍ فَأُطِیلَ مَعَهُ الْعَوِیلَ وَ الْبُکَاءَ …هَلْ قَذِیَتْ عَیْنٌ فَسَاعَدَتْهَا عَیْنِی عَلَی الْقَذَی …. مَتَی نَنْتَفِع‏ مِنْ عَذْبِ مَائِکَ فَقَدْ طَالَ الصَّدَی؛ تا کی سرگردان تو باشم ای مولای من؟ و تا کی و به چه زبانی وصف تو گویم و راز دل کنم؟ گران و ناگوار است بر من که پاسخ از دیگری جز تو بشنوم و گفتگو کنم، گران است بر من که بر تو بگریم ولی مردم تو را واگذارند … آیا کمک‏کاری هست که با او فریاد و گریه را طولانی کنم؟…. آیا چشمی هست که خار فراق در آن خلیده و گریان باشد تا چشم پرخار من نیز یاریش دهد؟ کی می‏شود که سیراب گردیم از آب وصل تو که تشنگی ما به درازا کشید؟» اقبال الاعمال سیدبن‌طاووس، ص298، همچنین: مفاتیح الجنان، دعای ندبه.
 
(5) در محضر بهجت، ج2، شماره267.
 
(6) همان، شماره276.
 
(7) همان، شماره26.
 
(8) اقبال الاعمال سیدبن‌طاووس، ص298، همچنین: مفاتیح الجنان، دعای ندبه.
 
(9) کافی، ج4، ص162.
 
(10) برداشت‌هایی از سیره امام خمینی، ج3، ص42. برای تفصیل مطلب نگاه کنید به پاورقی چاپ هشتم صفحه 179
 
(11) مفاتیح‌الجنان، دعای عهد. و نیز: مصباح کفعمی، ص550.

چرا باید عواطف دینی را رشد دهیم؟

آهنگ جدید

نگاهی به درماندگی آمریکا در سوریه/ چرا ترامپ فقط منتقد اوباما است نه مخالف اصول سیاست خارجه او!

نگاهی به درماندگی آمریکا در سوریه/ چرا ترامپ فقط منتقد اوباما است نه مخالف اصول سیاست خارجه او!

گروه بین الملل جهان نیوزـ در میان جامعه تحلیلی همچنان تلاش برای بدست آوردن چارچوب احتمالی سیاست خارجه دونالد ترامپ از میان اظهاراتش به نتیجه خاصی منتهی نشده است. البته این هم به دلیل این است که سخنان وی داری تناقض بوده و از چارچوب خاصی پیروی نمی کند. ترامپ نکته استراتژیکی در اظهاراتش بیان نمی کند که از اظهاراتش بتواند یک چارچوب کلی درآورد. اظهارات گاه تند و تیز وی درباره برخی پرونده های بین المللی تنها یک سخن عجولانه و هجومی محسوب می شود و یک چارچوب و استراتژی مشخص را دنبال نمی کند. همچنانکه وی اگر در یک پرونده بین المللی اظهاراتی تهاجمی بیان می کند درست در یک پرونده دیگر که حتی اهمیت بیشتری از آن دارد از یک سیاست منفعلانه حمایت می کند!

حتی شاید این سخن که سیاست خارجه وی اگر به کاخ سفید راه یابد تهاجمی خواهد بود نیز برآورد دقیقی نیست. زیرا ترامپ تقریبا در بسیاری از پرونده های مهم سیاست خارجه آمریکا همانند پرونده هسته ای ایران، کره شمالی و حتی چین بیان نکرده که اگر سیاست های اوباما را در اینباره قبول ندارد در عوض ان چه برنامه ای خواهد داشت؟ در همین اظهارات گاه تند و تهاجمی وی هیچ برنامه و اصول مشخصی دیده نمی شود الا مخالفت خوانی با اوباما.

اما یکی از پرونده های مهمی که هر کاندیدای ریاست جمهوری در آمریکا باید درباره آن سخن بگویید و اظهاراتش درباره این پرونده بخش زیادی از نوع سیاست خارجه آمریکا در قبال حتی خاورمیانه مشخص خواهد کرد، پرونده سوریه می باشد.

دونالد ترامپ نامزد احتمالی جمهوری خواهان در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا گفت اگر رئیس جمهور آمریکا شود تلاش خود را بر از بین بردن سازمان (تکفیری صهیونیستی) داعش متمرکز خواهد کرد و اقدام نظامی بر ضد بشار اسد رئیس جمهور سوریه انجام نخواهد داد.

ترامپ در مصاحبه ای که با شبکه «ام اس ان بی سی» آمریکا انجام داد، افزود: هیچ نیروی آمریکایی به عراق یا لیبی اعزام نخواهد کرد و در خارج از سوریه باقی خواهد ماند و به نفع یا بر ضد بشار اسد جنگ نخواهد کرد.

وی افزود: آمریکا مشکلات بزرگتری از مسئله بشار اسد دارد و ارتش آمریکا را برای نابودی داعش خواهد فرستاد.

وی همچنین از تصمیم آمریکا برای ورود به عراق در سال 2003 انتقاد و آن را تصمیمی «بد» توصیف کرد.

ترامپ همچنین با انتقاد از روش باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا که نیروهای آمریکایی را از عراق خارج کرد، این تصمیم را موجب ایجاد داعش دانست.

عدم دخالت نظامی علیه سوریه یعنی اذعان دوباره یکی از مهمترین چهره های آمریکایی برای اینکه آمریکا دیگر در موقعیت جنگی نمی تواند قرار بگیرد.

یکی از اصلی ترین پایه های سیاست خارجه اوباما در قبال سوریه و خاورمیانه نیز همین بود که هزینه بالای جنگ برای آمریکا دیگر صرفه نداشته و اوباما حتی به قیمت ناراضی شدن متحدینی همچون عربستان هیچگاه زیر بار دخالت نظامی در سوریه نرفت. به همین دلیل وقتی ترامپ هم نمی خواهد – بخوانید نمی تواند- از گزینه نظامی در مهمترین پرونده خاورمیانه استفاده کند، چارچوب سیاست خارجه وی بسیار شبیه اوباما خواهد شد با این تفاوت که لفاظی و اظهارات تند و تیزش بیشتر می باشد!

به تعبیر دیگر دونالد ترامپ تنها یک منتقد تبلیغاتی اوباما است نه حتی مخالف چارچوب حقیقی سیاست خارجه اوباما. ترامپ اظهاراتش بیش از هر کاندیدای دیگری در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا تبلیغاتی تر – توخالی تر-  است و بی جهت نیست که وی در میانه حتی رسانه های آمریکایی نیز یکی از پوپولیست ترین چهرهای خواهان ریاست جمهوری آمریکا در سالهای اخیر لقب گرفته است.

نگاهی به درماندگی آمریکا در سوریه/ چرا ترامپ فقط منتقد اوباما است نه مخالف اصول سیاست خارجه او!

گروه بین الملل جهان نیوزـ در میان جامعه تحلیلی همچنان تلاش برای بدست آوردن چارچوب احتمالی سیاست خارجه دونالد ترامپ از میان اظهاراتش به نتیجه خاصی منتهی نشده است. البته این هم به دلیل این است که سخنان وی داری تناقض بوده و از چارچوب خاصی پیروی نمی کند. ترامپ نکته استراتژیکی در اظهاراتش بیان نمی کند که از اظهاراتش بتواند یک چارچوب کلی درآورد. اظهارات گاه تند و تیز وی درباره برخی پرونده های بین المللی تنها یک سخن عجولانه و هجومی محسوب می شود و یک چارچوب و استراتژی مشخص را دنبال نمی کند. همچنانکه وی اگر در یک پرونده بین المللی اظهاراتی تهاجمی بیان می کند درست در یک پرونده دیگر که حتی اهمیت بیشتری از آن دارد از یک سیاست منفعلانه حمایت می کند!

حتی شاید این سخن که سیاست خارجه وی اگر به کاخ سفید راه یابد تهاجمی خواهد بود نیز برآورد دقیقی نیست. زیرا ترامپ تقریبا در بسیاری از پرونده های مهم سیاست خارجه آمریکا همانند پرونده هسته ای ایران، کره شمالی و حتی چین بیان نکرده که اگر سیاست های اوباما را در اینباره قبول ندارد در عوض ان چه برنامه ای خواهد داشت؟ در همین اظهارات گاه تند و تهاجمی وی هیچ برنامه و اصول مشخصی دیده نمی شود الا مخالفت خوانی با اوباما.

اما یکی از پرونده های مهمی که هر کاندیدای ریاست جمهوری در آمریکا باید درباره آن سخن بگویید و اظهاراتش درباره این پرونده بخش زیادی از نوع سیاست خارجه آمریکا در قبال حتی خاورمیانه مشخص خواهد کرد، پرونده سوریه می باشد.

دونالد ترامپ نامزد احتمالی جمهوری خواهان در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا گفت اگر رئیس جمهور آمریکا شود تلاش خود را بر از بین بردن سازمان (تکفیری صهیونیستی) داعش متمرکز خواهد کرد و اقدام نظامی بر ضد بشار اسد رئیس جمهور سوریه انجام نخواهد داد.

ترامپ در مصاحبه ای که با شبکه «ام اس ان بی سی» آمریکا انجام داد، افزود: هیچ نیروی آمریکایی به عراق یا لیبی اعزام نخواهد کرد و در خارج از سوریه باقی خواهد ماند و به نفع یا بر ضد بشار اسد جنگ نخواهد کرد.

وی افزود: آمریکا مشکلات بزرگتری از مسئله بشار اسد دارد و ارتش آمریکا را برای نابودی داعش خواهد فرستاد.

وی همچنین از تصمیم آمریکا برای ورود به عراق در سال 2003 انتقاد و آن را تصمیمی «بد» توصیف کرد.

ترامپ همچنین با انتقاد از روش باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا که نیروهای آمریکایی را از عراق خارج کرد، این تصمیم را موجب ایجاد داعش دانست.

عدم دخالت نظامی علیه سوریه یعنی اذعان دوباره یکی از مهمترین چهره های آمریکایی برای اینکه آمریکا دیگر در موقعیت جنگی نمی تواند قرار بگیرد.

یکی از اصلی ترین پایه های سیاست خارجه اوباما در قبال سوریه و خاورمیانه نیز همین بود که هزینه بالای جنگ برای آمریکا دیگر صرفه نداشته و اوباما حتی به قیمت ناراضی شدن متحدینی همچون عربستان هیچگاه زیر بار دخالت نظامی در سوریه نرفت. به همین دلیل وقتی ترامپ هم نمی خواهد – بخوانید نمی تواند- از گزینه نظامی در مهمترین پرونده خاورمیانه استفاده کند، چارچوب سیاست خارجه وی بسیار شبیه اوباما خواهد شد با این تفاوت که لفاظی و اظهارات تند و تیزش بیشتر می باشد!

به تعبیر دیگر دونالد ترامپ تنها یک منتقد تبلیغاتی اوباما است نه حتی مخالف چارچوب حقیقی سیاست خارجه اوباما. ترامپ اظهاراتش بیش از هر کاندیدای دیگری در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا تبلیغاتی تر – توخالی تر-  است و بی جهت نیست که وی در میانه حتی رسانه های آمریکایی نیز یکی از پوپولیست ترین چهرهای خواهان ریاست جمهوری آمریکا در سالهای اخیر لقب گرفته است.

نگاهی به درماندگی آمریکا در سوریه/ چرا ترامپ فقط منتقد اوباما است نه مخالف اصول سیاست خارجه او!

موزیک سرا

چرا رییس فدراسیون به دادسرا احضار شد

چرا رییس فدراسیون به دادسرا احضار شد

به گزارش جهان به نقل از ایسنا، مهدی تاج رییس فدراسیون فوتبال که مدتی است جانشین علی کفاشیان در راس فدراسیون فوتبال شده و همچنان ریاست سازمان لیگ فوتبال کشور را نیز بر عهده دارد، در پی شکایت مدیر یکی از شرکت‌های پیامکی فعال در فوتبال ایران برای ارائه برخی توضیحات در شعبه 2 دادسرای فرهنگ و رسانه حاضر شده است.

شاکی پرونده که رفیق قدیمی رییس فدراسیون فوتبال است و با تاسیس شرکت و یک سامانه پیامکی انحصارا با باشگاه‌های پرهوادار پرسپولیس، استقلال و تراکتور قرارداد همکاری امضا کرده و از طریق فعالیت‌های پیامکی از هواداران فوتبال کسب درآمد می‌کند، با ادعای انتقال مال غیر از سازمان لیگ فوتبال ایران شکایت کرده که در این راستا مهدی تاج به عنوان رییس سازمان لیگ برای توضیح درباره این قرارداد به دادسرا رفته است.

مهدی تاج با حضور در دادسرا اعلام کرد که تاریخ قرارداد سازمان لیگ با اپراتور رقیب شرکت مدعی مقدم بر تاریخ قرارداد این شرکت با سه باشگاه مذکور است و بر این اساس تخلفی در قرارداد سازمان لیگ رخ نداده است.

تاج همچنین با ارائه آیین‌نامه مالی سازمان لیگ اعلام کرده که باشگاه‌های فوتبال طبق آیین‌نامه به سازمان لیگ اجازه دادند که با انعقاد قرارداد با شرکت‌ها و اپراتورهای مختلف و کسب درآمد، زمینه جذب سرمایه را فراهم و به نسبت سهم باشگاه‌ها بین آن‌ها تقسیم کند.پس از اظهارات تاج دادسرا اعلام کرده که به زودی در این باره اعلام رای خواهد کرد

چرا رییس فدراسیون به دادسرا احضار شد

به گزارش جهان به نقل از ایسنا، مهدی تاج رییس فدراسیون فوتبال که مدتی است جانشین علی کفاشیان در راس فدراسیون فوتبال شده و همچنان ریاست سازمان لیگ فوتبال کشور را نیز بر عهده دارد، در پی شکایت مدیر یکی از شرکت‌های پیامکی فعال در فوتبال ایران برای ارائه برخی توضیحات در شعبه 2 دادسرای فرهنگ و رسانه حاضر شده است.

شاکی پرونده که رفیق قدیمی رییس فدراسیون فوتبال است و با تاسیس شرکت و یک سامانه پیامکی انحصارا با باشگاه‌های پرهوادار پرسپولیس، استقلال و تراکتور قرارداد همکاری امضا کرده و از طریق فعالیت‌های پیامکی از هواداران فوتبال کسب درآمد می‌کند، با ادعای انتقال مال غیر از سازمان لیگ فوتبال ایران شکایت کرده که در این راستا مهدی تاج به عنوان رییس سازمان لیگ برای توضیح درباره این قرارداد به دادسرا رفته است.

مهدی تاج با حضور در دادسرا اعلام کرد که تاریخ قرارداد سازمان لیگ با اپراتور رقیب شرکت مدعی مقدم بر تاریخ قرارداد این شرکت با سه باشگاه مذکور است و بر این اساس تخلفی در قرارداد سازمان لیگ رخ نداده است.

تاج همچنین با ارائه آیین‌نامه مالی سازمان لیگ اعلام کرده که باشگاه‌های فوتبال طبق آیین‌نامه به سازمان لیگ اجازه دادند که با انعقاد قرارداد با شرکت‌ها و اپراتورهای مختلف و کسب درآمد، زمینه جذب سرمایه را فراهم و به نسبت سهم باشگاه‌ها بین آن‌ها تقسیم کند.پس از اظهارات تاج دادسرا اعلام کرده که به زودی در این باره اعلام رای خواهد کرد

چرا رییس فدراسیون به دادسرا احضار شد

موزیک سرا